میثاق شهروندی افغانستان: وحدت، پاسخگویی و توسعه همهشمول
سخنرانی در مراسم افتتاح برنامه ملی میثاق شهروندی، کابل
نکات اساسی:
- وحدت: تأمین انسجام ملی در تمام مناطق کشور.
- حاکمیت قانون: حفظ قانون اساسی به عنوان برترین قرارداد اجتماعی.
- حکومتداری مردممحور: دولت بهطور فعال به تمام شهروندان خدمت میکند.
- پاسخگویی: تأمین استفاده شفاف از منابع و پروژهها.
- توسعه همهشمول: ترویج مشارکت مساوی برای تمام گروهها.
- توانمندسازی شهروندان: تشویق مشارکت فعال و مسئولانه عامه.
- فقرزدایی: اولویتدهی به حمایت از آسیبپذیرترین اقشار جامعه.
- همکاریهای بینالمللی: تقویت نتایج از طریق مشارکتهای جهانی.
- ارائه خدمات: ارائه خدمات عامه موثر، عادلانه و نظارت شده.
- تغییر فرهنگی در حکومتداری: تبدیل دولت از جایگاه امتیاز به فرهنگ خدمت.
۴ میزان ۱۳۹۵
بسم الله الرحمن الرحیم.
جلالتمآب داکتر عبدالله عبدالله، اعضای محترم کابینه، داکتر صاحب قیومی، همکاران بینالمللی، نمایندههای کوردیپلوماتیک، خاصتاً نمایندههای شورای مردم و همکاران دیگر، السلام علیکم و رحمة الله و برکاته!
خوش کیلدیگ! خوش آمدید! ښه راغلاست!
ښه راغلاست، ستاسې په اراده نن د ملي وحدت مشران دلته ستاسې په استازیتوب، تاسې ته د خدمت کولو شرف لري. مننه چې په انتخاباتو کې مو ګډون وکړ. دا چې دغه حکومت تشکیل شو، نو موږ ژمن یو هغه آرزوګانې پوره کړو چې د کمپاین په دوره کې مو یادې کړې وې.
حرفهای من در چهار بخش است. اول تشکر، تبریکی و تقدیر است.
تشکر از نمایندههای شورای همبستگی ملی که سال پیشتر آرزوها، خواهشها و انتقاداتتان را به وضاحت همراه ما شریک ساختید، امید است که امروز این ثبوت برایتان موجود باشد که شما یک دولت و حکومت شنوا دارید. از شما شنیدیم و بر اساس آرزوی شما امروز همبستگی ملی به میثاق ملی مبدل میشود و شما با اطمینان در سراسر افغانستان میتوانید کار کنید.
دوم، تشکر از همکاران کابینه، جناب داکتر صاحب عبدالله عبدالله، وزیر صاحب مالیه که زحمات خاصی در قسمت تمویل این برنامه کشید، تمام اعضای کابینه و مخصوصاً وزرای محترمی که در بخش سکتورهای مختلف مشترکاً کار کردند که برای بار اول در تاریخ افغانستان وزیرصاحبان حاضر شدند، اختلافات خود را کنار بگذارند.
خواهران و برادران این کار آسان نبود، شما خودتان قریه را میدانید. میخواهم به اینها تبریکی بدهم که واقعاً منافع ملی را بر منافع سکتوری ترجیح داده، همه با اتحاد و اتفاق کار کردند که یک مثال بسیار خوب و مثبت است تا وزارتهای محترم دیگر هم کار کنند تا نتیجه بگیرند.
من مخصوصاً میخواهم از معینهای بسیار فعال ما ابراز امتنان کنم. یک گروپ از معینهای شب و روز کار کردند تا این پروگرام را به موفقیت برسانند. از وزیران مالیه و انکشاف دهات و دیگر وزیرصاحبان خواهش میکنم که پیشنهاد تقدیرنامه درجه اول را برای تمام این معین صاحبان اعطا کنند.
با فعالیت این معین صاحبان من باورمند شدم که افغانستان دارای یک کادر اداری است که میتواند خواهشات ملت افغانستان را به انجام برساند. نسل من، به فضل خداوند ﷻ به مراتب جوانتر است، با آرامی میتوانیم پشت این بگردیم که آینده افغانستان را به یک نسل مسوول بسپاریم.
چهارم، تشکر از خواهرهای ما که در همبستگی ملی اشتراک کردید. دفعه پیشتر به وضاحت آرزویتان را گفتید و امروز بار اول است که فرمایش قانون اساسی در قسمت سهمگیری مساوی مرد و زن در شوراها عملی میشود، موانع وجود داشت اما مبارکتان باد. ۵۰، ۵۰!
پنجم، از همکاران بینالمللی، مخصوصاً از بانک جهانی ابراز امتنان میکنم. به صورت اوسط اینها ۱۸ ماه صرف میکنند که یک پروژه را از مفکوره به عمل برسانند. یک دلیل عمدهاش این است که همکارهای داخلی ملی ندارند، سر اینها فشار نمیآورند، این بار معین صاحبان و وزیرصاحبان ما ریکارد را شکستند و پس از این، ٦ ماه هدف است. هم در بین وزارتها کار کردند و هم در بین دولت، بعضی اوقات همراه همکارهای بینالمللی ما. کار کردن مثل پختن قورمه است؛ شروع و اول همیشه با پیاز میشود، نی؟ پیاز در چشم درد و اشک میآورد، اگر زود به نتیجه نرسد، تنها درد یاد آدم میماند، ما میخواهیم که درد پیاز کمی کم شود و نفع قورمه زیادتر گردد.
اما ششم، من میخواهم از قوای امنیتی و دفاعی افغانستان و فرزندانتان که شب و روز قربانی میدهند، ابراز امتنان کنم. وقتی که این امانت بزرگ (ریاست جمهوری) سر شانههای ما آمد، بقای افغانستان در خطر بود. اکثریت مطلق مبصرین منطقه و جهان و حتی بدبینان داخلی به فکر این بودند که خدای نکرده افغانستان و دولتداری آن در معرض سقوط خواهد بود. بقای افغانستان در نتیجهی قربانی سرباز، افسر، ساتنمن، بریدمل، افسر و جنرالان شجاعش تأمین شده که از همهی اینها، از صمیم قلب سپاسگزاری میکنیم. از شما خواهرها و برادرها از تمام قریهها و شهرهای افغانستان ابراز امتنان میکنیم که اولادهای صدیقتان را در صفوف قوای امنیتی و داخلی و دفاعی داخل کردید. تمام این مردم، رضاکار هستند، یک نفر در قوای امنیتی و دفاعی ما مجبور نشده که در این قوا اشتراک کند. قربانی اینهاست که موجب شد جامعه بینالمللی دوباره اعتماد خود را پیدا کند.
وقتی که منابع را خودتان داشته باشید، کار پروژهسازی یک رقم است؛ اما وقتی به وعدهی عمل میکنید که اول باید منابع را پیدا کنید، این کار به مراتب دهچند دشوارتر است و از زحمات وزیر صاحب مالیه در این بخش خاصتاً ابراز امتنان میکنم.
اما عمدهترین مسئله که به خاطر آن، من از همه و تمام حاضرین تالار تشکر میکنم، ایجاد یک «زبان مشترک» است. امروز همه تا آخر بحث با یک زبان صحبت کردید؛ آواز دولت متحد است و آواز دولت با ملت یک آواز است. و این زبان چیست؟ سوال است که معنی «میثاق» چیست؟ معنی میثاق در قدم اول این است که قانون اساسی ما، وثیقه ملی است. قرارداد اجتماعی افغانستان در قانون اساسیاش انعکاس پیدا کرده. دا زموږ ملي وثیقه ده، د افغانستان اسلامي جمهوریت په خپر اسلامي اساسي قانون په ټوله منطقه کې نشته. زه چیلنج ورکوم څوک دې راته ووایي! زموږ په اساسي قانون کې د اسلام مبین دین ته بهتره توجه شوې. لومړۍ، دویمه او درېیمه ماده یې ولولئ. په افغانستان کې هر افغان مساوي حقوق او وجایب لري، دغه زموږ مشترکه ژبه ده، هېڅ افغان له بل افغان نه کم نه دی، هېڅ افغان له بل افغان نه زیات نه دی. دا بې دلیل دی، نن وګورئ چې ملي میثاق ټول افغانستان ته په یوه نظر ګوري. فرق این نیست که کدام قریه در بدخشان، هلمند، هرات یا پکتیکا است، همه افغانها در چارچوب یک برنامه ملی میآیند. برایتان اطمینان میدهیم که به نقاط ناامن میرسیم؛ ناامنی موجب این نیست که ما خدمات را عرضه نکنیم.
اصل دوم که انعکاس از قانون اساسی میکند، چیست؟ مردم، اصل هستند و حکومت وسیله است. وقتی که سر افغانستان در قرن نوزده یا بیست، بحران آمده بود، کی از وطن دفاع کرد؟ حماسهی این ملت را مردم افغانستان ایجاد کردند. در قرن نوزده و قرن بیست، وقتی سر این مملکت حمله شد، اطمینان از این نبود که مردم افغانستان میتوانند از کشورشان دفاع کنند. دشمنان و بدبینان افغانستان همیشه قوت و وحدت این ملت را نادیده گرفتند.
بنابراین در اول، وحدت این ملت، نتیجه باورمندی ما به خداوند ﷻ است. دوم، اتحاد و همبستگی خود ماست؛ اما این همبستگی که از نگاه شعوری وجود داشت، به شکل برنامه عملی نمیشد.
برنامهها موجب این بود که یک کس بگوید در فلان جای توجه شده و در فلان جای نشده. قانون اساسی واضح است، باید تعادل رعایت شود و توجه سرتاسری باشد. بنابراین ما امروز شاهد بزرگترین قدم هستیم و برای بار اول یک برنامهی ما، تنها دهات افغانستان را دربرنمیگیرد؛ بلکه تمام کشور را دربرمیگیرد.
بعد از این، تعهد حکومت وحدت ملیتان این است که هر برنامهی ما انشاءالله افغانستانشمول میباشد. معلوم است که به نقاطی که از نگاه اقتصادی تأثیرات بهنهایت زیاد دارند، باید یک نوع توجه شود و به نقاطی که بهنهایت محروم هستند، باید نوع دیگر توجه؛ اما نوع توجه مساوی میباشد.
درېیمه خبره دا ده چې زموږ او ستاسې ترمنځ یو اعتماد موجود دی، تاسې پر موږ اعتماد کړی، موږ اوس تاسې ته پیسې درکوو. په افغانستان کې له دې نه لوی اعتماد شته چې چاته پیسې ورکړې؟ زه چې ځوان وم او کلیو ته به تلم، کلیو که به مې ویل چې تشکر، راته ویل به یې: تشکر را بخورم یا بپوشم! اما په دې خبره کې ډېره لویه فلسفه وه، مقصد دا و چې څه راسره کوې؟ ما خو یو څه درسره وکړل، راشه درشه په څه اساس ده؟ نو تاسې ته چې د تصمیم نیولو حق درکول کېږي، ورسره د مسئولیت حس هم دی. زه ډېر منندوی یم چې تاسې دا مسئولیت په ډېره خاصه توګه خوېندو او ورونو ابراز کړ.
از هر پیسه حساب بگیرید؛ اما از هر پیسه هم انشاءالله تعالی از شما حساب گرفته میشود. دلیل این چیست؟ مهمترین شرم افغانستان چیست؟ هر روز اتهام فساد است. اگر کوششهای حکومت وحدت ملیتان نمیبود تا دنیا را قناعت بدهد که ما واقعاً در قبال فساد، نیت، اراده و پلان مبارزه داریم، فکر میکردید که سر یک برنامه یک میلیارد دالری دنیا همراه ما به موافقه میرسید؟ بدین جهت ما و شما همه در یک امتحان هستیم تا شفافیت به صورت سرتاسری تأمین شود؛ اما علاوه بر این، برای هر افغانیای که از راه این پروگرام میآید، انرژی شما آن را به بیست بدل کرده و این بهنهایت ضرور است، چون حل مشکل در دست شماست. طور مثال، جوانها نشستهاند، چهار ماه سال بیکار میباشند، خوب اینها باید رضاکار شوند، و بتوانند یک قسمت کارها را انجام بدهند. همین فرهنگ موسسات را لطفاً دور کنید، که منتظر باشیم، جوی را هم کسی دیگر پاک کند، مسجد و مکتب را هم کسی دیگر ترمیم کند. ما باید خودمان دست به دست هم بدهیم. هر چه این کارها را خودمان زیادتر کنیم، برای کارهای بزرگتر زمینه فراهم میشود.
نکته چهارم، ارائه خدمات است، بزرگترین فساد از دیدگاه ما فسادی است که فرد بیبضاعت را مجبور میسازد که قرض بگیرد تا بتواند خدمات را تأمین کند؛ ظلم و جبر کلانتر از این در دنیا وجود ندارد. داکتری دوای بیکیفیت را از نگاه پروگرام صحت میدهد، و آمر انکشاف دهات به صورت بیترتیب یک پلچک را اعمار میکند، و غیره. بدین خاطر ارائه خدمات نظارت متقابل را میخواهد. خواسته ما این است و این پروگرام عملی میشود. باید روی نوع خدمات، نظارت واضح مردمی، نظارت دولتی مشترک و نظارت بیطرفانه سومی وجود داشته باشد. بدون نظارت، نمیتوانیم شفافیت را تأمین کنیم. معنای حسابدهی متقابل همین است.
عمدهترین کاری که این برنامه در چارچوب «میثاق شهروندی» انجام میدهد، تغییر فرهنگ دولتداری و حکومتداری است. پخوا موږ او تاسې ته یو میراث را پاتې شوی و، څوک چې به حکومتې سړی شو، که میرزا به و که بل څه، په سبا به یې ویل زه تر نورو اوچت یم. زه مو لومړی خادم یم، د دولت ټول مامورین ستاسې خادمان دي، تاسې ورباندې حق لرئ، هغوی پر تاسې حق نه لري. این ضرور است که در چارچوب این برنامه ملی، فرهنگ تغییر کند. فرهنگ، باید به فرهنگ خدمت و همکاری بدل شود تا هر شهروند افغانستان که به یک کلینیک و اداره دولتی میرود، به شکلی استقبال شود که فکر کند رئیسجمهور یا رئیس اجرائیه مملکت آمده؛ چون رئیسجمهور و رئیس اجرائیه مملکت امروز بر اساس اراده شما در این جا نشستهاند. فرق ما با کسانی که در بیرون هستند، چیست؟ ما بر اساس رأی آزاد شما به این جا آمدیم، از شما نمایندگی میکنیم و در برابرتان مسوول هستیم. هر کس دیگری که ادعای مسئولیت دارد، برود در انتخابات اشتراک کند او موږ یې پاک او شفاف کوو.
نکته سوم؛ جنگ مشکل است. جنگ تهاجمی و نااعلامشده، اعلامشده و تروریزم بینالمللی، منطقهیی و غیره وجود دارند؛ اما بزرگترین مشکل ما و شما «محرومیت» است. نمایشنامهای که سال پیشتر شما در همین جا اجرا کردید، نمایشنامهای است که من همراه تمام دنیا شریک میکنم. شما چی گفتید؟ یو څه مو راته ویلي وو، لکه نن مې په یاد دي. ویلي مو وو چې کلي څه رقم دي، یو د بغلان و، یو د بامیان، درسته ده که نه؟ تاسې راته وویل چې په دا لویو کتابونو پسې مه ګرځه، موږ د افغانستان انځور درکوو او تاسې واقعي انځور راکړ. هغه انځور څه دی؟ څوک په کلي کې د ورځې درې وارې ډوډۍ خوري؟ څوک په کلي کې د ورځې دوه وارې ډوډۍ خوري؟ څوک په کلي کې یو وار ډوډۍ خوري؟ او څوک د ډوډۍ په آرمان شهید او په دې انتظار دی چې شاید سبا بل سبا ورته ډوډۍ راشي؟ ستاسې نتیجه ګیري دا وه چې د کلي اکثریت اوسېدونکي د دې توان نه لري چې د ورځې درې وارې ډوډۍ وخوري. زموږ او ستاسې اصلي مسئله دغه ده. د دې بېوزلۍ لرې کول زموږ او ستاسې اسلامي، وجداني او ملي فریضه ده. په افغانستان کې باید بېوزلي ختمه شي. په لومړي ګام کې باید بېوزلي کمه شي او باید موږ بېوزلو ته تر ټولو ډېره توجه وکړو. بدین جهت من از تمرکزتان سر مشارکت بیجاشدههای داخلی، عودتکنندهها و کوچیها ابراز امتنان میکنم. این سه قشر از محرومترین اقشار این جامعه است و ما تا باهم نشویم این مشکل حل نمیشود. امروز میفهمید که یک سیل مهاجرین ما در حال برگشت است، ما میخواهیم که این برنامه یک وسیله جذب مجدد اینها به صورت آبرومندانه و اساسی شود.
بعد از کنفرانس بروکسل، مخصوصاً تمام توجه حکومت در این بخش، سر این خواهد بود که چه طور مهاجرین ما به صورت منسجم برایند و خود را جزء پیکر ملت افغانستان بسازند. فراموش نکنید، دوی پردي نه دي، هېڅوک دې هغه مهاجر ته چې بېرته وطن ته راځي د پردي په سترګه نه ګوري. دوی هر یو زموږ او ستاسې غوندې حقوق او وجایب لري او دا باید جذب شي. دا باید د افغانستان ویاړ وي چې ټول مهاجر ان شاء الله تعالی بیا جذبولی شي او ښه په عزت او اعتماد یې جذبولی شي.
چون حرفها همه گفته شده، من در قسمت چهارم تنها بر چند کلمه خلص تأکید میکنم. اول همیشه از این کنفرانس بروکسل میشنوید، بروکسل، بروکسل، بروکسل. امید از این کلمه خسته نشده باشید. چه گپ است در بروکسل؟ بسیار ساده: ایجاد یک تجدید قرارداد بین مردم افغانستان و جامعه بینالمللی.
دو سال پیش شما فکر میکردید که شاهد این باشید که جامعه بینالمللی در سال شانزدهم هم به افغانستان علاقهمند باشد؟ در کنفرانس وارسا ما چه به دست آوردیم؟ یک تعهد واضح برای تمویل، تجهیز و تقویه قوای امنیتی و دفاعی خود. این ماهها وقت گرفت تا انجام شود، اما به فضل خداوند ﷻ امروز افغانستان در محور توجه جهانی است؛ دشمنان ما در انزوا هستند و زیادتر به انزوا خواهند رفت.
در بروکسل دولتتان از شما، زن، بیجاشده، مهاجر، کوچی، دهنشین، شهروند، جوان، پیر، عالم و تمام اقشار افغانستان نمایندگی میکند. میثاق شهروندی، میثاق بین نسلها است. همه نسلهای افغانستان گرد میثاق شهروندی یکجای میشود. دنیا، امکانات اقتصادی را در بروکسل دوباره تعهد میکند که بر اساس آن نهتنها برنامه میثاق شهروندی بلکه تعهدات دیگر ما برای امحای فقر و ایجاد یک افغانستان باثبات و مطمئن انجام شود.
چرا ما این را این قدر جدی گرفتیم؟ بروکسل خودش وسیله است، پول و تعهدات مهم است؛ اما به خاطر این جدی گرفتیم که بتوانیم اصلاحات بنیادی را که جامعه افغانستان ضرورت دارد به صورت متواتر و دوامدار انجام بدهیم. بروکسل یک کنفرانس نیست که انجام شود و فردایش آن را فراموش کنیم. بعد از بروکسل، کل ما باید آمادگی بگیریم و دستها را بَر بزنیم و همه با هم کار بکنیم. این اهمیت این کنفرانس است و انشاءالله عملی میشود.
خواهش ما چیست؟ بخش همکاری جامعه مدنی را در میثاق شهروندی به صورت بسیار خوب عملی کردید. نن ښار او کلي سره تړلي دي او نن سره وتړل شول. تاسې پوهېږئ چې زموږ د کلي څومره پیداوار وړاندې له دې چې ښار ته ورسېږي، په کلي کې ضایع کېږي؟ زما غوښتنه دا ده، ورونو او خوېندو! تاسې دغه پروګرام په یو اساسي پروګرام بدل کړئ، د افغانستان ټول ولس ته قناعت ورکړئ، خصوصاً خوېندو ته، ځکه هغه تصامیم دوی نیسي چې د افغانستان پیداوار ته ترجیح ورکړي. د افغانستان میوه ضایع کېږي او تاسې خارجي میوه اخلئ. زه له خارجي میوې سره ستونزه نه لرم، خو زموږ د میوې مزه نه لري. فیشن در این نیست که عطر بوتلشده را بیاورید. از ممالکی که آمده والله که زراعت داشته باشد. اگر در بوتلسازی مشکل دارید، مشکل بوتلسازی را رفع کنید. وزارت زراعت، وزارت صنایع و دیگر وزارتها، مخصوصاً در بخشی این همراه سکتور خصوصی افغانستان کار داریم تا زنجیرهای ارزش ایجاد شود. دا ډېره مهمه مسئله ده او انشاءالله تعالی عملي کېږي.
اقدامات بعدی از طرف دولت را من صحبت نمیکنم. چرا؟ اگر ده چیز وعده کردیم و ۹ آن عملی شد، کلتان پس محکم میگیرد که آن دهم چی شد؟ با یک مثال ختم میکنم. رئیسجمهور افغانستان مثال یک گودیپران را دارد. هر چه بالا پرواز بکند، تارش در دست مردم است، میتوانند بسیار زود ما را به زمین بزنند، یا بالای ما بکنید. خواهش ما این است که به حکومت وحدت ملیتان اعتماد بکنید. همان تاری که ضرور است تا با عزت، بالا پرواز بکنیم را بدهید؛ اما از پیش ما حسابدهی بخواهید. حسابدهی، به حساب واضح باشد که در چارچوب عالم اسباب کوششهای ما به چه اندازه جدی، صمیمی و در خدمت مردم بوده.
پروژه بزرگ دیگر در حال آمادگی است؛ روزی که آماده شد، یکی بعد دیگری به خدمتتان قرار داده میشود.
نکته آخری ما این است که در دو سال گذشته، سیاست خارجی برای ما نقش مطلق حیاتی داشت؛ زیرا بقای افغانستان وابسته به آن و کشیدنش از انزوا ضرور بود. امروز به یک بندر بسته نیستیم، انشاءالله دهها بندر در خدمت ما است.
با ختم بروکسل تمرکز عمده ما، دوباره، اجرا کردن آرزوی ملت است، این یک قدم بزرگ بود.
ټولو ته مبارکي وایم، له ټولو د زړه له کومې مننه کوم او له ټولو نه مې دا غوښتنه ده چې په همدې صمیمیت، په همدې نیت او په همدې ارادې مو چې تراوسه کار کړی انشاءالله لوی هدف عملي کړئ او بریالي یې کړئ.
یهشهسین افغانستان!
زنده باد افغانستان!
تل دې وي افغانستان!