توانمندسازی جوانان افغان: تلفیق تکنالوژی، دانش و هویت ملی برای آینده
بیانیه در یازدهمین کنفرانس ملی تکنالوژی معلوماتی، کابل
نکات مهم:
- دانش معاصر: تمرکز بر تفکر انتقادی و طرح سوالات معنادار؛ دانش لایتناهی است.
- پوتانسیل جوانان: جوانان افغان مبتکر، با استقامت و تشنه آگاهی هستند.
- اصلاح نظام آموزشی: بهروزرسانی نصاب درسی و شیوههای تدریس برای حمایت از نوآوری و مشارکت فعال.
- همکاری و آزادی: کار مشترک استاد و محصل به حیث همکار؛ آزادی اکادمیک یک ضرورت است.
- ادغام تکنالوژی: ایجاد شبکه فایبر نوری و دسترسی دیجیتال در پوهنتونها به عنوان زیربنای آموزش.
- هویت ملی و کلتوری: حفظ هویت افغانی و اسلامی در کنار آموزشهای مدرن.
- دسترسی جهانی به دانش: انترنت دسترسی به دانشی را فراهم کرده که قبلاً محدود به کتابخانههای خاص بود.
۲۴ قوس ۱۳۹۴
بسم الله الرحمن الرحیم
محترم مومند صاحب وزیر تحصیلات عالی، جناب داکتر صاحب قیومی، جناب داکتر صاحب پیروز، سفیر محترم آلمان، استادان گرامی، همکاران عزیز و محصلین عزتمند، السلام علیکم و رحمة الله و برکاته!
ما امروز در دنیایی زندگی میکنیم که تعریف دانش، دانشمند و تحصیل به صورت بنیادی در حال تحول است.
که اویا کاله مخکې چا انجینري لوستلې وي، تقریباً پنځوس کاله یې انجینري ثابته وه، اما نن که څوک کمپیوټرساینس لولي، شپږو میاشتو کې تغییر کوي.
از همین خاطر تعریف علم به صورت بنیادی تغییر کرده است. در دورانی که داکتر صاحب قیومی و من در پوهنتون کابل شامل شدیم و باز رفتیم در پوهنتون امریکایی بیروت، علم یک محدوده بود. باید سر صد، دوصد یا چهارصد کتاب آدم احاطه میداشت و بر اساس آن یک قسمت معلومات را باید در مغز خود میداشت. امروز معلومات لا انتها شده، هیچ نوع انتهایی برای معلومات وجود ندارد. بنابراین تعریف علم این نیست که احاطه محدود سر چند کتاب داشته باشیم یا خدای نکرده سر نوتهای پدرکلانهای ما.
از دل محصلان میآیم یا نی؟ معنی علم این است که آدم باید بتواند سوالهای اصلی را مطرح کند. سوال است که آدم را به جستجو داخل میکند. اگر سوال درست را مطرح کنید، جوابهایش است، یک قسمت بسیار زیاد جوابها موجود است و از همین خاطر حافظه به معنی سابقهاش نیست. وقتی که من در فاکولته بودم، حافظه معنی نهایت زیاد داشت؛ چون کسی که حافظه بسیار خوب میداشت، معنیاش این بود که میتوانست دانش خود را ثابت کند. اما امروز حافظه معنیاش به صورت بنیادی فرق کرده، چون معنی حافظه این است که طرق جستجوی سوالها و راه حل را داشته باشی نه اینکه احاطه؛ چون در یک کمپیوتر جواب چند میلیون یا چند میلیارد انسان را به آسانی جواب داده میتواند.
چون سرعت علم در حال تغییر است، نوع دانش ما هم باید به صورت بنیادی تغییر کند. پیشرفتی که افغانها دارند یا نکتهای که در آن جوان افغان صاحب یک ابتکار خاص است، چیست؟ مغز جوان افغان تا به حال فضل خداوند ﷻ مستعمره نشده و یکی از بزرگترین خاصیتهایی که وقتی من شرف خدمت در پوهنتون را داشتم، این بود که مغز جوان افغان را غیر مستعمره شده یافتم.
جوانان افغان فضل خداوند ﷻ گلهای خودرو هستند. شاید از بیرون یک کمی خار داشته باشید اما در داخل بسیار محکم هستید و دلیلی اینکه مغزتان مستعمره نشده، این است که به صورت خودجوش علم را پیدا کردهاید.
نکته دوم در قسمت جوانان افغان اعم از دختران و بچهها این است که واقعاً عطش بسیار زیاد برای آگاهی دارند. در اکثر نقاط دنیا من درس دادهام یا درس خواندهام؛ اما سوالهای بسیار مهم را که جوانان افغان در ضمن بحثها میکنند، من در کم نقاط دیدهام و این موجب امیدواری بسیار بزرگ میشود.
اما مشکل ما در چیست؟ مشکل ما در این است که هنوز سیستم درسی ما به صورت اساسی اصلاح نشده. همان جوانهایی که در صنف اول فاکولته با نهایت اشتیاق میآمدند - امید است که حال پیشرفتها زیادتر شده باشد اما وقتی که من ریاست پوهنتون را به عهده داشتم - در صنف چهارم خسته میشدند، ابتکارشان در پوهنتون کشته میشد. به یاد دارم که یکی از استادها با تخته پاک یک محصل را زده بود، از خاطری که هنوز هم کتابی که استاد درس میداد سر سیاست اتحاد شوروی سابق بود و اتحاد شوروی سابق وجود نداشت. از این جهت نهایت ضرور - با تمام احترام به استادان گرامی که عمر خود را برای تعلیم و تربیه جوانان خود مصرف کرده اند - است که ما همه باید با دنیای نو تطابق کنیم و این دنیا در قسمت اول تقویه آزادی فکر را میخواهد. نوع ارتباط استاد و شاگرد به صورت بنیادی در حال تغییر است، چون حال هر دویشان همکار هستند.
هیچ استادی در تمام دنیا وجود نمیداشته باشد که سر یک علم به تمام معنی احاطه داشته باشد و چون این احاطه وجود ندارد، بنابراین هیچ نوع شرم در این نیست. در فرهنگ ما یک نوع شرم است که بگویم من نمیدانم، حال باید این را قبول کنیم؛ چون دانش لامتنهی است، ما قبول کرده میتوانیم که محدودیت نداریم.
و دوم همکاری است؛ چون مشترکاً باید جوابهای نو را دریافت کنیم. مسئله دیگری که توجه کنفرانس و جناب پیروز صاحب (را میخواهد) - من میخواهم خاصتاً از جناب پیروز صاحب ابراز امتنان کنم - من که از وزارت مالیه به پوهنتون آمدم، تنها جایی که میتوانستم از انترنت استفاده کنم از برکت پیروز صاحب بود. من و خانمم دوامدار از اتاق اولی که اینها ایجاد کرده بود، استفاده میکردیم، فکر میکنم در برلین خانمم هم از پیشتان تشکر کرد.
و توجه پیروز صاحب تنها به پوهنتون کابل نبوده به پوهنتون کندهار، پوهنتون هرات، در تمام پوهنتونهای دیگر توجه داشته است. از این خاطر از دیدگاه بسیار وسیع و ملیشان من ابراز امتنان میکنم. چون تمام پوهنتونهای افغانستان را به عین چشم دید.
مسئله در این است که امروز تکنالوژی در دانش داخل شده، پیش از ایجاد انترنت بین تکنالوژی و دانش یک فاصله بود. امروز این فاصله وجود ندارد. بنابراین یکی از نکاتی عمده که دولت پیش رو دارد این است که زیربنای تکنالوژی دانش را فراهم کند. چون بدون زیربنا (ممکن نیست.)
هدایت من برای وحیدی صاحب وزیر صاحب مخابرات از همین خاطر در قسمت اول این بود که شبکه فایبر نوری باید تکمیل شود. تمام پوهنتونهای ما باید به شبکه فایبر نوری وصل شود. پهلوی این معلومدار انواع مختلف قمر مصنوعی را پیدا میکنیم اما شبکه فایبر نوری زیربنا است و در این چارچوب درس تغییر خواهد کرد. نصاب معنی نصاب، معنی درس معنی دانش.
در پهلوی این معلومدار چیزی که ثابت میماند این است که ما باید هویت خود را درک کنیم: مسلمان بودیم، هستیم و تا ابد خواهیم بود. افغان بودیم، هستیم و تا ابد خواهیم بود. حالی در چارچوب دانش نو، یک دنیای متغییر، هویت ملی ضرورت به سرمایهگذاری دارد. پنجاه زبان دیگر را یاد بگیرید اما ضرور است به زبان خود حاکم باشید و باید بدانیم که تکنالوژی و فرهنگ در تصادم نیست.
من با یک مثال دیگر حرفهایم را ختم میکنم. من قسمت زیاد عمرم را وقتی که استاد پوهنتون بودم سر تاریخ طرق صوفیا تیر کردم و در آن وقت هر بار، من در بالتیمور [شهری در مریلند امریکا] درس میدادم، در پوهنتون جانز هاپکینز درس میدادم، بعضی کتب تنها در کتابخانه کانگرس امریکا پیدا میشد و معنی آن این بود که من هفته دو بار باید به واشنگتن میآمدم، دو ساعت را در راه تیر میکردم و هشت ساعت کتابخانه باز میبود - امروز یک سرچ انترنت مقدار زیادتر معلومات را در هشت ساعت در اختیار آدم قرار میدهد - تا چهار سال بررسی اینها (وقت میگرفت) چون کل این کتابها غیر قابل پیدا شدن بود. یا در کتابخانه کانگرس پیدا میشد یا در موزیم انگلستان، تنها ده کتابخانه امریکا به بعضی از این کتابها دسترسی داشت و بعضی وقتها سه ماه وقت میگرفت تا یکی از این کتابها به دست من برسد. چون نوع دانش و دسترسی ما تغییر کرده، حالی میتوانیم تاریخ فرهنگی خود را به مراتب بیشتر بفهمیم و در این بخش چیزی که در ده سال گذشته راجع به تاریخ علوم در اسلام رخ داده واقعاً یک انقلاب فکری است. ده سال پیش، ما نمیفهمیدیم که سهم مسلمانان در ایجاد فرهنگ عصری علمی تا چه اندازه است. امروز به اندازه سهم چیناییها ثابت نشده اما تغییر دوامدار است. مخصوصاً در قسمت که در... [این قسمت صدا قابل فهم نیست] مثلی که در تمام زبانها آمده است. اساس تمام تکنالوژی معاصر را تکنالوژی تخنیکی تعیین میکند.
من باز هم میخواهم از جناب پیروز صاحب، جناب مومند صاحب، سفیر صاحب آلمان و تمام همکاران ابراز امتنان کنم که این کنفرانس را دایر کردید. من از این خاطر خدمتتان آمدم که اول همراهتان (دیدگاهم را) شریک کنم که موضوع نهایت حیاتی و مهم است و دوم درخواست کنم که یک بار کنفرانستان به نتیجه رسید، پیشنهادها و پروګرامهای آیندهتان را همراه ما شریک کنید تا بتوانیم به تفصیل روی آن بحث کنیم و تصمیم بگیریم.
تل دې وي افغانستان!
پاینده باد افغانستان!