ایجاد یک دولت مقتدر و پاسخگو: اجندای جامع مبارزه با فساد در افغانستان
بیانیه در کنفرانس اتحادیه اروپا: "مسیر پیشرو برای مبارزه با فساد در افغانستان." - ارگ
نکات اساسی:
- اصلاح نهادها: وضوح بخشیدن به نقشها و بهبود سطح پاسخگویی.
- تقویت نظام عدلی: استخدام قضات واجد شرایط و ایجاد دادگاههای اختصاصی مبارزه با فساد.
- پایان دادن به معافیت: لغو مصونیت برای مقامات بلندپایه.
- شفافیت مالی: بهبود شفافیت در بخش تدارکات و امور مالی.
- مبارزه با غصب و انحصار: جلوگیری از دستاندازی در سیاست، زمین و قراردادها.
- مشارکت مدنی: سهمگیری نهادهای جامعه مدنی و نهادهای مذهبی.
- بسیج شرکای بینالمللی: جلب حمایت و نظارت همکاران جهانی.
- بخشهای کلیدی: تمرکز بر وزارتهای امور داخله، ترانسپورت، معادن، معارف و مالیه.
به نام خداوند بخشنده و مهربان؛
سفیر میلبرن، سفیر برجسته بریتانیا، آقای ستانکزی، اعضای کابینه، اعضای پارلمان؛ خوش آمدید.
شناخت یک مشکل، اولین قدم به سوی ایجاد اراده سیاسی است. من به شما در مجتمع قصر ریاستجمهوری خوشآمد میگویم؛ جایی که ساکن آن مأموریت یافته است تا با فساد مبارزه کند. مردم افغانستان مرا انتخاب کردند زیرا به آنها وعده دادم که با فساد به طور جدی برخورد خواهم کرد. من شما را به اینجا دعوت کردم تا اطمینان حاصل کنم که هم مردم ما و هم مردم شما درک کنند که هیچ اختلافی میان جامعه بینالمللی و حکومت افغانستان در رابطه با رسیدگی به این مسئله جدی وجود ندارد. ریاستجمهوری، این مجتمع قصر و تمام حکومت باید در مرکز تلاشهای آنها برای درک و نابودی فساد باشند.
من نمیخواهم استدلال اخلاقی بیاورم، زیرا این استدلال به خوبی مطرح شده است. اکثریت مطلق مردم افغانستان از اصلاحات استقبال میکنند. مانع اصلی، سیستم موروثی و مجموعهای از روابط است که در ۱۴ سال گذشته، و به ویژه در ۱۵ سال اخیر، ما به طور مشترک ایجاد کردهایم. پس به جای صحبت درباره کلیات، اجازه دهید به موضوع فساد در ماههای آینده و اقداماتی که مایل به انجام آنها هستیم، بپردازم. دو ماه پیش، من یک چارچوب تحلیلی به سفرا در مورد عوامل محرک فساد ارائه کردم. به زبان ساده، محرکها به شرح زیر هستند:
اول، تسخیر نهادی (Institutional Capture) وجود دارد. سیستم تقرریها تحت سلطه غلبه روابط بر ضوابط بوده است، و این به نوبه خود باعث ایجاد قواعد بازی شده که با قوانین رسمی تفاوت فاحشی دارند. ما نیاز داریم وظایف اصلی هر سازمان دولتی را مشخص کنیم و مکانیسمهایی ایجاد کنیم که مردم این کشور، که باداران (اربابان) ما هستند، دولت را پاسخگو نگه دارند.
این یک تغییر فرهنگی عمیق است زیرا ما یک فرهنگ سلسلهمراتب کاذب را به ارث بردهایم. آن فرهنگ سلسلهمراتب کاذب باعث میشود یک مقام دولتی سلطهجویی کند و قوانین را نادیده بگیرد. ما مردی را از جامعه مدنی آوردیم و او را معین (معاون وزیر) ساختیم، و اولین کاری که او انجام داد ضرب و شتم پلیس بود، زیرا پلیس از او خواسته بود از فیلم سیاه در شیشههای موترش استفاده نکند. میبینید، مسئله تنها تغییر قوانین نیست؛ مسئله تغییر رفتار است.
جنبه دوم تسخیر، امنیت است. ما از کمکهایی که دریافت کردهایم بسیار سپاسگزاریم، اما نیروهای امنیتی ما انحصار یا انحصار مشروع قدرت را اعمال نمیکنند؛ و تا زمانی که اطمینان حاصل نکنیم که نیروهای امنیتی میتوانند به آن شیوه عمل کنند و قبل از هر چیز، خودشان به عنوان بزرگترین قراردادها پاسخگو باشند—جایی که در بخش امنیتی، جنرالهای ما به جای مدیریت جنگ، به دنبال این بودند که چگونه قراردادها را مدیریت کنند.
من میخواهم به وزیر [محمد معصوم] ستانکزی برای کار فوقالعادهای که در پاکسازی وزارت دفاع انجام داده است، تبریک بگویم. بیش از ۸۰ جنرال ارشد بازنشسته شدهاند و دیروز دوباره دسته جدیدی را امضا کردم. اما به ویژه در مورد تدارکات، میخواهم از وزیر فاروقی برای کار عظیمش در بررسی تدارکات تشکر کنم. فقط یک مثال؛ آقای فاروقی این موضوع را بر اساس مبانی تئوریک استدلال کرد. یک قرارداد سوخت فقط برای تامین برق در سال گذشته ۱.۲۵ میلیارد بود، امسال همان قراردادی مبلغ ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلیون پیشنهاد میدهد. میبینید که تفاوت چقدر است. از جنرال دیویس که برای حضور در اینجا و مشارکت CSTC-A سپاسگزارم. ما به معنای واقعی کلمه دهها میلیارد افغانی را فقط از طریق پاکسازی قراردادهای وزارت دفاع صرفهجویی کردهایم.
مسئله بزرگتر این است که شهروندان ما با استفاده مداوم از زور غیرقانونی تهدید میشوند. این تنها تروریستها نیستند، بلکه گروههای مسلح غیرمسئول هستند و زبان خشونت، محرک اصلی فساد است. قاضیای که تهدید میشود؛ در یک ولسوالی، قاضیای که از انتقال غیرقانونی زمینهای دولتی به یک فرمانده خودداری کرد، تا سرحد مرگ مورد ضرب و شتم قرار گرفت. من دستور بازداشت آن مرد را دادم و او را به کابل آوردم. او اکنون تحت محاکمه است. اما این مهم است که ناامنی و ناتوانی ما در تحکیم انحصار مشروع قدرت و فساد در نهادهای امنیتی، ما را ضعیف میکند.
آنچه در اینجا بنیادی است، مواد مخدر به عنوان محرک کلیدی فساد است. برخی از نهادهای اصلی ما که مأمور حفاظت از منافع شهروندان بودند، در واقع در حال تخریب شدن هستند و اینها شبکهها هستند و این شبکهها باید درک شوند.
شکل سوم تسخیر، اقتصاد است. غصب زمین یکی از نمونههای آن است. بیش از یک میلیون جریب زمین که تقریباً معادل ۳۰۰,۰۰۰ هکتار میشود غصب شده است و هسته اصلی این کار باز هم فساد در محاکم، سارنوالی (دادستانی) کل، وزارت داخله و وزارت عدلیه بود زیرا شبکههایی در درون اینها وجود دارد. دولت دهها هزار هکتار زمین را به دلیل تبانی از دست داد، زیرا دوسیه (پرونده) دولت همیشه ضعیف استدلال میشد در حالی که تبانی خصوصی برای انتقال مالکیت صورت میگرفت. این غصب زمین است. این صرفاً رفتن و گرفتن زمین نیست؛ این اطمینان از انتقال اسناد (قبالهها) است. به لطف قاضی اصلاحطلب دادگاه عالی ما، این پروندهها در حال معکوس شدن هستند و ما آنها را پس خواهیم گرفت.
و شکل دیگر، تسخیر سیاسی است. سیاست به وسیلهای برای پیشبرد سه شکل دیگر تسخیر و مجموعهای از روابط تبدیل شده که از این طریق حاکم میشوند، زیرا گفتمان منحرف شده و به سمت مجموعهای از مسائل و بحثهای کاذب هدایت میشود، به جای اینکه به مسائل اصلی بپردازد.
نکته کلیدی؛ مردم افغانستان خواهان یک دولت مقتدر هستند. دولت مقتدر برای مردم افغانستان دولتی است که خادم آنها باشد. دولتی که به آنها خدمت کند، دولتی که خدمات ارائه دهد، دولتی که رشد و شغل ایجاد کند. منافع خاصی در این کشور وجود دارد که خواهان نهادهای دولتی ضعیف هستند، زیرا نهادهای ضعیف کلید بقای محرکان فساد است، و متأسفانه در گذشته، قراردادیهای بینالمللی نیز کلید تمایل به یک دولت ضعیف بودهاند.
چرا این سیستم ایجاد شد؟ مقادیر هنگفتی پول بدون حسابدهی درست وارد شد و نوع مشورههایی که ارائه میشد سطحی بود. ما به جای ریشهها، با علائم و نشانهها برخورد کردیم.
نتیجهگیری؛ ما باید در سطح سیستمیک با سیستم برخورد کنیم و باید بسازیم. خبر خوب چیست؟ خبر خوب مردم هستند؛ اکثریت مطلق شهروندان این کشور؛ زنان، مردان، به ویژه جوانان [فساد نمیخواهند]. و به یاد دارید که ما از نظر سن، جوانترین کشور هستیم؛ یکی از کشورهای کهن از نظر تاریخ، اما جوان از نظر سن. جوانان فساد نمیخواهند. زنان فساد نمیخواهند. علمای ما فساد نمیخواهند. بنابراین، ما یک بنیاد طلایی داریم اما باید یک تلاش سیستماتیک را بسیج کنیم زیرا مقاومت، اتهامات و تخریبگری باید واقعاً جدی گرفته شوند.
اراده سیاسی کجاست؟ اراده سیاسی در مواجهه با این مشکلات، نام بردن و اعتراف به این است که فساد مایه شرمساری ملی ماست و ما باید به آن رسیدگی کنیم. بدون رسیدگی به این مسئله، ما عزت نخواهیم داشت و نخواهیم توانست پرچم خود را در نشستهای بینالمللی با افتخار بلند کنیم زیرا همیشه آن سایه (فساد) وجود خواهد داشت.
اگر این تشخیص درست باشد، و من معتقدم که هست، چه باید کرد؟ اول، ما ماشین دولت را به کار میاندازیم. این هم مسائل رهبری و هم مسائل مدیریتی دارد. وزارتخانههای زیربنایی؛ حتی یک وزارت زیربنایی هم مهارتهای مدیریت پروژه و برنامه را آموزش ندیده است. پانزده سال کمک تخنیکی (فنی)، میلیاردها دالر و کمک فنی؛ به من نشان دهید چه کسی مسئول کدام مجموعه از پروژههاست. من باید به روزهای گذشته خود به عنوان یک تسهیلکننده بازگردم و این را تسهیل کنم. این یک ناکامی مشترک است.
چرا افرادی که میلیونها دالر برای طراحی سرکها (جادهها) دریافت میکنند، در طراحی آنها از طریق تصاویر ماهوارهای شکست خوردند و در درک واقعیت سطح زمین ناکام ماندند؟ ما دو سال را در ساختوساز به دلیل شکست برخی از شرکای اصلی خود در انجام نظارت درست از دست میدهیم. چرا ۸ میلیون دالر برای نظارت بر مکاتبی (مدارسی) داده شده که هرگز ساخته نشدهاند و با این حال تأیید شدهاند که ساخته شدهاند؟
وظایف اصلی باید مشخص شوند. مشارکت، ترتیب و پاسخگویی واقعاً باید شفاف شوند زیرا این کلید کار است. ما سیستمی را به ارث بردهایم؛ برخی از قوانینی که رایج هستند، ما هرگز مستعمره عثمانی نبودیم. ما با آشفتگی قوانین و مقررات روبرو هستیم. اینها باید توحید (یکپارچه) شوند، و ما بسیار مفتخریم که بر توحید این قوانین تمرکز کردهایم.
دوم، ما باید به چرخه معافیت از مجازات پایان دهیم. تا کنون این تصور وجود داشته است که هر کسی در مقام بالا باشد، اجازه دارد هر کاری که میخواهد انجام دهد. من حجم واحد وظایف جرایم سنگین (Special Crimes Task Force) را دو برابر میکنم و آنها صلاحیت دارند که والیها، وزرا و مقامات بلندپایه را بازجویی کنند. آنها مأموریت و حق کامل دارند و در حال حاضر بر اساس دستورات مستقیم من، در حال تحقیق هستند و ما محاکمه خواهیم کرد. اکنون آنها سارنوالی (دادستانی) دارند که اراده محاکمه را دارد. دیروز مردی تعریف بسیار بزرگی از او کرد، او سخنگوی سارنوالی کل بود؛ من جلسهای با تمام سخنگویان خود در ولایات داشتم. او گفت: «آقای [فرید] حمیدی به تنهایی و بدون همراهان آمد و این همان تیپ مردی است که ما میخواهیم بیاید.» خوش آمدید آقای حمیدی، ما روی اصلاحات شما حساب میکنیم.
بخش عدلی و قضایی در این زمینه واقعاً حیاتی است. امیدوارم دیده باشید که اکنون سنگ بناهای اصلاحات بخش قضایی در جای خود قرار گرفتهاند. اول، قاضیالقضات (رئیس قوه قضائیه)، دومین قاضی اصلاحطلب که توسط پارلمان تایید شد. نامزد سوم متأسفانه، یک زن برجسته، رای نیاورد، اما نامزد چهارم شخصی است که مرکز عدلی و قضایی مبارزه با مواد مخدر را با صداقت کامل اداره میکند، و من فرصتی خواهم داشت تا دو نفر دیگر را برای دادگاه عالی (سترہ محکمه) نامزد کنم و میتوانیم به شما اطمینان دهیم که آنها افراد صادق و صاحب قضاوت خواهند بود.
نکته دیگر که البته انجام شده، تأیید—و من از پارلمان سپاسگزارم—۲۰۰ رای تأیید برای سارنوال کلی است که پول یا ارتباطات ندارد. این یک روز خوب برای افغانستان است. امیدواریم که این فرهنگ بیشتر گسترش یابد.
سوم این است که ما باید به رفتارهای غارتگرانه پایان دهیم.
چهارم، ما میراثی از گذشته دریافت کردهایم. صدها دوسیه وجود دارد که به سارنوالی کل فرستاده شده بود اما اقدامی روی آنها صورت نگرفته بود. ما نمیتوانیم آنقدر مصروف گذشته شویم که حال را فراموش کنیم و پاسخگویی خود را از یاد ببریم. بنابرین سارنوالی کل و سیستم دادگاهها مجاز هستند که دوسیهها را طبقهبندی کرده و تصمیم بگیرند، تا تعادلی میان گذشته، حال و آینده برقرار شود، اما به ویژه ما حالمحور (Present-oriented) خواهیم بود.
از روزی که کابینه و مقامات حکومت وحدت ملی انتخاب شدهاند، آنها پاسخگو و قابل محاکمه هستند. و ما باید این فرهنگ را ایجاد کنیم زیرا بدون آن، مردم ما را باور نخواهند کرد. من همچنین حاضرم ریاستجمهوری را برای ایجاد یک «محتسب» (Ombudsman - بازرس ویژه) تسلیم کنم. اگر اتهاماتی علیه ریاستجمهوری وجود دارد، از جامعه بینالمللی میخواهم که به من بپیوندند تا بهترین دفتر بازرسی را ایجاد کنیم. ما به تضاد منافع اعتقاد نداریم و به همین دلیل، اگر اتهاماتی وجود دارد—و اتهامات بخشی از آجندای ضد اصلاحات است—بیایید مکانیسمهای معتبری برای رسیدگی به آنها داشته باشیم زیرا رسیدگی به اتهامات مهم است. و برای اطمینان، من از جامعه مدنی و جامعه بینالمللی دعوت میکنم تا یک بازرس ویژه را نامزد و انتخاب کنند.
تا کنون چه کردهایم؟ من لکچر (لیست طولانی) نمیدهم اما برخی اقدامات کلیدی را میگویم. اول، ما دو مقصر اصلی کابلبانک را زندانی کردیم و رئیس [بانک مرکزی]، آقای صدیق، که کار فوقالعادهای در بانک انجام میدهد، به شما خواهد گفت که نه تنها ۲۵۰ میلیون دالر را پس گرفتیم، بلکه از بحران در بخش بانکی جلوگیری شد.
آنچه جلب توجه نمیکند (اشاره به سگ شرلوک هولمز که پارس نمیکند) نیاز به توجه دارد. زمانی که من سوگند یاد میکردم، بخش بانکی میتوانست با تکرار جدی اتفاقات قبلی روبرو شود. من شخصاً ترازنامه، رتبهبندیها را دیدم و با تک تک مدیران عامل بانکها مصاحبه کردم و به آنها برنامه اصلاحی دادم و اکنون بانک مرکزی نظارت میکند. ما به استقلال بانک مرکزی اعتقاد راسخ داریم و مهم است که بخش بانکی برای اقتصاد قابل اتکا شود. ما از بحران جلوگیری کردیم و اکنون چالش این است که بخش بانکی را به جای بخش غیررسمی، برای اقتصاد به کار بیندازیم، کاری که رئیس صدیق بر آن ریاست خواهد کرد.
دوم، با وجود رکود شدید که به مرز کساد رسیده است، ما عواید خود را ۲۲٪ افزایش دادیم که نشان میدهد فساد چه هزینهای را تحمیل میکرد. ۲۵٪ از مأموران گمرک اخراج شدهاند. نسل بعدی اصلاحات در گمرکات در حال انجام است و ما امیدواریم یک سری تغییرات بنیادی رخ دهد که داشتن شغل در گمرک را چنان نامطلوب کند که هیچ شخص با نفوذی نخواهد فرزندان یا بستگانش در آنجا گماشته شوند؛ بلکه فقط افرادی با صداقت و قضاوت درست در آنجا باشند تا به جلو حرکت کنیم.
تدارکات؛ آقای [یما] یاری ریاست تدارکات ما را بر عهده داشته است و من واقعاً میخواهم از او تشکر کنم. او از زمانی که این وظیفه را بر عهده گرفته ۵ کیلو وزن کم کرده است که برای اندامش بسیار خوب است. این مردی است که با یک تیم فوقالعاده فرهنگ تدارکات را تغییر داد. من بر ۵۳ جلسه تدارکات ریاست کردهام؛ من این جلسات را میشمارم. فکر نمیکنم در تاریخ جلسه ای باشد که رئیسجمهور و رئیس اجرائیه یک کشور این مسئولیت را بر عهده گرفته باشند؛ به طور جدی! برای شش ماه، حتی یک قرارداد هم ندیدیم که با قوانین مطابقت داشته باشد. اکنون، جلسات ما کوتاهتر میشوند، زیرا مطابقت با قوانین صورت گرفته است، و من میخواهم از سهمگیری CSTC-A و همچنین SIGAR و اعضای پارلمان، فراکسیون صداقت که در آنجا نشسته اند و به عنوان نماینده حضور دارند، قدردانی کنم.
نتیجه این کار؛ ۴۵ شرکت قبلاً در لیست سیاه قرار گرفتهاند و حداقل ۱۱ شرکت دیگر در مرحله ممنوعیت هستند. منافعی که پشت این شرکتها هستند. وزیر فاروقی کار فوقالعادهای در بررسی تدارکات وزارت دفاع انجام داد و نشان داد که در بیشتر قراردادها، شرکتهایی که پیشنهاد داده بودند اصلاً وجود خارجی نداشتند. به معنای واقعی کلمه، ۶ شرکت پیشنهاد میدادند، اما ۴ یا ۵ تای آنها وجود نداشتند. او تک تک این شرکتها را ردیابی کرد تا ببیند آیا دفتری دارند، آیا تاسیساتی دارند و غیره؛ آنها فقط نام بودند. در جاهای دیگر، آدرسهای صندوق پستی وجود داشت، اما اینجا شکر خدا، ما آدرس صندوق پستی نداریم، بنابراین آنها مجبور بودند یک اتاقک کوچک داشته باشند؛ شاید یک کانتینر.
سوم، ستره محکمه (دادگاه عالی)؛ بیش از ۶۰۰ قاضی تغییر کردهاند. تک تک قضات ولایتی در این کشور تغییر یافتند. قضات محاکم استیناف؛ ۱۳۵ نفر که در دور اول نیاز به تایید من داشتند، زیرا قانون اساسی افغانستان یک ویژگی خاص دارد. اول، از نظر تئوریک، من قاضیالقضات هستم، زیرا اینجا یک دولت اسلامی است؛ بنابراین مسئولیت نهایی با من است، من آن مسئولیت را به قاضیالقضات تفویض میکنم، اما در زمینه تقرری مقامات عالیرتبه، تایید من الزامی است. و ثانیاً، دسته دیگری آمدند که باز هم بیش از ۱۰۰ نفرشان نیاز به تایید من داشتند و ۳۵۰ نفر دیگر که نیاز به تایید قاضیالقضات داشتند.
دور اول و دوم اصلاحات در ستره محکمه تکمیل شده است. اکنون ما قصد داریم به سطح ولسوالیها بپردازیم و حضور قضات و سارنوالان (دادستانها) افزایش یافته است. ۲۰ درصد از سارنوالان از وظایفشان برکنار شدهاند. اکثریت قاطع آنها فارغالتحصیل صنف ۱۲ بودند. آیا میتوانید کشوری را تصور کنید که در آن تعداد قابل توجهی از سارنوالانی که قرار است قانون را بدانند و آن را اجرا کنند، فارغالتحصیل لیسه (دبیرستان) باشند؟ من با تک تک قضات محاکم استیناف مصاحبه کردم و نظر متفقالقول آنها این بود که ۸۰ تا ۹۰ درصد دوسیههایی که توسط سارنوالان به آنها ارجاع میشود، از نظر قانونی ناقص هستند. و این کاری است که اکنون آقای حمیدی و قاضیالقضات با آن برخورد خواهند کرد.
تدارکات عامه؛ من کلید تغییر فرهنگ را برای شما آوردم زیرا این یک حوزه کلیدی است. تقریباً ۲۰ درصد از تولید ناخالص داخلی (GDP) در تدارکات دولتی است. بنابراین پیامدهای این موضوع بسیار عظیم است. ما بخشهای بالایی را که همان مطابقت رسمی با قانون است، پاکسازی کردهایم، جایی که در میان آن، وزیر ستانکزی گام بزرگی برداشته است. او از ۶۰۰ مقام میانرتبه در وزارت دفاع خواسته است تا داراییهای خود را ثبت کنند و با دقت لیزری بر آنها تمرکز کرده است. ما باید همین کار را با دیگران نیز انجام دهیم، زیرا منافع ریشهدار در تبانیها در سطح اجرا قرار دارند.
وظیفه بعدی ما؛ و این شکست بخش خصوصی ماست. ما شرکتهای فعال نداریم. این فقط دولت نیست که ضعیف است، ما بازار ضعیفی هم داریم. ضعف نهادهای بازار یک مانع اساسی در برابر برنامههای مبارزه با فساد است، زیرا فرهنگ قبلی در بخش زیربنایی این بود که آنها قراردادها را میگرفتند و سپس آنها را به قراردادهای فرعی (دستدوم) و باز هم فرعی میسپردند. گاهی تا شش لایه قرارداد فرعی وجود دارد. و افرادی که هیچ کسبوکاری نداشتند، مثلاً در بخش مواد غذایی برای دانشگاهها؛ افرادی که قراردادها را میگرفتند، در خرید و فروش این قراردادها تخصص داشتند چون آنها قرارداد میفروختند. این وضعیت رو به پایان است و ما با آن برخورد خواهیم کرد.
سیستم مالی دولت سیستم مالی دولت در حال بازسازی است. وزیر حکیمی واقعاً مستحق تقدیر است، نه فقط برای افزایش عواید، بلکه اکنون برای «نقشه راه مدیریت مالی». نقشه راه مدیریت مالی یکی از بهترینهاست و من مایلم از کمکهای استرالیا قدردانی کنم. این بهترین نوع کمکی است که دریافت کردهایم، زیرا آنها منفعتی در مشاوره (به نفع خودشان) ندارند. تسهیلکنندگان آنها؛ متفاوت از تیپ افرادی هستند که ما قبلاً داشتیم، از جمله شرکتها. زمانی که ما سیستم AFMIS را ایجاد کردیم، برای شش ماه بهترینها را داشتیم، سپس کیفیت افراد کاهش یافت، زیرا این شرکتها تعدادی افراد پیشرو دارند، آنها میآیند بیزنس را میگیرند و شروع میکنند و سپس کیفیت پایین میرود. و متأسفانه نظارت بسیار ضعیف است. اما نوع کمکی که ما از خزانهداریهای اصلی؛ استرالیا، ایالات متحده، بریتانیا و دیگران دریافت کردهایم واقعاً یک کمک عظیم است. این نوع کمکی است که نقش کاتالیزور (شتابدهنده) را ایفا میکند، زیرا آنچه نقشه راه مالی انجام میدهد، دادن یک نقشه راه روشن به ماست که در آن مردم ما خودشان مالک مشکل هستند و به آن باور دارند.
فرهنگی وجود داشت که ما باید اسناد خود را به انگلیسی مینوشتیم و باید از این فرهنگ خارج شویم. اگر ما مالکیت (برنامهها) را میخواهیم، واقعاً باید آنها را به زبانهای ازبکی، پشتو و دری بیان کنیم و بنویسیم، زیرا این یک بحث پویا است. مدل کلیدی این کار «میثاق شهروندی» (Citizen Charter) است. وزیر نصیر احمد درانی، وزیر اسدالله ضمیر، وزیر فیروزالدین فیروز و همکارانشان کار فوقالعادهای در بحث و تبادل نظر انجام دادهاند. من روز گذشته با دیدن کانسپت (مفهوم) میثاق شهروندی واقعاً به گریه افتادم. نسل بعدی رهبران افغان در مقابل شما هستند. مشعل (مسئولیت) در حال انتقال است و من خوشحالم. البته باید از وزیر نسرین اوریاخیل و همکارانش قدردانی کنم؛ فرهنگ همکاری بینوزارتی در حال شکلگیری است. دیروز، مرکز مبارزه با مواد مخدر، باز هم نمونهای از این موضوع بود.
کمیته مک (MEC) قرار است اداره تفتیش را بازسازماندهی کند؛ ما به معنای واقعی کلمه نه استانداردهای تفتیش (حسابرسی) داشتیم و نه استانداردهای محاسباتی. هر شرکتی که به ما گزارش تفتیش میداد، آن را بر اساس روش خود انجام میداد. من این بدشانسی را داشتم که تمام گزارشهای تفتیش بخش مخابرات را قبل از آمدن همکار بسیار توانمندم، اجمل احمدی، بخوانم؛ کسی که مرا از همه اینها رها کرد. او یک مکمل فوقالعاده است و صداقت و قضاوت او باز هم شایسته تقدیر است. اکثر دولتها از نهادهای ناظر خود متنفرند. ما عاشق کار با «مک» هستیم، قدرت بیشتری به آنها باد و من تمام صلاحیتهایی را که برای تحقیق درباره ما نیاز دارند، به آنها خواهم داد. اما، شما در مورد اثربخشی یا عدم اثربخشی اداره عالی نظارت بر مبارزه با فساد (HOO) قضاوت کنید و به ما اطلاع دهید، تا بر اساس آن تصمیم بگیریم.
آنچه برای مشارکت با جامعه مدنی نیز مهم است، بسیج کردن جامعه مدنی افغانستان است. میدانید بزرگترین بخش جامعه مدنی افغانستان کجاست؟ مسجد. هر جمعه، در مساجد سراسر این کشور یک رفراندوم (همهپرسی) برگزار میشود. مساجد از فساد متنفرند؛ و خواهش میکنم ما باید آنها را بسیج کنیم. علمای افغانستان در این زمینه دارایی فوقالعاده مهمی خواهند بود.
اکنون، در جهت حرکت به رو به جلو، مایلم برخی از اطلاعیهها را اعلام کنم. اول، شورای عالی حکومتداری، حاکمیت قانون و مبارزه با فساد است. این شورای عالی همان مجموعهای از اختیارات مشابه شورای امنیت ملی و شورای عالی اقتصادی را خواهد داشت. ورود همکاران بسیار توانمندم آقای روشن، وزیر فاروقی و نرگس نهان که میشناسید، به ما در تدوین و حرکت به جلو کمک خواهند کرد.
ما برای آمادهسازی این کار چه کردهایم؟ اول مجموعهای از تحقیقات است. گزارش مشهور فاروقی که همه شما خواستار انتشار آن هستید، در مورد انتشارش تصمیمگیری خواهد شد؛ گزارش روشن که شما درباره میدان هوایی (فرودگاه) از آن خبر ندارید منتشر خواهد شد، و ما تمام املاکی را که توسط دولت به کرایه (اجاره) گرفته شده است بررسی کردهایم و این یک رسوایی است. یک نمونه؛ یک ملک توسط یک وزارتخانه به مبلغ ۳۵۰۰۰ افغانی در ماه به یک شرکت اجاره داده شده بود، آن شرکت همان ملک را به مبلغ ۳۵۰۰۰ دالر دوباره اجاره داده بود، و این وضعیت برای ۱۴ سال ادامه داشته است. ما اکنون در حال ایجاد فهرست موجودی (انبارگردانی) تمام این داراییها هستیم. ما تحقیقات کافی برای توانایی در تصمیمگیری و مأمور کردن دیگران داریم، بنابراین این گام مهمی در آن زمینه خواهد بود.
دوم؛ قاضیالقضات حلیم و سارنوال کل حمیدی توافق کردهاند که قبل از ماه اکتبر، هر کدام پنج اصلاح کلیدی داشته باشند که توسط خودشان رهبری شود. ما خواهان یک قرارداد «شرطمحور» با کمککنندگان هستیم تا از بخش عدلی بر اساس این اصلاحات حمایت کنند. آنها در این زمینه بنیادی خواهند بود.
سوم؛ ما تعدادی از حوزههای دارای اولویت را برای پاکسازی تعیین کردهایم. برای سال ۲۰۱۶، وزارتهای داخله، ترانسپورت، معادن و معارف (آموزش و پرورش) در صدر فهرست ما هستند. وزارت مالیه قبلاً یک برنامه اقدام جامع برای همکاری با این وزارتخانهها آماده کرده است.
چرا این وزارتخانهها؟ و چرا این رویکرد؟ ما سنت بسیار طولانی در عدالت داریم، بنابراین اول به سراغ حاکمیت قانون میآییم. ما سنت طولانی داریم؛ امیدوارم «دایره عدالت» برای شما توضیح داده شده باشد. تئوری حکومتداری مسلمانان بر پایه مفهوم بنیادی عدالت استوار است. بدون عدالت، زراعت نمیتواند وجود داشته باشد. بدون زراعت، تجارت نمیتواند وجود داشته باشد. بدون تجارت و زراعت، ارتش نمیتواند وجود داشته باشد. بدون ارتش، اداره (بروکراسی) نمیتواند وجود داشته باشد، و بدون ارتش و اداره، حکمرانی و دولتداری ممکن نیست. این یک موضوع ساده و ظریف است. مفاهیم عدالت در این کشور بیش از حد انکشاف یافته است، نه کمتر. مشکل در اجرا (ارائه) است. به همین دلیل، من ایجاد یک «مرکز عدلی و قضایی تخصصی مبارزه با فساد» را اعلام میکنم. مرکز مبارزه با مواد مخدر موفق بوده است. قاضیالقضات و سارنوال کل این موضوع را در اولین جلسه مقدماتی شورای عالی تایید کردهاند؛ بنابراین، ما میخواهیم آن را اجرا کنیم و پیش برویم تا برای [نشست] وارسا فعال باشد. نه اینکه در وارسا اعلام کنیم، من امروز آن را اعلام میکنم. ما باید تا زمان وارسا آن را فعال کنیم.
اجازه دهید به اختصار بر این وزارتخانهها تمرکز کنم. وزارت داخله یکی از پنج مصرفکننده بزرگ بودجه در این کشور است. اما فراتر از آن، وزارت داخله چهره میان شهروند و دولت است، بنابراین پاسخگویی در این وزارتخانه در جهت رفع فساد حیاتی است. مورد دیگر این است که به دلیل جنگ تحمیلی و نیاز ما به تمرکز تمام انرژی بر مهار حملات تروریستی، ما در مبارزه با مواد مخدر به اندازه کافی کار نکردهایم. وزارت داخله هم برای تلاشهای مبارزه با مواد مخدر و هم برای اطمینان از رشد شهری و حقوق مالکیت روستایی کاملاً ضروری است. تمام حقوق مالکیت پایدار نیازمند یک نیروی پلیس است تا بتواند با آن برخورد کند، و مورد دیگر این است که قانون اساسی مسئولیت کشف جرایم را به پلیس داده است. هیچکس دیگری حق کشف ندارد. در گذشته، دادگاهها در این امر مداخله میکردند، سارنوالی کل مداخله میکرد، و هر سازمان ضد فسادی دخالت داشت.
کشف جرم وظیفه پلیس است. به همین دلیل است که واحد وظایف جرایم سنگین باید به صورت ارگانیک با مرکز مبارزه با فساد همکاری کند تا بتواند این موضوع را به پیش ببرد. همچنین این پاسخگویی ما در قبال شهروندان شما و خزانهداریهای شماست. پولی که به وزارت داخله میآید باید کاملاً حسابدهی شود. من نمیتوانم «پلیس خیالی» داشته باشم. هر پلیس، اعم از مرد و زن—که افتخار میکنیم اکنون زنان زیادی داریم—باید کاملاً مستند باشد. پرداخت حقوق آنها باید کاملاً الکترونیکی باشد.
معادن؛ همانطور که سفیر میلبرن اشاره کرد، ما در معرض خطر «نفرین فراوانی» هستیم؛ نفرین منابع. امروز بخش معادن محرک شبکههای تروریستی است. فساد گذشته باید بررسی شود. من حاضرم نیرویی از طرف ETI یا هر گروه بینالمللی برای بررسی قراردادها داشته باشم. ما تک تک قراردادهای بخش معادن را در وبسایتها منتشر خواهیم کرد و مایل به بررسی تمام قراردادهایی هستیم که اعطا شده است. ما از جامعه مدنی افغانستان دعوت میکنیم، همانطور که در گذشته سهم داشتهاند، بخش معادن را بررسی کنند. سرپرست وزارت، آقای حبیبیار، و همچنین اصول مشوره با جامعه را برای شما توضیح خواهند داد.
معارف (آموزش و پرورش)؛ من به خصوص در مورد بودجههای مفقود شدهای که به جوامع محلی برای ساخت مکاتب داده شده بود، بسیار خشمگین هستم. این فقط دزدی نیست؛ این یک جرم جنایی علیه کودکان ماست. موکل من کودک افغان است. وزارت معارف یک وسیله است؛ معلمان وسیله هستند؛ مکاتب وسیله هستند. ما نمیتوانیم علیه کودکانمان مرتکب جرم شویم. با تشکر از نرگس نهان و همکاران در وزارت معارف. ما علاوه بر ۱۵۰ مکتب دیگر، تمام ۱۱۰ مکتب را بررسی کردهایم. آنها را طبقهبندی کردهایم؛ اکنون سیستم داریم. اما نظارت بینالمللی باز هم بسیار ضعیف بود. هر کسی که آن (ناظران) را استخدام کرده، ما از آن کمککنندگانی که بودجه اینها را تامین کردهاند میخواهیم وظیفه خود را انجام دهند، در غیر این صورت ما نیاز به مکانیسمی داریم تا از افرادی که در انجام منابع ارائه شده بینالمللیشان ناکام ماندهاند، شکایت کنیم. باید یک «محتسب» (بازرس) وجود داشته باشد؛ بیزنس نیاز به شریک دیگری دارد. وقتی شرکتهایی که توسط کمککنندگان بینالمللی استخدام شدهاند در انجام وظیفه خود ناکام میمانند، ما چه میکنیم؟ این یک پاسخگویی است؛ این منابع شماست. آیا میخواهید آنها به طراحی سرکهای (جادههای) اشتباه ادامه دهند یا بر ساخت مکاتب نظارت نکنند و دیگران گواهینامههای تأیید را بپذیرند؟ پس واقعاً مهم است که در بخش معارف حرکت کنیم زیرا آن کیفیت مهم خواهد بود.
نتایج یافتههای ما علنی خواهد شد. من به شفافیت اعتقاد دارم، بنابراین مهم است که در همان معنایی که پذیرفتهایم، در پاسخگویی متقابل مشارکت کنیم. و همانطور که میبینید، از طرف ما هیچ بازی ملامت کردن (مقصر دانستن دیگران) وجود ندارد. ما فقط میخواهیم اطمینان حاصل کنیم که الگوهای گذشته، جایی که دولت افغانستان مالکیت مشکل را بر عهده نمیگرفت، تکرار نشود و سپس مشورههای بینالمللی به ما داده شود که مرتبط و مربوط به مشکل باشد.
کمپین عمومی؛ من میخواهم اعتراف کنم که ما در ارتباطات عامه بسیار ضعیف بودهایم و دلیل من بسیار ساده بود. نمیخواستم توقعات را بالا ببرم. جنگی بر ما تحمیل شده بود؛ ما با بحرانهای زیادی دست و پنجه نرم میکردیم و با محرکهای بنیادی برخورد میکردیم. اکنون راه ما به سوی آینده روشن شده و مشارکتهای بینالمللی ما بسیار مستحکم است. میخواهم از تمام شرکای بینالمللیمان، افرادی که دور من نشستهاند، و همه شما برای باور داشتن به ما تشکر کنم. سال گذشته ما با عدم اطمینان کامل کار میکردیم. امسال ما ریسک (خطر) داریم اما عدم اطمینان نداریم، و این یک تغییر عظیم است. بنابراین میخواهم از تمام سفرا، تمام نمایندگان سازمانهای بینالمللی، نهادهای مالی بینالمللی و شرکای بخش امنیتی برای باور داشتن به ما و ایجاد یک افق میانمدت تشکر کنم. همکاران، این افق میانمدت ما را قادر خواهد ساخت تا با تغییرات بنیادی مقابله کنیم.
ما در مورد زمین، قراردادها اقدام خواهیم کرد و به ویژه میخواهم از کار عظیم آقای پیکار، مدیرکل بسیار توانمند ما در «اراضی» (اداره مستقل اراضی افغانستان) و عضو کابینه، قدردانی کنم. «اراضی» سازمانی است که واقعاً نماینده نسل جدید اصلاحات است. یک تغییر بنیادی برای انتقال ثبت املاک از دادگاه (که تنها به عنوان یک اقدام موقت در دهه ۱۹۶۰ منتقل شده بود) به اداره «اراضی» در حال انجام است. و سیستم ترکی که ما آن را برای خود مرتبطترین یافتیم، در هرات و کابل به صورت آزمایشی در حال اجرا است. این نکته بسیار مهمی خواهد بود.
در پایان، اجازه دهید بار دیگر از شما برای برگزاری این کنفرانس و به ویژه برای برگزاری آن در اینجا تشکر کنم، زیرا نشان میدهد که ما نه تنها در تشخیص و در مشکل مشترک هستیم، بلکه شریک هستیم و در حال کار و حل این مشکل میباشیم. راه پیش روی ما دشوار است، اما در این راه دوراهیهایی وجود خواهد داشت که باید انتخابهای سختی در آنها انجام شود؛ این همان چیزی است که ما را به عنوان بازیگران تاریخی متمایز میکند. آیا انتخاب آسان را انجام میدهیم یا انتخاب سختتر را؟ وقتی دوراهی میآید، کسانی که راه سخت را انتخاب میکنند، راه را برای نسلهای آینده هموار میسازند تا از رنج و پیامدهای آن تصمیمات بهرهمند شوند. ما مایل به پیمودن آن راه سخت هستیم. آنچه برای پیمودن این راه سخت بنیادی است، تعهد متقابل ما به شفافیت و پاسخگویی است.
فساد در تاریکی رشد میکند. در اینجا پارادوکس اصلاحات نیز وجود دارد. هر چه بیشتر درباره فساد صحبت کنیم و هر چه بیشتر آن را افشا کنیم، مردم فکر میکنند که فساد افزایش یافته است. اشکالی ندارد، اما بیایید درک کنیم که این یک تقلب سطحی نیست؛ این ساختارهای عمیقی است که ما با آنها برخورد میکنیم. بنابراین ما باید میان مسائل بنیادی که فرهنگ «تسخیر» و تعهد ناخودآگاه یا آگاهانه به سیستم دولت ضعیف را به فرهنگی که در آن به سیستم دولت مقتدر باور داریم تغییر میدهد، تعادل برقرار کنیم؛ دولتی که با پیوند حاکمیت قانون به شهروندانش متعهد است و اقدامات میانرتبهای را انجام میدهد که کارشناسان و متخصصان به آن باور داشته باشند، اما همچنین به آن نشانههایی رسیدگی میکند که مورد استقبال عموم قرار گیرد. بنابراین امیدوارم این عمل متعادلکننده چیزی باشد که بحثهای شما درباره آن باشد و همچنین بحث در مورد برخورد با گذشته و حال. امیدوارم نشان داده شده باشد که ما تیم مبارزه با فساد خود را سیاسی نکردهایم. اینطور نیست که ما از مبارزه با فساد برای هدف قرار دادن کسی استفاده کنیم؛ ما عمیقاً به گفتمان عمومی و آزادی باور داریم. اما کسانی که حرف میزنند باید سوابق خود را نیز بدانند و ما از شما به عنوان شرکایمان میخواهیم در این مورد به ما مشوره دهید. چقدر سیستماتیک و چقدر عمیق میخواهید ما به گذشته برویم؟ به ما مشوره دهید و از مشکل دوری نکنید، زیرا این بسیار مهم است.
در مورد امروز و فردا، میخواهم مطمئن شوم که درک میکنید ما تعهد کامل داریم. این مبارزهای است که ما باید در آن پیروز شویم. هیچ انتخابی وجود ندارد. ما برای شروع منتظر فردا نیستیم؛ ما دیروز شروع کردیم. امروز در حال شتاب بخشیدن هستیم و هر روز سرعت را بیشتر خواهیم کرد. من قبلاً در مسابقات دو ۱۰ مایل و همچنین ۵۰ متر شرکت میکردم. در ۵۰ متر همه چیز مربوط به قدرت در یک تلاش است؛ در ۱۰ مایل باید مداومت داشته باشید، در غیر این صورت در میانه راه میافتید یا خسته میشوید. پس لطفاً به ما کمک کنید تا هم به قدرت در اهداف خاص به ویژه برای وارسا و بروکسل برسیم و هم در مسیر طولانیمدت.
نکته بسیار آخر. بروکسل برای ما حیاتی است؛ ما نمیخواهیم با سخنرانی به بروکسل برویم. پس لطفاً با همکاران ما به تفاهم برسید. آن اقدامات محوری که در میان تمام شرکای بینالمللی ما اعتبار ایجاد میکند، چیست؟ ما اقدام کردهایم و فقط حرف نزدهایم. تشکر. تل دی وی افغانستان (زنده باد افغانستان - به پشتو)، یاشاسین افغانستان (به ازبکی)، زنده باد افغانستان (به دری).