Dr. Ashraf Ghani
Dr. Ashraf Ghani
This content is only available in Pashto
Speech text

د کارموندنې په موخه «تشویق» پروګرام کې د جمهور رئیس وینا

۱۷ قوس ۱۳۹۵

بسم الله الرحمن الرحیم.

جوانان عزیز، نورزی صاحب¹، اراکین دولت و اعضای محترم کابینه، السلام علیکم و رحمة الله و برکاته!

خوش گلدنګ، خوش‌آمدید، ښه راغلاست!

من از حضور وسیع‌تان تشکر می‌کنم! من تا دیشب خبر نداشتم که شما این مجلس را گرفتید، دلیلی که از اینجا شروع می‌کنم: جوانان، مرحمت خدایﷻ هستید، هیچ چیز را در دل نگاه نمی‌کنید و فوراً پرسان می‌کنید، به این خاطر است که شفافیت می‌آید. یکی از برادران پیشتر گفت که ما را این جا خواستی که عوام‌فریبی کنی یا این جا آمدی که از ما گوش کنی؟ من آمده‌ام که نظریات شما را بشنوم، مگر از همه کرده زیادتر به این خاطر آمدم که از شما انرژی بگیرم.

همراه هر کدام‌تان که قول می‌دادم، انرژی من زیادتر می‌شد. و این انرژی را که امروز در این تالار می‌بینم، اعتبار این را برایم می‌دهد که افغانستان در دست‌های سالم مدیریت می‌شود. ماته یې په اول کې ویلي وو چې ته به نه غږېږې، نو دوه اختیاره لرم: یا به ډېر غږېږم یا به لږ غږېږم، کوم یې غواړئ؟

اول، ګله دارید و ګله‌تان بجا است. ګله‌تان در این دو سال به اندازه‌ای که توقع داشتید، من همراه شما ارتباط نداشتم. این ګله‌تان مطلق بجا است و به سر چشم قبول؛ اما من هم توضیحات دارم. در چند کلمه راجع به این، که اگر شخصاً امکان دیدار دوامدار نبوده باشد، این طور روزی هم نبوده که من برای آینده و حال شما کار نکرده باشم.

اول، هر روز در این دو سال گذشته، چهار تا ده ساعت من، سر امنیت افغانستان مصرف شد. خواهران و برادران! این اختیار من نبود، این جبر زمان و جنگ تحمیل‌شده سر مردم افغانستان بود. سال ۱۳۹۴، جنگ بقای ما بود. دشمنان افغانستان به این فکر بودند که حکومت و موجودیت افغانستان را به حیث دولت می‌توانستند، ختم کنند. [خطاب به دشمنان:] به گور ببرید این آرزوهای‌تان را.

شما نسل جوان به صورت رضاکار در اردوی ملی، پولیس ملی و امنیت ملی سهم گرفتید؛ با خون‌تان و اشتراک نسل‌های گذشته، بقای این مملکت را تأمین کردید، خانه‌تان آباد. کور مو ودان، مننه!

سال ۱۳۹۵، سال دفاع منسجم ما بود. هر چه داشتند در جوال خود کشیدند و سر مردم بیچاره مملکت به تجاوز آمدند. مگر در بیشه شیر و جایی که شیر زندگی می‌کند، بی‌خبر نیایید که می‌خوریم‌تان.

حال در کدام حالت هستیم؟ خواهران و برادران! وقتی که این بار مسئولیت به ما آمد خودتان همراه خود قضاوت کنید، در انزوا بودیم یا در محور توجه دنیا؟ امروز با دو کنفرانس بزرگ جهانی، افغانستان در محور توجه جهانی است. کنفرانس وارسا را دیدید، ۱۵ میلیارد دالر برای چهار سال آینده برای قوای امنیتی و دفاعی افغانستان تعهد شد. معنای این چیست؟ معنایش این است که ۳۵۴ هزار فرزند رشید این خاک، که امروز زنان و مردان دوش به دوش از این خاک دفاع می‌کنند، قادر به این خواهند بود که این خاک را به ثبات برسانند. که دښمن یې غواړي که یې نه غواړي، دا خاوره زموږ ده او موږ به یې آبادوو. زموږ هډوکي د څلور زرو کالو لپاره دلته هسې نه دي پراته، ستاسې هر یوه په رګونو کې د ننګیالیو وینه ده او تمام وطن سرتان حساب می‌کند.

دوم، تا شش ماه پیش تمام مبصرین نمی‌گفتند که اگر افغانستان در کنفرانس بروکسل چهار میلیارد دالر تعهد بگیرد، کلاه خود را در آسمان پرتاب کند؟ ۱۵.۲ میلیارد دالر تعهد گرفتیم یا نی! این زمینه چی را برابر می‌کند؟ امروز مردم ما، منطقه و دنیا دوباره باورمند شدند که یک افغانستان باثبات و مرفه امکان‌پذیر است. بدین جهت خواهران و برادران، من مجبور بودم ۱۸ ساعت کارم را به دو بخش تقسیم کنم: یک بخشش مدیریت بحران‌هایی بود که دوامدار، دشمنان این خاک برای این خاک پیدا می‌کنند. بحران‌ها باید مدیریت می‌شد؛ چون بدون مدیریت بحران، مردم حوصله خود را از دست می‌دهند. این نیست که این ساحه بحران‌پذیر نیست؛ بدبختانه در یک منطقه‌ای هستیم که همیشه برای ما بحران ایجاد می‌کنند.

اما قسمت دومش تقاضای نسل شماست: تحول و مدیریت آن. دیدید پروژه‌های بزرگی که مردم امیدش را از دست داده بودند، شروع شد یا نشد؟ سلما، کجکی، کاسا یک هزار و آقینه به همه‌تان تعلق دارد.

این از اثر چی است؟ اول باید امکانات وسیع فراهم می‌شد. افغانستان در سطوح مختلف ضرورت به کار دارد. اولش سطح جهانی است. به خاطر این که مشکلات و امکانات ما با جهان ارتباط دارد.

د هیچا په نظر باور مه کوئ چې موږ په یوه داخلي جګړه کې یوو. دا یوه بین‌المللي جګړه ده او موږ یې په اول صف کې یوو. دا د حق او باطل جګړه ده، موږ د حق په صف کې یوو او تاسې هر یو د افغانستان د هیلو ممثل یئ.

در این تالار ببینید که غیر از فکرِ جور شدن، ساختن و آباد کردن، فکر منفی وجود دارد؟ [پاسخ حاضرین: نخیر] این اراده نسل جوان افغانستان است. اراده جور شد. ای وطن می‌سازمت و با تمام قوت نسل جوان می‌سازمت.

بنابراین در حالت فعلی چون سر من همیشه خنده می‌کنید که چارچوب می‌گویم، حال تهداب می‌گویم. [خنده با حاضرین] کلماتو ته باید تغییر ورکړم که نه تاسې بیا ټوکې کوئ او ټوکې مو حق دی. تاسې خو خوش خوایه ټوکې کوئ. ستاسې قهر ماته ناز دی، ځکه په تاسې ویاړم. دوه فزیکي اولادونه لرم، هغه بي‌بي‌ګل [لومړۍ مېرمن] تربیه کړل، ستاسې بار په ما دی، ځکه همدا غواړئ. اول مو ماته ډېر ویاړ راکړ، کوچیان یو متل لري وايي: «چې د شپېتو شو، د ویشتو شو» تاسې له شپېتو کلونو زور نفر په ځوانانو کې حساب کړ، نو ماته مو څلوېښت کاله نور عمر هم راکړ.

دوم، افغانستان به سطح جهان اسلام مطرح است. هیچ وقت فراموش نکنید که سهم مردم این خاک به دین مقدس اسلام و تمدن اسلامی، بی‌حد و اندازه است. ما باید این دین مقدس خود را با تمام ابعاد تاریخی‌اش درک کنیم. در عقیده و قربانی مثل ما در جهان وجود ندارد؛ اما در فهم تاریخ خود ضعیف هستیم و نسل شما باید بفهمید که افتخار ۳ تا ۴ هزار سال دولتداری را دارید. هر افغان په افغانستان باندې باور لري، موږ په ځان باندې غیر مطمئین اشخاص نه یوو. نو هر څوک چې فکر کوي افغانستان به نه وي، هغوی به نه وي. دا خاوره دوامداره ده. مسلمان بودیم، هستیم و تا ابد خواهیم بود. ضرور است که دنیای اسلام اهمیت ما را درک کند و ما اهمیت دنیای اسلام را. می‌بینید که این بخش هم روز به روز پیشرفت وجود دارد.

بُعد سوم ما، بعد آسیایی است. در بخش آینده شما، تا یک حد زیاد فرصت‌ها به آینده آسیا وابسته است. شما شاید از خوشبخت‌ترین نسل‌های تاریخ فعلی و گذشته ما باشید؛ چون در زمان زندگی شما، آسیا به احتمال اغلب به یک براعظم اقتصادی عظیم بدل می‌شود. مرکز ثقل اقتصادی دنیا، یک قطبش به آسیا می‌رود. این حادثه تنها یک بار در تاریخ رخ داده که آن براعظم آمریکای شمالی بود.

دلیلی که آقینه دارای اهمیت خاص می‌باشد، این است که افغانستان دوباره به قلب آسیا و نقطه اتصال بدل می‌شود. بدون یک سیستم مواصلاتی منظم که قلب آسیا را منظم کند، امروز شریان‌های آسیا بند است و باز کردن این شریان‌ها به ثبات و رفاه افغانستان و آینده شما بسته است. امروز ببینید که دو تا از بزرگ‌ترین قوت‌های اقتصادی آسیا به اجماع رسیده‌اند که افغانستان باید یک تغییر بنیادی داشته باشد. سفر هند را دیدید، پذیرایی که در هند از من شد، پذیرایی از شما و افتخارتان است.

من به حیث یک پروفیسور و متخصص جهانی بارها هند رفتم، یک بر سه هند را دیدم. هند به افغانستان عزت داد، نه به شخص اشرف غنی. چون وقتی که آدم از یک مملکت معظم و یک نسل باشرف و یک ولس باعزت نمایندگی می‌کند، دنیا هم او را عزت می‌دهد. نو تاسې ته دې مبارک وي!

د هند په تاریخ کې دوی تراوسه پورې له چا سره یو میلیارد ډالره مرسته نه ده کړې. اما له هغه نه مهمه دا چې لس هاو زره تاسې ځوانانو ته به ان شاء الله تعالی فرصت وي، تاسې چې په دې تالار کې ناست یئ، په راتلونکي کې به وګورئ چې بهترین پوهنتونونه به ان شاء الله تعالی درته برابر شي. بل چین ته وګورئ. امروز چین به این نتیجه رسیده که احیای راه‌های ابریشم بدون افغانستان امکان‌پذیر نیست.

ببینید خواهران و برادران! یک شبکه برق واحد نداریم که ما را با هم وصل کند، ۹ شبکه مختلف برق داریم. یک خط‌آهن نداریم که ما را مرتبط کند، یک شبکه فایبر نوری و خط‌آهن نداریم. دلیلی که من سر زیربنا کار می‌کنم خواهران و برادران، به خاطر این است که آینده‌تان به همین‌ها تعلق دارد و شما هستید که این زیربنای عظیم و سلسله ارتباطات را مدیریت خواهید کرد.

چهارم، موضوع منطقه است؛ همسایه‌های ما، در این قسمت، افغانستان در ظرف دو سال به صورت لاینفک، دوباره با آسیای مرکزی ارتباطات چندهزار ساله خود را زنده کرده، ۱۵۰ سال از هم دور بودیم، امروز پس با هم نزدیک شدیم. خوش کیلدیګ!

هر زبان ما، زبان افتخار، عزت و ارتباط است. خوشبختانه هر افغان به دو تا پنج زبان تسلط دارد. این بدین معنی است که دو تا پنج انسان هستید در عوض یک انسان. ظرفیت دو تا پنج انسان را دارید.

در این ماحول است که امکانات‌تان فراهم می‌شود. در سلما ۶۵۰ میلیون متر مکعب آب افغانستان ذخیره شد و هدف ما این است که ۲۶ میلیارد متر مکعب آب ما ذخیره شود.

امروز واردکننده برق هستیم، ان‌شاءالله تعالی به همت شما در پنج سال دیگر صادرکننده برق خواهیم بود. امروز برای هر چیز متکی به واردات هستیم، ان‌شاءالله ۵ تا ۱۰ سال دیگر به یکی از صادرکننده‌های عمده بدل خواهیم شد.

اما عظیم‌ترین ثروت افغانستان دو چیز است: یکی ثروتی است که خداوندﷻ به این خاک داده است. آن به تریلیون‌ها دالر می‌ارزد. ۳۳ فیصد معادن ما را چند سال گذشته به ۳ تریلیون دالر تخمین کردند، اما آن زیر خاک است. دومین ثروت ما، شما هستید، قوه بشری ما! از این جهت قوه بشری ما امروز باید خود را عیار کند با ابعادی که افغانستان با آن مصادف است.

تاسې باید د ایران په اړه لویه پوهه ولرئ، په چین باندې وپوهېږئ، ازبکستان باندې پوه شئ، ترکمنستان باندې پوه شئ، هندوستان باندې پوه شئ، پاکستان باندې پوه شئ، هو! پاکستان باندې. افغانستان له هېچا نه صدقه نه غواړي، افغانستان باعزته دولت په دولت روابط غواړي او ځکه یې غواړو چې ستاسې حق درکړو. هو ورونو، په یوه شي باندې خو پوهېږئ، د پیسو چل ماته راځي که نه راځي؟ ځان ته هېڅ نه غواړم، دا کورتی مې کافي ده. تاسې ته، دې وطن ته او هر شی غواړم، نو یو کال دې تېرېږي که ۵۰۰ میلیون ډالره مو پخپله زر تر زره پیدا نه کړل، لاس مې پرې کړئ! ۵ کاله دې موږ پرېږدی، که ورسره مو مرسته ونه کړه، بیا مې لاس پرې کړئ! اما اصلي خبره د مرستې نه ده، اصلي خبره د ګډو ګټو ده، افغانستان د هېچا په ضرر نه دی، موږ د عزت خاوره یوو، موږ د پټ او همت خاوره یوو، موږ هغه خلک یوو چې څوک په دوستي راځي لمره او غېږه مو ډېره پراخه ده، اما له سکندر نه نیولې تر هر بل چا چې په زور راغلي، بیا پښېمانه شوي دي. نو ضرورت دا دی چې تاسې ځان آماده کړئ.

مشکل دولتداری در چیست؟ مشکل دولتداری این است که ما چهل سال از جنگ، جدل و تفرقه متضرر هستیم. بنابراین ظرفیتی که در ملت است، در دولت نیست؛ ظرفیتی که در دولت کار است، در دولت نیست. این مشکل بنیادی ما است. شما به صورت طبیعی مدیرها و رهبران این مملکت می‌شوید، اما فضایی را که می‌بینم، این فضا را باید شما حفظ کنید. من چه فضایی را می‌بینم؟ وحدت ملی، تعهد ملی و مبارزه ملی و خوشبختانه باورمندی به مساوات زن و مرد در این تالار.

اصلاح دولت به صورت بنیادی، هدف ما است؛ اما تا به حال، کسانی که خود را در خطر می‌بینند، جیغ‌های‌شان بسیار بلند است، شما که از این اصلاح دولت زیادترین فایده را می‌بینید، بدبختانه که مصروفیت‌های دیگر داشتید. امید است که حالا متمرکز شوید، «تحول»، صدا، نظریات منسجم، دست به دست شدن و اتحاد شما را و از همه مهم‌تر، روحیه ملی را کار دارد. روحیه ملی را که واقعاً قانون اساسی گفته، من باربار برای‌تان گفتم، شما در عمل پیاده کنید، این است که مساوات هر افغان با هر افغان دیگر. افغانستان‌شمول فکر کنید. افغانستان‌شمول فکر کردن معنایش چیست؟ من ۳۴ ولایت را باربار رفتم. به همین دلیل وقتی که به من بگویند، فیض‌آباد! من نمی‌گویم که مرکز کنر است. چند سال پیش یکی از مأمورین عالی‌رتبه ما را پرسان کرده بود که مرکز کنر کجاست؟ گفت: فیض‌آباد بدخشان! نی، گناه او نیست. واقعاً ملامت نمی‌کنم؛ ما نسل مهاجر و از وطن دور افتاده بودیم، دفعتاً آمدیم. حال افغانستان‌شناسی برای ما بسیار مهم است. در افغانستان‌شناسی چه را یاد می‌گیریم؟ می‌بینید که درد تمام ملت، عین درد و آرزوی تمام ملت، عین آرزوست و یک ظرفیت، سرمایه و چشمه‌ی عظیم برای تحرک است. درباره اصلاحات اداره نظریات خاص‌تان را می‌خواهم. بحث‌های منسجم را ان‌شاءالله تعالی همراه‌تان ترتیب می‌دهیم. گله‌تان را من قبول کردم اما اداره در این دو سال، به سطح اوسط شش سال جوان‌تر شده و روز‌به‌روز ان‌شاءالله جوان‌تر خواهد شد.

در پهلوی این، کار در دولت، تنها در شیوه کار نیست. ما باید یک اقتصاد مرفه را ایجاد کنیم و مدیریت این اقتصاد به دست شما است. در پهلوی این، ایجاد یک جامعه مدنی که در جامعه ما، مسجد مرکز آن است و شبکه‌های رضاکارانه برای ما بی‌نهایت حیاتی است. زه بیا هم مننه کوم چې ماته مو دا فرصت راکړ چې له تاسې نه بیا انرژي واخلم. له نورزي صاحب نه مننه کوم چې پرون شپه راته راغی، ویې ویل دا ځوانان راغلي دي او له ابراهیمي صاحب نه مننه کوم. دا د پي پي اس¹ مشر دی، ترڅو مې چې دې پرې نه ږدې زه چېرې نه شم تللی. زه ځکه ورنه مننه کوم چې فکر وکړئ که PPS په تاسې درې زره ځوانانو باندې اعتبار لري او له ټوپکو سره نه در ننوځي، نو زه څنګه دربانډې اعتبار ونه کړم؟!

یشه سین افغانستان!

زنده باد افغانستان!

تل دې وي افغانستان!

پاینده‌باد رهبران حال و آینده ما!