مشارکت، پیشرفت و تابآوری: اعمار یک افغانستان سربلند و شکوفا
بیانیه در جلسه عمومی کنفرانس بروکسل پیرامون افغانستان
نکات اساسی:
- حمایت جهانی: شرکای بینالمللی در مسیر صلح و توسعه با افغانستان همکاری میکنند.
- تابآوری: افغانها دههها جنگ را با امید و ایمان پشت سر گذاشتهاند.
- توانمندسازی زنان: زنان افغان در عرصههای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی رهبری میکنند.
- مشارکت جوانان: نیروی جوان محرک اصلی ثبات و پیشرفت کشور است.
- نیروهای امنیتی: دفاع مقتدرانه از حاکمیت ملی و صلح محافظت میکند.
- توسعه اقتصادی: سرمایهگذاری، انرژی و تجارت باعث افزایش شکوفایی میگردد.
- تعلیم و صحت: مکاتب، خدمات صحی و برنامههای انکشافی، سرمایه انسانی را میسازند.
- صلح و وحدت: گفتمان افغانی ضامن هماهنگی و وفاق ملی پایدار است.
به نام خداوند بخشنده و مهربان
عالیجنابان، اجازه دهید امروز صبح را با یادداشتی از سپاسگزاری از جانب داکتر عبدالله و خودم از نمایندگان برجسته ۷۵ کشور و ۲۵ نماینده از جامعه بینالمللی که امروز با هدف یگانه کمک به افغانستان در اینجا گرد آمدهاند، آغاز کنم. ما به عنوان مشارکتی از کشورها و سازمانهای بینالمللی گرد هم آمدهایم که با دیدگاهی مشترک در مورد ارزش دموکراسی و حقوق بشر، چشماندازی مشترک از تهدیدات بزرگی که تروریزم برای ثبات جهان ایجاد میکند، نیاز رهبران به اتحاد در آرمان مشترک احترام به قوانین بینالمللی و حاکمیت دولتها، و تعهد به ریشهکن کردن فقر و دستیابی به اهداف توسعه اجتماعی، متحد شدهایم.
این افتخاری است که تشکرات صمیمانه ملت افغان را ابراز کنم، با آگاهی از غمی که از جنگ پدید میآید و تنهایی بیجایی، تبعید و مهاجرت که شرایط ما برای چهار دهه بوده است. علیرغم ناملایمات، تابآوری ویژگی ملی ماست که از تاریخ طولانی ما به عنوان محل تلاقی فرهنگها و تمدنها، ایمان پایدار اسلامی ما، باور استوار ما به اینکه میتوانیم بر گذشته غلبه کنیم و فرهنگ مهماننوازی و دوستی ما نشأت گرفته است.
تأثیر دوستی بینالمللی
شما، رهبران متمایز جامعه بینالمللی، دوستان ما و چشمه امید مردم ما بودهاید. جامعه بینالمللی دستی به سوی مردم ما دراز کرده است تا ما را از سالهای جنگ، فقر و بیرحمی نجات دهد. در کشوری که مشتاق تحصیل فرزندانش است، شما مکتب ساختید. در جاهایی که زندگی مملو از تروما، بیماری و مرگومیر زودهنگام بود، شما کلینیک ساختید و نرسها و داکتران ما را آموزش دادید. در جاهایی که مزارع ما ویران شده و پر از ماینهای زمینی بود که ناگهان کودکان معصوم را حین بازیهای کودکانه بدون پا و دست میگذاشت، شما به ما کمک کردید تا آنها را از خطر پاک کنیم و تاکستانها و باغهای ما را دوباره کاشتید. شهروندان ما، پسران و دختران، مردان و زنان، شاگردان و معلمان، کوچی، روستایی و شهری، پیر و جوان، آن دست دوستی را فشردند و امروز ما از امتنان ملت خود قدردانی میکنیم.
تحول زنان افغان
زنان افغان در ۱۵ سال گذشته در حال خلق تاریخ بودهاند. آنها که از آپارتاید جنسیتی تحمیل شده بر خود آزرده گشتند اما نشکستند، خود را وقف تحقق حقوق، وجایب و فرصتهای برابری کردهاند که قانون اساسی ما برای همه شهروندان افغان فراهم میکند. من توانایی و ظرفیت زنان افغان را که از جانب خود صحبت میکنند، جشن میگیرم. آنها به طور رسا و واضح به عنوان زن صحبت میکنند و نه فقط از طریق هویتهای مشتق شده از رابطهشان با مردان خانوادههایشان.
داستانهای بازسازی خودِ زنان ما به عنوان بازیگران فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، چه به صورت موردی نگریسته شود و چه دستهبندی شده، الهامبخش است. اگر به صورت جمعی نگریسته شود و با تأثیر شبکهای آنها سنجیده شود، آنها گامی بزرگ برای یک تحول تاریخی در زندگی و نقش زنان افغان برمیدارند. حمایت از بستر نوظهور برای تغییر پایدار، نیازمند توجه متمرکز، منابع و اراده سیاسی است.
متأسفانه، در ازای هر زندگی که تغییر کرده است، ده نفر یا بیشتر در معرض خطر باقی میمانند. اگر ببینید که زنان دهقان با حدود ۴۰ دالر چه کردهاند تا نانآور خانواده خود شوند و صحبتهای آنها را با عزتی که توانمندسازی اقتصادی با خود میآورد بشنوید، نمیتوانید باور نکنید که زنان افغان نگهبانان ارزشهای دموکراتیک مندرج در قانون اساسی ما خواهند بود. من امیدوارم که مشارکت بانوی اول با رئیسجمهورشان بتواند به عنوان نمایشی باشد که قدرت در احترام و تعهد متقابل نهفته است. من مفتخرم که بدهی مستمر امتنان خود را به رولا ابراز کنم؛ به خاطر اینکه ایدههای اصلاحات مرا در معرض منطق سختگیرانه قرار میدهد که آیا این ایدهها با آزمونِ «اولویت دادن به مردم»، به ویژه محرومان، بیجاشدگان، فقرا و نادیده گرفتهشدگان همخوانی دارد یا خیر. بانوی اول و من عمیقترین تشکرات خود را از زنان و مردان در کشورهای شما، به ویژه در قوای اجراییه و مقننه به خاطر حمایت و جانبداریتان از گسترش و تداوم دستاوردهای زنان افغان ابراز میکنیم. زیرا زنان توانمند – که تمِ نشست دیروز بود – در واقع کلید یک افغانستان شکوفا هستند. الهام ما از بی بی خدیجه (رض) نشأت میگیرد؛ کارفرما و سپس همسر پیامبر (ص) که یکی از برجستهترین بازرگانان عربستان بود.
توانمندسازی جوانان و تغییر نسل
جوانان و فقرا، دو اکثریت عددی دیگر مردم ما، نیز تأثیر حمایت شما را حس میکنند. در سال ۲۰۰۲ به عنوان وزیر مالیه، من به معنای واقعی کلمه ماهها به دنبال یک رهبر یا مدیر توانا میگشتم. به عنوان رئیسجمهور، خوشبختم که با انبوهی از خلص سوانح (CV) مردان و زنان توانمند افغان روبرو هستم که تحصیل، تجربه و تعهد را با هم ترکیب کردهاند. با خواندن چندین صد پیشنهاد از نامزدان شهرداریها، من مبهوتِ شواهدی از تغییر نسلی در تواناییها و مهارتهای ما برای رهبری و مدیریت شدم.
به لطف سرمایهگذاری شما، ما اکنون ۵ تا ۱۰ هزار فرد توانا داریم که میتوانند اصلاحات و پروژههایی را که رایدهندگان ما به دولت وحدت ملی مأموریت دادهاند، کارگذاری و هدایت کنند. از طرف نسل جوان مردان و زنان افغان که قرار است برای ما ثبات و شکوفایی به ارمغان بیاورند، داکتر عبدالله و من از شما برای گشودن فرصتهای ارائه شده به آنها تشکر میکنیم.
مواجهه با چالش پایدار فقر
فقر چالش پایدار ماست زیرا ۳۹ درصد مردم ما زیر ۱.۳۵ دالر در روز زندگی میکنند. این به معنای ۱ تا ۲ وعده غذا در روز و احتمال پایین رفتن فرزندانشان به مکتب است. با این وجود، آن ۶۱ درصدی که بالای خط فقر زندگی میکنند و میتوانند سه وعده غذا بخورند و فرزندانشان را به مکتب بفرستند، زندگی تغییر یافته خود را مدیون کمکهای سخاوتمندانه شما هستند؛ چرا که در سال ۲۰۰۱ پس از پنج سال خشکسالی و بیرحمیهای طالبان، ما با فروپاشی اجتماعی روبرو بودیم. من از شما برای تعهدات جدید سخاوتمندانهتان از طرف فقرایمان تشکر میکنم، زیرا ما به طور خستگیناپذیری بر کاهش و محو فقر به عنوان وظیفه اصلی خود تمرکز خواهیم کرد.
تعهدات دفاعی و امنیت ملی
چند ماه پیش، من بر مراسم فراغت کادتهای اکادمی امنیتی خود ریاست کردم که در آن ۵۴۹ افسر، که ۱۳ تن از آنها دختر بودند، فارغالتحصیل شدند. این جوانان که زبدهترینهای جوانان ما هستند، مظهر اراده ملی ما در دفاع از کشورمان میباشند.
سرمایهگذاری شما در نیروهای امنیتی و دفاعی ما از سال ۲۰۰۲ به ما توانمندی داده است که بتوانیم جنگ علیه تروریزم، جنایتکاری و بیثباتی را رهبری و مدیریت کنیم. تعهدات سخاوتمندانه شما در کنفرانس وارسا به مردم ما اطمینان داده است که فرزندان داوطلب آنها در نیروهای امنیتی و دفاعی، آموزش، امکانات و کمکهای لازم را برای دفاع از استقلال و حاکمیت کشورمان خواهند داشت.
من از رئیسجمهور اوباما برای تصمیم تاریخیاش در حمایت از جستجوی ما برای آزادی و دموکراسی و از همه رهبران، از جمله صدراعظم مرکل، نخستوزیر رنتزی، نخستوزیر کامرون، رئیسجمهور اردوغان، رهبران چهار کشور چارچوب و همه دولتها و مردمان کشورهایی که از مأموریت حمایت قاطع برای مشورهدهی، آموزش و کمک به نیروهای ما حمایت میکنند، تشکر میکنم.
لحظهای سکوت برای قهرمانان راه آزادی
تعهد شما اما بسیار فراتر از هزینه کردن سرمایه بوده است. پسران و دختران شما شانه به شانه با ما جنگیدهاند و عمیقترین فداکاریها را در راه آزادی ما انجام دادهاند. به نمایندگی از مردم افغانستان و نیروهای امنیتی و دفاعی ما، میخواهم درخواست یک لحظه سکوت به احترام قهرمانان جانباخته از کشورهای شما و کشور خودمان داشته باشم. [یک لحظه سکوت]
بقا و بسیج دولت
هنگامی که نیروهای امنیتی و دفاعی ما مسئولیت کامل دفاع از کشورمان را در اول جنوری ۲۰۱۵ بر عهده گرفتند، تعداد قابل توجهی از صاحبنظران فروپاشی قریبالوقوع ما را پیشبینی کردند. چگونه نیروهای دفاعی و امنیتی افغان میتوانستند وظیفه ۱۳۰،۰۰۰ سرباز آیساف را انجام دهند؟ تروریزم متحد، از القاعده تا داعشِ در حال ظهور، گروههای طالبان، شبکههای جنایتکار در تجارت هروئین و کسانی که به آنها پناهگاه و کمک میرساندند، علیه ما شرط بستند. ما با تعریف وظیفه حیاتی خود به عنوان «بقای کشورمان»، دولت وحدت ملی را سازماندهی کرده و نیروهای امنیتی و دفاعی خود را که در طول یک روز در پانزده ولایت عملیات میکردند، بسیج کردیم.
ما هنوز روزانه ۱۵ تا ۱۸ مأموریت انجام میدهیم. اما تفاوت قابل توجهی بین سال ۲۰۱۵ و اکتوبر ۲۰۱۶ وجود دارد. نیروهای امنیتی و دفاعی ما با اطمینان از حمایت گسترده مردمی و پشتوانه کامل بینالمللی، با اطمینان با نیروهای بینظمی روبرو شده و بر آنها غلبه میکنند. قندوزِ دیروز یک مثال است. با شناخت میل وافر طالبان و حامیانشان، آنگونه که در بیانیههای مطبوعاتی به انگلیسیِ عامیانهشان بیان شده، ما پیشبینی مجموعهای از حملات طراحی شده برای تحتالشعاع قرار دادن کنفرانس بروکسل را کرده بودیم.
ایستادگی در برابر دشمنان آزادی
با این حال، تجمع رهبران متعهد به تأمین آینده شهروندان افغان نمیتواند و نخواهد تحتالشعاع قرار گیرد. دشمنان آزادی میتوانند بر چرخه خبرها تأثیر بگذارند، اما اراده ما را خدشهدار نخواهند کرد، عزم ما را کاهش نخواهند داد یا تمرکز ما را از ساختن دولت قوی، بازار و نهادهای اجتماعی که یک ملت آزاد و یک کشور دارای حاکمیت به آن نیاز دارد، منحرف نخواهند ساخت. رئیسجمهورِ جنگ بودن آخرین چیزی بود که میخواستم بشوم، اما به عنوان فرمانده کلِ مفتخر نیروهایمان، به اراده و فداکاری آنها درود میفرستم. همه افغانها، به ویژه نیروهای ما، خطرات نهفته در فداکاری ما را میدانند: آینده نسلهای آینده و حق مردم افغانستان برای استقلال، حاکمیت، دموکراسی، توسعه، صلح و وحدت.
اصلاحات اقتصادی و خودکفایی
هیچ تصمیم آسانی در افغانستان وجود ندارد، اما امیدوارم تاریخ قضاوت کند که در مواجهه با انتخابهای دشوار، ما انتخابهای درستی انجام دادهایم. از آنجا که مشکلات و راهحلهای ما زنجیروار به هم پیوستهاند و ضعیفترین حلقه استحکام زنجیر را تعیین میکند، ما باید چندبعدی فکر کنیم و همزمان در چندین جبهه عمل نماییم.
اما پیش از پرداختن به راهِ پیش رو، میخواهم لحظهای دستاوردهای مثبتی را خلاصه کنم که کمک شما طی دو سال گذشته برای حدود ۳۰ میلیون برادر و خواهر افغان من به ارمغان آورده است. کمی کمتر از دو سال پیش، ما نخستین نشست وزارتی خود را در لندن برگزار کردیم، جایی که دولتِ تازه مستقرِ وحدت ملی ما یک برنامه اصلاحات بلندپروازانه را ارائه کرد. هدف آن برنامه قرار دادن افغانستان در مسیر خودکفایی از طریق ترکیبی از مدیریت سالم اقتصاد کلان، توسعه بخش خصوصی و یک سیستم پایدار و فراگیر از اداره عامه و مالیه بود که سیاستهای عامه مورد بحث دموکراتیک را به مرحله اجرا درآورد.
درک و غلبه بر محدودیتهای توسعهای ما در حین مبارزه برای بقا، نیازمند تمرکز و کار تیمی بوده است. بنابراین امیدوارم چالشهای ما نباید دستاوردهای دولت ما و تعهد مردم افغانستان به حرکت رو به جلو را پنهان سازد.
اهداف عایداتی و انضباط مالی
تعیین اهداف عایداتی و دستیابی به آنها یکی از مهمترین آزمونهای اراده سیاسی و ظرفیت رهبری و مدیریت است. تعهد زمانی روشن میشود که یک کشور فقیر از صندوق بینالمللی پول (IMF) دعوت میکند تا این اهداف را تعیین کرده و بر اجرای آنها نظارت کند. فکر نمیکنم آنها دعوتنامههای زیادی دریافت کنند.
در سال ۲۰۱۵، علیرغم رکود شدید، ما عواید را ۲۲ درصد افزایش دادیم. سپس با IMF بر سر یک برنامه سه ساله تحت نظارت کارکنان به توافق رسیدیم. خوشحالم اعلام کنم که وزیر حکیمی، وزیر مالیه مستعد ما، به من اطلاع داده است که دیروز ما اهداف عایداتی سال ۲۰۱۶ را سه ماه کامل پیش از موعد مقرر برآورده کردیم.
بودجههای ما معتبر و برنامههای مدیریت مالی میانمدت ما امکانپذیر است. برخلاف رویه معمول، ما قهرمان کمکهای مبتنی بر شرط (Condition-based) هستیم. نه تنها از IMF میخواهیم که در مورد شرطهایی که به ما در ایجاد ثبات اقتصاد کلان و یک بخش بانکی سالم که بتواند بهبود و رشد ما را تمویل کند سختگیر باشد، بلکه همین مدل را به شرکای خود نیز پیشنهاد میکنیم.
مشارکتهای جهانی و سرمایهگذاری بخش خصوصی
مشارکت توسعهای جدید ما با ایالات متحده مشروط است و ما تمام شرایط را برآورده کردهایم. وزیر کری، تشکر از شما برای حمایت از این رویکرد. میثاق دولتسازی با اتحادیه اروپا که دیروز امضا شد، گام مهم دیگری در این جهت است. رئیس توسک و بانو موگرینی، تشکر. در مورد کمکهای بودجهای، حمایت از اصلاحات معتبر کلید پاسخگویی، کارایی، اثربخشی و شفافیت است.
پیوستن به سازمان تجارت جهانی (WTO) نیازمند تلاشی متمرکز و هماهنگی کامل بین قوای اجراییه و مقننه دولت بود. ما قوانین لازم را تهیه کردیم، به پارلمان ارائه دادیم و تا جولای ۲۰۱۶ تصویب آنها را گرفتیم.
این تلاش مستلزم یک گفتگوی مستمر با بخش خصوصی بود که اثربخشی آن را مستقیماً از زبان بخش خصوصی خواهید شنید. اگر سرمایهگذاری بخش خصوصی معیار اعتبار باشد، من خبرهای خوبی برای اشتراکگذاری دارم. تنها در سه ماه گذشته، ما تعهداتی برای سرمایهگذاری ۱.۱ میلیارد دالر از بخش خصوصی تضمین کردهایم. آنچه به ویژه پاداشدهنده است این است که ۸۰۰ میلیون دالرِ آن در بخش انرژی است که نیازمند چارچوب زمانی ۲۰ ساله برای بازگشت سرمایه میباشد. به همان اندازه مهم، این سه کارآفرین افغان هستند که بخش عمده سرمایهگذاری را از طریق مشارکت عمومی-خصوصی انجام میدهند. خبر تمایل یک شرکت بزرگ ترکیهای برای سرمایهگذاری ۲۰۰ میلیون دالر در یک بند در هلمند برای تولید ۱۰۰ میگاوات برق باید به ویژه خوشحالکننده باشد.
مدیریت منابع و اتصال منطقهای
برای دههها ما در مورد منابع آب، پتانسیل خود برای تولید هزاران میگاوات انرژی، استفاده از موقعیت خود برای خدمت به عنوان مرکز منطقهای ترانزیت و تجارت، ادغام بخشهای روستایی و شهری، منابع معدنی، مهار فساد و بسیاری چیزهای فوقالعاده دیگر صحبت کردهایم. دولت وحدت ملی به این رویاها نظم بخشیده است، با آگاهی از اینکه اربابان ما (مردم افغانستان) و شرکای ما (جامعه بینالمللی) ما را بر اساس نتایج قضاوت میکنند، نه فقط بر اساس تلاش محض.
برای اولین بار در چهل سال گذشته، ما دو بند را تکمیل کردهایم که ۶۰ میگاوات برق جدید تولید کرده و ۶۵۰ میلیون متر مکعب آب را ذخیره میکند. در سه سال آینده، ما ساخت بندهای بیشتری را نسبت به مجموع ۲۵۰ سال گذشته آغاز خواهیم کرد تا تخمیناً ۲۶ میلیارد متر مکعب از آب خود را برای آبیاری و تولید برق مهار کنیم. ذخیرهسازی آب به ما اجازه خواهد داد تا یک سیستم منطقهای تجارت آب و حفاظت از آب ایجاد کنیم. من میخواهم از داکتر قیومی، دوست درخشانم که از ریاست دانشگاه ایالتی سنخوزه استعفا داد تا سبدِ زیربنایی و سرمایه انسانی ما را هدایت کند و از وزرا و سایر همکارانی که بر اساس مشورهها و راهنماییهای او عمل کردهاند، تشکر کنم.
در زمینه انرژی و زیربنا، ما ۱۰ سال حرف را از طریق توافقنامهها و مراسمهای تهدابگذاری به عمل تبدیل کردهایم. CASA 1000، TAPI و چابهار در مرحله تحقق هستند و در آینده با تلاشهای متعدد برای اتصال دنبال خواهند شد. از نظر اقتصادی، افغانستان بار دیگر با آسیای مرکزی و از طریق آن با اروپا ادغام میشود. ورود اولین قطار باری از چین و توافق برای ایجاد دهلیز هوایی با هند برای صادرات و واردات کالاهای با ارزش بالا و حجم کم، نویدبخش ثمرات همکاریهای منطقهای است که گسترش خواهد یافت.
تحول اجتماعی و میثاق شهروندی
رویکرد ما به همکاریهای منطقهای از طریق توسعه خوشهها (Clusters) است؛ به طور مثال TAPI به یک خوشه تبدیل خواهد شد. تمام مسائل مربوط به زراعت مورد توجه جدی ما قرار گرفته است، زیرا رشد پایدار زراعتی کلید ثبات سیاسی و اجتماعی است. ما خرسندیم که ۲۴۰ روستایی از سراسر کشور به من، داکتر عبدالله و کابینه ما در کابل پیوستند تا برنامه میلیارد دالری «میثاق شهروندی» را افتتاح کنیم که در ماه جنوری خدمات اساسی صحی، آموزشی، برقرسانی و آب پاک را برای ۱۲،۰۰۰ جامعه روستایی و شهری در سراسر افغانستان فراهم خواهد کرد. آنچه قلب مرا لمس کرد زمانی بود که آن ۲۴۰ روستایی ایستادند و به ما (دولت) گفتند که دو هدفِ سهمِ آنها در قرارداد میثاق شهروندی این است که اطمینان حاصل کنند هر پنی (پول) حسابدهی میشود و طی چهار سال اطمینان حاصل میکنند که ۵۰ درصد اعضای شورای روستایی آنها زنان خواهند بود. در مورد آن فکر کنید. نمایندگان روستایی و شهری به ما میگویند که به تغییر باور دارند. این تحول اجتماعی واقعی در عمل است.
توانمندسازی از طریق زمین و حقوق
شنبه گذشته، با کمک اتحادیه اروپا و ایالات متحده، ما یک برنامه صدور سند زمین را راه اندازی کردیم که صدها هزار خانواده بیجا شده در مناطق غیررسمی در پنج شهر بزرگ ما را به مالکان ملکیت با اسناد مصون تبدیل خواهد کرد. در جنوری، من از همه شما دعوت میکنم تا در افتتاح «برنامه ملی توانمندسازی اقتصادی زنان» به ما بپیوندید که همراه با برنامههای ما برای پایان دادن به خشونت علیه زنان، به تعهدات قانون اساسی ما برای تضمین حقوق برابر برای زنان محتوای واقعی خواهد بخشید.
صداقت و حاکمیت قانون
در جریان نشست ضد فساد لندن که به میزبانی نخستوزیر کامرون برگزار شد، ما اعلام کردیم که یک مرکز عدلی مبارزه با فساد ایجاد خواهیم کرد. من خوشحالم که نه تنها مرکز عدلی کاملاً فعال است، بلکه اولین بازداشت خود را نیز انجام داده است. یک مقام ارشد در وزارت داخله که درخواست ۱۵۰،۰۰۰ دالر رشوه کرده بود، دستگیر شد و به طور علنی محاکمه خواهد شد. شورای ملی حاکمیت قانون ایجاد شده و قواعد چگونگی پیشبرد امور را تعیین کرده است.
محور اصلی سیاست ما در مبارزه با فساد، ساختن نهادهای حاکمیت قانون است و ما از کار قاضیالقضات و لویسارنوال بسیار خرسندیم. مشکلات ما باقی مانده و آنها شبکهای هستند: جنایتکاری و فساد با هم در ارتباطاند و نیازمند تمرکز منطقهای میباشند. ما در رسیدن به همکاریهای اقتصادی در منطقه پیشرفت چشمگیری داشتهایم.
مسیر صلح و امنیت منطقهای
آنچه حیاتی است، ایجاد اراده سیاسی برای همکاریهای منطقهای است. تروریزم مرز نمیشناسد؛ نمیتوان بین تروریست خوب و بد، پناه دادن یا تحمل کردن تمایزی قائل شد. تروریزم تهدیدی نه تنها برای افغانستان، بلکه برای کل جامعه جهانی است.
ما از صبر استراتژیک، تمرکز استراتژیک و تعهد استراتژیک جامعه جهانی که امروز در اینجا نمایندگی میشود، بسیار خرسند و مفتخریم. من از رئیس توسک، بانو موگرینی، سرمنشی سازمان ملل، آقای کری و تمام شرکتکنندگان برجسته دیگر برای نشان دادن آن اراده سیاسی تشکر میکنم. اما ریشه مشکل در منطقه است. ما در سطح ملی به وحدت، تلاش متمرکز و گفتگو متعهد هستیم. ما توافقنامه صلح اخیر را از درون اجماع عمومی خود به دست آوردیم، نه خارج از آن. کلید آن این بود که بر اساس قانون اساسی ما استوار است. این توافقنامه در کابل، پایتخت همه افغانها مذاکره شد و از طریق یک گفتگوی بینالافغانی صورت گرفت. افغانها میتوانند صلح کنند. ما صلح خواهیم کرد.
نتیجهگیری: فراخوانی برای سیاست سازنده
ما به سیاست سازنده متعهد هستیم، نه سیاست مخرب. ما به سیاستِ تخیل، سیاستِ شمولیت و سیاستی متعهد هستیم که در آن هر افغان، همانطور که قانون اساسی تصریح میکند، با افغان دیگر برابر است. بزرگترین وظیفه، فقر در منطقه است. اراده سیاسی و تمرکز ایجاد شده در منطقه برای تعریف فقر و تروریزم به عنوان دو چالش مرکزی ماست. من مطمئنم که بر آنها غلبه خواهیم کرد. تروریزم یک پدیده کوتاهمدت نیست؛ متأسفانه، اگر چهار موج قبلی تروریزم یک شاخص باشد، این یک پدیده میانمدت است.
ما باید نیروهای خود را متحد کنیم، تمرکز خود را حفظ کنیم و با هم حرکت نماییم. افغانها با توجه به فرهنگ تابآوری خود توانایی غلبه بر مشکلات را دارند. ما به دست دوستیِ دوستان نیاز داریم تا باور کنند و به این نتیجه برسند که ۴۰ سال رنج یک ملت با عزت که هرگز تهدیدی برای هیچیک از همسایگان خود نبوده و همیشه با آغوش باز از جامعه بینالمللی استقبال کرده است، کافی است. تشکر از بیانیه حمایتی شما. تشکر از این گردهمایی باشکوه و ما پیروز خواهیم شد.