د افغانستان سرچینې او اقتصادي لیدلوری: د ایران او افغان اقتصادي فعالانو سره کتنه
مهم ټکي:
- موقعیت: افغانستان د اسیا د سوداګرۍ لار ده چې شمال او سویل سره نښلوي.
- بنسټیزه وده: د سړکونو جوړول، د چابهار بندر کارول او د ګمرکونو نوي کول.
- اوبه او کرنه: د اوبو سم مدیریت او د زراعتي حاصلاتو د بازار موندنه.
- کانونه: د مسو، اوسپنې، سرو زرو او تېلو څخه ګټه اخیستنه.
- بانکونه: د خلکو د پيسو خوندي کول او د بانکي سیسټم قوي کول.
- زده کړې: ځوانانو ته د کار زده کول او په مسلکي ډول د هغوی روزل.
- پاک کاري: د فساد ورکول ترڅو خلک په ډاډه زړه پانګونه وکړي.
- همکاري: له ایران او نورو ګاونډیو سره د ګټورې سوداګرۍ پراخول.
٣١ حمل ١٣٩٤ | تهران
بسمالله الرحمن الرحیم
جناب رحمانی صاحب وزیر کشور، جناب مهندس شافعی، محترمین اعضای اتاق تجارت ایران! امروز واقعاً جای خوشی است برای من که با سکتور خصوصی ایران در یک بحث سازنده داخل میشوم. در قدم نخست همکارهایم را معرفی مینمایم. جناب صلاحالدین ربانی وزیر امور خارجه افغانستان، جناب اکلیل حکیمی وزیر مالیه، جناب داکتر صاحب داوودشاه صبا وزیر معادن و پترولیم افغانستان.
سپاسگزارم از شما جناب شافعی!
تمرکزم بالای چندین موضوع است. اول، منابع افغانستان. ما پنج منبع عمده در افغانستان داریم. منبع اول ما موقعیت ماست. آسیای مرکزی، آسیای جنوبی، آسیای غربی و شمالی، بدون یک افغانستان آباد، با هم مرتبط بوده نمیتواند.
در بیست سال آینده، آسیا از یک مفکوره جغرافیایی، به یک بر اعظم اقتصادی مبدل میشود. بزرگترین قوت اقتصادی آسیا، در حال تشکیل است؛ اما امروز پیکر اقتصادی آسیا تکمیل نیست. ما، تنها قلب آسیا از نگاه حسی و فکری نیستیم؛ از نگاه موقعیت، ما قلب آسیا هستیم. از این جهت، ارتباط افغانستان با هر یک از همسایههایش و ارتباط دوجانبه و چندجانبه، هدف اساسی ماست.
دیدگاه ما این است که افغانستان مثل آنکه تا پنج هزار سال، تا وسط قرن نوزده، چهارراه آسیا بود؛ دوباره به چهارراه جدید مبدل شود. فرصتی که این موقعیت ایجاد میکند، چیست؟ ما بار اول پلان وسیع زیربنای افغانستان را روی دست گرفتیم و با عملی شدن آن، انشاءالله، ایران مستقیماً به چین وصل خواهد شد. وصل شدن ایران به چین، از یک طرف با تاجیکستان و اوزبیکستان، از طرف دیگر از راه افغانستان، یک تغییر عظیم در مناسبات خواهد بود. امروز کوریدور واخان که ٦٠ کیلومتر سرحد مشترک ما را با چین تعیین میکند، زیر مطالعات جدی است که آیا میتوانیم یک کوریدور ترانسپورتی مستقیم از این جا ایجاد کنیم و راه بدیل آن تاجیکستان باشد.
در بخش زیربنا ما حاضر به همکاری سرتاسری در مطالعات، سرمایهگذاری و انسجام هستیم؛ اما زیربنا امروز مانع نیست، مانع بنیادی نرمافزار گمرکات، نرمافزار ترانزیت، نرمافزار مدیریتی و فساد اداری است. فساد اداری بزرگترین مانع همکاری اقتصادی است. فساد اداری را ما تحمل نمیکنیم. یک چیز را من به هر سرمایهگذار ایرانی اطمینان میدهم که اگر کسی از شما شراکت خواست، نامش را به من بدهید، در دستگاه افغانستان دیگر حضور نخواهد داشت. مالیهای که از شما به صورت غیرمستقیم به حیث رشوت گرفته میشد، دیگر قابل تحمل نخواهد بود. باید وضاحت کامل داشته باشید که اراده تیم ما ایجاد شفافیت است.
موقعیت ما ایجاب این را میکند که تجارت با افغانستان یکطرفه نباشد. قسمی که جناب مهندس شافعی گفت، بیلانس واردات ما ٣٠ چند صادرات ماست. ارقام درست موجود نیست و یک دلیل که میخواهیم به زودی در قسمت نرمافزار موافقه کنیم، مبادله معلومات است. حجم تجارت واقعی افغانستان و ایران به صورت رسمی معلوم نیست.
باید هدف ما این باشد که تمام تجارتها رسمی شود و از تجارت قاچاقی جلوگیری شود. بنابراین من آماده هستم که مقدار گمرکات رسمی و سرحدات رسمی افغانستان را به زودی ممکنه با ایران توسعه بدهم. امید است که در ظرف سه ماه آینده، هدفی را که گذاشتیم عملی و اجرا شود. ما نمیخواهیم که مناسبات ما بر اساس حرف باشد، مناسبات ما باید بر اساس عمل باشد و سکتورهای خصوصی افغانستان و ایران، قاضی و ناظر مناسبات ما باشد.
پیشنهاد من این است که اتاق مشترک تشکیل شود، مناسبات را نمره بدهد. در ختم هر شش ماه یا هر چهار ماه، الاف صاحب و دیگر همکارها با هم بنشینید، نمره بدهید که چند فیصد پیش رفتیم و مشکلات آینده چیست؟ در این صورت یک حسابدهی واضح به وجود میآید و هر مشکل که حل نشده باشد، به سطح کابینه و شورای عالی اقتصادی مورد بررسی قرار دهیم. بناءً از مشکلات کوچک که همیشه مانع راه است به صورت جدی شروع کنیم و به طرف حل مشکلات بنیادی برویم.
منبع دوم ما، آب زمینی است. امروز ما تنها ١٠ فیصد از آب خود را به صورت رسمی استفاده میکنیم. ٤٠ فیصد آب ما، بین جوی و مزرعه ضایع میشود. فرهنگ استفاده آب ما غلط است. ما بدبختانه در سیزده سال گذشته تنها توانستیم که نیم زمینی را که در سال ١٩٧٨ که قبل از کودتای کمونیستی تحت زرع بود، دوباره تحت زرع بگیریم.
افغانستان مملکتی است که باید صادرکننده مواد غذایی باشد. امروز بیلانس واردات ما در حدود چهار میلیارد دالر در سال است. سرمایهگذاری در بخش تولید زراعت و مبدل کردن کشور به یک صادرکننده زراعت، هدف اصلی ماست. در اینجا منافع مشترک بسیار بزرگی داریم. اقتصاد جرمی زراعتی، اقتصاد جهانی است که وام، انسجام ترانسپورت و مدیریت نهایت فعال دارد؛ اما اقتصاد رسمی که در آن اکثریت مردم افغانستان زندگی میکند، دسترسی نه به سیستم بانکی دارد و نه ترانزیت منظم و نه توسعه دارد. در این بخش هم از وزارت کشاورزی ایران و هم از سکتور خصوصی ایران دعوت میکنیم که با ما در ایجاد زنجیرهای ارزش، همکاری همهجانبه کند. ما نمیخواهیم صادرکننده مواد خام باشیم. ایجاد زنجیرهای ارزش در قسمت اول، تقاضای داخلی را رفع میکند و دوم، مناسبات را ایجاد میکند.
در این بخش یک مشکل بنیادی داریم. فابریکههایی است در طرف مرز ایران که برندها را به صورت غلط تولید میکنند. سامان غلط به افغانستان قاچاق میکنند. این قاچاق سبب از بین بردن فعالیتهای صنعتی در افغانستان شده است. جلوگیری از این رقم اقدامات غیرقانونی برای اعتبار دو جانب حتمی و ضروری است. صنعتکار افغانستان شریک صنعتکار ایران است. اگر رقابت غیرمشروع وجود داشته باشد که صنعت نوبنیان از بین برود، ما مجبور هستیم تعرفه را به وسیله حفاظت استعمال کنیم؛ اما امید است که ما به همکاری واضح برسیم تا اینکه تعرفه، وسیله همکاری و سرمایهگذاری همهجانبه باشد.
اقتصاد جرمی از مواد مخدر یک خطر مشترک برای منافع ایران و افغانستان است. از این جهت تولید کشت بدیل، ایجاد زنجیرهای ارزش، و مخصوصاً بازار عظیم ایران و قوت عظیمی که در ایران وجود دارد، از منافع اساسی ماست.
منبع سوم ما، معادن و نفت و گاز ماست. بررسی اولیه معادن ما که در حدود ٣٣ فیصد معادن ما را دربرمیگیرد، ارزش آن را بین ١ تا ٣ تریلیون دالر تخمین کردهایم، تنها ٣٣ فیصد! روزی نیست که تحت مدیریت سالم محترم داوود شاه صبا، این بخش سرمایه طبیعی افغانستان بهتر نباشد. مشکل در این بوده که از یک طرف زیربنای اساسی وجود نداشته و هنوز بر اساس یک پلان منظم به وجود نیامده است.
نکته اول و آخر برای ما ترانزیت است. ما از یک طرف چهارراه آسیا هستیم و از طرف دیگر محاط به خشکه هستیم. بنابراین ایجاد یک سیستم ترانزیت قابل باور بدون مشکلات، برای ما نقش حیاتی دارد. چابهار برای ما حیثیت آکسیجن دارد و ایجاد یک سیستم قابل ملاحظه قابل اعتبار تا ایجاد چابهار، اساسی است. در بدل، ما سیستم ترانزیتی برای ایران، چین، پاکستان و منطقه ایجاد میکنیم. خوبی باز شدن آسیایی مرکزی و چین در این است که هیچ بخش از این مناسبات یکطرفه نیست، دو جانبه است و به منافع مشترک هر دو طرف مبدل شده میتواند.
گاز ما قابل ملاحظه است. نفت ما به صورت ابتدایی است، اما در این بخش وزیر معدن ما، جناب صبا، همکاری همهجانبه را برای شما انجام خواهد داد.
در ظرف ١٠ سال آینده انشاءالله افغانستان به بزرگترین صادرکننده مس و بزرگترین صادرکننده آهن در دنیا مبدل خواهد شد. معادن مس چیلی در حال ختم است، این یک فرصت عظیمی است برای سالهای آینده. افغانستان به یکی از تولیدکنندگان طلا مبدل خواهد شد.
در قسمت احجار قیمتی، یک ذخیره عظیم وجود دارد. زیربنا مشکل اول بود. مشکل دوم، پالیسیهای قابل اعتبار بود. برایتان اطمینان میدهم که در ظرف ماههای آینده، یک پالیسی قابل اعتبار و اصولی که بر مبنای آن قراردادها با شفافیت کامل مورد اجرا قرار گیرد، اجرا خواهد شد. مشکل سوم که اساسی است، باز هم زنجیر ارزش است. ما نمیخواهیم به صادر کننده مواد خام مبدل شویم، سرمایهگذاری را که ما به آن علاقه داریم و خواهانش هستیم و از تجارب شما استفاده و همکاری کرده میتوانیم، ایجاد زنجیرهای ارزش است. در هر کشوری هر گروه سرمایهدار که در ایجاد زنجیر ارزش با ما همکاری دوامدار کند، مورد توجه خاص ما قرار خواهد گرفت. محدودیت در این بخش نیست، ایجاد زنجیر ارزش برای ما اساس است.
معادن از نگاه تجربه بینالمللی، هم برکت است و هم غضب! نفت و گاز و معادن در اکثر ممالک رو به انکشاف مبدل به غضب شده است. از این جهت است که من به موقعیت آب و زمین و تحرک، بیشتر از معادن اهمیت میدهم. اگر ثروت و یا پولی که از معادن میآید و یا از نفت و گاز به خزانه دولت میآید، به صورت غیرمعقول از آن استفاده شود، موجب بربادی ما میشود. ما میخواهیم و هدف ما یک اقتصاد تولیدی است نه یک اقتصاد مصرفی. بنابراین در بخش معادن جناب صبا صاحب را صلاحیت کامل دادیم که بطی؛ اما اصولی حرکت کند. خیر است مردم افغانستان چند سال دیگر یک اندازه گرسنگی را تحمل کنید، تا بعد از آن برای ٤٠٠ سال با شکم سیر زندگی داشته باشید. دیدگاه ما دیدگاه چهارروزه نیست، دیدگاه ٤٠٠ ساله است و میخواهیم که میراث ما چیزی باشد که مردم افغانستان و منطقه بتوانند از آن، ٤٠٠ سال استفاده نمایند.
منبع چهارم ما، پول است. اکثریت مردم افغانستان غریب هستند ولی سرمایهدار افغانستان به حد کافی پولدارند. بدبختی در کجاست؟ این پول سرمایه نیست، این پول تولیدی نیست، به تجارمان احترام دارم اما هدف ما این است که تجار ما در پنج سال آینده به سرمایهگذار مبدل شود. تجار ما دوصد تا چهارصد فیصد فایده میکند و سرمایهگذار ما ١٠ فیصد.
مشکلات را تاجر ایجاد نکرده؛ بلکه دولت ایجاد کرده است. کثافت اداری، فساد اداری، مشکلات دوامدار پالیسی غلط، و عدم توجه به شفافیت موجب این شده که پول به سرمایه مبدل نشود.
تاجر افغان در ایران، اوزبیکستان، هندوستان و دوبی سرمایهدار است؛ ولی در داخل افغانستان تاجر میماند. ما به صورت شفاف همراه تاجرهای افغان صحبت را باز کردیم و ادامه میدهیم که اینها بگویند چرا سر ماحول افغانستان برای سرمایهگذاری اعتبار ندارند. از این جهت قدم اول که برداشتیم، تشکیل اداره اراضی است. بعد از این فیصله راجع به توزیع زمین تنها توسط یک دستگاه صورت خواهد گرفت. زمین در افغانستان به جای اینکه منبع تولید شود، در سیزده سال گذشته، مبدل به یک منبع فساد شده است. مشکلات نهایت زیاد برای سرمایهگذار به خاطر دسترسی به زمین وجود داشته است. با ایجاد اداره واحد که یک شورای عالی که زمین و آب را مدیریت کند، این مشکل انشاءالله به صورت اساسی رفع خواهد شد.
سیستم بانکی ما ضعیف بوده، ایجاد یک سیستم بانکی قوی، هدف ماست، که پول به سرمایه مبدل شود؛ اما مخصوصاً چیزی که ما میخواهیم خود را با آن اندازه کنیم، ایجاد شرکتهای متحرک و بزرگ است تا بتوانیم به صورت اساسی یک بحث ایجاد بکنیم. ما سکتور خصوصی را تنها عامل رشد نمیدانیم. ما میخواهیم که یک پیمان واضح اتحاد بین سکتور خصوصی و دولت افغانستان ایجاد شود تا مشترکاً تقسیم وظایف شود. در جامعه ما سکتور خصوصی همه چیز را انجام داده نمیتواند و دولت، کار سکتور خصوصی را باید انجام ندهد؛ هر دو ضرورت اساسی به همکاری دارد نه به تضاد. وعده ما به سکتور خصوصی ایران این است که ما میخواهیم شریک رشد و پیشرفت ما باشید.
منبع پنجم، مهمترین منبع ماست. ما فرهنگ تشبث داریم. افغان گدایی نمیکند، کوچه و خیابانهای کابل را اگر ببینید، از شروع صبح تا ختم روز، مردم در حرکت هستند؛ اما دولت مانع این تشبث شده است. مهمترین نکته برای ما این است که در ایجاد سرمایهی انسانی این تشبث، یک پیشرفت شود. در این بخش از تجربههای شما مخصوصاً در ایجاد مکاتب تخنیکی، ما میخواهیم استفاده کنیم. امروز صادرات انسانی ما متأسفانه نهایت بیارزش است.
ما زیادتر از یک میلیون کارگر داریم که در ممالک دیگر کار میکنند، اما پولی که اینها روان میکنند، برای مجادله با فقر حیاتی است که حکایت میکند از ناکامی دولت در ایجاد سرمایه بشری. ساده بگویم چیزی که مکاتب و پوهنتونها و دانشگاههای ما تولید میکنند، سکتور خصوصی ضرورت ندارند و چیزی که سکتور خصوصی ما ضرورت دارند، دانشگاهها تولید نمیکنند. بنابراین وعده ما این است که هم سکتور خصوصی افغانستان و هم سکتور خصوصی منطقه ما، بالای ایجاد سرمایه بشری، بتواند دیدگاه اقتصادی ما را عملی کند و به نتیجه برسیم تا شما مجبور نشوید که زیادترین مزدها را برای کمترین فعالیتها اجرا کنید.
در خاتمه یک بار دیگر تشکر مینمایم. دوباره تأکید میکنم که توسعه گمرکات در سه ماه آینده به صورت اساسی مورد غور ما قرار خواهد گرفت. حکیمی صاحب به نمایندگی از افغانستان نقش رهبری آن را ایفا خواهد کرد و امید است که تمام مسایلتان در این بخش اجرا شود. هدایت من برای سفیر افغانستان این است که ویزه، کثیرالمسافرت باشد و مقابله بالمثل. دولت ایران اگر حاضر به ویزه کثیرالمسافرت یکساله باشد، از دولت افغانستان نیز یکساله میباشد، و اگر دایمی باشد سکتور خصوصی ایران نیز ویزه دایمی دریافت مینماید. ما میخواهیم سهولت واضح باشد و به زودی ایجاد شود. دوطرفه کردن تجارت هدف اصلی ماست. تا وقتی که تجارت یکطرفه باشد، تجارت جرمی حاکم خواهد بود.
هدف ما باید این باشد که پدیده شوم تریاک و هروئین در تجارت ما نقش نداشته باشد. تجارت مشروع بین دو طرف معیار و اساس روابط ما را تشکیل بدهد.
امید است تأثیرگذاری در اقتصاد منطقه برایتان واضح باشد؛ هدف ما ایجاد یک سیستم سرتاسری است. در این بخش لولههای گاز، برق، شبکه فایبر نوری و پایپهای آب و تسهیلات خط آهن و شاهراه هدف اصلی ماست. این را به صورت یک شبکه پیش میبریم و تأثیرگذاری آن در اقتصاد منطقه، انشاءالله با ایجاد شرایط امنیتی به صورت اصلی میآید.80
ما اولین پروژه بزرگ انتقال برق را از آسیای مرکزی به آسیای جنوبی روی دست گرفتهایم، یک و نیم میلیارد دالر پروژه است (برق قزاقستان به پاکستان) خواهد رسید. اما هدف ما این است که یک سیستم مرکزی تولید تجارت برق ایجاد شود تا هر مقدار برق که ایران در فصلهای متفاوت اضافه دارد، به تمام منطقه بدهد و همچنین در فصلهایی که کمبود است، از این طریق به دست آورده میتواند.
نکته دیگر این است که یک افغانستان آباد و آزاد از پیششرطهای اساسی ثبات در منطقه است. یک ایران باثبات و مرفه، همیشه خواستار ما بوده و ایرانی که با تمام دنیا در ارتباط باشد، امیدواری منطقه است. نکته بنیادی این است که فقر و بیکاری که تمام منطقه با آن مصادف است، بدون همکاری منطقهیی نمیتواند رفع شود. تا زمانی که فقر و نابرابری حاکم باشد، امنیت و ثبات نمیآید. بنابراین امید است که همکاری دوامدار ایران و افغانستان موجب یک منطقه باثبات و مرفه شود که هر فرد منطقه خود را شامل یک رفاه عمومی بداند.
تشکر!