از مزرعه تا مارکیت: نقشه راه تحول زراعتی افغانستان
سخنرانی در افتتاحیه نمایشگاه بینالمللی زراعتی کابل
نکات اساسی:
- اولویت بازار: تولید مطابق خواست مشتری، نه صرفاً کشت.
- مسیرهای جهانی: اتصال محصولات افغانی به بازارهای هند، اروپا و روسیه.
- پروسس داخلی: توقف فروش ارزان منابع با انجام پروسس در داخل کشور.
- تولیدات وطنی: اولویت یافتن برنج، گوشت و میوه داخلی در خریدهای دولتی.
- حمایت از زنان: توانمندسازی زنان زارع برای بهبود زندگی خانوادهها.
- اتحادیههای ملی: ایجاد آدرسهای واحد ملی برای انگور، زعفران و میوه.
- عصریسازی خاک: افزایش حاصلات با لیزرهموارکاری و مدیریت بهتر آب.
- تحقیقات غیرمتمرکز: انتقال مراکز تحقیق به مناطق اصلی تولید.
- نساجی ملی: استفاده از پنبه وطنی برای لباس اردو و پولیس.
- ثروت دهقانان: موفقیت اقتصادی بر اساس افزایش درآمد دهقانان.
۱۱ میزان ۱۳۹۷ | بادام باغ کابل
بسم الله الرحمن الرحیم
دهقانین گرامی، خواهران و برادران عزیز، اعضای محترم کابینه، اعضای محترم وزارت زراعت، مالداری و جنگلات، جناب والی صاحب کابل، جناب هلمندی صاحب، جناب رؤوف صاحب، معین صاحب و همه اراکین، اول تر از همه تحفه پیشوای بشریت را برایتان تقدیم میکنم، السلام علیکم و رحمتالله و برکاته!
حرفهای گل احمدخان [نماینده دهقانی و باغداران] امروز نشانهای از یک انقلاب فکری در افغانستان است. این انقلاب چیست؟ از مشتری صحبت میکند، میخواهد برای مشتری تولید کند و از دولت، بازار میخواهد. از صمیم قلب تشکر گل احمدخان! اگر دیگر خواهران و برادران نشنیده باشند، تو خوب مبلغ نیستی اگر مبلغ میبودی، ما را چی میگفتی؟ خدا داشته باشدتان.
فراموش نکنید که ابتدای انگور در اساطیر قدیم از هرات شده است و فضل خداوند در این اواخر اطلاع گرفتم که شصت نوع انگور هرات در یکی از پوهنتونهای کلیفورنیای آمریکا حفظ شده است. انواع این را انشاءالله تعالی در آینده دوباره شاهد خواهیم بودیم. من انگور هرات را در روزهای بسیار بد دیدهام، وقتی که روسها بر آمدند، من یک هفته به هرات آمدم، در کل هرات یک انگور نبود و امروز سر باغداران هرات من افتخار میکنم و سر باغداران شمالی نیز، شمالی را همین طور بد دیدم که واقعاً بدترین روزهای زندگی من بود. مگر امروز هرات و شمالی دوباره سبز است. انگور افغانستان در تمام دنیا باز هم نام دارد، تشکر از زحماتتان.
دوم تشکری میکنم از جناب درانی صاحب و همکارانشان که زحمات زیاد کشیدهاند و پروژهها را به حرکت آوردند، همچنین از جناب هلمندی صاحب و تیم کاریاش، احمدی صاحب و همکاران دیگر ما که در این زمینه کار کردهاند و مخصوصاً از دهقانهای پیشقدم ما، ابراز امتنان میکنم.
من سرگذشت حدود چهل تن از خواهران را دیدم که هر کدامشان زندگی اولاد و خانوادههایشان و زنان افغانستان را تغییر دادهاند. من میخواهم که از صمیم قلب به نمایندگی بانوی اول و خودم و تمام همکاران عالیرتبه دولت که خواهران ما هستند، از همهتان تشکر کنم.
تأثیر این چیست؟ زنان پیشقدم زارع امروز اولاد خود را شیر، گوشت و تخم میدهند. برای اولاد خود قرطاسیه میخرند، مکتب میروند و از همه کرده زیادتر خودشان عاید دارند، هیچ کس مجبورشان نکرده نمیتواند. این شبکه جناب وزیر صاحب زراعت باید وسیع، سرتاسری و به یک شبکه ملی تولیدکنندههای زن افغان مبدل شود. این خواهش من از شماست و در بدل این ما باید همراه زن زارع افغان به صورت مستقیم کار کنیم، همچنین از باغداران، زمینداران و دهقانان ما از صمیم قلب تشکر میکنم.
چیزی را که گل احمدخان گفت که در هرات شد، اگر سراسر افغانستان این کار را بکند، از واردات خارجی خلاص میشویم. اگر در هر سال ۳۰ فیصد تولیدات ما بلند برود، نتیجه این را به صورت واضح و مبرهن دیده میتوانیم.
مسئله در چیست؟ در چهار بخش ما باید تمرکز داشته باشیم: نکته اول مارکیتیابی است. مارکیتیابی دو بخش دارد: یکی این که ما چطور بازارهای بینالمللی را پیدا میکنیم؟ کوریدور هندوستان را دیدید، هشتصد هزار دالر دولت سرمایهگذاری کرد، ۷۰ میلیون دالر سال گذشته باغداران و دهقانین افغانستان صادرات کردند و سال آینده انشاءالله تعالی شما این را به چند صد میلیون دالر خواهید رساند؛ چون در ممبی نشان دادید که قراردادها واضح است.
کوریدور نو به ترکیه و اروپا هفته گذشته شروع شد، تمام قرارداد ما حال همراه شرکت هوایی ترکیه است که بیشتر از یکصد و چهل جای پرواز دارد، تمام شبکه اروپا انشاءالله تعالی در خدمتتان است. همچنین به قزاقستان اولین پروازها رفت. اهداف عمده ما عربستان و امارات است که کوریدورهای هوایی به صورت اساسی ایجاد شود. یک چیز را گل احمدخان گفت واقعی است، حرف من حال سر کوریدورهای زمینی است. کلانترین بازار برایتان قزاقستان و روسیه است، باز کردن بازار قزاقستان و روسیه هدف اساسی ما است. در این جا دولت اوزبیکستان همکار بسیار بزرگ ماست، مرکز کلفت در اختیار ما قرار داده میشود تا ما بتوانیم. نقطهای را که شما شروع کنید، برای این بخش استاندارد است. تشکیل وزارتهای زراعت، تجارت، امور خارجه و مالیه باید به صورت اساسی تغییر کند که موجب بازاریابی برای شما باشد و در این بخش قول محکم دهقانی من را دارید.
نکته دوم تدارکات دولتی است؛ برنج را دیدید که به پا ایستاد شد. امسال بیشتر از ۲۰ هزار تن برنج تنها وزارت دفاع ملی از نزدتان خریداری کرد، در حالی که دو سال پیش یک هزار تن برنجتان خریداری نمیشد. هدایت من به تمام تدارکات این است که تدارکات میوه را فصلی بسازیم. دلیلی که یک قسمت زیاد میوهتان خریده نمیشود، اینها یک میوه را فرمایش میدهند، آن هم قیمت را بلند میبرد و هم کیفیت را پایین میکند. میوه افغانی هدف ماست. بیایید خواهران و برادران نه کیله بخورید نه کینو، بلکه انگور، زردآلو، سیب و ناک افغانی بخورید.
مرغداری به پا ایستاد شد. دلیلی که مرغداری افغانستان سر پا ایستاد شد به این خاطر بود که مینوی غذایی وزارت دفاع ملی را تغییر دادیم، گوشت مرغ در آن نبود، با تغییر دادن یک روز در هفته، مرغداری افغانستان به پا ایستاد شد. اگر مرغداران افغانستان برای من اطمینان بدهند، در مینو، هفت روز گوشت مرغ را میآورم. شما سرمایهگذاری کنید، ما خریداری میکنیم. ضرورت واضح است و مخصوصاً تقاضای من از زنان افغان است - چون دخل و خریداری در دست شماست - لطفاً تولیدات داخلی را بر تولیدات خارجی ترجیح بدهید. ما به یک حرکت ملی کار داریم که عالی و افغانی است.
در بخش بازاریابی اگر سر ده قلم صادرات ما تمرکز اساسی شود، من اطمینان دارم که در سه سال به چهار میلیارد دالر صادرات تنها از بخش باغداری و عناصر طبیعی رسیده میتوانیم و حال تمرکز ما و تخصص وزارت زراعت، دفتر هلمندی صاحب و همه دفترها باید سر اقلام خاص باشند. در تمام وزارت محترم زراعت یک متخصص جلغوزه نیافتیم در حالی که جلغوزه بین دو میلیارد و ششصد میلیون صادرات پیدا کرده میتواند. ضرورت این است که اول وزیر صاحبان و همکارها سر اقلامی که افغانستان دهها یا صدها سال صادرات داشتند، تمرکز کنیم و این را تغییر بدهیم. مشکل در چیست؟ پیشخرید در دست همسایههایتان است، دهقان افغان دسترسی به قرضه قابل استطاعت ندارد، از همین خاطر است که پول رایج در نقاط مختلف افغانستان از کشورهای مختلف است. هلمندی صاحب او درانی صاحب ټول تمرکز په دې وکړئ چې دوه کارونه په کار دي. یو یې پروسس دی. غواړم من از تمام سرمایهداران افغانستان به حیث یک وظیفه ملی این است که سر پروسس مواد زراعتی ما سرمایهگذاری کنند. سیل [نگاه] کنید جلغوزه را که برای افغانستان در حدود دوصد و پنجاه میلیون دالر آورد و برای پاکستان شش صد میلیون دالر و برای چین یک میلیون دالر اضافی آورد. حال میخواهید که یک هزار و ششصد میلیون دالر در جیب خودتان برود یا یک احمق پولی تحویل میکنیم؟ دې ته وايي احمق پولي عرض من این است که پروسس را جدی بگیرید. تا باغدار و دهقان ما وسیله پروسس نداشته باشد، این مشکل حل نمیشود. بهترین تولیدات داریم. عوض این که طلا بفروشیم به قیمت مس میفروشیم. غوښتنه مې دا ده او زه درسره کار کوم چې د پروسس مسئله جدي ونیسوو، خواهش من این است که اتحادیه پروسس کنندهها ایجاد شود تا دولت نقش خود را بفهمد.
اگر کمک یکساله یا دوساله کار داشته باشید، شما به پا ایستاد میشوید. حالا دیدید عصاره انگور که لَن را جوس میگوید. هر قدر شما مواد تازه را به مواد پخته مبدل کنید، به همان اندازه صادراتتان زیادتر میشود و مخصوصاً از واردات جلوگیری میکنید.
نکته سوم، خواهشم از کل دهقانها و تولیدکنندهها این است که اتحادیههای ملی را ایجاد کنید. ما آدرس کار داریم؛ زیرا به هر دهقان جدا رسیده نمیتوانیم، اتحادیههای ملی انگور، جلغوزه، پسته، زیره و اینک را ایجاد کنید. برای هر چیز ضرورت به یک بازار وسیع بینالمللی دارید، بین سه میلیارد نفوس موقعیت دارید، از این موقعیت ما چطور استفاده کنیم؟
اگر میخواهید که برایتان پیشخرید شود، اتحادیه را ایجاد کنید که ما بتوانیم آدرس داشته باشیم و ایجاد این اتحادیهها از سطح ولسوالیها شروع شود تا آدرس ملی ادامه یابد. تاسې ته مې هدایت دی، دا زمینه برابره کړئ چې دوی آدرس ولري او په دې آدرس کې د دوی واقعي استازي وي چې موږ ورسره وغږېږو. زه حاضر یم چې خپله ورسره وغږېږم چې یوه واضح او مشترکه ژبه پیدا کړو او ژبه باید د باغ وي، د مزرعې وي او د تولید وي.
چیزی که در دنیا، امروز تغییر کرده است و وزارت محترم زراعت باید با آن خود را تغییر بدهد، این است که متخصصین زراعت ما در گذشته تنها پشت تولید میگشتند، عوض اینکه پشت بازار بگردند. فضل خداوند وقتی که دهقانهای مثل گل احمدخان، بی بی ضیا گل و اینها را داشته باشید به متخصصین شما ضرورت نیست. جناب وزیر صاحب وقتتان را بی جای سر اینها ضایع نکنید، اینها که ضرورت به متخصص داشته باشند از پوهنتونها و بازار پیدا میکنند. ستاسې بازار ورته پیدا کړئ، اتحادیه دې ایجاد شي چې دوی سره کار وکړو. خواهش من این است که اتحادیههای ملی ایجاد شود تا ما بتوانیم آدرس مشخص داشته باشیم؛ چون همیشه میگویند که بیایید زمینتان را ضمانت بدهید، به ضمانت زمین نمیشود. پیشنهاد ما برایتان بسیار ساده است که به ضمانت قراردادهایتان، برایتان قرضه میدهیم. چطور یک راه را به صورت اساسی حل میکنیم. وقتی که شما صادرات در کوریدورهای هوایی و زمینی داشته باشید، ما برایتان پیشپرداخت میکنیم و پس شما به ما پرداخت میکنید، صندوقهای دورانی وقتی ایجاد شده میتواند که مشکل را به صورت اساسی حل کند.
نکته دیگر که وعده ما برایتان میباشد، این است که وزارت محترم زراعت از کابلمحوری بر آید. مراکز عمده تحقیقات به اساس اجناس تولیدی به ولایاتی باشد که مرکز تولید است. مرکز تحقیق انگور را ببرید در جایی که مرکز تولید انگور است. از کابل این مدیریت نمیشود. هرات یک هزار کیلو متر هنوز هم از کابل دور است و در فکر هرات و شمالی باشید، وقتی که این پروژههایتان از طرف متخصصین با نهایت احترام متخصصین؛ چون وقتی من از پیششان پرسان میکنم، راته په قهرېږي خو نه؟ [خندا] دا د متخصصینو د تخصص په باره کې دي یو څه شک لرم، نو هیله ده چې ماته ثابت کړئ چې دوی واقعاً متخصصین دي. تخصص په امید باندې نه راځي خوږندو ورونو. درباندې بده ونه لګېږي. ما ډېر وخت معلمي کړې، تخصص په دې نه راځي چې یوه ماسټري واخلي. تخصص په دې راځي چې د دهقان جیب کې څنګه پیسې اچوي؟ که دا جیب ډک نه وي او خالي وي، افغانستان نه رغېږي. که دا جیب ډک وي هر څه کېږي، نو غوښتنه مې دا ده چې دا د افغانستان نقشه راته برابره کړئ چې مرکز د تولید د کوم قلم موادو، په کوم ځای کې دی؟ که بادام غواړئ سمنګان ته وګورئ، زابل ته وګورئ، که انګور غواړئ هرات ته وګورئ، میمنې ته وګورئ، شمالي ته وګورئ، پروان ته وګورئ. دغه رقم نقشې چې برابرې شي بیا موږ پوهېږو. که جلغوزي غواړئ پکتیکا ته وګورئ، پکتیا ته وګورئ، خوست ته وګورئ، که پسته غواړئ سمنګان ته بادغیس ته وګورئ. موږ باید پوه شوو چې څه وکړو؟ او پوهنتونونو سره دې مراکز ایجاد شي جناب وزیر صاحب، جناب هلمندي صاحب... چې دلته هره ورځ تاسې ماته وایئ چې راشه راته هلیکوپټر پیدا کړه یا دا چې زه فلاني ولایت ته ځم، خو هلته تیار متخصصین ناست دي. ګل احمد خان غوندې خلک، نورو ځایونو ته ولېږه که متخصص د انګور دي په کار دي وی ولېږه، ټولو ځایونو کې به درته انګور پیدا کړي، که څنګه؟ چې نور دهاقین راشي دوی ته.
بله برخه واضح ده، گل احمد خان! اسکالرشیپهای متخصصین را کم کنید، دید و بازدید دهقانها را از کشورهای همسایه و دنیا زیاد کنید.
کل سیب افغانستان را میفهمید که چطور به پا ایستاد شد؟ یک آدم بود، داکتر صاحب وکیل خان، خداوند او را ببخشد. من در پوهنتون امریکایی بیروت شاگرد بودم، صد دهقان را در بیروت آورد و اینها را با فارم تحقیقاتی آشنا کرد. ولایت میدان وردک امروز پایتخت سیب افغانستان است و از برکت آن ۵ ولایت دیگر به پا ایستاد. چیزی را که دهقان کرده میتواند و چیزی را که بابای زعفران کرد، تمام متخصصین ما کرده میتوانستند؟ من بابای انگور، زعفران، برنج و گندم را کار دارم، بیایید این باباها را بیاورید که به صورت اساسی کار کنند.
در بخش دیگر وظیفه دولت چیست؟ دو زنجیر است که باید سرش فکر کنیم، یکی را زنجیر ارزش میگوید که از تولید تا مارکیت بینالمللی چطور رسیده میتوانیم؟ هر حلقه این حلقه سرمایهگذاری و کامیابی است. پیغام من برای نسل جوان افغانستان این است که ثروت در قریه است. خواهران و برادران به اندازهیی که از قریه ثروتمند شده میتوانیم، از شهر شده نمیتوانیم. میگویید گپ هوایی میزند، تجربه کوریای جنوبی را ببینید. اگر این زمین، آب و پیداوار افغانستان را با مارکیتهای بینالمللی وصل کردید به مراتب زندگی شما و افغانستان بهتر میشود. دیگر هر حلقه، تولید و تولیدکننده؛ پروسس و پروسسکننده؛ مارکیت، پرچون و عمده است. برای وزارت شهرسازی هدایتم این است که در ایجاد سوپر مارکیتها اولویت بدهد. شبکههای سرمایهگذاران و سوپر مارکیتها را ضرورت داریم. از سوپر مارکیتهای محل و گذر گرفته تا سوپر مارکیتهای کلان، اینها استندرد میآورد و اگر استندرد آوردید، خریداری دولت به مراتب آسانتر میشود. در هر بخش از این ما آدرس میخواهیم، آدرس اتحادیههای تولیدکننده، پروسسکننده و صادرکننده و هر سه اینها باید خود را لازم و ملزوم یک دیگر ببینند. که تاسې له یو او بل سره کار ونه کړئ، اوس دې لپاره راغلي یئ چې په جلغوزي کې بند پاتې یئ چې د افغانستان په کومه برخه کې تولیدېږي؟ په جلغوزي باندې ټول میلیاردران کېږئ. دا وړې خبرې پرېږدئ، لوی هدف ته راشئ او دوه لارې لرئ، وروڼو! یا به تاسې پایلې ته رسېږئ یا به زه فیصله کوم. سپین ږیری یم، د افغانستان د مشر په حیث نه، د افغانستان د سپین ږیري په حیث، بیا یو څو کسانو ته وایم چې په کلي او نرخ کې نه یي، له ښاره ووځه!
نکته دیگر که ضرور میباشد و امید است که خوشخبری داشته باشیم، احیای تولید نساجی افغانستان است. برای سال آینده من تصمیم گرفتم که تمام پوشش اردو و پولیس ملی از پیداوار خود افغانستان صورت بگیرد. نساجی ما همراه تولیدکنندههای پنبه زنده میشود. خواهران و برادران به صورت اساسی کار کنید. این را مردم منتظر هستند؛ چون یکی از علایم عقبماندگی ما این را میبینند که پس نساجی را به پای خود ایستاد نکردهایم. نو دلته ضرور ده چې بازار ورته ایجاد شي، د افغانستان تدارکات به د دوی په خدمت کې وي. در هرات سرمایهگذاری شده و در جاهای دیگر هم سرمایهگذاری را جهت بدهید و فابریکههایی که راکد مانده بود، برایش به زودی شریک پیدا میکنیم، انشاءالله تعالی.
زنجیر دوم؛ زنجیر لوژستیک و انتقالات است. دولت هنوز در این بخش کار مفید زیاد انجام نداده. یک قسمت زیاد بهترین جنس افغانستان هنوز ضایع میشود. په پکتیا کې، تېر کال راغلی، ومو ویل چې غنم پاتې دي، نو ضرور دا ده چې په لوژستیک باندې په اساسي توګه پانګونه وکړو. سړې خونې دي، انتقالات دي، دهقان باید پوه شي. امروز مشکل در این است که دهقان باید بفهمد که با دو تلیفون بهترین قیمت چیست. قیمت باید قابل پیشبینی باشد و اگر زمینه این را فراهم کردید، حلقه نجیبه انشاءالله ایجاد شده است.
قسمت دیگر که معلومدار تولید را شما در مزرعه میکنید؛ اما شرایط باید در مزرعه برایتان فراهم شود. خواهش من این است که مدیریت آب را بکنید. ما آب را بی حد زیاد میدهیم. از قرن پانزده عراق دو کتاب بزرگ مانده «طریقه آب قم و یا تقسیم آب قم» و «الارشادالزراعه»، اما در تمام الارشادالزراعه که نمونه آن در منطقه بسیار کم است، رهنمای زراعت همیشه میگوید آب زیاد بدهید. حال اگر مدیریت آب را کنید، پیداوار ما دو یا سه چند شده میتواند. در این بخش همراهتان کار کار است و دیگر مسطح کردن مزارع است. په لیزر باندې باید دوی سره په اساسي توګه کار وشي، او نوع تخم است.
در عین حال جناب درانی صاحب و همکاران! سرمایهگذاری اصلی صنعتی در تولیدات زراعتی صورت نگرفته و بسیار کم است. اگر کلنگ است تا تراکتور، قسمت زیادش تولیدات بیرونی است. خواهش من این است که شما، هلمندی صاحب، وزارت زراعت، وزارت تجارت و صنایع و مالیه باهم بنشینید و یک طرح واضح تولید مواد اساسی را بدهید. جلغوزي څنګه قطع کړو؟ ستاسې آخري ګزارش. پسته څنګه کوو؟ دلته ډېر کوچني اقدامات ډېر لوی تاثیر کولای شي او دا ضرور ده چې موږ په خپل کار وکړو. د اوبو په مدیریت کې زه واضح درته وایم چې سر مې ورکوم، خو د افغانستان اوبه بې ځایه نه مصرفوو! او په دې کې باید پایلې ته ورسېږو.
نتیجهگیری ما؛ در یک نقطه عطف و تغییر هستیم. آن زراعتی که چهار سال پیش برای ما میراث رسید، در تغییر است. ذهنیت باغدار و دهقان افغانستان تغییر کرده، هنوز هم به اندازه کافی دهقان افغانستان، ده میل از متخصص کشور کرده پیش است. متخصص افغانستان را با دهقان آن یکجای کنید، پالیسیها و اولویتهای حکومت را تغییر بدهید. اگر از دهقان، باغدار و جنگلدار شنیدیم، ما و شما نیستیم، بلکه یک ملت واحد افغان است. جیب هر دهقان و باغدار سرمایه ملی افغانستان است و در این بخش انشاءالله با هم کار میکنیم و شاهد یک تغییر بزرگ خواهید بودید و به یک نتیجه واضح سر گندم برسیم که گندم مثل آب زندگی ماست، خوراک ما مورد بازیچه قرار نگیرد. ضرورت واضح است که یک طرح واضح بیاورید که زارع گندم افغانستان اعتبار داشته باشد. سالها شد که کمک غلط بینالمللی دهقان ما را به این مجبور کرد که حتی حاصل خود را جمع نکند و از طرف دیگر مصرف نشده است، نو دلته یو ملي دریغ په کار دی چې انشاءالله تعالی دا به ترسره کړو. بیا هم په آخر کې زه غواړم له ټولو محترمو باغدارانو، دهقانانو، مالدارانو، زارعینو او خاصتاً هغه وګړو چې د افغانستان ځنګلونه خپل وجود ګڼي او ورباندې پانګونه کوي، مننه وکړم. همدارنګه تاسې او له ټولو همکارانو نه مننه، ډېرې هڅې مو کړې دي. هغه حالت ته نږدې شوي یوو، جناب دراني صاحب، جناب هلمندي صاحب، احمدی صاحب تشریف نه لري، چې اوس پوهېږو تګلاره مو څه ده؟ هم په ستونزو باندې پوهېږو او هم په حل لاره باندې پوهېږو. د ستونزو تشخیص اول قدم دی، د حل لاره دویمه ده او زه یقین لرم چې انشاءالله د خدای ﷻ په نعمت به د افغانستان کرنه په پښو ودرېږي او موږ او تاسې ته به یو تاریخ پاتې شي چې افغانستان مو بېرته شین کړ، بېرته مو هوسا کړ. هر افغان ته به انشاءالله تعالی هغه ډوډۍ رسېږي چې په خپل بابرکته لاس، د افغانانو له لوري ورته تولید شوې وي.
تل دې وي افغانستان!
یشه سین افغانستان!
زنده باد افغانستان پاینده باد زارعین ما!