داکتر اشرف غنی
داکتر اشرف غنی

افغانستان در چهارراه: رهبری، اصلاحات و اتصال منطقه‌ای

افغانستان در چهارراه: رهبری، اصلاحات و اتصال منطقه‌ای

بیانیه در هفتاد و دومین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد، نیویارک

نکات اساسی: 

  • رهبری جهانی: آموختن از تاریخ برای تقویت نهادهای بین‌المللی.
  • امنیت و مبارزه با تروریزم: مبارزه با تروریزم جهت حفاظت از آزادی‌ها و ثبات.
  • صلح و گفتگو: ترویج مذاکرات بین‌الافغانی و همکاری‌های منطقه‌ای.
  • حاکمیت ملی: پاسداری از استقلال و تمامیت ارضی افغانستان.
  • حکومتداری و اصلاحات: مبارزه با فساد و ایجاد نهادهای شفاف.
  • توانمندسازی جوانان و زنان: مشارکت اکثریت‌ها در رهبری و جامعه.
  • اتصال منطقه‌ای: پیوند میان آسیای جنوبی و مرکزی از طریق زیربناها.
  • توسعه اقتصادی و اجتماعی: کاهش فقر و ایجاد رفاه بلندمدت.\

 

بسم الله الرحمن الرحیم

آقای رئیس، خانم‌ها و آقایان،

حضور من در اینجا، مرا به یاد این می‌اندازد که مردان و زنان خردمند سال ۱۹۴۵ ظرفیت بی‌نظیری برای درس گرفتن از تاریخ و عمل بر اساس آن از خود نشان دادند. آنان که در فضای «رکود بزرگ» شکل گرفته و در کوره راه فجایع جنگ جهانی دوم صیقل خورده بودند، نظم جهانی را از طریق نهادهایی پایه‌گذاری کردند که امنیت و ثبات را برای نسل‌های بعدی تأمین کند. سازمان ملل متحد، صندوق بین‌المللی پول، بانک جهانی و سایر سازمان‌ها برای هماهنگی در پاسخ به چالش‌های بین‌المللی و تبدیل کردن «جنایات علیه بشریت» به پدیده‌ای مربوط به گذشته، تأسیس شدند.

تردیدی نیست که امروزه، مقیاس، دامنه و سرعت تخیل و تلاش‌های ما هنوز با آنان برابری نمی‌کند. اما مورخان آینده، این نهادها را بر اساس چگونگی پاسخ‌دهی‌شان به چالش‌های امروز و چالش‌هایی که در آینده با آن‌ها روبرو خواهیم شد، قضاوت خواهند کرد.

ما به عنوان رهبران جهان، به دنبال قطعیت و آشنایی با قواعد بازی‌ای هستیم که بر قرن بیستم حاکم بود. اما در دنیای همیشه در حال تغییر امروز، ویژگی اصلی و زمینه‌ای که عصر ما را تعریف می‌کند، «عدم قطعیت شدید» است. تبیین این عدم قطعیت با نگاهی به تهدیداتی که اقتصاد، امنیت و ارزش‌های ما با آن روبروست، آسان است.

اجماع نوظهوری وجود دارد که اقتصادهای پیشرفته هنوز به «مدل‌های رشد مناسب» برای غلبه بر بیکاری بالا، کاهش درآمد و نابرابری ثروت دست نیافته‌اند. بنابراین، تهدید بحران اقتصادی همچنان بر سر ما سایه افکنده است.

شانزده سال پس از تراژدی ۱۱ سپتامبر، تهدید خشونت توسط بازیگران غیردولتی، شکل «موج پنجم» خشونت سیاسی و تروریسم را به خود گرفته است. این موج پنجم که توسط شبکه‌های تروریستی فراملی، سازمان‌های جنایی، جرایم سایبری و حمایت‌های دولتی از تروریسم هدایت می‌شود، وعده می‌دهد که به جای یک پدیده گذرا، تهدیدی چندین دهه‌ای برای امنیت بین‌المللی باشد. در قرن بیستم، جهان برای عقب راندن گسترش فاشیسم متحد شد تا آزادی‌های دموکراتیک تامین شود. امروز، همین آزادی‌ها مورد حمله تروریسم جهانی قرار دارند. تروریسم نه تنها حمله به جان انسان‌ها و آزادی‌های اساسی، بلکه حمله به «میثاق شهروندی» است؛ حمله‌ای به رابطه دولت-ملت با مردمش که جوامع دموکراتیک را منحصر‌به‌فرد، عادلانه و آزاد می‌سازد. ما باید به عنوان یک نیروی متحد با تهدید تروریسم مقابله کنیم و با راه حلی بلندمدت به مصاف آن برویم که با اجندای بلندمدت خودِ تروریست‌ها مطابقت داشته باشد.

و در نهایت، علیرغم گنجاندن اصول اعلامیه جهانی حقوق بشر در قوانین اساسی اکثر کشورهای جهان، جنایات علیه بشریت هنوز با تکراری دردناک رخ می‌دهد. پاکسازی قومی «روهینگیا» به ویژه تکان‌دهنده است. سکوت طولانی‌مدت «آنگ سان سوچی» تراژیک بود؛ چرا که امیدهای ما مبنی بر اینکه نماد حقوق بشر، اصل را بر قدرت ترجیح دهد، به یأس بدل شد. من از فرصت دستیابی افغانستان به کرسی در شورای حقوق بشر استقبال می‌کنم تا نقش مرکزی‌تری در بحث‌های مربوط به این موضوعات مهم داشته باشیم. ما به عنوان مردمی که هنوز جنایات علیه بشریت را تجربه می‌کنیم – که آخرین نمونه‌های آن کشتار غیرنظامیان در روستای «میرزا اولنگ» و حملات به مساجد در کابل، هرات و سایر جاها بود – مشتاقیم صدای خود را در حمایت از حقوق بشر بلند کنیم.

غلبه بر الگوهای ویرانگر و مختل‌کننده تغییر در قرن بیست و یکم، مستلزم اقدام جمعی و هماهنگ در سطوح جهانی، منطقه‌ای، ملی، محلی و فردی است. نیاز مبرم این ساعت، یک سازمان ملل مؤثر، کارآمد و مورد احترام است؛ ما باید نهادهای قرن بیستمی خود را به بوته آزمایش بگذاریم.

از این رو، به جناب عالی «میروسلاو لایچاک» به مناسبت احراز ریاست هفتاد و دومین مجمع عمومی سازمان ملل تبریک می‌گویم. می‌خواهم از تلاش‌های جناب عالی «پیتر تامسون» در دوره گذشته قدردانی کنم و جناب عالی سرمنشی «گوترش» را برای آغاز اصلاحات در سازمان ملل تمجید نمایم.

اگر سازمان ملل امروز وجود نمی‌داشت، ما مجبور بودیم آن را برای رسیدگی به نیازهای زمان خود اختراع کنیم. عمل به وعده‌های منشور و اعلامیه جهانی حقوق بشر در بستر عدم قطعیت، مستلزم بازنگری در وظایف اصلی، مهندسی مجدد فرآیندهای کاری، تجدید حیات فرهنگ و ارزش‌های سازمانی و اصلاح سیستم‌های پاسخگویی است. اگر قرار است سازمان ملل برای کشورهایی مثل کشور من مرتبط‌تر باشد، باید به عنوان «سازمان ملل متحد واحد» (One UN) عمل کند؛ اما این امر هنوز محقق نشده است. مدل موروثی آژانس‌های سازمان ملل به عنوان ابزارهای کمک تخنیکی و ظرفیت‌سازی باید تحت «آزمون بازار» قرار گیرند، یعنی ارزش در برابر هزینه و پایداری نتایج در مقایسه با روش‌های دولتی، بخش خصوصی و غیردولتی. پاسخگویی متقابل، مکانیزمی ثابت شده برای تحکیم و گسترش مشارکت‌ها و اعتمادسازی است.

بسیار مفتخرم که در برابر این مجمع عالی ایستاده‌ام تا از سوی مردم افغانستان سخن بگویم. ما ناملایمات، محرومیت و خشکسالی را با عزت تحمل کرده‌ایم؛ با تهاجم با شجاعت روبرو شده‌ایم؛ و از میهن خود با شور میهن‌پرستانه دفاع نموده‌ایم. به عنوان دولت خط مقدم در مبارزه جهانی علیه تروریسم و خط مقدم دفاع از آزادی‌های دموکراتیک، مردم و نیروهای امنیتی ما روزانه دست به قهرمانی‌های بزرگی می‌زنند.

ما نیز – به عنوان یک ملت، یک دولت و یک مردم – در حال بازتعریف و بازسازی خود هستیم تا با چالش‌ها و پتانسیل‌های قرن بیست و یکم روبرو شویم.

با اعلام اخیر استراتیژی پرزیدنت ترامپ برای مبارزه با تروریسم و ثبات جنوب آسیا، مشارکت پایدار افغانستان با ایالات متحده و جامعه بین‌المللی تجدید و جهت‌دهی شده است. ما از این استراتیژی استقبال می‌کنیم، چرا که اکنون ما را در مسیر قطعیت قرار داده است. مردم افغانستان سال‌هاست که به دنبال چنین قاطعیت و اراده‌ای از سوی ایالات متحده بوده‌اند. ما به تمام مردان و زنانی از ملل متحد (هم‌پیمان) که در کنار ما خدمت کرده‌اند، به ویژه کسانی که جان خود را فدا نمودند، ادای احترام می‌کنیم.

این استراتیژی تمام ابزارهای قدرت آمریکا را منسجم می‌سازد و این پیام را می‌رساند که طالبان و حامیان‌شان نمی‌توانند از راه نظامی پیروز شوند. تنها از طریق تسویه سیاسی می‌توانیم به صلح پایدار دست یابیم و من از تمام رده‌های طالبان می‌خواهم که وارد یک گفتگوی بین‌الافغانی شوند.

ما اکنون همچنین فرصتی برای گفتگو با همسایگان خود داریم که چگونه می‌توانیم صادقانه برای نابودی تروریسم و مهار افراط‌گرایی با هم کار کنیم. من از پاکستان می‌خواهم که با ما وارد یک گفتگوی جامع دولت با دولت در مورد صلح، امنیت و همکاری‌های منطقه‌ای منجر به رفاه شود.

دولت افغانستان ثابت کرده است که به صلح از طریق فرآیندهای داخلی خود متعهد است، همانطور که توافقنامه صلح با «حزب اسلامی» آن را نشان داد. اکنون، ما از همه همسایگان دور و نزدیک خود می‌خواهیم که از طریق «پروسه کابل» در تلاش جامع ما برای صلح و ثبات منطقه‌ای به ما بپیوندند.

با این حال، در مسیر پیش رو، ما خواستار تغییر دیدگاه شرکای بین‌المللی خود هستیم. برای مدت بسیار طولانی، منازعه در افغانستان از دریچه «جنگ داخلی» نگریسته شده است. اما این جنگ در خاک ما نیست، بلکه «بر سرِ» خاک ماست.

امروز، بیش از ۲۰ گروه تروریستی بین‌المللی با حضوری تحمیلی در خاک افغانستان فعالیت دارند. آینده افغانستان اهمیت دارد زیرا ما در خط مقدم تلاش جهانی برای ریشه‌کنی تهدید تروریسم قرار داریم. سربازان شجاع ما هر روز برای این آرمان و حاکمیت ملت افغانستان می‌جنگند و جان می‌دهند. اگرچه ما ممکن است در خط مقدم باشیم، اما این تهدید مرزی نمی‌شناسد. برای گروه‌های تروریستی که در منطقه پناه داده شده‌اند، حمله در کابل و حمله در بروکسل، پاریس، بارسلونا، لندن یا هر جای دیگر، پیروزی‌های برابری محسوب می‌شود. استراتیژی جدید پرزیدنت ترامپ شامل مختل کردن و سلب پناهگاه‌های امن از تروریست‌هایی است که انگیزه‌های‌شان مرزی نمی‌شناسد.

با این حال، تعهد قوی و پایدار شرکای بین‌المللی ما به تنهایی موفقیت جمعی ما را در افغانستان تضمین نخواهد کرد؛ ریشه‌های موفقیت در واقع در درون ما، به عنوان افغان‌ها، نهفته است.

امروز، در حالی که نزدیک به سه سال از «دهه تحول» ما می‌گذرد، ما در حال تبدیل کردن افغانستان به سکویی برای ثبات هستیم. تهداب کار گذاشته شده است. ما نقشه‌های راه اصلاحات را تدوین کرده و با قاطعیت در حال اجرای آن هستیم. از جمله، ما مفسدین را تحت پیگرد قرار می‌دهیم، به فساد در بخش امنیتی پایان می‌دهیم، سیستم‌های حمایتی (پاتروتاژ) را با سیستم‌های مبتنی بر شایسته‌سالاری جایگزین می‌کنیم و فرآیندهای مالی را شفاف می‌سازیم.

ما دست یاری به سوی کسانی دراز کرده‌ایم که قبلاً از جامعه کنار گذاشته شده بودند: جوانان، فقرا و زنان. در حالی که این افراد منبع تاب‌آوری ملت ما هستند.

نسلی که در دهه ۹۰ میلادی بزرگ شدند و اکثریت جمعیت ما را تشکیل می‌دهند، اکنون مسئولیت رهبری همه‌جانبه کشور به آن‌ها سپرده می‌شود. یک تغییر نسلی در حال وقوع است و جوانان در هر سطحی توانمند می‌شوند. این نسل، نسلی خواهد بود که دولت را به دولتی شهروندمحور و خدمات‌محور اصلاح خواهد کرد.

در میان سختی‌های غیرقابل تصور، زنان بافت جوامع ما را حفظ کردند، حتی زمانی که این بافت در حال از هم گسیختن بود. با این حال، زنان به حاشیه جامعه رانده شده بودند. این موضوع غیرقابل قبول بود و ملت ما از آن رنج برد. امروز، زنان افغان در دولت، در نیروی کار و در جامعه مدنی بیشتر از هر زمان دیگری در تاریخ افغانستان حضور دارند، هرچند هنوز راه درازی در پیش داریم. در سطوح بالا، ما ۶ سفیر زن و ۴ وزیر زن داریم. به زبان ساده، توانمندسازی زنان برای آینده ما حیاتی است.

فقرا، در کنار زنان و جوانان، اکثریت‌های عددی در افغانستان هستند که از مرزهای قومی، زبانی، جنسیتی و مذهبی عبور می‌کنند. حدود ۴۰ درصد افغان‌ها هنوز زیر خط فقر زندگی می‌کنند. تحقیقات نشان می‌دهد که فقر خود را بازتولید می‌کند، زیرا بر ساختار علمی مغز کودک تأثیر می‌گذارد. ما باید فقرا را توانمند کنیم. آن‌ها برای مدتی طولانی «اکثریت خاموش» در کشور ما بوده‌اند.

ما در حال بازسازی پیوندهای جامعه هستیم تا فرهنگ دولت خود را تغییر دهیم.

و ما نه تنها پیوندهای داخلی خود، بلکه پیوندهای منطقه‌ای را نیز تقویت می‌کنیم.

همانطور که به همسایگان خود در جنوب و آسیای مرکزی می‌نگریم، همزمان در حال تقویت اتصال ملی، جهانی و منطقه‌ای هستیم. افغانستان در قرن بیست و یکم بار دیگر به یک چهارراه چندجانبه – برای ترانزیت، انرژی، آب و معادن – تبدیل خواهد شد تا به نفع رفاه اقتصادی و امنیت کل منطقه باشد.

و ما هم‌اکنون شاهد ثمرات تلاش‌های خود هستیم. خطوط انتقال پروژه برق آسیای مرکزی-جنوب آسیا (CASA-1000) در حال اعمار است. راه آهن ترکمنستان به مرز ما رسیده است. خط لوله گاز طبیعی تاپی (TAPI) در حال ساخت است.

به عنوان بخشی مرکزی از پلان ما برای پیشرفت اقتصادی، ما همچنان با شرکای منطقه‌ای خود برای جستجوی راه‌های همکاری کار می‌کنیم.

اکنون در میان عدم قطعیت‌ها و چالش‌ها و تهدیدهای منحصر‌به‌فرد قرن بیست و یکم، می‌بینیم که چگونه افغانستان به معمایی برای رویکردهای قرن بیستمی تبدیل شده است که نظم جهانی تمایل دارد همچنان در چارچوب آن‌ها عمل کند.

در حالی که تهدید تروریسم بین‌المللی در خاک ما برای مدت بسیار طولانی بر روایت کشور ما مسلط بوده و سرنوشت مردم ما را رقم زده است، ما پتانسیل عظیمی نیز داریم تا میانجی‌گران منطقه‌ای صلح، قطب رفاه اقتصادی و مشعل ارزش‌های دموکراتیک باشیم. زادگاه «رومی» (مولانا) هنوز با پیام‌های عشق، صلح و امید طنین‌انداز است. افغانستان بار دیگر «چهارراه آسیایی» برای گفتگوی تمدن‌ها و مدلی از همزیستی و فرهنگ تسامح و تعامل خواهد بود.

من اطمینان دارم که پلان‌ها و برنامه‌های ما برای خودکفایی و اصلاحات که با تعهد شرکای بین‌المللی ما تقویت شده است، ما را در مسیر تحقق پتانسیل کامل‌مان قرار خواهد داد.

سپاسگزارم.