ډاکټر اشرف غني
ډاکټر اشرف غني

د افغانستان بدلون: سیمه‌ییز اتصال، اقتصادي فرصتونه او ملي حکومتولي

د افغانستان بدلون: سیمه‌ییز اتصال، اقتصادي فرصتونه او ملي حکومتولي

د قزاقستان، ترکمنستان او تاجکستان ته د سفرونو د لاسته راوړنو په اړه مطبوعاتي کنفرانس

مهم ټکي:

  • سیمه‌ییز اتصال: د اړیکو پیاوړتیا؛ ننګونې په فرصتونو بدلول.
  • بنسټیزې پروژې (زیربناوې): د انرژۍ او ټرانسپورټ رامنځته کول؛ د اقتصاد وده.
  • سوداګري: د سوداګرۍ او بندرونو ښه کول؛ د لګښتونو کمول.
  • حکومتولي: د خبرو اترو (ډیالوګ) ترویج؛ د روڼتیا تامینول.
  • امنیت: د دفاع پیاوړتیا؛ له متحدینو سره ګډ کار کول.
  • بشري پراختیا: د زده کړو او دندو ښه کول؛ د ځوانانو ځواکمنول.
  • د فساد ضد مبارزه: له فساد سره مبارزه؛ د شفافیت ډاډ ترلاسه کول.
  • ستراتیژیک لیدلوری: له موقعیت او سرچینو ګټه اخیستنه؛ د ودې تضمینول.

 

کنفرانس مطبوعاتې درباره دستاورد سفرهای قزاقستان، ترکمنستان و تاجیکستان

٢٠ سرطان ١٣٩٦ | ساحه قصر چهارچنار

بسم الله الرحمن الرحیم.

هموطنان عزیز، اعضای محترم کابینه، اعضای سکتور خصوصی، علماء کرام و خصوصاً ژورنالیست‌های عزیز؛ تشکر از فرصتی که امروز برابر کردید.

در بیانیه‌ی دیروزم گفتم که ضرورت به یک «گفتمان ملی» داریم؛ از آن جهت، پیشنهادم این است که ٢٠ کنفرانس مطبوعاتی را در ماه‌های آینده بر اساس پیشنهادهای شما تنظیم کنیم. هر کنفرانس به یک موضوع خاص تعلق خواهد داشت و تمام سوال‌ها باید به صورت اساسی مطرح شود تا یک گفتمان ملی به صورت همه‌جانبه صورت بگیرد. خواهش من از شما (رسانه‌ها) به حیث یک قوه عمده، برای تحکیم دموکراسی، این است که تمام سوال‌های‌تان را همراه وب‌سایت ارگ، شریک بسازید تا نوع پرس‌کنفرانس‌ها، ترتیب آن و موضوعات عمده مورد بحث قرار بگیرد.

در ابتدا باز هم به روان پاک شهدای افغانستان به صورت عموم و حوادت اخیر کابل به صورت خاص، اتحاف دعا می‌کنم. ما هنوز در بستر مریضی قرار داریم، برای افراد مجروح شفای عاجل می‌خواهیم، همه‌ی ما عزادار هستیم. اما غم باید به شادی بدل شود و از آن جهت، تمرکز ما باید سر تغییر زندگی مردم باشد.

امروز، یک فرصت خوب است که تیم کرکت افغانستان در مهم‌ترین میدان کرکت دنیا، یعنی انگلستان، بازی می‌کند. ٹېولونه مبارکې وایم او دا یو ډېر لوې فرصت دې چې دې نه یو درس واخلوو. یو استرالیایی د افغانستان د کرکت د تاریخ په اړه یو ډېر ښه کتاب لېکلې. د د دې لپاره چې د افغانستان تېم پېپټ او وېکټې واځلې، لومړې پېسى ورته خیرات ټولې شوې وې. فکر وکړې؛ له هغې ورځې تر ننه پورې دا یو مثال دې چې باید په ټولو ځایونو کې وښې. په خصوصې سکټور کې، دولتې سکټور کې او په نورو ټولو ځایونو کې. نو زه له یوې پوې خوا کرکت تېم نه مبارکې وایم او له بله پلي خوا د افغانستان ټول ولس ته هم مبارکې وایم.

تمرکز من امروز سر این موضوع عمده است که بارها خدمت هموطنان عزیز عرض کرده بودم که موقعیت افغانستان، باید از یک چالش به یک فرصت بزرگ بدل شود. سفرهای اخیر من به قزاقستان، ترکمنستان و تاجیکستان و سفر آینده‌ی ما به اوزبیکستان، یکی از مهم‌ترین اقداماتی است که ان‌شاءالله جغرافیای افغانستان را از یک زندان و چالش به یک فرصت عظیم بدل کند. بنابرین اجازه دهید که چند دقیقه سر این موضوع صحبت کنم.

اول، کوریدور واخان: واخان از جمله‌ی محروم‌ترین نقاط افغانستان و از سردترین نقاط دنیا است. بحث ما همراه رئیس‌جمهور محترم چین در قزاقستان، سر این بود که از کوریدور واخان، چه طور شبکه‌ی فایبر آپتیک انتقال پیدا کند و پشت آن، سر ارتباط مستقیم چین و افغانستان از راه‌های مختلف چه طور همکاری کنیم. ولایات بدخشان، تخار، کندز، بلخ، جوزجان، فاریاب، بادغیس و هرات در قدم اول، نتیجه این سفرها را خواهد دید. در سرحد شمالی ما ــ امید که برای همه واضح شده باشد ــ در این دو و نیم سال، مناسبات خشک به یک مناسبات به‌نهایت گرم مبدل شده است. چین نه‌تنها شبکه‌ی فایبر آپتیک را زیر نظر خواهد گرفت؛ بلکه برای بار اول، خط‌آهن کندز ــ هرات را مورد بررسی اساسی قرار خواهد داد. وزیر صاحب محترم مالیه و همکاران‌شان و اداره محترم خط‌آهن سر این، کار بنیادی کرده‌اند. هدف ما چیست؟ هدف ما این است که موقعیت خود را هم به فرصت و هم به منبع عایدات بدل کنیم. و مهم‌ترین موضوع این است که زندگی مردم خود را چه طور تغییر می‌دهیم.

موضوع دومی که در این مناسبات مطرح می‌باشد؛ برق است. امروز در کابل از برکت برق وارداتی آسیای مرکزی زندگی می‌کنیم.

دو چیز در قسمت برق گفتنی است. اول؛ پیش از آمدن حکومت وحدت ملی، قطعاً طرحی وجود نداشت که برق داخلی را تولید کنیم؛ طرح این بود که برای ده سال دیگر هم باید واردات داشته باشیم. دوم؛ یک طرح اساسی را ایجاد نکرده بودیم که چه طور، کل ممالک آسیای مرکزی را در یک چارچوب واردات و بعد انتقال برق، سهیم بسازیم.

هدف در این بخش چیست، خواهران و برادران؟ اول ــ برق، زیربنای زیربناهاست. اگر برق دوامدار نباشد نه زراعت به پا ایستاد می‌شود و نه صنعت و خدمات. فرق ننگرهار و هرات را ببینید. هرات فعال است؛ از فضل خداوند (ج) و از برکت این است که برقش را به صورت دوامدار تأمین کردیم، هم از نگاه ایجاد سلما و هم از نگاه برق وارداتی؛ اما ننگرهار که عین امکانات قوه بشری و سرمایه مالی را دارد، دارای کار نیست. تاسې ته معلومه ده او د دې لپاره ضروره ده چې موږ زر برق راوړو.

نکته بنیادی ما این است که امروز هم ترکمنستان و هم اوزبیکستان و تاجیکستان آماده شده‌اند که برق وسیعی را که تولید می‌کنند در اختیار ما بگذارند. دوم ــ زیادتر از آن، برق نو را تولید می کنند، چون یک بازار مطمئن در داخل افغانستان به وجود آمده است. سوم ــ مهم‌تر از همه، ما برق را وسیله‌ی ایجاد عاید می‌سازیم.

یک مثال برای‌تان بدهم. پروژه بزرگ کاسا که آخرین موضوع بحث ما در تاجیکستان بود. من از همکاران وزارت انرژی خاصتاً غالب صاحب، کارگر صاحب و وزارت محترم مالیه، ابراز امتنان می‌کنم. افغانستان در پروژه کاسا تنها کشوری است که شش ماه از تقسیم اوقات خود پیش است. ٥٥٠ کیلومتر شبکه انتقال برق ترانسمیشن‌لاین از راه افغانستان می‌گذرد؛ ما قیمت را پایین آوردیم و قیمت آن ٢٢٤ میلیون دالر تمام می‌شود که آماده قرارداد است. قراردادش را از تدارکات و همه چیز خلاص کرده‌ایم. سه کشور دیگر یا تعهد می‌کنند که کار خود را انجام می‌دهند یا بانک جهانی به ما تعهد بدهد. در دو یا چهار سال، تمام این سرمایه‌گذاری را از نگاه عایدش می‌توانیم حاصل کنیم. ضرورت بود، چیزی را که ده سال روی کاغذ بود، به یک فرصت بزرگ و پروگرام عملی مبدل کنیم. او دا داسې نه پاتې کېږي، معنی یې دا نه ده چې موږ داخلي تولید باندې پانګونه نه کوو. کونړ باندې هم پانګونه کوو، کجکي باندې هم پانګونه کوو، نورو ځایو باندې هم پانګونه کوو. چین سره هم په دې غږېږو چې څنګه کونړ سیند زر په برق بدل شي. اما خبره دا ده چې د برق انتقال به ان‌شاءالله‌تعالی په پنځو کلونو کې هماغومره عاید ولري چې نن یې ګمرکات راوړي. یعنی مبلغ یک میلیارد دالر، از عاید انتقال برق، یک عدد غیر واقعی نیست؛ اما لازم است که به صورت بنیادی سرش فکر شود. این نکته اساسی است.

در این چارچوب، ولسوالی‌های قرقین و خم‌آب ولایت بادغیس که باز هم از محروم‌ترین جاها است، در سفر ترکمنستان مورد توجه جدی ما قرار داشت.

موضوع دیگر را ببینیم. همیشه محتاج به یک بندر بودیم یا نی؟ همیشه وقتی که یک بندر بسته می‌شد، در کابل احساس ناراحتی عام می‌شد یا نی؟ امروز ببینید که چه رخ داده است؟ اول؛ محمولات چین مستقیم به حیرتان می‌رسد. امسال هم یک مقدار تِرَن‌ها به صورت مستقیم، محموله‌ها را از چین به حیرتان انتقال می‌دهد.

دوم؛ آقینه یک نقطه در روی نقشه بود. آقینه، امروز در حال مبدل شدن به یکی از مهم‌ترین بنادر افغانستان است. پشت آقینه، کار سر این است که توره‌شیخ در بادغیس چه طور مبدل شود. حال، محور توجه دیگر ما در سفر ترکمنستان، تورغندی است. سیزده کیلومتر خط‌آهن، بین افغانستان و ترکمنستان را در نقطه‌ای به نام «سرحد» آباد می‌شود، ما خودمان تمویل می‌کنیم تا نقاط وارداتی افغانستان به صورت اساسی، محوری باشد. من از جناب رامین صاحب و همکاران‌شان در پارلمان، خاصتاً در کمیته اقتصادی ابراز امتنان می‌کنم که در این سفر ما را همراهی کردند.

هدف چیست و ارتباط این با زندگی ما چه می‌باشد؟ قیمت‌های افغانستان همیشه در نوسان بوده برادران و خواهران یا نی؟ از کمین‌زاده صاحب پرسان کنید. یک قراردادی افغانستان، نمی‌تواند کار را به زمان و وقت انجام دهد؛ از خاطر این که واردات قابل اعتماد نیست؛ مراد صاحب (وزیر اقتصاد) تجربه زیاد دارد. بنابراین در حال چه هستیم؟ ترکمنستان، آذربایجان، جورجیا و ترکیه، بدیل ما به منظور واردات و صادرات اروپاست. موافقه پنج‌جانبه‌ای در مراحل آخر است؛ که ترکیه در ماه سپتمبر یا سنبله از راه خط‌آهن به آذربایجان وصل می‌شود و فاصله ٢٨ روزه را به ٢ روز پایین می‌آورد.

حالا موضوع ارتباط ما با قزاقستان را ببینید. قزاقستان عمده‌ترین مرکز و کشور تولید گندم است. سه سال پیش تجارت ما با ترکمنستان در حدود ٢٤ میلیون دالر بود؛ سال گذشته به ٢٤٠ میلیون دالر رسید و این دلیل عمده است که کمبودی گندم نداریم.

سفری که در پیش رو به اوزبیکستان داریم، راه خط‌آهن اوزبیکستان را به صورت بنیادی باز می‌کند. جلالت‌مآب میرزایوف، مثل جلالت‌مآب بردی محمدوف و جلالت‌مآب رحمان، شریک‌های بنیادی ما شده‌اند؛ همان طور که آذربایجان و جورجیا است. بر این اساس، تأثیر این پروگرام‌ها به شمال افغانستان که نقطه اول توسعه است، محدود نمی‌ماند؛ افغانستان‌شمول است.

اما در مورد شمال افغانستان، خصوصاً در این نقطه هدف ما چیست؟ زرنج. امید است به نیمروز تشریف برده باشید، خصوصاً آن برادرها و خواهرهایی که قبل از پروسه بن به زرنج تشریف برده بودند. نفوس زرنج در حدود شش هزار بود؛ والی صاحب زرنج امروز می‌گوید که نفوسش سه‌صد هزار است. از ٣٤ ولایت افغانستان به زرنج آمده‌اند. زرنج سومین منبع عاید گمرکی در وزارت محترم مالیه است. چرا؟ یک؛ یک پل را ایجاد کردیم؛ پل ابریشم. دوم؛ سرک را از زرنج تا سرک حلقوی کشیدیم. سوم؛ بهترین تاسیسات گمرکی را ایجاد کردیم. هدف من این است که در سرتاسر شمال و غرب ما، تجربه زرنج تکرار شود. به این معنی که عوض اینکه مردم را به شهرها بیاوریم، مردم را در سرحدات متمرکز بسازیم؛ و سرحدات را نقطه عمده‌ی همکاری کنیم. نشان بدهیم که سرحد شمال ما یک سرحد بنیادی است.

بر این اساس، حرف بنیادی چیست؟ ١١٩ سال بود که افغانستان و آسیای مرکزی از هم جدا بود. در سال ١٨٩٨ امپراتوری تزاری یک تعرفه خاص وضع کرد تا تجارت بین آسیای جنوبی و آسیای مرکزی را مختل بسازد. تا دو سال پیش از آن هم، ده هزار شتر از هند به آسیای مرکزی، تنها چای می‌برد. ما نقطه‌ای را که به دست آوردیم، برادران و خواهران این است که افغانستان، امروز جزء لاینفک اقتصاد آسیای مرکزی و قفقاز شده است. سرمنشی ملل متحد (به آسیای مرکزی) آمده بود؛ یک هفته را در آسیای مرکزی گذراند و چیزی را که همراه ما شریک کرد، ډېره دلچسپه وه. ویل یې د مرکزي آسیا ټول جمهوریتونه جنوب خوا ته ګوري او د ترکمنستان محترم جمهور رئیس واضح تشریح کړه، ویل یې افغانستان هغه ملت او هغه دولت دی چې یوه ورځ یې هم د خپل برق په پرداختونو یا د تېلو په پرداختونو کې معطلي نه ده کړې. زه خاصتاً د ترکمنستان له جمهور رئیس نه او له نورو نه مننه کوم چې زموږ پر راتلونکي یې حساب وکړ. آسیای مرکزی سر آینده افغانستان حساب کرده و در اینجا فرمول مطلق بُرد-بُرد است. برق اینها عاطل بود؛ اما با ما نه‌تنها، به پول و ارتباطات مبدل می‌شود؛ بلکه موجب سرمایه‌گذاری‌های دیگر می‌شود. از این خاطر، سیاست منطقه‌یی ما، هم موجب رفاه و هم موجب ثبات است.

موضوعی که مطرح است و می‌خواهم اطمینان بدهم، این است که باید از گزارش این پروژه‌ها به صورت دوامدار برای‌تان اطلاع داده شود. از این خاطر، هدایت من به کابینه محترم این است که هر دو ماه، یک گزارش واضح از پیشرفت این پروژه‌ها، همراه ژورنالیستان، رسانه‌های محترم و ملت شریک شود. چون نتیجه‌اش را باید ببینیم.

در عین حال کوریدور هوایی که با هندوستان ایجاد شده است، بار اول باید موجب اعتبار شود که صادرات ما، عاطل نمی‌ماند. من از کمین‌زاده صاحب و همکارانش اول تشکر می‌کنم که سال گذشته، وقتی سپین بولدک بسته شد، اینها پیشنهادی را به صورت موقتی کردند. سکتور خصوصی، مثل جامعه مدنی، یک شریک برای دولت دموکراتیک است. از این جهت، از نظریات نیک رامین صاحب و کمین‌زاده صاحب ابراز امتنان می‌کنم که همیشه در پی این هستیم که فرصت‌های افغانستان را توسعه بدهیم.

اولین پرواز طیاره (به هند)، پنج میلیون دالر صادرات را بُرد و طیاره دوم از کندهار دو میلیون دالر را. این موجب می‌شود که برای بار اول، امسال، صادرات میوه‌جات افغانستان قابل اعتبار باشد.

امید است که با همه بتوانیم یک هدف واضح، برای سال آینده در مقدار صادرات افغانستان تعیین کنیم. تا به حال ما این اهداف را نمی‌توانستیم تعیین کنیم؛ از خاطر این که هر بار موضوع این بود که واردات ما در کجا بند می‌ماند و مانع صادرات ما کیست؟ در مورد بخش غربی در یکی از کنفرانس‌های آینده همراه‌تان صحبت می‌کنم.

ورونو! اصلي مسئله دا ده چې د افغانستان موقعیت طلا ده او خاصتاً په پایپ لاینونو باندې اوس تمرکز دی. ټاپي ښه مخ ته تللې او اوس په نورو باندې په مذاکراتو کې یوو. اما د يوې مفکورې او عمل په منځ کې زمان او مدیریت ته ضرورت دی. د دې لپاره د اقتصاد او د افغانستان د ارتباطاتو دا بحث باید له دولتي بحث نه په یوه ملي بحث باندې بدل شي. مخکې مو ولې دا نه شو کولای؟ ځکه تر څو مو چې فرصت نه وې ایجاد کړی خلکو ته نه شئ ویلی چې نظریات راکړئ. [خندا] جناب مجیدي صیب، تاسې مې نه وئ لیدلي. جناب مجیدي صاحب هم تللی و، مننه کوم له ټولو نه. اوس، دا باید لکه چې د افغانستان ملي شورا، رسنۍ، د افغانستان خصوصي سکتور، جناب جوره صاحب د علماو نه، خوېندې او ورونه دا ټول باید سره راټول شوو چې زموږ ژوند خصوصاً د ځوانانو، د مېرمنو او د بېوزلو، څنګه بدلېږي؟ اوس ژوند یوازې په نظریاتو نه بدلېږي، ژوند به عمل بدلېږي. زه مننه کوم چې ما ته مو دا فرصت راکړ. اوس به ستاسې پوښتنو ته ځواب درکړم.

پاسخ به سوالات:

سوال: من بشیر قاسانی، خبرنگار تلویزیون یک هستم. جناب رئیس صاحب جمهور! بسیاری از مخالفان سیاسی حکومت باور دارند، توسعه اقتصادی، زمانی ممکن است که توسعه سیاسی به وجود بیاید. شما اظهارات نماینده فوق‌العاده سازمان ملل در شورای امنیت سازمان ملل متحد را به خاطر دارید که گفت، باید در مدیریت سیاسی افغانستان تغییرات رونما شود. حال، جنرال دوستم معاون اول ریاست جمهوری؛ محمد محقق معاون دوم ریاست اجرائیه و عطامحمد نور، ناراضی هستند، و اینها ائتلافی را شکل داده‌اند. دیدگاه شما در پیوند به این ائتلاف چیست؟

دوم؛ حکومت وحدت ملی یک نوع ریکارد بسته کرده؛ ریکارد سرپرستی. اکثر وزرای کابینه و رؤسا سرپرست می‌باشند. در ضمن این که اینها سرپرست هستند، گزارش وزارت مالیه این است که این‌ها ١٥ درصد بودجه توسعه‌یی را در شش ماه نخست مصرف کرده‌اند. حال در پیوند به این سرپرستی و همزمان وزرایی که بودجه را مصرف نکرده‌اند، دیدگاه‌تان چیست؟

رئیس‌جمهور: از سوال بسیار جامع و عمده‌تان تشکر.

اول؛ افغانستان، سومین و آخرین فرصتش را همراه جامعه بین‌المللی و مردم خود دارد. ٣٠ میلیارد دالر را، در ٢.٥ سال ما توانسته‌ایم از جامعه بین‌المللی تعهد بگیریم. شما به حیث رسانه‌ها قضاوت کنید که ٢.٥ سال پیش فکر می‌کردید که این ممکن است؟ قوای بین‌المللی را برای تقویه قوای دفاعی و امنیتی افغانستان، انسجام دادیم. شما فکر می‌کردید و اکثریت مبصرین‌تان که این امکان‌پذیر می‌بود؟ وضع منطقه‌یی با اکثر همسایه‌های خود را از منفی به مثبت بدل کردیم. از این جهت امید است که یک بحث واضح سر محدودیت‌ها و قضاوت‌ها کنیم.

نکته دوم؛ هر کس که پیشنهاد اصلاحات دارد؛ دا گز، دا میدان. پیشنهاد من برای همین همکارانی که نام‌های‌شان را گرفتید، این است که بیاورید یک پروژه پنجصد میلیون دالری را تأمین کنید. با یک پیشنهاد واضح بیایید که دو ولایت افغانستان را به طور مثبت چه طور تغییر می‌دهید؟ بیایند همراه سکتور خصوصی بنشینند، و همراه علماء افغانستان بحث کنند و همچنین با جوانان و خانم‌ها. حرف در چیست؟ آیا در وضعیتی که سیاست محدود باشد، با دو انگشت قابل دوام است یا اینکه کل ملت افغانستان در سیاست سهیم شوند؟ من این سوال بنیادی را به ملت پیش می‌کنم. قانون اساسی، وثیقه ملی و قوانین بازی ما است یا نه؟ اگر گپ از اصلاحات است، کی ریکارد اصلاحات دارد؟ من هر قِران دارایی خود را نشر کرده‌ام و منبعش را هم شرح داده‌ام. تقاضای من این است، هر کسی که در میدان سیاست داخل می‌شود، مثل من تمام دارایی‌های خود را در اختیار ملت قرار بدهد تا بتوانیم یک سیاست معقول را روی دست بگیریم.

دوم؛ حوصله سیاسی ضرور است. از روزی که من رئیس‌جمهور شده‌ام، من آزادی شخصی خود را از دست داده‌ام؛ چون اعتبار و بار ملت و امانت بزرگی که ملت به ما داده، جای احساسات نمی‌گذارد. بناءً هیچ حرفی از من در مقابل شخصیت‌های سیاسی افغانستان شما نشنیده‌اید و نخواهید شنید؛ اما وقتی که مسایل عمده حقوقی و قانونی مطرح باشد، صلاحیت از لوی‌سارنوال و قاضی‌القضات افغانستان است. این مسایل باید به صورت اساسی در چارچوب قوانین افغانستان مورد بحث قرار بگیرد.

موضوع سوم؛ مصرف بودجه است. از شما باز هم تشکر می‌کنم که یکی از مهم‌ترین سوال‌های ملی را مطرح کردید. صد کشور، بودجه خود را نمی‌تواند مصرف کند و من این صد کشور را تحلیل کرده بودم. می‌فهمید که زندگی من از راه این کارها در بانک جهانی بود. نکته عمده این است که وظایف کلیدی دولت و وزارت‌ها باید معلوم شود. مسئله اصلی در چیست؟ نمی‌توانید که از یک طرف انتخاب سیاسی کوچک کنید و از طرف دیگر مصرف بودجه معقول بخواهید. از این جهت، حرف سر این است که اصلاحات وسیع را بدون این که فردی شود، باید قبول کنیم و سرش به اجماع برسیم یا نی؟

امروز، فرصت در چیست؟ قوه بشری افغانستان که شما محترمین [اشاره به خبرنگاران] یک بخشش هستید، واقعاً قابل افتخار است. اما این قوه امروز در دولت نیست. ما باید به یک اجماع برسیم که این قوه بشری را که در افغانستان وجود دارد، چه طور در دولت به صورت شفاف بیاوریم. پروسه تذکره الکترونیک یک مثالش است. من واضح می‌خواهم که یک اجماع سیاسی به میان آید؛ چرا که اشتراک ملی، اساسی و ضروری است؛ در این هیچ شک و شبهه نداشته باشید؛ اما وقتی که امتحان آزاد بود، از ٣٣ ولایت افغانستان کامیاب شدند؛ البته زابل توجه کار دارد و باید برایش توجه شود.

موضوع سرپرستی دو بُعد دارد. یک بُعد اینکه باید واضح می‌شد، شورای ملی از صلاحیت‌های خود چه نوع استفاده کرده است که ضرورت به یک بحث واضح دارد. احترام ما به شورای ملی مطلق سر جایش است. من تضاد نمی‌خواهم؛ هر سه قوه را من به یک چشم می‌بینم. دوم؛ اگر امروز فرشته‌ها را هم بیاورید، اگر تعلق به یک ولایت و یا یک جا داشته باشد، می‌تواند، قبول شوند؟ محدودیت‌ها را هم در نظر بگیرید؛ مشوره به کار است؛ اما تعهد واضح من این است که کابینه و تمام پست‌های سرپرستی باید در شش ماه آینده خلاص شود؛ در هیچ جای نمی‌خواهم که سرپرستی بماند.

نکته و بحثی را که شروع کرده‌ایم این است که اصول و قواعد بازی باید واضح شود که تعادل بین مشارکت، تداوم و اصلاحات به چه شکل است؟ افغانستان این اختیار را ندارد که فرصت را از دست بدهد. باید سر اصلاحات به نتیجه برسیم، اصلاحاتی که ریشه‌دار و غیرقابل برگشت باشد. مثال اصلاحات غیر قابل برگشت چیست؟ خود افغانستان یک زندان بود؛ و در بین افغانستان، افغانستان مرکزی یک زندان بود. بعد از اینکه سرک یکاولنگ - دره‌صوف ساخته و سرک گردن‌دیوال تکمیل شود، و بامیان، ارزگان و کندهار با هم وصل شوند و کابل و میدان وصل شده باشد، کسی می‌تواند افغانستان مرکزی را باز به زندان بدل کند؟ اما کارهای وزارت فواید عامه از نگاه تشکیل و ظرفیت به صورت بنیادی باید مورد توجه مجدد قرار بگیرد.

من عرضم این است که سوال‌های‌تان مطلق بجا است. این سوال‌ها باید به یک بحث ملی مبدل شود و درخواستم از شما رسانه‌های محترم این است که این را به یک بحث سرتاسری ملی بدل کنید.

خبریال: ډېره مننه ښاغلی جمهور رئیس، اسدالله لودین له بي بي سي نه، دوه لنډې پوښتنې: یوه دا چې د تاجکستان په سفر کې تاسو د پاکستان له صدراعظم نواز شریف سره هم لیده کاته درلودل او له هغه سره سم د ډیورنډ کرښې دواړه خواو کې پر ګډو عملیاتو باندې هوډ او پرېکړه وشوه...

جمهوررئیس: په هېڅ وجه، دا غلطه ده، هېڅ وخت په ډیورنډ نه یوو غږېدلي. یوازې پر درې جانبه اقتصادي مذاکراتو غږېدلي یوو.

د پوښتنې دوام: آیا داسې امیدواري شته چې له پاکستان سره د دغو بندو خبرو دروازه پرانیستل شي او ولس ته په دې برخه کې څه ډاډ ورکولای شئ چې ایا د پاکستان همکاري به پایلې ولري؟ او بله دا چې دې ائتلاف کې چې تاسو حقوقي مسایلو ته اشاره درلوده، خپله د ښاغلي دوستم حقوقي موضوع هم تراوسه بې ځوابه پاتې ده، عدلي او قضايي ارګانونه په دې برخه کې ولس ته واضح پیغام نه ورکوي، په دې کېس (دوسیه) کې څومره پرمختګ شوی دی؟

جمهوررئیس: موږ د قزاقستان په استانې کې سره لیدلي او هلته مو اساسي موضوع دا وه چې اوسنی وضعیت د منلو وړ نه دی او باید یو هر اړخیز بحث ته راشو. څه چې ما پخوا ویلي وو بیا یې هم تکراروم. له پاکستان سره د دولت په دولت په حیث سوله غواړو. ځکه نن سپین او تور بیرغ دی، که پاکستان سره موږ په بنیادي توګه سولې ته ونه رسېږو سبا یو بل بیرغ راځي. د علت او معلول ترمنځ باید فرق وشي. د افغانستان ولس سوله غواړي، مګر تلپایه سوله. دا نه چې یوه موقتي سوله وکړو، سبا یوه بله نا امني راشي. دلته یو هر اړخیز بحث په کار دی او د دې لپاره د چین محترم جمهور رئیس خپل محترم د بهرنیو چارو وزیر هم افغانستان ته ولېږه او هم پاکستان ته. زموږ بحث شروع شوی. دا بحث اساسي بحث دی او باید نتیجې ته یې ورسوو. اما اسانه نه ده چې په یوه ورځ ختم شي. ځکه تاریخ ته وګورئ، زموږ ګاونډی زر حرکت نه کوي. اما نن د نړۍ تر فشار لاندې دی او دا مثبته ده چې باید دلته بحث ته دوام ورکړو. هدف دا دی، څه چې موږ کوو که هغه د برق انتقال دی، که د ریل پټلۍ ده بالآخره پاکستان په موږ پورې تړلی دی چې مرکزي آسیا پورې وتړل شي. بې له موږ نه آیا پاکستان له مرکزي آسیا سره تړل کېدای شي؟ نو باید خپلې ګټې ته وګورو. بې له موږ نه آیا پاکستان ثبات او آرامۍ ته رسېدلی شي؟ او بالعکس هم. موږ مثبت منطقوي سیاست لرو. زموږ ګاونډی باید په اساسي توګه دې نتیجې ته ورسېږي چې یو قوي دولت د ملت په ارادې باندې او د اساسي قانون په استناد باندې د ټولې منطقې په ګټه دی. بحث چې مو درلود درې اړخیز بحث و چې آیا تاجکستان، پاکستان او افغانستان په منځ کې ترانزیت کېدای شي؟ او زموږ موقف دا دی چې یوازې WTO په چوکاټ کې چې د آزاد ارتباط حق موږ ولرو په هغه چوکاټ کې موږ مخکې ځو. نن دې ته حاضر نه یوو چې یوې موافقې ته ورسېږو. باید په بنیادي توګه افغانستان، هندوستان ته لار ولري، دا زموږ د WTO اساس دی، موږ د همدې لپاره د WTO غړیتوب واخیست او دا تعقیبوو، ځکه آزاد تجارت په اصولو دی. دا نه شي کېدای چې یوه ورځ یې وتړي او یوه ورځ یې خلاصه کړي.

[د پوښتنې دویمې برخې ته ځواب:] عدلي او قضايي ارګانون نه به درته معلومات درکړي، پرمختګ شته، زه د عدلي او قضايي ارګانونو په استازیتوب نه غږېږم، اما اجماع همدا ده چې هغه مسئله چې عدلي او قضايي وي، د عدلي او قضايي ارګانونو لخوا دې تعقیب شي.

سوال: تشکر رئیس صاحب. علی اصغری هستم، خبرنگار آریانیوز. پرسش من در مورد نگرانی جان مکین، رئیس کمیته نظامی سنای امریکا است که گفته امریکا هیچ راهبرد جدیدی به خاطر افغانستان ندارد و برنامه‌ای که در حال حاضر در افغانستان است، آن هم در حالت شکنندگی قرار دارد. اگر برنامه امریکا در افغانستان شکست بخورد، آیا این شکستِ افغانستان در برابر گروه‌های هراس‌افکن و همچنین کشورهای حامی‌شان است؟ در این باره چه امیدواری به مردم می‌دهید؟ و پرسش دوم من این است که سیاسیون و به‌ویژه کسانی که در کنار شما بودند؛ اما امروز از شما رو گردانده‌اند و شما را به انحصارگرایی قدرت متهم می‌کنند، شما چگونه این مورد را رد می‌کنید؟ آیا به واقعیت قدرت را در داخل ارگ به انحصار خودتان درآورده‌اید؟ تشکر.

رئیس‌جمهور: تشکر. درباره سوال دوم‌تان: کمین‌زاده صاحب در مجالس شورای عالی اقتصاد عضویت دارد و جناب رامین صاحب هم عضو هست. [با اشاره به این دو تن] انحصار است؟ هیچ وقت در تاریخ افغانستان، به این اندازه تصامیم به صورت جمعی گرفته نشده که امروز گرفته می‌شود. شورای امنیت را ببینید. همان کسانی که انتقاد می‌کنند، عضو شورای امنیت نبودند؟

کدام فیصله امنیتی خارج از شورای امنیت و کدام فیصله اقتصادی بیرون از شورای عالی اقتصاد گرفته شده؟ کدام فیصله مبارزه با فساد اداری، خارج از شورای عالی حاکمیت قانون و کدام فیصله در قسمت آب و زمین خارج از شورای عالی آب و زمین گرفته شده است؟ آیا افغانستان انحصار شده می‌تواند؟ در خانه انحصار آورده می‌توانی برادر؟! خودتان فکر کنید. خصلت افغان‌ها را ببینید؛ در داخل خانواده همراه اولاد و آنهایی که نواسه دارید، انحصار ایجاد کرده می‌توانید، غیر از اینکه مشوره بیاورید.

نظام افغانستان، مشورتی است. با کدام قشر عمده‌ی سیاسی افغانستان از جوانان تا علما، من همراه‌شان مشوره نکرده‌ام؟ از جناب جوره صاحب١ پرسان کنید. در عمرتان، سیرت نبوی یا نزول قرآن شریف در ارگ تجلیل شده است، جناب جوره صاحب، همین علماء افغانستان کدام روزی است که به من دسترسی نداشته باشند؟ اما علما صحبت‌شان چیست؟ می‌خواهند همراه شما (رسانه‌ها) یک بحث آزاد داشته باشند. آیا شما حاضر هستید که همراه علماء افغانستان، مناظره کنید؟ اتهام انحصار قدرت سر رسانه‌ها است و جواب این را، شما چه می‌دهید؟ می‌گویند آزادی خود را قبول می‌کنید، آزادی دیگران را قبول نمی‌کنید. دیگر، ضرورت این است که «فرهنگ بحث» واضح شود.

دوم – در قسمت مشوره، در داخل چارچوب حکومت وحدت ملی، آیا مشوره دوامدار صورت نمی‌گیرد؟ آیا در قسمت مقرری‌های عمده، مشوره‌های دوامدار صورت نگرفت؟ عرض من این است، صدایی که بالا یا اتهامی که وارد می‌شود، مورد تحقیق قرار بگیرد. من باز هم از تمام ژورنالیستان محترم درخواست می‌کنم که نماینده‌های‌تان را روان کنید؛ خارج از شورای امنیت، در تمام این شوراها ببینید که فیصله به چه رقم می‌شود و نوع فیصله چه طور است؟ بعد از بسم الله الرحمن الرحیم و خوش آمدید، به بحث می‌رویم. در هر موضوع تا آخرین فرد صحبت نکرده باشد، جمع‌بندی نمی‌شود، از من جمع‌بندی است. وقتی اجماع مجلس این باشد که تحقیق زیادتر کار دارد، تحقیق است؛ وقتی اجماع مجلس در این باشد که تعقیب شود، در تعقیب است.

افغانستان مملکت انحصار نیست، انحصار وقتی می‌تواند بیاید که دولت جدا از مردم به‌نهایت قوی باشد. من شما را می‌گویم که مقرری‌های وزارت‌های مختلف را که در صلاحیت وزیر صاحب‌ها است، بررسی کنید. آیا شکایت از آنها (وزیران) است یا من، که مشارکت رعایت شده یا نشده؟ به‌راستی، بررسی کنید. من که از خانواده خود کسی را مقرر نکرده‌ام. پرسان کنید که دیگران از خانواده‌های خود چه قدر مشاور دارند. خاموشی من از دلیل ترس نبود، خاموشی من از نگاه وحدت و ایجاد فضای اعتبار بود؛ چون مقام ریاست جمهوری، مقام جدل نیست. در این فرصت تاریخی، مقام ریاست جمهوری باید مقام وصل باشد، نه مقام فصل. اما عرض من این است که تمام ایجاد بنای تصمیم‌گیری با مشورت است.

نکته اول ــ استراتیژی امریکا در قبال افغانستان بی‌نهایت مثبت است. عمل را ببینید! اول؛ ٨٦٠ میلیون دالر برای قوای هوایی ما، رئیس‌جمهور محترم ترمپ اختصاص داد. در سال ٢٠١٨ شما شاهد این خواهید بود که قوای هوایی افغانستان به صورت بنیادی با طیاره‌های امریکایی مجهز می‌شود و در سال ٢٠٢٠ این قوه تکمیل می‌گردد.

یک محدودیت بنیادی ما این بود که در ابتدا از خاطر این که پیلوت‌های ما در سیستم روسی و اتحاد شوروی سابق بودند، ایالات متحده امریکا خریداری را از آن جا کردند. بعد از آن که کانگرس امریکا تعذیر آورد، این آدرس غیرممکن شده بود. حالا سیستم به صورت بنیادی در حال تغییر است و چندصد پیلوت ما زیر تربیه است.

دوم ــ صلاحیت‌های جنرال صاحب نیکولسن تجدید شد. امروز، جنگ است اما نکته خوبی در چیست؟ ٣٠ فیصد تلفات ما پایین آمده است. بروید از جنرال صاحب سیاووش، قوماندان صحی و مسوول چهارصد بستر پرسان کنید.

سه ــ در شش ماه اول جنگ که شدیدترین تهدیدات وجود داشت، قوای امنیتی و دفاعی ما به فضل خداوند (ج) موفق بر آمدند. در شش ماه گذشته، نسبت به ده سال گذشته، کمترین تلفات را در هلمند داشته‌ایم، گوش شیطان کر! این نیست که تهدیدات وجود ندارد؛ اما قوای ما، خصوصاً وزارت محترم دفاع و اردوی ملی افغانستان، در حال توسعه است.

چهار ــ صلاحیت‌های تصمیم‌گیری به وزیر محترم دفاع امریکا جناب متیس تعلق گرفت. جناب دنفورد لوی‌درستیز امریکا آمد و تصامیم آخری در حال گرفته شدن است. سناتور مکین از دوست‌های بسیار قدیم من است، درخواست سناتور مکین این است که زیادتر کمک شود و ما معلوم است که از زیاد استقبال می‌کنیم. مگر جهت، منفی نیست؛ بحثی که از خاطر تقویه ما می‌شود، باید سوء تعبیر نشود. من همراه ٥ سناتور محترم امریکا، مجلس دوامدار داشتم؛ همکارها حضور داشتند، جهت فعلی نسبتاً عمده است. مهم‌ترین مسئله چیست؟ در ٦٠ سال گذشته این قدر بحث اساسی سر سیاست منطقه‌یی و ثبات افغانستان صورت نگرفته، این بحث در مراحل آخر تصمیم‌گیری است؛ آن تصمیم‌گیری را ما مثل همیشه احترام می‌کنیم. باز هم، در آخرین بحث تیلفونی که من همراه معاون محترم رئیس جمهور امریکا آقای پنس داشتم، جهت، بسیار مثبت است.

اما حرف در چیست؟ فرصت بین‌المللی است، ما خود را باید جمع کنیم. اگر خود را جمع نکنیم و حرکت بنیادی نیاوریم و پروگرام عملی اصلاحات را عملی نکنیم، معلوم است دنیا سر ما بی‌اعتبار می‌شود، و از همه زیادتر مردم ما.

نکته آخرم خدمت‌تان این است که دنیا از ما چیزی نمی‌خواهد که خود ما نمی‌خواهیم. آیا فساد اداری گسترده مورد قبول یک افغان است؟ تاسې یې منئ؟ مېرمنې یې مني؟ ځوانان یې مني؟ دا خو موږ ته په ميراث پاتې دي، اما اوس بايد ملا وتړو چې دا ختم کړو.

سوال: بسیار تشکر. من اگر اجازه باشد، دو سوال پرسان کنم در سه دقیقه. تشکر! رئیس صاحب جمهور، کریم امینی هستم خبرنگار طلوع. من می‌خواهم که در مورد گفت‌وگوی‌تان با نواز شریف اندکی بیش‌تر جزئیات بدهید؛ چون وقتی که وزیر خارجه چین به افغانستان آمد، پس از آن گزارش‌هایی درز کرد که دو کشور بالای اطلاعات استخباراتی هم توافق کرده‌اند که بین پاکستان و افغانستان تبادله شود. این توافق شده یا خیر؛ و چه قدر می‌تواند به سود ما باشد؟ همچنین، بسیار می‌بخشید که موضوع جنرال دوستم سه بار تکرار هم شد، اما پیش مردم گنگ مانده؛ من می‌خواهم اگر واضح‌تر بگویید. بانوی اول کشور چندی پیش گفته بود که جنرال دوستم در حبس خانگی است و بعد از آن به ترکیه رفت. اگر قضیه وی در نهادهای عدلی و قضایی است، تا وقتی که مجرم شناخته نشود، می‌تواند به کارش حاضر شود؛ چرا ٤ یا ٥ ماه می‌شود که در دفترش نیست؟ و گفت‌وگوهای شما با آقای عطا محمد نور در یک‌جای متوقف شد و بسیار زیاد به رسانه‌ها درز کرد، بعد فکر کنم ناکام شد. چرا آقای رئیس‌جمهور؟ بسیار تشکر.

سوال: به نام خدا. با عرض سلام و ادب. آقای رئیس‌جمهور من دوراندیش هستم و دو سوال دارم اگر اجازه‌تان باشد. رئیس‌جمهور ایران چندی پیش گفته بود، بندهایی که در افغانستان، مثل بند سلما و در ولایت هلمند، ایجاد شوند، برای ما قابل قبول نیست. حال این چه تأثیری بر روابط بین ایران و افغانستان می‌گذارد و چه قدر تأثیر منفی بالای بندر چابهار که توافق آن بین ایران، هند و افغانستان صورت گرفته، می‌گذارد. سوال دیگر من اینکه دیروز محمد محقق گفت که جناب رئیس‌جمهور در زمانی که نشست‌ها را برگزار می‌کند، البته بسیار بامعذرت، جیغ می‌زند؛ و حتی برای وزیر امور خارجه گفته که باید استعفا بدهد و وزیر امور خارجه، صلاح‌الدین ربانی، هم از رئیس‌جمهور خواسته که او باید استعفا بدهد. آیا این موضوعات در مجالس شما با همچو بزرگان صورت گرفته و یا نه؟ تشکر.

سوال: تشکر جناب رئیس‌جمهور. جاوید حسن‌زاده هستم از رادیو آزادی. یک بخش سوالم در صحبت‌های دوراندیش صاحب مطرح شد. بخش دوم در رابطه به برگزاری انتخابات پارلمانی است که قرار است سال آینده برگزار شود. کمیسیون انتخابات تاریخ ١٦ سرطان سال آینده را اعلام کرد و از حکومت خواست که در قسمت بودجه مالی و تأمین امنیت آن، زمینه را فراهم بسازد تا انتخابات در یک فضای امن و شفاف برگزار شود. آمادگی حکومت در رابطه به برگزاری انتخابات چیست؟

رئیس‌جمهور: از پرسش‌ها نهایت تشکر. از سوال آخر به اول می‌آییم.

انتخابات وجیبه حکومت و فریضه دولت است. در تعیین تاریخ، من هیچ نوع مداخله نکردم. صلاحیت کامل به کمیسیون انتخابات داده شد تا تاریخ را بر اساس بررسی‌های مستقل خود انجام بدهد. حال که جدول زمانی ترتیب شده، جلسات منظم گرفته می‌شود تا ضروریات مادی و مالی و امکانات امنیتی را فراهم کند.

برای انتخابات، نه‌تنها انتخابات پارلمانی بلکه برای انتخابات آینده ریاست جمهوری باید ترتیبات اساسی گرفته شود. از نگاه کمک بین‌المللی ترتیبات واضح گرفته می‌شود. از این جهت یقین کامل داشته باشید که کمیسیون به صورت دوامدار به رسانه‌های محترم و خصوصاً به ملت افغانستان اطلاعات خواهد داد؛ خواهش من این است که تمام نهادها، علما، نهادهای مدنی، زن‌ها، جوانان و خاصتاً رسانه‌ها، نظارت کنند. یک نظارت سرتاسری ضرور است تا انتخابات شفاف و مورد توجه باشد. از طرف من، بی‌طرفی کامل است. من به دنبال ساختن حزب یا جمعیت خاصی نیستم. انتخابات باید بر اساس اراده واضح مردم باشد.

(جواب) سوال‌های دوراندیش صاحب. امید است پس بیایید که کی جیغ می‌زند و در عین حال شما قضاوت کنید که کی دسپلین ندارد؟ آیا دسپلین دولتی این است که اعضای شورای امنیت ملی افغانستان به رسانه‌ها برآیند؟ حکومتداری، دسپلین می‌خواهد. صلاحیت قانونی رئیس‌جمهور در تعیین و عزل وزرا در قانون اساسی گنجانیده شده است. آیا قانون اساسی مرا صلاحیت داده که عزل کنم یا نه؟ آیا کسی را عزل کردم یا حوصله نمودم؟ شما خود قضاوت کنید. هر باری که آدم، پیشنهاد عملی نداشته باشد، این مسئله را به یک وضعیت شخصی بدل نکند.

پروژه‌های عمده افغانستان مرکزی را کی پشتش گشت؟ برای پروژه یکاولنگ ــ سمنگان حداقل من شخصاً ده مجلس گرفتم، و گرنه دو سال دیگر طول می‌کشید.

وقتی که آدم می‌خواهد سهم بگیرد، باید سهم مثبت بگیرد. تقاضای من از کل قشر سیاسی افغانستان، باز هم این است، بعد از این که ان‌شاءالله‌تعالی به ثبات و صلح برسیم، وقت کافی است که جدل کنیم و انتقاد داشته باشیم. در انتقاد، هیچ نوع مشکل نیست.

اگر من جیغ می‌زدم باید تا به حال هر حرکت مدنی را که می‌شد، توهین می‌کردم١. شما روزی مرا دیدید که کدام حرکت مدنی افغانستان را توهین کرده باشم؟ امید است که اخلاق سیاسی مرا شما قضاوت کنید، و ملت قضاوت کند؛ تا یک حساب واضح وجود داشته باشد. ضرورت بحث ما، خصوصاً با پشتیبانی اعضای محترم شورای ملی این است که یک کُد اخلاقی باید وجود داشته باشد که کدام بحث‌ها در چارچوب منافع ملی افغانستان است.

در این وقت که ما فرصت این را داریم ــ به سوال جناب رحیمی صاحب می‌آیم ــ که مسایل بنیادی خود را ان‌شاءالله همراه پاکستان و منطقه حل کنیم، در این فرصت تمرکز ما سر چه باشد؟ تقاضای من از قشر سیاسی افغانستان این است که یک اولویت‌بندی کنیم. چه می‌خواهیم؟ به چه شیوه می‌خواهیم که اهداف خود را به دست آوریم؟ آیا اهداف ملی، اولویت دارد و ثبات افغانستان، محوری است؟ من کدام خانواده سیاسی و میراث‌خور سیاسی ندارم. معیار خدمت من این است که می‌خواهم پنجاه سال بعد از مرگم، سرش قضاوت شود. چون این بارِ مسئولیت و این امانت بزرگ، تمرکز می‌خواهد و هر روز تمرکز من سر این است که زندگی مردم چه طور بهتر شود؟ مهاجر چه طور جذب شود؟ درد بیجاشده چه طور مرهم شود؟ اولاد ما چه طور یک تعلیم‌یافته درجه اول شود؟ این آرزوها است که باید مورد بحث قرار بگیرد، نه سلیقه‌های شخصی.

سوال دیگرتان رحیمی صاحب، دو بخش داشت. استاد عطا از سیاست‌مداران مطرح افغانستان است؛ امید است به حیث یک سیاستمدار مطرح، مسوولانه رفتار کند. از این زیادتر، تبصره ضرور نیست.

در بخش معاون اول، مسئله عدلی و قضایی است. ادعا بین دو شخص است که در آن بخش، دولت بی طرف است. جنرال دوستم با اجازه لوی‌سارنوال سفر کرده است. قانون افغانستان درباره کسی که مورد شک باشد اما مریضی داشته باشد، وضاحت دارد. او هم مریضی اساسی داشت و بر اساس حکم و فیصله لوی‌سارنوال صاحب افغانستان سفر کرده است. در مسایل عدلی و قضایی من هیچ وقت صحبت نمی‌کنم.

سر دو مسئله بنیادی، اول دوراندیش صاحب! معاهده هلمند، معاهده قبول‌شده بین‌المللی است. آب ما، آبرو، عزت و حیثیت ماست و مدیریت می‌شود. در عین حال، تعهد واضح داریم که معاهده هلمند را عملی می‌کنیم، این اساس مناسبات ما است.

سلما، پیش از بند دوستی شروع شده بود. این که افغانستان برای چهل سال نتوانست سلما را تکمیل کند، مشکل گذشته‌ها بود. بندهای سلما و کجکی تکمیل شد؛ بخش‌آباد و کمال‌خان و همه‌ی بندهای عمده افغانستان تکمیل می‌شود. ١٨ میلیارد مترمکعب آب، سرمایه ملی ما است و این ١٨ میلیارد مترمکعب آب، ان‌شاءالله به اطاعت خداوندی و اراده ملی ما، مهار می‌شود. مهار کردن آب، زمینه همکاری بین‌المللی را فراهم می‌کند، نه تضاد بین‌المللی را. ما طرح مذاکرات همه‌جانبه با ایران را برای ایجاد دوستی دوامدار ایجاد کرده‌ایم. قدم اول درباره کمیته‌ها١ برداشته شده و این دوام می‌کند. مثل تمام مسایل ملی ما، هر بار که یک تصمیم ملی کار باشد، همراه نهادهای انتخابی و شخصیت‌های جهادی و سیاسی افغانستان مشوره صورت می‌گیرد. این رسم ما بوده و دوام می‌کند.

چابهار و مناسبات دیگر ما در معرض خطر نیست. تعبیرهای مختلفی از بیانات رئیس‌جمهور ایران صورت گرفته؛ مصاحبه سفیرشان را دیدید. مشکل، مشکل ما نیست. ما مصمم هستیم. آب بعد از موقعیت جغرافیایی، دومین سرمایه ملی ما است.

امید است که حال، کل مردم افغانستان به این نتیجه رسیده باشند که خادم اول و رئیس‌جمهورشان، سر منابع اساسی تمرکز کرده بود؛ اما کار بسیار زیاد به کار است و پیش می‌رویم.

سوال آخر جناب رحیمی صاحب راجع به بحث با پاکستان بود. تا حالی به هیچ موافقه‌ای نرسیده‌ایم؛ اما موضوعات عمده‌ی صحبت، مورد توجه است. صحبت باید به چند سطح صورت بگیرد. اول؛ به سطح بالا. مقصد چیست؟ تأکید بر اولویت دادن به مناسبات دولت با دولت، بین دو دولت مستقل. این مسئله بنیادی ما است. افغانستان نه ساحه‌ی نفوذ کسی است و نه می‌تواند ساحه نفوذ کسی باشد.

افغانستان هدیه کسی به افغان‌ها نیست؛ افغانستان نتیجه قربانی صد نسل است و خصوصاً نسل بزرگ جهاد و مدافع افغانستان. از این جهت، وضاحت کامل داشته باشید. این مسئله، مسئله‌ی این نیست که کی رئیس‌جمهور است. اجماع مطلق ملی در این قسمت وجود دارد. هر کسی که در ارگ ریاست‌جمهوری می‌نشیند، مکلف است تا از منافع تاریخی و ملی افغانستان دفاع کند.

موضوع دوم؛ موضوعات مورد اختلاف است. اینها باید به صورت اساسی مورد بحث قرار بگیرد تا بتوانیم، اختلافات را به فرصت‌های همکاری بدل کنیم. امید است، واضح شده باشد که افغانستان از نگاه فشار اقتصادی، تحت تأثیر نیست. همکاری منطقه‌یی را ایجاد کرده‌ایم. پاکستان پیش از این، افغانستان را به حیث یک نقطه حاشیوی می‌دید که اگر بندر کراچی، اسپین بولدک و تورخم بسته شود، جیغ و فغان می‌براید. وقت جیغ و فغان تمام شده برادران.

تحمل، تعهد و تطبیق، فرصت‌های ما را بدل کرد؛ اما این فرصت‌ها، برای پاکستان هم است. حال فکر کنید باید یک انتخاب باشد؛ اگر پاکستان همراه ما همکاری کند، یک قسمت عمده تجارت آسیای مرکزی بر آسیای جنوبی تمرکز خواهد کرد. در نتیجه این، حداقل زندگی ٤٠ تا ٦٠ میلیون نفر به صورت بنیادی تغییر خواهد کرد. آیا می‌خواهید سر این فرصت تمرکز کنیم یا سر دوام تضاد؟ دیگر، برای نکات بنیادی همکاری باید فضا ایجاد شود. فضای همکاری، فضای اعتماد می‌خواهد که به نکته اول تعلق دارد.

نکته سوم، جنگ و صلح است. من دیروز هم ذکر کردم، باز هم تکرار می‌کنم؛ طالبان در گذشته می‌گفتند که اینها وقت دارند و غربی‌ها ساعت. امروز با کمال احترام، از نگاه صدای ملت افغانستان، من می‌گویم که طالبان وقت ندارند، بروند یک ساعت بگیرند. کسی که فرزندان ما را در حالت نماز روز جمعه و با وضو، به شهادت می‌رساند، باید پاسخگو باشد. ترور، ترور است؛ و دهشت‌گری، دهشت‌گری است. دهشت‌گری خوب و بد نمی‌تواند وجود داشته باشد. قسمی که پیش‌تر خدمت‌تان ذکر کردم، فابریکه مداخله در افغانستان باید بسته شود.

ایجاد صلح نکته دیگر است. صلح اول که ما می‌خواهیم، صلح با پاکستان است. صلح با طالبان، دومی است. چون نوع ایجاد صلح با حزب اسلامی نشان داد که یک صلح بین‌الافغانی امکان‌پذیر است. او که هغوی یې ونه کړې کلي په کلي یې کوو. ولسوالۍ په ولسوالۍ یې کوو او ولایت په ولایت یې کوو. بین صلح و پاکستان باید تفکیک قایل شویم. هغه ابعاد چې داخلي دي، په هغوی باندې باید وغږېږو.

نکته چهارم در چیست؟ تروریزم! شبکه‌های فرامرزی تروریستی تقویت شده‌اند، که امروز یک خطر بین‌المللی است و همچنین شبکه‌های فرامرزی جرمی یا اقتصاد جرمی. در این بخش یک مسئولیت مشترک جهانی موجود است. تعبیر ما تا تعبیر دنیا، یک فرق بنیادی دارد. از بیرون این طور تعبیر می‌شود که جنگ افغانستان است؛ عرض من خدمت‌تان این است که جنگ بالای افغانستان است.

بین دو بدیل، جنگ است. یکی اینکه خدای نکرده افغانستان را به یک پایگاه تروریزم بین‌المللی بدل کنند و تمام فرصت‌هایی را که ما همراه آسیای مرکزی، چین، قفقاز و دیگرها ایجاد کردیم، مورد خطر قرار بدهند. فکر کنید که موجودیت یک اسامه بن‌لادن، موجب چی نوع وحشتی شد، حال اگر سی یا چهل شبکه بین‌المللی در اینجا بیاید، چه وحشتی خواهد شد. دوم؛ دیدگاه ما است که افغانستان یک پایگاه ثبات و رفاه است. از این جهت بحث ما باید سر جهت مثبت از یک طرف و از نگاه خطرات از طرف دیگر باشد.

نتیجه‌گیری من این است که ما و شما یک بحث اساسی پیش روی داریم. این بحث، پشت پرده‌های پنهان نمی‌باشد. در هر مرحله‌ی پیشرفت، مشوره می‌شود و به صورت دقیق پیش می‌رویم. امید است که با داخل شدن چین در چارچوب مناسبات چهارجانبه پیش برویم و علاوه بر آن، فورمول شش جمع یک، یک فورمول بنیادی است. تمام منطقه، شریک‌های مثبت هستند و در ایجاد فضای مثبت باید فورمول‌های مشوره و تقویه به صورت بنیادی باشد.

پیشرفت کنفرانس کابل در این بود که منطقه به صورت عموم، سر ثبات افغانستان در حال یک اجماع بنیادی است و کشور پاکستان، امید است که انتخاب مثبت کند.

تشکر، روزتان خوش، به‌خیر باشید!