د یووالي، عدالت او سیمهییزې همکارۍ له لارې د تلپاتې سولې راوړل
په کابل کې د «کابل پروسې» په لومړي کنفرانس کې وینا
مهم ټکي:
- غمرازي: په کابل او مانچسټر کې د وروستیو تروریستي بریدونو د بې ګناه قربانیانو ماتم.
- غندنه: د غیر اسلامي جنایت په توګه د تروریزم سخت ردول او د نړیوال اقدام غوښتنه.
- د سولې هیله: افغانستان له کلونو درنو زیانونو وروسته په رښتینې توګه سوله غواړي.
- اصلاحات: امنیت، عدالت، کاري فرصتونه او ټاکنې د تلپاتې سولې بنسټونه دي.
- درې پوښتنې: آیا موږ له سولې سره علاقه لرو؟ آیا موږ یووالی لرو؟ آیا موږ رښتیني شریکان لرو؟
- وړاندیزونه: د ملي مشورو، انعطاف منونکو خبرو اترو او له روښانه شرایطو سره د طالبانو د دفتر وړاندیز.
- مخاطبین: له پاکستان، طالبانو، ګاونډیانو او نړیوالې ټولنې څخه غوښتنه.
- مقاومت: افغانان متحد او زړور دي او هېڅکله به د فشار په پایله کې تسلیم نه شي.
- پیوستون: په افغانستان کې سوله د ټولې سیمې او اسیا د ثبات لامل کېږي.
بیانیه رئیسجمهور در نخستین نشست «پروسه کابل»
١٦ جوزا ١٣٩٦ | کابل
به نام خداوند بخشاینده، مهربان و صلح آفرین
جلالتمآب کریم خلیلی! تشکر زیاد از شما که با به عهدهگرفتن ریاست شورای عالی صلح، به من افتخار بخشیدید.
ما در حال حاضر بر یک وظیفه ویژه متمرکز هستیم تا صلح را در کشور تأمین نماییم. قاضی سنگری، اعضای ستره محکمه، لوی سارنوال، حنیف اتمر مشاور امنیت ملی، آقای یوماماتو نماینده ملل متحد، معین صاحب رحیمپور، معین صاحب یالدیز، نمایندگان محترم، نمایندگان ویژه، اعضای کابینه، وزیر صاحب صالح و دوستان گرامی!
شش روز قبل، ١٣ عضو دلیر پولیس ملی ما، جانهایشان را به خاطر جلوگیری از ورود یک لاری مملو از مواد انفجاری به ساحه دیپلوماتیک در کابل قربانی کردند. این حمله در مغایرت صریح با کلیه موافقتنامههای ویانا است. هدف این حمله نه تنها ما، بلکه تمام نمایندهها و نمایندهگیهای دیپلوماتیک بود. این لاری در قلب کابل منفجر گردید که خوشبختانه به برکت قربانیهای ١٣ پولیس ما، هیچ دیپلومات خارجی کشته نشد. در نتیجه این انفجار بیش از ١٥٠ فرزند بیگناه افغان شهید شدند و بیش از ٣٠٠ تن دیگر با اثرات سوختگی و بدنهای تکه و پاره به شفاخانهها انتقال یافتند.
از دو و نیم سال بدینسو که من رئیسجمهور هستم، هیچ ماه نیست که حوادث کشور، قلب مرا جریحهدار نسازد. زمانی که از شفاخانهها و حظیرهها دیدن میکنم، میبینم که چگونه زندگی جوانان ما طعمه تیغ تروریستان سنگدل شده است.
قُدسیه١، دختر جوان با دیانت کابلی و حافظ قرآن بود. او نیم روز کار میکرد و یگانه سرپرست و نانآور خانوادهی ششنفره خود بود. او اوقات پس از کار خود را وقف درس خواندنش میکرد. یک صبح به سوی پوهنتون در حرکت بود که ناگهان در اثر حمله انتحاری شهید شد. شهادت این دختر جوان، نزد افراطگرایانی که مرتکب این عمل شدند، تنها یک حادثه تصادفی پنداشته میشود و بس.
در این غم، ما تنها نیستیم. سه هفته قبل، در شهر منچستر بریتانیا، کودکی به نام سفی روزروسوس که تازه هشتساله شده بود، یکجا با هزاران کودک دیگر، میخواست به تماشای کنسرت برود و با دوستانش لذت ببرد؛ اما دیری نگذشت که او خردسالترین قربانی انفجاری شد که ٢٢ تن دیگر را نیز از خانوادههایشان برای همیشه جدا کرد و ١٢ کودک زیر شانزده سال دیگر را راهی شفاخانه ساخت. تروریستان از کشتن کودکان ما هم دریغ نمیکنند.
قبل از اینکه به صحبتهای خود بپردازم، میخواهم به احترام روح این کودکان و جوانانی که از زندگی و آیندهشان محروم شدند، یک دقیقه سکوت نماییم. [سکوت به احترام قربانیان حوادث تروریستی]
اجازه دهید در ابتدا از همه نمایندههای جامعه جهانی، برادران و خواهران خود در داخل و خارج از افغانستان، اظهار قدردانی کنم. شما در پهلوی ما و ما در کنار شما ایستادیم تا به خشونتها در کابل، لندن، بروکسل، پاریس، ترکیه، سنت پترزبورگ، عراق، سوریه یا هر جای دیگر، نقطه پایان بگذاریم.
من در این راستا از قربانیهای کشورهای شما قدردانی میکنم و در کنار آن، فداکاریهای نیروهایی را که به نیابت از افغانستان قربانی دادهاند، ارج میگذارم. از ایالات متحده امریکا، ناتو و سایر همکاران، ابراز امتنان میکنم که دوشادوش در این مبارزه با ما ایستادند.
ما در کابل گردهم آمدهایم تا همبستگیمان را در برابر تروریزم ابراز نموده و پروسه دشوار تعریف یک مسیر، برای رسیدن به صلح عادلانه را آغاز نماییم؛ صلحی که تأمینکنندهی ثبات، امنیت و حاکمیت قانون باشد.
بخش نخست این چالش، صراحت کامل دارد. در سال ٢٠٠٦ میلادی، مجمع عمومی سازمان ملل متحد، قطعنامهی شماره ٦٠/٢٨٨ را برای ایجاد یک استراتیژی در راستای مبارزه با تروریزم تصویب کرد. این استراتیژی با وضاحت از کشورهای عضو جامعه جهانی میخواهد تا «پدیده تروریزم با تمامی اشکال آن را به عنوان جدیترین تهدید علیه صلح و امنیت بینالمللی در هر جا، به هر هدفی و از جانب هر کسی که مرتکب آن میشود، به شدیدترین لحن و به گونه متداوم و آشکار محکوم نماید.» ما به چهار رکن این استراتیژی متعهد بوده و آرزو داریم که هر عضو جامعه جهانی نیز آن را تطبیق کنند.
خانمها و آقایان!
ما و شما در شهری گردهم آمدهایم که مردم آن در سوگ صدها فرزند خویش که در خشونتهای تروریستی جانهایشان را از دست دادهاند، عزادار اند. مردم ما در این لحظات المناک از حمایت و همدردی شما قدردانی میکنند؛ اما آنها خواستار عدالتاند.
این حملات تروریستی در واقع بیحرمتی به مفهوم و معنی عدالت است. مخالفین ادعا میکنند که مبنای جنگشان دین است، در حالی که اسلام، دین صلح است. قرآن میگوید «قتل یک مسلمان، قتل تمام بشریت است.»١ و آنانی را که این جانیان به قتل میرسانند، همه مسلماناند. آنها هزاران مرد، زن و کودک مسلمان را به قتل میرسانند. مواد مخدر، ترور و اخاذی، پدیدههایی هستند که از نگاه دین مقدس اسلام مردود است و عاملین این گونه جنایات، تنها تروریست است و بس.
جامعه جهانی هنوز نتوانسته است، برخورد مناسبی با تمام ابعاد تهدید تروریزم نماید. گزارشات سازمان ملل، افزایش چشمگیر حوادث تروریستی، پیشرفت عملیاتهای تروریستی و افزایش سطح قساوت و بیرحمی در حملات آنها را نشان میدهد؛ اما متاسفانه، پاسخ در برابر افزایش تروریزم کُند بوده است. در حالی که سطح همکاریها میان کشورها بهبود یافته است؛ اما هنوز چارچوب مشترک، ابزار مشروع و قابلیت دنبال کردن و نابودسازی تحرکات [جریانهای] تروریستی که ساحه، سطح و میدان اجرای عملیاتهایشان را به سرعت تغییر میدهند، وجود ندارد.
افغانستان به خاطر موقعیت مرکزی جغرافیایی و اراضی پیچیدهاش، هدف تروریزم جهانی قرار گرفته است. خوشبینانهترین تخمینها نشان میدهد که تعداد جنگجویان خارجی در دو سال اخیر از ٢٠٠ به ١١ هزار افزایش یافته است. دابق، جزوه رهنمود تبلیغاتی داعش از افراد تازه استخدام شدهاش میخواهد که به افغانستان و سایر کشورهای آسیای جنوبی بروند. این افراد در ظاهر هم هیچ ارزشی برای مردم افغانستان قایل نیستند؛ آنان تنها خون مردم ما را میریزند تا بستری را برای فعالیتهای جرمیشان در منطقه و جهان فراهم سازند.
در پاسخ به این تهدید، جهان، باید ما را یاری کند. ما امروز در این کنفرانس حضور یافتهایم، زیرا جامعه جهانی تعهد کرده است که پدیده تروریزم و حمایت کشورها از آن و تمویل فرامرزی تروریزم را تحمل نخواهد کرد. امروز، ما از جهانیان میخواهیم تا به تعهداتی که سپردهاند، عمل کنند. خشونت باید متوقف شود، همان طور که صدراعظم بریتانیا گفت، «دیگر بس است!» ترور باید خاتمه یابد.
به عنوان کشوری که در خط مقدم نبرد و دفاع به خاطر امنیت منطقه و جهان قرار دارد، ما سهم خود را به صورت کامل ادا میکنیم. ما به نیابت از شما که در حال مبارزه با ٢٠ گروه تروریستی فرا ملی هستیم و تمام توجهمان را هم در سطح قوای مسلح و هم تجهیز کامل مردم در ننگرهار و دیگر ولایات به منظور سرکوب نمودن و از بین بردن داعش متمرکز ساختهایم. ما به یک استراتیژی منطقهیی و پلان عملیاتی که روی آن توافق صورت گیرد، نیاز داریم تا باهم بر تروریزم غالب شویم که در این برههی زمانی وظیفه ماست و چالشی است که با آن مواجه هستیم.
ترسیم نقشهراه برای صلح در این اوضاع متحول و پیچیده جهان، کار آسان نبود. جنگ افغانستان چندین بعد دارد. بدون دسترسی به یک چارچوب همهجانبه برای بررسی پیچیدگی تروریزم، قادر نخواهیم بود که حتی بخش کوچکی از مشکل این پدیده را حل کنیم. یافتن راه حل برای جنگ (حاضر)، پیچیده، مشکل و زمانگیر است؛ اما دشوارترین کار، آغاز این روند است. ما باور داریم که به محض راهاندازی گفتمان صلح که در آن نیتهای نیک نهفته باشد، موانع معدودی نیز وجود دارد که نمیتوان بر آنها غالب شد. برای آغاز چنین گفتمانی، سه سوال اساسی باید مطرح گردد.
اول، آیا ما صادقانه و خالصانه، مشتاق صلح هستیم؟
دوم، آیا ما برای تأمین صلح پایدار؛ وحدت، قاطعیت و ظرفیت داریم؟
سوم، آیا طرفهای مقابل ما نیز صادقانه به صلح تعهد دارند؟
اجازه بدهید که به ترتیب در مورد این سوالات صحبت کنم.
اولتر از همه این که برای پایان دادن به خشونت، علاقهمندیمان را بدون هرگونه ابهام، ثابت کنیم. بین سالهای ٢٠١٥ و ٢٠١٦، بیش از ٧٥ هزار شهروند افغانستان کشته و زخمی شدهاند. حدود چهار میلیون افغان به دلیل خشونتها، مهاجر شدهاند. مردم ما خواهان زندگی بهتر برای کودکانشان هستند؛ اما با افزایش خشونتها، اقتصاد ما نمیتواند رشد کند و مردم ما بیکار و ناامید باقی خواهند ماند. آغوش میهن ما پر از مادران سوگوار و بیوههای بیبضاعت است. یتیمان از من میپرسند که آینده ما چه خواهد شد؟ تردیدی وجود ندارد که ما، یعنی حکومت وحدت ملی و مردم افغانستان به طور قاطع صلح میخواهند.
سوال دوم این است که آیا ما دارای وحدت و قاطعیت لازم برای مذاکره کردن هستیم؟
پاسخ به این سوال، مستلزم رسیدگی مستقیم به چالشهایی است که فراروی حکومت قرار دارد؛ این چالشها عبارتاند از بار سنگین فساد که به ارث بردهایم، مسایلی در عرصه رهبری، چند دستگیهای داخلی و مشکلاتی که به دلیل اختلافات میان نخبگان سیاسی به وجود آمده است. ما مشکلات خود را میپذیریم و منکر آنها نیستیم. اختلافات داخلی ما یکی از عوامل تداوم جنگ بوده است. ما برنامه اصلاحات خود را در بروکسل، وارسا و مونیخ و نیز کابل به جامعه جهانی ارائه کردهایم. باوجود چالشهای سهگانهمان در عرصههای مدیریت مسایل امنیتی، اشتغالزایی بعد از روند انتقال (اقتصادی) و مقابله با مشکلات ناگوار سیاسی، برنامه اصلاحات ما مفید و مؤثر واقع شده است. اجازه دهید، روی موضوعاتی که رابطه مستقیم با صلح دارد، به صورت خلاصه صحبت کنم. موفقیت ما در عرصه اصلاحات سکتور امنیتی، یک امر کلیدی برای اعتباربخشی به مذاکرات محسوب میگردد. همان طور که در گذشته گفتهام، اکنون نیز تکرار میکنم که نخستین اقدام ما اصلاح استراتیژی امنیتی است که آیا ما در آوردن اصلاحات در وزارت امور داخله موفق عمل میکنیم یا خیر؟
روند اصلاحات در وزارت دفاع قبلاً آغاز شده است. در شش ماه گذشته، اقدامات مؤثری در عرصههای بهبود رهبری، کاهش فساد اداری، وضاحت در لایحه وظایف و بهبود حمایت از سربازانمان در خط نخست جنگ، رویدست گرفتهایم. ما پلان چهارساله (امنیتی) را ترتیب داده و باید بگویم که در تطبیق آن پیشرفتهایی زیاد داشتیم. نسل جدیدی از جنرالان، بریدجنرالان و تورنجنرالان با پیوستن به جنرالان باتجربهی ما از نسل گذشته، از کشور دفاع میکنند و تا آخرین قطره خون خود از کشور دفاع خواهند کرد. در این زمینه باید هیچ گونه ابهامی وجود نداشته باشد که نیروهای امنیتی ما آماده، توانا و متعهد هستند که از عزت، وقار و قانون اساسی کشور حراست کنند. چالشی که اکنون با آن روبهرو هستیم، منظم ساختن وزارت داخله است. از آنجایی که پولیس به صورت مستقیم با مردم در ارتباط است، آوردن اصلاحات در صفوف پولیس نسبت به اردو، دشوارترین کار است. ما میدانیم که رفع این چالش، ساده نخواهد بود؛ بلکه با مقاومت و عکسالعملهایی مواجه خواهیم شد؛ اما این کار باید انجام شود. پولیس باید به نیرویی تأمینکننده ثبات مبدل گردد. ما سربازان خوب پولیس داریم – مانند ١٣ سرباز که در انفجار اخیر، جانهایشان را از دست دادند. در بسیاری از موارد این خود پولیس است که قربانی فساد اداری و روابط [واسطه] میشود. تا زمانی که این وضعیت تغییر نکند، ما قادر به تأمین امنیت و دستیابی به صلح دوامدار در کشور نخواهیم شد. اصلاحات در وزارت امور داخله قبلاً آغاز شده است و از مشکلات آن نیز به خوبی آگاه هستیم؛ اما، من، داکتر عبدالله و حکومت به آوردن اصلاحات در پولیس متعهد هستیم. نیروهای امنیتی ما باید با قدرت روی پاهای خود بایستند و حتما ایستاده خواهند شد.
تقویت نیروهای امنیتی ما بدین معنی است که طالبان نمیتوانند از راه نظامی به پیروزی برسند. طالبان باید این خیال باطل را که میتوانند حکومت را سرنگون یا این خاک مقدس را به دو جغرافیای سیاسی تقسیم کنند، از سر بیرون کنند. افغانستان یکپارچه است و متحد و یکپارچه خواهد ماند. ما قبلاً اعلام کردهایم که هدف ما، صلح است؛ اما صلح تا زمانی که طالبان آماده نباشند، برقرار نمیگردد. صلح، تنها امضای موافقتنامه نیست. باید صلح دوامدار برقرار گردد که شرطهای مهم آن تأمین عدالت و ایجاد کار میباشد. ما در کنفرانس بروکسل تعهد نمودیم که برای مردم عدالت میآوریم. در این عرصه، لوی سارنوال اصلاحطلب کشور و قضات ستره محکمه به همکاری دوستان ما به خصوص اتحادیه اروپا در مدت کمتر از یک سال، اقداماتی از قبیل ارزیابی کامل و تبدیلی سارنوالان و قضات مسلکی، انجام دادهاند که در نتیجه این روند بیش از یکهزار قاضی تبدیل شدهاند. به همین ترتیب، تعداد زنان در لوی سارنوالی به میزان پنج درصد افزایش یافته است. اصلاحات اقتصادی به رهبری وزیر مالیه کشور، مانع فروپاشی اقتصادی گردیده که بعد از روند انتقال (امنیتی) باعث فرو رفتن صدها هزار نفر به ورطه فقر شده بود؛ تا جایی که بانک جهانی، رشد اقتصادی را بهتر از آنچه انتظار میرفت، برای سال ٢٠١٧ میلادی پیشبینی میکند.
اصلاحات دموکراتیک، به خصوص انتخابات، برای اجماع، یک امر کلیدی محسوب میگردد. ما کاملاً متعهد به برگزاری بدون تأخیر انتخابات پارلمانی در سال ١٣٩٦ و انتخابات ریاست جمهوری در سال ٢٠١٩ هستیم. من، داکتر عبدالله و حکومت متعهد هستیم که این انتخابات را برگزار نماییم و این امر تحقق خواهد یافت.
امنیت، عدالت، اشتغال و حقوق دموکراتیک که اساسات دستیابی به صلح و تداوم آن میباشد، سرانجام تحقق خواهد یافت.
حال به سوال اساسی سوم میپردازم. آیا در میان جوانب مقابل ما (در روند صلح) کسانی وجود دارند که به جای جنگ، علاقهمند به صلح باشند؟ اگر صریح صحبت کنم، ما از این امر مطمئن نیستیم.
مهمترین اولویت ما باید پیداکردن یک راه مؤثر گفتوگو با پاکستان باشد. از اشتراک هیئت پاکستانی در این کنفرانس استقبال میکنم. ما یک دیدگاه رفاهی را به جانب پاکستان ارائه کردهایم که زمینه اتصال آسیای جنوبی با آسیای میانه از طریق تجارت، سرمایهگذاری و همزیستی مسالمتآمیز را فراهم میسازد.
طوری که همهی شما میدانید، از روزی که مسئولیت را به عهده گرفتهام، دست آشتی و مصالحه به طرف پاکستان در یک فضای دشوار دراز کردم؛ اما از سوی آنان رد گردید.
ما در بازی ملامتی درگیر نمیشویم. ما مذاکرات دوجانبه، سهجانبه، چهارجانبه و چندجانبه را برای پایان دادن به جنگ و دهشت آزمایش کردیم؛ اما پیشرفت چندانی نداشتیم. ما با پاکستان صلح میخواهیم. ما میخواهیم که این توانمندی را داشته باشیم که به پاکستان اعتماد کنیم. ما روابط دوستانه بر اساس همکاری میخواهیم که منتج به کاهش فقر و ارتقای رشد در دو سوی خط دیورند گردد.
مشکل و چالش در این است که نمیتوان دریافت، پاکستان از ما چه میخواهد؟ به چه چیز نیاز است تاپاکستان را قانع سازد که افغانستان باثبات به آنان و منطقه کمک میکند؟ ما یکبار دیگر پیشنهاد بدون قید و شرطمان را به خاطر گفتمان «صلح دولت با دولت» به پاکستان پیشکش میکنیم؛ اما نه ما و نه هیچ امضاکنندهای قطعنامه مبارزه با تروریزم ملل متحد میتواند بپذیرد که اجماع جهانی که برای مبارزه با تروریزم روی آن توافق صورت گرفته، عملی نشود. بنابراین ما از حکومت پاکستان میخواهیم که اجندا و میکانیزم خود را به خاطر گفتمان مذکور پیشکش نموده تا از آن طریق بتوان، صلح و رفاه را تأمین کرد.
طرف دوم بحث ما، گروه طالبان است. در اینجا سوال ما این است که چه کسانی از آنان (طالبان) نمایندگی میکنند و چه میخواهند؟ ما پیششرطهایمان را برای مذاکره به تفصیل در مواقع مختلف بیان کردهایم که خلاصه آن پذیرش قانون اساسی، تداوم اصلاحات در زمینه حقوق زنان و تعلیم آنان، دست کشیدن از خشونت و قطع روابط با گروههای تروریستی میباشد. موضوعات دیگر روی میز (مذاکره) است و من تمایل دارم که آغاز این گفتمان صلح را با پیشنهاد نمودن اقدامات مشخصی در این زمینه گسترش دهم.
نخست، از آنجایی که صلح باید یک بحث ملی باشد، ما یک مشوره (خواهی) ملی را تدویر مینماییم تا یک اجندای مشترک را برای صلح ایجاد نماییم که در آن به ابعاد اجتماعی، سیاسی و امنیتی صلح رسیدگی صورت گیرد. این اجندا باید به تجارب و خواستههای زنان و نظریات جامعه مدنی توجه خاص داشته باشد. خرسندم به آگاهی شما برسانم که جلالتمآب محمد کریم خلیلی به عنوان رئیس شورای عالی صلح این سلسله مشورتها را رهبری خواهد نمود. [خطاب به آقای خلیلی] یکبار دیگر از شما به خاطر این که در این زمان حساس به ملتتان خدمت میکنید، سپاسگزاری میکنم.
دوم، برای پیشبرد گفتوگوهای صلح، ما هر مکانی که مورد قبول هر دو جانب باشد – چه در کابل که ما آن را تضمین میکنیم و یا هرجای دیگر – را خواهیم پذیرفت.
سوم، اگر توافقی مبنی بر انکشاف یک نقشهراه صلح که مورد قبول هر دو طرف گفتوگو باشد، صورت گیرد، ما به طالبان اجازه خواهیم داد که دفتر نمایندگیشان را باز کنند تا هر دو طرف بتوانند در فضای مصون دیدار کنند. ما برای صلح یک فرصت میدهیم؛ اما این باید روشن گردد که این یک فرصت ابدی نیست. اعمال تروریستی از سوی طالبان این زمینه را فراهم کرده است که تروریستان از سراسر منطقه به افغانستان بیایند. هیچیک از این ٢٠ گروه تروریستی به تنهایی [بدون ارتباط با طالبان] توان فعالیت، جنایت و تجارت مواد مخدر را ندارند. اعمال خشونتآمیزی را که آنها پیوسته انجام میدهند، برابر با معیارهایی است که سازمان ملل متحد در اسناد خود برای تعریف ترور و تروریزم مشخص ساخته است. اگر خشونت در مقابل افراد ملکی کاهش نیابد و یک روند معنیدار برای صلح آغاز نگردد؛ ما با استناد به قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در مبارزه با تروریزم، درخواست خواهیم نمود که طالبان به عنوان گروه انجامدهنده و تمویلکننده تروریزم شناخته شود. آنان (طالبان) وقت ندارند، اما ما وقت داریم. آنها باید وقت را در نظر بگیرند، زیرا دیگر زمان برای آنها باقی نخواهد ماند و ملت آنها را طرد خواهد کرد. این آخرین فرصت است، از این فرصت باید استفاده کنند و گرنه با پیامدهای خشم ملتی که درد دیده؛ اما قاطع است، مواجه خواهند شد. به یاد داشته باشید که ما از دو هزار سال بدین سو آموختهایم که چگونه با درد و رنج مقابله نموده و بر اهداف متمرکز شویم.
بُعد سوم بحث ما، همسایههای ما در آسیای میانه، آسیای جنوبی، آسیای غربی و آسیای شرقی است. در گذشته این درک نادرست وجود داشت که گویا جنگ کنونی، «جنگ امریکا» است که مشابهت به جنگ سرد دارد. اکنون این گمان باید رفع شده باشد. از سال ٢٠١٣ میلادی تاکنون، شمار نیروهای خارجی در افغانستان ٩٠ درصد کاهش یافته است. اگر طالبان پیشنهاد مذاکرات برای صلح را می پذیرفت، نیروهای خارجی کمتر از این تعداد میبود. نیروهای دفاعی زمینی ما به طور کامل افغانی است و تمام پالیسیهای ملی، افغانی هستند. میخواهم از جامعه بینالمللی، خصوصاً همکار بنیادی ما ایالات متحده امریکا به خاطر تعهداتش در زمینه صلح ابراز امتنان نمایم. تمام همکاران ما صلح میخواهند و در این زمینه شکی وجود ندارد؛ اما صلحی که پایدار باشد.
اما یک تغییر رونما شده است. تروریزم در حال گسترش است و برای تمام کشورهای منطقه، خشونت، بی ثباتی و اختلال به وجود میآورد. پالیسیهای ما به گونهای بوده است که مناسبات سیاسی و اقتصادی قوی با تمام همسایههایمان در منطقه ایجاد نماییم؛ اما اکنون آنها هم، بادهای گرم تشدید تروریزم را احساس میکنند. نیاز است که برای مقابله با این تهدید مشترک، ائتلافهای امنیتی ایجاد نماییم. از هندوستان تا آذربایجان و روسیه، از چین تا ایران تمام ما با این تهدید مشترک مواجه هستیم. میخواهم از همسایههایمان در آسیای میانه – کشورهای حوزه قفقاز – چین، هندوستان، ایران و دیگران به خاطر راهاندازی گفتوگوهای اقتصادی و اقدامات همهجانبهیی که به منظور تغییر میدان بازی و ایجاد فرصتهای جدید صورت گرفته، سپاسگزاری نمایم. آرزومندم که این امر به یک اجماع منطقهای مبدل گردد.
چهارمین بُعد بحث ما، شما یعنی منطقه و جامعه جهانی است. حال زمان این فرا رسیده است تا در مورد صلح جدی باشیم. منطقه ما مورد تهدید قرار دارد. هر کدام ما با خشونتهای داخلی مواجه هستیم که از طریق انتقالات غیرقانونی تمویل گردیده و توسط شبکههای جنایتکار [جرمی] که افراطگرایی را گسترش داده، پول و تسلیحات را در سرحدات انتقال میدهند، تداوم مییابد. بنابراین زمان آن رسیده که به این خشونتها خاتمه دهیم.
اکنون بیش از هر زمان دیگری، ما به جامعه جهانی نیاز داریم که در امر متوقف ساختن تبهکاری [جرم] و مطالبه حاکمیت قانون از ما حمایت نموده و امکانات خود را با ما شریک سازد. شما موافقتنامهها را امضا نمودهاید، حالا بیایید به عملی ساختن آنها تعهد داشته باشیم.
ما به صورت واضح گفتهایم که خواهان یک یونامای١ قوی هستیم تا در این روند با ما نقش یک شریک کلیدی را ایفا نماید. ما گفتوگوهایمان را با سازمان ملل متحد و جامعه بینالمللی به منظور انکشاف یک مکانیزم نظارتی بیطرف [از طرف جانب سومی] آغاز خواهیم کرد.
حکومت یک روند مشورتی را به خاطر جمعآوری خواستهها، ترسها، مطالبات و نگرانیهای مردم از سرتاسر کشور به عنوان جزئی از روند گفتوگوهای صلح پیشنهاد نموده است؛ اما در مقابل از شما درخواست میکنیم که به روند یکپارچه به رهبری و مالکیت حکومت افغانستان احترام گذاشته و در این راستا به تنهایی عمل نکنید، زیرا رودخانههای جداگانه هرگز نمیتوانند یک دریا یا اقیانوس را تشکیل دهند و تنها در صورت یکجا شدن، میتوانند مؤثر و متمرکز واقع شوند. اجازه دهید با تأکید بر ضرورت برقراری صلح در منطقه نتیجهگیری کنم. برقرای صلح در افغانستان، برای همسایههای افغانستان، آسیا و جهان ثبات به ارمغان میآورد. همانطوری که علامه اقبال لاهوری شاعر برجسته پاکستان گفته است:
«آسیا یک پیکر آب و گل است / ملت افغان در آن پیکر دل است / از فساد او فساد آسیا / در گشاد او گشاد آسیا»
میلیاردها رابطه، ما را باهم پیوند داده است. بیایید روی این رابطهها به خاطر ایجاد یک رشته محکم، هم در اینجا و هم در منطقه و آسیا تمرکز نماییم.
این کار صورت گرفته میتواند. سه سال قبل هیچکسی فکر نمیکرد که حزب اسلامی زیر چتر صلح بیاید. از داکتر غیرت١ که اینجا حضور دارد، تشکر میکنم. [خطاب به داکتر غیرت] تشکر که با مذاکرهکنندگان گفتوگو را تنظیم نمودید و تشکر به خاطر اینکه به عنوان قهرمان ماندگار صلح اینجا حضور دارید. اما امروز آنان [اعضای حزب اسلامی] این جا هستند و آمدهاند که مرمیهایشان را به برگههای رأیدهی مبدل نمایند. هر دو جانب پروسه دشوار مذاکره را سپری کردند تا تفاهم به میان آمد.
افغانها مردمی مقاوم هستند. ما یک ملت هستیم، نه یک ملت بازمانده بلکه مدافعان هویتمان هستیم. ما حداقل دارای تاریخ سههزارساله هستیم. ما از خودمان شناخت داریم و در این زمینه مشکلی نداریم. ما در طول تاریخمان حتی در روزهای تیره و سیاه، جنبش جداییطلب نداشتهایم و نخواهیم داشت. تراژیدی این ملت این است که همیشه دولتهای ناتوان داشتند؛ اما درباره مقاومت مردم و ملت ما اشتباه نکنید. ما گرسنگی را سپری کرده و شاهد آن بودهایم که تروریزم با دوستان و خانوادههایمان چه میکند. هیچ خانوادهای در بین ما نیست که عزیزانشان را از دست نداده و زندانی نشده باشند، و در آن روزهای تاریک، تحت شکنجه قرار نگرفته باشند و هنوز هم در سوگ مینشینند.
در جریان هفتهی ناگواری که سپری شد، دوست و همکار گرامیام داکتر عبدالله در مراسم جنازه پسر جوان سناتور ایزدیار که کشته شده بود، اشتراک نمود. در جریان مراسم، بمبی منفجر شد، بمب آن قدر قدرتمند بود که نیمی از پیکر یکی از علماء کرام و رهبر جهاد ما که تنها دو متر دورتر از داکتر عبدالله و دقیقاً در کنار آقای صالح ایستاده بود، در یک شفاخانه پیدا شد، در حالی که نیم دیگرش به شفاخانه دیگر انتقال یافته بود. این یعنی دهشت و ترور!
ما آماده هستیم که جهت هموار کردن راه برای صلح، مذاکره نماییم؛ اما هیچگاهی هم کسی فکر نکند که ما از ترس و فشار مذاکره خواهیم کرد. تروریزم خون ما را ریختانده میتواند؛ ولی تصمیم ما را نمیتواند بشکند. با این حال، شام همان روز، حتی پیش از این که خون و خاک به گونه مکمل از محل پاک شود و با وجود این که خطر وقوع انفجارهای بیشتر نیز فوقالعاده بالا بود، داکترعبدالله تا ختم مراسم جنازه و بجا نمودن اعزاز و احترام در محل حضور داشت که هیچ تروریستی نتوانست مانع این کار وی شود. این یعنی شجاعت!
بی بی شیما یک مادر کندهاری است. سه پسر وی - دو تن در صفوف پولیس و یک تن در صفوف اردو - در مبارزه با تروریزم کشته شدهاند. با این حال، زمانی که با وی ملاقات کردم، به پسر چهارمیاش کمک میکرد که برای رزمیدن نامنویسی کند. دقیقاً در همین سالون من از او پرسیدم، چرا پسرش میتواند در خانه بماند و از او مراقبت کند؟ او گفت: به خاطر این که میخواهم پسرم با تروریستان بجنگد تا مادران و دختران در قریهی ما دردی را که من احساس کردهام، احساس نکنند.
خانمها و آقایان! ما حالا در یک قریه زندگی میکنیم، قریهیی که از سوی شماری از شبکهها که حدود و سرحدی نمیشناسند، مورد حمله قرار دارد. امروز هدف ما این است که نشان دهیم، ما به اندازه بیبی شیما قوی، به اندازه داکتر عبدالله شجاع و به اندازه سی و یک میلیون خواهر و برادر افغانم که افتخار نمایندگی کردن و خدمت به آنها را دارم، متعهد به پایان بخشیدن سلطه تروریستان هستیم.
تشکر از حضورتان!
زنده باد افغانستان!
زنده باد همبستگی، همکاری و اراده بینالمللی!