داکتر اشرف غنی
داکتر اشرف غنی

ابعاد و محرکات تروریزم مدرن: به سوی یک استراتژی هماهنگ جهانی

ابعاد و محرکات تروریزم مدرن: به سوی یک استراتژی هماهنگ جهانی

سخنرانی در ۵۲مین کنفرانس امنیتی میونخ (MSC) در آلمان

نکات کلیدی:

  • امنیت جهانی و منطقه‌ای: ترویج همکاری در برابر تهدیدات مشترک.
  • مبارزه با تروریزم: مبارزه با شبکه‌های تروریستی در افغانستان و منطقه.
  • دولت‌سازی و اصلاحات: تقویت نهادها و حکومتداری در افغانستان.
  • توسعه اقتصادی: حمایت از تجارت، زیرساخت‌ها و اتصال منطقه‌ای.
  • صلح و آشتی: پیگیری یک حل و فصل سیاسی برای پایان دادن به درگیری‌ها.
  • مشارکت‌های بین‌المللی: تأکید بر ادامه همکاری‌های جهانی.
  • اتصال منطقه‌ای: تثبیت جایگاه افغانستان به عنوان پل ارتباطی در آسیا.
  • ثبات و خودکفایی: ایجاد یک دولت امن و پایدار.

 

٢٣ دلو ١٣٩٤ - ١٢ فبروری ٢٠١٦

ترجمه

به نام خداوند بخشنده و مهربان.

محترم شینگر، وزیر صاحب فن در لین، خانم‌ها و آقایان!

نخست اجازه بدهید تا به محتوای موضوع بپردازم. ما با پنجمین موج خشونت سیاسی و یک جنگ نامتوازن در طول یکصد و چهل سال گذشته مواجه هستیم. انارشیزم اولین موج، و خودمختاری ملی به عنوان دومین موج می‌باشند. خیزش‌های جدید در جاپان، اروپا و ایالات متحده موج سوم را تشکیل می‌دادند. جهاد علیه اتحاد شوروی و درگیری‌ها در سریلانکا آغازگر موج چهارم بود. تروریزم بعد از یازدهم سپتمبر نیز موج پنجم را تشکیل می‌دهد.

این نوع بیان و نگرش با ترکیبی از معرفت‌شناسی، تاریخ و غایت‌شناسی با استفاده از تکنالوژی معلوماتی محصول انقلاب صنعتی چهارم؛ در خصوص بوم‌شناسی، مورفولوژی و آسیب‌شناسی خشونت، تعبیر و تفسیر شده است.

آگاهی و عکس‌العمل ما از هم گسیخته است، زیرا ما درگیر نام‌گذاری این پدیده‌ها، شناخت و داشتن پلان عملی بر اساس یک استراتیژی منظم جهت مختل ساختن، غالب شدن و نابود کردن موج پنجم تروریزم می‌باشیم. علایم اکثراً مورد توجه قرار می‌گیرند؛ عوامل به ندرت مورد سنجش قرار می‌گیرند. تحلیل و پیگیری نمی‌شود و چارچوب مشترک وجود ندارد. در عدم یک چارچوب مشترک برای فهم محرک استفاده از زور، ما به اشتباهات خود ادامه می‌دهیم؛ در حالی که دشمن سریع‌تر می‌آموزد و ما آهسته سازش می‌کنیم.

هدف موج پنجم، ایجاد حوزه‌های وحشت (ترور) در مناطقی است که خلای دولت احساس می‌شود.

نکته دوم در مورد ابعاد و محرکین درگیری می‌باشد. برای مثال، من موضوع را روی افغانستان متمرکز می‌نمایم. جنگ در افغانستان، اکثراً جنگ داخلی توصیف می‌شود؛ اما این طور نیست. ما با یک جنگ منطقه‌ای و جهانی مواجه هستیم. کشورهای منطقه، افراد نامطلوب خود را به طرف ما فرستاده‌اند. چین، روسیه و کشورهای آسیای میانه و خصوصاً پاکستان از این دسته هستند.

موضوع دوم داعش است. زمانی که ما در مورد داعش هشدار دادیم، خصوصاً سال گذشته در کنفرانسی مشابه، این موضوع طوری تعبیر شد که من می‌خواسته‌ام تمام توجهات را به سوی افغانستان معطوف کنم. امیدوارم امروز هیچ‌کس از این موضوع چشم‌پوشی نکند.

موضوع سوم القاعده است. موضوع القاعده تمام نشده است. درست زمانی که ما توجه خویش را بر تهدید داعش متمرکز ساخته‌ایم، امیدوارم که حدس من اشتباه باشد، القاعده در حال شکل‌گیری دوباره است. و حال ما باید علیه یک القاعده احیاشده اقدام نماییم.

تحریک طالبان پاکستان، شبکه حقانی و دیگران تهدیدهای مشترک‌اند؛ اما زمینه‌ساز آنها چیست؟ اقتصاد جرمی زمینه‌ساز مشترک تمام این حرکات است. مواد مخدر و قاچاق مهاجرین بخشی از عین شبکه می‌باشد. و اگر ما روی نقطه‌ی ضعف پدیده جهانی شدن، یعنی ضعفی که اقتصاد جرمی ١.٧ تریلیون دالری را دربردارد، تمرکز نکنیم، پس ما فقط بخشی از مشکل را مد نظر گرفته‌ایم نه تمام آن را.

مشکل دیگری نیز وجود دارد. دولت‌ها به تمویل عناصر شوم غیردولتی ادامه می‌دهند. بدتر از آن، بعضی دولت‌ها مانند این عناصر عمل می‌کنند که البته برخاسته از ناتوانی در تطبیق و عملی نمودن قواعد بازی است. تمامی اینها توأم با تغییر مکان است. ما هنگامی که به قسمتی از مشکل رسیدگی می‌کنیم، باعث تغییر مکان این پدیده به جای دیگری می‌شویم. اگر از دیدگاه افغانی و منطقه‌یی به موضوع نظر اندازیم، آنچه به طور خاص نیاز به توجه دارد، این است که عکس‌العمل‌ها علیه داعش در سوریه و عراق احتمالاً باعث تغییر مکان جغرافیایی آنها می‌گردد. ما باید ابعاد این ایکالوجی را با دقت تعریف کنیم، در غیر این صورت ما قسمت عمده‌ای از راه‌حل را از دست خواهیم داد.

آقای شینگر، سال ٢٠١٦ را ناخوشایند می‌خواند. از دیدگاه یک افغان، من تمایل دارم که به آن به عنوان یک خوش‌بینی بنگرم. فکر می‌کنم هر کسی که احساس خوبی ندارد، باید به وی امید داده شود. استراتیژی منظم، نیازمند عمل هماهنگ و همزمان در پنج مرحله جهانی، اسلامی، منطقه‌یی، ملی و محلی می‌باشد. بنابراین، خبر خوش چرا؟

نخست، تمایل دارم که از رئیس‌جمهور اوباما، خانم مرکل، نخست‌وزیر کامرون و نخست‌وزیر رنتسی و رهبران چهل کشوری که برای حمایت از افغانستان در چارچوب مأموریت حمایت قاطع توافق نموده‌اند، ابراز امتنان نمایم.

خانم‌ها و آقایان! ناتو کاملاً مصمم است تا در این راستا مسوولانه عمل کند. می‌خواهم از ناتو، منشی عمومی و تمام عوامل این سازمان به صورت خاص سپاسگزاری نمایم.

دوم، حمایت منطقه‌یی. ما به صورت فعال از طریق میکانیزم‌های دوجانبه و چندجانبه، با چین، کشورهای آسیای مرکزی خصوصاً آذربایجان و ترکمنستان و همچنین هندوستان، ایران، روسیه و ترکیه کار کرده‌ایم. ما در حال ایجاد یک اجماع نوظهور مبنی بر این هستیم که یک افغانستان باثبات - که قادر به مبارزه با عوامل و محرکین بی‌ثباتی باشد - به سود تمامی کشورهای منطقه و جهان است؛ اما نکته کلیدی این که، هر کشوری که خواستار آن است، باید در این پروسه سهم بگیرد و منتظر حُسن نیت دیگران نباشد. در بُعد اسلامی آن، اعلامیه‌ی مکه بر ضد تروریزم، بیانگر پیشرفت چشم‌گیری است که دانشمندان مسلمان برای اولین بار در مقابل این مشکل می‌ایستند، از آن نام می‌برند و همزمان با آن ضعف‌های بنیادی حکومتداری را برملا می‌سازند. امیدوارم این اعلامیه بر مبنای اقدامات منسجم و همکاری استوار باشد.

نکته بنیادی از نقطه نظر اسلامی این است که چه کسی مدعی است که از تاریخ، فرهنگ و تمدن اسلامی نمایندگی نماید. تمدن اسلام بسیار عظیم است. زمانی که ما [مسلمانان] محیط زمین را اندازه گرفتیم، مابقی جهان هنوز از کُروی بودن زمین اطلاعی نداشتند که به هزار سال قبل برمی‌گردد. ما باید خواستار میراث گذشته خویش باشیم و گفتمان جامع و پویا را به خاطر کار مشترک با همدیگر به راه اندازیم.

بُعد ملی، موضوع بعدی است. ما تأیید می‌کنیم که با مشکلاتی مواجه هستیم و بر آن تأکید داریم. کشوری که وارث رسوایی قرار گرفتن در ردیف ده کشور فاسد است، حق ندارد تا به خاطر خویش صحبت کند مگر این که به صورت بنیادی به فساد توجه نماید. کشوری که ٤١ فیصد مردمش زیر خط فقر زندگی می‌کنند، باید احساس شرمندگی کند. کشوری که قادر به توانمند ساختن زنان، جوانان و طبقه فقیرش نیست، باید به خاطر توجه به اساسات، احساس مسوولیت نماید.

در نتیجه، ما باید سیاست را به درستی بفهمیم؛ سیاست توانمند ساختن، سیاستی که شهروندسازی می‌کند و دولت را به ابزاری جهت تحقق حقوق و وجایب اتباع تبدیل می‌کند. ما با شهروندان خویش در این راستا کار می‌کنیم که در حال جریان است؛ یک پروسه‌ی بسیار مشکل است. بدون شک می‌توانیم دولت را به ابزاری جهت تحقق آمال و آرزوهای هموطنان‌مان تبدیل کنیم.

موضوع دوم [در بُعد ملی]، تجهیز به خاطر امنیت است. امنیت به تنهایی عبارت از اِعمال قوه نمی‌باشد. هر مشکل به مثابه میخی که با چکش به آن کوبیده می‌شود، نیست؛ یک رویکرد چندبُعدی است که در آن حکومتداری و مسایل محلی در اولویت قرار می‌گیرد. خرسند هستم که ما برای اولین بار در طول دوصد سال توازن را بین والیان و کابینه ایجاد کرده‌ایم و همراه هر ولایت پیمان نوشتاری ساخته‌ایم که در نتیجه آن می‌توانم میکانیزم‌ها را رهبری نمایم.

اما داعش! من بسیار خرسند هستم و افتخار می‌نمایم که همکاران ما به خاطر هدف قرار دادن داعش، مانند القاعده، توافق نموده‌اند. ماه گذشته، ما صدای «رادیو داعش» را در یکی از دورترین کوه‌های افغانستان خاموش کردیم. آنها در حال فرار هستند. آنها ١٥٠ نفر از افراد خود را از دست داده‌اند؛ اما آنچه ما را امیدوار می‌سازد، ثبت نام کردن ٧٥٠ افسر متقاعد و کماندوهای ارتش در یک روز می‌باشد تا علیه داعش بایستند. بی‌رحمی‌های داعش، به صورت چشم‌گیری باعث بسیج شدن در شرق افغانستان گردیده است و این یک نکته کلیدی است. وقتی مردم بسیج می‌شوند تا علیه دهشت‌افکنی مبارزه کنند، بیانگر یک رویکرد متفاوت است. همزمان با استفاده از سلاح، مردم درخواست نیروی هوایی و قوای زمینی تجهیزشده را دارند تا بتوانند آنها را بیرون برانند، که منجر به موفقیت می‌گردد.

به همین ترتیب، از آنجایی که ما در مورد مهاجران صحبت می‌کردیم و جناب وزیر از ما نام برد؛ اظهار می‌کنم که به هر دو عامل یعنی عوامل فرار و عوامل ترغیب مهاجرین، باید رسیدگی صورت گیرد. کشوری که ٤١ فیصد مردمش با فقر و رکود اقتصادی دست و پنجه نرم می‌کند، با افزایش مهاجران روبه‌رو می‌گردد. ما باید دلایل ریشه‌یی آن را تحلیل نموده و شرایط را برای ثبات مساعد سازیم. نسخه‌های اقتصادی کنونی نهادهای جهانی برای دولت‌های آسیب‌پذیر موثر نمی‌باشند. اگر اروپا مهاجر نمی‌خواهد، پس باید شرایط را برای دریافت کالاها، زنجیره ارزش و همچنین مواصلات مساعد سازد.

مردم ما نمی‌خواهند مهاجرت کنند؛ اما در صورتی که ما بر اساس ایجاد یک جامعه عادل که در آن کمک‌های خارجی در راستای ایجاد فرصت‌ها استفاده می‌شود و نه برای ثروتمند ساختن یک تعداد محدود، درصدد ایجاد فرصت‌ها باشیم. این نکته کلیدی برای عوام است، به همین دلیل افراد عام باید در اولویت قرار گیرند. آنچه باعث اعتماد ما به آینده می‌گردد، توانایی و شجاعت ماست. ما با امواج قبلی خشونت مبارزه کرده‌ایم. شجاعت و توانایی تاریخی ما، ما را مطمئن می‌سازد تا بر موج پنجم غالب می‌شویم.

موضوع دیگر، منابع پنهان ماست. افغانستان کشور فوق‌العاده ثروتمندی است که مکانی برای زندگی افرادی فوق‌العاده فقیر می‌باشد. این مسئله باید معکوس شود.

مشارکت ما که بر ارزش‌های متقابل، پاسخدهی و اعتماد دوجانبه استوار است، زمینه را برای شکل‌گیری یک استراتیژی منظم فراهم می‌سازد. ما از کشورها، شرکت‌ها و نهادهای مدنی جهانی دعوت می‌کنیم که در گسترش ابزاری برای غالب شدن بر موج پنجم خشونت، با ما یکجا شوند.

تشکر!