داکتر اشرف غنی
داکتر اشرف غنی

امنیت جهانی و منطقه‌ای: مبارزه با تروریزم از طریق وحدت، قانون و استراتژی

امنیت جهانی و منطقه‌ای: مبارزه با تروریزم از طریق وحدت، قانون و استراتژی

سخنرانی در ۵۳مین کنفرانس امنیتی مونیخ - المان 

نکات اساسی:‌

  • تهدید جهانی: تروریزم مستلزم تعهد استراتژیک بیست‌ساله و نسلی است.
  • تحول مجازی: خشونت مدرن، شبکه‌های اجتماعی و مجازی مرگبار را مدغم می‌سازد.
  • پیوند جرمی: شبکه‌های تروریستی بر عواید مواد مخدر و فساد تکیه دارند.
  • هدف‌گیری آزادی: هدف تروریست‌ها نابودی قرارداد اجتماعی عصر مدرن است.
  • اقدام واحد: موفقیت نیازمند هماهنگی استخباراتی، نظامی و اقدامات اجتماعی می‌باشد.
  • تاب‌آوری فراگیر: کاهش فقر و انزوا، بدنه اصلی جامعه را تقویت می‌کند.
  • عدم تفکیک: تمایز میان تروریست خوب و بد، تضمین‌کننده شکست است.
  • ثبات حاکمیت: صلح برای معتبر بودن، باید به رهبری افغان‌ها باشد.

 

همکاران عالی‌قدر، جلالتمآبان، خانم‌ها و آقایان،

تروریزم چالش تعیین‌کننده زمان ما است. فایق آمدن بر این چالش، نیازمند یک تعهد نسلی است. این پدیده‌ای نیست که در دو سال مهار شود، بلکه به احتمال زیاد دو دهه زمان خواهد برد. مردان و زنان خردمند سال ۱۹۴۵ که خود را در لحظه خلقت (نظم جدید) می‌دیدند، نیمی از جهان را برای دموکراسی، حاکمیت قانون و شکوفایی امن ساختند. ما نیز در لحظه‌ای قرار داریم که قرن بیست و یکم را تعریف می‌کند؛ این وظیفه مستلزم تمرکز در سطوح جهانی، قاره‌ای، اسلامی، منطقه‌ای و ملی است. ما در برهه‌ای هستیم که نظم جهانی در حال بازتعریف است و این بستگی به ما دارد که آن را سازنده، مختل‌کننده و یا ویرانگر بسازیم.

ما دیدگاهی از لبه (خط مقدم) داریم، زیرا خود در لبه قرار داریم؛ ما الگوهای نوظهوری را حس کرده و به آن پاسخ می‌دهیم که شاید دیدن آن‌ها در جاهای دیگر دشوار باشد. ما با مبارزه علیه ۲۰ گروهی که از سوی ایالات متحده و سازمان ملل متحد به عنوان تروریست طبقه بندی شده‌اند، ایالت خط مقدم و اولین خط دفاعی در برابر تروریزم هستیم. این نبردی نیست که ما تنها برای آزادی خود انجام می‌دهیم؛ ما درگیر مبارزه‌ای برای امنیت جهان هستیم.

موج پنجم: ویژگی‌های تروریزم مدرن

ما چه می‌آموزیم؟

من می‌خواهم بر برخی از ویژگی‌های تروریزمی که با آن روبرو هستیم تأکید کنم. در کنفرانس‌های قبلی، من این مفهوم را مطرح کردم که این، موج پنجم خشونت سیاسی است که تخنیک‌های موج‌های قبلی در ۱۶۰ سال گذشته را مدغم ساخته و گسترش داده است. تاریخ خشونت، یک تاریخ مستمر است. هیچ تمدن، هیچ دین و هیچ بخش از جهان وجود ندارد که در ۱۶۰ سال گذشته، زمانی مرکز اصلی یا درگیر تروریزم نبوده باشد. تروریزم به هیچ وجه و به هیچ شکلی به یک تمدن یا یک دین خاص پیوند ندارد. زمین‌شناسی گذشته آن باید درک شود، زیرا این مجموعه‌ای از تخنیک‌های مداوم است.

این پدیده، شبکه‌های اجتماعی و شبکه‌های مجازی را به یک نیروی مرگبار تبدیل کرده است. شبکه‌های اجتماعی تداوم گذشته هستند، اما شبکه‌های مجازی مرحله جدیدی می‌باشند و همین امر به آن خاصیت کشندگی بخشیده است. شبکه‌های قبلی رو در رو (Face to Face) بودند؛ این یکی «رو به فیس‌بوک» (Face to Facebook) است.

ویژگی دیگر آن، رابطه ارگانیک و ذاتی آن با شبکه‌های اقتصاد جرمی، به ویژه شبکه‌های مواد مخدر به عنوان بستری برای سیاست‌های جرمی و جهانی است. مهم است که ما میان اقتصاد جرمی و سیاست جرمی تفکیک قایل نشویم. یک کارتل از کجا شروع می‌شود و یک جنبش تروریستی در کجا پایان می‌یابد؟ من فکر می‌کنم ما به این پیوند توجه کافی نکرده‌ایم و چشمان خود را بر آن بسته‌ایم. سودهای هنگفت حاصل از اقتصاد جرمی دوباره به اروپا و آمریکای شمالی برمی‌گردد؛ این کار تنها با سه کلیک کامپیوتر انجام می‌شود. تروریزم در فضاهای بدون حاکمیت رشد می‌کند و مشتاق گسترش در چنین فضاهایی است. مفهوم «فضای بدون حاکمیت» برای عملیات شبکه‌های تروریستی حیاتی است. آن‌ها از نظم متنفرند؛ بی‌نظمی چیزی است که در آن رشد می‌کنند و در نتیجه، همسویی نیروهای نظم و درک چگونگی ایجاد بی‌نظمی، برای این ماموریت حیاتی است.

ضعف دولت و تهدید علیه قرارداد اجتماعی

اما شاید یکی از مهم‌ترین حوزه‌هایی که نیازمند توجه شماست، از یک سو مدارای دولت‌ها یا حمایت دولتی، و از سوی دیگر ضعف دولت‌ها به ویژه فساد است که به این شبکه‌ها اجازه فعالیت و گسترش می‌دهد. بارها شاهد تکیه یک دولت بر بازیگران مخرب غیردولتی به عنوان ابزار سیاست‌گذاری هستیم. آن‌ها این را ابزاری برای دولت‌های ضعیف می‌دانند، اما چیزی به نام ابزارِ دولت ضعیف وجود ندارد. ما همه با هم هستیم؛ با هم غرق می‌شویم یا با هم نجات می‌یابیم.

هدف‌ها و روش‌ها چیست؟

به زبان ساده، قرارداد اجتماعی قرن بیستم میان دولت‌ها و شهروندان هدف قرار گرفته است. چرا آن‌ها به سرک‌ها حمله می‌کنند؟ چون می‌خواهند آزادی گشت و گذار را بگیرند. چرا به خطوط هوایی حمله می‌کنند؟ چون می‌خواهند آزادی سفر ما را زیر سوال ببرند. چرا تمام اماکن مذهبی، فضاهای اجتماعی و جاده‌ها مورد حمله قرار می‌گیرند؟ زیرا این‌ها دقیقاً همان میراثی هستند که قرارداد قرن بیستم و آن نیمه جهان که اچیسون به خوبی توصیف کرد، بر آن بنا شده است.

چالش دو دهه‌ای و شکست صلح با ترور

اجماعی در حال شکل‌گیری است که این چالش احتمالاً برای دو دهه آینده ادامه خواهد داشت. هر یک از موج‌های قبلی بین دو تا چهار دهه طول کشیده است. بنابراین، ما باید اقدامات متمرکز در کوتاه‌مدت را با دیدگاهی میان‌مدت و بلندمدت ترکیب کنیم. هیچ مرزی وجود ندارد که تروریزم از آن عبور نکند و هیچ فضا یا گروه اجتماعی وجود ندارد که از آن بگذرد. و هیچ پیشینه‌ای برای برخورد مسالمت‌آمیز با آن وجود ندارد. این‌ها جنگ‌های داخلی نیستند؛ وقتی شما با ۲۰ گروه تروریستی از سراسر جهان روبرو هستید، چگونه برخورد می‌کنید؟ چگونه با آن‌ها صلح می‌کنید؟ جنگ‌های داخلی ذاتاً اختلافات سیاسی در مورد مسیر آینده و چگونگی اعمال قدرت هستند. با گروه‌های تروریستی، گفتگو بر سر چیست؟ این گفتگو چگونه باید برگزار شود؟

اما ترسناک‌ترین فکر این است که تروریزم می‌کوشد تراژدی ۱۱ سپتامبر را در روزها، هفته‌ها و ماه‌های پیش رو تکرار کند، زیرا پاسخ ما به چنین رویدادی، شکل دهه‌های آینده را تعیین خواهد کرد.

رویکرد متمرکز: همسویی اقدامات جهانی و منطقه‌ای

آنچه مورد نیاز است، یک رویکرد متمرکز برای ایجاد اجماع در موارد ذیل است:

یک رویکرد هماهنگ میان‌مدت، از استخبارات تا اقدام نظامی و به ویژه اقدام اجتماعی. در زمینه همسویی سطوح جهانی با ملی، ما در افغانستان از اقدامات جهانی فوق‌العاده سپاسگزاریم. ناتو برخلاف برخی ادعاها، پیوند و اهمیت کامل خود را در تعهدات وارسا و بروکسل که به ما داده شده، نشان داده است؛ این‌ها نشان‌دهنده یک عملکرد و اجماع جهانی است. مشکل ما در سطح منطقه است؛ ما در بخشی از جهان زندگی می‌کنیم که هیچ قواعد بازی برای تعریف تعامل میان دولت‌ها وجود ندارد و هیچ تفکیکی میان آنچه از نظر اخلاقی ممنوع است و آنچه به عنوان ابزارِ لحظه قابل قبول است، دیده نمی‌شود.

ما نیازمند یک رویکرد جامع هستیم که در آن استفاده از قوه قهریه مشروع لازم است، اما کافی نیست؛ زیرا بسترهای تروریزم شامل فقر گسترده، بیگانگی، انزوا و به ویژه فساد در سطح حکومت است. تا زمانی که لایه‌هایی که امروز احساس انزوا می‌کنند و از فضا محروم شده‌اند، به طور آگاهانه و منسجم به بدنه اصلی جامعه بازگردانده نشوند، بدنه اصلی وجود نخواهد داشت. همچنین منزوی کردن دولت‌هایی که از تروریزم به عنوان ابزار سیاست دولتی استفاده می‌کنند، چالش کلیدی برای نهادها و سازمان‌ها است. ما بارها در ترسیم قواعد بازی برای کسانی که آشکارا، سیستماتیک و مداوم قوانین و تعهدات پذیرفته شده دولت‌داری را زیر پا می‌گذارند، ناکام مانده‌ایم؛ و تا زمانی که مکانیسم‌هایی برای تضمین انسجام یا حداقل عدم مداخله وجود نداشته باشد، این پدیده تداوم خواهد یافت.

واقعیت کنونی در افغانستان

مشخصاً در مورد افغانستان؛ همکاران، می‌خواهم به یاد شما بیاورم که جهان برای جلوگیری از تراژدی دیگری در مقیاس ۱۱ سپتامبر به نزد ما آمد. می‌خواهم از کار فوق‌العاده لخضر ابراهیمی، همکار ارشد ما و کاکای همه مردم افغانستان، در این راستا قدردانی کنم. این موضوع نیاز به یادآوری دارد، زیرا وقتی در سال ۲۰۱۷ هنوز بیست گروه تروریستی صلح ما، همسایگی، منطقه و جهان را تهدید می‌کنند، نشان می‌دهد که وظیفه به پایان نرسیده است. کارهای زیادی انجام شده اما ماموریت ناتمام مانده است، زیرا این یک وضعیت سیال و مدام در حال تغییر است. تروریزم یک پدیده جامد مانند یک ستون نیست که با قلم‌تراش از بین برود؛ بلکه یک پدیده متحرک و پویا است و در حالی که ما به آن ضربه می‌زنیم، باید به عنوان یک پدیده متغیر درک شود.

نکته دومی که می‌خواهم بگویم این است: ما امروز با یک‌دهمِ سطح نیروهای بین‌المللی که در سال‌های ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۴ در افغانستان فعالیت می‌کردند، از کشور خود دفاع می‌کنیم. اغلب مردم می‌گویند که بن‌بست وجود دارد. بله، در واقع چنین است! اما این بن‌بستی است که ما اکنون با یک‌دهم تعهدات قبلی حفظ کرده‌ایم و در آن نیروهای قهرمان ما از هیچ فداکاری در انجام وظیفه میهنی خود دریغ نکرده‌اند.

زمانی که من سوگند یاد کردم، تمام طرف‌های گفتگو پیش‌بینیِ نابودی و فروپاشی می‌کردند، اما هیچ‌یک از اهداف استراتژیک دشمنان ما محقق نشده است. هیچ ولایتی در افغانستان تحت کنترل دشمن نیست. بله، ما می‌جنگیم، اما این نبردی پیچیده است. تکرار می‌کنم: این یک جنگ داخلی نیست، این جنگ مواد مخدر است، جنگ تروریستی است و همچنین یک جنگ اعلام‌نشده دولت با دولت است. تعدد این ابعاد مستلزم وضوح است تا همه بتوانیم بر تروریزم تمرکز کنیم.

دستاورد کلیدی ما، از آنجا که به مهاجرت اشاره کردید: ۱.۱ میلیون افغان در سال ۲۰۱۶ با پای خود تصمیم گرفتند به کشورمان بازگردند؛ ۶۵۰ هزار نفر از پاکستان و مابقی از ایران. این یک بیانیه بزرگ در مورد آینده است، اما مستلزم بازنگری در تمام رویکردهای ما می‌باشد.

ما با حزب اسلامی صلح کرده‌ایم و این پروسه در حال پیشرفت است؛ این نشان می‌دهد که پروسه صلح به رهبری افغان‌ها نه تنها مطلوب، بلکه عملی و معتبر است.

حملات اخیر در هلمند، کابل و قندهار – به ویژه قندهار که در آن مهمانان عزیز ما، دیپلمات‌های امارات متحده عربی، با خونسردی سلاخی شدند – و همچنین حملات در لاهور و زیارتگاه سند، گواه مثبتی است بر اینکه هیچ تفاوتی میان تروریست خوب و بد وجود ندارد. تا زمانی که تمایز میان تروریست خوب و بد حفظ شود، همه ما بازنده هستیم. اما وقتی این تمایز را قایل نشویم و نیروهای خود را با هم بسیج کنیم، تروریزم مهار شدنی است. ما یک پلان جامع داریم که نیازمند حمایت شماست.

بگذارید با این جمله به پایان برسانم: ما می‌توانیم، خواهیم توانست و باید در برابر تروریزم پیروز شویم، زیرا زندگی و رفاه نسل‌های آینده به آن بستگی دارد. همان‌گونه که جامعه جهانی در برابر دیگر چالش‌های قرن ۱۹ و ۲۰ بسیج شد، این چالش نیز در توان و دسترس ماست.

تشکر.