داکتر اشرف غنی
داکتر اشرف غنی

ساختن آینده افغانستان: دارایی‌های استراتژیک، زیربنا و مسیرهای سرمایه‌گذاری

ساختن آینده افغانستان: دارایی‌های استراتژیک، زیربنا و مسیرهای سرمایه‌گذاری

بیانیه در نشست سرمایه‌گذاری افغانستان و ترکیه در استانبول، ترکیه

نکات کلیدی:

  • بودجه و مصرف: بهبود مطالعات امکان‌سنجی، نظارت و هماهنگی برای استفاده مؤثر از وجوه مالی.
  • موقعیت استراتژیک: بهره‌گیری از افغانستان به عنوان مرکز ترانزیت منطقه‌ای (تاپی، راه‌آهن، بنادر و فایبر نوری).
  • آب و انرژی: مهار انرژی آبی، بادی و آفتابی؛ مدیریت سیلاب‌ها و خشکسالی‌ها.
  • زمین و زراعت: گسترش کشت، زنجیره‌های ارزش و خودکفایی در تولید مواد غذایی.
  • معادن و منابع طبیعی: توسعه معادن، سنگ مرمر، سنگ‌های قیمتی، نفت و گاز.
  • سرمایه و بخش خصوصی: تبدیل پول به سرمایه مولد؛ ترویج ایجاد و توسعه شرکت‌ها.
  • سرمایه انسانی و زیربنا: بسیج کردن جوانان؛ ایجاد مجموعه‌های (خوشه‌های) زیربنایی یکپارچه.
  • اصلاحات نهادی: ساده‌سازی تدارکات؛ تقویت حکومتداری و نظارت.
  • خودکفایی اقتصادی: ایجاد مراکز انرژی و ترانزیت؛ تقویت تجارت و همکاری‌های منطقه‌ای.
  • خطر (ریسک) و سرمایه‌گذاری: ارائه تضمین‌ها، بیمه و مشوق‌ها برای جذب سرمایه‌گذاران.

 

۲ جدی ۱۳۹۴ - ۲۳ دسمبر ۲۰۱۵

ترجمه

بسم الله الرحمن الرحیم

جلالتمآب وزیر، جلالتمآب رئیس صاحب جلسه

نخست سلام‌های گرم مردم افغانستان را قبول کنید. افغانستان این افتخار را داشت که اولین مملکت در دنیا بود که جمهوری ترکیه را به رسمیت شناخت. در آن دوران، تمام مردم افغانستان به صورت خودجوش اعانه جمع کردند تا در کنار عساکر ترکی - که آنان را برادر و هم‌دین خود می‌دانستند - ایستاد شوند.​

مناسبات ما طولانی، عمیق و وسیع است. من می‌خواهم در ابتدا از جلالتمآب اردوغان و جلالتمآب احمد داوود اوغلو و تمام دولت ترکیه برای کمک‌های فراوان‌شان بعد از تحول یازده سپتمبر ابراز امتنان کنم. ترکیه، دومین کشوری بود که قوماندانی قوای بین‌المللی را در افغانستان انجام داد. قوای ترکیه همیشه همراه ما ایستاد بودند و در سال گذشته باز هم ترکیه نقش کلیدی را در مأموریت حمایت قاطع ایفا کرد. من می‌خواهم از دولت ترکیه تشکر کنم که برای سال آینده باز هم به دوام حمایت مأموریت قاطع تعهد نشان دادند. در عرصه فرهنگ؛ ترکی، زبان سوم ماست چنانچه ازبکی و ترکمنی که به زبان ترکی ارتباط نزدیک دارد، در طول قرن‌ها زبان سوم و عمده مملکت ما بوده است. ما سر تمام زبان‌های ملی خود افتخار داریم و تقویت و توسعه آنها جزء پروگرام وسیع‌تر ماست.​

چون در بخش سیاست، امنیت و فرهنگ روابط ما بسیار عمیق است، من روی این بخش‌ها تمرکز نمی‌کنم. امشب، با اجازه‌تان سر بخش اقتصاد تمرکز می‌کنیم.۱

تمایل دارم پنج موضوع را خاطرنشان بسازم و سپس یک بحث آزاد را دنبال کنیم.​

نخست: افغانستان با یک مشکل بنیادی روبه‌رو است؛ ما قادر به مصرف پول نیستیم. در طول چهارده سال گذشته ما به هیچ وجه قادر نبوده‌ایم که بیشتر از ۴۰ فیصد بودجه خویش را به مصرف برسانیم. بنابراین اولین اولویت من به مصرف رساندن پول است. در عین حال مصرف پول به صورت درست، کار

آسانی نیست. یکصد کشور در دنیا وجود دارند که صرف نظر از مبلغ آن، قادر به مصرف پول نیستند. افغانستان یکی از همین کشورهاست. نخستین علتی که ما نمی‌توانیم پول را مصرف کنیم «نبود مطالعات امکان‌سنجی» است. نبود مطالعات امکان‌سنجی مانع عمده‌ای فراروی مصرف پول در کشور ماست.​

مسئله دوم این است که ما در تطبیق پروژه‌ها، از «تنظیمات اجرائیوی» برخوردار نمی‌باشیم. ده‌ها پروژه آغاز می‌گردند؛ اما نظارتی بر آنها صورت نمی‌گیرد، کار انجینیری آن به درستی انجام نمی‌شود و از دیزاین مطلوبی برخوردار نیستند.​

«عدم هماهنگی» لازم میان بخش دولتی و خصوصی، مسئله سوم است. من از بعضی کارهایی که شما انجام داده‌اید، خرسندم اما در عین حال تا زمانی که ما مشکل را تعریف نکنیم، قادر به حل آن نخواهیم بود.​

مسئله چهارم: ما دارای یک «رویکرد زیربنایی ملی» نبوده‌ایم. فعالیت‌های ما محدود به راه‌اندازی پروژه‌ها بوده است؛ در حالی که تنها راه‌اندازی پروژه‌ها، یکی پس از دیگری، باعث انکشاف نمی‌گردد؛ زیرا تنها روی پروژه تمرکز می‌شود و به نتایج پروژه که باید حاصل شود، توجهی صورت نمی‌گیرد. از آنجایی که ما با این مشکل مواجه هستیم، خواستم بحث را با این موضوع آغاز کنم و خواستار همکاری شما در این راستا شوم.​

قبل از توجه من روی این موضوع [رویکرد زیربنایی ملی]، تمام جهان به دنبال پول بود. از زمانی که من این پدیده را تعریف کردم، فکر می‌کنم توجه به سمت یک گفت‌وگوی سازنده معطوف شده است.​

موضوع دوم این است که دارایی‌های ما چیست؟ ما چه چیزهایی را در افغانستان در دسترس قرار می‌دهیم.​

نخستین دارایی ما موقعیت ماست. ما کوتاه‌ترین راه برای اتصال بخش‌های مختلف آسیا به همدیگر هستیم. موقعیت ما برای مدت دوصد سال، یک زیان بود؛ اما پیشتر از آن، موقعیت ما برای ۲۵۰۰ سال یک مزیت بود. موقعیت ما در بیست و پنج سال آینده به مزیت کلیدی ما مبدل خواهد شد. برای وضاحت بیشتر این موضوع از پروژه خط لوله گاز تاپی یادآوری می‌کنم. خط لوله گاز ترکمنستان - افغانستان - پاکستان - هندوستان [تاپی] اولین اشاره بر مزیت موقعیت جغرافیایی ماست. انرژی آسیای مرکزی نمی‌تواند به آسیای جنوبی منتقل شود، مگر این که از راه افغانستان عبور کند چرا که راه دیگری در اطراف آن وجود ندارد. اینجاست که روابط به حیث مزیت دیگر مطرح می‌شود.​

در سال ۱۸۹۸ (م.) امپراطوری روسیه تعرفه گمرکی وضع نمود و بر چرخه قدیمی نقطه پایان گذاشت.۱ سال ۱۹۲۸ (م.) اتحاد شوروی تحکیم یافت و سرنگونی شوروی سابق، افغانستان را یک بار دیگر به بخش مرکزی آسیای میانه مبدل ساخت. طی سه سال آینده ۷۰ فیصد واردات و صادرات ما از طریق کسپین صورت خواهد گرفت. بنابراین، اتصال با آذربایجان، ترکمنستان، ترکیه و گرجستان برای ما حایز اهمیت است. ما همچنین به چین و ایران متصل می‌شویم. ما به صورت فوق‌العاده‌ای در حال انکشاف به سمت آسیای مرکزی از طرف شمال کشور هستیم. شایان ذکر است که ما از طرف غرب نیز در حال انکشاف هستیم؛ منظورم بندر چابهار ایران است که با هندوستان ساخته می‌شود. ما از سمت شرق، دسترسی به چین را مساعد ساخته‌ایم. از طرف جنوب، پایپ‌لاین اولین نمونه اتصال است و به تعقیب آن یک پروژه بزرگ انتقال انرژی از قرغیزستان به تاجیکستان، افغانستان و پاکستان می‌باشد. در عین زمان، ما پروژه‌هایی را جهت انتقال پنجصد میگاوات انرژی از ترکمنستان در امتداد خط لوله گاز تاپی، آغاز نموده‌ایم. از این جهت موقعیت ما از اهمیت بالایی برخوردار است. اما ما به خاطر بهبود استفاده از موقعیت‌مان نیازمند چه چیزی هستیم؟ ما نیازمند زیربنا هستیم. بنابراین من به رویکرد زیربنایی‌مان در این راستا برمی‌گردم.

«آب»، دارایی دوم ما است. به استثنای چین، ما برای هر کدام از همسایه‌های‌مان سرچشمه آب فراهم می‌کنیم. تنها ظرفیت تولید انرژی آبی ما، ۲۳ هزار میگاوات می‌باشد. با در نظرداشت تجربه بالای شما در زمینه اعمار بندها، مهار آب برای ما حیاتی است. با افزایش هر درجه گرمایش زمین، هر قطره آب ما، مهم‌تر از هر قطره نفت یا گاز کشورهای همسایه ما خواهد گردید. ما تعادل محیط‌زیستی خویش را به صورت کلیدی حفظ می‌کنیم. ما هر ساله بر اثر سرازیر شدن سیلاب هشتصد میلیون الی یک میلیارد دالر ضرر می‌کنیم. از طرف دیگر، خشکسالی مشکل دیگری است که با آن مواجه هستیم. به خاطر این که قبلاً چرخه خشکسالی سی‌ساله بود؛ اما متأسفانه اکنون این چرخه به سه سال کاهش یافته است. بنابراین، مدیریت آب یک نکته کاملاً کلیدی می‌باشد .

از «زمین» می‌توان به حیث سومین دارایی عمده ما نام برد. ما یک کشور کوهستانی هستیم، اما تنها ۵.۱۲ فیصد آن زمین حاصلخیز است. با وجود تمام کمک‌های خارجی، ما در مقایسه با سال ۱۹۸۷ (م.) تنها سه چهارم زمین‌های‌مان را کشت می‌کنیم. ما سالانه به مبلغ ۴ میلیارد دالر مواد غذایی وارد می‌کنیم که یک رقم عجیب است! بنابراین یک مارکیت داخلی به صورت کامل وجود دارد و انکشاف زنجیره ارزش.​

 

زراعتی یک نکته کلیدی است – که تجربه ترکیه در این زمینه قابل توجه است. ۱۱۳ نوع انگور در کشور ما وجود دارد. ما از جمله بهترین انگورهای دنیا را تولید می‌کنیم، بهترین سیب و بسیاری از میوه‌های دیگر، اما تمام آنها فاسد می‌شوند. چرا که زیربناها به خاطر کارآفرینی در این عرصه انکشاف نیافته است.​

چهارمین دارایی ما «ثروت‌های معدنی» است. زمانی که من وزیر مالیه بودم، تمایل داشتم که یک سروی زمین‌شناسی انجام بدهم؛ اما یکایک دونرها در این زمینه با من مخالفت نشان دادند و از انجام این کار ابا ورزیدند. آنها می‌گفتند: «او دیوانه است. افغانستان پر از صخره است»! بنابراین من از بودجه عادی پول برداشتم و از سازمان زمین‌شناسی امریکا۱ دعوت به همکاری در این زمینه نمودم. ما از پول خودمان به آنها سی میلیون دالر پرداخت نمودیم. بعد از تکمیل مراحل ابتدایی سروی، همه (دونرها) خواستار مشارکت در تهیه پول شدند که بعدها ۲۰۰ الی ۳۰۰ میلیون دالر از این طریق فراهم گردید. یک سوم ثروت‌های معدنی ما سروی شده‌اند که ارزش آن تقریباً از یک الی سه تریلیون دالر تخمین می‌گردد. طی ده سال آینده، امکان این وجود دارد که ما در زمره‌ی بزرگ‌ترین تولیدکنندگان مس و آهن در دنیا قرار گیریم و همچنین نقش عمده‌ای را در بازار طلا ایفا کنیم. ما به اندازه کافی سنگ مرمر داریم، تقریباً شصت نوع است و مصرف تمام منطقه برای مدت چهارصد سال را کفایت می‌کند.​

ترکیه در قسمت سنگ‌های قیمتی تخصص دارد. [خطاب به تاجران ترکی:] شما طلا وارد می‌کنید و صادرات عمده جواهرات دارید. این موضوع برای ما اهمیت حیاتی داشته و از منظر سرمایه معدنی ما، حایز اهمیت است.​

نفت و گاز در مرحله اکتشافی آن قرار دارد. ما دارای (منابع) گاز هستیم. وزیر معادن و پترولیم ما آقای صبا این جا حضور دارد. سال آینده، ما قادر به تولید حداقل یکصد میگاوات انرژی از طریق گاز خواهیم بود. موجودیت گاز در سمت شمال افغانستان ثابت شده است. جنوب‌غرب افغانستان، ولایت هرات و ولایت هلمند که این روزها سرخط اخبار می‌باشد و همچنین پکتیکا در جنوب افغانستان به احتمال زیاد دارای ذخایر عمده گاز هستند. نفتی که ما استخراج می‌کنیم، توسط شوروی سابق استخراج می‌شد؛ شرکت چینایی در این زمینه فعال می‌باشد، و تصوری که از نفت وجود دارد امیدبخش است. در این عرصه‌ها ما ضرورت به اکتشاف داریم و ما از شما دعوت به همکاری می‌کنیم.​

اکنون به موضوع سرمایه‌گذاری برمی‌گردم.​

پنجمین دارایی عمده ما «پول» است، نه سرمایه. تفاوت عمده‌ای بین پول داشتن و سرمایه داشتن وجود دارد که شما [سرمایه‌گذاران تُرکی] با آن مواجه بوده‌اید. قبل از اصلاحات پانزده سال گذشته، پول زیادی در ترکیه موجود بود؛ اما میزان سرمایه در حد پایینی قرار داشت. یکی از تحولات بزرگی که در ترکیه در دهه گذشته رونما گردیده تبدیل پول به سرمایه و همچنین ایجاد یک بخش خصوصی رقابتی است که قادر به انجام این کار [تبدیل پول به سرمایه] باشد.

در مورد ترکیه این موضوع قابل توجه است که شما از یک نظام اقتصادی مبتنی بر حمایت۱ به یک نظام رقابتی تغییر جهت دادید و این یک نکته کلیدی است. از نقطه نظر رقابت و افراد، افغان‌ها فوق‌العاده هستند، ما مثل چینایی‌ها و امریکایی‌ها هستیم؛ اما وقتی صحبت از ایجاد شرکت‌ها می‌شود، (توانایی) رقابت ما، هزار بار پایین‌تر است؛ تأکید می‌کنم هزار بار پایین‌تر، نه هزار فیصد. دلیل آن موانع عمده‌ای است که فراراه بخش خصوصی وجود داشته‌اند. ما به خاطر تبدیل پول به سرمایه، به تجربه نهادی ترکیه در دو دهه گذشته و همچنین ایجاد اتصال با شرکت‌ها نیاز داریم.

می‌توان از «مردم» به عنوان دارایی دیگر ما یاد کرد. جاپان یک جامعه کهن‌سال است و به صورت فزاینده‌ای در حال مسن‌تر شدن است. فیصدی افراد بالای ٦٠ سال در کشور ما فوق‌العاده در سطح پایینی قرار دارد، ٦٠ فیصد نفوس کشور ما زیر سن ٢۵ سال هستند. ما دارای یک جمعیت جوان هستیم که به سرعت در حال تحصیل‌یافتگی است، اما این نفوس دارای مهارت نمی‌باشد. یعنی ما به «انکشاف مهارت‌ها» ضرورت داریم که در این عرصه ترکیه برای ما به حیث یک الگو است..​

در کنار انکشاف مهارت‌های جامعه جوان ما، «زیربناها» دارایی دیگر ما هستند. میدان‌های هوایی بخشی از این زیربناها را تشکیل می‌دهد. در این جا لازم می‌دانم تا از ناتو به خاطر سرمایه‌گذاری‌شان در این زمینه ابراز امتنان نمایم. ده‌ها میلیارد دالر در ۹ میدان هوایی به مصرف رسیده است. ما دارای مجموعه‌ای از میدان‌های هوایی هستیم و نخستین کاری که می‌خواهیم انجام بدهیم مبدل ساختن این میدان‌ها به زون‌های سرمایه‌گذاری اقتصادی می‌باشد. آقای سلطان‌زوی که در این جا حضور دارد، در رأس این پروسه می‌باشد. گروپ کورد۲ که شما با آن آشنایی دارید، در این راستا با ما همکار است. یافته‌های اولیه بسیار امیدبخش است. آنها به ویتنام رفتند و هفته گذشته به افغانستان آمدند و ما بعضی از میدان‌های هوایی‌مان را به آنها نشان می‌دهیم. آنها از تفاوت‌های زیربنایی که در افغانستان ایجاد شده، شگفت‌زده بودند، در حالی که ویتنام چنین زیربناهایی را ندارد. به طور مثال می‌توان از میدان.

هوایی نظامی کندهار یاد کرد که در یک محل آن، ده‌هزار قوای امریکایی مستقر شده بودند. در نتیجه شما هیچ گونه هزینه‌ای را به خاطر ایجاد تأسیسات متقبل نخواهید شد. ما دارای زیربناهایی مانند قابلیت‌های هوایی درجه اول، اسکان، انبار و موارد مرتبط با آن هستیم. ما همچنین دارای هزاران کیلومتر سرک هموار، تعمیرهای دولتی و... می‌باشیم.​

اکنون، ما چه اقداماتی در مورد زیربناها روی دست داریم؟ مزیتی که ما از لحاظ موقعیت داریم و همچنین ثروت‌های معدنی، آب و زمین ما که مورد استفاده مردم قرار می‌گیرد، موضوعات کلیدی هستند که با درنظرداشت آنها ما ملزم به طرح یک پلان زیربنایی خوب می‌باشیم. رویکرد ما جهت استفاده از زیربناها به صورت مجموعی می‌باشد. یعنی ما نمی‌خواهیم پروژه به پروژه یا دانه دانه کار کنیم. منظور من چیست؟ تاپی، خط لوله گاز است؛ اما ما پیش‌تر، با همکاران‌مان در ترکمنستان و دیروز با آذربایجان و پاکستان وارد مذاکره شده‌ایم تا درست در امتداد خط لوله تاپی، شبکه فایبر نوری را اعمار نماییم تا هند را از طریق زمین به اروپا وصل کند. شما و آذری‌ها بخشی از آن را اعمار کرده‌اید، بنابراین گزینه‌ای که وجود دارد، از یک سو «سیرود» است و از طرف دیگر ساحه ترانس سایبریان (در امتداد سایبریا) است که به طور همزمان ما را قادر می‌سازد تا نه تنها هند را بلکه در آینده چین، تاجیکستان و اوزبیکستان را نیز متصل سازیم.​

کار سومی که ما در امتداد خط لوله گاز تاپی و شبکه فایبر نوری انجام می‌دهیم، اعمار لین ۵۰۰ کیلوولت می‌باشد که برق را از ترکمنستان به پاکستان انتقال می‌دهد. این لین انتقالی بیست فیصد از نیازمندی پاکستان به انرژی را برآورده می‌سازد. ما چه می‌خواهیم و چرا من امروز در خدمت شما قرار دارم؟ ما یک خط ریل می‌خواهیم که از سرحد ما با ترکمنستان به سرحد ما با پاکستان امتداد یابد که با سیستم ریل ایران نیز وصل شود و متعاقباً در جهت شمال، به شمال افغانستان وصل می‌گردد. این خط به ما اجازه می‌دهد تا ترکمنستان را به تاجیکستان و به همین ترتیب به چین متصل سازیم.​

موضوع دیگری که به آن می‌پردازم مدیریت آب می‌باشد. ما پنج سیستم آبی داریم که در صدد انکشاف یکایک آنها هستیم. شما این کار را در شرق ترکیه با اعمار ۲۲ بند انجام دادید که برای ما به مثابه یک مادل یا نمونه می‌باشد. چه مشکلی وجود دارد؟ مسئله این است که اگر ما بند به بند اقدام کنیم، مدت زمان ۲۰ سال طول می‌کشد؛ در صورتی که اگر ما رویکرد مجموعی را به صورت همزمان اتخاذ کنیم، هزینه آماده‌سازی به مراتب کمتر خواهد بود و مردم نیز می‌توانند در این انکشاف سهیم شوند.​

علاوه بر ظرفیت آبی‌مان که به سمع و نظر شما رساندم، ما از ظرفیت قابل ملاحظه‌ای در تولید انرژی بادی و آفتابی نیز برخورداریم. در کشور ما ظرفیت انرژی با استفاده از باد ٦٣ هزار میگاوات تخمین می‌گردد که مقدار قابل توجهی است و حتی بیش‌تر از تمام ظرفیتی است که در هندوستان وجود دارد، روی هم رفته ظرفیت تولید انرژی از طریق آب، باد و آفتاب در کشور ما ٣١٦ هزار میگاوات می‌باشد. داکتر عثمانی وزیر انرژی و آب ما در این جا حضور دارد. همچنین تمایل دارم داکتر قیومی را خدمت شما معرفی کنم. ایشان تا چند ماه پیش رئیس پوهنتون سن‌خوزه (ایالات متحده امریکا) بود. [از روی مزاح:] مشکل ایشان این بود که هم‌اتاقی من در زمان پوهنتون بود و با تحمیل من، اکنون ایشان به کشور برگشته است. ایشان که بخش زیربنایی ما را رهبری می‌کند، دارای شش درجه تحصیلی عالی هستند و تعدادی از پوهنتون‌ها به شمول پوهنتون انجینری رولا در میسوری را نیز رهبری نموده است. بنابراین، ما از نقطه‌نظر سرمایه انسانی کاملاً مجهز هستیم.

اگر ما به زیربناهای‌مان به صورت مجموعه نظر اندازیم، ما را قادر خواهد ساخت که به یکی از بزرگ‌ترین مشکلات‌مان رسیدگی کنیم. مسئله نخست، محدود گردیدن مصارف است که در این زمینه صحبت نمودم. اگر قابلیت و توانایی مصرف نمودن پول وجود نداشته باشد، پول بیش‌تری حاصل نخواهد شد. ما در کنفرانس بروکسل در ماه اکتوبر سال ٢٠١٦ اشتراک خواهیم نمود. ما مجبور خواهیم بود که بین سال‌های ٢٠١٦ الی ٢٠٢٤ میلیاردها (افغانی) بیشتر حاصل کنیم. بنابراین ما باید پول موجود را استفاده کنیم که کاملاً متعهد به انجام آن هستیم، زیرا باعث ایجاد اعتبار می‌گردد. من به صورت خاص مشارکت بین شرکت‌های ترکی، آذری و افغانی را در تصدی‌های دولتی پیشنهاد می‌کنم که ما را در نتیجه قادر خواهد ساخت مشکل را به صورت منسجم حل نماییم.

تدارکات، یک مانع بزرگ است. ریاست جلسات کمیسیون تدارکات ملی را شخص خودم بر عهده دارم. ما قوانین دست‌وپاگیر را کاهش خواهیم داد. من یک بار قانون تدارکات را تعدیل کرده‌ام. در جریان ١٤ روز آینده که پارلمان ما به رخصتی‌های زمستانی می‌رود و از آنجایی که اکنون پروژه‌ها با یک الی یک و نیم سال تأخیر مواجه می‌شوند، من می‌خواهم قانون تدارکات را در مفاهمه با همکاران بین‌المللی یک بار دیگر تعدیل کنم و ما مصمم هستیم که این قوانین را کاهش دهیم.

مسئله مهم دیگر توازن بین واردات و صادرات ماست. تا زمانی که این عدم توازن بین صادرات و واردات ما وجود داشته باشد، ما نیازی به وحشت‌افکنی برای تخریب آینده‌مان نداریم. بنابراین مصمم هستم که افغانستان طی چهار سال در تولید مواد غذایی خودکفا شود و ما از یک واردکننده به صادرکننده مبدل شویم و البته به معیارهای لازم در این راستا دست یابیم.

مسئله سوم عبارت از کسب درآمد است. هیچ کشوری در دنیا وجود ندارد که از طریق کمک‌های خارجی از فقر به رفاه رسیده باشد. این امر تنها از طریق همکاری منطقه‌ای و انکشاف اقتصادی امکان‌پذیر می‌باشد، بنابراین بزرگ‌ترین منبع عایداتی ما ترانزیت و خدمات خواهد بود. ما می‌خواهیم که به مرکز تبادله انرژی در منطقه مبدل شویم. ظرفیت قابل ملاحظه‌ای بین آسیای مرکزی و آسیای جنوبی وجود دارد. پاکستان با رکود مواجه است؛ در این زمینه برای شما مثالی می‌آورم. فیصل‌آباد، یک مرکز بافندگی پاکستان است. این شهر سه سال پیش صادراتی معادل ١٠ میلیارد داشت. اگر (پاکستانی‌ها) انرژی قابل اتکا می‌داشتند، صادرات آنها به ١٠٠ میلیارد افزایش می‌یافت؛ اما برعکس، آنها سال گذشته به دلیل کاهش میزان انرژی برق ٤ میلیارد ضرر کردند. ترکیه روابط خوبی با پاکستان دارد، آنان دوستان استراتیژیک بوده‌اند، این مسئله تجارت انرژی را امکان‌پذیر می‌سازد. به عبارت دیگر، ما انرژی تولید می‌کنیم و دیگران آن را به مصرف می‌رسانند.

درباره سیستم‌های انتقال انرژی ما به دیگران، باید متذکر شوم که اگر شما برق را از قرغیزستان بیاورید، یقیناً دریای کابل و دریای هلمند گزینه‌های مناسب‌تری هستند تا این برق را تولید کنند، چرا که مسافه آن به صورت قابل ملاحظه‌ای کوتاه خواهد شد.

مبدل شدن به مرکز انرژی و همچنین مرکز ترانزیتی به خاطر افزایش ترانسپورت، برای ما بسیار مهم است. زمانی که ما سیستم ریل داشته باشیم، حجم تجارتی قابل ایجاد چشمگیر است، که به تعقیب آن روابط مردم با مردم نیز ایجاد می‌گردد. در نتیجه، همکاری منطقه‌ای یک نکته حیاتی است. ما می‌خواهیم سیستم خود را مطابق با منطقه‌مان شکل دهیم. در ماه مارچ، ریل ترکمن به سرحد شمالی ما که بندری تحت نام «آقینه» است، خواهد رسید.

همان‌طور که به سمع و نظر شما رساندم، ما در صدد مبدل ساختن میدان‌های هوایی‌مان به زون‌های اقتصادی خاص هستیم. علاوه بر این، ما در نظر داریم که سرحدهای خشک خویش را نیز به زون‌های اقتصادی تبدیل کنیم.

سوالی که شاید در ذهن شما خطور کند این است که آیا سی میلیون نفوسی که ٣٦ فیصد آن زیر خط فقر زندگی می‌کنند، قدرت خرید دارند؟ آنچه می‌خواهم توجه شما را به آن جلب کنم، یک مزیت برجسته است. تعرفه صادرات ما به چین و هند به ترتیب صفر فیصد و ٠.٢ فیصد می‌باشد. ما رژیمی فوق‌العاده سهل با اروپا داریم که در محدوده صفر الی ١ فیصد می‌باشد. در مقایسه با ترکیه و به حیث یکی از کشورهای کمتر انکشاف‌یافته، ما مزایایی برای صادرات داریم که ترکیه با درنظرداشت برخورداری از عایدات متوسط و در صدد قرارگیری در جمع ده اقتصاد برتر دنیا، ندارد.

اکنون می‌خواهم موضوع کلیدی یعنی «خطراتی» که احتمالاً ذهن هر کدام از شما را مغشوش ساخته، مطرح نمایم. بخش خصوصی واهمه‌ای از خطرات ندارد به شرطی که «سیستم مدیریت خطرات» وجود داشته باشد. آنچه افغانستان با نبود آن مواجه بوده ــ به استثنای سرمایه‌گذاران امریکایی ــ رژیم بیمه یا تضمین می‌باشد. زمانی که من وزیر مالیه بودم، رئیس‌جمهور بوش را ترغیب کردم که «نهاد سرمایه‌گذاری خصوصی خارجی» را به افغانستان بیاورد که در نتیجه آن شرکت‌های امریکایی در افغانستان تضمین می‌شدند، اما در این میان سرمایه‌گذاری‌های ترکی و افغانی تضمین نمی‌شوند. آنچه ما به شما پیشنهاد می‌کنیم، انکشاف یک «ابزار تضمین خطر» است. ما این کار را با آژانس چندجانبه تضمین سرمایه‌گذاری از طریق بانک جهانی انجام می‌دهیم. ما تضمین خطرات سیاسی را توسط بانک جهانی و خطرات اقتصادی را از طریق این آژانس و همچنین بانک انکشافی آسیا انجام می‌دهیم، اما با این حال ما خواهان برقراری گفت‌وگو با شرکت‌های بیمه جهانی هستیم. فکر می‌کنم ما باید مستقیماً به خطرات رسیدگی کنیم وگرنه گفت‌وگوی ما تنها در مرحله قرارداد باقی خواهد ماند. بنابراین، از نقطه‌نظر شرکت‌های ترکی که در افغانستان فعالیت داشته‌اند، ما از شما دعوت به عمل می‌آوریم که سلسله خطراتی که با آن مواجه هستیم را به صورت کمّی بررسی نموده و ابزار مدیریت خطرات را یکجا با همدیگر توسعه دهیم تا ما را قادر سازد چارچوبی را برای همکاری میان‌مدت و درازمدت ایجاد کنیم. به طور مثال اگر ما از شما بخواهیم که برای ما ریل ایجاد کنید، یا در زمینه‌های ساخت و بهره‌برداری یا بخشی از انرژی فعالیت کنید، اینها تعهداتی هستند که تحقق آنها در ظرف دو سال امکان‌پذیر نبوده و نیازمند یک «افق زمانی» می‌باشد. ما می‌خواهیم با خطرات و تهدید امنیتی مستقیماً مبارزه کنیم و جهت تحقق این هدف به ابزارهای مورد نیاز دسترسی داشته باشیم.

موضوع اخیر که می‌خواهم در مورد آن صحبت کنم، «سرمایه‌گذاری» می‌باشد. در جریان تحولات، سرمایه‌گذاری‌های بخش خصوصی نقش مهم و حساسی را ایفا می‌کند. نکته غم‌انگیز در مورد افغانستان این است که ما یک کشور بسیار ثروتمند با مردمان فقیر هستیم. ثروت طبیعی ما از جنبه‌های مختلف عالی هستند، اما ما ترتیبات نهادی جهت توسعه این سرمایه پنهان در راستای رسیدن به رفاه واقعی را نداشته‌ایم. به همین دلیل ما می‌خواهیم در مورد سرمایه‌گذاری‌های گوناگون بحث کنیم که یکی از نخستین بخش‌های آن انرژی برق است؛ زیرا تقاضا برای انرژی برق در آسیای جنوبی زیاد است.

طوری که پیش‌تر گفتم پیشنهاد من در اینجا رویکردی است که دولت ترکیه درباره ترکیه شرقی اتخاذ نمود، ساختن سیستم نه ساختن بند در زمان مشخص. به طور مثال دریای کابل ظرفیت تولید ٣٥٠٠ الی ٥٠٠٠ میگاواط برق را داراست پس بیایید که با یک هدف آن را بسازیم. ما بعداً می‌توانیم با تولیدکنندگان کلیدی توربین و ترانسفارمر و دیگران چانه بزنیم؛ ولی بخشی از آن، به کارهای ساده ساختمانی مرتبط می‌شود؛ این همان جایی است که امکان‌سنجی مطرح می‌گردد. ما از کمپنی‌های ترکی امکان‌سنجی می‌خواهیم. ما می‌توانیم مشارکت درستی را رشد دهیم و می‌توانیم از لحاظ مالی با هم همکاری کنیم، و به صورت مشابه در خط‌آهن، انتقالات، یا هر چیز دیگر مطابق به زیربناها.

بخش دوم معدن است. ثروت معدنی ضرورت به توسعه دارد. ما بعضی از بهترین مواد ساختمانی روی زمین را دارا هستیم؛ اما واردکننده سمنت هم هستیم! در هر بعد صنعت ساختمانی که شما آن را به خوبی انجام داده‌اید، ما از شما دعوت می‌کنیم تا با ما یکجا شوید.

بخش سوم و چهارم به ترتیب زراعت و خدمات مالی می‌باشند. فاجعه دیگری که دامن‌گیر آن هستیم این است که ما دارای سه میلیارد دالر در سیستم بانکی خویش هستیم؛ اما به علت نبود تضمین، قادر به قرض دادن آن نیستیم. بنابراین شاید شما بتوانید از بانک‌های ما، منابع مالی خویش را تأمین کنید به خاطر این که آنها به سیستم حقوق مالکیت نظر می‌اندازند. نکته دیگر این که تغییراتی که ما ایجاد کردیم، به خاطر قادر ساختن بانک‌ها در قرضه‌دادن به شرکت‌های افغان کافی نبوده است اما شاید آنها به آسانی بتوانند به شرکت‌های ترکی قرض بدهند.

قبل از این که در مورد خدمات مالی صحبت کنم، اجازه بدهید در مورد آقای اجمل احمدی به شما معلومات بدهم. آقای احمدی تا دو ماه پیش مسوول صندوق‌های تأمینی و بررسی بانک‌های مرکزی بود. ایشان از چانس بد با من مواجه شد. او دارای دو مدرک عالی از پوهنتون هاروارد و دیگر مدارک می‌باشد. جای خوشحالی است که ایشان هم به کشورش بازگشته است. آقای احمدی با در نظر داشت سیستم‌های جهانی، سیستم تضمین خطر را ترتیب خواهد نمود. از آنجایی که آقای احمدی وظیفه بررسی بانک‌های مرکزی بعد از بحران مالی سال ٢٠٠٨ (م.) را داشته، ایشان از تجربه و دانش خوبی در سکتور بانکی برخوردار می‌باشد.

اجازه بدهید تیم‌مان را خدمت شما معرفی کنم و بعد از آن می‌توانیم نتیجه‌گیری کنیم. وزیر خارجه ما آقای ربانی که از ترکیه شناخت خوبی دارند؛ زیرا ایشان در ترکیه به عنوان سفیر افغانستان ایفای وظیفه نموده است. وزیر مالیه ما آقای حکیمی؛ ایشان در کشورهای جاپان، چین و ایالات متحده به عنوان سفیر افغانستان کار کرده است. داکتر قیومی که خدمت شما معرفی کرده‌ام. داکتر صبا وزیر معدن و پترولیم ما هست، ایشان مدرک پی.ایچ.دی در این زمینه دارد و یک والی موفق در یکی از ولایت‌های رونق‌یافته افغانستان یعنی هرات بوده است. آقای بلیغ وزیر فواید عامه که یک انجنیر است. داکتر عثمانی وزیر انرژی ما هست. در مورد آقای سلطانزوی با شما صحبت کرده‌ام. و همچنین آقای کاکر، معاون شورای امنیت است که در این جا حضور دارد.

دلیلی که من دقیقاً بعد از امضای پروژه تاپی و کنفرانس قلب آسیا به این جا آمده‌ام، این است که همکاری اقتصادی در حرکت رو به جلو است و از طرف دیگر امیدوار هستیم که پروسه صلح در جریان زمستان امسال به جریان بیفتد. جا دارد از رئیس‌جمهور اردوغان به خاطر تدویر کنفرانس قلب آسیا ــ پروسه استانبول ابراز امتنان نمایم. ایشان جلسه اول را آغاز کرد به همین دلیل کنفرانس قلب آسیا، پروسه استانبول نامیده می‌شود.

زمستان برای ما فرصتی است که در راستای ایجاد یک مشارکت توانمند و میکانیزم هماهنگی، با هم یکجا کار کنیم. وزرا قادر خواهند بود که در این مورد با شما بیشتر صحبت کنند، اما در صورتی که می‌خواهید موضوع را تعقیب کنیم، ما مسرور می‌شویم که از طریق ویدیوکنفرانس یا ملاقات‌های خاص با گروپ شما، این موضوع را بیشتر تعقیب کنیم.

یک بار دیگر از سازمان شما قدردانی می‌کنم، شما گفت‌وگوهای دوامداری با امریکا، جرمنی، چین، جاپان، ترکیه، روسیه و دیگران داشته‌اید. امیدوار هستیم که افغانستان بخشی از پروسه‌های همکاری موفقی شود که شما آغاز کرده‌اید. تشکر.