نوآوری، شایستهسالاری و اصلاحات: ایجاد خدمات عامه شهروندمحور
بیانیه در مراسم جوایز ملی خلاقیت و برتری در خدمات ملکی
نکات اساسی:
- نوآوری و برتری: ترویج خلاقیت و لیاقت در خدمات عامه.
- حکومتداری مبتنی بر شایستگی: اطمینان از سیستمهای استخدام عادلانه و شفاف.
- اصلاحات در بخش عامه: بهبود مؤثریت، پاسخگویی و عملکرد.
- دولت شهروندمحور: پاسخگو ساختن دولت در برابر نیازهای شهروندان.
- توانمندسازی جوانان: شناسایی و حمایت از نوآوران جوان.
- شمولیت جنسیتی: افزایش سهم زنان در رهبری و اداره.
- مبارزه با فساد: از بین بردن روابط، سوءاستفاده و عدم شفافیت.
- اعتماد نهادی: تقویت اعتماد میان شهروندان و دولت.
- وحدت ملی: تحکیم هویت مشترک و انسجام ملی.
- تداوم اصلاحات: پایدار نگهداشتن تحولات ساختاری درازمدت.
۶ جدی ۱۳۹۷ | تالار کمیسیون اصلاحات اداری و خدمات ملکی
بسم الله الرحمن الرحیم
بانوی اول کشور، محترم احمد وحید ویس، تیم کانکور و اداره ملی امتحانات، داکتر صاحب صدیقه عبدالله ادیب، همکار و هم مسلک من محمد قاسم خان الفت، داکتر صاحب نعیم مصمم، خواهر گرامی نصیبه هولکر، خواهر گرامی بصیره بصیرتخواه، محترم همایون شمس صاحب، محترم محمد زمان بهلول، ډېره ګرانه خور زیور جانه، سرمست صاحب، نادری صاحب، اعضای محترم کابینه، داکتر صاحب قیومی، لوی څارنوال صاحب، اعضای محترم کمیسیون اصلاحات اداری، نوآوران، اعضای محترم جامعه مدنی، تمام خواهران و برادران و رسانهها، اولتر از همه تحفه پیشوای بشریت را خدمتتان تقدیم میکنم، السلام علیکم و رحمةالله و برکاته!
حرف اول من این است، همیشه میگویند که این افغانستان است و من امروز میگویم که این چیزها افغانستان است: مبتکر، متحرک و متحد. اینها میگفتند که در این افغانستان امکان تحول، ابتکار و تعهد نیست، دور و بر خود را ببینید و انشاءالله تعالی هزارها نفر در اداره افغانستان از این الهام خواهند گرفت و صدها هزار نفر این مشعل راه را دوام خواهند داد.
دوم میگفتند که فرهنگ شهروندمحور غیر ممکن است، یکی از افراد گفت که دور از رویتان باشد، افغانستان یک اسپ سواری است که پیشتر خانواده شاهی بالایش سوار میشد و حالی نخبگان جدید ما. افغانستان اسپ کسی نیست، افغانستان ملت برجسته است و مثالهای فرهنگ شهروندمحور را امروز دیدیم.
میگفتند که تغییر ساختاری در افغانستان غیر ممکن است. اداره ما تغییر کرده نمیتواند؛ چون فرهنگ ما دوامدار است و امروز نشان دادید که تغییر فرهنگ حکومتداری نه تنها ممکن است، بلکه به سرعت امکانپذیر است. میگفتند که شفافیت و مؤثریت غیر ممکن است و اگر شفافیت و مؤثریت بیاورید، مقاومت صورت میگیرد. امروز میبینید که مردم مقاومت نمیخواهند، مردم میخواهند مثالهای تیم روباتیک و تیم کرکت افغانستان در تمام عرصههای زندگی ما تکرار شوند. تشکر از تیمهای روباتیک و کرکت ما!
میگفتند زن و مرد افغانستان هیچ وقت همگام با هم حرکت کرده نمیتواند. امروز ببینید که زن و مرد افغانستان با درک فرهنگ عظیم اسلامی و عقیده راسخ با قانون اساسی ما همگام حرکت میکنند. زنان ما را کسی عقب نگهداشته نمیتواند.
میگفتند که افغانستان در قرن شانزده است. جوانان ما مطلق در قرن بیست و یکم هستند و آنهایی که فکر میکردند، افغانستان در قرن شانزده است، خودشان در قرن شانزده هستند. از این جهت چیزی که ثابت شده، عشق به این وطن است.
فرزانه آن گدا که به خاک وطن زیبد
دارد چنان غرور که سلطان به تخت خویش
امروز خَس و خاشاک وطن را مهرهی چشم خود قرار میدهیم. حسی که امروز در اینجا نشان داده شده و تثبیت گردیده، این است که یک عشق عظیم به هر وجب این خاک در مردم وجود دارد و در اداره ما در حال به وجود آمدن است.
نکته دوم، وزارت فواید عامه، اداره مسئولیت شهدا و معلولین و جناب ذکی صاحب را به خاطر همکارانشان، تسلیت میدهم¹. شهادت بدبختانه به یک فرهنگ هفتهوار و روزانه ما مبدل شده است؛ اما من برای دشمن افغانستان یک پیام دارم.
زموږ وینه که هر څومره تویه کړی، موږ په ننواتو نه شی راوستی. دا وطن اراده لری او اوس جدی ظرفیت لری چې خپله لاره پخپله وټاکی. که تاسې فکر کوئ چې وطن له دې تګلارې نه چې د اساسی قانون د لویې جرګې د اجماع نتیجه ده، شاته بوځئ، بیا فکر وکړئ؛ جنګ د حل لاره نه ده، که تاسې افغانان یئ، ټول افغانان لکه تاسې غوندې دي، زور ته څوک سر نه ټیټوي. یوازینۍ لاره د سولې ده. یوازینۍ لاره د یو بل د منلو ده. چا باندې ظلم کوئ؟ د چا اولادونه نن مکتب ته نه ځي؟ د چا میندې نن صحي خدماتو ته لاسرسی نه لري؟ څوک نن لکه د ګیاه غوندې رېبل کېږي او څوک یې پوښتنه نه کوي؟ دلته واضح ضرورت دی چې موږ پوه شوو چې زموږ اراده بدلون نه کوي. مخصوصاً در روز ششم جدی که فاجعه افغانستان از یک طرف و حماسه جهادش از طرف دیگر صورت گرفت و ما باید تجدید عهد کنیم که چهل سال بحران بس است. آینده افغانستان باید آینده روشنایی باشد و به طرف تاریکی نرود. آینده افغانستان، مساوات هر افغان با هر افغان دیگر است، تطبیق ارزشهای قانون اساسی در قسمت حقوق و وجایب ماست و از همین جهت است که نادری صاحب را تبریک میگویم که نامگذاریهایی که کردید، همه به جاست. از اوتار سنگ صاحب که جان خود را وقف کرد تا نیکپا صاحب که برای ما افتخار آورد تا تیم کرکت و تیم روباتیک و حالا تقاضای ما از تیم روباتیک بسیار زیاد شده است. فاطمه جان اگر در این جوانی به نامت یک چیزی گذاشته میشود، توقعات آینده ما چی خواهد باشد. اما از شما و تیم کرکت امید داریم که هردویتان به اوج قلههای افتخار برسید.
چهل سال گذشته ضرورت به تفکر عمیق دارد که پنج نسل که مخصوصاً در ادب و شعر معاصر ما به یاس، ناامیدی و بیباوری رفته بودند، امروز نسلهای دیگر ما و نسلهای موجود و مخصوصاً نسل آینده ما، آیندهنگر شوند. مسئولیت و رسالت ما ختم بحران و آوردن ثبات و رفاه دوامدار است تا بر آن اساس همهی افغانان به اساس وحدت ملی و یک پارچگی و قبول زبانها و فرهنگهای مختلف محلی که همه اینها باید جزء یک فرهنگ بزرگ همپذیری ملی باشد.
یک ملت که هزارها سال چهارراه آسیا بوده، کوتاهنظر بوده نمیتواند. بابر را بخوانید و تعریف بابر از کابل این است که شرق و غرب، جنوب و شمال از اقصای هند تا چین و تا امپراطوری عثمانی همگی در کابل جمع میشدند. فرهنگ ما، فرهنگ پذیرش است، هر زبان ما یک قوت و هر بخش از مملکت ما یک نقطه اتصال است. ما برای وصل آمدیم نه برای فصل. فصل نو، فصل وصل تمام افغانان با همدیگر است و وصل افغانستان به آسیای متحرک و جهان متحرک به اساس ارزشهای هزار ساله ماست.
فکر میکنید که یک افغان شعر مولانا، شخصیت امیر شیر نوایی یا بحث خوشحال خان را فراموش خواهد کرد. این جزء فرهنگ ماست، اطمینان داشته باشید که ما به خود اطمینان داریم. هویت ملی ما در خطر نیست و ما دیروز پیدا نشدیم و نه افغانستان هدیه کدام کسی برای ماست. افغانستان را افغانان به خون کمایی کردند و در این چهار سال خاصتاً میخواهم از قوای امنیتی و دفاعی افغانستان ابراز تشکر کنم که با شهادت و قربانی دوامدار خود ثابت کردند که فرزندان صدیق این مملکت هستند. در عین حال از تمام همکاران که تحول آوردید و حرکات شما به اندازه قربانیهای قوای امنیتی و دفاعی ما ارزش دارد؛ چون شما امید آورید و ابتکار امید میآورد.
نکته سوم، تشکر و تبریکی است. لومړی له هر یوه مبتکر نه د زړه له کومې مننه کوم. نن تاسې څه ثابت کړل محترمو خویندو او وروڼو؟ تاسې ثابته کړه چې تاسې د دې وطن خښتنان یئ، خپل مالکیت مو ثابت کړ. هر یو مو چې روښنايي راوړې، هر یو مو چې له معارف نه نیولې تر پوستې پورې، تر ولسوالۍ پورې یو ابتکار کوئ؛ ستاسې ابتکارات د خلکو په ژوند باندې تاثیر لري. زه پل او وسیله یم. هر جمهور رئیس یوه وسیله ده. موږ هدف نه یوو، هدف ولس دی او تاسې د ولسواکۍ بنسټ ږدئ؛ قوي کوئ یې او تهداب یې قوي کوئ، نو په همدې اساس، تاسې هر یو نه د زړه له کومې مننه کوم او مبارکي درته وایم. انشاءالله تعالی پس له دې به هر کال دغسې مبتکرین ستایل کېږي او ټول ولس به خبرېږي چې دا ابتکارات څه دي؟ په دې برخه کې له نورو مبتکرینو هم مننه کوم. له جناب قیومي صاحب، جناب لوی څارنوال صاحب، له محترمو نورو وزیر صاحبانو او ټولو نه مننه کوم چې دوی هم زښت ډېر نوبتونه کړي دي.
دوم میخواهم از کمیسیون محترم اصلاحات اداری و خاصتاً جناب نادری صاحب و تیم همکار کمیشنران ابراز امتنان کنم. در طول هجده ماه، هجده سال حرکت کردید، هر ماه شما مساوی به یک سال است. همان کمیسیونی بود که مردم فکر میکردند به خاطر خویشخوری ایجاد شده است و بدون روابط هیچ نوع حرکتی صورت گرفته نمیتواند. امروز کمیسیون اصلاحات اداری افغانستان نکته اعتماد جوانان، خاصتاً تمام کسانی که امتحان میدهند، میباشد. اگر در امتحان، واسطه و وسیله باشد، چطور بالای نتیجه آن آدم باورمند باشد، اگر راه آمدن به دولت دروازهبان باشد، به چه شیوه شفافیت و حسابدهی خواهد آمد؟ به چی شیوه اعتماد بین دولت و ملت خواهد آمد. در هجده ماه نشان دادید که یک اداره مهم دولتی افغانستان به صورت اساسی از نگاه فرهنگ حکومتداری و ارتباط مردم با دولت تغییر کرده میتواند. به همهتان مبارک و از همهتان تشکر.
سوم، از تمام همکاران مبتکر تشکر؛ چون امروز خوشبختانه ابتکار محدود تنها به خواهران و برادران نیست که امروز تجلیل شدند، در صدها نکته دیگر ابتکار وجود دارد، ضرورت این است که تمام اینها باهم جمع شوند، و حالا ما یک شبکه مرتبط را باهم میبینیم.
مثالهایی را میبینیم، چیزی را که کم داشتیم، این بود که یک جوان، یک ولسوال، یک داکتر و یک رئیس زنان، میگفتند که مثال ما کی باشد؟ حالا مثالهای بسیار واضح است، اگر میخواهید تقدیر شوید، رسم اینها را تأیید کنید و از اینها انشاءالله تعالی قدمهای زیاد بردارید و از اینها هم توقع داریم که انشاءالله تعالی قدمهای آینده را بردارند.
اما مهمترین تشکر من از مردم افغانستان است. په افغانستان کې ماته یو ځای وښیئ چې تاسې اصلاحات راوړي او ولس درته ټوپک نیولی وي، یا یې درته کنځلې کړې وي؟ د افغانستان ولس اصلاحات غواړي او د افغانستان ولس په خپل خیر او شر باندې ډېر ښه پوهېږي.
نکته اساسی ما باید این باشد که هر شهروند افغان، مغز کافی و قضاوت عادلانه دارد، نبض عمومی خواهران و برادران، اصلاح طلبی است. آنهایی که مخالف اصلاحات هستند در اقلیت هستند. اگر زر و زور دارند، زر و زور نمایندگی از اکثریت مردم افغانستان نمیکند. کی میخواهد در گرسنگی زندگی کند، کی میخواهد که چهل فیصد مردمش زیر خط فقر باشد؟ کی میخواهد که یک بر سه مردمش شبانه گرسنه بخواب بروند؟ کی میخواهد که اولادش در مکتب درس با کیفیت نخواند؟ از این جهت ضرور است که ما از مردم خود، از خاطر صبر بیکرانشان و هم از خاطر اینکه تعهد واضح دارند و زیادترین ابتکار را اینها در زندگی خود انجام میدهند، تشکر کنیم.
مردم افغانستان، قهرمانهای واقعی حماسه ملی ما هستند. از هر مرد و زن تشکر میکنم و افتخار دارم که از اینها نمایندگی میکنم و برای اینها پاسخگو هستم. ما در یک گفتمان ملی هستیم، و انتخابات آینده ریاست جمهوری، فرصت این را میدهد که به صورت واضح مردم افغانستان تصمیم بگیرند که به کدام جهت میروند؟
اما نکته اصلی این است که تصمیمگیرنده مردم افغانستان هستند. خارج از قانون اساسی، تغییرات در حکومتداری، نه قابل قبول ماست، نه امکانپذیر است و نه شدنی. این را ما به شدت رد میکنیم، مردم افغانستان تصمیمگیرنده آینده آن هستند.
نکته چهارم و آخری خدمتتان، ضرورت تداوم اصلاحات است.
موږ وویل، تاسې چې د افغانستان استازیتوب کوئ، هغه راتلونکی افغانستان دی، اما د دې ترڅنګ هره ورځ دا خبره هم اورئ چې دا افغانستان دی، دا مه کوه، دا مه کوه، دا مه کوه.
۴۰ کاله یا ۱۰۰ کاله مو په دې تېر کړل چې دا مه کوه، دا مه کوه، دا مه کوه. نتیجه یې څه شوه؟ آیا د فساد دوام، د عدم مساواتو دوام، دا د منلو وړ دی که نه؟ یا اصلي خبره دا ده بدلون چې په واقعي توګه، په تدبیر سره، په هدفمنده توګه او د ولس په اجماع راشي.
چیزی که ضرور است و من چند نکته را طور خلص سرش تأکید میکنم، اول این است که چهار سال پیش که شروع کردیم، میگفتند گودال میکنند، تهداب نمیگذارند، چون مردم حق داشتند، چهل سال گودالهای مختلف کنده شده بود، مردم به منزل اول نمیرسیدند، امید است که امروز ببینید که گودال نبود، تهداب بود و به منزل اول اصلاحات رسیدید. حالا به مردم افغانستان تعلق دارد که بالای آن تعمیر چهل منزله میسازید یا میخواهید که آن را در دومنزله بگذارید؛ اما در این شک و شبهه نیست که در چهار سال آخر یک تهداب واضح، قانونی و اصولی برای تطبیق قانون اساسی افغانستان گذاشته شده است. ۳۹۰ قانون، لایحه و مقرره، پاس شده، حالا قانون اساسی تنها یک آرزو نیست، تهداب حقوقی و اصولی دارد.
دوم، تخته جهش آماده است، به حوض نامعلوم خیز نمیزنیم، جهت آینده معلوم است، از آن جهت نسل نو افغانستان خاصتاً که امید است بانوی اول و من یک وسیله این بوده باشیم که یک تحول بنیادی، نسلی و جنسی در افغانستان صورت بگیرد، که زنها و جوانان، استعداد واقعی خود را بروز بدهند. زن افغانستان مدیر، مدبر و متعهد است، و آیندهاش را کسی از پیشش گرفته نمیتواند، همچنین جوانها؛ اما ما تضاد نسلی نمیخواهیم، ما همزیستی تمام نسلها را با هم میخواهیم. این یک چیز طبیعی است، یادتان است قصه سعدی را که یک کسی پیرمرد آمد و گفت این کمان به چند، مقصدش کُپیاش بود، گفت، زمانه خودش برایت میبخشد، برای همه ما تغییر یک امر طبیعی است؛ اما ضرورت این است که یک پلانگذاری واضح شود تا ظرفیتها تفکیک شود. افغانستان به همه نسلهای خود ضرورت دارد، هیچ نسلی نیست که سهم فعال نداشته باشد. آن تجربه را که ریش سفیدان ما دارند و آن تداومی را که علماء ما برای یک هزار و چهارصد سال دارند، از تجارب زندگی در همه بخشها، ما باید استفاده مثبت کنیم؛ اما ضرورت به تحرک است و این انشاءالله تعالی میآید.
فرصت اساسی ما چیست؟ در قرن نوزده ما به انزوا رفتیم، در قرن بیست میدان جنگ جهانی شدیم، قرن بیست و یک فرصت ماست که به هر بُعد چهارراه بودن آسیا، خود را مبدل بسازیم.
امروز واضح است که با کوریدور هوایی و زمینی هر روزه که حالا یک آرزوی واهی نیست، هر نقطه کشور درک میکند که افغانستان این ظرفیت را دارد؛ اما بُعد دیگر آن نهایت مهم است که افغانستان مرکز فکری جهان اسلام بود، تمدنی که به بغداد رفت، از بلخ و بخارا بود، از مرو شاه جهان رفت، این ضرورت واضح است که ما گذشته تاریخی خود را بدانیم، و ارتباط سه زبان عمده ملی خود را بفهمیم. ضرورت واضح است که برای سالگره صدمین سالروز استقلال افغانستان، یک بررسی واضح و تجلیل در قسمت اول از زبان ملی ما، دری صورت بگیرد.
برای هزار سال زبان دری، زبان وصل تمام افغانها بود، زبان دوم یا سوم ما بوده، اما زبان اداره ما بوده است. و ارتباط زبان دری را با ایجاد فرهنگ نو اوزبیکی و پشتوی ما به صورت اساسی ما مدنظر و به تحلیل بگیریم.
آیا فکر کرده میتوانید که علی شیر نوایی یا خوشحال خان ختک، بدون احاطه کامل بر فرهنگ اسلامی و زبان دری میتوانستند، تحولگر باشند؟ هیچ زبان به کدام نژاد تعلق ندارد و زبان با کدام مذهب نیز تعلق ندارد. زبان وسیله ارتباط است، سه زبان ملی و زبانهای دیگر ما همه وسیله وصل هستند.
ضرورت واضح است که حال بالای ملتسازی خود، به شکلی فکر کنیم که تجربههای ناموفق که ملتسازی دیگران را که همیشه همسایههای خود را بد میگفتند، خود را به صورت منفی تعبیر میکردند، از آن تعبیر ما باید بگذریم، تعبیر افغان این است که افغانستان نقطه وصل است.
فرهنگ ما، فرهنگ مهماننوازی بوده، کدام کس با نیت خوب آمده که افغانها از پیشش استقبال نکرده است؟ آنهایی که به چشم بد میبینند، زور شمشیر ما را دیدند؛ اما در اینجا ضرور است که ما فرهنگ اساسی خود را در ارتباط ببینیم. اگر میخواهیم رشد هشت فیصدی و بعد از آن رشد مضاعف داشته باشیم، این بدون ارتباطات منطقه صورت گرفته نمیتواند. از این جهت فرهنگ اداری ما باید منطقهای و بینالمللی باشد.
بدون دانش منطقه و دنیا، ما منافع ملی افغانستان را تثبیت کرده نمیتوانیم. ما باید همیشه همسایههای خود را از خودشان بهتر درک کنیم، اگر ممکن باشد. چون تا ما منافع مشترک را ترسیم نکنیم، تصویر ما منفی است؛ تجربه بسیار موفق ما همراه آسیای مرکزی نشان میدهد که تغییر تصویر امکانپذیر است. هر تجربه موفق ما همراه جهان این را نشان میدهد. ضرورت واضح است که ابعاد مختلف پنج حلقه هویتی خود را به صورت واضح ببینیم و در این پیشرفت داشته باشیم. در این بخش ضرورت واضح است که ما یک گفتمان ملی خود را دوام بدهیم، گفتمان ملی که سر آینده متمرکز است؛ اما عمدهترین بخش گفتمان ملی ما باید استفاده از حال باشد. امروز دوباره نمیآید، اگر امروز را به فردا میگذاریم، فردا را به پس فردا تعلق میدهیم، از آن جهت اهمیت حال برای ما حیاتی است، تا در این شرایط با یک اجماع واضح ملی، بتوانیم خود ما سرنوشت خود را رقم بزنیم.
نکته آخر که نکته اول بحث ما بود، این است که از همه کرده زیادتر ضرورت داریم، حاکمیت قانون و نهادهای دوامدار است. انسان رفتنی است و مخصوصاً ما، همیشه در اداره تحول میآید که افراد میآیند و میروند، رئیس جمهورها باید بیایند و بروند، مثلی که آب، باران و برف میآید و آبیاری صورت میگیرد. نکته بنیادی و میراثی را که برای افغانستان باید بگذاریم، یک اداره ملی است که هر فردش بالای تمام افغانستان فکر میکند و خود را به این مرتبط میداند که وظیفه اساسیاش این است:
یا به دې زه سیال کړمه وطنه د جهان
یا به ستا په پښو کې تورې خاورې کړمه ځان
(غني خان)
تل دې وي افغانستان!
یشهسین افغانستان!
زنده باد افغانستان!
پاینده باد مبتکرین ما!