داکتر اشرف غنی
داکتر اشرف غنی

از بن‌بست‌ها تا چهارراه‌ها: افغانستان در گذرگاه آینده‌ی قاره‌یی آسیا

از بن‌بست‌ها تا چهارراه‌ها: افغانستان در گذرگاه آینده‌ی قاره‌یی آسیا

سخنرانی در پوهنتون نظربایف (آستانه، قزاقستان)

نکات اساسی: 

  • اقتصاد قاره‌یی آسیا: آسیا در حال مبدل شدن به یک فضای اقتصادی مدغم است.
  • میراث راه ابریشم: شبکه‌های تاریخی تجارتی و دانش، مسیر آینده را ترسیم می‌کنند.
  • چهارراه در برابر بن‌بست: اتصال (وصل‌شدن)، منطقه‌ها را در بستر زمان متحول می‌سازد.
  • دیدگاه‌های ذهنی و پالیسی: طرز فکر و پالیسی‌ها، تعاملات منطقه‌یی را محدود می‌سازند.
  • تروریزم به مثابه یک اکولوژی: تروریزم یک سیستم شبکه‌یی و تطبیق‌پذیر است.
  • تهدیدات مدرن: حملات، شیرازه‌ی شهروندی و اعتماد به دولت را تضعیف می‌کنند.
  • همکاری‌های منطقه‌یی: قواعد و تشریک مساعی، تهدیدات را به گونه‌ی مؤثره کاهش می‌دهند.
  • زیربناهای خوشه‌یی (کلستریک): سیستم‌های همغق شده‌ی انرژی، ترانسپورت و آب.
  • دولت‌سازی: حقوق شهروندی و مساوات، ساختارهای دولتی را مستحکم می‌سازند.
  • گفتگوی تمدن‌ها: تساهل و تعامل، پادزهری در برابر ترس است.
  • الهام تاریخ: ابوریحان بیرونی به حیث نماد دانش و فرصت.

 

وقت‌تان بخیر. می‌دانید، بهترین دوره‌ی کاری من در پوهنتون کابل بود؛ از این رو، واقعاً به جناب «شیگیو کاتسو» غبطه می‌خورم. مسؤولیتی که شما دارید، همان شغلی است که من آرزوی داشتنش را داشتم. اما در وضعیت کنونی، ناچارم از منظر جایگاه رسمی فعلی‌ام صحبت کنم؛ لذا امیدوارم مرا معذور بدارید. حدود ۲۵ دقیقه پیرامون دیدگاه‌های استراتژیک صحبت خواهم کرد و سپس وارد پروسه‌ی پرسش و پاسخ خواهیم شد.

ظهور اقتصاد قاره‌یی آسیا

آسیا در گذشته صرفاً یک مفهوم جغرافیایی بود، نه یک واقعیت عینی اقتصادی یا یک حقیقت جامعه‌شناختی مبتنی بر تعاملات. در بیست‌وپنج سال آینده، شاهد یکی از عمیق‌ترین تحولات در تاریخ بشریت خواهیم بود که همانا «ظهور اقتصاد قاره‌یی آسیا» است. در تاریخ جهان، تنها دو پیشینه‌ی مشابه وجود دارد؛ اول: ظهور ایالات متحده در سال ۱۸۶۹ به عنوان یک اقتصاد قاره‌یی که در آن، وصل شدن خط‌آهن اقیانوس آرام و اطلس، یک فضای جغرافیایی را به یک قلمرو سیاسی-اقتصادی مبدل ساخت. دوم، پروسه‌ی ایجاد اتحادیه اروپا است که بسیار کُند و تدریجی صورت گرفت.

میراث تاریخی و سیستم راه ابریشم

این بزرگترین فرصت استراتژیک برای ماست؛ چرا که در اینجا، گذشته‌ی ما در حقیقت «چشم‌انداز آینده» ما را تشکیل می‌دهد. امروز از جناب «شی جین‌پینگ» تا تمامی ما، مجدداً پیرامون احیای راه ابریشم صحبت می‌کنیم. اما ماهیت راه ابریشم چه بود؟ اولاً، راه ابریشم تنها یک جاده نبود، بلکه مجموعه‌ای از مسیرهای مواصلاتی بود. ثانیاً، یک «سیستم» سازمان‌یافته تجاری بود که در آن، ابزارهای مالی چون «برات» (سفته) حداقل دو هزار سال قبل اختراع شده بود. جالب است بدانید واژه «چک» ریشه در زبان فارسی دارد. این مراودات مالی، نیپال را به سراسر خاورمیانه و روسیه وصل می‌کرد. این سیستم، بر مبنای حمل‌ونقل سازمان‌یافته و تبادل کالاهای پیچیده استوار بود.

دکتورین چهارراه (Roundabout) در برابر بن‌بست (Cul-de-sac)

در بستر راه ابریشم، یک سیستم دانش مبتنی بر تعامل و تساهل وجود داشت. در همین چارچوب است که اصطلاح «چهارراه» اهمیت پیدا می‌کند. از دیدگاه «تاین‌بی»، چهارراه مکانی است که ایده‌ها، اتباع و کالاها در آن جریان می‌یابند. در نقطه مقابل، «بن‌بست» قرار دارد؛ مکانی که منابع و افکار در آن محصور می‌مانند. من این اصطلاح را برای افغانستان به کار می‌برم؛ کشوری که برای ۲۴۰۰ سال یک چهارراه بود، اما در قرن نوزدهم در نتیجه‌ی رقابت‌های استعماری، به یک «بن‌بست» و حاشیه‌ی جغرافیایی مبدل گشت.

درس بزرگ این است: همان‌گونه که چهارراه‌ها به بن‌بست تبدیل شدند، بن‌بست‌ها نیز می‌توانند دوباره به چهارراه تبدیل شوند. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، فضایی را گشود تا جریان‌های جدیدی از تعاملات شکل بگیرد. امروز، احیای نقش چهارراهی ما محصول یک تصمیم تصادفی نیست، بلکه نتیجه‌ی پیوندِ زنجیره‌ای از رویدادهای استراتژیک است.

موانع ذهنی و چالش‌های پالیسی‌سازی

انکشاف زیربناها، آسیا را بیش از پیش متصل می‌سازد. اکنون تجارت میان‌-آسیایی از تجارت با اروپا و آمریکا پیشی گرفته است. اما تهدید اصلی در کجاست؟ نخستین تهدید، «دیدگاه‌های ذهنی» ماست. در شاخص‌های جهانی لوجستیک، زیربناهای فزیکی مانع اصلی نیستند، بلکه «پالیسی‌ها» و بروکراسی‌های دست‌وپاگیر سد راه تعامل هستند. ما سیستم‌هایی را ایجاد کرده‌ایم که مانع سرعت در مراودات می‌شوند. تهدید دوم، ماهیت سرمایه‌گذاری‌هاست؛ ما بیش از حد ملی فکر می‌کنیم، در حالی که زیربناهای ملی نیازمند یک «زاویه دید منطقه‌یی» هستند تا تحولات رادیکال ایجاد کنند.

تروریزم به مثابه یک اکوسیستم جرمی

اما تهدید بزرگتری که با آن مواجه هستیم، پدیده‌ی تروریزم فرامرزی است. ضمن ابراز همدردی با قربانیان حوادث پاریس، باماکو، استانبول و بیروت، باید اذعان کرد که افغانستان در خط مقدم این تهدید قرار دارد. تیزس من این است که باید به تروریزم به مثابه یک «سیستم اکولوژیک» نگاه کرد. تروریزم یک ناهنجاری اخلاقی صرف نیست، بلکه یک سیستم سازمان‌یافته است. عناصر این سیستم عبارتند از: اول، جنایت سازمان‌یافته جهانی با گردش مالی ۱.۷ تریلیون دالر که تمویل‌کننده‌ی این خشونت‌هاست. دوم، ماهیت شبکه‌یی آن. دولت‌ها معمولاً در قالب سلسله‌مراتب فعالیت می‌کنند، اما تروریزم در قالب «شبکه‌های سریع» عمل می‌کند. ناکامی ما در این است که می‌خواهیم با ساختارهای دولتی کُند، به شبکه‌هایی که با سرعت فوق‌العاده تغییر شکل می‌دهند، پاسخ دهیم.

پاتولوژی و ریخت‌شناسی تهدیدات

سرعت انتقال تجربه در این شبکه‌ها حیرت‌آور است. این شبکه‌ها بدون پاسپورت و بدون احترام به مرزهای ملی فعالیت می‌کنند، اما پاسخ‌های ما در چارچوب مقررات محدود ملی باقی مانده است. هدف اصلی این جریان، تخریبِ «شیرازه‌ی شهروندی» و قرارداد میان دولت و ملت است. ما با یک «مورفولوژی» (ریخت‌شناسی) مواجه هستیم که ثبات ندارد و مدام در حال تغییر است.

رویکرد خوشه‌یی به انکشاف زیربناها (Cluster Approach)

دیدگاه ما این است که پروژه‌های انکشافی نباید به صورت پراکنده باشند، بلکه باید در قالب «خوشه‌های زیربنایی» تعریف شوند. جغرافیا، افغانستان را به عنوان کوتاه‌ترین مسیر وصل آسیای مرکزی و جنوبی تعیین کرده است. ما در حال تطبیق رویکردی هستیم که افغانستان را به «هاب ترانزیت انرژی» مبدل می‌کند. ۶ خوشه زیربنایی ما عبارتند از: ۱. انرژی برق (کاسا ۱۰۰۰)، ۲. پایپ‌لاین‌های گاز (تاپی)، ۳. خط‌آهن، ۴. بنادر هوایی، ۵. فایبر نوری و ۶. مدیریت منابع آب و کانال‌ها.

دولت‌سازی و مساوات شهروندی

دولت‌سازی باید یک پروسه‌ی دوطرفه (از بالا به پایین و از پایین به بالا) باشد. تحکیم «حقوق و وجایب شهروندی» ستون فقراتِ ثبات است. اگر اتباع کشور به عنوان ذینفعان اصلی در سیستم شریک نباشند، ساختارهای دولتی پایدار نخواهند ماند. بهترین پادزهر در برابر اکولوژیِ ترس، تأمین مساوات شهروندی است. همگرایی منطقه‌یی می‌تواند دیدگاه ما را از تقابل به همبستگی قاره‌یی تغییر دهد.

نتیجه‌گیری: همسویی تمدن‌ها

در فرجام، «گفتگوی تمدن‌ها» تنها راه مقابله با سیاست‌های هویتی افراطی است. ما نیازمند یک ضدِ روایت مبتنی بر تساهل و تعامل هستیم. سخنان خود را با نام دانشمند بزرگ، ابوریحان بیرونی مزین می‌کنم که هزار سال قبل در «غزنی» می‌زیست. او با دقت ریاضی، محیط زمین را محاسبه کرد. غزنی که روزگاری مرکز تمدن بود، امروز تحت تهدید است، اما اراده‌ی ما این است که غزنی و تمام افغانستان را دوباره به «چهارراهِ تمدنی» مبدل سازیم. ما در برهه‌ای از خطرات و فرصت‌های کلان قرار داریم. با اراده‌ی سیاسی و همکاری‌های منطقه‌یی، می‌توانیم این تهدیدات را به فرصتی برای اعمار یک جهان کامل و مرفه مبدل نماییم.