پیشرفت انکشاف شهری ملی: ساختن شهرهای پایدار، فراگیر و قابل زندگی برای تمام شهروندان
سخنرانی در چهارمین کنفرانس ملی شهری تحت عنوان «پیش به سوی شهرهای پایدار»
نکات اساسی:
- توانمندسازی شهروندان: ترویج مسئولیت مدنی و مشارکت شهری.
- جامعه مدنی و شوراها: تقویت شوراهای محلی از طریق میثاق شهروندی.
- مشارکت بخش خصوصی: تشویق سرمایهگذاری در پروژههای شهری.
- پلانگذاری و زیربنا: اصلاح سیستمهای ترانسپورت، آب و ساختوساز.
- مدیریت زمین: ثبت جایدادها و جلوگیری از غصب زمین.
- رشد پایدار: توسعه متوازن در تمام شهرها.
- ظرفیتسازی: ارتقای تخصص از طریق آموزشهای حرفهای.
- حکومتداری و پاسخگویی: اصلاح سیستمهای اداری و مالی شاروالیها.
- همکاری ملی: هماهنگی میان دولت، شهروندان و بخش خصوصی.
- میراث تاریخی و لرلید: حفظ تاریخ و طراحی شهرهای پایدار برای آینده.
۲۷ عقرب ۱۳۹۶ | قصر سلامخانه
بسم الله الرحمن الرحیم.
وطنداران محترم، همشهریان عزیز، اعضای محترم جامعه مدنی، علماء کرام، نمایندگان سکتور خصوصی از اتاق تجارت و اتاق صنایع، اعضای محترم کابینه، داکتر صاحب قیومی، جناب کشاف صاحب، جناب انجنیر صاحب محمد خان، جناب وزیر صاحب شهرسازی و مهمانهای گرامی! اولتر از همه، به خانه خود خوش آمدید! خوش کیلدینگ! ښه راغلاست! په لیمو راغلئ!
در قدم اول لازم میدانم که تعدادی از نهادها را تبریکی بگویم. چون روحیه این کنفرانس از کنفرانسهایی که پیشتر داشتیم، یک فرق بنیادی دارد؛ در کنفرانسهای گذشته یکی از نقشهای من این بود که برای شما، توصیه کنم. امروز به فضل خداوند (ج) خودتان اختیار سکتور شهری را به دست گرفتهاید که به همهی شما تبریک میگویم.
اول میخواهم از جامعه مدنی ابراز امتنان کنم. سیاووش صاحب [از سخنرانان برنامه] تحلیلتان بجای است در هر دو مورد. تا وقتی که ما به «شهروند» بدل نشویم، صاحب شهر نمیشویم و تا وقتی که نظافت را جزء ایمان خود ندانیم، طوری که برای ما امر شده، شهرمان را نظیف نگاه کرده نمیتوانیم.
دوم میخواهم از شوراهای مردمی ابراز امتنان کنم، هم از بررسی بسیار مثبت و هم از پیشنهادهای بسیار سازندهتان. با «میثاق شهروندی» نقش شوراهای مردمی چند برابر میشود. برای بار اول در تاریخ ما است که نهتنها قریای ما از برنامه «همبستگی ملی» مستفید شدهاند؛ بلکه این بار تمام شهرهای افغانستان به صورت منسجم از برنامه «میثاق شهروندی» مستفید خواهند شد؛ اما علاوه بر آن، اختیار به دست شما است؛ حال چلنج من به جامعه مدنی و شوراهای مردمی این است که، شما چی میکنید؟ ما که اختیار، صلاحیت و منابع را در اختیارتان میگذاریم. همچنین امید است که بار دیگر، شما موفقترین شوراهای مردمی را در نظافت شهر تقدیر کنید تا یک رقابت واضح ایجاد شود؛ چون در چارچوب برنامه میثاق شهروندی، صلاحیتها به شما انتقال میکند. منابع را حکومت تا حد ممکن در اختیارتان قرار میدهد؛ اما زیادترین منبع، خود روحیه شهروندی و ملی ماست.
دویم، زه غواړم چې هم د صنایعو له اتاق نه، له جناب کمینزاده صاحب نه او هم له سوداګرو نه، جناب مومند صاحب نه د زړه له کومې مننه وکړم. خبره دا ده لکه څنګه چې مدني ټولنه موږ ته لازمي ده، همداسې موږ ته خصوصي سکتور حیاتی دی. تاسو زموږ شریکان یئ. هغه تضاد چې د خصوصي سکتور او دولت په منځ کې و، انشاءالله تعالی نشته او زه غواړم چې په اطمینان درته ووایم چې تاسو د دولت مټ یئ، بې له تاسو دولت ناتکمیله دی او مدني ټولنه بل لاس دی. نو دا چې تاسو پانګونه کړې زه مننه کوم او دا چې په خپلو پښو باندې درېدلو خوا ته روان یئ، د زړه له کومې مننه کوم.
نکته اصلی ما این است که کلانترین خطر برای آینده افغانستان، امروز بیلانس واردات ما است. از دو میلیارد دالر زیادتر مواد غذایی و از یک میلیارد دالر زیادتر مواد ساختمانی و چیزهای دیگر وارد میکنیم. یکی از اینها ضرور نیست که از خارج بیاید. برادران و خواهران! ۲۵ فیصد ترجیح را برایتان تعهد کردهایم؛ شما سرمایهگذاری کنید، در هر پروژه و قرارداد ملی برایتان اولویت داده میشود. پسان سر این مسئله برمیگردیم.
نکته اساسی این است که اگر مسکن با استطاعت بیاید یا ساختمانهای دولتی عامه اعمار شوند، کیفیت باید بالا شود و قیمت پایین بیاید. وضعیت فعلی قابل قبول برای من و مردم نیست. این چه طور است که در ممالک همجوار ما، یک کیلومتر بهترین سرک به ۲۵۰ هزار دالر احداث میشود، ما سرک درجه دوم را به ۵۰۰ هزار دالر میسازیم که آن قیمت سرک درجه اول است. یاری صاحب انشاءالله تغییرات بنیادی در این وضعیت خواهد آورد. نادری صاحب! باید بخشها را تغییر بدهیم. این وضعیت از چه میآید؟ قیمتها از این خاطر بالا بود که فضای اعتماد وجود نداشت؛ قراردادها از این خاطر گرفته میشد که تکمیل نشود. باید پول و فایده مشروع سرمایهدار را به سر دو چشم قبول کنیم، خداوند (ج) کلتان را میلیاردر بسازد. این خاک باید از این حالت که تجارت یا سرمایهگذاری دزدی باشد، برآید. یک [تنها] گوگل را ببینید. چند مملکت بودجه برابر گوگل دارد؟ [با تأکید:] از ابتکار مغز یک انسان برآمده است. ذهنیت باید تغییر کند؛ چرا که تولید ثروت، وسیله اصلی امحای فقر است. با این فقر نمیتوانیم زندگی کنیم، به این خاطر انکشاف مواد داخلی ما به نهایت ضروری است.
من همچنین میخواهم از پوهنتونها و نهادهای مسلکی – که داکتر صاحب مجددی و جناب کاکر صاحب این جا هستند – ابراز امتنان کنم. باید بفهمیم، صدها میلیون دالر را از خاطر مشوریتهای بینالمللی، برای دیزاین دادهایم. بعد از شانزده سال، این یک شرم ملی است. ظرفیت دیزاین، به صورت اساسی باید در افغانستان ایجاد شود؛ که غیر از این که سر پوهنتونها، انستیتوتها و نهادهای متخصصین ما سرمایهگذاری کنیم، ایجاد نمیشود. بناءً تفکیک و فاصله بین دولت و پوهنتونها نهتنها باید ختم شود؛ بلکه فضای همکاری همهجانبه را خواهان هستیم؛ چون قوه بشری را از کجا تربیه کنیم؟ این نوع حمایتهای تخنیکی که تمام فشار سر نهادهای دولتی افتاده و سر کسانی که از نگاه ذهنی [دانش] آماده نبودهاند، ختم شود. نسل نومان را به صورت اساسی تربیه کنیم و ظرفیت را تغییر بدهیم. من هم از اشتراکتان در کنفرانس امروز ابراز امتنان میکنم.
وزیر صاحب شهرسازی، مدال حقتان بود و امروز روز آن بود که شما باید تقدیر میشدید. جناب وزیر صاحب له گزارش نه مو ډېره مننه او د فعالیتونو نه مو هم او لا شروع د کار ده. اما خاصتاً من به وزارت محترم شهرسازی برای ایجاد این کنفرانس به خاطر یک بحث آزاد، تبریک میگویم. کنفرانسهای ما باید تشریفاتی نباشد، من را دیدهاید که آدم تشریفات نیستم، هنوز هم کورتی کهنهام را میپوشم. حرف من این است که ما به صورت افراد ذیدخل و ذینفع و به حیث یک ملت واحد و دولت منسجم، باید صحبتهای سازنده داشته باشیم. خواهش من این است که در این صحبتها، هم دستاوردها و هم کوتاهیها و فرصتها مورد نظر گرفته شوند. چون تنها راه پیشرفت این است که ما یکدست و با قوت پیش برویم. به خاطر درک مشکلات سکتور خصوصی، جامعه مدنی و شوراها از دیدگاه اینها، آیینه به دست شما است. هینداره موږ ته بېرته ونیسئ، هر وارې چې مو هینداره ولیده، د هغه زړې ښځې کیسه مو اورېدلې، ستونزه په هینداره کې نه ده، که موږ زاړه شوي یوو، ستونزه په زموږ په څېره کې وي، اما تاسو حق لرئ چې هینداره ونیسئ راته او هینداره مو چې راته ونیوله موږ به په ډېر صبر او غور خپل مشکلات لرې کړو، ځکه دا زموږ مشترک مشکلات دي.
اداره مستقل ارگانهای محلی را من تبریکی میگویم. جناب پوپل صاحب رښتیا هم، له کله چې بیک صاحب راغلی، بیک صاحب ته هم تبریکي ورکوو، خصوصاً چې پښتو یې ډېره ښه شوې ده، ځکه چې لور یې ورسره پښتو وايي، چاره نه لري بیچاره! [خندا]
شاروالهای موفق! همه شاروالها موفقیتهایی به دست داشتند، یک حرکت بسیار خوب به وجود آمده؛ اما خصوصاً قلعهنو، میمنه، لشکرگاه، کندهار، چاریکار، گردیز، خوست و مهترلام را که شما تقدیر کردید؛ همهشان واقعاً قابل تقدیرند. مننه!
من میخواهم در عین حال از یلانی صاحب و همکارانشان در اداره آبرسانی تشکر کنم. واقعاً از روزی که یلانی صاحب مسئولیت اداره آبرسانی را گرفته، تجربه بسیار موفقی را که در هرات داشته، سرتاسری ساخته است.
یلانی صاحب اول کاندیدای یک کار دیگر بود؛ بعد از این که من مجبورش ساختم به آبرسانی آمد. پسان شنیدم که گفته بود رئیسجمهور یک مقدار قضاوت دارد، تشکر از این که قبول کردهاید. [خنده]
اداره اراضی! جناب پیکار صاحب از زحمات همهجانبهتان تشکر. انشاءالله تعالی با پروگرامی که اراضی روی دست گرفته است، در ظرف چهار سال تمام ملکیتهای عامه، دولتی و خصوصی افغانستان در یک چارچوب واضح خواهد آمد و این زمینه واضح را برای شما فراهم میکند. آخرین ابتکار اداره اراضی این است که قیمتها سنجیده میشوند و حداقل قیمتها در هر جای، تعیین خواهد شد و حداکثر آن در دست سکتور خصوصی در عرضه و تقاضا است؛ تا ما یک ترتیب واضح داشته باشیم و بتوانیم به پیش برویم. همچنین از بخشهای دیگر، اداره زون پایتخت، شاروالی کابل و دیگران تشکر میکنیم.
هدف ما چیست؟ هدف ما «شهروند در شهر قابل زندگی و پایدار» است. بدون ایجاد فرهنگ شهروندی ما نمیتوانیم خود را شهری بگوییم. من چند سال پیش، حدود پنج سال پیش در یک پوهنتون شش ساعت را همراه حدود چهارصد نفر شاگرد از خواهران و برادران، سپری کردم. از آنها من تعریف ملکیتشان را خواستم. اکثریت اینها ملکیت خود را در داخل چهاردیواری خود تعریف کردند؛ این، شهروندی نیست. کسانی که خانه خود را پاک نگاه میکنند؛ اما کثافات خود را در سرک میاندازند، اینها شهروند نیستند؛ اینها با همدیگر بیگانه هستند و روحیه همبستگی ندارند. وقتی که پرسان میکنیم، سرک از کی است؟ میگویند سرک از دولت؛ مسئولیت پاکی سرک از کی است؟ از دولت. اما بالعکس در خیرخانه یکهزار و چندصد نفر با هم یکجای شده بودند. به ترتیب اساسی، تعریف ملکیت در آن جا از تمام گذر است. هر خانه، نمره و چراغ برق دارد و هر سرک فرعی کانکریت شده است. خانمها و اطفال، در دوران اول بهار تا خزان، از صبح تا ده بجه شب مصون هستند؛ مهمترین کارهایشان این است که در غم و شادی شریک شدند؛ زیادترین دعاوی را بین شوهر و همسر، خود محل حل میکند. کثافت را هم تجزیه میکردند.
نکته عمده، خواهران و برادران این است که این تغییرات به دست شما است. کلانترین سرمایه، سرمایه اجتماعی است؛ طوری که در قُرا، همبستگی ملی را ایجاد کرد و یک قسمت از برنامههای اولیه که در پایتخت بود. امید است که این طور باشد. در هرات دیدید، مردم خودشان در مقابل اصلاحات عقبنشینی کردند؛ چون فایده عقبنشینی را دیدند. ما باید یکدیگر را قناعت بدهیم که نفع مشترک، هدف مشترک است. اما قسمت دیگر در مورد شهرهای قابل زندگی است، که وظیفه وزارت شهرسازی و شاروالیها است، و تا به حال ما ناکام هستیم، چرا که یک شهر افغانستان ترانسپورت ندارد و کثافات را تا حال مدیریت نکرده است، یک شهر افغانستان به شمول کابل به صورت اساسی عواید خود را نمیفهمد. شش اداره مختلف در شاروالی کابل وجود داشت تا عواید را جمعآوری کنند. این، موجب فضای همکاری نیست. زمینه اصلاحات سرتاسری را کار داریم.
اقدامهای موفق انجام شده؛ باید میراث گذاشته را اصلاح کنیم. از این جهت پایدار است که مسئولیت ما و شما در قبال حال نیست. هر شهری را که ما و شما پلانگذاری میکنیم و منظم میسازید، برای دوصد تا ششصد سال آینده است. آیا لندن را فکر میکنید که هر روز سرش پلانگذاری میشود؟ آیا پاریس، ویانا، سنگاپور و یا کوالالامپور؟ یک دوره میآید که در آن کارهای بنیادی جهتدهی انجام میشود که بعد از آن بهبود است.
ما و شما خوشبختانه و هم بدبختانه در آن مرحلهای هستیم که از یک طرف مشکلات میراثی داریم – که خانم سیاووش و دیگران به آن اشاره کردند – و از طرف دیگر فرصتهایی برای ایجاد شهرهای پایدار داریم.
از خاطر حل مشکلات! نکته اول و قدمی که گذاشته شد، معلومدار که ایجاد نهادهای شهری بود؛ وزارت شهرسازی، شاروالیها و خصوصاً شورای عالی توسعه شهری. شورای عالی توسعه شهری وسیله شده که ما با همدیگر به صورت اساسی صحبت کنیم و به نتیجهگیری برسیم.
پیشنهاد من به جناب وزیر صاحب شهرسازی، وزیر مالیه و خانم اکبر صاحب که دارالانشای شورای عالی توسعه شهری را اداره میکند، این است که بعد از این باید شاروالصاحبها از راه ویدیو در جلسات اشتراک داشته باشند؛ نهتنها به کابل بیایند، باید کل اینها در آینده از راه ویدیو اشتراک داشته باشند. بیک صاحب نظریات تنها به این نباشد که شاروال «الف» یا «ب» بیاید و در بخش شاروالی خود صحبت کند، بلکه باید در بخش تمام پالیسیها نظریات اینها را بگیریم. همچنین امیدوار هستم جلسهای که بین شاروالصاحبها در کندهار صورت گرفته است، نتایج داشته باشد. پوپل صاحب د دې ترتیب وکړئ.
مسئله دیگر آب است. بدترین میراثی که به ما رسیده عدم مدیریت فکری [علمی] سر آب شهرهای ما است. تنها قلعهنو نیست که بحران آب دارد؛ کابل بحران بنیادی آب دارد. از این جهت در این سه سال، مطالعات قابل ملاحظهای انجام شده تا ما آب را مدیریت کنیم. بهزودی انشاءالله تعالی شروع کار بندی را در کابل خواهید دید که مشکل آب کابل را حل کند و دریای کابل دوباره و به صورت همهساله، جریان داشته باشد.
نکته شهری در این است که کابل با تمام اهمیتش که به حیث پایتخت افغانستان دارد، یگانه شهر افغانستان نیست که تنها مورد توجه ما قرار داده میشود. توازن شهری باید باشد. توازن شهری معنایش این است که نهتنها شهرهای بزرگ؛ بلکه شهرهای متوسط و کوچک، همه مورد توجه قرار بگیرد. طرز و روش در پالیسی ما باید ایجاد «شبکههای شهری» باشد، نه تنها شهرها.
خواهران و برادران! تراژیدی ما امروز در چیست؟ کل شهرهای ما از نگاه نان، کالا و پوشاک به واردات خارجی متکی است، په لحاظ د خدای (ج) ولې؟ هزارها سال این مملکت فرهنگ شهری داشت، شهر و ده به هم بسته بود. امروز تخممرغ پوسیده را که ۶۰ روز از عمرش تیر شده است، شما وارد میکنید؛ این قدر همت ندارید که تخممرغ را تولید کنید؟ من حاضر هستم که تمام خریداری دولت را متمرکز کنم؛ اما پیکار صاحب! واضح است که – کمینزاده صاحب امروز بسیار خوشخوی بود، شکایت نکرد – مشکل پارکهای صنعتی ما باید به صورت اساسی حل شود. پیشنهاد من به وزارت محترم تجارت و اداره اراضی این است که بانکهای زمین را ایجاد کنید و مدیریت پارکهای صنعتی و ساختن آن را به خود سکتور خصوصی واگذار نمایید. ۵۰ تا پارک میخواهید، ۵۰ تا! ۱۰۰ تا میخواهید، من میخواهم ۳۰۰ تا بسازید. بعد از این، بروکراسی مزاحمتان نمیشود، توزیع عادلانه قوانین را بنیان بگذارید، ظرفیت تخنیکی واضح شود، بانک زمین وجود داشته باشد، بعد از آن توزیع شود.
در قسمت ابتکارات. اول، میثاق شهروندی، یکی از ابتکارات عمده ما است. ۷۵۰ میلیون دالر در سه سال آینده سر میثاق شهری مصرف میشود. او داسې نه ده چې د ملي پیوستون تکرار وي. وزیر صاحب شته، این برنامه بین سکتوری و بینالوزارتی است. سکرتریتاش در وزارت محترم انکشاف دهات است؛ اما برنامه به صورت اساسی، برنامه ملی و افغانستانشمول است. من میخواهم که شهر و ده، خود را مرتبط ببینند. هر شورای شهری که ایجاد میشود، سیستم خریداری تولیدات ده را ایجاد کنید و هر شورای قریه که ایجاد میشود، همراه اتاق صنایع یکجای شود تا تولیدات صنایع خود را بخریم. په دې ټول جیبونه ډکېږي.
موضوع دوم، برای مردم کابل و کل افغانستان – [اشاره به انتهای سالون] امانالله خان آن جا عکسش است – در ابتدای بهار انشاءالله شاهد تهدابگذاری تعمیر کمپلکسی خواهید بود که قسمت عمده ادارات دولتی از مرکز شهر به دارالامان انتقال پیدا خواهد کرد. به وزیر صاحب شهرسازی من تبریک میگویم. دو سال کامل سر دیزاین و طرح این برنامه مصرف شده و پیکار صاحب و دیگر همکاران کمک کردند. تغییر بنیادی در کابل میآید؛ پروژهای را که غازی امیر امانالله خان شروع کرد، ما ختم میکنیم و به انجام میرسانیم.
یک قسمت ابتکارات است. جناب کمینزاده صاحب تاسی د برق ذکر وکر. قیومی صاحب نه زه مننه کوم! د دوی آخري سفر اوزبیکستان ته، دي نتیجې ته ورسید، د دې پر ځای چې ۵۰۰ میګاواټه (بربنا) راشي، ۱۰۰۰ میګاواټه (بربنا) به یوازې له اوزبیکستان نه راشي. قیمت را اعلام کرده میتوانم یا منتظر سفرم است؟ په هغه برخه کې به هم ښه خبر ولرم. په ۱۵ ورځو کې زه ځم، ۱۴ موافقتنامې اوزبیکستان سره آماده دي. او کابل ښار باندې مو د کابینې په تېر مجلس کې فیصله وکړه، ترهخېل او د بادام باغ دواړه فابریکې به فعالې شي. دا انشاءاللهتعالی [سوال از یکی از حاضرین:] – چند است؟ ۱۷۰ – په دې اقدام به تاسې ته د دوو کالو لپاره ۱۷۰ میګاواټه برق فراهم شي، نو تاسې پانګونه وکړئ، انشاءاللهتعالی بربنا به راشي. اما بله برخه مو دا ده چې په برق پانګونه وکړئ، برق هم ستاسې دی. نو زما وړاندیز خصوصي سکتور ته دا دی چې راشئ په برق پانګونه وکړئ!
مسئله سوم، بانک زمین است. این دو مرحله دارد؛ یک، تمام املاک دولتی در کابل جمع شده، از تمام افغانستان در یک بانک معلومات میآید؛ دیگر این که بانک زمینِ سرتاسری عامه و دولتی است. ما اجندای شهری خود را خواهران و برادران در حالت کنونی نمیتوانیم تمویل کنیم؛ اما خوشبختانه، کلید در املاک دولتی است. ما تمام پروژه دارالامان را انشاءاللهتعالی از مدیریت زمین وزارتها و ادارات فعلی در مرکز شهر کابل میتوانیم تمویل کنیم. هر شهر ما این ظرفیت واضح را دارد. بنابراین از تمام شاروالها درخواست من این است که سر مدیریت زمین یک فکر دوباره کنند. اگر یک جای عالیترین امکانات را برای توسعه تجارتی دارد، چرا در آن جا دفتر دولتی باشد؟ ما باید بدیل را ایجاد کنیم که از هر دو طرف، یک راه اساسی پیدا شود. شیوه دیگرش مشارکت عامه و خصوصی است. کار دولت، فروش زمین نیست، ایجاد مشارکت سکتور خصوصی و دولتی است تا زیادترین کار و فعالیت ایجاد شود؛ که این نکته اساسی خواهد بود.
در قسمت غصب. قاضیالقضات صاحب به ایجاد یک محکمه خاص تصمیم گرفته است. شورای عالی حاکمیت قانون، غصب را به صورت جدی تعقیب میکند. اگر در ادارات حقوق و قضایای دولت تعللی ببینم، هر دویش از وزارت محترم عدلیه به څارنوالی انتقال میشود. به وزیر صاحب گفتهایم، تا به حال به من جواب نداده است. از کار قضایای دولت در قسمت غصب زمین، به نهایت ناراضی هستم؛ برایشان واضح است، چیزی را که من خصوصی گفتهام، عام هم برایتان میگویم. این شکل مدافعه از منافع دولت از طرف نهادها مورد قبول من نیست. تمام قضایای غصب به یکدفعه به سترهمحکمه پیش میشود؛ که یک قسمت زیاد آن از شهر کابل جمع شده است؛ اما جلوگیری از غصب! بعد از این، یکی از معیارهای هر قوماندان، والی و شاروال جلوگیری از غصب و اعاده زمین غصبی است.
در شریعت غَرّای محمدی ﷺ غصب ملکیت عامه، مدت ندارد؛ این را واضح بفهمید. غصب زمین دولتی، تابع مدت نیست. همه اینها ملکیت عامه است و به نسلهای آینده تعلق دارد که انشاءاللهتعالی پس گرفته میشود. این هم جزئی از فرهنگی بود که باید رفع شود.
در قدم آخر خواهشم است. زما غوښتنه له تاسې ټولو هموطنانو نه دا ده چې په یوه ملي بحث کې شامل شئ. ښار د ښاریانو دی، ښار د وطنوالو دی، هیله ده دا روحیه چې نن سهار موجوده وه، ټول افغانستان کې خپره شي. یعنې داسې نه ده چې ښاریان دلته دي او دولت دلته دی! په دې رقم موږ خپل مشکلات نه شوو حل کولای. خبره دا ده چې موږ یو هدف لپاره په ګډه، په مشترکه توګه ځوو او دا معنی یې دا ده چې باید ټول مسئولیت ومنوو. مسئولیت یوازې د ښاري سکتور د مسوولینو نه دی، مسئولیت یوازې د وطنوالو نه دی. موږ باید ټول سره لاس ورکړو چې اصلاحات راشي او د دې لپاره چې ښاروالۍ انتخابي شي، اول باید اصلاح شي. که نن ښاروالۍ لکه چې نور بنسټونه شوي دي، انتخابي شي سبا به په ښار کې ځمکه پاتې نه شي. نو زه غواړم خاصتاً بېک صاحب او نورو اراکینو نه چې موږ باید د دې زمینه برابره کړو چې قوي بنسټونه وي او انتخابي بنسټونه وکړی شي د ولس استازیتوب وکړي.
بناءً ما یک پروګرام عاجل اصلاحات شاروالیها را کار داریم. به طور مثال، سیستم مالی شاروالی؛ فعلاً پاسخگو نیست و این ضرورت اساسی به بازدید [بازنگری] سر نهادها را دارد، مثالهای بسیار موفق را از عواید داشتید. به صورت واضح باید مدیریت اینها و نیز استخدام در شاروالیها اصلاح شود؛ خصوصاً قانون شاروالی، یک قانون جوابده با تمام تجربههای بینالمللی زیر کار است.
رشد متوازن در داخل شهرها، تنها این نیست که بین شهرها رشد متوازن وجود داشته باشد، در داخل هر شهر من میخواهم که معیارهای بسیار واضح رشد متوازن را داشته باشیم؛ خصوصاً هدف ما باید این باشد که ساحه غیرپلانی باید به ساحه پلانی بدل شود. این عدالت نیست که در دو طرف یک سرک، قیمت زمین چهارچند فرق داشته باشد. مالکیت، از ملکیت ایجاد میشود. ملکیت هر کسی قابل تداوم و باثبات باشد و باید بفهمد که چهاردیواریاش، قلعهاش است و در آن مداخله بیرونی نمیتواند صورت بگیرد. در عین حال از خاطر این که ملکیتش دوامدار باشد، باید مالکیت شهر را به عهده بگیرد.
این (کنفرانس سه روزه) یک فرصت بزرگ است؛ امید که یک گفتمان ملی صورت بگیرد. من به حیث خادم اولتان منتظر پیشنهادات و نظریات اصلاحی و سازندهتان هستم که در عین حال باید منابع نو تمویل را مورد نظر بگیرند. ما باید مشکلات را حل کنیم. راههایی را باید بتوانیم پیدا کنیم که سکتور خصوصی را چه طور در عرضه خدمات میتوانیم داخل کنیم؛ که در عین حال هم پول ایجاد کنند و هم بتوانند خدمات ارائه نمایند.
بیا هم زه له ټولو نه مننه کوم. د کنفرانسونو په پرانستلو او دایرولو یو نوی فصل شروع شوی دی. هیله ده نور ټول سکتورونه همدا لاره تعقیب کړي چې تاسې شروع کړې او ټول ولس په یوه غږ، تر یوه چتر لاندې راولي او انشاءاللهتعالی پایلې به هغه وي چې ټول ولس یې غواړي.
تل دې وي افغانستان!
ژنده باد افغانستان!
یشه سین افغانستان!
به خیر باشید!