وصل کردن شکاف حاکمیت: نقشه راه برای دولتسازی
این چارچوب استراتژیک که در سال ۲۰۰۵ منتشر شد، به گسست بحرانی میان رسمیت بینالمللی یک دولت و توانایی واقعی آن در حکومتداری میپردازد. این طرح استدلال میکند که ثبات جهانی نه از سوی دولتهای قدرتمند، بلکه از جانب دولتهایی تهدید میشود که دارای حاکمیت قانونی (کرسی در سازمان ملل) هستند اما فاقد حاکمیت کارکردی (ظرفیت حفاظت از مرزها و خدماترسانی به شهروندان) میباشند.
اهداف محوری:
-
پل زدن میان شکافها: شناسایی «شکاف حاکمیت»—فضایی که در آن دولت در انجام وظایف اساسی خود باز میماند و منجر به فساد، خشونت و وابستگی به کمکهای خارجی میشود.
-
میثاق نو: حرکت به سمت یک «میثاق دوگانه» که در آن دولت به طور همزمان در برابر شهروندان برای ارائه خدمات و در برابر جامعه بینالمللی برای شفافیت و امنیت پاسخگو است.
-
دولت به مثابه یک سیستم: تعریف دولت به عنوان مجموعهای از کارکردهای مدغمشده—مانند مدیریت مالی، حاکمیت قانون و بازارسازی—به جای اینکه صرفاً یک نهاد سیاسی یا نظامی پنداشته شود.
-
عملیاتیسازی حاکمیت: پیشنهاد یک نقشه راه مشخص برای رهبران جهت ظرفیتسازی نهادی، با این هدف که حاکمیت باید از طریق کارکرد و نتیجه «به دست آید»، نه اینکه صرفاً بر اساس معاهدات اعطا شود.