دیدگاهی برای همگرایی منطقهای و دولتسازی: بیانیه در هفتمین نشست بریکس
نکات مهم:
- اصول جدید: پارادایمهای قرن بیستم باید جای خود را به چارچوبهای پاسخگوی قرن ۲۱ برای دولتها و بازارها بدهند.
- چهارراه: مبدل شدن افغانستان از یک "کشور حایل" به "چهارراه" مرکزی اقتصاد آسیا.
- سپر منطقهای: ثبات افغانستان اولین خط دفاعی برای امنیت کشورهای روسیه، چین و هند است.
- استراتژی واحد: شکست دادن "ایکوسیسټم تروریزم" از طریق اقدامات منسجم منطقهای، نه تلاشهای پراکنده.
- دولتهای مقتدر: نهادهای دولتی قوی تنها پادزهر پایدار در برابر خلأهایی هستند که افراطیت در آن رشد میکند.
- تروریزم جهشیافته: شناخت داعش به عنوان یک موجودیت مخرب و دولتگونه که از شگافهای اجتماعی بهرهبرداری میکند.
- منافع اقتصادی: احیای راه ابریشم برای جایگزینی سربازگیری از فقر با ثباتِ مبتنی بر تجارت.
- بستر همکاری: برخورد با افغانستان به عنوان بستر همکاریهای جهانی، نه میدان رقابت قدرتهای بزرگ.
۱۸ سرطان ۱۳۹۴ | ۹ جولای ۲۰۱۵
ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم
اجازه دهید در نخست از رئیسجمهور پوتین به خاطر فراهم نمودن فرصت صحبت در این نشست عظیم ابراز امتنان نمایم. امروز نظم جهانی در تغییر است. همگان روی اینکه اصول بازی قرن ۲۰ جوابگوی نیازمندیهای قرن ۲۱ نیست، متفقاند؛ اما در قسمت جایگزینی این اصول با اصول مناسب و پاسخگو که تنظیمکنندهی روابط میان دولتها، عناصر دولتی و غیردولتی و مارکیتها باشد، توافق نظر وجود ندارد. گفتمان تعارض میان دولتها نیز با چالش اساسی روبهرو است. روش غیرمعمول جنگ، پرسشهایی را در رابطه به استفاده از قوه، کفایت و موثریت آن به میان میآورد.
زمانی که سقوط دولتها در بعضی ساحات به یک امر معمول مبدل میشود، سوالی که ذهن ما را مشغول میسازد در مورد احیای یک رابطه ضعیف نه، بلکه پیرامون گسست یک زنجیر میباشد. تهدیدها در برابر نظم جهانی به صورت کل، و دولتها به صورت اخص، رو به افزایش میباشد؛ و پاسخ در برابر این تهدیدها، همواره غیرواحد و پراکنده است.
سازمانهای تروریستی و افراطیت از این ناهماهنگی در جهت ایجاد یک سیستم منظم که آنها را در ایجاد یک نظام افراطی و در حال تغییر قادر میسازد، بهرهبرداری کردهاند. شبکههای تروریستی فراتر از جغرافیای یک کشور بوده، شدیداً وابسته با شبکههای جرمی جهانی، منطقهیی و ملی میباشند. این شبکهها در استفاده از تکنالوجی و رسانهها تجربه کافی داشته، از خشونت به خاطر هراسافگنی و سراسیمگی مردم به صورت منظم کار میگیرند و در تشخیص، ایجاد و بهرهگیری از اختلافات و شکافهای اجتماعی به خاطر ایجاد تفرقه، مهارت کافی دارند. همچنین ساختارهای سازمانی و شبکهیی آنها به سرعت در حال تغییر است.
تحقیقات و تحلیلها نشان میدهد که داعش، برخلاف القاعده، در یک مدت بسیار کوتاه از مرحلهی سازمانسازی به آغاز کار و تصمیمگیری و عملکرد، گذار کرده است.
در رابطه به دسترسی به منابع، تلاش به خاطر کنترول ساحات، و نحوه استخدام، در سازمانها و شبکههای تروریستی تغییرات قابل ملاحظه را میتوان مشاهده کرد. تغییر در هویت و ساختار تروریزم به نوبهی خود بیانگر خشونت بیشتر در مفکوره آنها، قساوت شدید در برابر افراد، گروهها و نهادها میباشد و میراثهای فرهنگی به اشکال گوناگون مورد هدف قرار میگیرد. ما در افغانستان هم عدم موجودیت اصول بازی را احساس میکنیم و هم از فعالیتهای متمرکز تروریستی رنج میبریم.
چند نکته اساسی را میخواهم بیان نمایم:
نخست، ما به صورت مستقیم در مقابل فعالیتهای شبکههای تروریستی قرار داریم که به خاطر شکست ما تلاش دارند. در صورت ناکامی ما، سه همسایهی ما، هند، روسیه و چین از میان کشورهای بزرگ، و نیز سایر همسایههای دور و نزدیک ما، در معرض خطر قرار خواهند گرفت.
دوم، جنگ بر ما تحمیل شده است. ما به نمایندگی از منطقه و جهان در برابر تروریزم میجنگیم. و لازم است که سایرین با قوت تمام و اقدامات منسجم به ما در این مبارزه بپیوندند.
سوم، مردم افغانستان میخواهند این کشور به نقطه اتصال آسیا مبدل گردد و راه ابریشم احیا شود. تقاضای ما از رهبران بریکس این است که در قدم نخست به خاطر ایجاد اصول جدید بازی به منظور تنظیم روابط بین دولتین، و تعیین و تطبیق یک اجندا برای تقویت نظامها تلاش نمایند؛ چون در عدم موجودیت دولتهای منسجم و قوی، تروریزم ریشهکن نخواهد شد.
عدم همکاری بین دولتها، به تداوم عناصر و عوامل تروریزم کمک میکند. باید روی یک استراتیژی جامع به خاطر شکست تروریزم توافق شود؛ چون اقداماتی که در حال حاضر صورت میگیرد، بیشتر یکجانبه و پراکنده هستند؛ در حالی که دشمن با یک تعهد، به صورت منسجم و با قاطعیت حرکت میکند.
چهارم، عوامل بالقوه اقتصادی باید از طریق همکاریهای منطقهیی و جهانی، به خصوص با عملی نمودن طرح راه ابریشم، در معرض تطبیق و اجرا قرار بگیرد. چون در موجودیت فقر گسترده، همواره امکانات جذب جنگجویان جوان توسط شبکههای تروریستی وجود دارد.
جایگاه طبقه جوان و طبقه محروم باید در نظم جهانی و منطقهیی تثبیت گردد تا این طبقهها در قسمت سرزمینها احساس مالکیت نموده از آن دفاع نمایند.
در افغانستان این تعهد وجود دارد که نه تنها به گذشتهها فایق میآییم، بلکه با تمام انرژی و توان، دیدگاه خود نسبت به آینده را تحقق میبخشیم. مردم افغانستان میخواهند به کشورشان به عنوان یک نقطه همکاریها نگریسته شود، نه محل رقابتها.
بیایید با هم به خاطر تأمین صلح، ثبات و رفاه جهان بههموابسته تلاش نماییم.
تشکر!