داکتر اشرف غنی
داکتر اشرف غنی

از پروژه به پروګرام: چارچوب جدید مشارکت میان دولت و مؤسسات غیردولتی

از پروژه به پروګرام: چارچوب جدید مشارکت میان دولت و مؤسسات غیردولتی

سخنرانی در نخستین کنفرانس ملی مؤسسات غیر دولتی تحت عنوان نقش و اهمیت مؤسسات در کاهش فقر و انکشاف متوازن

نکات اساسی

  • حساب‌دهی: مصارف باید نتایج واضح و قابل سنجش داشته باشند.
  • پروګرام‌ها: تمرکز روی ابتکارات بزرگ، مؤثر و قابل گسترش.
  • اولیت به مردم: مردم را در قدم اول قرار دهید؛ از قاعده «آسیب نرسانید» پیروی کنید.
  • جوانان: جوانان محرک رشد اجتماعی و اقتصادی هستند.
  • زنان: زنان رهبری می‌کنند و به صورت فعال به انکشاف شکل می‌دهند.
  • اقتصاد: به جای کمک، روی تولید و صادرات سرمایه‌گذاری کنید.
  • حکومتداری: مؤسسات باید از قانون پیروی کرده و استراتژی خود را همسو سازند.
  • استراتژی: پلان‌ها باید مشکلات، فرصت‌ها و اهداف را واضح تعریف کنند.
  • پایداری: موفقیت‌های ثابت شده را در سطح ملی گسترش داده و تکثیر کنید.

 

۲۰ حوت ۱۳۹۶

بسم الله الرحمن الرحیم

خواهران و برادران عزیز، اعضای محترم جامعه مدنی، اعضای محترم سازمان‌های غیر دولتی، اعضای محترم کابینه، سفرا، مهمانان بین‌المللی، مستور صاحب و داکتر صاحب قیومی، السلام علیکم و رحمة الله و برکاته!

لومړی تر ټولو درته ښه راغلاست وایم، ښه راغلاست!

مستور صاحب ته مبارکي ورکوم چې په یوې ډېرې مهمې موضوع باندې یې یو منظم بحث ته زمینه برابره کړې او د دې بحث نتایج هم د افغانستان ولس ته، هم د افغانستان دولت او ټولنې ته خاص اهمیت لري، نو له ټولو نه غواړم چې په بحثونو کې هر اړخیز ګډون وکړئ او ټول مسایل په اساسي توګه وڅېړئ.

دا چې ستاسې مؤسساتو په ۱۳۹۵ کال کې ۸۵۱ میلیون ډالره مصرف کړي دي، نو معلومېږي چې تاسې مهم لوبغاړي یئ. په دې مملکت کې ۸۱۵ میلیونه ډالره کمې پیسې نه دي. په ځانګړې توګه، تاسې د MDG او SDG په برخو کې زموږ شریکان یئ او هیله ده هغه ناکامي چې (MDG) برخې کې وه د (SDG) برخې کې تکرار نه شي. لومړۍ موضوع دا ده، ستاسې له ټولو مصروفیتونو او ټولو مصرفونو سره (MDG) کې موږ ناکامه یوو او موخه باید دا وي چې (SDG) کې بریالي شوو. زه نورو ارقامو ته ضرورت نه لرم چې په نتیجې باندې قضاوت وکړم. که په (MDG) باندې بریالي وی نن به ټولو یو بل ته چکچکې وهلې، اما معلومېږي چې هم لاس ته راوړنې لرو او هم جدي مشکلات لرو. دا چې کومې منابع تاسې مصرفوئ نو باید حسابدهي، توازن، کیفیت، مؤثریت، مثمریت، مساوات، پایداری او شفافیت په کې په پام کې ونیول شي. دا هغه معیارونه دي چې تاسې یې هر ورځ تکراروئ. دا ستاسې د بحثونو او د نړیوالو بحثونو ثمره ده، نو هیله ده چې اوس له بحث او شعار نه موږ اندازه ګیری ته لاړ شوو او یو بل ته ځواب ووایو. آیا ۸۵۱ میلیون ډالره هم په مؤثره توګه استعمال شوي؟ آیا په متوازنه توګه مصرف شوي؟ نور ټول یې تاسې ته معلوم دي. اما لومړی غواړم، د افغانستان د یوه وګړي په حیث او د افغانستان د جمهور رئیس په حیث له لڼد مهاله او منځ‌مهاله تاثیراتو نه مننه وکړم.

من چند بخش را به طور مثال می‌گیرم، مثال‌ها به مراتب زیادتر بوده می‌تواند. اول در بخش صحت، چیزی را که شفاخانه ایمرجنسی روزانه انجام می‌دهد، واقعاً از دستاوردهای بزرگ سکتور غیر دولتی برای مردم افغانستان است. - به روح تمام شهدای سکتور غیر دولتی و شهدای قوای امنیتی و دفاعی خصوصاً مردم ملکی ما دعا می‌کنیم - فعالیت شفاخانه ایمرجنسی هزارها نفر را از مرگ نجات داده و این قابل تقدیر است. همچنین شفاخانه FMIC که مردم فرانسه و نهاد آغاخان در آن فعال هستند، در زندگی هزارها طفل و زن تغییرات آورده و این هم یک نمونه‌ی بارز است. این دو را مثال می‌دهم از جهت اینکه این‌ها تنها یک شفاخانه نیستند، این‌ها به نهادهای دوامدار بدل شدند و ضرورت واضح این است، این خدمات که امروز در کابل وجود دارد، در جاهای دیگر برایش تقاضا موجود است. از همین خاطر وزیر صاحب مالیه موافقه کرد که یک میلیون دالر از بودجه دولت هم سال گذشته و هم امسال تنها برای شفاخانه ایمرجنسی سهم بگیریم و در این بخش‌ها نوع مشارکت ما تنها لفظی نیست؛ ما حاضر هستیم که امکانات زیادتر را در اختیارشان بگذاریم. من می‌خواهم از داکتران بدون سرحد، خصوصاً از خاطر تصمیم‌شان که به کندز برگردند، ابراز امتنان کنم. در جلسه گذشته کابینه تمام امکانات زمین برایش فراهم شده و مردم کندز روز شماری می‌کنند که این نهاد مهم و بی طرف، خدمات صحی خود را دوباره برای مردم کندز، تخار و بغلان ارائه کند. ما می‌خواهیم از شبکه‌های داکتران افغان در اروپا، امریکا، کانادا، آسترالیا، هند، پاکستان و ایران هم ابراز امتنان کنم. داکتر صاحب طاهر همایون سال‌ها است که در یک کلینیک در کلکان کمک می‌کند. داکتر صاحب بابری سال‌ها است که هر سال چند هفته خود را همراه گروپ شبکه‌های داکتران از آمریکا اختصاص می‌دهند. داکتر صاحب قدرت الله مجددی هر سال دو یا سه ماه را در دورترین ولایات افغانستان در سخت‌ترین شرایط سپری می‌کند و قضا نمی‌شود. همچنین داکتر رحیم کریم از آلمان و دیگران و خصوصاً من می‌خواستم از بچه مامایم داکتر تمیم کریم ابراز امتنان کنم، دفعه پیشتر که آمد، من هنوز رئیس‌جمهور نبودم، دو هفته فرصت این را نداشت که مرا ببیند؛ چون او داکتر مغز است و همیشه عملیات می‌کرد. من از این روحیه ملی مهاجرین افغان از صمیم قلب تشکر می‌کنم و امید داریم که داکتر صاحب فیروز [وزیر صحت عامه] و داکتر صاحب مستور امکانات زیادتر برای‌شان فراهم شود.

د کرنې په برخه کې اول زه غواړم له (پي ماین) نه مننه وکړم. داکتر صاحب کیمورا په دې خاورې باندې هغه تاثیر درلودلی چې سلهاو نورو مؤسسو نه دی درلودلی. برای همکارانی که خبر ندارند، ۱۲ هزار و ۵ صد هکتار زمین که خشکه یا مطلق صحرا بود، به سه فصل، به زمین دارای آب مبدل شده، ۷۵۰ هزار درخت که ۹۸ فیصدش گرفته و غرس شده، از آن ۶۵۰ هزار نفر مستفید شدند و کلش به قیمت چهار میلیون دالر. ۲۰ سال است که داکتر صاحب ناکامورا و گروپ داکتران جاپانی، همکاران عزیز ما در کنر و ننگرهار، مثل که خود داکتر صاحب ناکامورا به پشتو درجه اول می‌گوید: لبونی سیند به لبوني افغانان مهاروي، دوی مهار کړ او موږ له دوی نه مننه کوو. از ادارات ماین پاکی من خاصتاً - که یک قسمت زیادی رهبری افغانستان آن را جناب فضل و دیگران به دوش داشتند - در ایجاد شرایط بازسازی خصوصاً در پاک‌سازی ماین‌ها در زراعت ابراز امتنان می‌کنم و همچنین یک نمونه دیگر Seeds of Hope که در شمالی و جاهای دیگر کارهای مثبت انجام داده‌اند.

در بخش اقتصاد، من می‌خواهم از زردوزی ابراز امتنان کنم. په کندهار کې تاسې ټولو ته معلومه ده چې زر دوزي څومره تاثیر لري، اما له هغه نه ډېر زه غواړم از نصف دنیا تشکر کنم. وقتی که کمک بین‌المللی بر زردوزی قطع شد، فعالین زن افغان به این اکتفا نکردند؛ بلکه کل کسانی را که از پیش به کمک ضرورت داشتند، انسجام دوباره دادند. نصف دنیا امروز واقعاً یکی از افتخارات افغان است. زنانی که هیچ وقت از خانه نه برآمده بودند، امروز تولید می‌کنند و یک سرعت عظیم اقتصادی را ایجاد کرده‌اند. بخشی که امروز تشریف ندارد که باید باشند، سیستم استاد - شاگردی ماست. یک میلیون جوان را سیستم استاد - شاگردی نان می‌دهند. زیادترین تولیدکننده کار در این مملکت، سیستم استاد - شاگردی است. این‌ها بخش واقعی سازمان‌های غیر دولتی را تشکیل می‌دهند و در این بخش من می‌خواهم خاصتاً از نظام زکات تاجران ما ابراز امتنان کنم. از مایکروکریدیت زیاد شنیدیم، مگر نمی‌فهمم چند تا از همکاران خبر دارند که تاجران ما یک نوع خاصی زکات را ایجاد کردند که برای متشبثین جوان به مال زکات می‌دهند و این‌ها را زیر تربیت می‌گیرند، از یک یا دو هزار افغانی شروع می‌شود تا ختم سال تا صدهزار افغانی به کریدیت برای‌شان رسیده می‌تواند و یک سیستم عجیب و کارآمد است که نتایج بسیار زیاد دارد و امکان این از نگاه عرف و فرهنگ ما ان‌شاءالله‌تعالی روز به روز زیادتر خواهد شد.

از منیژه وافق و همکاران‌شان برای ایجاد اتاق صنعت تجارت زنان، من خاصتاً می‌خواهم ابراز امتنان کنم و تدارکات ملی تصمیم گرفته که ۵ فیصد تمام قراردادها را برای زنان متشبث اختصاص دهد.

در بخش معارف و میراث فرهنگی، اول من می‌خواهم از لیسه معرفت تشکر کنم، و همچنین شیرجان صاحب و دیگرها که زحمت‌های زیادی در این بخش کشیده‌اند؛ اما معرفت۱ واقعاً یک مؤسسه نمونه است، آقای رویش یک چیزی را ایجاد کرده که دختر و پسر افغان با یک اتکای خاص همراه دنیای امروز برخورد دارند.

شین کلی په هلمند کې دی او داکتر صاحب کوچی چې اوس په کلیفورنیا کې دی، زما تره نه دی، یو بل کوچی دی او د هلمند دی چې تضاد منافع ذکر نشود، بار، بار تخریب شوی، اما داکتر صاحب کوچی ور باندې اتکاء لري، ځکه شین کلي کې دی روزل شوی بیا بیروت ته لاړ او په طب کې داکتر دی، په کلیفورنیا کې. دا اقدامونه سړي ته ښیي چې په شخصي کچه هم معارف ته خدمت شوی دی.

در قسمت معارف من خاصتاً می‌خواهم از کمیته سویدن ابراز امتنان کنم، زمانی بود که کار وزارت معارف و وزارت صحت عامه افغانستان را کمیته سویدن انجام می‌داد، کمیته سویدن از جمله کمیته‌هایی بود که هیچ وقت بعد از سقوط حکومت داکتر نجیب، افغانستان را ترک نکرد و تداوم و زحمات‌شان خصوصاً در زمان طالبان که به هزارها معلم افغانستان کمک رساندند، همیشه در تاریخ ما از جمله افتخارات خواهد بود.

از دیده‌بان شفافیت می‌خواهم ابراز امتنان کنم که هم در شورای عالی حاکمیت قانون و هم در شورای عالی تدارکات و غیره ادارات می‌آیند.

در بخش مهاجرین، فعالیت کمیته‌های کانادا، دنمارک، هالند، صلیب سرخ، ناروی، انگلستان و دیگر مؤسسات همیشه قابل چشم‌گیری بود. هشت میلیون افغان که دوباره به آغوش کشور برگشتند، بدون سهم فعال این‌ها و کمک‌های‌شان امکان نداشت. امید است، نام‌هایی را که من گرفتم، نمایندگی از کمی دانش من کند، نه از فعالیت‌های شما، چون کسانی را که من زیادتر می‌شناختم، نام گرفتم و امیدم این است که جناب مستور صاحب همراه همکارها به یک کتاب منظم برسید که دستاوردهای مشخص همه نهادها تثبیت شده باشد تا تشکری را زیادتر کنیم.

تصویر کوچک و متوسط قسمی که گفتیم، دستاوردهای زیاد دارد اما اجازه راکړئ چې لوی تصویر ته لاړ شوو. در تصویر بزرگ، بدبختانه پیشرفت اساسی صورت نگرفته است؛ با وجود ۱۷ سال کمک سخاوتمندانه جامعه بین‌المللی در هر معیاری SDG&MDG ما در کم‌ترین درجه قرار داریم و این یک ناکامی جمعی دولت و مردم افغانستان و همکاران غیر دولتی ما است. تصویر کوچک باید به تصویر بزرگ ارتباط پیدا کند.

دوم، در بخش توازن، انکشاف غیر متوازن بود؛ کابل افغانستان نیست، وزیر اکبرخان، کابل نیست؛ افغانستان، افغانستان است؛ و با نهایت احترام، امنیت به یک دلیل بدل شده تا به یک حس ابتکار.منگل و جاجی از دوتا امن‌ترین ولسوالی‌های افغانستان است، کدام انجو در آنجا قدم رنجه کرده است؟ از تصویر امنیت ما تا شرایط امنیت باید سرش یک بحث اساسی شود. در دایکندی چه قدر بی امنیتی است؟ باید یک بحث اساسی داشته باشیم که شرایط امنیت به چی نوع است و ابتکارات ما در چیست؟

مثال موسسه ساساکی را من برای‌تان می‌دهم، ۱۷ سال بود که تمام نهادهای ملل متحد و نهادهای غیر دولتی همراه ما کمک کرده نتوانستند که یک شهر قابل زندگی را در کابل ایجاد کنیم.

کجا بود نظریات؟ من دو سال تنها به UNH منتظر شدم؛ اما غیر از اینکه مفکوره بیان کند، دیگر کاری نکرد. ما ساساکی را استخدام کردیم، امروز ان‌شاءالله‌تعالی در ظرف سه تا چهار سال شما شاهد تغییرات اساسی در زندگی کابل و ۹ شهر دیگر افغانستان خواهد بودید.

یعنی همه چیز به پول تعلق ندارد، اندیشه فعال هم به کار است و نکته دوم این است، مکانیزم نهادهای محترم غیر دولتی پروژه‌ای بوده، وقتی که ۵۱۹۸ پروژه تنها در سال ۱۳۹۵ باشد، آیا مدیریت این مؤثر است، آیا پروژه با پروژه امکان دارد؟ یک کشور دنیا را به من نشان بدهید که اتکا به نهادهای غیر دولتی در آن موجب محو فقر یا پیشرفت اساسی شده باشد، آیا نوع کار با پروژه‌ها به استناد پروژه‌های کوچک درست است؟ مصرف مدیریتی این چه قدر است؟ نتایج این را کی اندازه می‌کند، مقدار تکرار در اینها چه قدر است، ما به یک بحث اساسی ضرورت داریم.

نکته دیگر این است که آیا این شکل پایدار است یا نی؟ مهم‌ترین بخش غیر دولتی را، مقایسه کنید؛ کار علماء کرام افغانستان را بنگرید، حداقل ۱۶۵ هزار مسجد، به اعانه مردم در افغانستان آباد شد و یک تعداد قابل ملاحظه این مساجد جامع است، این یک سهم‌گیری وسیع را نشان می‌دهند.

آیا نهادهای غیر دولتی ما یک اساس پایدار اقتصادی در جامعه و اقتصاد ما پیدا کرده‌اند یا نه و اگر کمک‌های بین‌المللی ختم شود - که ختم شدنی است - اتکا به کجا خواهد بود، تداوم این‌ها از کجا خواهد بود؟ تعهد ما همراه جامعه بین‌المللی دهه تحول است و در ۲۰۲۴ دهه تحول به ختم می‌رسد و باید پیشرفت داشته باشیم، بنابراین نوع مدل باید مورد بحث همه همکاران قرار بگیرد.

مثمریت، خصوصاً در بخش‌هایی که نهادهای دولتی همراه دولت کار می‌کنند، باید وجود داشته باشد. همراه وزارت صحت عامه، وزارت انکشاف دهات و خصوصاً وزارت محترم زراعت، من از بنیانگذاران این پروگرام‌های ملی بودم وقتی که مسئولیتم بود؛ اما بعد از ۱۰ سال آیا ضرورت به بازدید است یا نه؟ چیزی که توجه می‌خواهد، این است که مقدار پروگرام صحت برای زنان در محروم‌ترین ولایت افغانستان کمتر شده نه زیادتر. آیا مقیاس بررسی واضح و قابل استناد است یا اینکه بررسی در کابل صورت می‌گیرد، نقش مردم در بررسی چه رقم بروز داده می‌شود؟ آیا مردم به صورت واضح نتایج را بررسی می‌کنند یا نه؟

همچنین شفافیت مصرف باید مورد بحث قرار بگیرد، انجوها همیشه دولت را توصیه به شفافیت کردند و ما توصیه‌شان را به دل و جان قبول کردیم، خصوصاً بودجه امسال را که از آن کرده شفاف‌تر بودجه نداشتیم و ان‌شاءالله هر سال چنین خواهد بود؛ اما آیا انجوها بودجه واحد دارند؟ دولت بودجه واحد دارد، ملل متحد ان‌شاءالله‌تعالی چند روز بعد بودجه واحد را ارائه خواهد کرد، بودجه واحد انجوها چه وقت ایجاد خواهد شد؟ از سال ۲۰۰۲ خواسته دولت افغانستان این بوده که انجوها باید با بودجه واحد بیایند، آیا شریک هستیم و اگر شریک هستیم، باهم چطور کار می‌کنیم و اندازه مؤثریت را متقابلاً چه رقم می‌بینیم؟

که دلته اجازه راکړئ چې نړیوال انځور ته لاړ شوو. ۱۹۸۰ کلونه انجیوګانو ته طلايي کلونه وو. دا لسیزه طلايي لسیزه وه. په دې معنی چې هلته باور دا و چې دولت هم ناکام پاتې دی او اقتصاد هم ناکام پاتې دی، ځواب په انجیوګانو کې دی. در ۱۹۴۵ تعداد کل انجوهای جهانی از ۵۰ کمتر بود، در سال‌های ۱۹۸۰ از صد هزار بروز کرد و زیادتر شد، بنابراین یک فضای نهایت مستعد بود که در این، مردم آماده بودند؛ اما در سال‌های ۱۹۹۰ خصوصاً اندرسن۱ در کتاب مهمش دونوهارد، یک نکته واضح بحث را شروع کرد. معیاری که جناب وزیر صاحب اقتصاد و تمام همکاران برای‌تان پیشنهاد می‌کنند، این است که آیا پرنسیب دونوهارد رعایت شده یا نه؟ نیت پاک است، در نیت من هیچ شک ندارم، آیا در نتایج، پرنسیب دونوهارد - که صدمه نرسانید که پرنسیب اول دوکتورا و داکتر صاحب‌ها است - رعایت شده یا خیر؟

حس وابستگی خودش هارم (ضرر) است، آیا ما حس ابتکار و استقلال را ایجاد می‌کنیم یا حس وابستگی، باید وضاحت داشته باشیم.

هیتی یک نقطه عطف بود. به اندازه‌ای که کشور هیتی بررسی شده - من یک کاغذ طویل نوشتم در سال ۲۰۰۸ - هیچ کشور دیگر بررسی نشده است و چیزی نشان داد این بود که جای دولت را نهادهای غیر دولتی گرفته نمی‌تواند. تا یک سیستم واضح دولت‌سازی وجود نداشته باشد، نهادهای دولتی موفق بوده نمی‌تواند. وظایف دولت و نوع مشارکت آن باید اساسی تعریف شود؛ اما بدون دولت‌سازی، انجوها خلا را پر کرده نمی‌توانند. از این جهت نکته اساسی در اینجاست - با نهایت احترام - که بعد از سی سال هنوز هم کلمه انجو استفاده می‌شود.

Non-governmental organization, what is the positive definition? I know you don't want to be a government, but what are you? Necessary to governments or non-government? What is the positive message? "non "is not a positive agenda, with enormous respect . So what is your positive message?

ترجمه: سازمان غیردولتی، تعریف مثبت چیست؟ من می‌دانم که نمی‌خواهید حکومت باشید، اما شما کی‌ها هستید؟ لازمه‌ی حکومت هستید یا غیر دولت؟ پیام مثبت چیست؟ - با احترام زیاد - «غیر» فاقد اجندای مثبت می‌باشد. پس پیام مثبت شما چیست؟

در سال‌های ۲۰۰۰ یک بررسی واضح صورت گرفته که هر سه بعد با هم در تعادل بوده است، یعنی اینکه کدام کارها را جامعه مدنی انجام می‌دهد، کدام کارها را یک بازار متحرک و کدام کارها را یک دولت حسابده؟

من می‌خواهم چند مثال حال را بگویم که ارزش پول، تسهیلات و یا ابتکار را بسنجیم. د خان سټیل نوم به مو نه وي اورېدلی. خان سټیل په افغانستان کې د فولادو د تولید لومړنۍ فابریکه ده، ۳۵ میلیونه ډالره پانګونه وشوه، ۳۳ فیصده د افغانستان واردات يې په فولاد کې قطع کړل او ټول يې له داغمه موادو دي چې اوس په فولادو بدل شوي. آیا تاسې ماته مثالونه ښودلی شئ چې سل میلیونه ډالره چې ستاسې له خوا مصرف شوي دي کوم درد يې په اساسي توګه دوا کړی او څه رقم تغیرات يې راوستي؟ د پیسو اهمیت باندې باید پوه شوو.

یا مثال دیگر: در قانون تدارکات، ۲۵ درصد ترجیح را برای تولیدات داخلی آورده‌ایم. در نتیجه این، ۱۹ سکتور صنعتی ما به خودکفایی رسیده و ۱۱ سکتور دیگر ما در حال خودکفایی است. آیا مثال‌هایی را که این رقم نتیجه‌ی پالیسی داشته باشد، از نتیجه بحث‌های‌تان پیشنهاد کرده می‌توانید یا نه؟

دهلیز هوایی

ما یک مشکل جدی داشتیم که هر سال صادرات میوه‌جات ما با خطر مواجه می‌شد. ۸۸۵ هزار دالر سر ایجاد کوریدور هوایی به هندوستان مصرف شد. ۳۰ میلیون دالر در صادرات ما ازدیاد آمد و نتیجه‌اش این است که باغبان و دهقان - جناب درانی صاحب و همکاران‌شان که شما همراه‌شان کار دارید - زنجیرهای ارزش را به صورت اساسی ایجاد کردند.

زیادترین سرمایه‌گذاری در پروسس و این‌ها در کندهار و کابل و دیگر ولایات در حال رخ دادن است. از نگاه اقتصاد ما چطور تأثیرات زنجیر ارزشی را ایجاد می‌کنیم؟ مردم افغانستان صدقه نمی‌خواهند، ارزش می‌خواهند.

از نگاه دیپلوماسی اقتصادی، این پول نیست؛ این تمرکز است و نظریات سازنده شما به کار است. ۷.۵ میلیارد دالر سر تاپی سرمایه‌گذاری می‌شود. افغانستان موقعیتش برای بار اول به حیث یک دهلیز ارتباطی بین آسیای مرکزی و آسیای جنوبی تثبیت شد، از این خاطر کل مردم افغانستان جشن گرفتند. پروگرام کاسا، انتقالات برق یا خط‌آهن تأثیرات این‌ها را ما چطور می‌سنجیم به طور مقایسه‌ای. جناب مستور صاحب و همکاران باید یک جدول مقایسه‌ای تأثیرات موجود باشد. پول محدود است، حالا زیادترین تأثیر را در امحای فقر و در ایجاد شرایط انکشاف چه دارد؟ اگر چارچوب بین‌المللی تغییر کرده، من می‌خواهم یک قسمت مواد را سر تغییر ماحول ملی خدمت‌تان ارائه کنم.

د ټولنې په حيث موږ یوه ځوانه ټولنه یوو. د مرکزي احصائیې وروستي ارقام چې جناب لانډر صاحب او ملل متحد ورسره مرسته کړې ده، ښيي چې زموږ ۵۷ اعشاریه ۵۰ فیصده وګړو عمر له ۲۰ کلونو کوز دی. ۵۷.۵۰ فیصد مردم ما سن‌شان از ۲۰ پایین است. ۷۴.۱۵ فیصد مردم ما سن‌شان از ۳۰ پایین است. از نتیجه کمک‌ها و اقداماتی که شما کردید، خصوصاً در بخش صحت و پایین آوردن مرگ و میر، ما با یک جامعه جوان سر و کار داریم. آیا تصویری که از افغانستان ارائه می‌شود، از یک جامعه جوان است یا از نسل من؟

افغانستان در حال یک تحول بنیادی جوان شدن است. تعداد کسانی که عمرشان از ۶۰ بالاست از ۵ فیصد پایین است؛ اما نسل ما معلومدار است که بروز کرده، حالا ظرفیت‌ها و تغییر نقشی که این نسل نو بازی می‌کنند، باید درک شود. هر روز که من این نسل را و این ۷۴ درصد را می‌بینم، واقعاً امیدواری‌ام صد چند می‌شود. واقعاً روزی نیست که افراد وابسته به این نسل، زنان و مردان ابتکار نداشته باشند و مهم‌ترین تغییر در دیدگاه این‌ها، خواهران، برادران و همکاران عزیز چیست؟ اینها مصرفی نیستند؛ بلکه نسل تولیدی هستند. در هرات من چهار ساعت همراه جوانان تیر کردم که هر کدام‌شان نظرات نهایت خاص داشتند که مقدار مولودیت زمین و آب به چه رقم بالا برود؟ نوع استفاده ما چه قسم شود؟ شرایط کار را چطور ایجاد کنیم؟ این نسل ما نسل وابسته نیست، نسل متکی به خود است و می‌خواهد پیشرفت داشته باشد.

دوم: نقش زنان افغانستان به صورت بنیادی تغییر کرده. این زنان - که من افتخار حضور در محفل روز هشت مارچ را داشتم و جناب صافی صاحب حضور داشت - زنانی هستند که برای خود صحبت کرده می‌توانند، نه تنها که صحبت کرده می‌توانند؛ بلکه صحبت می‌کنند و با وضاحت مشکلات را درک می‌کنند و هم راه چاره را. نقش زن افغان نمایشی و سمبولیک نیست؛ اصولی است. لطفاً همراه زن افغان دیگر به حیث خواهر، مادر و دختر نبینید؛ زن افغان را به حیث زن ببینید و همراهش به حیث زن و یک مؤلد عمده تحرک اجتماعی و اقتصادی کار کنید. آن عقده‌هایی را که داشتیم ان‌شاءالله‌تعالی در یک جا گذاشته شده، یک روز از نگاه تاریخی سرش بحث خواهد کردیم اما ظرفیت فعلی زنان را درک کنید.

مهم‌ترین نکته ما به حیث یک جامعه این است که ما باورمند شدیم. این خاک به ما تعلق دارد و ما مسوولش هستیم. هم مسوول مشکلات و راه‌های حلش هستیم. حس مالکیت ما بالا رفته است.

دو، از نگاه اقتصاد: لطفاً طرف ما به حیث کشوری که به صورت دایمی مبتلا به فقر باشد، نبینید. عادت این هست که ۱۷ سال دوام کرد، شاید ۴۰ سال دیگر هم دوام کند. فقر طبیعی نیست و قابل قبول نمی‌باشد. این قابل قبول ما نیست که هر شب یک بر سه مردم ما گرسنه به خواب بروند. بحث فقر بدبختانه در حاشیه رانده شده است و بحث فقر زیادتر - با تمام احترام - به شعارها مبدل شده تا پروگرام‌های عملی. فقر را درک کنیم. با این امکاناتی که تکنولوژی فراهم می‌کند، چطور است که بررسی فقر ما دو سال بعد از وقت ارائه می‌شود؟ اگر فقر جدی است، چرا هر شش ماه نمی‌توانیم؟ اگر فقر را جدی می‌گیریم چرا تأثیر هر پروژه، پروگرام، دالر و هر افغانی را سر امحای فقر نمی‌سنجیم؟ مهم‌ترین پیغام من در بخش اقتصاد خدمت همه این است، موږ ته خدای ﷻ هر څه راکړي دي. موقعیت ما در حال مبدل شدن به طلاست. هر رقم که نقشه آسیا را ببینید، افغانستان بی جای در قلبش قرار ندارد. آسان‌ترین راه رسیدن به هر بخش آسیا و در بخش دیگر آسیا از راه ما و آسیای مرکزی است و بعد از ۱۱۷ سال ما افتخار داریم که جزء لاینفک آسیای مرکزی شدیم. ما نقطه وصل هستیم نه یک کشور محاط به خشکه و ابتکارات این باید جزء بحث عمومی ما باشد. اگر سر شهرهای خود گپ می‌زنیم، در ۲۱ ولایت افغانستان یا سرحد داریم یا در خط دیورند واقع شدیم، این ۲۱ ولایت کلش مراکز ارتباط باید باشد نه انفصال. نقطه وصل هستند.

دوم، آب ما حیاتی شده هم از نظر خطر و هم از نظر فرصت مدیریت.

سوم، امکانات معادن، نفت و گاز ما.

کشوری که ۲۴۰ میلیارد تن آهن و ۲۲۰ میلیارد تن مرمر دارد، چطور به یک کشور صادراتی بدل نشود؟

از این جهت نکته بنیادی ما این است که دو چیز را به صورت اساسی باید به حیث یک دولت هدف قرار دهیم.

یک، در چند سال آینده افغانستان باید عوایدش به ۸ میلیارد دالر برسد، اگر ۸ میلیارد دالر عواید تولید نکنیم، وضعیت ما همین طور خواهد بود.

من نمی‌خواهم که به دنیا همیشه با دست گدایی بروم، ما سرمایه‌گذاری می‌خواهیم نه کمک. کمک ضرور است از نگاه پروگرام‌های اجتماعی اما نکته اساسی ما این است که باید به یک کشور سرمایه‌گذار مبدل شویم، از وزیر صاحب مالیه و همکاران‌شان من خاصتاً ابراز امتنان می‌کنم که در سخت‌ترین شرایط عواید افغانستان را ۳۳ فیصد زیادتر بلند کردند؛ اما حالا هدف واضح ما باید این باشد که چشمه عایداتی ما مشخص باشد و چشمه عایداتی از خاطر این نیست که سر هر کس فشار بیاوریم؛ بلکه از خاطر این است که اقتصاد را انکشاف بدهیم. با ۳.۵ فیصد رشد ما به جای نمی‌رسیم، رشد ما حد اقل به ۸ فیصد و بعد از آن زیادتر شود تا ما بتوانیم مسئله نفوس را حل کنیم.

دوم ما یک کشور وارداتی بوده نمی‌توانیم، مثلی که جناب منصور صاحب شما ذکر کردید که واردات ما ۹ چند صادرات ما است و خصوصاً تراژیدی ما در این است که اکثر واردات ما، زراعتی و تولیدی است که چیزی که خودمان می‌توانیم تولید کنیم. بناءً در این ماحول، ضرورت واضح است که تصویر شریک‌تان در دولت هم بدل شود. به این معنی برای سال‌ها شما با دولتی سر و کار داشتید که حاضر نبود، قبول کند که فساد حاکم است، حکومت وحدت ملی مشکلات خود را هم می‌فهمد و راه حل آن را نیز. ما انواع تصمیم‌گیری را تغییر دادیم، تمرکز ما به حیث میراث این حکومت این نیست که ما به حیث فرد چی کردیم؛ بلکه این است که چه قسم نهادها را به وجود آوردیم، تمام شوراهای عالی را ببینید، مشارکت سکتور خصوصی، مشارکت جامعه مدنی؛ و بحث آزاد در بین وزارت‌ها وجود دارد، و تغییر نسلی را همکاران ما درک کنند، ۴۹ فیصد کابینه افغانستان، امروز عمرشان از ۴۰ پایین است، اداره ما یک اداره بی کفایت نیست، یک اداره‌یی است که امروز دارای کفایت خاص است و سر همکاران زن و مرد، من افتخار می‌کنم.

این اداره در تضاد با نهادهای غیر دولتی نیست، حس مشارکت و هماهنگی می‌خواهد؛ اما یک اداره‌یی است که صاحب اجندای انکشافی است. با نهایت احترام، انجو تا حالا قادر نشدند تا یک اجندای انکشافی را برای افغانستان ارائه کنند، فرصت‌تان این است که در این مجلس یک اجندای انکشافی را ارائه کنید تا ببینیم که قوت فکری، آمادگی و سازماندهی‌تان به چه اندازه است.

باز هم تکرار می‌کنم که زنان تصمیم‌گیرنده و در وزارت‌های کلیدی هستند و در وزارت‌های کلیدی خواهند آمد، خصوصاً حالا که ما پیشنهاد صلح را ارائه کردیم، نقش زنان ما در اداره و اجتماع روز به روز قوی‌تر خواهد شد.

مهم‌ترین مسئله برای ما تفکیک بین استراتیژی بد و خوب است، استراتیژی بد عدم استراتیژی نیست؛ بلکه استراتیژی بد است، چون بین تحلیل، پیشنهاد راه حل و هدف یک ابهام وجود دارد.

من یکی از اسناد را خواندم، یکبار برای شورای عالی صلح نوشته کرده بودند، کلمه استراتیژی در هر دو پاراگراف می‌آمد، اگر در هر دو پاراگراف کلمه استراتیژی بیاید، معنی‌اش استراتیژی نیست، خواهش من این است که این کلمه را برای چند ماه از قاموس خود بکشیم و به صورت عملی اجرا کنیم.

استراتیژی خوب بسیار ساده است: مشکل چیست، موانع راه چیست، فرصت‌ها چیست، نقشه راه چیست و هدفش چیست و چه باید کنیم تا به آن برسیم؟

ترتیب کردن استراتیژی‌ها به یک استراتیژی تولید پول بدل شده است، می‌آیند که استراتیژی را نوشته کنید و باز می‌گویند که ما را بگیرید. نوع مصرف پول در افغانستان باید خواهران و برادران به صورت بنیادی تغییر کند، کیفیت مصرف باید بالا برود و قیمت مصارف باید به صورت بنیادی پایین بیاید نه اینکه زیادتر شود، ما به سرتاسر حکومت و دولت تمرکز داریم و می‌خواهیم که پروگرام‌های اصلاحی را عملی کنیم، یک نمونه این، یک تغییر بنیادی در شاروالی‌های افغانستان است، ۲۸ شاروال را پیش از این و چهار دیگر را من دیروز انتخاب کردم که به اساس یک رقابت بسیار آزاد و یک تحرک عظیم آوردم، جوان‌ترین شاروال افغانستان در قلعه‌نو، زیادترین کمک را برای زنان متشبث کرده، یک تعمیر ۴۰۰ اطاقه را خاص برای زنان متشبث اختصاص داده است. ما با یک نسل نو رهبری در ولایات هم هستیم و در مرکز هم.

پیشنهاد من خدمت‌تان در آخر چیست؟ یک آجندای پیشنهادی برای یک بحث، پیشنهاد اولنم خدمت‌تان این است چې دا ۱۷ کاله په اساسي ډول او په کلکه وڅېړئ، انجیوګانو څومره مصرف کړې؟ نتایج يې څه دي؟ لاس ته راوړنې يې څه دي؟ او له دې نه موږ څه نتیجه اخلوو؟ څو يې په ځان مصرف کړي دي، ټولې يې څومره مصرف کړي او خصوصاً د بېوزلۍ په لرې کولو کې يې څومره مصرف کړي دي او دویم هغه خدمات، هغه لاس ته راوړنې چې مؤثري دي هغو ته څه ډول توسعه ورکړل شي؟

 

یعنی چیزهای مثل شفاخانه ایمرجنسی چطور به یک شبکه مبدل می‌شود. ولایتی در افغانستان نیست که امروز درخواست شفاخانه ایمرجنسی نکند، یا در بخش فرهنگی، ولایتی نیست که قلعه اختیارالدین، باغ بابر و یا ترکیبش را نخواهد و ما حاضر هستیم تا در این بخش‌ها همکاری کنیم، نقاطی که نتیجه مثبت داده بدون اینکه فشار بیاید به چه اندازه وسعت داده شده می‌تواند و پیشنهاد دوم این است که حکومت و دولت بودجه خود را شفاف ساخته و حساب می‌دهد، تمام چیزهای پنهان در بودجه، خارج شد، همه بودجه به صورت شفاف در دسترسی ملت و سازمان‌های بین‌الملل خواهد بود، و ملل متحد موافقه کرد که بالآخره به یک UN که بودجه اینها هم به صورت شفاف در اختیار مردم افغانستان و دنیا قرار می‌گیرد. حالا صدای ما سر انجوها این است که بودجه ۸۵۰ میلیون دالری شما یا هر چی که هست به صورت شفاف در اختیار مردم قرار داده شود، پنج نهاد هماهنگی خوب است؛ اما مگر یک وب‌سایتی که به صورت شفاف همه چیز را داشته باشد به مراتب بهتر است. پیشنهاد سوم این است که از پروژه‌ها به پروگرام‌ها برویم، پروگرام‌های ملی نتیجه داده و نوع پروگرام‌گزاری نتیجه داشته، خصوصاً در قسمت میراث فرهنگی ما. میراث فرهنگی ما در حال ضایع شدن است، ده‌ها بالاحصار، صدها مسجد و مقبره ما، میراث دعوای مختلف شده است. نکته دیگر این است که استراتیژی نهادهای غیر دولتی و جامعه مدنی چیست؟ اهداف چیست؟ چی دستاوردها باشد که دستاوردها به صورت واضح قبل از قبل تعیین شود و نقشه راه رسیدن به این چیست؟ از این جهت بحث ما سر استراتیژی باید به نتایج استوار باشد، کدام نتیجه را به دست می‌آوریم و به چی شیوه؟ چه نوع همکاری به کار است تا یکدیگر را مسوول قرار داده بتوانیم. نتیجه به صورت واضح به چه شکل می‌آید و نکته آخر، لطفاً اول لومړیتوب خلکو ته ورکړئ او صدمه مه ور رسوئ.

I would like to thank you, my conclusion is very simple .Please put the people first and act on the principal of do not harm, if that is achieved the rest will go forward .I would like to thank all of you, for your years of engagement .A lot of you have become Afghan in heart so you carry two hearts not one, we highly respect that .Our people are delighted when one of you says upon leaving which is thank God not permanent, you come back that you have left your heart in Afghanistan .There is nothing that moves us more on behalf of very grateful people, let me acknowledge your contributions, let me state that we look forward to the partnership but a partnership that truly takes that current context of global uncertainty into account, old ways of doing business will not do .Seeking exemptions on NPA is not a good idea .It really stretches credibility Madam ]indiscernible .[Why do we need to take the agents of brain drain from the government, please think twice .On taxation, the Ministry of Finance will work with you on task force but we need to know wheat from chaff .A blank amnesty, I will not give unless there are specific reasons .I am willing to entertain but it really shocked me that several hundred of the NGOs are not willing to give reports, that is unacceptable .In that regard, I will take action and I will close them down, that is my obligation and duty .If people do not respect the government they have no place here .Yes, of course the government has a lot of problems, and on the NGO law I will order that it will be given priority, we want to work with clear transparent rules of the game, but the rules of the game that are mutually respected .Nobody is above the law, this country has got enough people who do not adhere to the rule of law, we do not want the NGOs to become another part of non-compliance culture, so please take compliance seriously.

ترجمه: باز هم می‌خواهم از شما تشکری کنم، نتیجه صحبت من بسیار ساده است. لطفاً مردم را در قدم اول در نظر بگیرید و به اساس قاعده «دیگران را آسیب نرسانید» عمل کنید، اگر چنین شود، متباقی کار به پیش خواهد رفت. باز هم می‌خواهم از شما تشکری کنم، به خاطر سال‌ها سال کمک‌های شما. یک تعداد زیاد شما قلباً افغان شده‌اید و شما دو قلب دارید نه یک قلب، و این برای ما قابل احترام است. برای مردم ما جای خوشی است، وقتی شما می‌گویید که می‌روید، خدای ﷻ نکند که برای همیشه بروید، شما دوباره بر می‌گردید به خاطری که قلب خود را در افغانستان گذاشته‌اید. هیچ چیزی ما را به اندازه مردم سپاسگزار متأثر نمی‌سازد، باز هم از همکاری‌های شما من تشکر می‌کنم و باز هم برای شما می‌گویم، ما منتظر همکاری‌های‌تان هستیم که واقعاً شرایط مبهم جهانی را در نظر بگیرید که با شیوه‌های کهنه انجام این کار ممکن نخواهد بود. استثنای ساختن اداره ملی تدارکات نظر خوبی نیست و از خانم گام نیز تشکر می‌کنم و وزیر صاحب مالیه در ارتباط اینکه چگونه می‌خواهید باهم کار کنیم، شما را همکاری خواهد کرد و همچنان از شما می‌خواهم که بدانم، البته برای شما معافیت داده نخواهد شد تا زمانی که دلیل وجود نداشته باشد، به خاطری که صدها انجو که نمی‌خواهند راپور بدهند، قابل قبول نیست که در این راستا اقدام خواهد صورت گرفت و دروازه‌های‌شان را بسته خواهم کرد، این مکلفیت و وظیفه من است. اگر مردم دولت را احترام نکند، پس جای‌شان در افغانستان نیست. البته دولت مشکلات بسیار زیاد دارد و مطابق مؤسس غیر دولتی من هدایت می‌دهم که در اولویت قرار بگیرد و در این بخش کار کنند و به شکل شفاف کار شود و قوانین و مقرراتی ایجاد شود که به نفع

همه باشد، هیچ کسی مافوق قانون نیست، در این کشور ما قانون‌شکنان بسیار زیاد داریم و نمی‌خواهم که مؤسسات غیر دولتی هم از فرهنگ قانون‌شکنی پیروی کنند. به این خاطر لقطاً رعایت از قانون را جدی بگیرید.

یشه سین افغانستان!
ژوندی دې وي افغانستان!
پاینده‌باد افغانستان و موفق باشید!