د فساد پر ضد اسلامي مبارزه: عدالت، قانونیت او د منبر ځواک
«د اداري فساد پر ضد د منبر غږ» کنفرانس په دویمه برخه کې وینا
مهم ټکي:
- مننه: له هغو مشرانو او دیني عالمانو مننه کوم چې د فساد پر وړاندې مبارزه کې ولاړ دي.
- د عالمانو رول: منبر د ټولنې لارښود دی او د فساد مخه نیسي.
- عدالت: قانون پر هر چا، حتٰی پر مشرانو باندې یو شان پلی کېږي.
- د قانون حاکمیت: دولتي بنسټونه باید په دوامداره توګه په رښتینې بڼه عدالت پلي کړي.
- فاسده لږکي: یوازې یوه ډېره وړه برخه خلک په فساد کې ښکېل دي.
- اسلامي مشري: د حضرت محمد ﷺ او د خلفای راشدینو د لارې پیروي زموږ موخه ده.
- ځوابوینه: پاک سبحان الله ﷻ او ولس زموږ پر ټولو کړنو باندې شاهدان دي.
- غبرګون: د فساد پر وړاندې چوپتیا په هېڅ صورت اجازه نه لري.
۷ اسد ۱۳۹۷ | ارګ
بسم الله الرحمن الرحیم
علماء کرام، منسوبین لوی څارنوالۍ، حضار مجلس، جناب حلیمي صاحب، جناب قتالي صاحب، جناب کشاف صاحب، جناب لوی څارنوال صاحب، اول تر از همه تحفه پیشوای بشریت را خدمتتان تقدیم میکنم، السلام علیکم و رحمة الله و برکاته!
آغاز از تشکری است. اول از ابتکار لوی څارنوال صاحب و زحمات متداومش در مبارزه با فساد ابراز امتنان میکنم. وقتی که وزیر این مملکت محکمه علنی میشود، وقتی که جنرال سه ستاره این مملکت به زندان میرود، وقتی که هیچکس خود را فوق قانون دانسته نتواند، آن روز، روز خوشی ما است و از شما در مبارزه قاطعانهتان بر ضد فساد، من ابراز امتنان میکنم.
دوم از علماء کرام به خاطر هماهنگی و همخوانیشان ابراز امتنان میکنم. چون بدون هماهنگی و نقش فعال منبر، فساد محو شده نمیتواند. این وضاحت داشته باشد که هیچ تلویزیون، رادیو و کتاب جای منبر را گرفته نمیتواند. کدام نهاد دیگر است که هر هفته تمام مملکت و تمام جهان اسلام را باهم جمع میکند و اگر پنج بار در روز نباشد، چهار بار در روز برای اکثر مردم جای بحث، مباحثه، تصمیمگیری و قضاوت است.
دوم همخوانی چنین مملکت که نام رسمیاش تنها افغانستان نیست. زموږ نوم «د افغانستان اسلامي جمهوریت» دی او اساسي قانون واضح دی، عُرف مو هم واضح دی. مسلمانان وو، مسلمانان یوو او تر ابده به انشاءالله تعالی مسلمانان ووسو. نو زموږ ټول قوانین، زموږ ټول اصول او خاصتاً زموږ اساسي قانون د اسلام مبین دین باندې ولاړ دی، نو ځکه بې له علماء کرامو دا لوی هدف نه ترسره کېږي.
ما با یک حلقه خبیثه و یک حلقه نجیبه بر اساس فرمایشات دین مبین اسلام برخورد داریم. حلقه خبیثه چیست؟ فساد، فتنه و فاجعه.
فساد به صورت وسیع تشریح شد؛ اما فساد موجب فتنه میشود و مبحث فتنه را تنها علماء کرام میدانند، چون فتنه است که نظام را از بین میبرد و این را مردم فراموش نکنند که در دین مبین اسلام، بدون نظام، معاملات صورت گرفته نمیتواند. کدام نظام فکری دیگر است که در آن ازدواج بدون یک حکومت مشروع جایز بوده میتواند. تنها در نظام مبین اسلام است؛ چون دین مبین اسلام به حیث یک نظام به وجود آمد، دو صد سال وقت نگرفت که از دین به دولت بدل شد. دولت از روز اول اسلامی بود، اساسش به حیث یک نظام اسلامی گذاشته شد. از این جهت فساد را که جناب کشاف و دیگر علما ذکر کردند، فتنه هم به همین اندازه مهم است. دا نور وارداتي کلمات چې موږ راوړو، ولس ورباندې نه پوهېږي. جناب صالحي صاحب او همه علماء کرام مې پوهېږي. فتنه په فرهنګ اسلامي ځای خاص لري او فتنه موجب فاجعه کېږي او که مثال نور غواړئ، چهل سال تاریخ گذشته افغانستان را ببینید. همداسې وه که نه؟ فساد راغی، فساد پسې فتنه راغله، فتنې پسې فاجعه راغله او که فساد نه وی د جهاد لوی برکت به دا رقم ضایع کېده او په فاجعه باندې به بدلېده؟
جهاد حماسه وه، له بده مرغه فاجعه ورپسې راغله، ولې؟ ځکه چې پې فکر نه و جوړ شوی. از حماسه جهاد ما کرده، حماسه بزرگتر در قرن بیست وجود دارد؟ اجماع کامل ملت وجود داشت، تمام اقشار و مردم افغانستان در یک صف واحد قرار داشتند، اما دستاورد عظیمی را که توقع داشتیم، بدبختانه یک فاجعه را به جای آن آورد.
و این ضرور است که بالای قدم دوم که حلقه نجیبه است، به صورت اساسی فکر کنیم و آن حلقه چیست؟ عدالت، قانونیت و حاکمیت با ثبات که از قانون سرچشمه میگیرد. منشأ چیست؟ سیرت حضرت محمد ﷺ و رفتار و عمل خلفای راشدین است. از همین تالار در روز حلفم، تنها چیزی که گفتم که نقشه راه من حلف حضرت ابوبکر صدیق (رض) است، بود. زور حضرت عمر و حضرت علی را نداشتم، چون شرایطی را که ما به میراث گرفته بودیم به مراتب سختتر از این بود که آدم در عین حال عمری و علوی باشد، اما امید است که در یک هزار و چهارصد و دومین سال که هدف ماست، عدالت اسلامی را ما بتوانیم تأمین کنیم و در آن روز بتوانیم بگوییم که معیارهای سختتر را پیش میبریم و معیارهای سختتر را سر خود تطبیق میکنیم.
در یک جامعه اسلامی، اولین و اساسیترین وظیفه و مکلفیت دولت اقامه عدل است. حکومتداری در افغانستان از شمشیر، آواز تفنگ و ماشیندار نه برآمده، بلکه اساسش عدالت است. دولت اسلامی افغانستان این وظیفه را به نهادهای عدلی و قضایی سپرده است و این نهادها مامور و مکلف به اجرای قانون و عدالت هستند و وظیفه دارند تا قانون را بر هر فرد و هر مقام دولتی تطبیق کنند.
من ضمن رعایت استقلالیت نهادهای عدلی و قضایی، به تمام ارگانهای دولتی هدایت میدهم که از فیصلهها، تصمیم و اقدامات این نهادها به خاطر تطبیق عدالت و اجرای قانون، اطاعت و حمایت نمایند. از رهبران معنوی، اجتماعی و سیاسی نیز همین انتظار را دارم. خط عدالت واضح است که خط خداوند ﷻ، پیغمبر ﷺ، خلفای راشدین، امامان بزرگ و خط یک هزار و سیصد و نود هفت سال مبارزه علماء کرام است که میراث انبیای ماست. در اینجا شک و تردید باید وجود نداشته باشد.
هر فرد و هر مقام به شمول خودم در مقام رئیسجمهور، در برابر عدالت و قانون به خصوص در برابر حقالعبد، مسؤول و پاسخگو باید باشیم و این پیام واضح یک دولت مسؤول و پاسخگوست در برابر مردم.
اساسات دین مبین اسلام را کل مردم درک میکنند؛ حقالعبد را هیچ منبع بخشیده نمیتواند، جز موافقه خود مردم. در قسمت حقالله قوانین واضح است. لوی څارنوالی و محاکم پیشنهاد کرده میتوانند و جناب لوی څارنوالی صاحب شاهد هستید که من یکبار کس را نبخشیدهام، جز از طریق پروسه عدلی و قضایی و شما بررسی میکنید، من تنها تأیید و امضا میکنم.
چند روز قبل یک نفر نزد من آمد و گفت رئیسجمهور هستی، بندی را بخشیده میتوانی، من گفتم برادر گل بسیار اشتباه کلان کردی، من حق بخشیدن ندارم، پروسه عدلی و قضایی باید تطبیق شود؛ چون در غیر آن حاکمیت قانون زیر پا گذاشته میشود و در قسمت حقالعبد باید وضاحت کامل داشته باشیم، هیچکس حقالعبد را بخشیده نمیتواند، وضاحت کامل باید باشد که به این اساس، یک جامعه اسلامی ما یک تهداب عظیم دارد که به پیش میرود.
در این بخش قسمی که هم در قطعنامه آمده و هم جناب کشاف صاحب صحبت کرد، د یوې محدودې ډلې لپاره د ۳۰ میلیونه انسانانو شهرت په ځمکه لوېږي. آیا ۳۰ میلیونه افغانان فاسد دي؟ که یو وړوکی اقلیت فاسد دی. تاسې قضاوت وکړئ. دا ملت عظیم ولس دی! دا ملت فاسد نه دی! یو اقلیت د دې ملت فاسد دی! د دې افغانستان علماء کرام فاسدین نه دي، د دې افغانستان ځوانان فاسد نه دي، مېرمنې فاسدې نه دي، مشران فاسد نه دي، یوه ډله او اقلیت دی. د دې اقلیت باید مخنیوی وشي! ځکه موږ باید خدای ﷻ ته او نورو انسانانو ته خجالت ونه ووسو. د خدای لپاره دا څه حال دی چې په هر مجلس کې باید هغه خلک موږ ته نصیحت وکړي چې موږ باید هغوی ته نصیحت وکړو. د اسلام مبین دین څه وايي؟ او تګلاره مو څه ده؟ جناب لوی څارنوال صاحب حضور لري، جناب حلیمي صاحب تاسې همیشه حضور لرئ، زموږ تګلاره ساده ده. کوم اصول او تګلاره چې د اسلام په مبین دین کې ده، هغه تطبیق کړئ، مسئله حل ده. له دې نه بل جامع چوکاټ شته؟ جناب کشاف صاحب او جناب علماء کرامو! په غصبي ځمکه باندې لمونځ روا دی؟ [ځواب: نه!] کله چې په غصبي ځمکه باندې عبادت روا نه وي، نو دا خلک څنګه غصب کوي؟ غواړئ چې نومونه یې درکړم؟! له جومات نه یې نومونه واخلئ! په غصبي محکمه باندې لمونځ روا نه دی، که لمونځ روا نه وي، نو نور معاملات څنګه روا دي؟
از این جهت باید واضح باشد، آیا ما کدام چیز بیرونی را تطبیق میکنیم، یا تقاضای دل هر افغان را میخواهیم تطبیق کنیم؟
از این جهت باید واضح باشد، آیا ما کدام چیز بیرونی را تطبیق میکنیم، یا تقاضای دل هر افغان را میخواهیم تطبیق کنیم؟
در این مملکت وقتی که از منبر آواز بخزد، نبض مملکت خود را تعیین میکند. اهمیت علماء کرام را در فتوای متفقه دیدید، چهل سال را تغییر داد یا نه؟ به همین قوتی که علماء کرام ما موضوع صلح را مطرح کردند، جهان اسلام را قناعت دادند، خواهش و تقاضای من این است که حالا در قسمت مبارزه با فساد آواز رسای خود را بلند نمایند او انشاءالله تعالی د منبر په مقابل کې بل څوک مقاومت نه شي کولای.
در این بخش امید است که یک نکته را علماء کرام تأیید کنند که در قسمت فساد و فتنه خاموشی روا نیست. سکوت در قسمت فساد و فتنه جفا است، بناءً روا نیست. اینجا ما یک مکلفیت دینی، اسلامی و ملی داریم. انشاءالله تعالی به این طریق پیش میرویم، به سیرت نبوی اشاره کردیم، علماء کرام که مرا نمیشناسند، امید است که بفهمند که من یک سال کامل در پنج مدرسه، در هر دو فقه، تنها و تنها سیرت نبوی را خواندم. این وقتی بود که پروفیسوری کامل از آمریکا داشتم، تنها میخواستم بفهمم که کتب را مستقیم خوانده نمیتوانیم، باید عنعنهای که کتاب و سیرت را تفسیر میکند، درک کنیم و از آن جهت است که به علماء کرام نهایت خاص قایل هستم، از خاطری که وقتی که به زانوی ادب پیش رویشان مینشینید، ساعت به ساعت، کلمه به کلمه، سیرت نبوی را برایتان تفسیر و یک هزار و چند صد سال کار دوامدار علما را تشریح مینمایند، درک تغییر میکند. هر روزی که من به یک تصمیم سخت مواجه باشم، پس به سیرت نبوی مراجعه میکنم و قرآن شریف راه را آسان میسازد.
په سختو وختو کې بل چاته ځې؟ خپل خالق ته! مرګ حتمي دی، هېڅا ته دا ضمانت نشته چې څو ورځې ژوندی دی، نو د حضرت عمر بن عبدالعزیز (رض) په کیسې یې ختموو.
حضرت عمر بن عبدالعزیز از کتابت، پیسه خود را پیدا میکرد، مال بیتالمال را نمیگرفت، عید بود، بچهاش آمد گفت عیدی بده، ولی او پول نداشت. به خزانهدار خود مراجعه کرد، گفت برای من سه ما قرض بده، او گفت که برایت قرض میدهم مگر به دو شرط. گفت شرط اولت چیست؟ گفت شرط اولم این است که بر من کاغذ بده که سه ماه بعد از این تو زنده میباشی. گفت شرط دومت چیست؟ گفت شرط دومم این است که بگو سه ماه بعد از این امیرالمومنین میباشی، حضرت عمر بن عبدالعزیز فکر کرد که این دو شرط را پوره کرده نمیتواند.
یعنی اساس باید این باشد که در مبارزه با فساد، خداوند ﷻ را حاضر و ناظر بدانیم و این باید واضح باشد که در روز آخرت، کل ما یا از خاطر دست داشتن در حلقه خبیثه فساد، فتنه و فاجعه جواب خواهیم داد و به طرف دوزخ روان میشویم یا از خاطر حلقه نجیبه عدالت، قانونیت و حاکمیت با ثبات و خدمت به مردم تقدیر میشویم و اگر خداوند ﷻ لازم دانست به طرف جنت رهنمایی میشویم، این مسئله، مسئله دارین است. باز هم من تشکر میکنم و از همه خواهش میکنم که این مبارزه را که سیرت پیغمبر ﷺ است، دوام بدهید.
اسلام در یک جامعهای بروز کرد که پر از فساد، فتنه و فاجعه بود، بنابراین از روز اول مسیر واضح بود.
اگر وحی الهی نمیبود، یک اصلاح طلب میآمد؟ اما پیغام را ببینید که پیغام با زبان عربی به تمام دنیا آمد؛ برای سرخ، سفید، زرد و سیاه و تفکیک نیامد. در روزهای حج باز هم وحدت دین مبین اسلام را میبینید که همه مثل گلهای یک سبد، همه باهم در عقیده واحد، در خانه خدا در کعبه شریف جمع میشویم و تجدید عهد میکنیم، در این تجدید عهد ضرور است که ما خدمت به مردم را به اساس عدالت هدف قرار بدهیم.
تشکر، خداوند شما را داشته باشد.