داکتر اشرف غنی
داکتر اشرف غنی

سرمایه‌گذاری بشری: اصلاحات، تعلیم و آینده افغانستان

سرمایه‌گذاری بشری: اصلاحات، تعلیم و آینده افغانستان

سخنرانی در دیدار با محصلین افغان در هند

نکات اساسی: 

  • توسعه سرمایه بشری: جوانان بزرگترین دارایی افغانستان هستند.
  • اصلاحات تعلیمی: پوهنتون‌ها باید کیفیت و مرتبط بودن را بهبود بخشند.
  • اصلاحات اداره عامه: استخدام دولتی باید بر اساس شایسته‌سالاری باشد.
  • توسعه اقتصادی: زیربنا و سرمایه‌گذاری باعث رشد می‌شود.
  • آموزش‌های تخنیکی: مهارت‌های حرفه‌ای باعث ایجاد شغل می‌شود.
  • رهبری و حکومتداری: دیدگاه و مدیریت باعث پیشرفت می‌شود.
  • خدمت ملی: افغان‌های تحصیل‌کرده باید به ملت خدمت کنند.
  • بورسیه‌های عادلانه: بورسیه‌ها باید بر اساس لیاقت باشند.
  • حمایت از محصلین: سفارت باید با محصلین همکاری کند.
  • ارتباط ملی: از نیازهای افغانستان آگاه بمانید.
  • برگشت و خدمت: فارغ‌التحصیلان باید در بازسازی کشور کمک کنند.

 

 

۲۴ سنبله ۱۳۹۵

بسم الله الرحمن الرحیم

محصلین عزیز، جناب سفیر صاحب، همکاران، و هیئتی که از کابل تشریف آورده، اول‌تر از همه تحفه پیشوای بشریت را برای‌تان تقدیم می‌کنم؛ السلام علیکم و رحمة الله و برکاته!

اعضای محترم سکتور خصوصی که یادم نرود خدای ﷻ مو همېشه لره. اول، عید به همه‌تان مبارک باشد. امید است به خیر و بدون حادثه گذشته باشد.

اول از صحبت‌های آخر شروع کنیم؛ من حکم را امضا کردم. امید است که مکتب‌تان تمویل شود. از نظریات بسیار سازنده، طرح مشکلات و راه‌های حل‌تان، ابراز امتنان می‌کنم.

چند سوال داشتید، من سر سوال‌های‌تان بیایم که محترم حضوری صاحب مطرح کرد. اول، مسئله استخدام است. جناب نادر نادری صاحب رئیس جدید کمیسیون اصلاحات اداری است. پروسه استخدام ما پیچیده، مغلق و بی‌معنی بود. پیچیده به این معنی که در وزارت محترم زراعت در حدود ۳۴۱ بست را اعلان کرد، بعد از ۱۳ ماه، یک نفر را کمیسیون اصلاحات اداری انتخاب نکرده بود. بعد از این ریاست استخدام تمام مأمورین دولت، مخصوصاً بست‌های CBR را من شخصاً مدیریت می‌کنم. امید است این پروسه به یک پروسه بسیار شفاف و بدون واسطه و وسیله بدل شود. همانطور که کمیسیون تدارکات به یک پروسه شفاف بدل شد، یا شورای عالی اقتصاد و شورای امنیت ملی. امید است که به صورت اساسی ما بتوانیم از کادر جوان و تحصیل‌یافته افغانستان استفاده کنیم.

پروسه استخدام به ۵۲ روز باید تقلیل یابد. تمام مراحل دوباره نقشه شده. نحوه امتحان قطعاً با وظایف یا نحوه استخدام ارتباط نداشت. سوالات برای قرن ۱۹ ساخته شده بود، نه برای قرن ۲۱. زه خو درته سپین غږېږم چې بیا په قهر نه شئ! همانطور که در پوهنتون‌های کابل، نوت‌های بابه‌کلان‌های‌تان را می‌دادند، در این پروسه از بابه‌کلان‌های‌تان را ندهند، بروند تحقیق کنند.

پولی که برای تقاعد پرداخته می‌شود، عین پول معاش است. از واسطه و وسیله‌بازی و با این که برای نواسه‌ها، بچه‌ها و دخترهای خود، پست‌های استادی را حفظ کنند، خداحافظی نمایند.

مسئله کادرها! مسئله بسیار جدی و گلایه‌تان هم برحق است. امید که دلایل من هم برحق باشد. می‌دانید من ۱۷ سال عمر خود را در درس دادن گذراندم؛ وقتی که از این وظیفه هم خلاص شوم، ان‌شاءالله اگر زندگی یاری کرد، باز معلمی خواهم نمود.

مشکل‌ترین بخش پروسه اصلاحات ما، در قوای بشری است. وزارت‌های معارف و تحصیلات عالی، مشکلات بسیار جدی دارند و پوهنتون‌های ما مشکلات جدی‌تر از آن. چیزی که پوهنتون‌های ما تربیه می‌کنند به درد ملت نمی‌خورد؛ چیزی که ملت ضرورت دارد، پوهنتون‌های ما تربیه نمی‌کند.

بناءً پروسه اصلاحات چند بخش دارد: اول این است که من وظیفه اصلی وزارت‌ها را معلوم کنم. شاید سه وزارت افغانستان بتواند به صورت ۷۰ فیصد برای من تشریح کند که وظیفه اصلی‌شان چیست، باقی‌شان وظیفه خود را نمی‌فهمند. بدبختانه سفارت‌های ما هم وظیفه خود را نمی‌فهمند. این مشکل سفیر صاحب نیست، این مشکل سفارت‌ها و وزارت محترم امور خارجه است؛ چون ما وظایف اصلی را تشخیص نکرده‌ایم.

معیارهای این که کی ضرور است، وجود ندارد، وزارت امور خارجه ما پر از واسطه است. اصلاح می‌شود؛ اما من وقت کار دارم. شما می‌فهمید، اکثریت کارمندان وزارت امور خارجه با وسیله آمده، یا نیامده؟

څو نفر د دې ظرفیت لري؟ څو نفر په انګریزي لیکل کوي؟ څو نفر په انګریزي غږېدی شي؟ څو نفر د TOEFL له امتحان نه تېر شوي دي؟ خو نه یئ تېر شوي. من در یک روز، تمام این را نمی‌توانم اصلاح کنم. محدودیت من را هم بدانید. اولین وظیفه من حفظ بقای افغانستان بود. روزی که من آمدم دنیا دو پا داشت، دو پای دیگر را هم در حال قرض کردن بود. خواهران و برادران! در افغانستان سیاست خارجی، سیاست داخلی است. اگر دنیا را پس قناعت نمی‌دادیم، تمام سرمایه‌گذاری سر قوای بشری ما نتیجه نمی‌داد. حال، آینده امنیتی افغانستان تأمین شده، [Page 196]

در این که زیر حمله سرتاسری هستیم، شک نداشته باشید، اما می‌برآییم. دیدگاه وسط‌مدت ایجاد شده، از سکتور خصوصی پرسان کنید.

دوم، ایجاد نان بود. در چهل سال در افغانستان افتتاح یک بند را دیده بودید؟ امید است در سه سال آینده شما شاهد افتتاح بندهای زیادتر نسبت به ۲۵۰ سال گذشته باشید. در این بخش نوع ارتباطات و ایجاد پایگاه اقتصادی افغانستان حیاتی بود.

سوم، حاکمیت قانون است. من دلیل دیگر بخش‌ها را برای‌تان نمی‌گویم. یک ضرب‌المثل چینایی است، می‌گوید که اگر می‌خواهی برای یک سال نان پیدا کنی، گندم بکار؛ اگر می‌خواهی برای پنج سال سرمایه‌گذاری کنی، درخت میوه بکار؛ و اگر می‌خواهی پنجاه ساله حاصل بگیری، سر تعلیم فکر کن.

شما سرمایه بشری افغانستان هستید که فکر جدی کار دارد. موانع میراثی که پیش ما مانده، به‌نهایت جدی است، از او خاطر تحلیل‌تان مطلق بجا است. وزیر تحصیلات عالی را هدایت دادم که کل کمیته ارزیابی اسناد را تغییر بدهد، این کمیته واقعاً نمی‌فهمد که اسناد چیست و چگونه ارزیابی کند. از مهاجرینی که از پاکستان آمده‌اند، ۷۰۰ نفر داکتر داریم، یک نفر نمی‌فهمد که اسناد اینها را چگونه بررسی کند. این رقم کاغذپرانی باید متوقف شود.

جناب حضوری صاحب! نکات بنیادی‌تان مطلقاً بجا است، اما نکته در این است که ما وقت کار داریم. اگر برای‌تان وعده کنم که در دو روز؛ اما اداره افغانستان اداره‌ای نیست که رئیس‌جمهور امر کند و فردا عملی شود. چهل تیلفون می‌گیرند که یک مسئله را تعقیب کنند. دلیلش چیست؟ مدیریت را یاد نداریم.

من یک مثال برای‌تان می‌دهم. قصر گلخانه دفتر من بود. آمدند شیشه‌ها را بدل کردند - چون در اتاق تاریک کار کرده نمی‌توانم، کار من ۱۶ ساعت در روز است - اول شیشه‌های ثقیل را گذاشتند، بعد از آن تعمیر را رنگ کردند. دو هفته است که بوی رنگ نمی‌رود! دا خبرې خو مې تاسې ته کړې، همداسې ده که نه! دلیل این است که مدیریت را نمی‌فهمند.

هشتاد فیصد وزارت‌های زیربنایی‌تان، مدیریت بنیادی پروژه‌ها را قطعاً نمی‌فهمند و این که سلسله مراتب چیست، هر تعمیری را که می‌گیرید، چرا این قدر وقت را می‌گیرد؟ به خاطر این که اینها همزمان فرمایش نمی‌دهند. ما یک مشکل بنیادی ظرفیت داریم، این ظرفیت را به صورت بنیادی نسنجیدیم، چون وظایف اصلی تعریف نشده. پیام من برای شما این است که از این خاطر شورای عالی قوای بشری ایجاد شده، جلسه اولش هفته گذشته دایر شد، حال به صورت دوامدار، مثل آن که تدارکات، شورای امنیت و شورای عالی اقتصاد را شروع کردیم، این شورا به صورت بنیادی کار را شروع می‌کند.

دیدگاه چیست؟ کی دیدگاه را فراهم کرده؟ مسوده دیدگاه ما را داکتر صاحب همایون قیومی تهیه کرده، داکتر صاحب همایون قیومی کیست؟ رئیس پوهنتون سنوزی کلفورنیا و یکی از بهترین متفکرین تحصیلات عالی در دنیا است. مشکل او این است که در پوهنتون هم‌اتاق من بود. مثل شما که رفاقت‌های‌تان دوام می‌کند، ان‌شاءالله امید است که چند تا عروسی هم در بین‌تان شود، [خنده حاضرین] داکتر صاحب قیومی همانجا، یک همصنفی خود را گرفته که یک شاعر است، ناجیه کریم.

داکتر صاحب قیومی از ریاست پوهنتون استعفا کرد و به کشور آمد. او هم زیربنا را مدیریت می‌کند و هم قوای بشری را. طرح اول شریک شده و نکات بعدی را همرای‌تان تأکید می‌کنم. اداره افغانستان چه رقم اداره است؟ ٦٦ فیصد اداره ملکی، یا فارغ‌التحصیل صنف ۱۲ است یا صنف ١٤، همراه اینها فکر می‌کنید که افغانستان را می‌توانید مدیریت کنید؟ اما حالی یک سیستم واضح را باید ایجاد کنیم که اینها را بیکار نسازیم.

نکته اساسی در این است که اگر ده هزار نفر را به صورت اساسی در اداره افغانستان در سطح متوسط و بالا جایگزین بسازیم، رشد اقتصادی افغانستان را می‌توانیم چهارچند بسازیم. این چلنج اساسی ما است. در این بخش، در تحصیلات عالی ما باید یک ترتیب واضح به وجود بیاوریم. تنها ۲۵ فیصد از استادهای پوهنتون‌ها، ماستری دارند. اکثریت استادهای پوهنتون‌ها لیسانس هستند و تعداد دکتورا از نگاه فیصدی کم شده است. بناءً اگر دیتابیس تهیه شده، زه له دوى مننه کوم، دا له ما سره شریک کړئ، زه به پسي وګرځم، اما بیا هم درته وایم، دا کار ٦ میاشتي وخت نيسي که واقع‌بینانه فکر کنیم، چون هر روزی که یک بحران امنیتی ایجاد می‌شود، بدخواهان افغانستان حداقل هر روز سه الی شش ساعت مرا سر امنیت می‌گذرانند.

بهترین کاری را که من در زندگی‌ام داشتم، در پوهنتون کابل بود. تمام روز همراه شما جوانان بودم و ساعتم تیر بود؛ هر چه که شما می‌گفتید، من پشت عملی کردن آن می‌گشتم. حالا مشکلات دیگری است، اما نکته اصلی‌ام برای‌تان این است که پوهنتون‌ها را به صورت اساسی مدیریت می‌کنم. در اینجا همراه یک قسمت انتخاب‌های بسیار دشوار، دچار هستم. مقدار پوهنتون‌ها! نام هر چهار اتاق را پوهنتون مانده‌اند، مخصوصاً فاکولته‌های طب. یک فاکولته طب حداقل صد میلیون دالر کار دارد، غیر آن قصاب تربیه می‌کند، قهرمان نشود، همین طور است یا نی؟ [به حالت شوخی:] سابق می‌گفتند قصاب آشنا می‌باشد، حالی می‌گویند داکتران آشنا می‌باشد. عرض من در چیست؟ تعهد و تمرکز اساسی ما باید به لیسانس باشد. شما باید مجبور نشوید که به خاطر لیسانس به بیرون از کشور بروید و در عین حال ما آماده دادن دکتورا و ماستری نیستیم، بازی می‌دهند. مثلاً من ده‌ها شاگرد دکتورا را در پوهنتون جانز هاپکینز تربیه کردم. پوهنتون جانز هاپکینز اولین پوهنتون در آمریکا بود که دکتورا داد، پیش از آن می‌رفتند از آمریکا به جرمنی. میلیاردها دالر پیسه داشت، پنج میلیون دالر در ۱۸۶۷ میلادی برایش بودجه داده بودند.

نوع تحصیلات و رشته‌بندی ما در حالت تغییر است. چیزی را که شما در این جاها می‌خوانید، اکثریت مطلق آن به درد مردم افغانستان نمی‌خورد. این گناه شما نیست، این گناه دولت است که فاقد یک پالیسی واضح قوای بشری بوده است. چیزی که در ره تغییر وزارت‌ها در سال آینده مخصوصاً در زمستان می‌آید، این است که برای شما به وضاحت تشریح داده خواهد شد که برای اینکه دولت و اقتصاد افغانستان را بچلانید، ضرورت به کدام رشته‌ها دارید؟

در اینجا تغییر دیگری که می‌آید، بعد از این، من غریب‌ترین مردم افغانستان را برای تحصیلات تخنیکی به هندوستان روان می‌کنم، افراد بی‌سواد را. امروز بحث ما همراه صدراعظم هند بالای دکتورا نبود، آن پسان می‌باشد، بالای تخنیکر و مستری موثر بود. می‌فهمید امروز در افغانستان چند سال می‌گیرد که یک آدم از شاگردی به استادی مستری گری برسد، شش سال. در اینجا (هند) سه ماه می‌گیرد. ۱٫۱ میلیون از جوانان را همین اصناف نان می‌دهد. تمرکز بنیادی من در موافقت با سکتور خصوصی، بالای همین افراد خواهد بود.

له دوى نه پوښتنه وکړئ چې له ٦٠ زرو نه ډېر پاکستانيان نه لري چې داسې کارونه کوي؟ شکه دوى به کار پرې وکړئ او هغه کار چې تاسې يې غواړئ، دوى به يې نه شي درکولاى. عرض من در این است که در نصاب پوهنتون‌های ما باید تغییر بنیادی بیاید. شیوه دانش فرق کرده است. یک محصل آمریکایی را پرسان کنید که افغانستان در کجا است؟ هنوز هم ۸۰ درصد آنها نمی‌توانند جواب بدهند، اما ۳۵ ثانیه کار دارد که بگوید در کجا است. او احمق نیست، حافظه‌اش ضرورت ندارد که بفهمد افغانستان در کجا است، چون می‌تواند در ۳۵ ثانیه پیدا کند. به این نمی‌شود که چهار کلمه را پخپوخ کنید و بر اساس آن فکر نمایید که مملکت را می‌توانید اداره کنید.

خواهران و برادران! حال شرایط افغانستان را شما بسنجید که برای آینده افغانستان چه به کار است؟

اول، بدون این که اقتصاد و رابطه منطقیی را بفهمید، شما می‌توانید فکر کنید که آینده افغانستان را مدیریت نمایید؟ یک مثال برای تان می‌دهم، کمپاین‌زاده صاحب خودش تشریف دارد، پاکستانی‌ها سببن پولدک را بسته کردند، څه توقع يې وه، خیال يې کاوه چې زه به ټیلیفون پورته کړم او ورته به وایم چې په لحاظ د خداى ﷺ ننواتې درځم، زمور انگور مه بندوه! په دوو ورځو کې مې هندوستان ته ولېږل که نه؟ ولې! مفکوره زما نه وه، مفکوره د دهغه سړي، د کمپاین زاده صاحب وه، اما ما دومره پوهېده درلوده چې ورته وویل شي په ۲۴ ساعتونو کې عملي کوئ. په خدای که یو وزیر هم پرېږدم. ویل يې طیارې نه پیدا کېږي، ما ورته وویل چارتر يې کړه. ویل يې آریانا مشکلات لري، ما ویل سبا به يې کوې. په دې رقم نه کېږي، باید پوه شئ چې تصمیم ونیسئ. فرق «زعامت» و «مدیریت» را باید یاد بگیرید و فرق زعامت و مدیریت در این است که مردم‌تان را درک کنید. مشکل بنیادی قشر تحصیل‌یافته افغانستان یک کلمه است: «روشنفکر»! این روشنفکر و ادعای روشنفکری مملکت را تباه کرد. تحصیل‌یافته افغانستان فکر می‌کند و خود را «نخبه» می‌گوید. با نهایت احترام و تعظیم، به حیث یک همکار‌تان، لطفاً نه خود را روشنفکر بگویید و نه هم نخبه! کسی که افغانستان را نگاه کرده بی‌سواد و فقیر افغانستان است که سر آن به شکل دوامدار قربانی داده، همه‌ی ما، خاصتاً من نوکر همین مردم هستم. ۳۹ فیصد مردم افغانستان مردم‌شهید نان دوم خود هستند. بدین جهت برای امحای فقر باید شما آمادگی داشته باشید. طرح، مهم و دیدگاه، اساسی است؛ اما اگر مدیریت نداشته باشید کل طرح‌های‌تان روی کاغذ می‌ماند. بدین جهت خواهران و برادران! نوع دانش‌تان را تعیین کنید.

تراژیدی افغانستان – من چند بار گفته‌ام – این است که از نگاه امکانات یکی از غنی‌ترین ممالک دنیا است، اما مبدل شده به یکی از فقیرترین مردم دنیا. همین نسل شما است که باید افغانستان را از فقر به رفاه و از بی‌ثباتی به ثبات بکشاند. من یک رئیس‌جمهور گذری و انتقالی هستم، انتقال از یک نسل به نسل دیگر، و از فصل به وصل و از تفرقه به وحدت.

ذکر کردید که مشکل ما چیست؟ مشکل ما این است که قشر سیاسی افغانستان دیدگاه وسط‌مدت ندارد. آناً (فوری) می‌خواهیم که خواسته‌های ما عملی شود، اما مردم افغانستان بالعکس، حوصله استراتیژیک و قضاوت دارند. بنابراین نبض مردم را باید درک کنیم.

نتیجه‌گیری کنیم. مشکلات پس‌آمدن‌تان را به صورت اساسی با یک طرح بنیادی مطرح می‌کنم. من نظریات‌تان را به شکل کوتاه یادداشت کردم، در خلال شش ماه تا یک سال، امید است که راه‌های حل اساسی را ببینم. اما قدم‌های اول را همرای‌تان در شورای عالی ایجاد می‌کنیم. او زما وړانديز دا دی، له ټولو سره کښېنئ چې همدغه مسایل په یوه ویډیويي کنفرانس کې، عالی شورا لپاره محترم حضوري صاحب او يو څو نور استازي راسره تهیه کړئ، یا تحریري همراه ما شریک کنید. من یادداشت گرفتم؛ اما راه دیگرش این است که همراه اسکایپ و این چیزها بسیار به آسانی می‌توانید ویډیوکنفرانس بگیرید، خودتان ببینید که برداشت و بحث را چگونه می‌توانید انجام بدهید.

مسایل دیگرتان – ظاهر صاحب بسیار تشکر از مسایل بنیادی که ذکر کردید – نکته اول این است که هیچ نوع نظام یا نظم برای اسکارشیپ‌ها وجود نداشته و واقعاً شکایت‌تان بجا است که یک قسمت زیاد آنها به وسیله و واسطه داده شده است. ما به جز این استراتیژی، در پی ایجاد یک نظام هستیم که بتوانیم آن را حل کنیم.

جایی که پیشرفت شده، چه بود؟ سال گذشته برای اولین بار کانکور افغانستان مورد قبول فارغان صنف دوازده بود. کسانی در پوهنتون‌ها راه یافتند که به عمرشان راه نمی‌یافتند. به خاطر این که فضا ایجاد شود، اعضای یک شورای ولایتی را بندی کرده بودیم و کل والی‌ها را اخطار داده بودم که اگر یکی‌تان در کانکور مداخله کنید، از ولایت فردایش دور می‌شوید. قدم اول برداشته شده؛ اما هنوز ترتیب اساسی یک پروسه شفاف برای توزیع بورس‌ها وجود ندارد. ما در پی ایجاد آن هستیم. شما از هند می‌گویید، اما از تعداد زیادی دومد بورس چاپان استفاده نشده است. در تمام جاها جلوگیری از ضایع شدن بورس‌ها یک پروسه بنیادی است. باز هم داکتر صاحب قیومی به صور اساسی همراه یک گروپ سر این مسئله کار می‌کند. یکی از همکارهای‌تان که مدال طلا گرفته بود، مشاور داکتر صاحب قیومی است. پارسال یک بچه افغان به مصرف خود به تحصیل آمده بود که مدال طلا را گرفت؛ مصرف سال آخرش را من دادم. همراه کمپیوترش. حال آمده در این بخش مشاور داکتر صاحب قیومی است. بناءً شما یک نفر داخلی دارید که اوضاع در هند را به صورت اساسی می‌فهمد، کمک کنید که یک پروسه بسیار شفاف صورت گیرد.

در تمام این چیزها تنها انتقاد نکنید، راه‌حل را هم پیشنهاد کنید. راه‌حل‌تان را اگر ما تعقیب نکردیم، باز من هستم. شما زیادتر از همه مشکلات را می‌فهمید، در ایجاد راه حل، فکرها را شریک می‌سازیم که تشخیص قدم اول است.

مسئله سوم، رشته‌های مورد نیاز است. برای‌تان گفتم که رشته‌ها اولویت‌بندی می‌شود. لطفاً مراحل اول تحصیلات مرا دیگر تکرار نکنید. [با مزاح] نه علوم سیاسی بخوانید و نه حقوق؛ در این بخش چندصد نفر را کار داریم؛ اما نه به شکلی که شما تربیه شدید. چیزی که کار داریم حقوق معاهدات، معدن و آب است، رشته‌هایی که آینده اقتصادی و سیاسی افغانستان به آن تعلق دارد.

نکته دوم این است که پا به پوهنتون‌های درجه اول بروید و پا این جا پوهنتون نخواید، لطفاً عمرتان را ضایع نکنید. من هند را می‌فهمم، یک بر سه حصه هند را با موتر گشته‌ام. در این جا من از طریق بانک جهانی بودم و پنج سال سر هند کار کرده‌ام. کسانی بودند که از فاکولته انجینری برآمده بودند؛ اما حجم آب در یک چاه را نمی‌فهمیدند، لطفاً این را تکرار نکنید. در افغانستان من احمق ندیدم، لطفاً فارغ‌التحصیل هند که کارآمد نباشد، نیاید. ضرور است که همرای‌تان کار شود.

نکته‌ای که در این جا به کار است، یک لیست منظم پوهنتون‌های معتبر است که همراه آنها کار کنیم. می‌فهمید که مناسبات ما همراه جلالت‌مآب صدراعظم هند به‌نهایت خوب است. بحث ما امروز سر این بوده و من تعقیب می‌کنم که رشته‌بندی با توجه به قوای بشری به صورت اساسی باشد. همراه سکتور خصوصی هند امروز هم بحث ما سر این بود که چطور برای‌شان زمینه کار عملی پیدا شود.

دا ډېره ضروره ده. نه یوازې په انجینرۍ کې، بلکې په ټولو رشتو کې ضروره ده. ابدالي صاحب حضور درلود. دا به ان‌شاءالله تعالی تعقیب کړو. ځکه اوس دوی ته د پانګونې زمینه برابرېږي. هیله ده نن مو اورېدلي وي چې هندوستان د یو میلیارد ډالرو مرستې ژمنه وکړه او دا کمې پیسې نه دي. اما د دې پیسو ډېره برخه به په زېربنا او د مهاجرینو په عزتمن بېرته راتګ باندې مصرفېږي. زه غواړم هر افغان مهاجر چې افغانستان ته راځي د کور خښتن شي او په عزت ژوند وکړي.

بسیار خوش شدم که جنتیک خوانده‌اید، مخصوصاً اگر جین‌بانک اقلام عمده تولیدات زراعتی افغانستان تهیه شود، این یکی از آرزوهای من است تا حداقل من بفهمم که چی خوانده‌اید، امید است که دیگران هم بفهمند.

[صحبت‌های یکی از محصلین راجع به زراعت]

بیشترین ظرفیت تکنالوژی ما امروز در وزارت زراعت است، هم از احصائیه مرکزی بالاست و هم از وزارت مخابرات. یک تیم درجه اول ایجاد شده، مشکل‌شان این است که هنوز هماهنگی ندارند. ۳۴ رئیس زراعت را من تعیین کردم، بعد از سیزده ماه که کارشان بند مانده بود، کل دوسیه‌های‌شان را من خودم خواندم. هفتاد فیصد اینها ماستری دارند و یکی‌شان دکتورا دارد، کل‌شان تجربه عملی هم دارند. از هر کدام یک طرح خواستم، پنج نفرشان طرح‌های درجه اول داشتند و در ضمن طرح‌های‌شان، جین‌بانک است. اینها را می‌توانید همراه‌تان در تماس بیاورند. ظرفیت در وزارت زراعت به صورت بنیادی تغییر کرده؛ اما برنامه‌سازی و نوع خدمات را باید یاد بگیرند و در آنجا ظرفیت کافی است و ان‌شاءالله تعالی تغییر را خواهیم دید.

مشکل هما صاحب را حل کردیم. ضرورت به بحث زیادتر نیست. [با مزاح:] اگر امضای من می‌چلد، امید است بعد از این برای‌تان پول بیاید.

ستاسې خبرو څو برخې درلودې. اول دا چې درې دقیقې دې راکړې، له درې دقیقو نه به زه استفاده وکړم، نورو استفاده ونه کړه. سفیر صاحب د دوی ډېرې برخې په تاسې پورې تړلي دي. ولې افغانستان ته د سارک امتیازت نه شي راکول کېدای؟ له تاسې یو تشخیص غواړو. دا څوک باید دا تعقیب کړي؟ دلته تعقیبېږي، د بهرنیو چارو په وزارت کې تعقیبېږي، زما په سطح باندې تعقیبېږي. تاسې موږ ته ووایئ چې ستونزه چېرې ده، څوک او څنګه یې تعقیب کړي؟ ځکه د عالي تحصیلاتو په وزارت کې له بده مرغه دومره ظرفیت نشته چې پوه شي په هندوستان کې څه تېرېږي. نو د سارک مسئله ضروره ده چې مطرح شي. بله مسئله هغه محصلین دي چې واقعاً غواړي په هند کې وګرځېږي. دوی ته باید مشکلات جوړ نه شي. دوی باندې داسې شرایط راوړل د دوی ضایع ده. که چېرې طرحه ده، نو له ما سره یې شریکه کړئ چې یې له امنیتي نظره د ملي امنیت شورا رئیس اتمر صاحب تعقیب کړي. معیارونه دې واضح وي. څوک چې جنګ کوي، څوک چې تضاد کوي، څوک چې بد اخلاقي کوي، وبې باسئ! اما ټولو ته دې په یو نظر نه ګوري. هو! تهدیدونه شته.

این نکته را به وضاحت بفهمید که هند زیر تهدید است. چون در افغانستان فساد اداری به‌نهایت زیاد است، ما گرنتی کرده نمی‌توانیم کسی که پاسپورت افغانی دارد، افغان است. این نکته را جدی بگیرید. حداقل دو یا سه حادثه بوده که در ظرف ۲۴ ساعت از خاطر پاسپورت، اول تذکره گرفته‌اند، بعد پاسپورت گرفته‌اند و خدای ناکرده موجب یک بدنامی می‌شود؛ اما باید شرایط بسیار واضح در قسمت ویزه وجود داشته باشد تا محصلینی که سالم هستند، کار می‌کنند و زحمت می‌کشند، باید مشکلات نداشته باشند.

د کتابونو د پیسو ژمنه موږ کړې او د معاشاتو موضوع په مستقیمه توګه ماته ولیکئ. چخانسوري صاحب! دا له وزیر صاحب تحصیلات عالي سره تعقیب کړئ. ۲۲ فیصده بودیجه په شپږ میاشتو کې نه شي مصرفولی، د محصلینو پیسې دروي، دا خو معقوله نه ده، په دې کې دوی څومره سېماوي کوي؟

وزارت‌های افغانستان یکی از غیر موثرترین وزارت‌های تمام دنیا، در شش ماه اول سال موفق شده‌اند تنها ۲۲ فیصد بودجه را مصرف کنند. از آنها که پرسان کنیم، جیغ‌شان به آسمان می‌براید که چرا مداخله می‌کنی، یا مدافعین بی‌کفایتی‌شان، شکایت می‌کنند؛ اما دلیل این که ما مصرف کرده نمی‌توانیم، به خاطر این است که مدیریت منابع را یاد نداریم. تا به حال به حیث رئیس‌جمورتان مرا کسی گفته نمی‌تواند که چند معلم و چند مکتب فعال داریم؟ چند کیلومتر سرک را در روز جور می‌کنیم و چند کیلومتر سرک را در ماه جور می‌توانیم؟

نو ضروره ده چې د دوی ستونزې طبقه بندي شي. څه په موږ پورې تړلي، به موږ اقدامات وکړو. څه په دوی پورې تړلي، دوی دې اقدامات وکړي.

مسئله بنیادی را که شما به آن اشاره کردید، اما تفصیل ندادید، من از شما خواهش می‌کنم که سر آن بیایید، این است که چه رقم همراه‌تان کمک شویم. کمپنی فعلی که برای کمک‌تان موظف شده، معلوم است که بی‌کفایت می‌باشد. آیا در سفارت و قنسولگری این ظرفیت را ایجاد کرده می‌توانیم یا نی؟ بدیل‌های‌تان چیست؟ سر این نکته بیایید به خاطر این که از حرف‌های‌تان واضح است که هیچ نوع آمادگی در محیط هندوستان برای‌تان گرفته نشده است. شما باید انگلیسی را در این جا یاد نگیرید. در کابل به حد کافی انگلیسی را یاد می‌گیرید. می‌فهمید بهترین مترجم انگلیسی به فارسی کیست؟ چهل سال پیش من بودم؛ امروز امرالله خان صالح است، رئیس پیشین امنیت ملی افغانستان که یک روز در بیرون تحصیل نکرده است. زبان را می‌توانید یاد بگیرید. در دفتر خانم من، یک همکارش است، هر شب وقتی که نان پخته می‌کند برای اولادهای خود، بی‌‌بی‌سی به گوشش است، در شش ماه به صورت بنیادی سر زبان احاطه پیدا کرده است. این مسایلی است که در آنجا حل شده می‌تواند. نو کومه برخه چې امادګي لري، هلته دې وشي، زمینه به ورته برابره کړو.

این جز پیشنهادهای داکتر صاحب قیومی است. من وقت رئیس پوهنتون بودم، سخت طرفدار این بودم که یک سال صفری را ایجاد کنم. یک سال صفری به معنای این که مخصوصاً برای بچه‌ها و دخترهایی که از ولایات می‌آیند و شرایط در آنجا خوب نیست، به صورت بنیادی ظرفیت‌هایی که زیرساخت تحصیل را فراهم می‌کند، باید آماده شوند؛ اینها چیست؟ اول، الجبر است. کسی که الجبر را می‌فهمد، پیش‌بینی می‌تواند که منطق و مدیریت را می‌فهمد. ارتباط یک‌به‌یک بین الجبر و فهم عمومی است. دوم، زبان، نوشتن و گفتار است. اگر گفتار نتوانیم، نوشته نمی‌توانیم و پیش رفته نمی‌توانیم. سوم، دانش عمومی است. باید بتوانیم یک فهم عمومی را برای اینها داشته باشیم. اینها باید به صورت اساسی مطرح شوند. چهارم، زبان خارجی است. نکته‌ای را که باید ما سرش تصمیم بگیریم، تحصیلات عالی را با پشتو، دری و ازبکی نمی‌توانیم انجام دهیم، این غیرممکن است. ملت باید به یک نتیجه برسد که بدبختانه احساسات منفی بسیار زیاد است و این بحث آمادگی می‌خواهد و من آماده هستم که یک قسمت عمده تحصیلات عالی را به زبان انگلیسی بسازیم. اگر به سمت زبان انگلیسی رفتیم، فایبرآپتیک که نکته بنیادی سرمایه‌گذاری ما است، یک قسمت زیاد مشکلات را حل می‌کند که با ترجمه این کار را نمی‌توانیم بکنیم. در عین حال ضرور است که هم دین مبین اسلام را بفهمیم و هم فرهنگ، تاریخ و زبان‌های خود را و این تغییر شده می‌تواند.

من باز هم از همه‌تان تشکر می‌کنم. له ټولو نه مننه کوم. سفیر صاحب هم یاداشتونه واخیستل. ماته به یو خاص یاداشت ولیکي چې عالي شورا سره، د ملي امنیت شورا سره او کابینې سره اړوند وي. زه به خپل یاداشت ته ګورم، مګر غوښتنه مې دا ده چې تاسې بېرته په منظمه توګه کښېنئ. کوم مطالب مو چې تکراري دي هغه وباسئ. په واضح توګه یې په څو مرحلو وویشئ: له راتګ نه مخکي باید څه وشي؟ دویمه مرحله، کله چې دلته راځی باید څنګه مرسته درسره وشي؟ کومو پوهنتونونو ته لاړ شئ؟ په څه ترتیب لاړ شئ؟ څه امادګي ورته ونیسئ؟ او درېیم کله چې د تحصیل په دوران کې یئ، څه باید درسره وشي؟ څلورم کله چې بېرته راځئ، کله چې فارغ‌التحصیل کېږئ، څنګه اطمینان باید ولرئ؟ کله چې بېرته وطن ته ځئ، هلته درته محیط آماده دی؟ او پنځم کله چې هلته راځئ قرارداد درسره څه دی؟ که اوله درجه فارغېږئ، څوک مو څنګه تقدیروي؟ او که په وسط کې وئ چې یوه امادګي ولرئ، مخصوصاً د رشتو په برخو کې چې په کومو رشتو کې تاسې کار وکړئ او تخصص پیدا کړئ. بل شی چې ماته معلوم شو دا دی، کله چې تاسې دلته یئ لکه د ګوډۍ پران غوندې په هوا کې یئ، خپله ځمکه مو چې افغانستان دی، خبرتیا مو ترې لږه ده.

به خاطر این که آن طرف افرادی را نداریم که همراه‌تان در تماس باشند، که به صورت دوامدار محیط پوهنتون‌ها و محیط عمومی مملکت را برای‌تان تصویر کند.

باز هم مجدد تشکر می‌کنم، خداوند ﷻ همه‌تان را داشته باشد، به امید پیروزی‌تان در درس‌ها و موفقیت عمومی‌تان و مخصوصاً به امید این که با یک روحیه بسیار سازنده ملی بتوانیم افغانستان واحد، باثبات و مرفه را به وجود بیاوریم.

تشکر. شب‌تان به خیر