رهبری تحولآفرین و صلح پایدار در افغانستان و آسیای جنوبی
سخنرانی و مصاحبه در انستیتوت پالیسی آسیا سوسایتی، ایالات متحده آمریک
نکات اساسی:
- امنیت و دفاع: تقویت نیروهای افغان جهت حفاظت از کشور و حفظ ثبات.
- تسویه سیاسی: اشتراک در گفتگو با طالبان و کشورهای همسایه برای صلح پایدار.
- اصلاح حکومتداری: تطبیق اقدامات ضد فساد و اطمینان از پاسخگویی در تمام سطوح.
- توانمندسازی جوانان: سپردن نقشهای رهبری و تصمیمگیری به نسل جدید.
- حقوق زنان: ترویج شمولیت زنان در حکومت، نیروی کار و جامعه مدنی.
- اتصال منطقهای: ایجاد پیوندهای اقتصادی و زیربنایی برای افزایش رفاه و همکاری.
- مبارزه با تروریزم: پیکار با تروریزم و جرایم فراملی از طریق تلاشهای هماهنگ.
- گفتگوی تمدنها: ترویج فرهنگ، دانش و تعامل برای تقویت جامعه.
٢٩ سنبله ١٣٩٦ | ایالات متحده امریکا
ترجمه
بیانیه رئیسجمهور:
بسم الله الرحمن الرحیم.
صدراعظم راد٢، آقای فرید زکریا، دوستان، همکاران، خانمها و آقایان محترم!
اجازه بدهید صحبتم را با ادای احترام به نیروهای امنیتیمان و نظامیان زن و مرد کشورهای متحدمان به طور اخص ایالات متحده امریکا و البته استرالیا ــ که در یک موزیم در سیدنی یاد سربازان شجاع و افسرانی که دوشادوش ما جنگیدند را گرامی میدارد ــ آغاز کنم.
بیش از یک میلیون مرد و زن نظامی امریکایی یکجا با ما جنگیده و با ما زندگی کردهاند. وقتی آنان را میبینم که میگویند قلبشان را در افغانستان رها کردهاند، احساس خوشحالی فوقالعادهای به من دست میدهد؛ این یک احترام فوقالعاده به مردم ما است، زیرا این استقبال بینظیری است که سبب همسویی مردم افغانستان با جامعه بینالمللی شده است.
ما در یک زمانهی تغییر قرار داریم، یک تغییر اساسی در شرایط. ما دو راه برای یک گفتوگو داریم؛ نخست این که به گذشته تکیه کنیم و دیگری این که امروز و این فرصت را مدنظر گرفته و واقعاً روی دورنمای آینده تمرکز کنیم.
روی گذشته مختصراً صحبت میکنم. زمانی که به عنوان رئیسجمهور افغانستان سوگند یاد کردم، ما با یک ابهام بنیادی همزمان با شرایطی طاقتفرسا مواجه بودیم. رئیسجمهور اوباما آشکارا اعلام کرد که نیروهای امریکایی به ٦٠٠ سرباز کاهش خواهد یافت و خروج سربازان همان طور که ما میخواستیم به سرعت انجام میشد. من به عنوان رئیس روند انتقال مسئولیتهای امنیتی، مصمم بودم که روند انتقال امنیتی را به پایان برسانم و این کار را در وقت معین آن، یعنی سی و یکم دسمبر سال ٢٠١٤ به انجام رساندیم.
نخستین تلاش ما در آن زمان مطرح ساختن موضوع صلح بود؛ صلح برای ما به معنی یک پروسه مضاعف بود. در وهله نخست، نکته اساسی در برقراری ثبات و به تعقیب آن رفاه در آسیای جنوبی و آسیای میانه، صلح بین دولت افغانستان و دولت پاکستان بود؛ بنابراین، ما روی ایجاد حکومت وحدت ملی با داکتر عبدالله و همکارانم به توافق رسیدیم. اما متأسفانه، تلاشهای ما در راستای صلح در دو و نیم سال گذشته مثمرِ ثمر نبوده است. به جای آن، ما مجبور بودیم، بجنگیم. امیدوارم این موضوع روشن شود که نیروهای دفاعی و امنیتی افغانستان با عزم و اراده، با شجاعت و سربلندی مبارزه کردهاند.
اجازه بدهید که خاطرنشان کنم که چگونه بعضی از نیروهای ما کارهای فوقالعادهای انجام میدهند. در سی و یکم ماه می امسال (٢٠١٧) پنج پولیس افغان در یک ساحه دیپلوماتیک شهر کابل یک تانکر مملو از مواد انفجاری را مشاهده کردند که به طرف سفارت آلمان در حرکت بود. مسئله، تصمیمگیری در همان لحظه بود. آنها تصمیم گرفتند که جانشان را فدا کنند. آنان موجب شدند که تانکر قبل از هدف قرار دادن سفارت آلمان، خود انفجار کند. اگر تانکر، سفارت آلمان و سفارتهای اطراف آن را هدف قرار میداد، شاید نام کابل با یک برتری تأسفبار در کتاب رکوردهای جهانی گینس، به عنوان کشتارگاه دیپلوماتان و شخصیتهای بینالمللی، ثبت میگردید. این مردان تردیدی به خود راه ندادند. این قبیل داستانها هر روز در کشور ما به کرات اتفاق میافتد.
ما به سختی جنگیدیم؛ زیرا مجبور بودیم. اما این فوقالعاده است که ما حتی در زمان جنگ هم توانستیم اصلاحات قابل ملاحظهای را به میان آوریم. اصلاح وزارت دفاع، در نتیجه احترام به ابتکار همکارانم به خصوص آقای اتمر، همکارم و مشاور شورای امنیت ملی، و دیگر همکارانم میباشد. آنان میخواهند با کار گستردهشان اطمینان بدهند. یکی از موفقترین گذارهای نسلی در تاریخ و نیروهای امنیتی در حال صورت پذیرفتن است. وزیر دفاع ما کمتر از چهل سال سن دارد؛ علاوه بر آن، وی هیچ سهمی در منازعات نسلی سالهای ١٩٧٠، ١٩٨٠ و ١٩٩٠ ندارد. این تحول نسلی، هم در عرصه ملکی و هم در سکتور امنیتی افغانستان صورت میگیرد، که یک امر بسیار برجسته است.
در مورد اخبار میگویم؛ زیرا همیشه سوالی که پرسیده میشود این است که چند فیصد (از قلمرو کشور) تحت کنترول کیست و از این قبیل موضوعات. آنچه میخواهم در این معادله بیان کنم، ساده است. اردوی افغانستان قادر بوده که هر ولسوالی را در عرض چند روز تصرف کند. مشکل ما، نگهداری ساحات تصرفشده است؛ زیرا اصلاحات در پولیس به صورت متداوم صورت نگرفته است و در نتیجه پولیس این ظرفیت را ندارد. اما، این امر در حال تغییر است و ما قادر خواهیم بود با امیدواری که حرکت کنیم.
به زمان حال میپردازم، اما پیش از صحبت در این باره، ویژگیهای حاکم بر زمان حاضر است. پدیدهای است که من آن را «موج پنجم خشونت سیاسی» مینامم. تروریزم پدیده جدیدی نیست، آقای زکریا در مورد آن زیاد نوشتهاند و به نظر میرسد، ایشان در این مورد بهتر میدانند. ما در موج پنجم خشونت قرار داریم که با آنارشیزم [موج اول خشونت] آغاز گردیده است. آنچه در این موج، جدید میباشد، این است که امواج قبلی مبتنی بر اجتماعات مخفیانه شبکههای رودررو بوده، اما این موج مبتنی بر شبکههای ناشناخته رو به فیسبوک میباشد. این موج ترکیب فوقالعادهای از شبکههای فرامرزی، سازمانهای جنایتکار فرامرزی و حلقات امنیت سایبری فرامرزی هستند.
آنچه را باید مدنظر بگیریم این است که امواج قبلی، گذرا بودند، اما موج پنجم یک پدیده یا چالش یک یا دو ساله نه، بلکه احتمالاً چالشی برای یک دهه یا دو دهه خواهد بود. سیاست و انسجام بینالمللی برای مبارزه با این موج، نیاز به یک دیدگاه متفاوت دارد، و امیدوارم که بتوانیم در مقابل این چالش بایستیم.
در مورد اجزای دیگر امنیت منطقهای و داخلی؛ در این زمینه تمایل دارم که از اعلام استراتیژی اداره ترامپ برای آسیای جنوبی، استقبال کنم. نخست، موضوع شمار نیروها را واضح میسازم. افزایش شمار نیروها محدود است. دوم، میخواهم به هر پدر و مادر نیروهای امریکایی اطمینان بدهم که فرزندانشان درگیر جنگ نخواهند بود. انتقال امنیتی برگشتناپذیر است. افزایش نیرو در محدوده و تفاهمات صورت گرفته در موافقتنامه امنیتی دوجانبه (افغانستان و ایالات متحده) و موافقتنامه همکاری استراتیژیک است.
آنچه در این استراتیژی جدید است، آوردن تمامی افزار قدرت امریکایی به معادله است. تمایزی که در آن وجود دارد، تلفیق دیپلوماسی و همکاری اقتصادی است. به همین دلیل، آغاز آن با یک گفتوگوی همهجانبه بین افغانستان و پاکستان از یک سو، و گفتوگوهای چهارجانبه بین افغانستان، پاکستان، ایالات متحده و چین، از سوی دیگر، همراه است.
این یک فرصت بینظیر برای رهبری پاکستان است که با این اراده که گذشته را تکرار نه، بلکه بر آن غالب شویم، با ما میراث گذشته را مورد بحث قرار دهد. مصون ساختن آینده آسیای جنوبی، بینهایت مهم است، زیرا دهها میلیون تن که امروز در فقر زندگی میکنند، در نتیجهی یک تفاهم مشترک مسیرشان به سوی رفاه را مشاهده خواهند کرد.
همان طور که آقای راد [کوین راد، رئیس استرالیاییتبار آسیا سوسایتی] به نقش «آسیا سوسایتی» در این راستا اشاره کردند، ما به آسیا به مثابه قلب میبینیم و بودن در «قلب آسیا» معنی سادهای را افاده میکند: اقتصاد قارهیی آسیا تحقق نخواهد یافت، مگر این که وضعیت افغانستان بهبود یابد. افغانستان، کوتاهترین راه برای رسیدن به بخشهای مختلف قاره آسیا میباشد و آنچه بر آن تمرکز کردهایم، یک تفاوت قابل ملاحظه است؛ تمامی کشورهای همسایه دور و نزدیک افغانستان، به استثنای پاکستان، شامل یک گفتوگوی فشرده و مثمرثمر گردیدهاند. این گفتوگو با درنظرداشت استراتیژی ایالات متحده تشدید خواهد یافت و ما قادر خواهیم بود رو به جلو حرکت کنیم.
هدف فراگیر این استراتیژی پیشکش نمودن یک توافق سیاسی به مردم و حکومت افغانستان میباشد. این توافق سیاسی دارای دو بخش است؛ نخست، تفاهم دولت با دولت با تقدم بر روابط دولت با دولت و در مغایرت با اتکا بر عوامل غیر دولتی به خصوص عوامل غیر دولتی تبهکار؛ و دوم، پیشنهاد گفتوگوی سیاسی با طالبان است.
این موضوع باید به گروههای مختلف طالبان روشن گردد که آنها نمیتوانند در میدان نظامی به پیروزی برسند. اگر پیروزی آنها امکان میداشت، شاید طی سالهای گذشته که ما تحت محدودیتهای متعدد میجنگیدیم، صورت میگرفت. امروز، با حمایت و در روشنی حمایتی که برای ما مساعد گردیده، پیروزی نظامی آنان غیر ممکن است. دوم، آنها باید درک کنند که در حال از دست دادن مردم افغانستان هستند. هر عمل بیرحمانهای که انجام میشود، هر تخلفی که در قبال حقوق بشر صورت میگیرد، هر حملهای که بر مسجد، زیارت، قریه، شبکه زنان و غیره انجام میگیرد، منجر به بیگانگی بیشتر مردم میشود.
به هر حال، ما باید جامعهمان را برای برقراری صلح آماده بسازیم، زیرا صلح باید منتج به ثبات گردد. ما در جستوجوی هرگونه صلحی نه، بلکه صلحی که منجر به برقراری ثبات پایدار برای ما و منطقه گردد، هستیم. برای اطمینان از این که یک افغان میتواند یک استرالیایی را غلط اثبات کند، نظریاتم را تمام کرده و آقای فرید زکریا را دعوت به گفتوگو میکنم. [خنده و تشویق حضار]
بخش دوم ــ مصاحبه
فرید زکریا: توجه حضار را به گفتوگو جلب میکنم. در ابتدا از رئیسجمهور غنی سوالاتی خواهم پرسید و از ایشان خواهش میکنم که به سوالات پاسخ بدهد. موضوعاتی شبیه آنچه را که ایشان پیشتر (در سخنرانی) مطرح نمود، برای دهها میلیون تن که اکنون نظارهگر برنامه از پردههای تلویزیونشان هستند و از شنیدن بیانیه آقای غنی به عنوان یک سیاستمدار خوب مستفید نشدند، بیان خواهم کرد.
به نظر من، نکات عالی که شما بیان میکنید، ارزش تکرار دوباره، دوباره و دوباره را دارد؛ پس باید با خوشامدگویی به شما گفتوگو را آغاز کنم.
رئیسجمهور غنی: از بودن با شما خرسندم. تشکر به خاطر فعالیتتان در جهت گفتوگو و تعامل جهانی. شما صدای استدلال و تفاهم هستید، و از گفتوگو با شما خرسندم.
فرید زکریا: شما سعی میکنید من را نرم بسازید.
رئیسجمهور غنی: این کار هیچگاه روی شما تأثیری نداشته است. این حقیقت دارد. [خنده]
فرید زکریا: اجازه دهید با پرسیدن چند سوال شخصی از شما، آغاز کنم. شما یک شخصیت آموزشیافته اکادمیک هستید، در عرصه انکشاف در بانک جهانی فعالیت داشتید؛ و به عنوان یک دانشمند در ایالات متحده امریکا زندگی کردهاید. اکنون شما رئیسجمهور یکی از پردردسرترین کشورهای جنگزده در جهان با سیاست فوقالعاده پیچیده قومی، فساد، سیاست عرصه بینالمللیتان با ایالات متحده، روسیه و چین هستید. این گذار، تا چه اندازه دشوار بود؟
رئیسجمهور غنی: دشوار نبود، تقریباً غیرممکن بود. [خندهی حضار] نه! جدی میگویم.
در ابتدا باید بگویم که من یک رئیسجمهور غیر مترقبه هستم؛ زیرا زندگی من، آمادگی برای این کار بوده است. من ١٤ سال زندگیام را با مطالعهی ٦٠٠ سال گذشته تاریخ افغانستان سپری کردم. من در جریان انتقال مسئولیتهای امنیتی به تکتک ولایات افغانستان سفر کردهام. تاریخ، احساسات هر بخش و تنگناهای جامعه افغانستان را درک میکنم. من با کتابهای میهندوستانه بزرگ شدهام؛ با درکی از افغانستان به عنوان تمامیتی با تاریخ دو الی پنج هزارساله، جایی که اشعار مولانا هنوز هم سروده میشوند، جایی که دعوت به عمل خوشحال خان هنوز هم بر زبانها تکرار میشود، و جایی که صدای عدالتخواهی امیر علیشیر نوایی هنوز مرسوم است.
دوم، کشورم نیاز به نمایندگی دارد. (تجاربم در) بانک جهانی، پوهنتونهای جانز هاپکینز و برکلی و غیره مورد استفاده قرار گرفتند. ما همیشه با یک مشکل مواجه بودهایم؛ این که ما پیروز میدان جنگ بودهایم، اما نتوانستهایم در ساحه سیاست، از خود نمایندگی کنیم. اکنون، ما این توانایی را داریم؛ ما دارای یک نسل درست هستیم که متحد و توانا میباشد.
موضوع سوم، اصلاحات میباشد. من نظامی را به ارث بردهام که فساد در آن، «سیستم» بوده، بنابراین، مقابله با آن، بیان آن، تحرک و رسیدن به ریشه آن... مشکلات ما زنجیرهای بوده، و هنگامی که مشکلات به صورت زنجیرهیی باشد، ضعیفترین حلقهی زنجیر، حرکت شما را تعیین میکند؛ تسلسل باید رعایت میشد. اولویتبندیهای مشکلات بسیار خوب بوده است. آنچه بدان افتخار دارم، داشتن تیمی است که کار را برایم آسانتر ساخته است. تعامل و توانایی بحث (لازم است)، بنابراین ما مجمعهایی را ایجاد کردهایم که به نام «شورا» یاد میشوند؛ در آنها ما واقعاً بحث و هماهنگی میکنیم.
زمانی که به چهره سربازان جوان نگاه میکردم ــ من برای شما تصویر کوچکی در این باره ارائه میکنم تا فرصت برای سوالات دیگر فراهم شود ــ هر باری بود که قلبم میشکست. هر بار از قولاردوها دیدار میکردم، قد محصلین نظامی کوتاهتر از من بود که برخاسته از مشکل بازماندن از رشد، در کشور ماست. در دیداری که از شش قولاردو در ماه گذشته داشتم، برای اولین بار با سربازان خُردضابطی مواجه شدم که دارای قد بلندتر از من بودند. این یک گام مثبت به سوی آینده است. آنان تندرست هستند و این نمایان است. این به معنی به دست آوردن جهان برای آنانی است که صدایی ندارند، اکثریت مطلق افغانها که ٤٠ درصدشان هنوز با عاید روزانهی کمتر از ١٫٣٥ دالر زندگی میکنند؛ الهامی که برای تحقق بخشیدن به این خواست در من وجود دارد، باعث میشود ادامه دهم.
فرید زکریا: همه میدانند که شما شخص پاکی هستید، حتی بدترین دشمنانتان، شما را متهم به فساد نمیکنند؛ اما شما ریاستجمهوری کشوری را که همواره یکی از فاسدترین ممالک جهان محسوب میگردد، به عهده گرفتید. چه گونه میتوانید این وضعیت را تغییر دهید و چه گونه میتوانید بدون ملوث بودن به فساد به طور مؤثر فعالیت کنید؟ اگر فساد به مثابه روغن (ماشین فساد) در افغانستان بوده، در این صورت آیا صداقت شما دست و پایتان را نبسته است؟
رئیسجمهور غنی: نه خیر! زیرا فساد باعث به حرکت در آمدن افغانستان نشده؛ فساد دو فرصت را از ما ربوده است. فرصت نخست، بعد از یازدهم سپتمبر فراهم شد. مردم افغانستان (در آن زمان) امید داشتند. من به سراسر افغانستان سفر کردم؛ من بعد از ٢٤ سال در بیست و ششم دسمبر سال ٢٠٠١ به افغانستان سفر کردم. به ده ولایت افغانستان بدون اسکورت سفر کردم. این فساد بود که امید مردم را از بین برد.
فرصت دوم؛ یکی از بزرگترین مداخلات در تاریخ، طی دوره نخست ریاستجمهوری اوباما در افغانستان صورت گرفت، اما با این حال هم نخبگان افغان وظایفشان را انجام ندادند. بنابراین، این استدلال که فساد چرخهای افغانستان را به حرکت درمیآورد، درست نیست؛ یعنی برعکس این موضوع است و اکثریت مردم را تبدیل به قشر محروم گردانیده است. فساد فاصله بین ثروتمند و فقیر را تشدید کرده و تعدادی را به طور ناگهانی صاحب ثروتی ساخت که در قبال آن پاسخگو نبودند. اگر ما آرزوی مردم را تحقق نبخشیم... چرا مردم به من رأی دادند؟ صراحتاً، به خاطر این که من یک اجندای مبارزه با فساد داشتم. مردم افغانستان فاسد نیستند، یک دسته کوچکی تمایل به فساد دارند. هر اقدام ما علیه فساد، مورد استقبال قرار میگیرد. ما یک مرکز عدلی و قضایی را ایجاد کردهایم که برای نخستین بار مقامات بلندرتبه ملکی و نظامی مورد تعقیب و محاکمه قرار میگیرند.
فرید زکریا: چرا (این اقدامات) در ردهبندی سازمان شفافیت بینالملل بازتاب نمییابد، در حالی که شما هنوز...؟
ریسجمهور غنی: زیرا این کار زمانگیر است. طی دو سال، شاهد تغییرات قابل ملاحظهای خواهید بود. در مورد آنچه انجام دادیم، سوال بسیار خوبی پرسیدید. تشکر به خاطر این سوال. سازمان شفافیت بینالملل نظامهای کارا را ردهبندی میکند. متأسفانه، فساد، خود در پنجاه کشور جهان به «قاعده» مبدل شده، نه «استثنا». زمانی که یک کار بنیادی انجام میشود، فوراً در ردهبندی (سازمان شفافیت) بازتاب نمییابد. به طور مثال، بخشی از آن کاملاً بر اساس اصلاحات آنی میباشد. ما در ابتدا نتوانستیم روی بعضی از کارها تمرکز کنیم، زیرا ما باید روی پاکسازی بخش امنیتی تمرکز نماییم؛ بنابراین شمارهبندی و ردهبندی دو مقوله کاملاً متفاوت هستند. هفته گذشته، ما یک استراتیژی جامع در راستای مبارزه با فساد را به اتمام رساندیم که شاهد نتایج آن خواهید بود.
دوم، ردهبندیها در وسط سال صورت میگیرد؛ بنابراین، تلاشهایی که طی شش ماه گذشته سال صورت گرفته، در سال بعدی انعکاس خواهد یافت، نه در سال جاری.
فرید زکریا: اجازه بدهید به موضوع بیتجربگی سیاسی شما برگردیم. مردم شاید با این دید به افغانستان بنگرند که شما باید در آن همانند یک بزرگ قومی عمل کنید، همان طوری که کسانی که قبل از شما کشور را رهبری میکردند، مربوط به یک خانواده مهم از یکی از اقوام سرشناس بودند. شما باید این توانایی را داشته باشید که با مردم به روشهای مختلف دست و پنجه نرم کنید و شاید در بعضی موارد به عدهای از آنان پول بخششی بدهید. آیا به این پی بردهاید که باید مهارتهایی از این قبیل را در خود انکشاف میدادید که مطمئناً در پوهنتون جانز هاپکنیز و بانک جهانی نیازی به آنها نداشتهاید؟
رئیسجمهور غنی: ببینید، من روی زانوهای پدرکلانم پرورش یافتم. او مربوط به یکی از بزرگترین اقوام کشور بود و همان طور که ایجاب میکرد، ایشان دارای مهارتهای میانجیگری بود. نخبگان سیاسی افغانستان در گذشته ــ قبل از چهل سال گذشته ــ با هم در ارتباط و به صورت یک شبکه بودند. آنان دارای رسوم و عادات قومی بودند که طی قرنها شکل گرفته بود؛ درک از عدالت و شرایط برابر در بین آنها متنوع بود. بنابراین، یک بخش مربوط به آن زمان میشود. یک زمان با یک خبرنگار ملاقات کردم، وی با من مصاحبه کرد و سوالاتش را به انگلیسی پرسید، بنابراین من هم به انگلیسی پاسخ دادم. او نوشت و گفت که لغات خارجی از زبان من است. بار دیگر مرا با محصلین پوهنتون کابل دید که با آنان به پشتو و دری صحبت میکردم. او از صحبت کردن من (به زبانهای دری و پشتو) متعجب شده بود. یک بخش مشکل به نحوه تعبیر و برداشت برمیگردد که مفسرین بینالمللی ما را دستهبندی میکنند. اگر به انگلیسی صحبت کنیم، آنان فکر میکنند ما قادر به صحبت کردن به زبان خودمان نیستیم، و زمانی که به زبانهای خودمان صحبت میکنیم، آنان متعجب میشوند.
فرید زکریا: آیا به اندازه کافی سختگیر هستید؟ آیا توانایی این که جسدهای مرده را به این طرف و آن طرف اتاق بکشید دارید تا به مردم در افغانستان نشان دهید که شما میتوانید کار کنید؟
رئیسجمهور غنی: نیاز به کشیدن اجساد نیست، بلکه باید قوانین را تطبیق کرد. ما به اندازه کافی مرگ و ویرانی را تجربه کردهایم. جدی میگویم. یعنی مشکل من برعکس این موضوع بود. من به یک وزیر مالیه بسیار سختگیر شهرت داشتم، طوری که مردمی که میخواستند به من رأی بدهند، هراس داشتند که من شاید آن قدر سختگیر باشم که نظام را از هم بپاشم. در واقع، آنچه آنان را شگفتزده میسازد، انعطافپذیری من در محدوده اصول میباشد.
فرید زکریا: فکر میکنم شما یکی از معدود رهبران جهان هستید که از اداره ترامپ اظهار خشنودی میکنید؟ [خنده حاضرین]
رئیسجمهور غنی: همین طور است!
فرید زکریا: آیا شما صحبت شخصی با رئیسجمهور ایالات متحده داشتهاید؟
رئیسجمهور غنی: بله، بدون شک.
فرید زکریا: برخورد ایشان با شما چگونه بود؟
رئیسجمهور غنی: ما گفتوگوهای عالی انجام دادهایم، آزادانه!
فرید زکریا: برداشتی که شما با توجه به گفتوگوهای تلیفونیتان از ایشان دارید، چهگونه است؟
رئیسجمهور غنی: متوجه، آگاه و مصمم به دیدن و شنیدن، که نیاز به آمادگی بالایی دارد. اگر شما میخواهید توجه وی را جلب کنید، بهتر است آگاه باشید و هر موضوع مهمی را در دو دقیقه انتقال دهید. این، یک کار متداول است که شما [فرید زکریا] آن را در مورد کسانی که در برنامهتان اشتراک میکنند، ایجاد کردهاید. اولین آموزشی را که در دیدار با آقای زکریا فرا گرفتم این بود که اگر پیامی دارید، باید انتقال آن بیشتر از دو دقیقه طول نکشد! و همین موضوع در مورد رئیسجمهور ترامپ نیز صدق میکند. [خنده حاضرین و گرداننده برنامه]
فرید زکریا: من آن را به عنوان تعریف و تمجید قبول میکنم. آیا استراتیژی ایشان [رئیسجمهور ترامپ] تفاوت چشمگیری با استراتیژی رئیسجمهور اوباما دارد؟ با این وجود، شمار نیروها که به نظر میرسد افزایش یابد، تفاوت زیاد چشمگیری محسوب نمیگردد.
رئیسجمهور غنی: متفاوت است. فکر میکنم چندین تفاوت در این زمینه وجود دارد. نخست، با کمال فروتنی، آقای اوباما در افغانستان هیچ همکاری نداشت، در حالی که رئیسجمهور ترامپ نهتنها یک فرد، بلکه یک تیم همکار در افغانستان دارد. امروز، ما مالک مشکل خودمان هستیم. هیچکسی مجبور به پند دادن ما به این که فساد یک پدیده زشت است، نمیباشد. هیچکس مجبور نیست ما را ملزم بسازد که سکتورهای امنیتی و عدلیتان نیاز به اصلاحات دارد؛ و اقتصادتان؛ و به طور خاص هیچکس ضرورت ندارد به ما بگوید که شما باید با منطقه ارتباط برقرار کنید. بعد از ١١٧ سال، افغانستان به صورت قاطعانه، بخشی از آسیای میانه است. آسیای میانه برای اولین بار، «جنوبی» در نظر گرفته میشود.
من به رئیسجمهور اوباما احترام و ارزش زیادی قایل هستم. عامل دوم این است که سنجش دوباره استراتیژی در پرتو قربانیهای قوای ما و تعهد ما، اساس رویکرد اداره کنونی ایالات متحده بود. ما نمیتوانیم آن را نادیده بگیریم. رئیسجمهور اوباما یک سری سوالات را به همان شدت و سختی رئیسجمهور ترامپ، پرسیدند؛ اما در اخیر، وی تصمیمش را تغییر داد و تعهدشان را تجدید نموده که منجر به تضمین بقای ما شد.
فرید زکریا: و شما در آن زمان (اداره رئیسجمهور اوباما)، رئیسجمهور نبودید!
رئیسجمهور غنی: من در آن زمان رئیسجمهور بودم. این موضوع به بعد از سال ٢٠١٤ برمیگردد؛ در آن زمان، روی استراتیژی اصلی (دولت ایالات متحده) از لحاظ داخلی توافق صورت گرفته بود. استراتیژی اداره ترامپ به صورت بینظیری در مشوره گسترده با ما ترتیب شده است.
فرید زکریا: پس تفاوت این استراتیژیها در چیست؟
رئیسجمهور غنی: تفاوت این است که استراتیژی کنونی بر مشکل اساسی سیاسی و منطقهیی تمرکز میکند. آزمودن پاکستان هیچگاه بدین اندازه موشکافانه نبوده و پیامی به این وضاحت مبنی بر این که پاکستان ملزم به همکاری گردیده و به یک جانب مسوول [پاسخگو] در منطقه و در روند مبارزه علیه تروریزم مبدل شود، وجود نداشته است.
فرید زکریا: نکته کلیدی در اینجا، همان طور که بینندگان میدانند این است که در حال حاضر نیروهای زیادی در لیست شما وجود دارند که علیه اردوی ملی افغانستان و امریکاییها میجنگند و شاید به طرف پاکستان که در آن پناهگاههای امن دارند و در واقع توسط نظامیان پاکستانی محافظت میشوند، برگردند. آیا شما فکر میکنید این امر بعد از گذشت چهل سال واقعاً تغییر خواهد کرد؟
رئیسجمهور غنی: موضوع اساسی همین است. اگر میخواهیم از گذشته رهایی یابیم، تغییر دادن شرایط، به مثابه یک آزمون رهبری است. آیا گذشته را تکرار میکنید یا رو به جلو حرکت نموده و زمان حال را به چنگ میآورید. پیشنهاد من به حکومت و دستگاههای امنیتی پاکستان، دعوت آنان به یک گفتوگوی همهجانبه است.
افغانها مصمم به جنگیدن هستند. هیچکسی فکر نمیکرد که من بتوانم نقش سرقوماندان اعلا را ایفا کنم. اما من به صورت فوقالعادهای به رابطهام با قوا، افسران و خُردضابطان کشور افتخار میکنم. ما نشان دادهایم که دارای عزم و اراده هستیم. هیچکس نباید درباره اراده ما به دفاع از کشور ما شک کند. ما دارای یک احساس وطنپرستی عالی و بیکران هستیم، اما در عین زمان، هیچکس نباید آرزوی ما به خاطر یک منطقه مصون را دست کم بگیرد. تراژیدی ما این است که ما به صورت بالقوه یکی از ثروتمندترین کشورهای روی زمین با درنظرداشت مساحت و جمعیتمان از لحاظ منابع طبیعی، سرمایه طبیعی، معدن، ظرفیت نفت و گاز و غیره هستیم. اما جنگ هزینه گزاف و بالایی در پی دارد. هر روز سنگ را روی قلبم میگذارم، زمانی که ارقام تلفات و به طور اخص ویرانی زندگی افراد ملکی و دیگر را دریافت میکنم، یا وقتی که کابل مورد حمله قرار میگیرد. بنابراین، اکنون یک فرصت فراهم شده است. اگر پاکستان از این فرصت استفاده نکند، بهای گزافی خواهد پرداخت. امیدوارم آنان علاقهمند به شامل شدن در این روند شوند.
فرید زکریا: از گزارشهایی مبنی بر این که ٤٦ درصد قلمرو کشور تحت کنترول طالبان است، و یا گزارشهای دیگر که هر زمان نیروهای امریکایی یا نیروهای افغان از یک ساحه یا قریه خارج میشوند، آن ساحات به تصرف طالبان درمیآید، چه چیزی میتوان برداشت کرد؟ به نظر میرسد که این امر یک احساس ناامیدی به کسانی دست میدهد که خواهان حمایت از مردم افغانستان هستند.
رئیسجمهور غنی: این موضوع برخاسته از یک اظهار نظر در مورد عراق است. دلیل این امر، چگونگی روش دیدبانی ارقام است. سازمان استخباراتی ایالات متحده (سیا) و نهادهای استخباراتی مربوط، بسیار با دقت عمل میکنند تا هر حمله گروههای مسلح را ثبت کنند، اما در مورد دوباره به تصرف درآمدن ساحات ازدسترفته، هیچ گزارشی ارائه نمیکنند.
دوم، طالبان نتوانستند که حتی یک ولایت را به تصرف خود درآورند. آنان در سال ۲۰۱۴ – زمانی که من به عنوان رئیسجمهور برگزیده شدم – دو هدف را دنبال میکردند. نخست، سخنور ساختن حکومت در سطح جهان؛ باور به این بود که نیروهای افغان مبارزه نخواهند کرد، این قشر سیاسی افغانستان تفرقه ایجاد خواهد شد و گذار اقتصادی بسیار دشوار خواهد بود و غیره. همه موفقیتی (پیشبینی نمیشد). دوم، تقسیم کشور به دو جغرافیای سیاسی که در نتیجه بتوانند حداقل سه ولایت را کنترل کنند و با هدف نهایی اینکه آنرا تحت کنترل داشتن ۶ یا ۹ ولایت بود. آنان موفق به انجام این کار نشدند.
آیا جنگیدن و مبارزه دشوار بوده است؟ بلی؛ اگر شما به روند جنگ در سالهای ۲۰۱۵، ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ نظر اندازید، قوای مسلح ما امروز در بهترین وضعیت طی سالهای اخیر قرار دارند. علاوه بر آن، بیشتر حضور نیروهای امریکایی و قوای بینالمللی با صدها طیاره، هلیکوپتر و غیره (علیه شورشیان) میجنگند، و بین سالهای ۲۰۰۹ الی ۲۰۱۴، همه آنان افغانستان را ترک کردند؛ ما احساس نارسایی کردیم، این امر همانند سپردن مسئولیت یک خانواده به یک نوجوان است، طوری که وی مجبور به انجام دادن مسئولیت یک فرد سی ساله شود. باید بگویم، ما به صورت نهادی تغییر کردهایم.
ضعف در کجاست؟ نقطه قوت این است که اردوی افغانستان خصوصاً قوای کماندو در سطح منطقه بهترین هستند و قادر هستند که هر نقطهای را در داخل کشور به تصرف خود درآورند، اما ما به پلیسی که ظرفیت نگهداری ساحه را داشته باشد، دسترسی نداریم. بنابراین دور بعدی اصلاحات صراحتاً روی پولیس متمرکز خواهد شد.
فرید زکریا: آیا این بدان معنی نیست که طالبان در آن ساحات از حمایت سیاسی برخورداراند؟
رئیسجمهور غنی: نه خیر، این طور نیست. برعکس، وجهه (طالبان) در حال کمتر و کمتر شدن است، آنان در حال نابودی هستند. حمله به مسجد نشانه ضعف است. کشتار مردم و سربازانی که در صف نماز هستند، نشانه ضعف است، نه قدرت. حمله بر غیرنظامیان، نشانه ضعف است. انفجار بمبها و لاریهای مملو از مواد انفجاری از سوی طالبان، باعث محبوبیت آنها نمیگردد. آنها باید بدانند که جامعه از خشونت حمایت نمیکند. بالخاص جامعهای که ۳۰ سال از خشونت رنج برده باشد.
مولفه دیگری که باید به آن پی ببریم این است که عوامل جنگ چیست؟ بدون مواد مخدر، شاید این جنگ زودتر از این به پایان میرسید. مواد مخدر مولفه دیگری است که جرم فرامرزی محسوب میگردد، زیرا فروش یکی از محرکین عمده این جنگ است. کلمبیا به عنوان یک الگو کمک زیادی به ما کرد، هم در دوره ریاستجمهوری اورایبی و هم دوره رئیسجمهور سانتوس. اگر ما روابط بین جرم فرامرزی و سازمان تروریستی فرامرزی را درک نکنیم، مصارف آنان از کجا تأمین میشود؟
فرید زکریا: چطور به این پایان میبخشید؟ افغانستان به صورت ناخوشایندی بزرگترین تولیدکننده کوکنار در جهان است.
رئیسجمهور غنی: بهراستی، دقیقاً باید بر این تمرکز کنیم تا مطمین شویم ظرفیت اقتصادی بالایی وجود دارد، همکاری اقتصادی منطقهای یک بدیل را ارائه میکند. تایلند یکی از معدود کشورهایی بود که توانست این کار را با موفقیت انجام دهد. ما میتوانیم با یک نیروی محرکه متفاوت حرکت کنیم، اما موضوع اساسی جدا ساختن عامل سیاسی از عامل جرمی است؛ زیرا امروز جرم توجه میشود.
فرید زکریا: یعنی…
رئیسجمهور غنی: یعنی شامل شدن در پروسه صلح با اطمینان از اینکه پناهگاهی (برای شورشیان) وجود ندارد، و نه شبکههایی که از آنان پشتیبانی کند. زمانی که ما با تروریزم مواجه میشویم… متأسفانه مشکل تروریزم یک مشکل دیگر است؛ تروریزم یک مشکل میانمدت است. سپس مردم میتوانند در حمایت از [پروسه صلح] گِرد هم آیند، اما زمانی که این مشکل تروریزم و عوامل منازعات داخلی نزدیک به وقوع جنگ داخلی آمیخته میشود، شکل پیچیدهای به خود میگیرد. در صورتی که این پیچیدگی کاهش یابد، ما میتوانیم با تمرکز و رویکرد منسجم، توجهمان را بر تهدید تروریزم فرامرزی و جرم فرامرزی معطوف کنیم.
فرید زکریا: زمانی که امریکاییها از تصمیم رئیسجمهور ترامپ مبنی بر افزایش شمار نیروها و قوانین درگیری (هوایی) مطلع شدند، فکر میکنم در ذهن بسیاری از آنان خطور کرد که این روند چه وقت خاتمه خواهد یافت؟ پیام شما چیست؟ به کدام ملت؟ در شرایطی که تحت آن قوای امریکایی میتوانند خارج شوند، چیست؟ آیا شما فکر میکنید که این امر به زودی اتفاق خواهد افتاد؟
رئیسجمهور غنی: نخست، نیروهای امریکایی دوباره درگیر جنگ نخواهند شد. انتقال مسئولیتهای امنیتی که در سال ۲۰۱۴ تکمیل گردید، دوباره تجدید نخواهد شد. بنابراین آنها آموزش خواهند داد.
فرید زکریا: بلی.
رئیسجمهور غنی: ما در چارچوب مأموریت مشورهدهی، آموزش و کمک آنها به استثنای عملیاتهای ضدتروریزم که یک پدیده متفاوت است، با هم همکاری خواهیم کرد.
دوم، شمار نیروها بسیار محدود است. در دوره ریاستجمهوری اوباما، تحقق گسترۀای برای افزایش نیروها صورت گرفت. بنابراین این یک پیشنهاد دایمی است.
سوم، ما یک پلان چهارساله (امنیتی) داریم. این در حمایت از آن پلان چهارساله که ما بیان کردیم. من تمایل دارم که به جنرال نیکلْسون و تمام همکاران، فرماندهان نیروهای نظامی و جنرالهای کلیدی مانند جنرال دنفورد، ویتِل، سکاپاروتی، توماس و دیگران که در گذشته خدمت کردند، ادای احترام کنم. ما این فرصت را داشتیم که جنرالان امریکایی را از بسیار خوب میشناختیم؛ شما قابلملاحظهای از نظامیان که کار در افغانستان شان متکی بر انسجام بود، از جمله نخستین افرادی بود که به کندز رسید و جنرال کلی که پرسش را در هلمند از دست داد، از آن جمله محسوب میشوند.
مزیت این آشنایی این است که آنها میتوانند ثبت و عملکرد را تشخیص بدهند. با یک هیئت منصفه (زوروی) سختگیر ما را به این که اصلاحات در سکتور امنیتی واقعی است را متقاعد ساختیم. امروز، یک جنرال سهستاره افغانستان برای اولین بار در زندان، به سر میبرد؛ زیرا روی این که برای سربازان تکامل میشود، سوء استفاده کرده است. این امرتان را متقاعد ساخته است. با پلان چهارساله، فکر میکنم که ما میتوانیم قوی و یکپارچه شویم.
دوم، مولفهای که بسیار حایز اهمیت است، وضاحت سیاسی در استراتژی (ایالات متحده) در قبال آسیای جنوبی است.
سوم، همهصف شدن مجدد و وسیعتر منطقهای که در حال صورت گرفتن است. منطقه به شدت نگران خطر تروریزم است و بنابراین نخستین اقدام ما با چین است، زمانی که به ریاستجمهوری رسیدم، افتخار داشتم که یک گفتوگوی صایبانه را تسهیل کنم و این گفتوگو بین افغانستان، امریکا و چین شکل رسمی به خود گرفت که دسترسی به این گونه زمینهها برای ما برای همکاری مساعد میسازد؛ ما در مورد دههها به پیژتر از آن صحبت نمیکنیم، اما در مورد چند سال محدود صحبت میکنیم.
فرید زکریا: گفتنی شما بر بیش از یک میلیون امریکایی که در افغانستان خدمت کردهاند، چیست؟
رئیسجمهور غنی: نخست، از آنان تشکر میکنم. من همیشه از آنان تشکر کردهام. به صورت فوقالعادهای، سپاسگزار زنان و مردان هستیم.
دوم، باید بگویم که قربانیهای آنها بیهوده نخواهد بود. اشخاصی مانند پسر جنرال کلی که بر اثر انفجار مین در ولایت هلمند جانش را از دست داد، یا شوهر خانم پتی جین. یک خانم محترم است که در سفارت افغانستان در واشنگتن مصروف کار بوده و شوهر وی جانش را در زمباً از دست داده بود. ما میگوییم اینکه شما به خاطری جانتان را فدا کردید، اکنون در حال نتیجه دادن است. اردوی افغانستان سرنگون نخواهد شد، جامعه افغان سرنگون نخواهد شد.
سوم، ما میگوییم، آنچه شما برای ما در عرصه آموزش فراهم کردید، همچین مشورههایتان، در حال نهادینه شدن است. خوشبختانه ما دستاورد بعد از یازدهم سپتمبر هستیم. تمامی سربازان ما دستاورد بعد از یازدهم سپتمبر هستند. در حال حاضر، افسران ارشد و جنرالان ما نیز به دستاوردهای بعد از یازدهم سپتمبر مبدل شدهاند. جامعه ما تحت حاکمیت نسل دهه ۱۹۶۰ بود. اکنون نسل ۱۹۹۰ با این معیارهای مطلقی، قرن بیست و یکم هستند. بنابراین، پیام من به نظامیان کهنهکار این است از شما به خاطر فداکاریتان در حق افغانستان سپاسگزاری میکنیم؛ اما به حمایت روحی شما، ما هنوز نیاز داریم. ما منتظر هستیم که از شما و خانوادههایتان هر زمانی که بخواهید بیایید، پذیرایی کنیم. شما در قلبهای ما جای دارید، در تعامل شما با ما همیشه استقبال خواهد شد.
فرید زکریا: سوال آخر! شما به عنوان یک شخصیت علمی، یک مقام بانک جهانی و اکنون به عنوان رئیسجمهور افغانستان، شاهد پدیده تروریزم بودهاید. آیا به این سوال کسانی که میگویند چرا در کشورهای مسلمان به این اندازه تروریزم وجود دارد؟ دلیل تروریزم اسلامی چیست؟ پاسخی دارید؟
رئیسجمهور غنی: نخست، اگر به موج اول [انارشیزم] برگردیم، این موج کاملاً کشورهای مسیحی را فرا گرفته بود.
فرید زکریا: شما در مورد صد سال قبل صحبت میکنید…
رئیسجمهور غنی: نه خیر. ۱۴۰ سال پیش، انارشیزم پدیده برجسته اروپایی – امریکایی بود که از روسیه آغاز گردیده بود.
موج دوم عبارت از «موج آزادیخواهی ملی» بود. افریقا و آسیا درگیر این موج شدند. به سریلانکا نگاه کنید؛ بویژه، صلحآمیزترین… اکنون نگاهی به میانمار بیندازید!
موج سوم، دانشآموزان را شامل ساخت.
فرید زکریا: دهههشتادی، مائویستها…
رئیسجمهور غنی: دهههشتادی، بلنکهای سیاه امریکا و جاپانیها. تروریزم را نمیتوان به یک دین خاص مرتبط ساخت. اول موضوع کلیدی این است که روی اسلام، نه. جهان اسلام و رهبران کشورهای اسلامی، به اندازه کافی صحبت نکردهاند. ما مسئولیت را به عهده نگرفتهایم. من افتخار نمایندگی از رومی [مولانا] را دارم.
فرید زکریا: شاعر بزرگ افغان!
رئیسجمهور غنی: بلی، یک شاعر بزرگ افغانستان. اگر جهان اسلام تنها در زمینه تمدن جهانی با رومی همکاری میکرد، شاید بسنده میبود. این امر بازتابدهنده بیشمار بودن کسانی است که آثار رومی را مطالعه میکنند و از وی الهام گرفتهاند.
فرید زکریا: نوشتههای رومی پیامی از عشق است…
رئیسجمهور غنی: (سخنان رومی) پیام عشق، مشارکت و انسجام است. اصطلاح «تمدن زخمخورده» که تایلر (رامانوجن تریدیبند هندوستانتبار) برای هندوستان دههی شصت استفاده کرد، در مورد جهان اسلام نیز صدق میکند؛ یعنی ما تمدن زخمخورده هستیم. بخشی از مشکل این است که ما روشنگری خود را فراموش کردهایم. فرد استار با نوشتن کتابی در مورد اینکه اسلام میانه تحت عنوان «روشنگری گمشده»، کار بزرگی برای همه ما انجام داده است. تاریخ علم و تمدن در چین، به صورت گستردهایی ناشناخته است، اما تاریخ علم و تمدن در جهان اسلام هنوز در حال حذف شدن است.
ما باید بدانیم که هزار سال پیش، ما یک تمدن دارای اعتماد به نفس بودیم؛ ما مشکلی در ترجمه کتابهای یونانی، یکپارچه ساختن قانون روم، آوردن ریاضیات هندوستان و غیره نداشتیم. همکاری تمدنی حایز اهمیت است.
موضوع بعدی بیکاری است. چندصد میلیون تن از جوانان در بیکاری به سر میبرند...
فرید زکریا: در خاورمیانه...
رئیسجمهور غنی: در خاورمیانه... این مشکل باید مدیریت شود، بنابراین، پیچیدگی آن...
موضوع بعدی «خشم» است. خشمی که مورد تعبیر قرار گرفته... قرن بیستم با جهان اسلام عربی مهربان نبود. بیشتر جنگهای داغ قرن بیستم در آنجا به وقوع پیوست و در نتیجه تفسیر غلطی را به عنوان «اصطلاح برخورد تمدنی» به وجود آورد. بنابراین، یک همکاری همهجانبه نیاز است تا مطمن شویم که میتوانیم با یک خشونت پدیداری که در حال تغییر شکل است، مقابله نماییم. این موضوع تازهای نیست، اما به صورت قابلملاحظهای به خاطر تغییر شرایط در حال تغییر، مستلزم اقدام منسجم است. اما جنگ دیگر، جنگی است که نمیکشند. شما باید مردم را توانمند بسازید. شما باید در یک گفتوگوی تمدنی شامل شوید. شما باید یک رویکرد همهجانبه داشته باشید.
و البته زنان. افغانستان تمایز ناگوار تبعیض جنسیتی را تجربه کرده است. اکنون، معین وزارت امور خارجه ما اینجا حضور دارد؛ زنان در کابینه حضور دارند، ما شش سفیر زن داریم، اما هنوز عملکرد ما در زمینه چند وضعیت خوبی ندارد؛ به خاطر گذشته، ما باید قادر به کنترل این قبیل موضوعات باشیم.
مهمترین پیامی که من دریافت کردم این است که ما باید حقیقت را به همدیگر بیان کرده، در یک گفتوگو شامل شویم که منجر به ایجاد تقابل در جوامع ما نگردد، تحلیل کنیم و راهی بیاییم و زمینه همکاری را فراهم کنیم. باقی جهان دشمن ما نیست؛ غرب مخالف ما نیست. ما اکنون در یک تلاش جهانی حقیقی برای ثبات، شامل هستیم و بسیار امیدوارم که بتوانیم، همانند مردان و زنان ۱۹۴۵، از عهده انجام آن برآییم، آنچه فقدان آن در سطح جهانی احساس میگردد، درک از آینده است. انسانها دارای یک بعد نیستند. شما در زمان حال زندگی نمیکنید، شما زمان حال را در اختیار دارید تا درک از یک مقصد داشته باشید. فکر میکنم وقتی مقصد به صورت واضح بیان شود – امیدوارم که در افغانستان نیز مقصد بیان شود – ما قادر خواهیم بود که رو به جلو حرکت کنیم.
فرید زکریا: رئیسجمهور غنی، از شما بسیار زیاد تشکر میکنم.
رئیسجمهور غنی: تشکر از شما.
فرید زکریا: باید بگویم، در جهان امروز، هیچ کسی در سطح آکادمیک، توام با دانش علمی ظریفی که شما دارید، وجود ندارد. همان طور که گفتم، جای بینهایت افتخار است که به مهارتهای عملی که شما کشف داده و بر آن تسلط دارید، پی ببریم. به گمان من، مردم افغانستان بسیار خوششانس هستند.
رئیسجمهور غنی: تشکر از شما.