ډاکټر اشرف غني
ډاکټر اشرف غني

د افغانستان د امنیتي ځواکونو پیاوړتیا: ستراتیژي، همغږي او راتلونکی چمتووالی

د افغانستان د امنیتي ځواکونو پیاوړتیا: ستراتیژي، همغږي او راتلونکی چمتووالی

د امنیتي او دفاعي ارګانونو، د ملي اردو، ملي پولیسو، ملي امنیت د قوماندانانو او د غوڅ ملاتړ ماموریت د مشرتابه په ګډ کنفرانس کې وینا

مهم ټکي:

  • ویاړ او سرښندنه: د هېواد د شهیدانو او مدافعینو درناوی او د هغوی مننه.
  • ملي ملاتړ: له امنیتي ځواکونو څخه د ولس یو موټی او نږدې ملاتړ.
  • دفاع او ثبات: ملي اردو او پولیس د ملي ثبات د اصلي ستنو په توګه.
  • عملیاتي چمتووالی: په جګړه کې دقیق پلان جوړونه، انعطاف منل او چټک غبرګون.
  • د ځواکونو ساتنه: د تلفاتو کمول او د سرتېرو د خوندیتوب کچې لوړول.
  • جذب او ساتنه: د بشري سرچینو (پرسونل) پیاوړتیا او دوامداره ساتنه.
  • استخبارات او ګواښ پېژندنه: د ګواښونو دقیق، فعال او پر وخت تشخیص.
  • لوژستیک او سرچینې: د اکمالاتو، بودیجې او تجهیزاتو اغېزمنه کارونه.
  • رهبري او ډیسپلین: روښانه سلسله مراتب، ترفیعات او حساب ورکونه.
  • تطبیق او راتلونکی لیدلوری: د اوږدمهاله بریا او مقاومت لپاره چمتووالی.

 

۱۱ عقرب ۱۳۹۵ | وزارت دفاع ملی

بسم الله الرحمن الرحيم.

محترم وزیر صاحب دفاع، محترم وزیر صاحب داخله، جناب ستانکزی صاحب، لوی درستیز صاحب، معین صاحب ارشد جناب جنرال صاحب خالق خان، جناب جنرال صاحب نیکولسن، قوماندان صاحب‌های قول‌اردو، قوماندان صاحب‌های زون پولیس، جنرال صاحبان، دگروال صاحب‌ها و تمام برادران، السلام علیکم و رحمت‌الله و برکاته!

تشکر از این‌که به من فرصت دادید که در این کنفرانس ارزشمند همراه‌تان شریک باشم. در اول، درود به روان پاک شهدای قوای امنیتی و دفاعی افغانستان! وقتی که تاریخ این مملکت نوشته شود، این، به یقین خواهد بود که اولادهای صادق این خاک بقای این خاک را به قیمت خون خود تأمین کرده‌اند. تمام افغانستان از قوای امنیتی و دفاعی خویش مشکور و ممنون است. هر قطره خون اینها، عزت، حیثیت و سلامت ارضی و حاکمیت قانون و دوام قانون اساسی را در افغانستان گارانتی کرده است. نه دستاوردهای کنفرانس وارسا، نه تقویه جهانی و نه هم کنفرانس بروکسل، بدون قربانی سربازان، بریدملان، ساتنمنان، افسران، جنرالان و سطح اداری قوای امنیتی و دفاعی افغانستان ممکن نمی‌بود. دنیا به وضاحت قربانی قوای امنیتی و دفاعی افغانستان را درک کرده و بدین جهت ما از پیمان‌های کوتاه‌مدت به یک مشارکت وسط‌مدت و ان‌شاءالله تعالی مشارکت دوام‌مدت در حال تغییر هستیم. از این جهت به حیث سرقوماندان اعلای‌تان، به خاطر هر کدام شما، من می‌خواهم شخصاً افتخار کنم.

نکته دوم این که امید است برای همه‌تان معلوم باشد که امروز قاطبه ملت افغانستان به یک زبان و یک اجماع، از قوای امنیتی و دفاعی خود پشتیبانی می‌کنند. در صد سال گذشته، من فکر نمی‌کنم که شما شاهد این‌چنین اجماع سرتاسری در تقویه و اعتماد بر قوای امنیتی و دفاعی خود بوده باشید. از این که من همراه هر کدام‌تان وقت گذرانده‌ام، روزانه نتایج کار هر کدام‌تان را می‌بینم و به صورت دوامدار همراه‌تان در تماس هستم، من می‌دانم که شما با چه جدیت و قوت ایمان کار می‌کنید. در عین حال من می‌خواهم از جنرال صاحب نیکولسن و همکاران بین‌المللی ما ابراز امتنان کنم که واقعاً شانه به شانه همراه ما ایستاده‌اند و سرعت حرکت این‌ها، مخصوصاً در ماه گذشته، که بار اول بود که هر شش قول‌اردوی افغانستان و فرقه ۱۱۱ همزمان مصروف جنگ‌های مهم بودند، از همکاری این‌ها و در عین حال از رهبری جناب ستانکزی صاحب، جاهد صاحب، حبیبی صاحب، لوی‌درستیز صاحب و همه قوماندان‌های قول‌اردو و زون‌ها ابراز امتنان می‌کنم.

هدف ما چیست؟ یک قوای امنیتی و دفاعی که محور ثبات و رفاه یک افغانستان متحرک باشد. فکر نکنید که کار شما با فتح در جنگ که ان‌شاءالله تعالی حتمی است، با پیروزی خاتمه پیدا می‌کند. قوای امنیتی و دفاعی باید محور یک افغانستان باثبات باشد و آن محوری‌بودن معنایش این است که انحصار مشروع قوا تنها و تنها در چارچوب قانون اساسی به قوای امنیتی و دفاعی افغانستان تعلق خواهد گرفت. مشکلات امنیتی ما تنها به جنگ منحصر نیست، تهدیدات ما، از اقتصاد جرمی گرفته تا اختطاف و غیره، تهدیداتی نیست که به یک دفعه گم شود. بنابراین تمام اراکین قوای امنیتی و دفاعی ما اطمینان داشته باشند که من به حیث رئیس‌جمهور و سرقوماندان اعلای قوای مسلح کاملاً متعهد به حفاظت و استحکام قوای امنیتی و دفاعی هستم.

من در چهار بخش دیگر همراه‌تان صحبت دارم: اول، بررسی دو سال گذشته است. سال ۱۳۹۴ چه رقم سال بود و سال ۱۳۹۵ تا حال، چه رقم سال است. در سال ۱۳۹۴، «ابهام» مشکل سرتاسری ما بود. وقتی که این وظیفه خطیر از جناب کرزی صاحب به من، برای بار اول بر اساس اراده مردم انتقال یافت، اگر به یاد داشته باشید، اکثریت و شاید از ۹۰ فیصد زیادترِ مبصرین داخلی و خارجی به این گمان واهی بودند که قوای امنیتی و دفاعی افغانستان تاب مقابله را نخواهند داشت. امروز، امید است که مردم از همان مبصرین بپرسند آیا حاضر هستید که از قوای امنیتی و دفاعی افغانستان معذرت بخواهید؟ و آیا حاضر هستید که بگویید غلط فهمیده بودید؟ [خطاب به مبصرین:] این قهرمانان کشور را شما درک نکرده بودید، این احساس ملی قوای امنیتی و دفاعی افغانستان را شما نادیده گرفته بودید. از پیلوت‌های قهرمان تا تمام سربازان ما به وضاحت نشان دادند که قابلیت دفاع از این خاک را داریم.

اما جنگ ما در سال ۱۳۹۴ جنگ بقای ما بود. بر اساس تخمین من، حداقل از شش مرحله جنگ گذر کرده‌ایم. مراحل را من به تفصیل نمی‌گویم، شما زیادتر در آن وارد هستید؛ اما اگر یادتان باشد اولین حمله سر دانگام صورت گرفت و سه هفته وقت گرفت تا ما جوابش را بدهیم. تیت و پرک بودیم و مشکلات دیگر نیز بود؛ اما در ختم سال ۱۳۹۴، پانزده تا بیست عملیات را شما روزانه انجام می‌دادید. من شاهد یک تغییر کیفی واضح و بهبود انسجام بودم. ابهام در این بود، که مناسبات بین‌المللی ما مورد سوال بود، ما در حقیقت با یک تعهد شش‌ماهه‌ی شرکای بین‌المللی ما پیشرفت داشتیم؛ اما در ختم این سال توانستیم که فضا را وسیع‌تر بسازیم و ثابت کنیم که افغانستان دوباره یک نقطه‌ی محوری می‌تواند باشد. و در ختم سال ۱۳۹۵ دیدید که برخلاف توقع تمام منطقه و مبصرین اول ایالات متحده امریکا – که ما همیشه از رئیس‌جمهور اوباما ممنون خواهیم بود – و باز تمام دنیا تعهد بسیار واضح تمویل، تجهیز و تعلیم قوای امنیتی و دفاعی افغانستان را در کنفرانس وارسا بر دوش گرفتند. از این جهت سال ۱۳۹۵ برخلاف سال ۱۳۹۴، یک «دفاع منظم» بود. در سال ۱۳۹۴ ما به حوادث عکس‌العمل نشان می‌دادیم و در اینجا از نوع مدیریتی که شما نشان دادید مخصوصاً جناب ستانکزی، تشکر می‌کنم و از همه همکاران دیگر که یک به یک نام نمی‌گیرم، قوماندانان صاحبان قول‌اردو و همه، افتخار ما هستید. در حالتی که جنگ را به صورت عکس‌العملی اداره می‌کنیم، یک نوع مدیریت به کار است. از هر کندک ما این آواز برمی‌آمد که حمایه هوایی؛ اما حمایه هوایی کافی وجود نداشت. مجبور بودیم که خود را با شرایط تطابق بدهیم.

در ختم ۱۳۹۴ چی بود؟ دشمن نتوانست یکی از دو اهداف استراتژیک خود را هم به دست بیاورد. این دو هدف چی بودند؟ هدف اول‌شان سقوط نظام جمهوری اسلامی افغانستان بود، در این شک و شبهه نیست. هدف دوم‌شان تقسیم این جغرافیای مقدس به دو جغرافیایی سیاسی بود؛ هدف‌شان این بود که حداقل سر سه تا شش ولایت افغانستان بیرق‌های دیگر بالا شود. شما با قوت توانستید در این دو هدف، آنها را ناکام بسازید. اگر بی‌طرف قضاوت کنند، اراده، نیت و مدیریت‌تان باید به مقایسه گرفته شود. با کی مقایسه می‌کنیم؟ اول، با موجودیت ۱۳۰ هزار قوای بین‌المللی. ۱۳۰ هزار از مجهزترین قوای بین‌المللی برآمدند؛ اما شما با همت‌تان توانستید که از وضعیت سقوطی که قابل پیش‌بینی بود یا از اراده شومی که دشمنان ما داشتند، جلوگیری کنید. دوم، با عراق، سوریه، لیبیا، یمن و ممالک دیگر مقایسه کنید. قضاوت باید عادلانه باشد، من از مبصرین تعهد نمی‌خواهم، تنها قضاوت عادلانه می‌خواهم برایتان اطمینان می‌دهم که مردم افغانستان و سرقوماندان اعلای‌تان از فداکاری‌های‌تان همیشه ممنون خواهند بود.

در این دوران امید است ثابت شده باشد که شما یک سرقوماندان اعلایی دارید که هر لحظه همراه شما همنواست. من افتخار دارم که وظیفه سوم من سرقوماندانی اعلای قوای مسلح افغانستان است. از این جهت مواظبت بهبود وضعیت هر سرباز تا عالی‌ترین جنرال ما، فرض‌العین من است. هیچ درزی بین سرقوماندانی اعلا و قوای مسلح امنیتی و دفاعی افغانستان نمی‌تواند وجود پیدا کند و معنی آن این است که سرقوماندانی اعلا، قوماندانی روزانه را نمی‌کند، فضای اعتماد را ایجاد می‌کند تا هر یک از اراکین ما با آزادی، ظرفیت و قضاوت مسلکی کارهای خود را انجام دهند.

در عین حال ما مشکلات داشتیم، اما پیش از این که به مبحث مشکلات برویم؛ سرعت جنگ ۱۳۹۵ به مراتب شدیدتر از جنگ ۱۳۹۴ بود. باز هم تا به حال از شش مرحله دیگر جنگ، امسال گذشتیم. ماه گذشته شدیدترین مرحله جنگ تحمیل‌شده سر ما بود، اما چه موجب امیدواری است؟ کاری را که در ۱۳۹۴ در دو ماه و سه ماه انجام می‌دادیم در ۱۳۹۵ حال در سه روز تا یک هفته انجام می‌دهیم. سرعت عمل، تصمیم‌گیری و استعمال قوه‌تان به صورت اساسی تغییر کرده است، چرا؟ از جهت این که سال ۱۳۹۵ را پیش‌بینی کردیم، برای ۳۴ نقطه‌ای که آسیب‌پذیر بود پلان‌های منظم ساختیم، عملیات «شفق» دستاوردهای کلان داشت، این که جنگ از یک حالت به یک حالت شدید دیگر رفت معنی‌اش این نیست که عملیات شفق موفق نبود. عملیات شفق بالعکس یک عملیات بسیار موفق بود؛ اما در هر عملیات و پلانگذاری، انعطاف به کار است.

بحثی که دو ماه پیش من همراه وزیرصاحبان، لوی‌درستیز صاحب، معین صاحب ارشد و شورای امنیت ملی داشتم این بود که برای وضعیت غیرقابل پیش‌بینی‌شده باید آمادگی بگیریم. خوشبختانه با بحثی که همراه جنرال صاحب نیکولسن داشتیم، آمادگی کامل به وجود آمد. بر این اساس تعبیه قوت‌های بین‌المللی همراه‌تان به صورت اساسی صورت گرفت. سه هفته‌ی آینده، هنوز هم هفته‌های سخت خواهند بود. آمادگی کامل به کار داریم چون این حالت جنگ از یک حالت جنگ نااعلام‌شده به یک حالت جنگ اعلام‌شده بدل شده و ابعاد این را می‌فهمیم و به صورت بین‌المللی به صورت بسیار موثر سرش کار داریم. در سال ۱۳۹۴ ما و شما در انزوا بودیم، امروز یقین داشته باشید که دشمنان قسم‌خورده افغانستان در حال انزوا هستند و افغانستان دوباره محراق و محور توجه بین‌المللی است. چرا؟ از خاطر این که ما برحق هستیم و مناسباتی را ایجاد کردیم که برحق بودن ما را بر اساس «منطق» و «قربانی» نشان داد. اگر قربانی و منطق تنها می‌بود، کفایت نمی‌کرد؛ اما ترکیب قربانی و منطق موجب فضای اطمینان شد.

مشکلات داشتیم، یکی از مشکلات بنیادی ما این بوده که پس از این که اردوی ما توانسته هر ولسوالی افغانستان را به فضل خداوند (ج) دوباره بگیرد، اما پولیس ما توان این را نداشته که نگاهش کند و ضرورت است که سر این فکر اساسی شود. به خاطر این که پولیس هشت سال بعدتر شروع شد و این یک بحث اساسی است که شما باید در بین خود انجام دهید.

قوای هوایی قهرمانی‌های بی‌نهایت زیادی کردند، جنرال صاحب وهاب و دیگر پیلوت‌ها؛ ما از پیلوت‌های‌مان همیشه ممنون خواهیم بود. در سال ۱۳۹۴ مجبور شدیم که هلیکوپترهای می ۱۷ ترانسپورتی را به هلیکوپترهای جنگی بدل کنیم و اگر سه هلیکوپتر ام ۳۵ از هندوستان به‌وقت نمی‌آمد، شاید وضعیت بدتر می‌شد؛ اما در سال ۱۳۹۵، شما بعد از ۴۰ سال، شاهد این شدید که قوای هوایی جدید افغانستان در حال ایجاد است که امکان این را فراهم کرد که تصمیم‌گیری شما در قسمت کمک هوایی به تصمیم‌گیری داخلی مبدل شود و هنوز هم حمایت آر.اس. ۱ به کار است اما نکات بنیادی مانده‌اند.

حال با چی مصادف هستیم؟ اگر سال ۱۳۹۴ سال بقا و سال ۱۳۹۵ سال دفاع انسجام‌یافته بود، سال ۱۳۹۶ باید چه باشد؟ تحرک بنیادی، و تا ۱۳۹۸ هدف ما چیست؟ ایجاد شرایط پیروزی و تحکیم. این را به این خاطر می‌توانیم بگوییم که باید هدفمند باشیم و در این چارچوب است که کنفرانس بسیار مهم شما واجد اهمیت بسیار بسیار خاص می‌شود.

اما امروز دیدید که یک نفر کاهش پیدا نکرده و ضرورت یک پلان بسیار واضح بوده است. همراه جنرال صاحب نیکولسن یک پلان بسیار واضح سه‌ساله برای ایجاد شرایط موفقیت روی دست است. شرایط موفقیت نه شرایط بقا، بقا را شما تأمین کرده‌اید. حالا باید شرایط موفقیت را سرش به صورت بنیادی فکر کنیم.

من سر حالات فعلی می‌آیم، آمادگی‌های زمستان. حداقل ۹ موضوع عمده داریم که باید سرش فکر جدی شود. اول، از دو سال گذشته چه درسی گرفتیم؟ انسان خاصیت عمده‌اش این است که هم از موفقیت‌های خود و هم از اشتباهات خود درس می‌گیرد. بنابراین درس‌های مثبت ما چیست؟ من که همراه کاندیدان مختلف صحبت می‌کنم از پیش‌شان پرسان می‌کنم که موفقیت‌ها، مشکلات و ناکامی‌ها چیست؟ در بین‌تان اجماع هست؛ اما این اجماع باید روی کاغذ بیاید. چه از افسرانی که به سطح دگرجنرالی و سترجنرالی یا تورنجنرالی هستند و چه از افسران نو ما که به سطح دگروالی می‌باشند، وقتی که این سوال می‌شود، جواب دارند. امید است این جواب‌ها روی کاغذ بیاید. به صورت منسجم باید بگوییم که چرا بعضی حوادث تکرار می‌شود، به طور مثال کندز چرا تکرار شد؟ جواب این، ضرورت به فکر منسجم دارد، به این خاطر نه که ما می‌توانیم گذشته را تغییر بدهیم؛ اما می‌توانیم آینده را تغییر بدهیم. ضرورت بسیار واضح است که آینده را متفاوت بسازیم، چون مردم طاقت این را ندارند که باربار بیجا شوند. می‌فهمید؟ مقدار خسارات مالی از نگاه بیجاشدگان، تنها، دو میلیارد افغانی است. پس ضرورت واضح است که ما درس‌های خود را به صورت واضح بگیریم.

دوم، کاهش تلفات. من همه‌تان را به خاطر حادثه اسفناک غورک تسلیت می‌گویم. مقدار تلفات ما بی‌نهایت زیاد است. به حیث یک برادرتان، به حیث کسی که باید به خانواده‌های این شهدا تیلفون کند و تسلیت بگوید، من به این باور هستم که توجه منظم برای کاهش تلفات، می‌تواند موجب تقلیل تلفات شود. استحکامات ما در بعضی جاها مشکلات جدی داشته، پولیس ما قربانی‌های زیادی داده و از جناب جاهد صاحب متشکر هستیم، اما جلوگیری از تلفات باید به یک اصل اساسی مبدل شود. چه می‌توانیم بکنیم تا جان این قهرمانان خود را حفظ کنیم. امید است شما خبر داشته باشید که دوسیه شهدای هر سه ارگان را به صورت منظم من شخصاً بررسی می‌کنم. کسی که شهید می‌شود باید فراموش ما نشود، چون هر پهلوفیل و همسنگرش فردا این را به یاد داشته باشد. در این بخش من می‌خواهم هم از جنرال صاحب سیاووش و هم از جنرال صاحب نوابی واقعاً ابراز امتنان کنم، مخصوصاً به خاطر تغییراتی که در شفاخانه سردار محمد داوود خان آمده که امروز موجب آرامی خاطر من است. سه سال پیش قوای امنیتی و اردوی ملی سر شفاخانه ما اعتبار نداشتند. جنرال صاحب سیاووش! از شما و تمام همکاران شما از صمیم قلب تشکر می‌کنم. شفاخانه پولیس – قسمی که جناب جاهد صاحب توجه‌شان است – توجه به مراتب زیادتری کار دارد. امروز فرق این سه شفاخانه بسیار زیاد است و یک انسجام سرتاسری باید وجود داشته باشد. اگر ضرورت باشد که شفاخانه پولیس برای یک مدت تحت قیمومیت گرفته شود تا به عین سویه برسد، یک قدم مثبت خواهد بود. بین پولیس، اردو و امنیت ملی در قسمت جراحت و معالجه، باید فرق وجود نداشته باشد و واضح است که شما میراث گرفته بودید و دور کردن مشکلات این بخش مهم است.

مسئله سوم، جلب و جذب است که ضرورت آن بسیار واضح است. خاصتاً شرایط آن ایجاد شود که جلب و جذب فرزندان ما که همه رضاکار هستند، دوباره چطور مدت قراردادشان می‌تواند تمدید شود. من از قوای خاص و جنرال صاحب وزیری باز هم بی‌نهایت ابراز امتنان می‌کنم؛ اما تلفات آخر قوای خاص ما مرا تکان داده است. قوای خاص ما باید مجبور نشود که کار پولیس را در شاهراه‌ها انجام بدهد. بد حالت درباندې راغی، وظیفه مو سر ته ورسوله، مننه، اما دا خاصه قوه، خاصه ده او د دولت مټ او سوک دی.

هر قول‌اردو بر همین اساس و هر زون پولیس و قوماندانی، باید در قسمت جلوگیری از تلفات و بهبود و جلب و جذب یک پلان منسجم داشته باشد. مشکلات قوماندانی جلب و جذب باید به صورت اساسی زیر بررسی گرفته شود و نوع همکاری ایجاد گردد.

من زیادتر می‌خواهم که نتیجه این کنفرانس این باشد که به صورت بسیار شفاف از شما بشنویم. قوماندانان صاحبان قول‌اردو، جنرال صاحب وزیری، جنرال صاحب یفتلی، جنرال صاحب غوری، جنرال صاحب کتوازی، جنرال صاحب احمدزی و جنرال صاحب وفادار که نیست، زما غوښتنه دا ده چې له کمی او کاستی پرته یو تحلیل وړاندې کړئ. جنرال صاحب ضیایی، جنرال صاحب گل‌نبی خان و همه، بدون کم و کاست یک تحلیل اساسی را پیش کنیم. قوت‌ها، ضعف‌ها و مشکلات ما چیست، راه‌های حل را چه طور می‌بینیم. معلومدار جنرال صاحب، د قوای خاص په اړه باید تحلیل وړاندې شي.

نکته‌ای را که من می‌خواهم برایتان اطمینان بدهم برادران، خبر بد را اول همراه من شریک کنید، خبر خوش را به مردم بدهید. خبر خوش به همه می‌رسد. وظیفه سرقوماندانی اعلای‌تان این است که از دیدگاه شما یک بررسی همه‌جانبه وضعیت را داشته باشد. سوال‌های عمده را زیر نظر بگیرید، و بگویید که چی ضرور است که قربانی‌های ما که قربانی است و سربازی ما که سربازی است، موثرتر شود. در این بخش، خواهش دوم من از وزیر صاحبان محترم و اراکین مرکز این است که شما ولایات را بررسی کنید و ولایت هم شما را بررسی کنند. آیا نوع پلانگذاری، اکمالات، تأمینات و استعمال بودجه، کافی و به‌وقت است؟ و مشکلات چیست؟ ما همه در یک خانه هستیم، به حیث اعضای یک خانواده برادروار باید مشکلات را از دیدگاه‌های مختلف ببینیم تا تجربه معلوم شود. به فضل خداوند (ج) در رهبری قوای امنیتی و دفاعی خود کسانی را داریم که همیشه در جبهه بوده و تصویر کلان را دارند، بنابراین وضاحت حاصل می‌شود. جنرال صاحب خالق خان، جناب جاهد صاحب و جناب حبیبی صاحب، هر سه شان قوماندانی‌های قول‌اردوها را سپری کرده‌اند و از دل‌تان می‌آیند، و به شکل واضح، زبان مشترک همدیگر را می‌فهمید؛ همچنین قوماندان‌های پولیس؛ اما ضرورت واضح است که باید یک بررسی وجود داشته باشد. پوست‌کنده تر صحبت کنم. اکمالات خیالی را بگویید که خیالی است، اگر در تشکیلات‌تان کمبود است، به وضاحت بگویید که تشکیل واقعی چیست. ما باید یک تصویر واضح داشته باشیم که به اساس آن بتوانیم اولویت‌های زمستان و بعد اولویت‌های سه سال آینده خود را تعیین کنیم. همدغه رقم نور ټول شیان... جنرال صاحب وهاب خان!

موضوع دیگر، کشف اطلاعات است. اول از جناب ستانکزی صاحب و تمام رئیس صاحبان امنیت ملی، مخصوصاً برای ماه گذشته، من ابراز امتنان می‌کنم.

به حالتی رسیده‌ایم برادران که ۹۰ فیصد پیش‌بینی‌های امنیت ملی حداقل یک هفته پیش از حملات تشخیص شده بود. این یک تغییر بسیار خوب در ظرفیت امنیت ملی است. این نقطه هم واقعاً موجب امیدواری است که در سال ۱۳۹۵ مقدار رهبری ارشد طالبان که از بین رفته‌اند، از تمام ۱۵ سال گذشته بیشتر است. این نوع کار مشترک امنیت ملی و وزارت‌های محترم دفاع و داخله یک امیدواری واضح را ایجاد می‌کند که باید زیادتر شود.

کشف! مخصوصاً در قسمت غورک، من تحقیقات اساسی می‌خواهم. بعد از این اگر این رقم تلفات را مشاهده کنم، اقدامات به مراتب جدی‌تر خواهم کرد. چرا؟ سوال چرا را برادران، باید به فرزندان، خواهران و برادرانم که اولاد خود را به ما و شما می‌سپارند، جواب بدهیم. دیدید که من افتخار این را داشتم تابوت یک جنرال را سر شانه‌هایم حمل کنم و همیشه در خدمت‌تان خواهم بود، اما به همین رقم من برای هر سرباز و بریدمل افغانستان مسؤول هستم، و از تلفات باید پیش‌بینی وجود داشته باشد. کشف وزارت محترم دفاع و کشف وزارت محترم داخله با هماهنگی کامل با امنیت ملی باید قطعات را مورد بررسی قرار بدهند. قابل قبول نیست که یک تعداد زیاد هاموی‌ها و تجهیزات ما به دست دشمن بیفتد. تشخیص منسجم باید وجود داشته باشد با وضاحت و قابل عمل باشد.

نکته ششم؛ اما پیش از آن، همه چیز به حیث تهدید به شما می‌آمد، به حیث قوماندانان قول‌اردو، قوماندانان زون و قوماندانان امنیه، من همراه‌تان همنوایی دارم؛ از خاطر این که سر میز من که می‌آمد، این تهدید است، این تهدید است، این تهدید است؛ انسان، انسان است، اما نوع تهدیدات باید طبقه‌بندی شود. پیشرفتی که رخ داده این است که جناب ستانکزی صاحب و امنیت ملی حالا واقعاً می‌توانند تهدیدها را فرق کنند، بناءً ضرورت به یک سیستم طبقه‌بندی است که شما کدام نوع تهدید را بتوانید واقعاً جدی بگیرید و بالای‌ش عمل کنید، و حس خودتان به حیث رهبران باتجربه معلومدار که مهم است.

موضوع هفتم، سیستم‌های تقویتی ماست. مقدار کالری برای اردو و پولیس ۴۰۰ کالری از قوای خاص آمریکا زیادتر است؛ اما سیستم‌های ما کار نمی‌دهد. من زیادتر از ۷۴ جلسه تدارکات را شخصاً رهبری کردم، از خاطر این که پاسداران این مملکت باید نان، لباس، آب و امکانات‌شان برای‌شان برسد. در این بخش مشکلات در مرکز و ولایات است. این مشکلات قابل تحمل نیست. در ختم زمستان یک سیستم واضح تدارکات و استحکامات باید وجود داشته باشد. فساد، یک بخش است، اما مؤثریت به مراتب مهم‌تر است. ما باید اطمینان داشته باشیم که سیستم‌های تقویتی واضحی داریم تا بتوانیم شما را مصروف این نسازیم. من یک لین خاص ایجاد کردم که در سرقوماندانی اعلا ۲۴ ساعت فعال است، اما واقعاً خجالت می‌کشم که بعضی اوقات من اول از قوای خود می‌شنوم که پانزده یا بیست روز را تنها با برنج یا نان خشک گذرانده‌اند. کشف و اطلاعات ما چی می‌کند که مردم به من یا رسانه‌ها تلیفون کنند؟ نظم غواړم! د دې شکایتونو رفع غواړم، دا خواهش نه دی، دا هدایت نه دی، دا امر دی! عملي کېږي به! او که څوک یې نه عملي کوي دلته تغییرا ت غواړم. نظام باید اصلاح شي. دا امکانات د غلا لپاره نه دي راغلي، ځکه هاخوا ته هغوی خپله وینه تویوي. نو واضح تفتیش باید وشي، ټول نظامونه باید اصلاح شي، غیر له هغه نه په څلورو میاشتو کې ټول ملکي کوم، بیا به په دې سیستمونو کې د یونیفورم نفر نه وي. یو بل سره باید واضح پوه شوو او دا زما خبره نه ده، دا د عسکر خبره ده، دا د پولیس خبره ده، دا د بریدمل خبره ده.

موضوع هشتم، استعمال بودجه و ترتیبات اکمالات ما است. قوای هوایی در صدر کارهای ما قرار دارد، اما کل سیستم استعمال بودجه ما، باید به صورت اساسی تجدید نظر شود. آیا موثر است؟ کدام نوع مصرف؟ بارها در سال‌های گذشته این دو وزارت محترم بسیار بزرگ ما (امور داخله و دفاع ملی) نتوانستند، بودجه خود را مصرف کنند. بنابراین ایجاد یک سیستم به کار است. حرف در چیست؟ برادران عزیز! در چهار سال آینده ما باید زیربنای فزیکی قوای امنیتی و دفاعی افغانستان را برای چهل سال آینده تکمیل کنیم. دا یو لوی فرصت دی چې بیا نه راځي، نو ضرور ده چې پوه شوو، بعد از تمام کمک‌هایی که شده هنوز قوماندانان امنیه ما در قلعه‌ها به سر می‌برند. یک سیستم منظم باید به وجود بیاید که مصرف بودجه ما هدفمند شود و به صورت واضح قرار بگیرد.

در این بخش معلومدار یکی از نکات بسیار عمده، تعیینات و ترفیعات است. در سرقوماندانی سیستم‌های واضح به وجود می‌آید تا بتوانیم به سرعت تشخیص کنیم که وقتی یک خلا و فرصت ایجاد می‌شود، کی به زودی انتصاب شود. ما با یک تغییر نسلی سر و کار داریم، ضرورت بسیار واضح است که سر نسل نو سرمایه‌گذاری شود. بدین جهت خواهش من این است که تمام قوماندانان لوا و کندک‌ها از طرف شما بررسی شود، چون موضوع رهبری است و رهبری به صورت اساسی در تولی می‌رسد که سلسله مراتب چه طور اجرا شود. جنرال‌های ما باید اطمینان داشته باشند که امرشان از طرف جگرن، دگرمن یا دگروال و غیره اطاعت می‌شود. این فرهنگ قبول نکردن اوامر جنرالان مجرب ما مورد قبول من نیست و اطمینان داشته باشید و هر کس را اطمینان بدهید که اگر امر قانونی‌تان را افراد مادون رد می‌کنند، همان روز استعفای‌شان است و یا محاکمه می‌شوند. اردو و پولیس به «بلی قربان» تنها نمی‌شود. سلسله مراتب باید وجود داشته باشد و عملی شود. اینجا ضرورت واضح به پالیسی‌ها و صلاحیت‌های بسیار مشخص است. من می‌فهمم که در این بخش پیشنهادات دارید، لطفاً پیشنهادات‌تان را شریک بسازید. من همراه یکی‌تان یک وقت بودم، آن وقت که رئیس‌جمهور نبودم. یکی از همکارها در یکی از قول‌اردوها برایم اطلاعات می‌داد. بعد از چند دقیقه قوماندان صاحب قول‌اردو مجبور شد که خودش اطلاعات بدهد، به خاطر این که نفری را که برای این بخش روان کرده بود، ظرفیت این را نداشت، و قوماندان صاحب قول‌اردو صلاحیت این را نداشت که بگوید این نفر که باید اوپراسیون را تهیه کند، ظرفیتش را ندارد. این حالت را باید تغییر بدهیم. برادران به صورت واضح مورد اعتماد من هستید و اعتماد دوجانبه است.

موضوع نهم، تجدید و احیای قوت‌های ماست. سال گذشته در دوران زمستان هدف عمده ما این بود که چه‌طور قول‌اردوی «۲۱۵ میوند» را احیای مجدد کنیم، و زیادترین امکانات سر «۲۱۵»، و بعد از آن سر قول‌اردوی «۲۰۹ شاهین» اختصاص یافت. این بار تنها به اردو کفایت نمی‌کند، وزیر صاحب امور داخله به پولیس توجه زیاد کرده‌اند؛ احیای پولیس باید به صورت اساسی مورد نظر ما باشد. باید به احیای هر سه (پولیس ملی، اردوی ملی و امنیت ملی) به صورت اساسی، فکر کنیم. او یوې پایلې ته ورسېږو.

مخصوصاً چیزی را که کار داریم نظریات شما راجع به ایجاد قوت‌های ریزرف است. ضرورت واضح دارید که قوت‌های ریزرف را چه رقم می‌توانیم ایجاد کنیم و به چه شکل ان‌شاءالله تعالی پیشرفت خواهیم کرد.

موضوع آخر، آمادگی برای سال آینده است که چهار نکته دارد: اول، پیش‌بینی دشمن. جنگ ما چندبعدی است و ابعاد مختلف دارد. حال یک چیزی در اینجا نیست و آن این است که جنگ در افغانستان داخلی نیست! بنابراین باید تعریف دشمن را با وضاحت و پیش‌بینی اعمالش را داشته باشیم. همکاران عزیز شاهد هستند که در ۱۳۹۴ و ۱۳۹۵، ما توانستیم این‌ها را به صورت واضح پیش‌بینی کنیم در حد هشتاد تا نود فیصد. و در اثر آن توانستیم که حملات و خیالات شوم آن‌ها را دفع کنیم. پیش‌بینی شما قول‌اردو به قول‌اردو، ولایت به ولایت، ولسوالی به ولسوالی چیست تا بر اساس آن یک تصویر عمومی را داشته باشیم. اگر خدای ناکرده شما به جای آن‌ها می‌بودید، ضعف‌ها و قوت‌های فعلی خودتان را چه‌طور می‌دیدید؟ نقاط آسیب‌پذیری ما در کجاست؟ از دیدگاه آن‌ها ببینیم تا بتوانیم سر این موضوع به طور بنیادی فکر کنیم.

دوم، پلان‌گذاری موثر قوت‌ها است. استادها و متخصصین شما هستید؛ موثرترین نوع پلان‌گذاری چیست؟ باز هم از تجارب موفق دو سال گذشته جناب لوی‌درستیز صاحب و از زحمات شبانه‌روزی ایشان در مرکز سوق و اداره، ابراز امتنان می‌کنم؛ از بیک صاحب و معین صاحب ارشد که همیشه شبانه‌روز در تلاش بوده‌اند که در نتیجه انسجام مرکز سوق و اداره به مراتب بهتر شده است، اما ضرورت این است که ببینیم پلان‌گذاری موثر قوت‌های ما چه رقم است.

سه، استعمال موثر قوت چیست؟ ما قوت را بار بار استعمال کرده‌ایم، له ۲۰۰۶ نه تر ۲۰۱۶ پورې مو هلمند کې هر وارې یو عظیم جنګ کړی او د عملیاتو په منځ یا ختم کې مو ویلي دي چې اوس موضوع خلاصه شوه او ګواښونه له منځه ولاړل، خو خلاصه نه شوه. نو اوس ضرورت دی چې پوه شوو د موثري قوې استعمال څه دی؟ څنګه قوه په موثره توګه استعمالېږي چې بیا د قوې استعمال ته ضرورت نه وي. که په دې تحلیل یئ چې دا د قوې استعمال دوامداره دی چې پوه شوو؟ اما د قوي موثر استعمال زښت ډېر ضرور دی، خاصو قواو نه څه غواړو؟ امنیت ملي نه څه غواړو؟ پولیسو نه څه غواړو؟ قول اردوګانو نه څه غواړو؟ په کومه سطح کې څه غواړو؟ موثریت په څه کې دی؟

ریاست محترم امنیت ملی یک تحلیل واضح را پیش کرده که ۳۳ ولسوالی در پانزده سال گذشته همیشه مرکز ناآرامی بوده، برای اینها پلان ما چیست؟ نوع ولسوالی‌ها و طبقه‌بندی‌ها موجود است که پیشنهادهای شما را در قسمت استعمال موثر قوه داشته باشیم. نکته دیگر با استعمال موثر قوا این است که پیشنهادهای‌تان در قسمت همکاری موثرتر و حمایت قاطع چیست؟ نوع همکاری‌تان به فضل خداوند (ج) بسیار خوب است و هماهنگی‌تان بسیار خوب شده. علاوه بر جنرال صاحب نکولسن، از جنرال صاحب هاز و تمام همکاران‌شان [ترجمه از انگلیسی:] تشکر کنم، نه‌تنها به خاطر رهبری‌تان، بلکه از تمام تیم شما به‌خاطر قربانی‌ها و تعهدتان و اینکه شانه‌به‌شانه ما ایستاده‌اید، این یک کمک قابل ملاحظه است و من می‌خواهم که در پایان کنفرانس دو موضوع را واضح سازید که شما راه‌های موثر هماهنگی را در چه می‌بینید و چگونه کارمندان بلند‌رتبه ما در ساحه، می‌توانند بهترین راه هماهنگی را مشاهده کنند. [ختم صحبت انگلیسی]

نکته آخر، ایجاد قابلیت انعطاف است. در جنگ یک چیز همیشه قابل پیش‌بینی است و آن این است که نمی‌توانیم تمام پیش‌بینی را بسنجیم. بدین جهت ما باید یک قابلیت انعطاف داشته باشیم. اگر دو ماه پیش این را نمی‌سنجیدیم که روزی شاید بیاید که هر شش قول‌اردو ما به جنگ‌هایی که تمرکزشان را و تمام توجه قوماندانان صاحبان قول‌اردو را می‌خواهد...

جنرال صاحب غوری! ۲۰۷ در سال‌های گذشته این مشکل را نداشت، اما شما با بسیار حالات دیگری مصادف شدید، در مورد ۲۰۹ سه سال پیش همکارانی که نشست داشتند، زیادتر شکل امنیتی داشت تا شکل جنگی. اینها تغییر می‌کنند. بدین جهت قابلیت انعطاف را چطور می‌توانیم به وجود بیاوریم؟

چون این ذهنیتی که بعضی اراکین ملکی ما دارند که این کندک از من است، این گپ نیست، آنها به کل افغانستان تعلق دارند. پس چطور می‌توانیم به ضرورت انعطاف به طور اساسی فکر کنیم؟

په آخره کې زه بیا غواړم مننه وکړم. لومړی غوښتنه مې دا ده چې زما د مننې مراتب هر سرباز ته، هر بریدمل ته، هر ساتمن ته، هر افسر ته او هر جنرال ته د زړه له کومې تقدیم کړئ. دویم دا چې دا مننه یوازې زما نه ده، د ټول دولت مننه ده، د ملي امنیت شورا مننه ده، اتمر صاحب تشریف نه لري، هغه له حده زیات زحمت ګاللي دی، د مشورتابه مننه ده، اما له ټولو نه مهم دا چې دا د افغانستان د ولس مننه ده. د افغانستان ولس په تاسو باور لري او دلیل یې ډېر ساده دی، تاسو ټول د ولس زامن یئ، له ولس نه را وتلي یئ، یو هم مجبور نه وئ چې دا مقدسه وظیفه سر ته ورسوئ او راشئ، خپله مو فیصله وکړه چې دا مقدسه وظیفه به سر ته رسوئ.

زه د قرغې په اکاډیمۍ کې وم، هغه ورځ چې ځوان هلکان او ځوانې نجونې فارغ التحصیلې شوې، په هماغه ورځ ما د افغانستان په راتلونکي د باور علایم ولیدل، له دې ځوانانو هر یوه کولای شول چې لاړ شي یو ملکي کار وکړي او دوه هفتې بعد همدغه ځوانان وو چې په هلمند او ارزګان کې وو، نن له ځوانانو ځینې یې په کفن کې دي، په سور کفن کې، خو ما د دوی په اراده کې شک ونه لید، ځکه چې تاسو ورته مثال شوي یئ.

دا ملي اردو، دا ملي پولیس او دا د ملي امنیت ځواکونه د افغانستان ویاړونه دي او دا به استحکام مومي. نن په جنګ کې یوو، سبا په سوله کې درته تر دې ډېر ضرورت دی، نو ځکه دا ستاسې سیمینار زښت ډېر مهم دی.

یقین وکړئ زه به هر کاغذ چې ستاسې تر نتیجې رسېدو وروسته ماته را استول کېږي، په دقت ولولم، بلکې ټوله د ملي امنیت شورا او سرقوماندانۍ به که ورځ په کار وي ورځ کې او که هفته په کار وي هفته کې په ډېر دقت ستاسې نظریات اوري. زه بیا هم درنه مننه کوم، خدای (ج) مو حافظ او ناصر اوسه او خدای (ج) مو د افغانستان د خدمت لپاره لا بریالي کړه.

یشه سین افغانستان!

پاینده باد افغانستان!

تل دې وي افغانستان!