مشارکت منطقهای و رهبری استوار: تأمین آینده افغانستان و رفاه آسیای مرکزی
هفتمین کنفرانس قلب آسیا – پروسه استانبول – باکو، آذربایجا
نکات اساسی:
- همکاری منطقهای: نیاز مبرم به تقویه همکاریها برای مقابله با چالشهای مشترک.
- قدردانی از آذربایجان: سپاسگزاری از میزبانی باکو و حمایت از برنامههای انکشافی افغانستان.
- ارجگذاری به رهبران: قدردانی از نقش سازنده و حمایتهای دوامدار شرکای منطقهای.
- بستر جهانی: استقبال از استراتژی جدید ضد تروریزم و تأکید بر حلوفصل سیاسی.
- نقش افغانستان: اعاده جایگاه تاریخی افغانستان به عنوان قلب آسیا و چهارراه تمدنها.
- مبارزه با تروریزم: موفقیت نیروهای امنیتی در سرکوب گروههای تروریستی و داعش.
- مبارزه با مواد مخدر: نابودی لابراتوارهای پروسس و ضرورت همکاری جدی بینالمللی.
- اتصال منطقهای: اهمیت حیاتی پروژههای زیربنایی در پیوند میان آسیای مرکزی و جنوبی.
- ظرفیتهای اقتصادی: تمرکز بر منابع غنی آب، معادن و زراعت در چارچوب تجارت آزاد.
- دیدگاه صلح: صلح پایدار از طریق مذاکره با طالبان و همکاری صادقانه پاکستان.
- پروسه کابل: برگزاری نشست دوم تحت رهبری و مالکیت کامل دولت افغانستان.
باکو، آذربایجان
بسم الله الرحمن الرحیم
جلالتمآب رئیسجمهور علیاف، وزرای محترم، رؤسای هیئتها، خانمها و آقایان و دوستان عزیز؛
ما در شرایطی با هم دیدار میکنیم که نیاز به همکاریهای منطقوی هرگز تا این حد مبرم نبوده است. فرصتهای بزرگ اقتصادی ما را به خود فرا میخواند؛ اما شبکههای مخرب فراملی و سازمانهای جرمی ما را تهدید میکنند. جغرافیا ما را همسایه ساخته است؛ اما لیدرشپ (رهبری)، دیدگاه مشترک، اراده سیاسی و توجه مداوم به مدیریت، ما را به شرکایی مبدل خواهد کرد که در یک دنیای به هم پیوسته، به دنبال امنیت ملی و رفاه خویش در چارچوب امنیت منطقوی و جهانی هستیم.
جناب رئیسجمهور؛ اجازه دهید در ابتدا از شما و مردم آذربایجان جهت میزبانی از ما در شهر تاریخی و رو به رشد باکو سپاسگزاری نمایم.
قدردانی از نقش آذربایجان و اصلاحات آن
رهبری شما در گشایش «مسیر شمالی» برای امنیت ما حیاتی بوده است. تبدیل شدن این مسیر به «دهلیز لاجورد» و یک سیستم ترانزیتی چندوجهی، آن را به قلب اتصال اقتصادی منطقه و جهان مبدل خواهد کرد. سربازان شجاع شما از طریق مأموریتهای ایساف (ISAF) و حمایت قاطع در امنیت ما سهم گرفتهاند و ما از اعلان اخیر شما مبنی بر افزایش حمایتهای نظامیتان استقبال میکنیم.
شما درک عمیقی از مشکلات و چشماندازهای ما نشان دادهاید؛ درکی که برخاسته از تجربهی خودتان در میراثِ جنگ اعلانناشده، بیجاشدگان داخلی، فقر، جنایت و فساد است. موفقیت شما در غلبه بر این مشکلات ــ که افزایش تولیدات ناخالص داخلی (GDP) شما از ۵.۳ میلیارد دالر در سال ۲۰۰۰ به ۷۵.۲ میلیارد دالر در سال ۲۰۱۴ گواه آن است ــ به ما در تلاشمان برای دستیابی به ثبات و رفاه اعتمادبهنفس میدهد. تنوعبخشی سیستماتیک اقتصاد شما از طریق اصلاحات پایدار، الگوهایی هستند که ما بر اساس آنها در حال پیشروی هستیم. شما از طریق یادگیری مستقیم و اشتراکگذاری تجارب، بهترین نوع همکاری تخنیکی را به ما ارائه میدهید و من مشتاقانه منتظر امضای توافقنامه «تشویق و حمایت متقابل از سرمایهگذاری» و سایر موافقتنامهها میان دو کشور در جریان امروز هستم.
سپاسگزاری از میزبانان قبلی و سازمانهای منطقوی
وزرای عالیقدر و رؤسای محترم هیئتها؛ جناب رئیسجمهور اردوغان در زمان صدارت خویش، مفهوم «پروسه استانبول - قلب آسیا» را تبیین کردند. ما از رهبری ایشان در این پروسه و حمایت قاطع و مداوم دولت ترکیه از مأموریتهای ایساف و حمایت قاطع، سپاسگزاری میکنیم. ما بسیار خرسندیم که شما بار دیگر میزبان ما خواهید بود. همچنین از لیدرشپ رئیسجمهور نظربایف و دولت قزاقستان، رئیسجمهور شی و دولت جمهوری مردم چین، صدراعظم شریف و دولت پاکستان، و صدراعظم مودی و دولت هند بابت میزبانی از نشستهای قبلی این گروه عالیقدر قدردانی میکنیم.
من که برای چهارمین بار به نمایندگی از افغانستان در این نشست حضور دارم، شاهد پلتفرمی هستم که در حال کسب عمق و گسترهی بیشتری در درک مسائل کلیدی و ایجاد مشارکتها برای تحقق اولویتهای ماست. این پروسه جایگزین نه، بلکه متمم کار سایر سازمانهای مهم منطقوی مانند اکو (ECO)، سارک (SAARC)، سازمان همکاریهای شانگهای (SCO) و دیگران است. از رئیسجمهور بردیمحمدوف و دولت ترکمنستان برای میزبانی از نشست «ریکا ۷» (RECCA VII) سپاسگزاری میکنم، جایی که بر سر ایجاد همسویی میان پروسه ریکا و قلب آسیا توافق صورت گرفت. همچنین تشکر ویژهای دارم از رهبران و دولتهای کشورهای اشتراککننده و حامی بابت پشتیبانیشان از این پلتفرم.
بستر استراتژیک جهانی و ایالات متحده
خانمها و آقایان؛ بستر جهانی برای تداوم شتاب در اولویتهای ما عالی است. با اعلان اخیر استراتژی پرزیدنت ترمپ برای مبارزه با ترور و ثبات جنوب آسیا، مشارکت پایدار افغانستان با ایالات متحده و جامعه جهانی تجدید و جهتدهی شده است. ما از این استراتژی که نقشهراهی برای تأمین آیندهی افغانستان در یک منطقهی امن ایجاد میکند، استقبال میکنیم. ما به تمام زنان و مردان کشورهای متحد که در کنار ما خدمت کردهاند، بهویژه کسانی که قربانی نهایی را دادهاند، ادای احترام میکنیم.
این استراتژی تمام ابزارهای قدرت آمریکا را منسجم میسازد و این پیام را میرساند که گروههای طالبان و حامیانشان نمیتوانند از طریق نظامی پیروز شوند. تنها از طریق یک تصفیه سیاسی (حلوفصل سیاسی) است که میتوانیم به صلح پایدار دست یابیم؛ موضوعی که دوباره به آن باز خواهم گشت.
نقش تاریخی افغانستان و چالشهای کنونی
اشتراککنندگان عالیقدر؛ شاعران و تاریخنگاران از سه مفهوم برای تبیین جایگاه متمایز ما در آسیا استفاده کردهاند: «قلب آسیا»، «دروازههای هند» و «چهارراه» (Roundabout). اقبال، شاعر بلندآوازهی پاکستان، آن را چنین سروده است: آسیا پیکری از آب و گل است که ملت افغان در آن پیکر بسان دل است. از فساد (ناآرامی) دل، آسیا در فساد؛ و از صلاح (آرامی) دل، آسیا در صلاح.
«دروازههای هند» مفهوم حاکم در جریان «بازی بزرگ» قرن نوزدهم بود که به عنوان توجیهی برای دو تهاجم در آن قرن و ساخت خطوط آهن به حیث ابزاری برای نمایش قدرت مورد استفاده قرار گرفت. با این حال، «تاینبی» تاریخنگار بریتانیایی، کارکرد تاریخی ما را با مفهوم «چهارراه» (The Roundabout) به بهترین شکل ترسیم کرد؛ مکانی که ایدهها، انسانها و کالاها به آن سرازیر شده، از آن عبور کرده و با هم تعامل داشتند. «فردریک استار» در کتاب اخیر خود، «روشنگری ازدسترفته»، این کارکرد را برای افغانستان و تمام آسیای مرکزی به تصویر میکشد؛ چرا که ما واقعاً چهارراه تمدنها و فرهنگها بودیم.
این تبارشناسی ضروری است؛ زیرا تصورات ما از حال و لیدرشپ ما برای آینده، ریشه در حافظه و درک ما از گذشته دارد. اما برای بازگشت به «اینجا و اکنون»: ویرانیهایی که بر مردم ما تحمیل شده، جنگی «در» افغانستان نیست، بلکه جنگی «بر سر» افغانستان است. به عبارت ساده: شبکههای تروریستی فراملی و سازمانهای جرمی فراملی که توسط برخی دولتها تحمل شده یا به حیث ابزار پالیسی (سیاست) استفاده میشوند، در تلاشاند تا موقعیت جغرافیایی ما را به بستری برای بیثباتسازی منطقه و جهان تبدیل کنند. ما از تحلیلگران و پالیسیسازان میخواهیم به سه سوال کلیدی و مرتبط پاسخ دهند:
آیا ۲۰ گروه تروریستی فراملی و قاچاقبران مواد مخدر میتوانند بدون بستری که گروههای طالبان فراهم میکنند، فعالیت کنند؟ آیا گروههای طالبان گردانندگان اصلی اقتصاد جرمی و مواد مخدر نیستند که تأمین مالی این جنگ را بر عهده دارند؟ آیا طالبان میتوانند بدون حمایت و پناهگاه (Sanctuary) فعالیت کنند؟
ما، مردم و دولت افغانستان، در مقابل، مالکیت مشکلات و راهحلهای خود را بر عهده داریم و بیوقفه تلاش میکنیم تا کشورمان را به «قلبی در وفاق با آسیا و جهان»، «دروازههای اقتصادی شبهقاره» و «چهارراه آسیایی» مبدل سازیم.
تلاشهای مبارزه با تروریزم
دوستان و شرکای عزیز؛ ما در مبارزه با تروریزم، به «استراتژی مبارزه با تروریزم سازمان ملل متحد مصوب ۲۰۰۶» پایبند هستیم؛ استراتژیای که از همه کشورهای عضو میخواهد تا تروریزم را «در تمام اشکال و مظاهر آن، توسط هر کس، در هر کجا و با هر هدفی که مرتکب شود، به طور مداوم، صریح و شدید محکوم کنند؛ زیرا تروریزم یکی از جدیترین تهدیدها علیه صلح و امنیت بینالمللی است».
متأسفانه گزارشهای ضمیمه نشان میدهد که حمایت برخی دولتها از تروریزم، هنوز هم به عنوان یک چالش بنیادی برای جامعه جهانی باقی مانده است. ما به عنوان یک شریک، متعهد به مقابله با تهدیدات تروریستی در منطقه و آماده گسترش همکاریهای خود با همه کشورها هستیم. جنگ علیه ترور تنها مشکل افغانستان یا منطقه نیست؛ موج پنجم خشونتهای سیاسی و تروریزم، تهدیدی علیه بشریت و پیمانهای دشوار بهدستآمدهای است که شهروندان و دولتها را به هم پیوند میدهد. از آنجا که موفقیت ما در افغانستان برای امنیت منطقوی و جهانی حیاتی است، باید اطمینان حاصل کنیم که روایتهای ما منعکسکننده الگوهای نوظهور و موفقیتهای ما باشد. نادیده گرفتن متن و روح استراتژی مبارزه با تروریزم سازمان ملل، بعدها پشیمانی و پیامدهای ناگواری به همراه خواهد داشت.
برخلاف پیشبینیها، ما موفق شدیم امر بهظاهر ناممکن را محقق کنیم: یعنی تضمین بقای دولت و نظام برخاسته از قانون اساسی در جریان سه سال گذشته. هزینه این کار هولناک بوده است. قلب من هر روز [از این هزینهها] میشکند، اما مصمم به پیروزی هستم. من با اطمینان اعلام میکنم که نیروهای دفاعی و امنیتی ما اکنون به سمت یک جنگ تهاجمی علیه شبکههای تروریستی و کارتلهای مواد مخدر در حرکت اند. من در حال دو برابر ساختن تشکیلات نیروهای قطعات خاص و سه برابر کردن حجم نیروی هوایی هستم تا تروریستها را شکست داده و امنیت مردم را بیشتر تأمین کنم.
امروز، کماندوهای افغان از هر پنج عملیات، چهار مورد آن را به طور مستقل و بدون حمایت ایالات متحده و ناتو انجام میدهند. ما افغانها مالک این نبرد هستیم و از مرحله دشوار عبور کردهایم. نیروهای ویژه ما – یعنی «قطعه خاص» و «کماندوها» – هرگز در هیچ نبردی شکست نخوردهاند و انشاءالله هرگز نخواهند خورد؛ آنها در حال مبدل شدن به یکی از بهترین نیروهای ویژه در سطح منطقه هستند. من به عنوان سرقوماندان اعلی و به عنوان یک «رئیسجمهورِ جنگ» – وظیفهای که جلالتمآب علیاف نیز ناچار به انجام آن شدند – به شجاعت و قهرمانی نیروهای دفاعی و امنیتی خود درود میفرستم و از فداکاری، لیدرشپ و مهارتهای مدیریتی همکارانم در رهبری بخش دفاعی و امنیتی و کابینهای که از آنها حمایت میکند، قدردانی میکنم.
من که از نخستین رهبرانی بودم که درباره خطر «داعش» هشدار دادم و برای مقابله با آن بسیج شدم، اکنون مایه تعجب و بسیار غمانگیز میبینم که یک روایت دروغین و مغرضانه مبنی بر بیتفاوتی یا بدتر از آن، تبانی مقامات افغان با این شبکه پلید، تبلیغ میشود.
در سال گذشته، کماندوهای ما با موفقیت از قندوز، لشکرگاه، ترینکوت و فراه دفاع کردند، واحدهای «سرخ» طالبان را شکست دادند و داعش را در هم کوبیدند. داعش در ایجاد پایگاهی برای خلافت خودخواندهاش در افغانستان شکست خورد. داعش در حال فرار است؛ در جنوب ننگرهار، در اچین، کنر و توره بوره؛ داعش در حال کشته شدن و پاکسازی از خاک افغانستان است.
ما به طور مستمر در حال نابودی تواناییها و قلمرو داعش هستیم. در سال گذشته، ما بیش از ۱۵۰۰ عملیات زمینی مشترک و ۳۰۰ حمله هوایی علیه آنها انجام دادیم. ما ۳ تن از رهبران، بیش از ۲۵۰۰ جنگجو و بیش از ۲۰۰ تن از اعضای آنها را دستگیر کردیم. بازجویی از جنگجویان اسیر شده و بهرهبرداری از اطلاعات استخباراتی به واحدهای عملیاتی ما اجازه داد تا به مخفیگاههای تمویلکنندگان، طراحان و جلبکنندههای آنها حمله و آنها را بازداشت کنند. ما خاک افغانستان را از داعش پس گرفتیم. عملیاتهای ما بیش از ۱۰۰۰ استحکامات و موضع جنگی داعش را نابود کرد و سلاح و تجهیزات بیشماری به غنیمت گرفت. سال گذشته آنها ۹ ولسوالی را در کنترول داشتند، اما اکنون تنها هستههای کوچکی از آنها باقی مانده است. داعش از حمایتهای خارجی منزوی شده است. سلاح، تدارکات و جنگجویان آنها رو به پایان است؛ آنچه از داعش باقی مانده در کوهها گیر ماندهاند تا از گرسنگی بمیرند. ما خواهان همکاری کامل منطقوی برای ایجاد مکانیسمهای تأیید و هماهنگی جهت نابودی کامل این تهدید هستیم.
تلاشهای مبارزه با مواد مخدر
خانمها و آقایان؛ سازمانهای جرمی فراملی، به ویژه کارتلهای مواد مخدر، تهدیدی برای امنیت منطقه و جهان و لکه ننگی برای همه ما هستند. ما با تأسف افزایش سطح کشت در سال ۲۰۱۷ را تأیید میکنیم، اما میخواهیم تلاشهای خود را علیه قاچاقبران و لابراتوارهای پروسس مواد مخدر با شما شریک سازیم. طی ۱۱ ماه گذشته، ما بیش از ۲ تُن هروئین، ۶۴ تُن مورفین، ۴۰۰ تُن تریاک، ۲۵ تُن چرس و چندین هزار کیلوگرم مواد کیمیاوی پیشساز را کشف و نابود کردهایم. ارزش خیابانی این مواد در داخل افغانستان ۳۵۲ میلیون دالر تخمین زده میشود.
با این حال، تلاشهای اخیر ما علیه مراکز پروسس مواد مخدر است که نشاندهنده قاطعیت ما در این عرصه میباشد. در سلسله عملیاتهای نیروهای قطعات خاص و کماندوهای ما، داراییهایی به ارزش تخمینی ۵۰ تا ۷۰ میلیون دالر [از قاچاقبران] نابود شده است. این عملیاتها نه تنها ادامه خواهد یافت، بلکه به بخش جداییناپذیر پلان امنیتی چهارساله ما مبدل خواهد شد.
تلاشهای ما لازم است اما کافی نیست. به عنوان یک کشور محاط به خشکه، مواد مخدر از طریق کشورهای همسایه ما قاچاق میشود. ما از اداره مبارزه با مواد مخدر سازمان ملل (UNODC) میخواهیم تا تخمینهای خود را درباره فیصدی قاچاق از طریق منطقه و توزیع سود میان کشتکنندگان، پروسسکنندگان، قاچاقبران، کشورهای ترانزیت و کشورهای مصرفکننده ارائه دهد. رسیدگی به منافع مالی این تجارت که گفته میشود بخش عمده آن به اروپا میرود، یک وظیفه و چالش مهم بینالمللی است. ما همه مسئولیتهای مشترک داریم و افغانستان آماده همکاری با همه ذینفعان در این عرصه است.
اتصال منطقوی و همکاریهای اقتصادی
اجازه دهید به موضوع اتصال منطقوی بپردازم. نخست، بیایید بپذیریم که پس از سالها کار، ما دیگر تنها درباره «حرف زدن» حرف نمیزنیم. ما واقعیتِ همکاریهای منطقوی را خلق کردهایم. بگذارید چند مثال کوتاه بیاورم:
اول در بخش انرژی؛ خطوط انتقال برق هر روز در حال افزایش است. در چهارم دسمبر، من موافقتنامهای را با رئیسجمهور ازبکستان امضا خواهم کرد که جریان ۱۰۰۰ میگاوات برق دیگر را تضمین میکند. افغانستان باور دارد که ۵ تا ۱۵ هزار میگاوات برق از آسیای مرکزی میتواند از طریق افغانستان به جنوب آسیا منتقل شود و پروژه «کاسا-۱۰۰۰» (CASA-1000) عالیترین گواه بر این مدعاست.
در بخش گاز طبیعی؛ پروژه «تاپی» (TAPI) که تحلیلگران آن را یک رویای دستنیافتنی میپنداشتند، در ماه فبروری به ولایت هرات میرسد و ما مشتاق گسترش آن و دیدن انتقال گاز به پاکستان و هند هستیم. در مورد کاسا-۱۰۰۰، افغانستان یک سال از جدول زمانی تطبیق آن جلوتر است و کاملاً در مسیر اجرا قرار دارد.
در بخش ترانسپورت؛ بندر چابهار در چند روز آینده افتتاح خواهد شد و اتصال راه آهن به افغانستان از طریق «خاف به هرات» به سرعت رو به اتمام است. ما بسیار مشتاقیم که دهلیز هند را از طریق چابهار جستجو کنیم و به همین ترتیب، خرسندیم که برای ازبکستان و قزاقستان مسیرهای اتصال به ایران و فراتر از آن به خلیج را فراهم نماییم.
در بخش دهلیز هوایی؛ این موضوع در نشست امریتسار تنها یک طرح بود، اما ما آن را به واقعیت تبدیل کردیم. من فکر میکنم در یکی از سریعترین تحولات از پالیسی به اجرا، بیش از ۷۰۰ تُن اموال تجارتی از طریق این دهلیز هوایی منتقل شد و اکنون ما در حال گسترش آن به سمت حوزه خلیج هستیم و بسیار مشتاقیم که به باکو وصل شویم. دیروز ما اولین پرواز افتتاحیه به تاشکند را داشتیم.
در بخش خط آهن؛ راه آهن ترکمنستان به آقینه رسیده است. همانطور که گفتم، پروژه خاف-هرات به سرعت پیش میرود، اما هدف اصلی که اکنون روی آن کار میکنیم، وصل کردن ازبکستان و قزاقستان به ایران، پاکستان و چین به تمام این کشورهاست. پروژه «راه آهن پنج ملت» از مرحله طرح به مرحله تمویل و اجرا در حال حرکت است.
و البته، «مسیر لاجورد»؛ جناب رئیسجمهور [آذربایجان]، من هرگز سخنرانی شما در نشست شیکاگو را فراموش نمیکنم که منابع قابلتوجهی را متعهد شدید تا هم دهلیز هوایی ممکن شود و به ویژه پیوندها ایجاد گردد؛ و من میخواهم از گرجستان و ترکیه تشکر کنم و به شما بابت این مسیر جدید تنوعبخشی [به اقتصاد و ترانزیت] تبریک بگویم. من با افتخار اعلام میکنم که افغانستان پس از ۱۱۷ سال، دوباره به عضو لاینفک جامعه آسیای مرکزی و قفقاز مبدل شده است و ما مشتاقانه منتظر تقویت این همکاریها هستیم.
دنیا در انتظار پیروزی است. ثروتهای معدنی افغانستان منتظر انکشاف، منابع آبی ما قابل توجه و پتانسیل زراعتی ما بینهایت است. یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان از نگاه مواهب الهی، توسط یکی از فقیرترین مردم روی زمین مسکون شده است؛ و این همکاریهای منطقوی است که ما را از فقر به رفاه میرساند. کمکهای خارجی این کار را نمیکند، بلکه این ما رهبران هستیم که میتوانیم مردم خود را بلند کنیم. آنچه ما میخواهیم، قواعد سازمان تجارت جهانی (WTO) برای همه ماست تا آزادانه تجارت کنیم، آزادانه تعامل داشته باشیم و آزادانه بهرهمند شویم.
دیدگاه برای صلح: پروسه کابل
اجازه دهید به آخرین و مهمترین موضوع خود، یعنی صلح در چارچوب «پروسه کابل» برگردم. صلح برای ما یک امر حیاتی است؛ صلح برای ما نه یک تجمل است و نه صرفاً یک آرزوی نیک. رنجهای ما حد و مرزی ندارد، اما به همان اندازه، ارادهی ما نیز تزلزلناپذیر است. در اینجا میخواهم از یک مادر هلمندی یاد کنم که چهار فرزندش را در راه دفاع از وطن از دست داده بود. وقتی از او خواهش کردم که پسر پنجمش را به جبهه نفرستد، رو به من کرد و گفت: «اگر پسر پنجم من نجنگد، پس کی بجنگد؟ کی از عزت این ملت پاسداری کند؟»
صلح دارای سه مؤلفه اساسی است:
نخست؛ گروههای طالبان: ما باب گفتگو را باز کردهایم و از آنها میخواهیم در پروسه سیاسی شرکت کنند تا اجازه دهند مردم افغانستان تصمیم بگیرند که چه درصدی از آنها حمایت میکنند. اگر میتوانند از طریق انتخابات به ریاستجمهوری برسند، این فرصت برایشان فراهم است؛ اگر میتوانند عضویت پارلمان را به دست آورند، این گوی و این میدان. بگذارید صندوقهای رأی جایگزین گلولهها شوند. در این خشونتها هیچ برندهای وجود ندارد؛ هر چه بیشتر به خشونت متوسل شوند، انزجار و نفرت عامه نسبت به آنها بیشتر میشود. من این سخنان را با مسئولیت کامل میگویم چون حاضر هستم ریسک کنم، اما جانشین من مقید به ارادهی مردمی خواهد بود که دیگر حاضر به معامله در پروسه صلح نخواهند بود. آنها باید درک کنند که وقت ندارند و بهتر است برای خود ساعت تهیه کنند [تا گذر زمان را بفهمند].
دوم؛ صلح با پاکستان: گفتگوی جامع دولت با دولت (State to State) برای بقای مشترک، رفاه مشترک و امنیت هر دو کشور ضروری است. زمانی که جلالتمآب لوی درستیز پاکستان به افغانستان آمدند، ما بر سه مسئله کلیدی تأکید کردیم: نیت، اراده و ظرفیت. ما برای نخستین بار سندی دریافت کردیم که امیدواریم مبنای یک گفتگو قرار گیرد، اما متأسفانه از زمان آن دیدار، ما تنها شاهد بدتر شدن شدت جنگ بودهایم. امیدواریم اینها آخرین دستوپا زدنهای یک منازعه باشد، نه نشانهای از نبود نیت برای تعامل. ما زندانی گذشته نیستیم و از همتایان و همکاران پاکستانی خود میخواهیم به آینده نگاه کنند؛ آیندهای مبتنی بر منافع و رفاه متقابل.
و در نهایت؛ شبکههای جرمی فراملی: هیچ پیشینه تاریخی برای حضور جنگجویانی که اکنون تعدادشان بیش از ده هزار نفر تخمین زده میشود، وجود ندارد. ما چگونه باید با آنها صلح کنیم؟ پریروز، ما ۶ تبعه چیچنی را در ولسوالی ازره ولایت لوگر دستگیر کردیم. ما از این مجمع عالیقدر میخواهیم که مسئولیت کشورهایی را که اتباعشان در یک کشور سوم میجنگند، مشخص کنند و در این مسئولیت مشترک با ما همکاری نمایند. ما افرادی را که دستگیر کردهایم مسترد نمودهایم و به این کار ادامه میدهیم، اما بر اساس قوانین بینالمللی، این مسئولیت کشورهاست. این یک بحث مهم است؛ زیرا تمام اختلافات سیاسی داخلی بر سر تقسیم قدرت و چارچوبهایی برای حل حقوق و وجایب است. اما چه چارچوبی برای افرادی وجود دارد که فقط قصد کشتن شما را دارند و میخواهند از خاک شما به عنوان بستری برای نقشههای پلیدشان استفاده کنند؟
پروسه کابل
در ۲۵ جنوری، ما میزبان دومین نشست «پروسه کابل» درباره صلح خواهیم بود. نخست، بگذارید از اشتراک شما در اولین کنفرانس پروسه کابل صمیمانه تشکر کنم. در ۳۱ می، کابل شاهد یک قتلعام تکاندهنده بود. اگر شجاعت و فداکاری سیزده پولیس افغان نبود، آن حادثه میتوانست به عنوان بدترین فاجعه برای جامعه دیپلماتیک در کتاب رکوردهای گینس ثبت شود. آن حمله، حمله به تمام هنجارهای متمدنانه دیپلماتیک بود. ما تاریخ هزاران ساله داریم که در آن سفرا همیشه در امان بودهاند، اما آن سنت نقض شد. ما خواهان تحقیقات بینالمللی درباره آن حادثه و شناسایی شبکههای مسئول هستیم؛ زیرا ضروری است که وقتی به طور جمعی مورد حمله قرار میگیریم، پاسخ ما نیز جمعی باشد.
پروسه کابل، «شبکهای از شبکهها» است؛ به این معنا که سایر تلاشها برای حمایت از صلح باید تحت این چتر واحد با هم همسو شوند. رهبری و مالکیت پروسه صلح باید در اختیار دولت افغانستان باشد. ما رهبران منتخب این کشور هستیم و هیچکس نباید حاکمیت ملی ما را زیر سوال ببرد. شرکا با شرکای دارای حاکمیت کار میکنند؛ وقتی شما ما را به رسمیت میشناسید و در اینجا سفارت دارید، پروسههای شما باید با ما هماهنگ باشد. این برای یک رفتار صلحآمیز ضروری است.
همانطور که گفتم صلح خواست اصلی کشور است، اما هر چه این جنگ طولانیتر شود و حملات بیمعنا بر غیرنظامیان افزایش یابد، موضع مردم سختتر خواهد شد. ما باید درک کنیم که مردم افغانستان، مانند مردم آذربایجان و دیگرانی که از جنگ رنج بردهاند، دیدگاه و نظر دارند و رهبران منتخب در یک کشور دموکراتیک، مقید به ارادهی آنها خواهند بود. ما اراده داریم که به جلو حرکت کنیم و امیدواریم که به یک گشایش دست یابیم.
نتیجهگیری
اجازه دهید با تشکر مجدد از شما جناب رئیسجمهور الهام علیاف، دولت آذربایجان و تمام شرکا، همکاران و اشتراککنندگان، سخنانم را به پایان برسانم. ما منطقهای داریم که باید در آن پیروز شویم و فرصتی داریم که امنیت نسلهای آینده را تضمین کنیم. این موضوع ارزش تأمل و تلاش را دارد. از حمایت و توجه شما سپاسگزارم.