داکتر اشرف غنی
داکتر اشرف غنی

شناخت افغانستان: چالش‌ها، فرصت‌ها و مشارکت‌ها برای یک آینده‌ی تاب‌آور

شناخت افغانستان: چالش‌ها، فرصت‌ها و مشارکت‌ها برای یک آینده‌ی تاب‌آور

گفتگو با نورا مولر در بنیاد کوربر (Körber Foundation) – برلین، جرمنی

نکات اساسی:‌

  • تاب‌آوری مردم: عزم افغان‌ها برای ماندن و بازسازی وطن.
  • امنیت و مبارزه با تروریزم: دفاع از خاک و اهمیت حمایت بین‌المللی.
  • فرصت‌های اقتصادی: ایجاد شغل، رشد زراعت، مسیرهای ترانزیتی و انرژی تجدیدپذیر.
  • حکومتداری و قانون: مالکیت مشکلات، مبارزه با فساد و تحکیم دموکراسی.
  • توانمندسازی زنان و جوانان: آموزش، مشارکت اقتصادی و رهبری جوانان.
  • مشارکت منطقه‌ای و جهانی: همکاری با آلمان، اتحادیه اروپا و همسایگان.
  • مهاجرت و اقتصاد جرمی: مقابله با قاچاق انسان و چارچوب قانونی مهاجرت.
  • دوستی افغانستان و آلمان: تقویت روابط صد ساله و همکاری جامعه مدنی.
  • اتصال و زیربنا: افغانستان به چهارراه آسیا، پروژه‌های انرژی و حمل‌ونقل.

 

بیانیه افتتاحیه توماس پاولسن

رئیس‌جمهور غنی عزیز، اعضای محترم هیئت همراه، عالی‌جنابان، خانم‌ها و آقایان:

من به نمایندگی از بنیاد کوربر (Körber Foundation)، مایلم به همه شما خیرمقدم بگویم. آقای رئیس‌جمهور، ما واقعاً از حضور شما امروز در آلمان خرسندیم، اما از اینکه بعدازظهر امروز شما را در بنیاد کوربر در کنار خود داریم، بیشتر خوشحالیم.

خانم‌ها و آقایان، پرزیدنت غنی خود را یک «خوش‌بین تزلزل‌ناپذیر» توصیف کرده است. من معتقدم وقتی می‌خواهید یک رهبر سیاسی باشید، بدون خوش‌بینی تزلزل‌ناپذیر، کار دشوار خواهد بود. اما در زمانه‌هایی مانند امروز، حتی داشتن حداقلی از خوش‌بینی باید چالش‌برانگیز باشد؛ و این نه تنها برای افغانستان، بلکه برای همه صدق می‌کند. برخی تحلیلگران از «ازهم‌گسیختگی بزرگ» صحبت کرده‌اند، برخی از «جنگ سی‌ساله جدید» و برخی حتی از «جنگ جهانی سوم».

یک چیز قطعی است: ما با فروپاشی نظم در سطوح متعدد، در ترکیب با رنسانس سیاست‌های کلاسیک قدرت‌های بزرگ روبرو هستیم. این یک ترکیب انفجاری است.

خانم‌ها و آقایان، شهروند یوهان ولفگانگ فون گوته می‌گوید، و من نقل‌قول می‌کنم: «زمانی که در ترکیه دوردست، مردم به جان هم می‌افتند، تو کنار پنجره بنشین و جامی بنوش.» خب، واضح است که ما دیگر نمی‌توانیم چنین نگرشی را تاب بیاوریم. امروزه اروپا مستقیماً تحت تأثیر درگیری‌ها در «کمان بحران» است که از مدیترانه تا هندوکش امتداد دارد. همان‌طور که جان دان، نویسنده انگلیسی، بیش از ۴۰۰ سال پیش به شهرت بیان کرد: «هیچ انسانی یک جزیره نیست». در یک دنیای جهانی‌شده و شبکه‌ای، این موضوع برای کشورها و قاره‌ها نیز صادق است.

هجوم پناهجویان به اروپا و تهدید تروریسم که هر دو هر روز بحران خاورمیانه حیاتی و جنوب آسیا را ثابت می‌کنند، به بحران قاره کهن تبدیل شده‌اند. ده‌ها هزار پناهجوی افغان که پس از سفرهای پرخطر به اروپا، مدام بر درِ ما می‌کوبند، به بحران کشور خود چهره و نام می‌بخشند. این‌ها یادآوری‌های دائمی هستند که تثبیت وضعیت افغانستان یک مأموریت پایان‌یافته نیست، بلکه کاری در حال پیشرفت است.

گزارش اخیری که توسط وزارت امور خارجه فدرال اینجا در آلمان تهیه شده، تصویر تیره‌ای را ترسیم می‌کند، زیرا بر مشکلات امنیتی جدی در افغانستان تأکید دارد. آلمان سهم بزرگی در تلاش برای کمک به افغانستان بر عهده داشته است: کمک‌های بازسازی، ظرفیت‌سازی برای نهادهای دولتی و نیروهای امنیتی و همچنین تعامل نظامی. امروز، آلمان به روش‌های مختلف، از جمله در چارچوب مأموریت «حمایت قاطع» ناتو، همچنان متعهد باقی مانده است؛ این سیگنال مهمی از تداوم حمایت از افغانستان و مردم آن و در راستای منافع امنیتی آلمان است.

خانم‌ها و آقایان، مأموریت بنیاد کوربر کمک به درک متقابل بهتر در امور بین‌الملل است. ما حامی گفتگوهایی هستیم که به عبور از مرزهای سیاسی، ملی و مذهبی کمک می‌کند. ما حامی بحث‌های باز و محترمانه هستیم. بیایید به جای اینکه «درباره یکدیگر» صحبت کنیم، «با یکدیگر» صحبت کنیم. همان‌طور که بنیان‌گذار ما کورت آ. کوربر بیش از چهل سال پیش گفت: ما عمیقاً متقاعد شده‌ایم که گفتگو امروز بیش از هر زمان دیگری موضوعیت دارد، زیرا «سکوت رادیویی» هرگز استراتژی موفقی برای حل مسئله نبوده است.

موضوع افغانستان و تعامل آلمان در هندوکش در ده سال گذشته بارها در دستور کار ما بوده است. ما کتاب‌های متعددی منتشر کرده‌ایم، میزگردهایی تشکیل داده‌ایم و میزبان مباحثات زنده‌ای بوده‌ایم؛ برای مثال با عبدالله عبدالله یا اخیراً با حامد کرزی.

آقای رئیس‌جمهور، ما واقعاً خرسند و مفتخریم که دعوت ما را پذیرفتید تا دیدگاه خود را درباره راه پیش رو در کشورتان، نحوه برخورد با مشکلات متعددی که به ارث برده‌اید و کمک‌هایی که آلمان می‌تواند انجام دهد، با ما در میان بگذارید. من به‌ویژه از تمایل شما برای شرکت در یک تبادل‌نظر باز با ما پس از سخنرانی‌تان تشکر می‌کنم. همکار من، نورا مولر، که مدیر اجرایی امور بین‌الملل بنیاد کوربر است، مدیریت این بحث را بر عهده خواهد داشت.

نکته آخر اینکه، بحث امروز ما به لحاظ زمانی بسیار مناسب است. امسال ما ۱۰۰ سال روابط دوستانه بین آلمان و افغانستان را جشن می‌گیریم که در سال ۱۹۱۵ با برقراری تماس‌های اولیه بین دولت پادشاهی آلمان و امارت افغانستان آغاز شد. آقای رئیس‌جمهور، شما همین الان به من گفتید که پدربزرگتان اولین سفیر کشورتان در آلمان بوده‌اند. با صحبت از سفرا، مایلم از سفارت افغانستان، و بیش از همه از سفیر حمید صدیق، برای همکاری عالی‌شان تشکر کنم و مشتاق ادامه این همکاری در آینده هستیم. همچنین مایلم از سفیر مارکوس پوتزل، رئیس نمایندگی آلمان در کابل، برای حمایت‌های بی‌دریغش تشکر صمیمانه داشته باشم.

آقای رئیس‌جمهور، اجازه می‌خواهم اکنون از شما دعوت کنم تا روی صحنه بیایید. بسیار سپاسگزارم.


بیانیه رئیس‌جمهور محمد اشرف غنی

به نام خداوند بخشنده مهربان.

دکتر پاولسن، مایه خوشحالی بزرگ است که امروز با شما هستم و می‌توانم در یک گفتگو شرکت کنم. درک من از سیاست بر اساس مقاله کلاسیک ماکس وبر «سیاست به مثابه یک حرفه» شکل گرفته است. سیاست یک «فراخوان» و رسالت است، نه یک شغل و حرفه صرف. سیاست یک تعهد در قبال شهروندان و جهان است، نه فرصتی برای غارت دارایی‌های مردم. امیدوارم این پیش‌زمینه ذهنی به حسی از خوش‌بینی تبدیل شود که بر رئالیسم (واقع‌گرایی) بسیار سخت‌گیرانه استوار است.

بنابراین، من با تبیین «نورمال جدید» آغاز می‌کنم: تهدیدی که هر روز با آن روبرو هستیم. ترور که از نظر اخلاقی مذموم است، از نظر جامعه‌شناختی به یک «سیستم» تبدیل شده است. ما دیگر نمی‌توانیم ترور، مواد مخدر و قاچاق انسان را به عنوان انحرافات جامعه‌شناختی نادیده بگیریم. یک اکولوژی (بوم‌شناسی) وجود دارد که همه این‌ها را در یک سیستم متحد می‌کند. اقتصاد جنایی جهانی سالانه ۱.۷ تریلیون دلار است. بدون مقابله و درک این اقتصاد جنایی جهانی، ما با مشکلات حیاتی خود روبرو نخواهیم شد.

در این اکولوژی، بستر اصلی توسط اقتصاد جنایی فراهم می‌شود. این همان پلتفرمی است که تامین مالی تروریسم و قاچاق انسان را ممکن می‌سازد. هر افغانی که به اروپا می‌آید ۲۰,۰۰۰ تا ۲۵,۰۰۰ دلار هزینه می‌کند. به ازای هر نفری که موفق می‌شود، چهار تا ده نفر در طول مسیر جان خود را از دست می‌دهند یا همه چیز خود را از دست می‌دهند. این یک جنبش سازمان‌یافته نیست؛ شبیه روشی نیست که آلمانی‌ها به ایالات متحده رفتند. شما با مهاجرت آشنا هستید؛ آلمانی‌ها جزو اولین کسانی بودند که فرصت را در سواحل آمریکای شمالی دیدند، موج پس از موج. من در بالتیمور زندگی کردم که دروازه‌ای برای آلمانی‌ها به دشت اوهایو و بخش‌های دیگر بود. مهاجرت ایرلندی‌ها؛ هر قحطی سیب‌زمینی موجی از مهاجرت را ایجاد کرد.

جهانی‌شدنِ ما بر آزادیِ ثروتمندان متمرکز است اما بر فقرا محدودیت اعمال می‌کند. ما باید این نابرابری عمیق را درک کنیم تا بتوانیم به صورت سیستماتیک با آن برخورد کنیم. این یک مشکل مشترک است؛ مشکلِ «ما» یا «شما» به تنهایی نیست. آنچه باید درک کنیم این است که ما با هم مجموعه‌ای از مشکلات داریم که باید حل‌شان کنیم.

تروریسم، به عنوان یک اکولوژی، ابتدا توسط شبکه‌هایی مسکونی شده است که ترکیب فراملی دارند. دنیای دولت حول محور سلسله‌مراتب سازماندهی شده است؛ دنیای جنایت حول محور شبکه‌ها. من به ریخت‌شناسی (مورفولوژی) باز خواهم گشت، اما شبکه‌ها بنا به تعریف، سریع و خود‌تکثیرشونده هستند، در حالی که دولت‌ها – حتی بهترین‌شان – کند و با تامل عمل می‌کنند. این باعث می‌شود آن‌ها به نیازها و آرزوهای شهروندان پاسخ دهند، اما همکاری بین دولت‌ها یک مشکل اساسی است.

نکته دوم: ما – به‌ویژه در بخش ما از جهان – با فقدان قواعد بازی بین دولت‌ها زندگی می‌کنیم. اکولوژیِ ترور هم توسط تروریست‌ها و هم بر اثر بی‌تفاوتی دولت‌ها و تمایل برخی دولت‌ها در گذشته به استفاده از بازیگران بدخواه دولتی به عنوان ابزار سیاست، ممکن شده است. تا زمانی که برخی دولت‌ها بین تروریست خوب و بد تفاوت قائل شوند، کل سیستم دولتی در خطر خواهد بود. درست کردن قواعد بازی یک امر بنیادین است.

اچسون به زیبایی مشاهده کرد که در زمان ایجاد نظم پس از ۱۹۴۵، آن‌ها نیمی از جهان را درست کردند و ما با میراثِ درست نشدنِ نیمه دیگر دست و پنجه نرم می‌کنیم. دوم اینکه، تروریسم یک ریخت‌شناسی پیدا کرده است، همان‌طور که جنایت به طور کلی به عنوان یک جنبش خشونت‌آمیز پیدا کرده است. ریخت‌شناسی آن این است که بسیار سریع تغییر می‌کند. برای القاعده ۲۰ سال طول کشید تا از برنامه‌ریزی به حمله شنیع خود به مرکز تجارت جهانی برسد (با آزمایش‌هایی در طول مسیر در کنیا و یمن)، اما داعش در عرض چهار سال از مفهوم‌سازی به اجرا رسید.

از نظر تئوری شبکه – که با تحلیل‌های منابع باز بسیار قابل توجه توسط سنتکام (CentCom) انجام شده و من آن را به همه توصیه می‌کنم – شکل‌گیری داعش پنج تا شش مرحله از تئوری شبکه را طی می‌کند. این ریخت‌شناسیِ تغییرِ مداوم است. در این دنیا، فضای سایبر حیاتی شده است. ما با جوامع رو در روی ترور سر و کار نداریم. ما با سلسله‌مراتب‌های کلاسیک روبرو نیستیم.

ما با جنبش‌های سریعاً در حال تکثیر سر و کار داریم که از طریق اینترنت نیرو جذب می‌کنند؛ اشکالی از اقدام که تکثیر می‌شوند و زمینه‌سازی می‌کنند. تا زمانی که دشمن و تهدیدی را که با آن روبرو هستیم درک نکنیم، پاسخ ما جزئی خواهد بود. با پوزش از مایکروسافت، اگر القاعده نسخه ۱ بود، داعش نسخه ۶ است و ما باید برای نسخه‌های ۷، ۸ و ۹ آماده باشیم. قانون مور (Moore’s law) در مورد نصف شدن زمان نوآوری، برای این شبکه‌های خشونت صدق نمی‌کند. درک اولیه از این پدیده‌ها پراکنده است. اطلاعات (استخبارات) بر اساس کشورها سازماندهی شده است. به اشتراک‌گذاری یک واژگان مشترک در مورد تهدیدات هنوز وجود ندارد – که این بسیار بنیادی‌تر از درک اولیه است. چارچوب‌های اقدام مشترک در مورد اینکه آیا تهدید کوتاه‌مدت، میان‌مدت یا بلندمدت است، هنوز در جستجوی پاسخ هستند.

جنبه سوم، پاتولوژی (آسیب‌شناسی) است. شما اخبار اخیر را دیده‌اید: استانبول، هواپیمای روسی در شرم‌الشیخ، بیروت، پاریس، مالی و متأسفانه این لیست می‌تواند ادامه یابد. آنچه اینجا مشخصه است این است که پاتولوژی به سمت «تولید خبر» جهت‌دهی شده است. روایتِ چرخه خبری اکنون توسط اقدامات تروریست‌ها تعیین می‌شود. کدام روز در ماه گذشته بوده که اخبار تحت سلطه این شبکه‌ها نبوده و آن‌ها شرایط پوشش خبری را تعیین نکرده باشند؟ ضد‌روایت ضعیف است. وجود دارد، اما در عمل و مجموعه‌ای از سیاست‌های معمول تجلی می‌یابد، نه در یک روایت منسجم که مبارزات قبلی ما را قادر به مقابله با آن کرده بود.

خب، در این پاتولوژی، «ابژه» یا هدف کیست؟ هدف: اول، آزادی حرکت ما. صنعت گردشگری ضربه خورده است زیرا آزادی حرکت برای گردشگری یکی از اصول بنیادین بوده است. دوم، اعتماد بین دولت و شهروند هدف کلیدی است. آیا می‌توانید تصور کنید مردم در پاریس مدام پشت سر خود را نگاه کنند تا ببینند تهدید بعدی کجاست؟ نیویورک در دهه ۱۹۷۰ مشابه بود، اما پاریس ۲۰۱۵ – نه چندان.

در نتیجه، این تصادفی بودن در واقع دارای نظم است و نیاز به تأمل و توانایی ما برای مقابله با آن دارد. امیدوارم مسائل کلیدی تهدید را ترسیم کرده باشم. در این میان، بحران پناهجویان هم به عدم قطعیت و هم به جنایتِ زیربناییِ آن مربوط است. چرا مواد مخدر از میان دولت‌های دارای نظم عبور می‌کند؟ چرا تمرکز اساسی بر مقابله با ریشه‌های مواد مخدر و نابودی آن وجود ندارد؟ آیا زمان آن نرسیده که عادات طبقه متوسط در برخی کشورهای ثروتمند تغییر کند تا بتوانیم با ریشه‌های این جنایت و تامین مالی آن برخورد کنیم؟ دنیای مالی به شدت جرم‌انگاری شده است. تنها یک تراکنش لازم است تا پول سیاه وارد چرخه جهانی شود. ما با یک تهدید جامع روبرو هستیم که نیازمند درک و اقدامات جامع است.

فرصت‌ها و چشم‌انداز افغانستان

اما اجازه دهید در مرحله بعد به فرصت‌ها بپردازم. اگر شغل من احتمالاً به عنوان یکی از دو شغل سخت روی زمین توصیف می‌شود – نمی‌دانم رقیب چقدر نزدیک است – اما شغلی است که ارزش انجام دادن دارد، زیرا سرنوشت سی میلیون نفر به آن بستگی دارد. من به مردم افغانستان بسیار افتخار می‌کنم که در یکی از دموکراتیک‌ترین گفتگوها شرکت کرده‌اند و همچنان به گفتگوی دموکراتیک ادامه می‌دهند. ما مردمی تاب‌آور هستیم. هر کس دیگری در جایگاه امروز ما بود، همه چیز را رها می‌کرد. بله، برخی از ما در حال حرکت (مهاجرت) هستیم، اما آنچه باید مورد توجه قرار گیرد این است که در برابر سی هزاری که رفته‌اند، سی میلیون نفر مصمم به ماندن هستند.

ما با یکی از وحشیانه‌ترین حملات در چهل سال گذشته روبرو شدیم. در سال ۲۰۱۵، یک جنگ تمام‌عیار علیه ما اعلام شد؛ این جنگ از هفت مرحله گذشت. اگر در گفتگو علاقه‌ای بود، می‌توانم آن را برای شما تشریح کنم. هدف استراتژیک چه بود؟ هدف استراتژیک ایجاد دو جغرافیای سیاسی در افغانستان و سپس تحمیل یک توافق صلح تحقیرآمیز بر ما بود.

بیشتر تحلیلگران سال گذشته، زمانی که ما با سه انتقال همزمان روبرو بودیم – انتقال سیاسی، انتقال امنیتی و انتقال اقتصادی – هیچ شانسی به ما نمی‌دادند. امروز نیروهای مسلح ما، نیروهای امنیتی و دفاعی ما، در جای خود ایستاده‌اند. بله، ما بهای بسیار سنگینی پرداخته‌ایم، اما این بهای وطن‌پرستی است. من بسیار مفتخرم که به عنوان فرمانده کل قوا فعالیت کرده‌ام.

آخرین چیزی که با توجه به پیش‌زمینه ذهنی‌ام در تئوری اجتماعی و شهروندی می‌خواستم، این بود که مجبور به پذیرش نقش فرمانده کل قوا شوم. اما من این نقش را با افتخار ایفا کرده‌ام و افتخار می‌کنم که نیروهای ما ایستاده‌اند. در این زمینه، اجازه دهید ابتدا به آلمانی‌ها ادای احترام کنم که بالاترین بها را برای کمک به ما در ایجاد نهادهایی پرداختند که امروز قادر به مقابله با خروج ۱۳۰,۰۰۰ نیروی ایساف (NATO ISAF) و ایستادگی هستند. دوم، اجازه دهید از آلمان برای رهبری فوق‌العاده‌اش در سال جاری تشکر کنم. من از صدراعظم مرکل بسیار سپاسگزارم، نه تنها برای کمک‌های آلمان، بلکه برای مشارکت با ما در متقاعد کردن سایر شرکایمان – از جمله یک استدلال بسیار قانع‌کننده به پرزیدنت اوباما – مبنی بر اینکه افغانستان ارزش سرمایه‌گذاری و ادامه حمایت را دارد. حمایت آلمان – از جامعه مدنی، از بنیادها، از احزاب سیاسی و به‌ویژه از دولت – بسیار مورد استقبال است و امیدوارم روابط صدساله ما برای قرن‌ها ادامه یابد.

دنیای بزرگترِ فرصت‌ها: اول، آسیا در حال تبدیل شدن از یک مفهوم جغرافیایی به یک اقتصاد قاره‌ای است. افغانستان در میان چهار میلیارد مصرف‌کننده قرار دارد. وقتی به نقشه نگاه می‌کنید، در گذشته تمام مسیرهای تجارت آسیایی، زیارت و گاهی فتوحات، از افغانستان می‌گذشته است. موقعیت ما که برای دویست سال یک نقص پدیدار بود، در ۲۵ سال آینده به یکی از مهم‌ترین دارایی‌ها در منطقه تبدیل خواهد شد.

چشم‌انداز ما، که صرفاً یک چشم‌انداز خالی نیست، تبدیل شدن به مرکز (هاب) برای مجموعه‌ای از پروژه‌های اتصال است. اولین پروژه، انتقال انرژی از قرقیزستان به تاجیکستان و سپس به افغانستان و پاکستان (کاسا ۱۰۰۰)، در حال اجراست. ما ۱ میلیارد دلار برای آن جمع‌آوری کرده‌ایم و به زودی اجرا خواهد شد. خط لوله ترکمنستان-افغانستان-پاکستان-هند (تاپی)، در ۱۳ دسامبر مراسم کلنگ‌زنی خود را در عشق‌آباد خواهد داشت. این پروژه از تئوری به عمل حرکت می‌کند. راه آهن ترکمنستان در ماه فوریه به همراه خطوط انتقال به مرز ما خواهد رسید.

بنابراین، آنچه اهمیت دارد این است که ببینیم این فضا که یک بن‌بست بود، به یک «میدان» (چهارراه) تبدیل می‌شود. میدان‌ها مکان‌هایی هستند که ایده‌ها، مردم و کالاها آزادانه حرکت می‌کنند و جریان می‌یابند. شبکه‌های خشونت باید توسط «شبکه‌های فضیلت» به چالش کشیده شوند و این همان امکانی است که عرضه شده است.

دوم، همیشه این سوال اساسی پرسیده می‌شود: آیا افغانستان از نظر مالی توانایی اداره دولت را خواهد داشت؟ امروز، البته، بخش عمده‌ای از منابعی که زیربنای دولت‌داری است از کمک‌های خارجی تامین می‌شود. دنیا خسته و فرسوده از سندروم کمک‌های خارجی است، به‌ویژه زمانی که این کمک‌ها موثر نیستند. یک‌سوم جغرافیای ما، که امروزه مستند شده است، بین ۱ تا ۳ تریلیون دلار ارزش دارد. در بیست سال آینده، ما به بزرگترین تولیدکننده مس و بزرگترین تولیدکننده آهن در جهان تبدیل خواهیم شد. ما به بازیگر مهمی در بازار طلا تبدیل خواهیم شد. ما ۱۴ نوع از ۱۷ مواد معدنی کمیاب زمین را داریم و بیشتر زمین‌شناسان ما را «عربستان سعودیِ لیتیوم» توصیف می‌کنند.

این به ما مجموعه بسیار متفاوتی از پیوندها را می‌دهد. از نظر محیط زیست، ما سرچشمه‌های آب را داریم. به جز چین، تک‌تک همسایگان ما به عنوان کشورهای پایین‌دست به ما وابسته هستند. در ده سال آینده، زمانی که گرمایش جهانی دو درجه افزایش یابد، آب ما به اندازه نفت همسایگانمان، اگر نه بیشتر، ارزشمند خواهد بود.

اما بنیادی‌ترین دارایی که به من امید می‌دهد، مردم ما هستند. برخی از ویژگی‌های مردم ما را می‌گویم و سپس سخنم را تمام می‌کنم (من در چارچوب ۱۵ دقیقه شما، خانم مولر، باقی می‌مانم – من بسیار منضبط هستم):

اول، ما ملت گدا نیستیم. شما افغان‌ها را در حال گدایی در خیابان‌ها نمی‌بینید. ما تعامل می‌کنیم، تجارت می‌کنیم و سرنوشت خود را به دست می‌گیریم. عزت ما زیربنای تاب‌آوری ماست.

دوم، ما جمعیتی جوان هستیم. سرزمین ما باستانی است، اما مردم ما بسیار جوان هستند: ۷۰٪ زیر ۳۵ سال هستند و تنها ۳٪ از جمعیت بالای شصت سال سن دارند. ما سه اکثریت داریم که به لحاظ عددی اکثریت، اما به لحاظ سیاسی و اقتصادی اقلیت هستند.

زنان: زنان احتمالاً یک اکثریت عددی هستند، زیرا ما یک و نیم میلیون نفر را در دفاع از آزادی‌مان در برابر اتحاد جماهیر شوروی سابق از دست دادیم و اکثر آن‌ها مرد بودند. به ازای هر ۱۰۰ مرد، ۱۰۴ زن متولد می‌شوند. توانمندسازی زنان حیاتی است. تغییر در جایگاه رهبری زنان بسیار بزرگ است. دو سال پیش، صحبت از حضور یک زن در ستره محکمه (شورای عالی قضایی) افغانستان تابو بود. من این افتخار را داشتم که اولین زن را برای ستره محکمه نامزد کنم و او تنها با اختلاف ۹ رای شکست خورد.

دوم، جوانان هستند. جوانان ما، چه زن و چه مرد، اکثریت هستند. توانمندسازی جوانان حیاتی است. من می‌خواهم از GIZ برای مجموعه مطالعات بسیار سازنده و برجسته کردن فرصت‌های کلیدی تشکر کنم. یک آلمانی برجسته در افغانستان پنج سال را صرف مطالعه آموزش‌های فنی و حرفه‌ای کرد و من پس از خواندن شش مقاله او، سه ساعت گفتگوی جذاب با او داشتم. او معتقد است که ما می‌توانیم آموزش فنی و حرفه‌ای را درست کنیم؛ اگر این کار را انجام دهیم، مهاجرت غیرقانونی می‌تواند به مهاجرت قانونی به کشورهای حوزه خلیج فارس و شمال آسیا تبدیل شود. جمعیت‌شناسیِ مهاجرت نیاز به درک ما دارد. حوزه خلیج فارس به مهاجران قانونی نیاز دارد و شمال شرق آسیا در حال گذار جمعیتی است. ما نباید در این باره به ترس راه دهیم؛ این پدیده‌ای است که می‌توان به صورت سیستماتیک با آن برخورد کرد. عوامل رانشی و کششی باید مورد توجه قرار گیرند.

آخرین و کلیدی‌ترین گروه، البته، فقرا هستند: ۳۶٪ از جمعیت ما با کمتر از ۱.۲۵ دلار در روز زندگی می‌کنند. اگر خط فقر را به ۲ دلار تغییر دهید، این رقم به ۷۰٪ می‌رسد. من این را توصیف می‌کنم تا میراثی را که دولت وحدت ملی ما دریافت کرده نشان دهم. چون ما این میراث را می‌شناسیم، مصمم به غلبه بر آن هستیم. مسئله کلیدی ما غلبه بر ناکارآمدی دولت، فساد فراگیر گذشته و فقدان پاسخگویی است. مسئولیت‌پذیری کلید واژه است: ما باید خودمان مالک مشکل باشیم.

از زمان تحلیف من، تشکیل دولت وحدت ملی به این معنا بوده است که افغان‌ها مالک مشکلات خود هستند، آن‌ها را تعریف می‌کنند و راه حل‌ها را تعیین می‌کنند. ما شرکایی در افغانستان داریم که مایل به مقابله با مسائل – چه مبارزه با تروریسم، چه مبارزه با مواد مخدر و چه مهاجرت غیرقانونی – به شیوه‌ای سیستماتیک و منسجم هستند. ما ابعاد مشکلات خود را می‌شناسیم، می‌دانیم چگونه به یکدیگر مرتبط می‌شوند و چگونه مشارکت‌های فعال ایجاد می‌کنیم. مشکلات ما میان‌مدت هستند و راه حل‌ها باید با اقدامات کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت در یک چارچوب سیستماتیک مطابقت داشته باشند.

دوباره برای این فرصت سپاسگزارم. مشتاقانه منتظر گفتگو هستم.

پرسش و پاسخ با نورا مولر، مدیر اجرایی امور بین‌الملل، بنیاد کوربر

نورا مولر: آقای رئیس‌جمهور، بسیار سپاسگزارم به خاطر این بیانات بسیار جالب و فشرده. من می‌گویم ۵۰ درصد کلماتی که شنیدیم از زبان «رئیس‌جمهور غنی» بود و ۵۰ درصد از زبان «پروفیسور غنی». اجازه دهید با اولین نکته‌ای که ذکر کردید شروع کنم. شما از ریخت‌شناسی، اکولوژی و پاتولوژی تروریسم صحبت کردید. اکنون، در افغانستان، ما همچنین شاهد هستیم – که می‌گویم در مراحل اولیه است – سلول‌های داعش یا داعش، اما به نظر من این جنبش در کشور شما نیز در حال پیشروی است. شما از تروریسم نوع داعش به عنوان «تروریسم ۶.۰» یاد کردید. بنابراین من تعجب می‌کنم، چه پتانسیلی برای داعش در کشور خود می‌بینید؟ شما قبلاً به برخی از استراتژی‌ها برای یافتن یک ضد‌روایت مقتدر اشاره کردید. آیا می‌توانید در مورد استراتژی‌های مقابله بیشتر توضیح دهید؟

رئیس‌جمهور غنی: حتماً. ممنون. اول، در کنفرانس امنیتی مونیخ من این اصطلاحات را ابداع کردم؛ سپس در مورد داعش هشدار دادم. می‌دانید واکنش چه بود؟ «اشرف غنی دارد تلاش می‌کند برای کشورش پول بگیرد.» ما باید درک کنیم کسانی از ما که در لبه، در خط مقدم هستند، باید بخشی از یک گفتگوی برابر باشند. تحلیلگران استخباراتی، یکی پس از دیگری، تصویر تروریسم را اشتباه فهمیده‌اند. این نیاز به یک گفتگوی جدی دارد و این همان چیزی است که من می‌خواهم: همه ما اطلاعات، درک و احساس خود را کنار هم بگذاریم. آژانس‌های امنیت ملی ما، آژانس‌های استخبارات ملی ما، نیاز به تغییر بنیادی دارند.

دوم، در مورد داعش، آن‌ها چیزی دارند که «سازماندهی، جهت‌دهی، تصمیم‌گیری و اقدام» (OODA) نامیده می‌شود. این‌ها برای عراق و سوریه بسیار خوب مستند شده‌اند. بخش دیگری که باید در مورد داعش مورد توجه قرار گیرد این است که فرماندهی و کنترل آن از بوروکراسی رژیم بعث سازماندهی شده است. این‌ها آماتور نیستند. در نتیجه، ما مراحل را شناسایی کردیم و قبل از اینکه به مرحله اقدام برسند، به آن‌ها ضربه زدیم. اگر دولت تصمیم نمی‌گرفت که از طریق سلسله عملیات‌های نیروهای ویژه به آن‌ها ضربه بزند، داعش در افغانستان بسیار قدرتمندتر می‌شد.

اما جنگِ تحمیل‌شده بر ما، ما را مجبور کرد با مجموعه‌ای از صحنه‌های در حال تغییر روبرو شویم. برخلاف گذشته، شمال و شمال شرق افغانستان مورد هدف قرار گرفتند و توان ما تقسیم شد. در این گستردگی، داعش توانست حضور خود را محسوس کند. امروز دو منطقه وجود دارد: یکی ولایت زابل است، جایی که آن‌ها دست به یکی از غیرانسانی‌ترین اقدامات زدند، سر یک دختر جوان را بریدند و دیگرانی را که گروگان گرفته بودند کشتند. دوم ولایت ننگرهار در امتداد خط دیورند است، جایی که آن‌ها مردم را به معنای واقعی کلمه روی بمب‌ها نشانده‌اند.

واکنش افکار عمومی افغانستان عظیم بوده است، با تظاهرات در سراسر کشور که خواستار وحدت و تمرکز بودند. داعش در حال عقب‌نشینی است، اما با توجه به ریخت‌شناسی که در مورد آن صحبت کردیم، واقعاً باید هوشیار باشیم و خیلی زود اعلام پیروزی نکنیم. اعلام پیروزیِ زودهنگام هزینه‌بر خواهد بود.

نورا مولر: اجازه دهید اینجا موضوع را پیگیری کنم، آقای رئیس‌جمهور. آیا داعش از وضعیت عجیبی که طالبان در حال حاضر در آن قرار دارد، بهره‌برداری می‌کند؟ همین دیروز گزارشی شنیدیم مبنی بر اینکه ملا منصور در جایی در نزدیکی کویته هدف گلوله قرار گرفته و به شدت مجروح شده است، ظاهراً به عنوان پیامد درگیری‌های داخلی در درون طالبان. شما خودتان گفتید که دیگر چیزی به نام «طالبان» [واحد] وجود ندارد. بنابراین، آیا فکر می‌کنید این نوع پویایی به نفع داعش در کشور شماست؟ و ثانیاً، وضعیت طالبان چگونه بر روند صلح بین‌الافغانی تأثیر می‌گذارد؟

رئیس‌جمهور غنی: حتماً. موضوع اول: داعش – به همین دلیل است که ما به کلمه «اکولوژی» نیاز داریم – هم با گروه‌های دیگر رقابت می‌کند و هم همکاری. او یک آدم‌خوار است. اولین اهدافش چه کسانی بودند؟ رقبای او در عراق و سوریه. او به معنای واقعی کلمه آن‌ها را بلعید – چگونه آن‌ها را بلعید؟ با ترس، با تزریق ترس، با نابودی سیستماتیک صفوف و رهبری آن‌ها. این همان کاری است که امروز با طالبان تلاش می‌کند انجام دهد.

دوم، ارتش بزرگی از ذخیره نیروی کار وجود دارد. هزاران نفر در دوره شوروی آموزش دیدند و متعاقباً آموزش دیدند. ما باید با ریشه اصلی این تظاهرات برخورد کنیم. طالبان یکی از مظاهر بی‌نظمی است. مسئله اساسی پاکستان است. پاکستان در ۱۴ سال گذشته، و برخی می‌گویند چهل سال، در خصومت‌های دولتی اعلام‌نشده با افغانستان بوده است. تا زمانی که صلح برقرار نشود – صلح بنیادی بین دو دولت حاکم افغانستان و پاکستان – پدیده‌های جدیدی می‌توانند تولید شوند اگر دولت‌ها پناهگاه، تأمین مالی یا استخدام نیرو را، به صورت آشکار یا پنهان، فراهم کنند.

به طور مشخص در مورد طالبان، درگیری امروز سه بعد دارد:

۱. رد شدن توسط کشورهای دیگر. من در روسیه با پرزیدنت پوتین، پرزیدنت شی و دیگران برای نشست‌های بریکس و شانگهای بودم. برخی اظهارات نشان می‌داد که افغانستان منبع خطر است. من یک سوال ساده پرسیدم: اکثریت تروریست‌ها از کجا می‌آیند؟ آن‌ها از چین، روسیه، تاجیکستان، ازبکستان، عربستان سعودی، مصر و به‌ویژه پاکستان می‌آیند. افغان‌ها به عنوان تروریست در کشورهای دیگر کجا هستند؟ بله، متأسفانه بمب‌گذاران انتحاری افغان در داخل افغانستان وجود دارند. آن‌ها بخشی از این [تروریسم فراملی] نیستند.

۲. طالبان فقط یک پدیده افغانی نیست؛ احتمالاً از نظر عددی طالبان پاکستانی بیشتر از طالبان افغان هستند. پاکستان آن‌ها را تروریست اعلام کرده و قانون اساسی و قانون ارتش خود را بر این اساس اصلاح کرده است. ما چگونه با این پدیده فرامرزی و فراسرحدی برخورد کنیم؟

۳. رابطه بین دو دولت. صلح اولیه، از نظر ما، این است که اطمینان حاصل شود پاکستان به طور اساسی در مورد اشتراکِ تهدید تعامل می‌کند. سپس می‌توانیم راه حل‌هایی ایجاد کنیم.

هیچ طالبان واحدی وجود ندارد؛ گروه‌هایی هستند که در مکان‌های مختلف رقابت و مبارزه می‌کنند. ما در مورد رویدادهای تأیید نشده اظهار نظر نخواهیم کرد. مبارزات داخلی در حال وقوع است و درک نتایج برای صلح مهم است. فداکاری‌هایی توسط تمام شرکا انجام شده است؛ فصل‌های اول و دوم قانون اساسی افغانستان غیرقابل مذاکره است. زنان نمی‌توانند به آپارتاید بازگردند؛ حقوق برابر شهروندان نمی‌تواند مورد معامله قرار گیرد.

من هرگز صلحی را که مایه ننگ در تاریخ باشد نخواهم پذیرفت. صلح باید آینده شهروندان را تضمین کند. ما می‌خواهیم طالبان به یک جنبش سیاسی مشروع تبدیل شوند. اگر مردم به آن‌ها رای دادند، فوق‌العاده است. در بیشتر موارد، رای نخواهند داد.

نورا مولر: ما سخن شما را ملاک قرار می‌دهیم، آقای رئیس‌جمهور. در ادامه بحث را برای مهمانانمان باز می‌کنیم. لطفاً سوالات بسیار کوتاه بپرسید. ماتیاس را می‌بینم.

ماتیاس گبائر (اشپیگل): آقای رئیس‌جمهور، نام من ماتیاس گبائر است، از اشپیگل اینجا در آلمان. من یک سوال دارم: چون شما ادعا کردید که اکثر افغان‌ها، حدود ۳۰ میلیون نفر، می‌خواهند در کشور شما بمانند، چگونه می‌خواهید مردم خود را در افغانستان متقاعد به ماندن کنید، در حالی که اکثر کارکنان دولت شما – از جمله وزرا و معاونان رئیس‌جمهور – خانواده‌های خود را به کشورهای خارجی می‌برند، چون فکر می‌کنند امنیت ندارند؟

رئیس‌جمهور غنی: حتماً. سوال بسیار خوبی است. وزرای ما محصول دیاسپورا (مهاجران دور از وطن) هستند. آن‌ها در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ پناهندگی گرفتند. این دنیای روستاها نیست. وقتی از روستاهای افغانستان بازدید می‌کنم، دو سوال می‌پرسم: چه تعداد از شما خارج از کشور بوده‌اید؟ معمولاً حدود ۶۰ درصد. چه تعداد از شما اقوام در خارج از کشور دارید؟ ۴۰ درصد دیگر.

افغانستان دیگر آن بن‌بستِ گذشته نیست. در ۱۴ سال گذشته بیش از ۵ میلیون نفر به افغانستان بازگشته‌اند. ما مجموعه‌ای از پیوندها داریم. ما امروز ۵ میلیون پناهنده در ایران و پاکستان داریم. تعهد با حسی از فداکاری همراه است. به طور فزاینده‌ای، رهبری شامل افرادی می‌شود که پیوندی با دیاسپورا ندارند.

در سال ۲۰۰۱، من پس از ۲۵ سال تبعید بازگشتم. کابل کمتر از ۴۰۰,۰۰۰ نفر جمعیت داشت؛ امروز ۳.۵ میلیون نفر دارد. مردم پیاز به پیشاور می‌فرستادند چون کابل قدرت خرید نداشت. امروز افغانستان تغییر کرده است.

اکثریت مطلق افغان‌ها خواهان یک افغانستان باثبات و شکوفا هستند. آنچه ما می‌خواهیم مشارکت برای مقابله با ابعاد مشکل و حمایت از ایجاد یک چارچوب باثبات است. بسیاری از آلمانی‌ها پس از جنگ جهانی دوم و سوم به ایالات متحده مهاجرت کردند؛ بسیاری خانواده‌هایشان در خارج بودند. به دیاسپورا (مهاجران) ایرلندی، هندی و چینی نگاه کنید – آن‌ها بازگشتند و در رشد کشورشان مشارکت کردند. ما امیدواریم به همان هدف دست یابیم.

نورا مولر: آقای رئیس‌جمهور، خانم‌ها و آقایان، در حالی که ما اینجا در این اتاق بحث می‌کنیم، بحث بسیار شدیدی در توییتر در جریان است. من یک سوال دارم که اینجا در توییتر منتشر شده و می‌پرسد: «آقای رئیس‌جمهور، در چه زمینه‌هایی بیشترین پتانسیل را برای همکاری اتحادیه اروپا و افغانستان می‌بینید؟»

رئیس‌جمهور غنی: حتماً. موضوع اول محیط زیست است. این شما را غافلگیر خواهد کرد. پتانسیل ما برای انرژی‌های تجدیدپذیر قابل توجه است: ۳۱۶,۰۰۰ مگاوات برق. دکتر همایون قیومی که اینجا نشسته‌اند، مشاور ارشد من در امور زیربنایی و آموزش هستند. تا همین چند ماه پیش، ایشان رئیس دانشگاه سن خوزه در کالیفرنیا بودند و سال گذشته جایزه «مهندس سال سیلیکون ولی» را دریافت کردند. تنها ۱۲ نفر در جهان به این افتخار نائل شده‌اند. ایشان استعفا دادند تا برگردند.

به همین دلیل، ترافیک استعدادها دوطرفه است. در ۷۰ سال گذشته، افغانستان ۲۳۴ مگاوات تولید کرده است. به لطف رهبری دکتر قیومی و وزیر عثمانی، ما امسال ۲۴۰ مگاوات تولید خواهیم کرد. به دست آوردن انرژی، مرز پیشرفت است. آنچه در پاریس استدلال کردم و می‌خواهم اینجا تکرار کنم: با کشورهای کمتر توسعه‌یافته – ما چهارمین کشور فقیر روی زمین هستیم – به عنوان موارد خیریه برخورد نکنید. این‌ها باید مرزهای نوآوری باشند. عقب‌ماندگی یک مزیت است، زیرا شما هزینه بازسازی ساختارها را نمی‌پردازید [بلکه از نو و مدرن می‌سازید].

دوم تجارت است. ما در حال باز کردن راه لاجورد به اروپا هستیم. این راه از ترکمنستان، آذربایجان، گرجستان و ترکیه می‌گذرد. اروپا ۵ تا ۷ روز فاصله خواهد داشت. اروپا اساساً تغییر کرده و می‌خواهد به روی خود بسته شود، اما محصولات – محصولات افغانی – نیاز به دسترسی دارند. من از واردکنندگان آلمانی در هامبورگ و جاهای دیگر می‌خواهم: با ما در توسعه زنجیره‌های ارزش همکاری کنید، جایی که محصولات افغانی بتوانند به بازارها برسند.

صحبت‌های بی‌پایانی در مورد توانمندسازی زنان وجود داشته است. من به مدت ۱۴ سال از مجموعه‌ای از فروشگاه‌های زنجیره‌ای می‌خواهم که با ما در تولید برچسبی به نام «ساختِ زنان افغان» بپیوندند. زنان افغان زمانی که پول در جیب داشته باشند، به صورت قانونی توانمند می‌شوند.

در مورد آموزش؛ آموزش بنیادی است. از نظر کمیت، ما به موفقیت‌های زیادی دست یافته‌ایم، اما کیفیت فوق‌العاده پایین است. زمینه‌های گسترده‌ای وجود دارد که اروپا می‌تواند در آن‌ها مشارکت کند. اساسی‌ترین مسئله، مشارکت در ارزش‌هاست تا نهادهای دموکراتیک تثبیت شوند و حقوق و تکالیف شهروندی روشن شود. من از پرزیدنت تاسک و خانم موگرینی سپاسگزارم. در ماه اکتبر کنفرانسی در بروکسل در حمایت از افغانستان برگزار خواهد شد. بیایید تمام مسائل کلیدی را به بحث بگذاریم تا یک مشارکت واقعی با افق میان‌مدت ایجاد کنیم.

نورا مولر: آقای رئیس‌جمهور، می‌بینم که رئیس تشریفات شما هنوز بسیار آرام است. آیا می‌توانیم یک سوال دیگر بگیریم؟

رئیس‌جمهور غنی: قطعاً. رئیس تشریفات من به جلسات شورای شهر در افغانستان عادت دارد. من روز پنجشنبه در قندوز بودم و سخنرانی‌ام ده بار توسط سخنرانی‌های دیگران قطع شد.

حضار ۱: ما اینجا در امنیت هستیم. آقای رئیس‌جمهور، گوش دادن به تحلیل عمیق شما از افغانستان برای من لذت بزرگی بود. این خبر خوبی برای شماست که کشور شما روز به روز جوان‌تر می‌شود، در حالی که ما متأسفانه پیرتر می‌شویم.

رئیس‌جمهور غنی: مردم من، نه من. ای کاش برای من هم صادق بود. آن‌ها یک پیرمرد را انتخاب کردند تا نمایندگی جوانان را بر عهده بگیرد.

حضار ۲: شما به خوش‌بینی اشاره کردید. گفتید که سالانه حدود نیم میلیون جوان در افغانستان از مدرسه فارغ‌التحصیل می‌شوند. چه اصلاحات و پروژه‌های مشخصی دارید تا به آن‌ها چشم‌انداز بدهید؟

رئیس‌جمهور غنی: حتماً. ممنون به خاطر این سوال عالی. سال گذشته، ما یک رکود عمیق را به ارث بردیم که به مرز بحران اقتصادی رسیده بود. دلیلش این بود که آیساف/ناتو فقط یک بازیگر نظامی-امنیتی نبود. ۱۳۰,۰۰۰ سرباز به اضافه حدود ۴۵۰,۰۰۰ پیمانکار، بزرگترین مصرف‌کنندگان در اقتصاد بودند. خروج آن‌ها ناگهان یک نیروی مصرفی ۶۰۰,۰۰۰ نفری را حذف کرد که تأثیر عمیقی بر بخش‌ها گذاشت.

چون دولت قبلی افغانستان نزد صندوق بین‌المللی پول اعتبار نداشت، ما مجبور شدیم سیاست ریاضت اقتصادی را اعمال کنیم. ما اکنون در حال خروج از ریاضت هستیم. ما تمام تعهدات خود را به صندوق بین‌المللی پول، از جمله افزایش درآمد، انجام داده‌ایم. برای اولین بار، باید به آقای حکیمی تبریک گفت؛ ما به اهداف درآمدی دست یافته‌ایم.

تمرکز اصلی ما بر روی یک بسته محرک اقتصادی به نام «مشاغل برای صلح» است. اول، کشاورزی. باور کنید یا نه، ما سالانه ۴ میلیارد دلار مواد غذایی وارد می‌کنیم. کشاورزی افغانستان در حال حاضر تنها دو‌سوم زمینی را که در سال ۱۹۷۸ کشت می‌شد، کشت می‌کند. هدف ما در پنج سال آینده خودکفایی در غذا است. بیست و یک سد (بند) برای بهبود مدیریت آب برنامه‌ریزی شده است. سهم کشاورزی به حدود ۳۰ درصد کاهش یافته بود، اما ۷۰ درصد جمعیت به آن متکی هستند. ۲ تا ۳ میلیون شغل می‌تواند در بخش کشاورزی ایجاد شود. درست کردن وضعیت کشاورزی برای ثبات ضروری است.

دوم، ترانزیت. افغانستان دوباره به یک مرکز سرنوشت‌ساز تبدیل خواهد شد – همان میدانِ آسیایی. بخش خدمات، حدود ۴۰ درصد، مربوط به حمل و نقل است. قراردادهای ترانزیتی در حال مذاکره و باز شدن هستند.

سوم، مسکن. ما مشارکتی را با چینی‌ها برای ساخت ۱۰,۰۰۰ خانه ارزان‌قیمت آغاز کرده‌ایم، با هدف رسیدن به ۱۰۰,۰۰۰ خانه. نوسازی شهری بخشی از این برنامه است.

استخراج معادن: ما به یک توقف نیاز داشتیم تا از «نفرین منابع» جلوگیری کنیم. اگر معدن‌کاری به درستی انجام نشود، شما مانند کنگو می‌شوید؛ اگر درست انجام شود، مانند نروژ یا شیلی. نروژ به دلیل فساد به ارث رسیده، فراتر از توان نهادی ماست. ما انتخاب کردیم که ابتدا فساد را مهار کنیم؛ معدن‌کاری درآمد ایجاد می‌کند، نه لزوماً شغل، و بدین ترتیب پایه‌ای برای حرکت به جلو ایجاد می‌کند.

حضار ۳ (مریم سنجش): السلام علیکم و وقت بخیر. خیرمقدم گرم به آقای رئیس‌جمهور و همکاران محترم در برلین. من مریم سنجش هستم، دانشجوی افغان در رشته سیاست‌گذاری عمومی در دانشکده حکومتداری هرتی. من از دستاوردهای شما در طول انتقال اقتصادی و امنیتی قدردانی می‌کنم. همچنین از کار شما برای توانمندسازی زنان، به عنوان مثال معرفی زنان به ستره محکمه و حمایت از زنان در کابینه، سپاسگزارم. با این حال، وضعیت زنان روز به روز بدتر می‌شود. برنامه و پلان شما برای توانمندسازی زنان در افغانستان در کوتاه‌مدت چیست؟ همچنین، شکافی بین مردم و دولت وجود داشته است. آن را چگونه توضیح می‌دهید؟ پیام شما برای زنان تحصیل‌کرده جوان افغان که مانند من اینجا درس می‌خوانند چیست؟

نورا مولر: ما مراسم را برای این بحث یک ساعت دیگر تمدید می‌کنیم.

رئیس‌جمهور غنی: ممنون. اول، ممنون که درس می‌خوانید. جهان را کشف کنید. دانشِ از پیش پذیرفته‌شده را زیر سوال ببرید، همان‌طور که من و دکتر قیومی انجام دادیم. از برلین لذت ببرید؛ موزه‌ها و جاهای دیگر را کشف کنید.

آینده برای زنانی مثل شما این است که رهبر شوید. من خود را پلی می‌بینم که جوانان افغان از روی آن به سمت مدیریت و رهبری عبور خواهند کرد. من هیچ خانواده سیاسی ندارم؛ من متعلق به همه افغان‌ها هستم. هر روز به این فکر می‌کنم که چه میراثی برای جانشینانم باقی می‌گذارم که این آزمونِ پایداری است. دستاوردهای یک‌باره پایدار نیستند.

در مورد شکاف: این از انتظارات ناشی می‌شود. مردم انتظار صلح و شکوفایی داشتند، اما ما برای بقا می‌جنگیم. توضیح دادن این موضوع فوق‌العاده دشوار است. صلح بزرگترین نیاز است. ما باید بین صلحی که مادرِ درگیری‌های آینده است یا صلحی که پایدار است، انتخاب کنیم. من مجبور بودم هم به عنوان رئیس‌جمهور و هم به عنوان فرمانده کل قوا عمل کنم. سرمایه انسانی توجه کافی دریافت نکرده است.

زنان: تعهد قطعنامه ۱۳۲۵ سازمان ملل اساسی است. مسائل میان‌مدت شامل کاهش مرگ و میر مادران است؛ نرخ آن در ۱۴ سال نصف شده است. نرخ باروری تقریباً ۵.۱ تولد برای هر زن است. تنظیم خانواده نیاز به درک کامل دارد، همان‌طور که در ایران و بنگلادش انجام شد.

آموزش: مدارس دخترانه بهتر از مدارس پسرانه اداره می‌شوند، اما کیفیت پایین است. نبود سرویس‌های بهداشتی و امنیت مانع حضور دختران می‌شود. نیاز به فیبر نوری در مدارس و مساجد است.

توانمندسازی قانونی نیازمند تغییرات اجتماعی-فرهنگی است. برنامه‌های حقوق مالکیت اکنون مردان و زنان را به طور مساوی ثبت می‌کند. توانمندسازی اقتصادی حیاتی است. زنان ۱۲ تا ۱۶ ساعت در روز کار می‌کنند که اغلب بدون مزد است. نیروی کار زنان باید به بازار متصل شود. اتصال و مشارکت‌های جهانی ضروری هستند.

نورا مولر: آقای رئیس‌جمهور، خانم‌ها و آقایان، ما به پایان بیش از ۶۰ دقیقه جذاب رسیدیم. ممنون که تحلیل خود را با ما در میان گذاشتید.

رئیس‌جمهور غنی: من یک خوش‌بین هستم. به تاریخ خانواده‌ام نگاه کنید: در ۶۰۰ سال گذشته، هر نسل همه چیز را از دست داد، و با این حال ما ایستاده‌ایم. تاب‌آوری (Resilience).

نورا مولر: تاب‌آوری همان واژه است. بسیار سپاسگزارم.