ډاکټر اشرف غني
ډاکټر اشرف غني

نجیبه کړۍ: کرنه د ملي ثبات د بنسټ په توګه

نجیبه کړۍ: کرنه د ملي ثبات د بنسټ په توګه

(د کلیوالو ښځو د نړیوالې ورځې په مناسبت، د کابل په ۱۵م نړیوال کرنیز نندارتون کې وینا)

مهم ټکي: 

  • کرنه د ثبات په توګه: د خوړو خوندیتوب او په کلیو کې کرنیز تولید د ملي سولې او ټیکاو اصلي بنسټونه دي.
  • نجیبه کړۍ: د افغان بزګرانو، کورنیو صنایعو او ښاري مصرفوونکو ترمنځ د یوې فعالې او سیستماتیکې اړیکې رامنځته کول.
  • د تولید پنځه عناصر: په اوبو، ځمکه، اصلاح شوي تخمونو، بزګرانو او کارګرانو باندې سیستماتیکه پانګونه.
  • د صادراتو ډسپلین: له نړیوالو معیارونو سره د تولیداتو برابرول ترڅو افغانستان له یوه واردونکي هېواد څخه په صادرونکي بدل شي.
  • د ښځینه تولیدوونکو پیاوړتیا: د کلیوالو ښځو د "ناڅرګند" کار په رسمیت پېژندل او د هغوی جیبونو ته د مستقیم عاید رسول.
  • په تدارکاتو کې اصلاحات: د بهرنیو وارداتو پر ځای، د دولت (په ځانګړې توګه د اردو او پولیسو) لپاره د کورنیو تولیداتو لومړیتوب.
  • د ښار او کلي نښلول: د ښاري کورنیو د اړتیاو او د افغان کلیو د تولیداتو ترمنځ د مارکېټ جوړونې د پل رامنځته کول.

 

۲۲ میزان ۱۳۹۴

نحمده و نصلی علی رسوله الکریم أما بعد، فأعوذ بالله من الشیطان الرجیم.

بسم الله الرحمن الرحیم

بانوی اول، جناب داکتر صاحب قیومی، جناب ضمیر صاحب، جناب صبا صاحب، جناب بتاش صاحب، اعضای محترم شورای ملی، خواهران و برادران، اعضای کوردیپلوماتیک! اول‌تر از همه تحفه پیشوای بشریت را برای‌تان تقدیم می‌کنم، السلام علیکم و رحمت‌الله و برکاته!

به زن‌های زراعت‌پیشه افغانستان این روز خجسته را تبریک می‌گویم.

وزیر صاحب باور نداشت که من به خدمت‌تان می‌آیم، به این خاطر در اول می‌گویم که چرا به خدمت‌تان آمدم. اول، دشمن می‌خواهد که تمام فکر ما به ناآرامی باشد؛ ما افغانستان را به ثبات می‌رسانیم. زراعت، بنیاد ثبات افغانستان است، بدون یک زراعت پیشرفته، فعال و زراعتی که ضروریات تمام مردم ما را مکفی کند، ما مصونیت داشته نمی‌توانیم.

دوم، تعریف مصونیت. مصونیت تنها فزیکی نیست، ما باید مصونیت غذایی داشته باشیم، بدون مصونیت غذایی ما نمی‌توانیم کارهای خود را انجام بدهیم. به قول‌اردوها من می‌روم و در حق شهدای قول‌اردو و زخمی‌های‌شان و تمام افراد امنیتی ما، من بسیار دعا می‌کنم. یک چیز مرا رنج می‌دهد. قدِ تقریباً هفتاد الی هشتاد فیصد عسکرهای ما از من کرده کمتر است، این علامه چیست؟ این علامه این است که در دوران رشد، برای‌شان غذای کافی نرسیده.

افغان بچی که نجلۍ ده که هلک، دا چې نن غذايي مصونیت نه لري، په راتلونکي کې به ستونزې ولري او دغه ستونزې باید موږ او تاسې لرې کړو، من می‌خواهم از یک حدیث نبوی شروع کنم. این حدیث نبوی صحه است، تنها حدیثی است در بخاری شریف که در مورد زراعت است. در این حدیث پیامبر اسلام می‌فرماید که هر فردی که به زراعت دست می‌زند، یا درخت می‌نشاند یا نهال می‌نشاند یا گندم زرع می‌کند یا هر نوع دیگر، هر فردی که انسان یا حیوان از آن نفع می‌برد، برایش دعا می‌کند و مدیون او است.

ببینید که اهمیت آن در دین مبین ما چه قدر زیاد است. بر اساس این، تشکر اول من از دهاقین، مالداران، باغداران، صنعتکاران زراعتی و سرمایه‌گذارهای ما است. زه له تاسې هر یوه، د زړه له تله مننه کوم چې افغانستان مو جدي نیولی. ستاسې کار د دې وطن د ثبات موجب دی. هره ښځه، هر هلک، هره نجلۍ او هر څوک چې دا کار کوي، معلومه ده چې په دې وطن پانګونه کوي.

قصه نوشیروان عادل را همه‌تان خبر دارید، اگر ندارید که برای‌تان تکرار کنم، تکرار احسن است. نوشیروان از یک جای تیر می‌شد، دید که یک مرد پیر که کمرش مانند کمان بود، درخت می‌نشاند. پرسان کرد که درخت چی می‌نشانی؟ گفت: چهارمغز! گفت: این، ده‌ها سال می‌گیرد و خودت حاصل این را نمی‌گیری. پیرمرد گفت: درخت‌های دیگر را دیده‌ای؟ گفت: بلی. گفت: این را نیاکان ما نشاندند که من از آن بگیرم، من باید نهال بنشانم که دیگران نتیجه بگیرند.

افغانستان، خانه‌ی مشترک ما است. جدی بگیرید و سر آینده حساب کنید. تنها با فضای اعتبار سر آینده است که ما می‌توانیم درختی بنشانیم و حساب داشته باشیم که نسل‌های بعدی از آن نتیجه می‌گیرند. این نکته اساسی است که امروز وزارت‌های سکتوری ما – من از همه‌شان تشکر می‌کنم – توجه‌شان را در حالتی که ما واقعاً قربانی می‌دهیم، سر آینده مصرف می‌کنند. از وزات محترم زراعت و همچنین همکارهای سکتوری دیگرشان ابراز امتنان می‌کنم که زحمات زیادی کشیدند، همچنین از شرکای بین‌المللی ما که در ۱۴ سال گذشته تغییراتی که آمده اینها کمک می‌کنند.

نکته دوم، حلقه خبیثه و حلقه نجیبه است. ما فعلاً در یک حلقه خبیثه ملی زندگی می‌کنیم، تنها یک عدد کافی است که اهمیت این حلقه خبیثه را برای‌تان واضح بسازم، زیادتر از سه میلیارد دالر، ما در سال، واردات زراعتی و مالداری داریم. از این کرده رقم تکان‌دهنده در مملکت ما نمی‌باشد. هر روز که نان می‌خوریم، تولید خارجی را می‌گیریم. از جناب هلمندی صاحب [مشاور رئیس‌جمهور در امور زراعت] باید تشکر کنیم. کارهای بسیار عملی و نظری را با هم یکجا ساخته. همچنان پنجشیری صاحب که عمر خود را در این راستا مصرف کرده است.

این حلقه خبیثه نتیجه‌اش چیست؟ شهر و ده افغانستان با هم مرتبط نیست. امروز در شهرهای افغانستان قسمت عمده پیداوار را که ما استفاده می‌کنیم، واردات خارجی است. از آن بدتر خریداری دولت افغانستان با تولید افغانستان هماهنگ نبوده. ما زارع افغان را به خود ماندیم و حتی حالتی رسید که پیداوار گندم ما در حالتی بود که درو آن، برای بار اول در تاریخ چند ساله ما، واره نمی‌کرد. بنابراین زراعت را جدی نگرفته بودیم، به حدی که باید جدی گرفته می‌شد.

پیغام ما برای شما این است که یک حلقه نجیبه باید ایجاد شود، عناصر این حلقه نجیبه چیست؟ زراعت، صنعت زراعتی، تجارت و مستهلک افغان باید با هم ارتباط پیدا کنند، مخصوصاً زنان افغان، چون خریداری را زنان انجام می‌دهند. اگر خانه ما مثال باشد، باید پیداوار افغانستان را جدی بگیریم. این تصمیم را اتخاذ کنید که این حلقه را ایجاد کنیم. اگر این حلقه نجیبه ایجاد شود حداقل یک میلیون شغل را سکتور زراعت ایجاد کرده می‌تواند. مردم ما مجبور نیستند که بیرون بروند، زراعت را جدی بگیرید، باعث ثبات می‌شود، چون اکثر باشندگان وطن ما زارع، باغدار و مالدار هستند.

وزیر صاحب زراعت بسیار علمی بحث کرد، من می‌خواهم کُردکی صحبت کنم، کُردکی صحبت کردن به این معنی که زراعت پنج عنصر دارد. هزارها سال است که مردم تقسیمات زراعت را بر اساس پنج عنصر می‌کند، آب، زمین، تخم، زارع و کارگر، همین طور است؟ بناءً در هر پنج عنصر، ما مشکل جدی داریم.

لومړی اوبو ته وګورئ، یوازې له ویالې نه تر کروندې پورې زموږ ۴۰ سلنه اوبه ضایع کېږي. زموږ یو سیند نه دی توانېدلی چې په بنسټیزه توګه انسجام ولري. د کارېزونو پخوانی نظم مو چې درلود، له لاسه مو ورکړ او تر دې دمه مو نوی نظم نه دی رامنځته کړی.

وعده‌ی ما چیست؟ آب افغانستان در این چهار سال آینده ان‌شاءالله تعالی انسجام بنیادی پیدا می‌کند. من از حضور جناب قیومی ابراز امتنان می‌کنم. داکتر صاحب قیومی سرمایه‌ی ملی افغانستان است، تا چند ماه پیش رئیس یکی از بزرگ‌ترین پوهنتون‌های امریکا بود، استعفا کرد که پس افغانستان را آباد کند و یکی از شوق‌هایش که شق‌های بسیار زیاد دارد - تعداد شهادت‌نامه‌هایش از تعداد اولادهای اکثریت مردم زیاد است - آب و برق است. انسجام زیربنای ما به صورت بنیادی می‌شود. (قیومی) در بند سلما نقش بسیار زیاد داشت و همچنین کارهای دیگر.

بنابراین کار اول ما، تنظیم آب است. آب بدون سرمایه‌گذاری دولت انسجام پیدا کرده نمی‌تواند. هدایت ما به تمامی وزارتخانه‌های سکتوری این است که آب خُرد، متوسط و بزرگ را انسجام دهید. دوم، مسئله زمین است. مقدار زمینی که تحت کشت است، از مقدار زمینی که در دوران داوود خان بود، به مراتب کمتر است.

(دوم، زمین.) یک حدیث پیغمبر ﷺ است که می‌فرماید: کسی که زمین دیگری را غصب کند، در هفتمین مرحله جهنم جایش است. (فراهم کردن) جایداد ثابت و بااعتبار، وظیفه دولت است. وظیفه اصلی اداره اراضی افغانستان در سال‌های آینده این است که جایداد زارع را مطمئن بسازد. همچنین

با انسجام آبیاری، صدها هزار هکتار زمین ما زیر آب می‌آید. انسجام آب و زمین یکی از نکات عمده‌ای است که باز هم تمام همکارهای سکتوری ما و کابینه به صورت کل رویش کار می‌کنیم.

مسئله سوم، تخم است. ارقام (که ارائه می‌کنم) شاید امسال تغییر کرده باشد که وزیر صاحب اصلاح خواهد کرد. تنها ۱۰ فیصد تخم اصلاح‌شده استفاده می‌شد. من بالای گندم، امسال زیادترین جلسات را گرفتم اما باز هم مجبور شاید شویم که امسال ۶۰۰ هزار تن گندم وارد کنیم. قیمت واردات را بسنجید، هر تن را که وارد می‌کنید، به این معنی است که پول به جیب زارع و صنعت‌کار زراعتی و سرمایه‌گذار و بالاخره مستهلک افغانستان نمی‌رود. بناءً یک پالیسی منسجم ایجاد تخم اصلاح‌شده ضروری است.

مسئله چهارم، مسئله کار است. ما انواع مختلف زمین داریم، در هلمند مقدار زمین بی‌نهایت زیاد است و زمین میکانیزه است، در سایر قسمت‌ها زمین کوچک است. تجربه آسیای شرقی نشان می‌دهد که زمین‌دار کوچک، «وسیله تحرک» بوده می‌تواند. در کوریای جنوبی، تایوان، چین و مالیزیا همه اینها نشان داده‌اند که زمین‌دار کوچک، وسیله تحرک بسیار بزرگ بوده می‌تواند؛ اما همراه‌شان از لحاظ وسایل باید کار شود.

عمده‌ترین موضوع ما، دوباره روی عامل انسانی که زارع است، می‌آید. ۶۰۰ سال پیش، کتابی در هرات تألیف شد به نام «ارشادالزرعا». از هزار قلم زیادتر، زراعت را به تفصیل تشریح می‌دهد؛ که چه طور پشتش بگردیم؟! امروز کتاب‌های واضح کاری، برای تقویت زراعت باید وجود داشته باشد. مهم‌ترین عنصری که وزارت زراعت و وزارت‌های سکتوری می‌توانند رویش کار کنند، این است که زارع افغانستان باید مبدل شود، باید بداند که هر روز، ماه و سالش چه نتیجه‌ای دارد و چگونه عیار شده می‌تواند. از این جهت است که کوپراتیف‌های زراعتی، نهایت مهم است.

«همبستگی ملی» به صورت بنیادی تغییر می‌کند تا در خدمت تولید زراعتی قرار بگیرد و همچنین در حال ایجاد «همبستگی شهری» هستیم تا بر اساس آن، ما شهر و ده را به هم ارتباط بدهیم. بناءً ما سر هر پنج عنصر سرمایه‌گذاری می‌کنیم.​

هدف اصلی استراتیژی ما چیست؟ بسیار ساده! از یک مملکت وارداتی زراعتی، به صادراتی زراعتی مبدل شویم. دلیل این نیست که تنها می‌خواهیم اتکا به خود داشته باشیم، دلیل این است که کشوری که بتواند صادرات کند، کیفیت تولیدات خود را به مراتب بهتر می‌کند؛ این را دسپلاین صادراتی می‌گویند. وقتی که دسپلاین صادراتی وجود داشته باشد، تمام نورم و استندرد عملی می‌شو.​

وقتی رئیس پوهنتون بودم، هر چند وقت به لیلیه می‌رفتم؛ هر شب چند تن انسداد معده می‌داشتند. تمام ارقام را به یک معیار می‌آوردند و به کمتر می‌فروختند. دلیلش این است که صد بار هم اگر نظارت شود، باز هم داخلش کثافت بود. اما اگر استندرد بیاید و طبقه‌بندی و بسته‌بندی استندرد وجود داشته باشد، مشکل حل است.​

از این جهت است که دسپلاین صادرات مهم است و افغانستان امکان این را دارد که به یک کشور صادرکننده تبدیل شود.​

(تثبیت) نقش زن تولیدکننده افغان یکی از اهداف عمده ما است، چون چند مسئله است: اول، این که زن افغان در تولید، نقش بسیار بزرگ دارد؛ اما دوم، پول نقد به جیب زن نمی‌رود. کار زن را، کار حساب نمی‌کنیم. در پوهنتون که می‌پرسیدم کار مادرتان را بنویسید، می‌نوشتند بیکار. کسی که ۱۴ تا ۱۶ ساعت کار می‌کند. این طور بیکاری را بنازم!​

بنابراین ارتباط زن افغان با شبکه ارزش، برای ما حیاتی است. (زمینه) انواع اشتراک اینها را باید فراهم کنیم. در دوران طفلی وقتی کِشته را جمع می‌کردیم، گروه‌ها با هم جمع می‌شدند و کارها را با هم می‌کردند. این جزء اساسی فرهنگ ما است، بنابراین بخش تولیدات زنان، تقویت و ارزش اضافی می‌خواهد و تقویت سرتاسری کار دارد تا به وجود بیاید..​

دولت، اول متعهد است که بالای هر پنج عنصر تولید زراعتی سرمایه‌گذاری کند. شکل این سرمایه‌گذاری را انسجام می‌دهیم؛ از حالت دفاعی با یک هدف واضح می‌برآییم. شروع از آب است. در چهار سال آینده، آب کوچک باید انسجام داشته باشد. مسئله دوم، تقویت زنجیر ارزش است. زنجیر ارزش معنی‌اش چیست؟

ما و شما روز و صبح، چاشت و شام می‌خوریم، پس، باید به مزرعه، کوچی، مالدار و باغدار ما، ارتباط پیدا کنیم. هر ملتی که خود را تغییر داده و خود را از فقر کشیده، بدون این که زراعت را جدی بگیرد و یک زنجیره‌ی ارزش زراعتی را ایجاد کند، به نتیجه نمی‌رسد. جناب صبا صاحب۱ کار بسیار بزرگ را در معادن شروع کرده است، نتیجه‌اش را ملت افغانستان ان‌شاءالله در چهارصد سال آینده خواهد دید. مگر معادن کار ایجاد نمی‌کند، زراعت است که کار ایجاد می‌کند. خوبی‌اش این است که پروژه‌های.​

معادنِ (طرح‌شده‌ی) اینها، با پروژه‌های زراعت همسان می‌شود؛ همین طور (اقدامات) جناب بتاش صاحب و دیگر همکاران خواهند داشت.​

مسئله سوم، مسئله «تدارکات» است. تا حال دولت افغانستان از تدارکات استفاده نکرده تا تولیدات دولتی را تقویه کنیم. اولین کاری را که ما انجام دادیم این است که تولیدات ملی (در تدارکات) پانزده فیصد ترجیح داده می‌شود. دوم، در حال انجام یک طرح هستیم که تمام ضروریات اردو و پولیس - تقریباً در حدود ششصد و پنجاه هزار تن مواد غذایی در سال - حداقل قسمت اعظمش در سال اول از تولیدات داخلی و در ظرف دو سال کاملاً از تولیدات داخلی فراهم شود. باید راه‌های تقویه را به صورت اساسی ایجاد کنیم.​

مهم‌ترین کار ما، مسئله چهارم است که به تصامیم شخصی هر کدام ما تعلق دارد و شهروندان افغانستان یعنی کسانی که در شهرها زندگی می‌کنند. چون من قسمت زیاد عمرم دهاتی بودم، کلمه «شهروند» را نیمه‌شک استعمال می‌کنم؛ اما تعداد شهروندان ما روزبه‌روز زیادتر می‌شود به فضل خداوند جل‌جلاله. احصائیه آخری را از راه هوا گرفتیم، چیزی کمتر از یک میلیون خانه، امروز در شهرهای افغانستان وجود دارد. اگر این را ضرب و جمع کنید به تعداد افراد، یک کتله‌ی بسیار بزرگ بشری است که تقاضایش با تولید اطراف باید ارتباط پیدا کند. مخصوصاً از سرمایه‌گذاران‌مان درخواست می‌کنم که سلسله را ایجاد بکنند.​

من چند سال پیش عسل می‌خواستم، از تولید هر جای دنیا عسل پیدا کردم، جز عسل افغانستان! خانه ما در دارالامان بود. بالاخره فهمیدم که چهار دروازه پایین‌تر، یک مرکز تولید عسل وزارت زراعت وجود دارد؛ اما به بازار نمی‌رسد. این سلسله باید قطع شود، باید یک سلسله زنجیره‌ی ارزش ایجاد شود که تولیدکننده و مستهلک با هم ارتباط پیدا کند.​

مسئله پنجم ما، بازاریابی است. بازاریابی در منطقه صورت می‌گیرد، مشکل در ما است. وقتی که جناب صبا صاحب والی هرات بود، زعفران را بسیار زیاد تقویه کرد؛ می‌خواست انستیتوت زعفران را ایجاد کند. از دولت برای‌شان پیام رسید که چند پوهاند کار است که این انستیتوت را اداره کند. ما، راه خود را می‌گیریم. زعفران افغانستان امروز بدبختانه حتی به نام هسپانیوی فروخته می‌شود. مشکلات نهایت زیادی را ایجاد کردیم که تولیدات زراعتی افغانستان که بازار داشت، در مقابلش ممانعت باشد.​

برای صد روز آینده به وزارت محترم تجارت و همچنین مالیه هدایت واضحم است که در پلان صد روز دوم خود مشکلاتی را که در مقابل صادرات زراعتی ما وجود دارد، به صورت بنیادی رفع کنند. زعفران، جای افیون و تریاک را گرفته می‌تواند، اما ماییم که ناکام هستیم.​

همراه چین که صحبت کردم، حاضر است تمام زعفران افغانستان را بخرد؛ اما ضرورت است، اقلامی را که بازار منطقه‌یی و جهانی دارد، به صورت بسیار واضح تشخیص کنیم و بعد از آن، این دسپلاین را داشته باشیم که کسی دیگر را ملامت نکنیم. ​

زه بيا هم غواړم چې اول جناب ضمير صاحب او ټولو همکارانو ته مبارکي ورکړم. هغه کار چې دوی او نور وزير صاحبان يې په ورځنۍ توګه کوي، د ملت له سترګو پټ دی، ځکه کله چې تهداب باسئ، نو دا نه ښکاري چې خندق جوړوئ که تهداب. پخوا ډېر تهدابونه شکول شوي چې بيا په خندقونو بدل شوي، ځکه پر ځان دا اعتبار نشته، اما دې مرحله کې سږ کال ډېر بنيادي کارونه شوي چې نتايج به يې په راتلونکو کلونو کې وګورو. له ټولو دهقانينو، باغدارانو، مالدارانو او پانګوالو سره مو ژمنه دا ده چې ټول يو بل ته لاس ورکوو. دا وطن د ټولو ګډ کور دی. امنيتي قواوې يې په سر دفاع کوي، دهقان په بېلچې، ټراکټور او زحمت دفاع کوي. نو راځئ چې دا د ثبات تعريف لوی کړو، راځئ چې د افغانستان دښمنانو ته يو واضح پيغام ورکړو. موږ په خپل راتلونکي باندې باور لرو او دا وطن به جوړوو.​

تل دې وي افغانستان!
پاینده باد افغانستان!

 

۱ داودشاه صبا، وزیر معادن و پترولیم