داکتر اشرف غنی
داکتر اشرف غنی

از منازعه به سوی اتصال: ایجاد اجماع منطقه‌یی برای صلح و رفاه در افغانستان

از منازعه به سوی اتصال: ایجاد اجماع منطقه‌یی برای صلح و رفاه در افغانستان

سخنرانی در کنفرانس تاشکند برای افغانستان: پروسه صلح، همکاری امنیتی و اتصال منطقه‌یی

نکات اساسی:‌

  • صلح منطقه‌یی: ایجاد حمایت یکپارچه برای صلح و ثبات پایدار در افغانستان.
  • اتصال اقتصادی: پیوند دادن مناطق از طریق شبکه‌های تجارت، انرژی و زیربنا.
  • همکاری امنیتی: مبارزه با تروریزم و جرایم فراملی از طریق اقدامات مشترک.
  • گفتمان همه‌شمول: تشویق تمامی جناح‌های افغانی برای سهم‌گیری در مذاکرات صلح.
  • همکاری منطقه‌یی: ترویج مشارکت راهبردی به جای رقابت‌های منفی ژئوپلیتیک.
  • حکومتداری دموکراتیک: تحکیم ثبات از طریق انتخابات آزاد، عادلانه و فراگیر.
  • پروژه‌های انکشافی: گسترش ابتکارات اتصالی برای حمایت از رشد اقتصادی منطقه.
  • امنیت بشری: سرمایه‌گذاری روی جوانان و تامین ثبات اجتماعی درازمدت.

 

تاشکند، اوزبیکستان | ۷ حمل ۱۳۹۷ | ۲۶ مارچ ۲۰۱۸

ترجمه

[ترجمه از اوزبیکی:]

برادر عزیزم شوکت میرضیایف رئیس‌جمهور، مهمانان منطقه و جهان!

بسیار خرسندم که بار دیگر مهمان دوست و برادرم شوکت میرضیایف، رئیس‌جمهور اوزبیکستان هستم. ما از مردم مهمان‌دوست مملکت تاریخی قدردانی می‌کنیم. از حکومت اوزبیکستان به خاطر برگزاری کنفرانس بین‌المللی تاشکند برای افغانستان روی موضوع پروسه صلح، همکاری در عرصه امنیتی و اتصال منطقه‌یی، تشکر! می‌فهمم که این کنفرانس برای مردم افغانستان امید می‌دهد، تشکر زیاد.

[ترجمه از انگلیسی:]

جلالت‌مآب رئیس‌جمهور میرضیایف رئیس‌جمهور اوزبیکستان، خانم موگرینی، رؤسای محترم هیئت‌ها، خانم‌ها و آقایان!

به همه‌ی شما خوش‌آمدید می‌گویم. از رئیس‌جمهور میرضیایف به خاطر میزبانی سخاوتمندانه نشست کنونی در تاشکند ابراز سپاس می‌کنم. در جریان ریاست‌جمهوری‌ام، از سفرهایم به اوزبیکستان بی‌نهایت لذت برده‌ام و کار کردن با شما، جناب رئیس‌جمهور، به منظور اتصال بیشتر کشورهایمان برای دستیابی به منفعت دوجانبه، بسیار باارزش و سودمند بوده است. از شما به خاطر این که پروسه کابل را به مجمع اصلی همکاری و هماهنگی مبدل ساختید و همچنین از تحلیل قاطع و سخنان سازنده‌ی امروز صبح‌تان، تشکر می‌کنم.

می‌خواهم مراتب همدردی‌ام را به مردم روسیه و وزیر امور خارجه لاوروف به خاطر جان باختن غم‌انگیز افراد ابراز کنم. [اشاره به حادثه آتش‌سوزی در روسیه]. همچنین، تمایل دارم نشست کنونی را با لحظاتی سکوت به احترام غیرنظامیان افغان و همکاران بین‌المللی که در حملات تروریستی جان خود را از دست داده‌اند، آغاز کنم. [ده ثانیه سکوت]

تشکر از شما. آنانی که در این جنگ قربانی گزافی داده‌اند، باید همیشه در اذهان ما جای داشته باشند؛ زیرا ما مسیری به سوی صلح و ثبات را شکل می‌دهیم. هدف حملات تروریستی که در زمان خوشی آغاز سال نو به وقوع پیوست، اگر منحرف ساختن ما از تلاش‌مان برای دستیابی به صلح باشد، موفقیتی در پی نخواهد داشت. قوت اجماع ملی ما روی صلح را، در پاسخ شهروندان هلمند که برای شهدای‌مان با شعار صلح منار یادبود ساختند و از خودگذشتگی‌شان برای دستیابی به صلح، به قضاوت بگیرید. اگر چه حملات انتحاری فوریت و اهمیت هدف نشست امروزمان در اینجا را تشدید می‌بخشد، ما باید از هر ابزاری که در دسترس‌مان قرار دارد، استفاده نماییم تا به یک راه‌حل صلح‌آمیز دست یابیم.

تشکر از تمام رهبران عالی‌قدر از جامعه بین‌المللی که در اینجا حضور به هم رسانیده‌اند. در زمانی که ما گام رو به جلو دیگری را در پروسه صلح کنونی برمی‌داریم، رهبری و تعهد شما برای دستیابی به راه‌حل‌های مشترک برای مشکلات مشترک‌مان کاملاً ضروری است.

کنفرانس کابل در بیست و هشتم فبروری ۲۰۱۸ بیان‌کننده همسویی کامل بین حکومت وحدت ملی و همکاران بین‌المللی ما در راستای یافتن یک راه‌حل سیاسی برای جنگ افغانستان است. ما از همکاران‌مان به‌ویژه ایالات متحده و در چارچوب آیساف و مأموریت حمایت قاطع به خاطر قربانی‌های جانی و مالی‌شان و حمایت از پیشنهاد صلح همه‌جانبه ما به طالبان ابراز امتنان می‌کنیم. ما امروز اینجا حضور داریم تا مرحله دوم سفرمان به سوی دستیابی به یک راه‌حل صلح‌آمیز برای ختم ناامنی منطقه‌ای و منازعه در افغانستان را که همانا ایجاد یک اجماع منطقه‌ای برای صلح است، شکل دهیم.

علی‌رغم این که تهدید مشترک تروریزم ما را متحد ساخته است، فرصت‌های مشترکی نیز از طریق اتصال و همکاری منطقه‌یی در دسترس ما قرار دارد. امروز در مورد هر دو مقوله صحبت خواهم کرد.

آینده اقتصادی و سیاسی ما، به صورت متقابل، مؤلفه‌هایی هستند که صلح دوامدار، امنیت، ثبات و رفاه در منطقه را تقویت می‌بخشند.

اجازه بدهید به موضوع «اتصال» بپردازم.

منطقه – آسیا یا به تعبیر درست‌تر اوراسیا – در حال تجربه کردن یک «مقطع زمانی باز» و نادر در طول تاریخ است. ما فرصت داریم تا مسیر تاریخ را به نفع خود تغییر دهیم. این گونه مقاطع زمانی نادر هستند؛ زیرا اغلب، هنگامی که واقع شده‌اند، رهبران اهمیتش را نادیده گرفته و از فرصت استفاده نکرده‌اند.

موضوع گیرا در مقطع زمانی این است که می‌توان ظهور اقتصاد قاره‌یی آسیا را به وضوح مشاهده کرد. آسیا در منظر تاریخ به مثابه حوزه اتصال بوده است؛ اما این امر بیشتر در حد یک مفکوره بوده تا یک اقتصاد همگرا. امروز این فرصت فراهم شده تا آسیا به یک اقتصاد قاره‌یی مبدل شود؛ ما توانایی انجام این کار را داریم. علاوه بر مسیرهای تجاری بحری و اقیانوسی، آسیا عالی‌ترین فرصت را برای اتصال تجاری خشکه ارائه می‌کند.

من آن را «تحفه جغرافیا» می‌نامم. در حال حاضر، ما افتخار می‌کنیم که از برکت تلاش‌های شما و دیگر رهبران در حوزه آسیای میانه اکنون به جزء جدایی‌ناپذیری از آسیای میانه مبدل شده‌ایم. آسیای میانه به شمول افغانستان کوتاه‌ترین مسیر خشکه می‌باشد که از طریق آن می‌توان به هر جای آسیا اعم از شرق، شمال، جنوب، غرب و برعکس رفت‌ و آمد کرد. آنچه به همین اندازه اهمیت دارد، این است که افغانستان برای هزاران سال، دروازه ورود به شبه‌قاره هند بوده است. وضعیت امروزی انرژی در سراسر جهان، اهمیت این تحفه جغرافیایی تاریخی را بیشتر می‌سازد. آسیای مرکزی غنامند از منابع انرژی و آسیای جنوبی نیازمند به این منابع است، و در اینجا افغانستان پلی می‌باشد که این دو حوزه را به یکدیگر وصل می‌کند.

علامه اقبال لاهوری، شاعر پاکستانی، در شعرش می‌گوید «آسیا پیکر آب و گل است / ملت افغان در آن پیکر دل است». افغانستان با قرار گرفتن در قلب آسیا، این ظرفیت طبیعی را دارد که یک وصل‌کننده باشد؛ این امر، یک عامل قابل درک است که منطقه ما را قادر می‌سازد از این فرصت در این مقطع زمانی استفاده کند؛ و یا هم به یک پل سوخته مبدل شود که منجر به جدایی بیشتر دو حوزه آسیای جنوبی و آسیای مرکزی از یکدیگر خواهد گردید. از آنجایی که ۷۱ درصد جمعیت ما را افراد زیر سن سی سال تشکیل می‌دهد؛ ما، یعنی مردم و حکومت افغانستان، مصمم هستیم که آینده ما را از طریق همکاری تضمین کنیم. ما متعهدیم که بر گذشته غالب شویم و از تمامی کشورهای همسایه و همکاران منطقه‌ای می‌خواهیم که در تلاش متقابل برای دستیابی به امنیت و رفاه به ما بپیوندند.

امروز ما باید جهتی را که باید منطقه را به سوی آن رهبری کنیم، انتخاب نماییم.

خوشبختانه، میراث‌مان راهنمایی برای دیدگاه آینده‌ی ماست. منطقه دارای میراث مشترکی است که از زمان جاده ابریشم و قبل از آن بر جا مانده و تفکر آغاز دوباره را به مثابه یک مسیر رو به جلو ممکن می‌سازد.

ما باید یک اجندا برای در دست گرفتن آینده ایجاد کنیم. ما اسیر گذشته خواهیم شد؟ یا ظرفیت بالقوه‌ای که برای آینده وجود دارد را خواهیم پذیرفت؟ در صورتی که گزینه دومی را انتخاب کنیم، برایند آن وضعیت برد-برد برای همه ما خواهد بود. اما به منظور دستیابی به این هدف، ما به دیدگاه، رهبری و مدیریت نیاز داریم؛ درست همان چیزی که رئیس‌جمهور میرضیایف پیشنهاد کرد. دیدگاه همانی است که به موجب آن بتوان منافع ملی را در منفعت دوجانبه جای داد؛ بتوان مجموعه‌ای از قواعد را برای اتصال و همکاری ایجاد کرد؛ و در نهایت بتوان اهداف ملی، منطقه‌یی و جهانی همسو با هم را ساخت.

اطمینان دارم که همه رهبران حاضر در این اتاق، دارای این دیدگاه مشترک هستند و هر روزه نقشی را برای تحقق آن ایفا می‌کنند. وظیفه‌ای که هم‌اکنون وجود دارد، مدیریت این دیدگاه مشترک تا حصول ثمره آن است.

در افغانستان، این دیدگاه در حال مبدل شدن به واقعیت است. افغان‌ها واقعاً می‌توانند شاهد وقوع این امر باشند. ماه گذشته، ما آغاز کار ساختمانی خط لوله گاز تاپی را به عنوان یک دهلیز انکشافی از سرحدمان در ولایت هرات جشن گرفتیم. دهلیزهای هوایی و خطوط آهن جدید که افغانستان را با منطقه وصل می‌کند، افتتاح شده‌اند. بندر چابهار در اوایل امسال افتتاح شد. پروژه کاسا یک‌هزار در حال تطبیق است. شب گذشته، ما با رئیس‌جمهور میرضیایف روی لین‌های انتقال برق، خطوط آهن و دیگر برنامه‌های اتصال، به پیشرفت‌های چشم‌گیری دست یافتیم. این امر، به منظور تحقق دیدگاه مذکور و برای پویایی اقتصادی نه‌تنها افغانستان بلکه منطقه، یکی از اولویت‌های ملی ما طی چند سال گذشته بوده است. ما ثابت می‌کنیم که همکاری و اتصال منطقه‌یی تنها یک تئوری و افسانه نه، بلکه واقعیتی است که به منفعت متقابل عظیم مبدل می‌گردد.

برعلاوه باید گفت این امر به خاطر درک مشترک این که افغانستان عرصه‌ای برای رفاه جهانی و منطقه‌یی می‌باشد، واقع شده است. همچنین اتصال منطقه‌یی در زمینه‌های انرژی و ترانسپورتی آغازی است برای انکشاف سرمایه طبیعی عظیم ما که بیش از پیش منجر به گسترش و توسعه همکاری خواهد گردید. مصیبت ما این است که افغانستان یکی از ثروتمندترین کشورها از لحاظ سرمایه‌ی طبیعی است که ساکنان آن فقیرترین مردم روی زمین هستند. این منصفانه و عادلانه نیست و قابل قبول نمی‌باشد.

دورنماهایی برای آینده وجود دارد؛ اما اگر می‌خواهیم به آنها دست پیدا کنیم، به محدودیت‌ها و واقعیت‌های کنونی باید رسیدگی شود.