ډاکټر اشرف غني
ډاکټر اشرف غني

د بدلېدونکې ترهګرۍ پر وړاندې د افغانستان ستراتیژي: د امریکا او اسلامي نړۍ دولسمه ناسته کې وینا

د بدلېدونکې ترهګرۍ پر وړاندې د افغانستان ستراتیژي: د امریکا او اسلامي نړۍ دولسمه ناسته کې وینا

۱۱ جوزا ۱۳۹۴ | دوحه – کابل
ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم

آقای سفیر انیک،
عالی‌جنابان،
مسوولین محترم دولت قطر،
خانم‌ها و آقایان!

در آغاز، می‌خواهم از مرکز تحقیقاتی بروکنگس – که هنوز خود را عضو آن محسوب می‌کنم – و از مجمع امریکا و جهان اسلام برای اینکه به من فرصت دادند تا در این نشست تحت عنوان «تغییر فرضیه‌ها» صحبت کنم، اظهار قدردانی و امتنان نمایم. صحبت با شما در این برنامه برای من مایه‌ی افتخار است.

از اینکه کشور ما با یک جنگ تحمیلی مواجه است، مرا وامی‌دارد تا به عنوان سرقوماندان اعلای قوای مسلح، وظیفه‌ای را که قانون اساسی بر دوش من گذاشته است انجام دهم و در عین حال به عنوان رئیس‌جمهور منتخب نیز باید برای تحقق خواست مردم خویش برای تأمین صلح پایدار، رشد و رفاه همه‌شمول و ثبات مبتنی بر قانون اساسی، سعی و تلاش کرده و پاسخگو باشم.

در حالی که ما مردم افغانستان میان دو نیروی نظم و بی‌نظمی قرار گرفته‌ایم، اما ناگزیریم که روی فرضیه‌ها و روایت‌های مختلف رو به ظهور نیز تمرکز کنیم. آنچه مایه‌ی ناخرسندی ماست این است که کشور ما، میدان جنگ‌های نیابتی پنداشته می‌شود. اما کشور ما فرصت‌هایی نیز دارد که می‌تواند به چهارراه قاره آسیا مبدل گردیده و تقاطعی برای انتقال اموال، مفکوره‌ها و رفت و آمد مردم این منطقه به مناطق دیگر شود.

روند تحول، نه تنها نیازمند یک اراده قاطع برای عبور از گذشته است، بلکه مستلزم استفاده از ظرفیت‌های موجود برای تحقق یک دیدگاه واضح، عملی و آینده‌نگر می‌باشد. با توجه به قدرت تأثیرگذاری فرضیه‌های جزم‌اندیشانه، می‌خواهم برخی از عوامل تضعیف دولت‌ها را برشمرده و سپس به ماهیت جدید تروریزم بپردازم و در اخیر روی دیدگاه افغانستان برای همکاری و مشارکت توضیح دهم.


شاخص‌های تحول تروریزم

پنج شاخص واضح وجود دارند که امروز به تروریزم چهره‌ی تازه بخشیده و آن را به یک سیستم و ماهیت جدید مبدل ساخته است.

اول، ما به جای اینکه یک نظام عمومی برای دولت‌های مستقل و استوار بر حقوق و مکلفیت‌ها داشته باشیم، متأسفانه شاهد تضعیف و شکست زنجیره‌ی دولت‌ها هستیم که موجب گسترش فضای بی‌نظمی می‌گردد.

دوم، بعضی دولت‌ها در منطقه و شماری هم خارج از منطقه، از عناصر مخرب غیردولتی به عنوان ابزار سیاست خارجی استفاده کرده‌اند. با وجود نتایج منفی که این سیاست بر دولت‌ها داشته است، هنوز هم تصورات واهی گذشته و منافع پوسیده، برخی‌ها را وامی‌دارد که به این روش اشتباه‌آمیز ادامه دهند.

سوم، استعمال قوه از جانب یک یا گروهی از دولت‌ها در یک محل خاص، و بدون حمایت و هماهنگی منطقه‌یی، منتج به تغییر موقعیت گروه‌های افراطی می‌گردد. این عمل باعث می‌شود که شبکه‌های تروریستی موقعیت‌شان را در امتداد سرحدات همواره تغییر دهند و بنابراین حکومت‌ها مجبور شوند که به گونه تکراری و همه‌ساله به عملیات‌های نظامی متوسل گردند. به این ترتیب به عوض اینکه به مرض توجه گردد، به علایم و اعراض آن پرداخته می‌شود.

چهارم، ناکامی دولت‌ها در ایجاد اقتصاد پویا و رشد همه‌شمول می‌تواند اقشار فقیر و محروم جامعه را معروض به شکار منافع اقتصاد جرمی جهانی بسازد. اقتصادهای جرمی که بیشتر در عدم حضور کنترول دولت‌ها رشد می‌کنند، می‌توانند به نوبه خود زمینه را برای تطبیق سیاست‌های جرمی توسط یک نیروی بزرگ بیکار مساعد بسازد.

پنجم، عدم اجماع برای طرح قواعد بازی غرض تنظیم عملکرد دولت‌ها در برابر یکدیگر، کار را برای اقدامات کوتاه‌مدت، میان‌مدت و درازمدت در چارچوب یک استراتیژی هدفمند، دشوارتر ساخته و بدین ترتیب، جایگاه استدلال و اقدامات عملی را کم‌رنگ‌تر می‌سازد.


ماهیت جدید تروریزم

تروریزم، با استفاده از ضعف‌های ساختاری یادشده، به یک سیستم ماهوی و دارای محیط رشد مبدل گشته است. نیروهای متعلق به این سیستم، مانند سایر سیستم‌های مشابه، در یک فضای همکاری، هماهنگی و نیز رقابت‌های درونی فعالیت می‌کنند. بنابراین، این طرز دید که تروریزم فقط یک انحراف و گمراهی بیش نیست، برداشت نادرست بوده و در واقع فرار از درک ماهیت اصلی این تهدید است.

محیط مساعد، موجب شده است تا ساختارهای تروریستی به سرعت تغییر شکل دهند. چنانچه دانشمندان اظهار داشته‌اند، داعش در مقایسه با القاعده، به سرعت پا را فراتر از یک شبکه گذاشته، رقبای خود را بلعیده و در قساوت و تخریب، از القاعده پیشی گرفته است.

این گروه برای گسترش فعالیت‌هایش نه تنها از روش‌های قدیمی هزارساله در آسیا استفاده می‌کنند، بلکه به امکانات و شبکه‌های مجازی نیز روی آورده‌اند. در واقع هر سه عامل انگیزه‌سازی، عملکرد و ساختار به گونه همزمان به کار انداخته شده و راه را برای تشدد و خشونت باز کرده است.

قساوت، بی‌رحمی و تخریب که عمداً در برابر مردم، نهادها و محلات روا داشته می‌شود، بخشی از اجندای تروریستان برای سرکوب روحیه‌ی شهروندان و مخالفین دولتی‌شان می‌باشد.


جایگاه افغانستان و چشم‌انداز همکاری

جایگاه افغانستان در متن ترور در واقع چند بُعد دارد. گذشته‌ی تاریخی افغانستان، پیروزی این کشور در برابر قشون سرخ و موقعیت آن برای حمله به تمامی همسایه‌های ما از هند تا چین و روسیه، جهان اسلام و عرب و در مجموع جامعه جهانی، این کشور را به یک هدف در نزد دیگران تبدیل کرده است.

اگر تحلیل ما نسبت به تغییر ماهیت و محیط تازه‌ی رشد تروریزم بر مبنای حقایق استوار باشد، مرحله جدید همکاری و مشارکت میان افغانستان، ایالات متحده امریکا و سایر کشورهای ذینفع برای تحقق ثبات و رفاه چگونه باید شکل گیرد؟

نخست، می‌خواهم از قربانی‌ها و کمک‌های مالی ناتو و نیروهای آمریکایی و نیز اکمال موفقانه مأموریت جنگی این نیروها در تاریخ معین آن در ۳۱ دسامبر ۲۰۱۴ اظهار امتنان کرده و از تصمیم درست رئیس‌جمهور اوباما و سایر رهبران برای آغاز مأموریت جدید مشورت، همکاری و حمایت از نیروهای افغانستان در چارچوب مأموریت حمایت قاطع، ابراز سپاس نمایم.

تعهدات آنها در زمینه فراهم‌آوری نیرو و منابع تا پایان سال ۲۰۱۵ و حمایت سه سال دیگر از نیروهای دفاعی و امنیتی افغانستان، ما را قادر ساخته است که بتوانیم در برابر تهدیدات مبارزه کرده و بر آنها پیروز شویم. امیدوارم در نشست بعدی ناتو در وارسا، روی مأموریت «مشارکت پایدار» به توافق برسیم.

دوم، نیاز است که به یک درک مشترک از عوامل تروریزم، تغییر ماهیت و محیط رشد آن و نیز سرعت تغییر زمانی و مکانی در آن برسیم. درک واحد از این پدیده می‌تواند منتج به یک تفاهم و تفکیک وظایف در مبارزه موثر با آن شود.

سوم، پیروزی بر ماهیت و محیط جدید رشد تروریزم نیازمند تفاهم میان دولت‌ها در سطوح منطقه‌یی و بین‌المللی برای ایجاد قواعد بازی می‌باشد. نقش ایالات متحده در رسیدن به چنین تفاهم و ایجاد قواعد بازی برای تنظیم روابط میان کشورها یک امر اجتناب‌ناپذیر است.

چهارم، افغانستان در وسط یک بازار سه میلیارد نفری قرار داشته و دارای موقعیت و سرمایه‌ی طبیعی به ارزش تریلیون‌ها دالر می‌باشد. در حالی که ما به سوی رفاه منطقه‌یی نزدیک‌تر می‌شویم، باید اجازه ندهیم تا تروریزم جهانی، این روند را به عقب برگرداند. بنابراین، سرمایه‌گذاری در بخش‌های ترانزیتی، انرژی، زیربناها و اتصال منطقه‌یی از طریق افغانستان، می‌تواند به عنوان ابزار موثر برای برچیدن بساط فقر، ایجاد امیدواری به آینده و تحکیم رفاه و ثبات در منطقه و جهان تلقی گردد.

پنجم، من به عنوان یک مسلمان درک می‌کنم که جهان اسلام و تمدن درخشان اسلامی که همواره روی عدالت، صلح و تعادل تأکید داشته، از سوی تروریزم به گروگان گرفته شده است. تروریستان با استفاده سوء از ارزش‌های اسلامی، برای توجیه اهداف غیراسلامی‌شان استفاده می‌کنند. از آنجایی که آنها هیچ‌گونه نمایندگی از ارزش‌های اسلامی ما نمی‌کنند، سکوت اکثریت مسلمانان در برابر آنان، می‌تواند زمینه را برای استفاده سوء از ارزش‌های والای اسلامی فراهم سازد. بنابراین، نیاز است که صدای اکثریت خاموش به یک صدای واحد در محکومیت اعمال تروریستی که تحت نام اسلام انجام می‌پذرد، مبدل گردد.