داکتر اشرف غنی
داکتر اشرف غنی
متن سخنرانی مارکیت سازی

از وابستگی به کمک‌ها تا خودکفایی: دیدگاه افغانستان برای توسعه پایدار

از وابستگی به کمک‌ها تا خودکفایی: دیدگاه افغانستان برای توسعه پایدار

بیانیه در اختتامیه کنفرانس ملی کار

  • آزادی و حاکمیت: دفاع از وحدت ملی و رد افراط‌گرایی.
  • خودکفایی اقتصادی: تولید، تجارت و سرمایه‌گذاری؛ کاهش وابستگی به کمک‌های خارجی.
  • توسعه متوازن: اصلاح بودجه، تجارت، نفوس و کاهش فواصل منطقه‌ای.
  • اصلاحات امنیتی: پلیس مقتدر و حکومت‌داری شفاف برای تأمین ثبات.
  • اشتغال‌زایی و حقوق کارگر: ایجاد فرصت‌های کاری و عصری‌سازی قوانین کار.
  • حکومت‌داری خوب: مبارزه با فساد و بازسازی اعتماد عمومی.
  • تجارت منطقه‌ای: بهره‌گیری از جغرافیای افغانستان به عنوان مرکز ترانزیت.
  • رشد بخش خصوصی: تسهیل سرمایه‌گذاری و حمایت از کارآفرینان.
  • سرمایه انسانی: آموزش جوانان و زنان و ارتقای مهارت‌ها.
  • رشد فراگیر: توزیع عادلانه انکشاف در تمام مناطق و جوامع کشور.

 

۱۱ ثور ۱۳۹۷

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب محترم ذکی صاحب، جناب محترم احمدی صاحب، اعضای محترم کابینه افغانستان، سفرای کشورهای مقیم کابل، تمام خواهران و برادران، هموطنان عزیز و شهروندان کابل، السلام علیکم و رحمة الله و برکاته!

اول مراتب تسلیت و تأثر عمیق خود را خدمت خانواده‌های ژورنالیستان و اتحادیه ژورنالیستان افغانستان اظهار می‌کنم. شهید شاه مری فیضی از AFP؛ شهید یار محمد توخی از طلوع نیوز؛ شهید محرم درانی، شهید عبادالله حنان‌زی و شهید سباوون کاکړ از رادیو آزادی؛ شهید نوروز علی رجبی و شهید غازی رسولی از تلویزیون یک؛ شهید علی سلیمی و شهید سلیم تلاش از تلویزیون مشعل؛ [شهدای حادثه یازدهم ثور در کابل] شهید احمدشاه، شهید حادثه ده ثور خوست از بی بی سی؛ شهید عبدالمنان ارغند، شهید حادثه پنج ثور کندهار از کابل نیوز؛ و زخمیان ده ثور کابل؛ عمر سبحان از رویترز، عیار لمر از هفته نامه وحدت ملی، احمدشاه عظیمی خبرنگار ندای آگاه، داوود قیصانی از تلویزیون میوند و ناصر هاشمی از الجزیره.

دیروز اتمر صاحب جلسه‌ای با نهادها داشتند، موضوعات‌شان در ۲۲ مورد بود که به هفت محور خلاصه شد و امروز صبح جلسه شورای امنیت ملی بر موضوعات این‌ها تمرکز داشت. من هم ابراز تسلیت می‌کنم و هم شفا می‌خواهم و تعقیب واضح پیشنهادات این‌ها را خواهم داشت و بحث دوامدار با رسانه‌ها دوام خواهد کرد.

جنگ بین آزادی و بردگی است. یک انتخاب واضح است، این ملت آزاد منش در آزادی زندگی می‌کند یا به یک اقلیت کوچک تسلیم می‌شود که به حیث برده زندگی کند. اگر خواهش این‌ها این است که این ملت بردگی را قبول کند، هرگز نه و هرگز نه! عدم مشروعیت کامل جنگ از نگاه شرعی معلوم است. از فتواهایی که در پاکستان صادر شده تا عربستان سعودی، تا دیوبند و تمام جهان اسلام، اردن و غیره؛ جای انتحاری و انفجاری جهنم است. در این باید وضاحت واضح موجود باشد که اگر این‌ها فکر می‌کنند کسی مغز این‌ها را شسته است و این‌ها جنت را خواهند دید، دروازه جنت از نگاه شرعی به روی این‌ها بسته است؛ اما ضرورت واضح باید موجود باشد.

باشد که منافع یک اقلیت کوچک که به اساس مواد مخدر و بندگی دیگران استوار است، مانع راه حل سیاسی جنگ شده نمی‌تواند و حکومت وحدت ملی اراده واضح دارد که جنگی را که مقابل ملت افغانستان اعلام شده است به وضاحت پاسخ بگوید، اما در عین حال، راه حل سیاسی دوامدار را که در کنفرانس کابل اعلام کرده بودیم، دوام ببخشیم.

در این بخش واضح است که سرعت بخشیدن اصلاحات بنیادی در سکتور امنیتی، مخصوصاً در پولیس شهری از طریق حاکم ساختن ضوابط بر روابط و سپردن کار به اهل کار، یکی از اجزای اساسی و عمومی ما است.

امروز جناب ذکی صاحب، اول روز بین‌المللی کار و کارگر را به تمام کارگران افغانستان و جهان تبریک می‌گویم. حکومت وحدت ملی اراده محکم سیاسی برای توازن، بین تشبث و تأمین حقوق اقشار کارگر دارد. جلسه دیروز کابینه خاصتاً از این خاطر برگزار شد که قانون کار که زیادتر از چهل سال به مقررات بدل نشده بود، در موردش مقرره‌های لازم ایجاد شود و اتاق صنایع افغانستان بین پنج روز و دو هفته وقت دارد که نظریات آخر خود را همراه ما شامل کنند.

در دنیای معاصر حقوق کارگران و متشبثین، نقش نظارتی و ریفری دولت ضروری است تا یک جامعه دارای حقوق و وجایب به وجود بیاید. از تمام همکارانی که امروز تشریف دارند، مخصوصاً جوانانی که آمدند که از جوانان نمایندگی کنند، از صمیم قلب ابراز امتنان می‌کنم و همچنان از ذکی صاحب، احمدی صاحب، کمین زاده صاحب، وافق صاحب، الکوزی صاحب و بهمن صاحب به خاطر سهم فعال سکتور خصوصی تشکر می‌کنم.

برای آمادگی این کنفرانس شش جلسه شورای عالی اقتصاد، پنج جلسه شورای عالی کاهش فقر و دو جلسه کابینه بعد از اول حمل گرفته شد. دلیل این جلسات این بود که اهمیت بنیادی ایجاد کار و رشد متداوم به یک گفتمان ملی بدل شود. در طول این جلسات، بحث‌ها در تعریف مشکلات، تشخیص شرایط موجود، تعیین اهداف، تهیه و تطبیق برنامه‌های بهتر و مؤثرتر صورت گرفته است.

این کنفرانس قسمی که جناب ذکی صاحب خلاصه کرد؛ فرصتی برای وسیع ساختن بحث و تمرکز بیشتر برای اقدامات عاجل، کوتاه‌مدت و وسط‌مدت است. گفتمان کار، یک بحث همه‌جانبه ملی است و ایجاد سهم فعال همه‌ی اقشار خاصتاً تمام سکتورها را می‌نماید و تمام اعضای دولت که نقش رهبری وزارت‌ها، دوایر مستقل، ولایات و دفاتر دیگر را دارند، نه تنها لازمی است که در این بحث شریک باشند، بلکه باید نتایج عملی برای مردم افغانستان داشته باشند.

اداره از خاطر اداره نیست؛ اداره از خاطر عرضه خدمات و ایجاد فضای مناسب رشد است. مخصوصاً در یک نظام مردم‌سالار، مردم هستند که قضاوت می‌کنند و قضاوت مردم به دسترخوان، به مقدار پول و امکانات در جیب‌شان تعلق دارد. امید است که جیب مردم افغانستان و شرایط زندگی‌شان در این بحث‌های‌تان سهم اساسی داشته باشد و من باور دارم که دارد.

زما خبرې په ۷ برخو کې دي:

لومړی- اوسنی اقتصادي وضعیت: اوسنی اقتصادي وضعیت مو څه دی؟ عدم توازن، عدم توازن لومړی د عوایدو او مصارفو. ۱۷ کاله کېږي چې افغانستان په بین‌المللي صدقې باندې ژوند کړی، نو له دې امله د افغانستان وابستګي او تکیه په نړۍ باندې بې‌حده ده. زه د ټولو نړیوالو شریکانو نه مننه کوم، اما دا طریقه نه دوی ته او نه موږ ته د دوام وړ ده. د کوم مملکت چې ټوله انکشافي بودجه په بین‌المللي مرستو باندې درېدلې وي، څنګه به ځان ته له اقتصادي نظره مستقل هېواد وایي؟

دویم- عدم توازن زموږ د صادراتو او وارداتو: زموږ واردات ۷ چنده زموږ د صادراتو دي. ماته په نړۍ کې یو مملکت را وښیی چې بې د تېلو له عوایدو یا نورو نه، په دا رقم وارداتو او صادراتو باندې استوار وي؟ دا د انکشاف کيلې (کونجي) نه ده، دا د رکود مهمترین عنصر دی. این وسیله انکشاف و پیشرفت نیست، این نماینده رکود است و خاصتاً فاجعه دا ده چې ډېر واردات مو د افغانستان په هغو ځایونو کې دي چې باید تولیدوونکي وای. جناب ډاکتر صاحب قیومي او جناب احمدي صاحب په دې کې کار کړی دی او ستاسې په نظر زه اټکل کوم چې ۷۰ تر ۸۰ فیصده بدلېدلی شي.

درېیم- عدم توازن زموږ د خلکو د ودې او اقتصادي ودې ترمنځ دی. اگر رشد نفوس ما به همین سرعت دوام کند، در دو دهه به ۵۰ میلیون نفر خواهد رسیدیم. رسولی صاحب [رئیس اداره مرکزی احصائیه] و همکاران‌شان سر این کار می‌کنند و بحث وسیع داشتند؛ اما اگر سه فیصد رشد داشته باشید که معنی‌اش این است که فقر به صورت دوامدار باقی می‌ماند. افراط و تفریط در افغانستان حد ندارد. یک بر سه مردم ما هر شب گرسنه به خواب می‌روند و ضرورت واضح است که بیلانس یا توازن بین فیصدی نفوس و رشد تغییر کند، حداقل رشد دوامداری که کار است، ۹ فیصد است که ما فقر را به صورت اساسی محو کنیم، در غیر آن فقر دوام می‌کند؛ از این جهت قیمت این عدم توازن را کی می‌پردازد؟ فقرا، جوانان و زنان، سه کتله اکثریت این خاک که از نگاه سیاسی و اقتصادی بدبختانه اقلیت هستند. اگر شهروندی و حقوق مساوی شهروندی می‌خواهیم، باید رشد همه را شامل شود نه اینکه رشد متمرکز باشد به یک اقلیت، و اکثریت مطلق جامعه از آن محروم باشد.

چهار، عدم قابلیت مصرف بودجه: هر میلیاردی را که مصرف نمی‌کنیم، یک فیصد رشد را از دست می‌دهیم و این بدترین آثار عدم مصرف بودجه است. فیصدی بهتر شده است؛ اما به هیچ معنی کافی نیست. چون وقتی که پول عامه و بیت‌المال از خاطر مردم افغانستان مصرف نمی‌شود و صدها کاغذپرانی و عدم مدیریت سالم پروژه‌ها و مناسبات با قراردادی‌ها، جای روابط را می‌گیرد، پس این قابل قبول نیست. این تنها مرض کشور ما نیست، صد کشور به این مرض دچار هستند. هر مقدار پول برای‌شان بدهید، برای بودجه انکشافی مصرف کرده نمی‌توانند؛ در حالی که مصارف بودجه عادی روزبه‌روز زیادتر می‌شود. بودجه عادی مصرفش سر مامورین و بودجه انکشافی مصرفش سر ملت است و هدف ایجاد شرایط برای ملت است، نه ایجاد شرایط مصرف برای دولت.

در یک ولایت ده میلیون افغانی برای یکی از رئیس‌های خود موتر خریده بودند، چهل هزار افغانی برای‌شان بودجه داده بودند. ده میلیون از خاطری که مامور دولت به صورت اساسی خود را از مردم تفکیک کند، اما چهل هزار افغانی از خاطری که خدمات ارائه کند. نه تنها مصرف بودجه پایین است، بلکه قیمت پروژه‌ها بی حد بالا و کیفیتش بی حد پایین بوده است. یاری صاحب [وزیر فواید عامه] تشریف دارد، همه چیز را بررسی می‌کند. یک سرک دوامدار بیست ساله را برای من نشان بدهید، چهل ساله را که بمان، در خیال و خواب می‌بینم، اما کل این ممکن است و یا پروژه‌های دیگر.

شاخص مهم پنجم در وضعیت فعلی اقتصادی، نقش برجسته اقتصاد عرفی و اقتصاد جرمی است. اکثریت مردم افغانستان را اقتصاد عرفی نان می‌دهد. سیستم شاگردمحوری از اصناف، که ما از قرن‌ها به میراث گرفتیم از یک میلیون انسان زیادتر را کار می‌دهد؛ اما چهار و یا پنج سال وقت می‌گیرد که یک آدم میخانیک موثر شود. آیا این ظلم نیست؟ از یک طرف مدیون‌شان هستیم. جناب داکتر صاحب قیومی و جناب ندیمه سحر معین جدید تعلیمات مسلکی و حرفوی ما به صورت بنیادی سر این تغییر کار می‌کنند.

عرض دومم خدمت شما، تعهدات متقابل ما و جامعه بین‌المللی است. قرارداد ما همراه جامعه بین‌المللی چیست؟ در یک جمله در دهه تحول یعنی بین سال ۱۳۹۳ و ۱۴۰۳ مساوی با ۲۰۱۴ و ۲۰۲۴ ما باید از اتکا به جامعه بین‌المللی به اتکا به خود برسیم. یکی از دلایل عمده که این کنفرانس دایر شد، این است که شش سال پیش، ما باید به ملت افغانستان واضح بسازیم که در ختم شش سال بعد کمک‌ها به این مقیاس ممکن و شایسته نیست. تا چند ماه ما بار دوش جامعه بین‌المللی باشیم. این تعهدات در بدل چیست؟

چون این یک قرارداد متقابله است، قرارداد دهه تحول، قرارداد متقابله است. کمک در بدل اصلاحات است. ما با جامعه بین‌المللی به نتیجه رسیدیم که دردهای اساسی جامعه خود را مشترکاً تشخیص می‌دهیم و یکی بعد دیگر اصلاح می‌کنیم، و راه حل هر مشکل را پیدا می‌کنیم و مهم‌ترین مشکل ما فساد گسترده بود. بنابراین اصلاحات برای ساختن نظام، تأمین حاکمیت قانون، برگزاری انتخابات، تحکیم دموکراسی، مشارکت وسیع زنان و زدودن و امحای فقر است.

دوم امحای فساد کلیدی است. قیمت فساد را در معارف سه نسل می‌دهد، بعضی اوقات پنج نسل می‌دهد. آیا ما افراد را به سه زبان بی‌سواد تربیه می‌کنیم و یا برای آینده سرمایه‌گذاری اساسی می‌کنیم. فسادی که مانع سکتور خصوصی می‌شود، مانع ایجاد کار است و انواع خدماتی که بر فساد یا کاغذپرانی استوار باشد، نیز مانع کار می‌باشد.

یکی از همکاران خانم اول ازدواج کرد، ده روز است که نکاح نامه‌اش به یک سند شرعی بین‌المللی تبدیل شده نمی‌تواند. این را حکومت‌داری می‌گوید، ده روز باید خودش همراه شوهرش معطل شوند و شوهرش که کار بین‌المللی دارد - از خبرنگاران بین‌المللی است - باید از خاطر یک سند که مطلق شرعی است جای به جای بگردد و آخرش مسئله ترجمه بود، نوع نامی را که خودش می‌خواهد، ترجمان قبول نمی‌کند. حالا رسم جدید به وجود آمده که نام خود را خود آدم ذکر کرده نمی‌تواند.

تأمین حقوق شهروندی، نکته اصلی و جزء قرارداد ما با جامعه بین‌المللی است. چون حقوق شهروندی است که ثبات می‌آورد و هدف از ختم این دهه در مناسبات با جامعه بین‌المللی چیست؟ تغییر از کمک به تجارت و سرمایه‌گذاری.

د دې لسيزې په پای کې باید افغانستان په دې ۶ کالو کې دا زمینه برابره کړي چې هېواد ته په پراخه توګه بین‌المللي پانګه راشي او زموږ تجارتي مناسبات پيدا شي. دا پایداره لاره ده، موږ له اروپا سره، چین سره، هندوستان سره، مرکزي اسیا سره او ټولو سره غوره او ټولو سره بهترین امتیازات لرو، اما صادرات نه لرو او ترڅو چې صادرات ونه لرو، له دغو امتیازاتو نه به څنګه ګټه واخلو؟

میلیون ها نفر، د اروپايي اتحادیې جناب سفیر صاحب موجود دی، له بنګله دېش نه راغلل، میلیون ها بنچې د نساجۍ په برخه کې په کار راغلې. موږ باید بل رقم فکر وکړو او په دې شپږ کالو کې ځکه دا بحث اساسی دی چې اوس له هغه بحران نه چې موږ شروع وکړه، وتلي یوو. ۰٫۵ فیصد وده وه، اوس په ۳ بدل شوې ده، نو اوس اساسي بحث په کار دی چې موږ په پایدار بحث ته څنګه ځو.

نکته سوم، ماحول ماست. در کدام ماحول بین‌المللی زندگی می‌کنیم، آیا ماحول فرصت است یا خطر؟ خوشبختانه من این را هدیه جغرافیا و هدیه خداوند جل جلاله می‌گویم. خداوند جل جلاله برای ما هدیه جغرافیا داده است. برای دو صد سال موقعیت ما برای ما یک خطر بود، امروز موقعیت جغرافیایی افغانستان یک فرصت عظیم است. شمال را ببینید، جمهوریت‌های متحرک آسیای مرکزی و بعد از آن قفقاز تا روسیه؛ به طرف شمال شرق ببینید، جمهوریت و همسایه عظیم ما چین؛ به طرف جنوب ببینید پاکستان و هندوستان؛ به طرف غرب ببینید ایران و خلیج. هر طرف که می‌بینید فرصت است. تأثیرات این در چیست؟ ما در قلب متحرک‌ترین براعظم اقتصادی دنیا زندگی می‌کنیم، امروز مقدار GDP آسیای از براعظم‌های دیگر زیادتر است. ۲۸ تریلیون تخمین GDP در ۲۰۱۶ بر اساس آمار ملل متحد است.

ما در بین قریب به چهار میلیارد نفوس زندگی می‌کنیم، تیمور شرقی را ببینید که آقای لنذر [Tobias Lanzer] همراهش بسیار آشنا است، بیچاره باید از تمام اقیانوس بگردد که به جایی برسد. ما در قلب آسیا با چهار میلیارد نفر قرار داریم و فکر کنید که چه قدر این مستهلک است، بناءً یک بازار وارداتی عظیم می‌باشد.

ویژگی‌های اقتصادی همسایه‌های ما چیست؟ اول تمام همسایه‌های دور و نزدیک ما سرمایه عظیم صدها میلیارد دالر سر زیربنا سرمایه‌گذاری کردند. در بیست سال گذشته تمام همسایه‌های ما و آسیا به صورت عمومی زیادترین سرمایه‌گذاری را سر زیربنا ایجاد کردند، معنای این چیست؟ روزبه‌روز فاصله ما با همسایه‌های دور و نزدیک و براعظم آسیا در کاهش است. اگر چهل سال پیش فکر می‌کردید که به چین صادرات کرده می‌توانستید، یک حرف محال بود؛ اما حال در سه روز به چین رسیده می‌توانیم. فکر کنید از افغانستان در کجا در ظرف چهار روز از طریق زمین رسیده نمی‌توانیم. از راه خط آهن، از راه لاری و در ظرف چند ساعت از نگاه طیاره به جهان رسیده نمی‌توانیم. دو و نیم تا پنج ساعت پرواز یک ساحه عظیم انکشافی را در بر می‌گیرد، و ۷ تا ۹ ساعت پرواز نقاط کلیدی را.

نکته دومی که از ماحول ما مثبت است، شروع یک سرمایه‌گذاری جدی به طرف ماست؛ چون سرمایه‌گذاری همسایه دور از ما بوده می‌تواند؛ اما خوشبختانه سرمایه‌گذاری به طرف ماست. ترکمنستان را ببینید که خط آهن بندر آقینه را با سرمایه‌گذاری خود انجام داد، و همچنین سرمایه‌گذاری را به بندر تورغندی از طرف خود انجام داد. ایران از چابهار به طرف ما، با سرمایه‌گذاری خود می‌آید، اوزبیکستان با ما شریک می‌شود که خط آهن حیرتان و تورغندی وصل گردد و شبکه با هم وصل شود، این یک سرمایه‌گذاری عظیم است. خط‌های لین‌های برق را ببینید، چیزهایی که جناب قیومی صاحب سر آن کار کرده است، همه‌ی این به طرف ماست، مقابل ما نیست. سرمایه‌گذاری قرن ۱۹ موجب انزوای ما بود، سرمایه‌گذاری قرن ۲۱ مدد ماست.

سوم؛ یک دیدگاه طویل‌المدت در بین همسایه‌های ما و کشورهای آسیایی به صورت عمومی وجود دارد که برنامه‌های منسجم و طرق واضح تمویل برنامه‌های زیربنایی صورت بگیرد. آخری‌اش بانک انکشافی بود که در بیجینگ ایجاد شد و ما عضویتش را داریم. روزبه‌روز این شرایط آسان‌تر می‌شود، خوبی در چیست؟ همه‌ی ما درک کردیم که اقتصاد منطقه‌ای هم کلید امنیت بوده می‌تواند و هم کلید رفاه متقابل.

او آخري څلورمه خبره دا ده چې د افغانستان په اړه ذهنیت په بدلون کې دی. څلور کاله مخکې چا له مرکزي اسیا نه او له شمال نه جنوب ته نه کتل. د ملګرو ملتونو محترم سرمنشي ګوترش (António Guterres) صاحب راغی. پس له یو هفتې نه یې مرکزي آسیا کې وویل چې زېری درته لرم، ما ورته وویل زېری دې څه دی؟ ویل یې ټوله مرکزي آسیا جنوب خوا ته ګوري او موږ په حیث د څلور لارې شمال ته هم ګورو، غرب ته هم ګورو، شرق ته هم ګورو، جنوب ته هم ګورو. افغانستان چا سره دوامداره دښمني نه لري. موږ ټولو سره دوستي غواړو او موږ غواړو چې نور خپلې دښمنۍ زموږ د مملکت نه لرې پرېږدي. دا د اتصال ځای دی.

نکته چهارم تجارب آسیایی است. تجارب آسیایی از این خاطر است که همیشه مردم، وقتی که یک نظریه جدید می‌دهید، برای‌تان می‌گوید که این در شرایط افغانستان امکان‌پذیر نیست، این افغانستان است و در اینجا این چیزها کار نمی‌دهند. خُب اگر این افغانستان می‌بود چطور به ۹ ولایت برق می‌رساندیم یا جنرالان سه ستاره از خاطر فساد در بندی خانه می‌رفتند. این دیگر رقم افغانستان است، افغانستانی که امروز ما می‌خواهیم، افغانستان تیم کرکت ماست که مسابقات جهانی را می‌برند، چندین جام جهانی را کمایی می‌کند و در ظرف ده سال از صفر به درجه اول خود را می‌رسانند، این مثال ماست.

نکته اولی که از تجربه آسیایی برای ما مهم می‌باشد، این است که یک قسمت عمده کشورها، جنگ و تباهی را دیده بودند، جاپان را فکر کنید، بعد از جنگ جهانی، نگویا دو دانه تی‌دویولایک داشت. روزی که جنگ خلاص شد، شروع کرد به آبادی و جاپان نمونه تغییر شد. کوریای جنوبی مثال دیگر است، بانک جهانی یک بررسی در سال‌های ۶۰ کرده بود که کشوری که هیچ نوع امکان انکشاف ندارد، کوریای جنوبی است و کوریای جنوبی را دیدید که چی کرد. تمام مشکلاتی را که ما در دهه گذشته داشتیم، کوریای جنوبی در سال‌های ۱۹۵۰ داشت. سنگاپور، گونار مردل مهم‌ترین مبصر بین‌المللی و کسی که جایزه نوبل را گرفته بود، گفت سنگاپور انفجار می‌کند و قابل تداوم نیست. بلی سنگاپور انفجار کرد، انفجار انکشاف. چین، چین صد سال جنگ را دید؛ ویتنام، مالیزیا، اندونیزیا و همه‌ی این‌ها کشورهایی هستند که جنگ را به صورت اساسی دیدند و از این جهت کشورهایی است که برای ما مثال‌های بسیار خوب بوده می‌توانند؛ چون چیزی را که مردم می‌گویند غیر ممکن است، این کشورها ثابت ساختند که ممکن است.

آسیا دو چهره دارد، یک چهره این موفقیت عظیم آسیا در پنج دهه گذشته در دفع جنگ میراثی پنجصد ساله آسیا است. پنجصد سال آسیا در جنگ بود، بین سال ۱۹۷۰ و حال آسیا نمونه موفقیت سر این جنگ‌های میراثی و ساخت‌های میراثی خود شد. دوم بدبختانه آسیا هنوز هم میدان جنگ‌های رقابتی است، خاصتاً آسیای غربی. از این جهت تجارب بسیار واضح وجود دارد که در ظرف ۴۰ تا ۵۰ سال براعظمی که کمترین رشد را داشت و همیشه با افریقا مقایسه می‌شد، امروز به متحرک‌ترین براعظم اقتصادی دنیا مبدل شده است. کلید در چی بود؟ کلید موفقیت، ایجاد دیدگاه منظم تحول متداوم. طریقه ایجاد پلان‌گذاری درازمدت را مالیزیا اختراع کرد. ۲۰،۲۰ اکثریت مردم فکر می‌کردند که این سال ۲۰۲۰ است؛ نی، داکتر ماتر متخصص چشم بود، دید ۲۰,۲۰ کامل را می‌خواست که یک دیدگاه روشن باشد. ۹ پلان پنج ساله یکی بعد دیگر عملی شد، یکی از فقیرترین کشورهای آسیا را به یکی از ثروتمندترین کشورهای آسیا بدل کرد.

دوم تداوم پروسه دولت‌سازی است، چیزی که ما در افغانستان نداشتیم، تداوم دولت‌سازی بود. هر دهه یا هر دو دهه یک فیشن نو را گرفتیم، عوض اینکه اهداف دوامدار داشته باشیم.

سوم ملت‌سازی است، همراه دولت‌سازی پروسه ملت‌سازی همگام پیش رفت.

و چهارم ساختن مارکیت و توازن بین مارکیت و نقش دولت یک دستاورد اساسی بود. وقتی که سنگاپور به اقتصاد مارکیت رو آورد و بعد از آن کوریا، همه مردم و متخصصین فکر می‌کردند که این‌ها از اجماع منطقه‌ای برآمدند؛ چون اقتصاد دولتی حاکم بود؛ اما دیدید که چی کردند و بالاخره یک فرهنگ حکومتداری را که دولت متعهد بر ایجاد فضای مناسب است، ایجاد کرد.

تجارب منفی چیست؟ بخش دیگرش، در آسیا کشورهایی را داریم که از بحران به بحران رفتند و هیچ وقت وعده‌های دور و دراز رهبرانش بر مردمش عملی نشد و بخش دیگر تجربه منفی چیست؟ افریقا و آمریکای لاتین دو دهه را مطلق از دست داد، سال‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ سال‌های ضایع بود. براعظم افریقا GDP اش در ظرف ده سال چند صد میلیون دالر تغییر کرد، در حالی که GDP سنگاپور میلیاردها دالر تغییر کرد.

نکته بعدی من حال این است که از این چی درس می‌گیریم؟ در اینجا فرمایش قانون اساسی را می‌خواهم و یک چارچوب عملی برای وزرای محترم و تمام همکاران و ملت افغانستان پیشنهاد کنم. ملت افغانستان طبق فرمایش قانون اساسی، انکشاف متوازن می‌خواهد. معنی انکشاف متوازن چیست؟

لومړی، جغرافیایي توازن. زما وړاندیز ټولو همکارانو ته دا دی چې افغانستان په ۷ یا ۸ انکشافي حوزه باندې ووېشو او د هرې انکشافي حوزې لپاره خاص انکشافي پلانونه راوړو د مثال په توګه: زموږ ټول معادن، نهان صاحب [نرګس نهان، د کانونو او پټرولیم وزیره] نه مننه کوو چې یو نقشه یې جوړه کړې او نقشه یې ښيي چې جوړه کړې په معادنو کې ټوله پانګونه د افغانستان په شمال کې وه، شرق ته، غرب ته، جنوب ته، قطعاً توجه نه وه شوې. د افغانستان شمال ته موږ د ترانزیټ امکانات راوړل، د افغانستان غرب ته په ډېر سرعت حرکت کوو چې هرات، فاریاب، بلخ او بالاخره بادغیس په یو کلیدي ځای بدل کړو چې د ترانزیټ وسیله شي. پکتیا، پکتیکا او خوست ته زه څه راوړم؟ نورستان او کونړ ته زه څه راوړم؟ د نړۍ بهترین معادن په دغه ځایونو کې دي. له ۱۹۷۶ کال نه بعد موږ یوه ورځ په دې پسې ونه ګرځېدو چې د پکتیکا په کټوازو کې د تېلو او د ګازو تفحص وکړو، دا ولې؟

بندونه، یو بند هم په ځینو ولایتونو یا حوزو کې نه دی جوړ شوی، ولې؟ دې ته خو متوازن انکشاف نه وايي.

نو زما وړاندیز دا دی چې هم یوه ملي پروسه او هم یوه منطقي پروسه وي او خاصتاً ارتباطات باید په اساسي توګه وسنجول شي. ښه والی یې په څه کې دی؟ که دې ۷ زونونو یا ۸ وګورئ، د افغانستان نفوس په ډېره متوازنه توګه د دوی ترمنځ تقسیم شوی دی.

خارج از کابل در هر ساحه انکشافی ما، نفوس متوازن نیست و این جغرافیه و نفوس را با هم ارتباط واضح می‌دهد و به این ترتیب ما یک پلان‌گذاری بسیار واضح را ایجاد کرده می‌توانیم. خوبی در چیست؟ خداوند جل جلاله نعمت‌هایی داده که یک نقطه افغانستان ممد نقطه دیگرش است. این عراق نیست که تمام منابع در یک جای باشد و بنابر آن جنگ سر منابع باشد، همکاری در انکشاف منابع بوده می‌تواند، همچنین ۵ حوزه آبی یا ۶ حوزه اقلیمی و ۴۵ حوزه آبیاری ما را بنگرید.

دویم، سکتوري توازن په کار دی. که د آسیا بریالۍ تجربې ته وګورو، نو د سکتورونو ترمنځ باید توازن وي. که ټوله آسیا ۱۹۷۰ کې وګورئ، د کرنې سیستم حاکم و، فیصدي کمه شوې ده او زموږ د سکتور اقتصادي نقش هم کم شوی، اما لا مو اکثریت خلک په کرنې ژوند کوي. زراعت، صنایع، معادن، خدمات، ساختمان او نور لس عمومي سکتورونه دي چې د ملل متحد ټول ارقام ورباندې ولاړ دي، نو ډېره ضرور ده چې د دوی ترمنځ باید توازن راشي، که توازن نه وي، متداومې ودې ته نه شي رسېدای.

نقش عمده تنها در سکتورهای دولتی نیست، توازن بین سرمایه‌گذاری دولتی و سکتور خصوصی است. نقش دولت ایجاد سرمایه بشری و عدالت اجتماعی است. دولت ممد است، در هر بخشی که سکتور خصوصی آماده به سرمایه‌گذاری باشد باید دولت شرایط را فراهم کند، مثال زنده‌اش سکتور مخابراتی است، از وزیر صاحب ایوبی [لعل الدین آریوبی، وزیر مخابرات و تکنالوژی معلوماتی] و همکاران‌شان ابراز امتنان می‌کنم، پالیسی باز فایبر نوری زمینه ۳۲۰ میلیون دالر سرمایه‌گذاری ۴ شرکت خصوصی را ایجاد کرد.

او ډاکتر صاحب قیومي نه مننه چې د برق په برخه کې مو راوړله، پس له سکتور نه باید خلاص شي. ځکه هر څومره چې خصوصي سکتور ډېره پانګونه وکړي، موږ خپلو اولادونو، کونډو او یتیمانو پسې ګرځېدای شوو.

چون ما مشکل بنیادی در عدالت اجتماعی داریم و به عدالت اجتماعی از خاطر این نمی‌رسیم که یک: مشکل بزرگ امنیتی داریم. دوم همه بار سکتورهای انکشافی به شانه دولت است، و سوم توازن ایجاد فرصت‌ها برای زن و مرد وجود نداشت، زیرا پروگرام پروژه‌های انکشافی ما مردم‌محور بود او دا زما د منلو وړ نه ده، دا د افغانستان د مېرمنو د منلو وړ نه ده، دا د هېچا د منلو وړ نه ده. د ښځو او نارینه‌و په منځ کې باید یو تعادل وي. جاپان یوه فیصله وکړه چې که چاپاني ښځې له کورونو نه ووځي او کار ته راشي، نو لویه وده به راشي. نو که جاپان ورنه په هغه پرمختللي حالت کې دومره وده اخیستی شي، د افغانستان مېرمنې هم وده راوستلی شي. بل دا مه هېروئ، نن دقیق ارقام نشته، اما زرهاو کورنۍ دي چې مشري یې ښځې کوي او دا ډېره ضروري ده چې په یوې نجلۍ پانګونه وشي ۵ نسله بدلوې، یوه کورنۍ چې مشره یې مېرمن وي، دا کورنۍ په لویه کې ساتل ۵ نسله محروموي. این اقتصاد باید جوان‌محور باشد. اکثریت مطلق افغانستان را جوانان تشکیل می‌دهند، برنامه‌های ما باید جوان‌محور باشد؛ چون اگر به جوانان فرصت کاری ایجاد نکنیم، قسمی که ذکی صاحب در معرفی خود گفت، فقط خودش موجب بی امنی می‌شود.

څلورم: د ښارونو، کلیو او د کوچیانو تر منځ توازن: زه مننه کوم، دا اول وار دی چې یوه انکشافي سیمینار کې د کوچیانو وضعیت ته جدي توجه شوې ده، فیضان صاحب! له تاسې او همکارانو نه مو مننه کوم. څومره صدمه چې کوچیانو لیدلې او د بیوزلۍ خوا ته تللي، د افغانستان نور اقشار کم تللي دي.

در ۵ سال خشکسالی افغانستان در دوران طالبان، اکثریت مالداری کشور تلف شد و این باید به حیث یک سرمایه اساسی سنجیده شود. فرمایشات قانون اساسی در قسمت اسکان مجدد و ارائه خدمات به صورت متوازن مورد نظر گرفته شود و ما نهایت زیاد کابل و شهرمحور بودیم.

افغانستان کابل و وزیر اکبرخان نیست. ضرورت واضح است که توازن واضح را ببینیم، وضعیت شهرهای ما ان‌شاءالله در حال انکشاف است و اما ضرورت واضح است چند ولایت است که در آن‌ها والی صاحبان، کابینه افغانستان را برای ۴ شب میزبانی کرده می‌توانند؟ همین رقم سمینار اگر کل‌تان بروید، غیر از هرات، مزار شریف و تا حدی جلال‌آباد، در چند ولایت این را در نظر گرفته می‌توانید. آیا زیربنای حکومتداری را در ولایت‌ها ایجاد کردیم که حداقل امکانات برابر شود، در حالی که هر روز یک پروژه دیگر عظیم را برای ساختن وزارت‌ها و دفاتر در کابل مصرف می‌کنیم.

نکته پنجم توازن انکشاف سرمایه است. انکشاف سرمایه طبیعی، اقتصادی، فرهنگی مخصوصاً سرمایه بشری می‌باشد. نن د افغانستان ولس هغه پخوانی ولس نه دی. واضح او روښانه فکر لري. خوست، کریمي صاحب ۷۰ کاله مخکې په خوست کې لېکوال پیدا کېده؟ نادر به و. نن خوست د افغانستان له عظیمو فرهنګي مراکزونه دی. د شیخ زاید پوهنتون له لورو درجو پوهنتونونو دی. د کندهار په پوهنتون کې د سولې مرکز شته، د هرات پوهنتون کې هم، نو دا ضروري ده چې موږ فرهنګي پانګې ته په اساسي توګه وده ورکړو. په بشري پانګې او سر فرهنګ ما سرمایه‌گذاری کار لرو.

ما شروع کردیم از ترمیم مساجد؛ اما یکی از مهم‌ترین پروژه‌های ما حفظ سرمایه فرهنگی است. دیروز من و داکتر صاحب عبدالله اراده داشتیم که پروان برویم که احیای قصر جبل‌السراج را شروع کنیم، بدبختانه این حادثه واقع شد؛ اما میراث فرهنگی ما گم و ضایع شده نمی‌تواند و همچنین زیادترین فرصت برای ایجاد کار عاجل است.

موضوع ششم: توازن در مصارف دولتی، سکتور خصوصی و مردم در ایجاد کاریابی عاجل و رشد متداوم است.

کاریابی عاجل را شما بحث کردید، جناب ذکی صاحب و من استقبال می‌کنم. اکثریت کاریابی عاجل را ما از راه پروژه‌های وسیع باید ایجاد کنیم؛ اما مهم‌ترین کاریابی عاجل را خود مردم ایجاد می‌کنند. نقش مردم در آبیاری مهم است. از روزی که بلخ بامی - که از مراکز اولیه آبیاری در تمام تمدن‌ها است - شروع کرد تا ایجاد انجوها مردم جوی‌های خود را خودشان پاک می‌کردند، حال ما بعضی دفعه‌ها افتخار می‌کنیم که ۲۰ فیصد مردم سهم می‌گیرند، یک فرهنگ مردمی واضح باید بیاید و زمینه آن فراهم شود.

نکته بعدی‌ام ضرورت انتخاب است. انتخاب بین چیست؟

رشد بخور و نمیر یا رشد متداوم؟ رشدی که ما داشتیم، رشد بخور و نمیر است. با این رشد فقر دوام می‌کند. با این رشد اتکای ما دوامدار باقی می‌ماند. سر رشد متداوم باید فکر جدی کنیم، حال بودجه‌سازی باید به خاطر این نباشد - پاینده صاحب کار نهایت زیاد کرده من از ایشان و همکاران‌شان ممنون هستم - بودجه باید وسیله رشد متداوم شود.

دوم: آیا اقتصاد مصرفی را دوام می‌دهیم یا هفت میلیاردی که به واردات مصرف کردیم، آن که خلاص می‌شود.

با این هفت میلیارد، ۱۷ سال بین ۷ و ۱۵ میلیارد واردات کردیم، نتیجه‌اش چیست؟ کدام ثروت را تولید کردیم که باز واردات دوامدار داشته باشیم؟ تجمل کنیم، سر تجمل مصرف شد. وقتی که یک عروسی ده میلیون دالر تمام می‌شود یا مهر یک دختر غنی، نه دختر من [خنده رئیس‌جمهور و حاضرین] ۲۰ میلیون دالر بوده می‌تواند، افراط و تفریط را باید ببینیم. اجماع در اقتصاد تولیدی به کار است. کشور به طرف یک اجماع و اقتصاد تولیدی برود.

سوم: تحول به کشور صادراتی یا اتکا به واردات. هفت چند صادرات، ما واردات داریم. تا چه وقت؟ از این جهت ضرورت به چیست؟ تعیین اهداف واضح یا ابهام پالیسی‌هایی که کار نداد. عدم پالیسی خودش پالیسی است. استراتژی بد، بدترین نوع فکر است و تمام وزارت‌های ما بدبختانه یک کوت کتاب‌های استراتژی دارند.

من در یک وزارت در دوران انتقال رفتم و پرسان کردم که پروژه‌های‌تان چیست؟ گفت داکتر صاحب بیا که من استراتژی خود را برایت اول تشریح بدهم، دو و نیم ساعت استراتژی را توضیح داد، هیچ پروژه و نتیجه نبود، این کاغذها باید خردتر و عملی‌تر شود و قابل عمل باشد. نقطه تقاطع چیست؟ یک ضرورت گفتمان ملی بالای فیصدی رشد، تعیین اهداف برای عواید، انکشاف اقتصاد تولیدی و ایجاد نظام صادراتی، و در نتیجه تعیین این اهداف، کمر بستن برای اصلاحات همه‌جانبه که این اهداف را ممکن بسازد. له دې نه بغیر چاره نه لرو. که غواړو چې ووخو لکه څنګه چې کوریا ووتله، لکه چې سنګاپور، مالیزیا او نور ووتل او په آخر کې رواندا ووتله، نو واضح ده چې باید اهداف تعیین کړو.

دو نکته دیگر دارم خدمت‌تان:

نکته اولم بحث‌های شما است. من اول تشکر می‌کنم از جناب ذکی صاحب، احمدی صاحب، مستور صاحب و همه همکاران که بحث‌های بسیار متداوم را ایجاد کردید و همه در آن سهم گرفتید. چیزی که شما گفتید، امکان ایجاد ۲.۲ میلیون شغل است، چیزی که من خدمت‌تان پیشنهاد می‌کنم، ضرورت مستندسازی هدف است. من در حالتی نیستم که برای ملت افغانستان اعلام کنم که ۲.۲ میلیون شغل را من در سه سال ایجاد کرده می‌توانم؛ چون وقتی که به ملت این را اعلام می‌کنیم باید تمام جنبه‌هایش سنجیده شده باشد.

بحث‌ها در مرحله قبل از نهایی‌سازی است، اما بحث‌های بسیار مفید بود؛ اما ضرورت واضح است که در چند هفته یک ضرب‌الاجل بگذارید که این اعداد نهایی شود و هر کسی که عدد را گفته مسئولیت بگیرد که این را اجرا کند، کار وزیر صاحب سعادت نادری [وزیر شهرسازی] را تکرار کنید. در یک پروژه ساختمانی بند مانده بود، برای مردم وعده کرد و تحریری امضا داد که یا در سه ماه پروژه را ختم می‌کند و یا استعفا خواهد کرد و در سه ماه ختم کرد، همان رقم یک تعهد را بیاورید که بتوانیم به ملت افغانستان اعلام کنیم، څنګه؟ څنګه؟ درست است؟ غیر له هغه نه خو تاسې باور نه کوئ، څنګه؟ ما ډېرې برنامې لیدلې دي. لس کاله چې زه په نړیوال بانک کې وم، دومره ممالک مې ولیدل او دومره شاخدار دروغ یې ویل چې زه یې پیژنم. اما په عین حال کې ما ډېرې عملي برنامې لیدلې دي، دا ممکنه ده، دا غیرممکنه نه ده. اما موږ باید عملي بڼه ورکړو چې ولس راباندې باور وکړي او دا اول شی دی.

دوم بحث‌های چند هفته‌ای ما به صورت اساسی یک مشکل بنیادی را بر ملا ساخت که ارقام نداریم. رسولی صاحب و همکاران‌شان، محتاط صاحب و همه همکارانی که سرسکتورهای بزرگ کار می‌کنند و وزارت محترم اقتصاد، مالیه و این‌ها وزارت‌های پالیسی‌ساز ضرورت اجماع صحیح سر ارقام ما است و شیوه ارقام به شکل گذشته بوده نمی‌تواند که در هر ده سال ما یک احصائیه بگیریم و باز پنج سال دیگر مصرف کنیم که این‌ها تحلیل شود، ارقام باید مستند شود.

هر باری که من به فعال‌ترین وزیر صاحبانم تلیفون می‌کنم، ساعت‌ها می‌گیرد که پس برای من جواب بدهد. اگر این حالت این بیچاره‌ها است، فکر کنید حالت همشهری‌های‌تان چیست؟ درست است یاری صاحب یا نی؟ [وزیر فواید عامه] وزارت خودت در حال تحول است، مگر در گذشته وزارت خودت هم همین مشکل را داشت. زه نه پوهېږم چې د کوم سړک کار روان دی، د کوم سړک نه، د کوم بند کار روان دی، د کوم بند نه. سیسټم مو نه دی راوړی. ضرورت واضح است که ارقام از نگاه مدیریت، تحلیل و تطبیق برنامه‌ها عملی شود. مسئله دیگری که بیان شد، برنامه‌سازی ما متکی به متخصصین بین‌المللی بود. مالکیت برنامه‌های ما بدبختانه بسیار ضعیف بود. دو مشکل مالکیت داریم. یکی مسئله اولی است که اگر یکی از همکاران بین‌المللی همراه ما کمک می‌کند، نام از آن پروژه‌ها را می‌مانیم پروژه‌های همکار بین‌المللی. خواهران و برادران! این پروژه‌های افغانستان است که همکاران بین‌المللی ما از خاطر مردم افغانستان کمک می‌کنند.

دوم؛ به مجردی که یک پروژه به قراردادی تسلیم شد، از آن دست برمی‌داریم. نظارت ما نهایت ضعیف است و قراردادی‌ها هم چهار دست پایین‌تر، قرارداد را می‌دهد. دیگر ضرورت برنامه‌سازی و تطبیق به صورت اساسی باید تغییر کند. نکته دیگری که است اکثریت ما فردمحور هستیم. کاغذهایی که قبل از ما تهیه شده، برای ما بی ارزش است. بررسی‌های متعدد را دوباره امر می‌دهیم، اسنادی را که بیست سال، سی سال و چهل سال گرفته، آرشیف‌های درست نداریم. ضرورت واضح است که سر آن پیسه مصرف نکنیم. مدت زمانی که مصرف می‌شود، نهایت زیاد است، قیمت زمان در فرهنگ دولتی ما بسیار کم است. به وقت مردم خود ارزش قایل نمی‌شویم و این مشکلاتی است که برملا شد و واضح است.

نکته بسیار مثبتی که من در بحث‌ها یافتم، سهم فعال تمامی اشتراک‌کننده‌ها است و مخصوصاً از سهم فعال زنان، جوانان و کوچی‌ها اگر چه یک نماینده داشتند، ابراز امتنان می‌کنم. مننه، له ټولو نه، کور مو ودان! دغو بحثونو ته دوام ورکړئ، ځکه راتلونکی مو ورپورې تعلق لري او د افغانستان مېرمنو ته په خاص ډول! که اوس حق ونه غواړئ، سبا څوک حق نه درکوي. موږ ټولو ته ویلي چې د ښځو حقوق د سولې په مذاکراتو کې د معاملې وړ نه دي. آیا ستاسي تعداد، ستاسي حضور، ستاسي سهم د منلو وړ دی او که نه؟ اوسنی وضعیت ماته د منلو وړ نه دی، هیله ده چې تاسې ته هم د منلو وړ نه وي.

نکته بعدی ضرورت دوام مشوره کنفرانس با اقشار تولیدی است. کارکنان بخش‌های مختلف تولیدی از اتحادیه کارگران - وقتی که انتخابات خود را ان‌شاءالله تعالی به صورت شفاف برگزار کند، سپاهی صاحب و همکاران‌شان - و بخش‌های مختلفی که واقعاً کار می‌آفرینند، این‌ها موجودیت‌شان ضرور است که ما پالیسی‌سازی را در غیاب این‌ها نکنیم و پالیسی‌سازی با افراد ذی‌دخل و ذی‌نفع شود؛ چون دوام مشوره، موفق است.

نکته آخرم خدمت‌تان اولویت‌بندی است. نکته اولی که ماحول ما ایجاب می‌کند، این است که ایجاد شبکه‌های ملی و منطقه‌ای، سرمایه‌گذاری واضح و مشخص می‌خواهد. ما پرون چودري صاحب ته وویل چې د افغانستان مواصلاتي سیستم ته وګورئ. که غواړئ له جلال آباد نه خوست ته لاړ شئ، باید له کابل نه تېر شئ. که غواړئ کندهار نه مزار ته لاړ شئ، بیا هم باید له کابل نه تېر شئ. تراوسه موږ یو حلقوي سرک نه لرو چې له هرات نه مستقیمآ په ارزانه توګه فاریاب ته لاړ شوو. کل برنامه‌های ما کابل‌محور بوده کابل‌محور بوده، اما به نقاط مختلف کشور باید آسان‌ترین راه اتصالات پیدا شود و این فرصت‌ها باید به صورت اساسی ایجاد گردد.

در اینجا پیشنهاد من به تمام بخش زیربنای ما این است که نوع فعلی ارتباط ما با قراردادی‌ها قابل تداوم نیست. اکثریت کسانی که هنوز هم قراردادهای بخش زیربنا را می‌گیرند، خودشان سر ایجاد ظرفیت زیربناها سرمایه‌گذاری نکرده‌اند، دوباره قرارداد را به دست دوم می‌دهند و پیشنهاد من برای جامعه بین‌المللی و همکاران سکتور زیربنایی این است که با ۲۰۰ تا ۴۰۰ شرکت قراردادی که ظرفیت واضح دارد و کارهای ساختمانی را مستقیم انجام می‌دهد به صورت مستقیم کار کند و ظرفیت این‌ها را ایجاد کند. سرک جلال‌آباد تا کابل سه و نیم سال تیر شد، چند کیلومتر حرکت کرد؟ این ضرورت به پاسخ دارد. ما میلیون‌ها دالر، شاید صدها میلیون دالر از دست دادیم و هم به اعتبار دولت صدمه زدیم. چرا سرک‌های ۱۰ و ۱۵ کیلومتری بین قراردادی‌های مختلف به صورت عادله تقسیم نشود؟ نظارت و دیزاین و کمک را شرکت‌های بین‌المللی کمک کند. شیوه فعلی قابل تداوم نیست، قیمت زیربنا در افغانستان بالاترین قیمت را دارد، کیفیتش کمترین قیمت را.

دوم؛ مدیریت زمین و املاک است. زیادتر از صد هزار هکتار زمین - از پیکار صاحب [رئیس اداره مستقل اراضی] و همکاران‌شان تشکر می‌کنم - در بانک زمین آمده، در دو سال آینده دو میلیون هکتار زمین در بانک زمین می‌آید. همچنین تمام املاک دولتی در یک بانک واضح املاک دولتی باید بیاید تا ما از آن استفاده معقول کنیم. سوم؛ شرعی شدن جایداد است. در چهار سال پروگرامی را که اداره اراضی شروع کرده باید عملی شود تا مردم افغانستان جایداد شرعی داشته باشند و تا این مسئله عرفی، غصب و غیره از بین نرود، به جای نمی‌رسیم.

موضوع چهارم این است که مکانیزم‌های تشویقی سرمایه‌گذاری هم برای زمین‌های صنعتی و هم زمین برای ایجاد مسکن باید به شرکت‌های خصوصی فراهم شود. در تمام دنیا ساحات را شرکت‌های خصوصی انکشاف می‌دهند. شرایط باید به صورت اساسی برای‌شان آماده شود، چون دولت امروز مانع است. دلیلی که کابل یک قسمت زیادش جایداد عرفی است، از خاطر این است که دولت توان خط‌کشی را نداشت. بهترین زمین را، مجبور کرد عرفی استعمال شود.

موضوع پنجم؛ مدیریت آب است. ما باید به یک پروگرام واضح سر آب کوچک، آب متوسط و آب بزرگ برسیم و بفهمیم که زیادترین تأثیر را در کوتاه‌ترین مدت و در وسط‌مدت و درازمدت چه دارد؟ آب تنها مسئله ملی نیست، یک مسئله منطقه‌ای و بین‌المللی است و ضرورت واضح همکاری در چارچوب تغییر اقلیم است و نکته دوم تغییر فرهنگ آبیاری است. نکته کلیدی را که در زراعت سر آن شما تمرکز کردید درانی صاحب، کریمی صاحب، عثمانی صاحب و همه همکاران سر آن کار کردند، زنجیر ارزش و مصونیت غذایی باید مقابل یکدیگر قرار نگیرد، او دلته درې موضوعات عمده دي: اول د دولتي تدارکاتو رول دی. د کرنې د تولید لپاره موږ غواړو چې دولتي تدارکات وسیله شي، ځکه موږ Subsidy نه شو ورکولای، اما دولتي تدارکات باید وسیله شي. دویم زه غواړم چې موږ په راتلونکې یوه میاشت کې د کرنې سکتور ته په واضح توګه د پورونو میکانیزم ترتیب کړو. مسئله بنیادی مسئله پیش‌خرید است. بهترین اقلام زراعتی ما به کمترین قیمت سه یا دو ماه پیش از اینکه به ثمر برسد، خریداری می‌شود و از این جهت ما میلیاردها دالر زنجیر ارزش را از دست می‌دهیم. بانک‌های دولتی، هدایت من به احمدی صاحب و همکاران ما این است که سر یک میکانیزم واضح کار کنیم که ما در این بخش چطور قرضه‌های مساعدت را آماده کرده می‌توانیم. سوم پروګرام‌های کاریابی عاجل در بخش زراعت و آبیاری است. در سکتورهای ترانسپورت، مخابرات، شهری و معادن، ما به یک ترتیب اساسی و یک نقشه راه رسیدیم. موضوع چیست؟ اول تغییر قوانین است، دوم نقشه راه، سوم شرایط سرمایه‌گذاری، چهارم انکشاف زیربنا و پنجم سیستم‌های نظارتی است. هر پنج از این با هم یک اصل تحول را فراهم می‌کند، و مبارزه با فساد نکته کلیدی و اصلی است.

در آخر می‌خواهم سر چهار نکته تأکید کنم: لومړی موږ یوه ملي اقتصادي بحث ته ضرورت لرو. اقتصاد یوازې د دولت کار نه دی او یوازې د دولت او بین‌المللي ټولنې په منځ کې باید تصامیم ونه نیول شي. اقتصاد یوه ملي بحث ته ضرورت لري او دغه ملي بحث کې باید د افغانستان ولس برخه واخلي. د هغو اصولو په اساس باید وي چې متوازن وحدت تامین کړي او خلک په کې ځان وګوري. خلک سلګاو وړاندیزونه لري، دا باید منسجم شي او په سر کال به بودجه د دې وسیله وي.

ملي بودجه باندې یوازې د معین صاحبانو په سطح پرېکړه نه شي نیولای. دا باید په یوه ملي بحث بدل شي چې دا اهداف وسیله شي او داسې نه شي چې یو منسجم پروګرام پسې قیچي را واخلئ او ووایئ چې دا برخه درکوم او دا برخه نه درکوم. په دې رقم بودیجه نه جوړېږي. باید په اساسي توګه دې ته راشو چې خپلې پوښتنې سره څنګه پښې وغځوو، څه غواړو؟ او څه چې غواړو هغه باید تمویل شي. څوک چې مصرف نه شي کولای واضح درته وایم. د کابل په منځ کې ما پاینده صاحب ته ویلي دي، څوک چې مصرف نه شي کولای له هغه نه پیسې اخیستل کېږي او نورو ته ورکول کېږي. له ولس نه مې غوښتنه دا ده چې د مصرف په اړه ټولو وزارتونو ته د امتحان پارچه ورکړي. یک پارچه امتحان مردمی باید داده شود که کدام وزارت ظرفیت ایجاد کرد و کدامش ایجاد نکرد؟

نکته دوم این است؛ اراده سیاسی در حکومت وحدت ملی برای رشد متداوم و کاریابی عاجل به صورت اساسی وجود دارد. اگر سال‌های گذشته ما این بحث را ایجاد نکردیم، شرایط مساعد نبود. حال نقشه راه کافی وجود دارد و اصلاحات کافی به وجود آمده که به ما زمینه این را بدهد که برای خیزش تیار هستیم. سوم؛ مشکل فساد و محو آن یک هدف ملی است.

نکته چهارم و آخر؛ مساوات شهروندی بر اساس برنامه‌های متوازن و متداوم است، نکته کلیدی تأمین وحدت ملی ما، ایجاد ثبات نظام و بالآخره تأمین صلح و امنیت است.

من باز هم از جناب ذکی صاحب، احمدی صاحب و تمام اعضای محترم کابینه، دوایر، سکتور خصوصی و جامعه مدنی ابراز امتنان می‌کنم که در بحث‌ها سهم گرفتید. به امید یک افغانستانی که بحران‌های میراثی خود را ختم کند و در سال ۲۰۲۴ با سربلندی جامعه بین‌المللی را بگوید، تشکر از کمک‌های بسیار مفید و دوامدارتان، حال ما به خود اتکا بوده می‌توانیم، همراه‌تان سر تجارت و سرمایه‌گذاری بحث می‌کنیم.

تل دې وي افغانستان!

یشه سین افغانستان!

زنده‌باد افغانستان!