داکتر اشرف غنی
داکتر اشرف غنی

تبدیل افغانستان به یک چهاراه تجارت قاره‌ای | سخنرانی در نشست‌های FICCI، CII و ASSOCHAM هند

تبدیل افغانستان به یک چهاراه تجارت قاره‌ای | سخنرانی در نشست‌های FICCI، CII و ASSOCHAM هند

نکات مهم: 

  • غم‌شریکی و همکاری منطقه‌ای: ابراز همدردی عمیق با نپال؛ حوادث طبیعی مرز نمی‌شناسند، جنوب آسیا باید برای آمادگی و بازسازی همکاری کند.
  • بخش خصوصی و سرمایه‌گذاری: تجار هندی می‌توانند افغانستان را به مرکز تجارت، ایده‌ها و صنعت تبدیل کنند؛ ما از مشارکت آن‌ها استقبال می‌کنیم.
  • زیربنا و انرژی: راه‌آهن، مدیریت دریاها، برق، گاز و فایبر نوری اولویت‌های اصلی هستند؛ خوشه‌های صنعتی باعث رشد سریع خواهند شد.
  • شفافیت و حکومت‌داری: فساد و واسطه وجود ندارد؛ سرمایه‌گذاران مستقیماً با حکومت در ارتباط خواهند بود. پالیسی‌ها شفاف و قابل اعتماد می‌شوند.
  • مهارت‌ها و صنایع کوچک: تمرکز بر آموزش، مشاغل کوچک و صنایع تحت مدیریت زنان؛ استانداردسازی مهارت‌های کارگری برای رشد حیاتی است.
  • معادن و استخراج: افغانستان دارای منابع مس، آهن، طلا، لیتیم و عناصر کمیاب است؛ قراردادهای پایدار ضامن استقلال اقتصادی ماست.
  • صادرات و تجارت: هدف ما تبدیل افغانستان به یک کشور صادرکننده است؛ اتصال منطقه‌ای و قدرت خرید دولت از صنایع حمایت خواهد کرد.
  • میراث و چشم‌انداز: ساختن نظامی برای نسل‌های آینده؛ مشارکت، خلاقیت و برنامه‌ریزی جسورانه آینده افغانستان را شکل خواهد داد.

 

ترجمه ۹ ثور ۱۳۹۴ - ۲۹ اپریل ۲۰۱۵

مرتبط با قدرت خرید (Power Purchasing) دولت خواهد بود. بنابراین، ما می‌توانیم برای شما بدون مداخله دیگران ثبات ایجاد کنیم به خاطر این من خودم ریاست این کمیته را برعهده دارم. من، همکار گرامی‌ام داکتر عبدالله و معاونین ریاست جمهوری [که سلام‌ها و تمنیات نیک‌شان را خدمت شما تقدیم نمودند] مستقیماً تصامیم را اتخاذ می‌نماییم و واسطه‌ها هیچگونه دخالتی در تصامیم ما ندارند.

مانع دیگر این است که تجار ما سرمایه‌گذار نیستند. من نمی‌خواهم آنها را ملامت کنم؛ بلکه می‌خواهم آنها را دخیل بسازم. آقای رسا [وزیر صنایع و تجارت] و آقای حکیمی [وزیرمالیه] و دیگر گروه کلیدی پالیسی اطمینان حاصل خواهند کرد تا شرایطی را ایجاد کنند که طی آن تجار ما بتوانند پول خویش را به سرمایه مبدل کنند. این امر – تبدیل پول به سرمایه – بزرگ‌ترین مشکل ماست. خوشبختانه یا بدبختانه، افغانستان لبریز از «پول» است؛ اما این پول «سرمایه» نمی‌باشد. این پول سیال و غیر مصون بوده و باید به تحرک درآورده شود. تجار افغان سرمایه‌داران(capitalists) در اوزبیکستان، ترکمنستان، ایران و مخصوصاً امارات متحده عربی هستند؛ اما آنان در افغانستان فقط تجار هستند.

هدف کلیدی ما از همکاری و مشارکت با شما این است که پول آنها را بگیریم و با استفاده از دانش، فنون و سرمایه شما شرایط موردنظر را ایجاد کنیم. این به معنای ساخت میکانیزم اقتصاد بازار است. مجموعه‌ای از مسایل مرتبط با آن که هنوز مورد بحث قرار نگرفته‌اند، عبارت از بیمه، بانکداری و خدمات مالی می‌باشند. ما دارای چهار میلیارد دالر نقدینه در بانک‌های‌مان هستیم که در سرمایه‌گذاری از آنها استفاده نمی‌شود و به صورت راکد همانجا – در بانک – موجود است. تنها یک بانک ما دارای یک میلیارد دالر پول نقد است. با این وجود هنوز صنعت‌کاران بالاترین نرخ سود(تکتانه) را می‌پردازند. بنابرین، فرصتی دست داده تا به آن ابزار دسترسی پیدا کنیم.

موضوع بعدی که به آن می‌پردازم «ریسک‌ها» می‌باشد. ادراک، ماهیت و ابزار مدیریت ریسک(risk) مانعی است که در افغانستان به آن پرداخته نشده است. از این جهت، ما می‌خواهیم با شما روی ایجاد یک چارچوب شفاف به نتیجه برسیم. در مورد ارزیابی ریسک‌ها، برای آن مزایایی تعیین کنید که منجر به انکشاف ابزار مدیریت خطر گردد و بعداً با تغییر محیط ریسک، مزایا را تغییر دهید؛ اما این امر را در سراسر کشور تطبیق کنید، یا در بخش‌های خاصی از افغانستان آن را انجام دهید، علاوه بر آن، آن دسته از سرمایه‌گذاری‌هایی که مورد ضرورت است را نیز در سراسر کشور تطبیق کنید.

ما با شما جهت خرید ضمانت‌های درست شریک می‌شویم. به طور مثال، اگر در مورد ریسک ثبات سیاسی نگران هستید، بانک جهانی آن را تضمین می‌کند. اگر نگرانی شما از ناحیه ریسک اقتصادی می‌باشد، شرکت سرمایه‌گذاری خصوصی خارجی(OPIC) وجود دارد. زمانی که من وزیر مالیه بودم، توانستم رئیس‌جمهور بوش را ترغیب کنم تا OPIC را به افغانستان بیاورد تا سرمایه‌گذاری آمریکایی‌ها در افغانستان تضمین شود. پیشنهاد ما به شما این است که با ما در راستای انجام تلاش‌های مشترک یکجا شوید تا از دولت هندوستان بخواهیم که با ابزاری(به افغانستان) بیایند که به موجب آن سرمایه‌گذاری شما در افغانستان تضمین گردد. همگام با آن، ما همراه بخش خصوصی‌مان [که سرمایه‌گذاری‌های آنان تضمین نشده است تا بتوانند ابزار را انکشاف دهند] کار می‌کنیم.

ما باید وسیع‌تر بیندیشیم. ما باید شرایطی را مساعد کنیم که به موجب آن بتوانیم مشکلات بنیادی‌مان را حل کنیم. موضوع بعدی علامت تجاری (Brand) است. تمایل دارم تا از «تاگور» تشکر کنم. تاگور به ما یک برند تحت عنوان «کابلی والا» بخشیده است که به ۱۰ میلیارد دالر تبلیغات می‌ارزد. هندوستان به خاطر شخصیت‌هایی همچون نهرو، مولانا ابوالکلام آزاد، مهاتما گاندی و دیگران و همچنین شخصیت‌های کنونی در افغانستان نام نیک دارد. امیدوارم افغانستان هم دارای نام نیک در هندوستان باشد. از این رو فکر می‌کنم که آنچه ما نیاز داریم تا روی آن کار کنیم، برند مشترک(Branding Mutual) است. افغانستان خاستگاه خطر، ریسک و خشونت نمی‌باشد. افغانستان باثبات خواهد شد؛ ما به رفاه دست خواهیم یافت، ما برای تغییر این تصور (در مورد افغانستان) مستلزم مشارکت با همدیگر هستیم.

به اطراف‌تان نگاه کنید [خطاب به حاضرین]، این متشبثین، نجات‌دهندگان هستند و این ناجیان می‌دانند چگونه با شما دادوستد کنند و ما زمینه گفتگو و فراهم‌آوری امکانات را مساعد خواهیم نمود. اجازه بدهید تا به پیشنهادهای مشخص بپردازم. نخست، برای من جای خرسندی خواهد بود تا راهکار ایجاد قوه وظیفوی مشترک و یک نقشه راه را تأیید کنم. بخش خصوصی افغانستان و هندوستان باید باهم یکجا شوند؛ اما اجازه بدهید برای آن یک محدوده زمانی تعیین شود. من محدوده زمانی حداکثر چهارماهه را که شما بتوانید یک نقشه‌راه ترتیب کنید، پیشنهاد می‌کنم. ما می‌توانیم به شما اطمینان بدهیم که من و وزرای مربوط در صورت نیاز به راه‌اندازی بحث‌های مفصل و انجام آنچه از طرف ما نیاز است، در دسترس خواهیم بود. به جای چهل موضوع، پنج موضوع عمده که مربوط دولت می‌شود را در برنامه‌تان بگنجانید. امسال، پنج موضوع قابل توجه را در دستور کارتان قرار دهید و از آن طریق اراده سیاسی ما را بیازمایید. زیرا اگر شما چهل مورد از موضوعات را از ما درخواست کنید باعث بی‌نظمی می‌گردد؛ اما نقشه‌راه باید موانع کلیدی را که دولت مطرح می‌نماید و اقداماتی که دولت می‌تواند جهت حل آن‌ها روی دست گیرد، را مشخص سازد.

موضوع دوم، مجمع تجاری افغانستان و هند می‌باشد که ما از آن استقبال می‌کنیم. ما سهولت‌های عالی را در منطقه پغمان که در جریان تابستان هوای مطبوع دارد، فراهم نموده‌ایم. بنابراین، اگر می‌خواهید از گرمای هوا در دهلی رهایی یابید، تأسیسات جدید پغمان دو سالون بزرگ جداگانه را با ظرفیت ۶۰۰ و ۸۰۰ نفر در اختیار شما قرار می‌دهد. من این سالون‌ها را برای راه‌اندازی بحث‌های این مجمع در دسترس شما قرار می‌دهم؛ اما اگر شما امنیت دهلی را به هوای مطبوع پغمان ترجیح می‌دهید، ما بازهم با این مسئله موافق هستیم. شما مجبور نیستید که به «سیمله» بروید، به جای آن می‌توانید به کشمیر یا پغمان بیایید.

بخش دوم که در ارتباط با (تشبثات) خُرد (مایکرو)، کوچک و متوسط می‌باشد، از اهمیت بالایی برخوردار هستند؛ زیرا آنها باعث پویایی (اقتصادی) می‌گردند. نخست بر اشتغال زنان تأکید می‌کنیم. هر چند که زنان افغان زحمات بی‌شائبه‌ای کشیده‌اند؛ اما در مقابل آن مزدی دریافت نکرده‌اند. از این رو، ما در صدد ایجاد اشتغال برای زنان در زمینه‌های مختلف مانند بافندگی، جواهرات، لبنیات، پروسس میوه و دیگر فعالیت‌های مروج زن‌محور باشد، هستیم. کارهای زیادی است که ما می‌توانیم یاد بگیریم، و کارهای زیادی است که به صورت منصفانه و سریع می‌توانیم مسئولیت آنها را به دیگران تفویض کنیم، اما مهم‌تر از همه تحرک اقتصادی می‌باشد که توسط (تشبثات) کوچک و متوسط مورد سنجش قرار می‌گیرد.

مانع بنیادی فراراه ما چیست؟ (در کشور ما) انکشاف مهارت‌ها وجود ندارد. در سرتاسر شهر کابل، من قادر به پیدا کردن ده نفر نلدوان مسلکی نیستم. من این موضوع را با نخست‌وزیر محترم و اعضای محترم دولت (هند) یعنی رئیس‌جمهور و معاون رئیس‌جمهور در میان گذاشته‌ام. ما خواهان ایجاد یک مشارکت بزرگ با کشور هندوستان، با درنظرداشت تجربه این کشور در زمینه انکشاف مهارت‌ها می‌باشیم. ما در این راستا از منابع دولتی‌مان نیز استفاده می‌کنیم. خانم اوریاخیل که در حال حاضر به عنوان وزیر کار، امور اجتماعی، شهدا و معلولین با ما کار می‌کند، یکی از فعالان برجسته ما هست. ایشان شفاخانه‌های مختلف را رهبری نموده و جایزه جهانی شجاعت را به دست آورده است. ما خواهان ایجاد مشارکتی بزرگ بین آن وزارت و وزارت معارف هستیم که در صدد سازماندهی آن خواهیم شد. ما آمادگی‌مان را جهت انکشاف مهارت‌ها در سطوح داخلی (درونی) به هر اندازه‌ای که باشد، اعلام می‌کنیم.

ما خواهان تدویر یک پلان ملی در راستای انکشاف مهارت‌ها هستیم؛ اما از نقطه‌نظر تطبیق، نیازمند به همکاری بخش خصوصی داریم. جای تأسف است که آنچه صنعت ما بدان نیاز دارد، با مهارت‌ها و یا نهادهای انکشافی کنونی ما جوابگوی آن نمی‌باشند؛ و آنچه نهادهای انکشافی ما تولید می‌کنند، صنعت نیازی به آن ندارد. بنابراین، تغییر هر دو مقوله – صنعت و تولید – جهت پرکردن این خلأ بی‌نهایت حایز اهمیت می‌باشد.

آن دسته از سکتورهایی که در مورد آنها تقاضای دولت و تقاضای عامه وجود دارد، ما را قادر خواهد ساخت تا بیلانسمان را تغییر دهیم. صرف نظر از تروریزم، بی‌ثباتی و آفات طبیعی، بزرگ‌ترین ریسک در افغانستان عدم تعادل بین صادرات و واردات می‌باشد. براساس حدس و برآورد من، واردات ما سی برابر صادرات ماست. ساده بگویم، این یک نسخه برای سرنگونی و سقوط است؛ از این رو، هدف ما در چهار سال آتی این است که به یک کشور صادرکننده مبدل گردیم. من این هدف را جایگزینی برای واردات نمی‌دانم؛ زیرا منجر به این می‌گردد که شما به استندردهای پایین مراجعه کنید. زیرا ما دارای مزیت زمین‌های انکشاف‌نیافته هستیم تا بتوانیم روی معیارات آموزش کار، انکشاف مهارت‌ها و صنعت که مطابق با معیارات ISO باشد، تمرکز کنیم؛ حتی تجارب اولیه چین و کوریا نیز با مشکلاتی روبه‌رو بودند؛ زیرا آنها توجه‌شان را روی استندردها متمرکز نکردند. اساس معیاری برای ما از اهمیت خاصی برخوردار است که ما بتوانیم مسیرمان را تعیین کنیم. بنابراین، با استفاده از این استراتیژی که من به شما پیشنهاد کردم و با اتصال به آسیای جنوبی، یقیناً امکانات زیادی در آنجا وجود دارد.

نکته اخیر، توسعه خوشه‌ای (کلاستری) می‌باشد. هر کلاستر حایز اهمیت می‌باشد. با درنظرداشت زیربناهای ما، طرح ما مبتنی بر کلاسترهاست. بنابراین، با مذاکراتی که من همراه با (مقامات) ترکمنستان داشتم؛ قبل از آن نظر، مفکوره بر آن بود که برق از طرف شمال افغانستان انتقال می‌یافت و در امتداد هندوکش به کابل امتداد یافته و از آنجا دور می‌خورد و به کندهار در جنوب افغانستان وصل می‌شد. ما کاملاً، جهت را تغییر دادیم. ما درصدد انتقال برق از ترکمنستان با یک لین مستقیم می‌باشیم که به ترتیب از ولایات هرات، فراه، هلمند و کندهار عبور می‌کند. در کنار آن پروژه (خط لوله) تاپی و همچنین خط‌آهن و فایبر نوری و به تعقیب آن مجموعه‌ای از بندها مدنظر می‌باشند که یک کلاستر حیاتی به شمار می‌رود.

مانع دیگری که وجود داشته، حاکی از آن است که دولت، دسترسی بخش خصوصی را به زمین غیرممکن ساخته بود. ما تمام زمین‌ها را به صورت متحد تحت اثر یک اداره آورده‌ایم. حال تنها یک منبع وجود دارد. هر کدام شما که خواهان سرمایه‌گذاری مشترک با افغان‌ها و ایجاد پارک‌های صنعتی هستید، ما زمین در اختیارتان قرار خواهیم داد؛ اما طرحی که از شما می‌خواهیم تا به مرحله اجرا قرار دهید، (ایجاد) پارک‌های صنعتی به مثابه کلاسترهای رشد است؛ زیرا این امر باعث توسعه هر دو مقوله یعنی «فرصت» و «ریسک» می‌باشد و تأمین امنیت برای ما به مراتب آسان‌تر خواهد شد. این کلاسترها قابل محافظت هستند و ما نیز می‌توانیم از عهده این کار برآییم. همزمان با آن، طوری که به سمع و نظر شما رسانیدم، بنادر خشکی که در زون‌های خاص سرمایه‌گذاری در افغانستان موجود است، فرصتی ارزنده را فراهم می‌کند.

ما دارای سه بندر خشک و یک سرحد آبی هستیم که ضرورت به بازسازی دارند. من از وزیر صاحب رسا [وزیر تجارت و صنایع] درخواست نموده‌ام تا این (بنادر) را دوباره مورد بررسی قرار داده تا منجر به تغییر یکپارچه مدیریت و قابلیت‌های آن‌ها گردد. از نقطه‌نظر شاخص جهانی عملکرد لوجستیک، تمامی ما در جنوب آسیا عملکرد بسیار ضعیفی داریم. زیربنا وجود دارد؛ اما حکومتداری ضعیف است. ما می‌خواهیم منحیث شریک با شما کار کنیم تا ساحاتی را که در آن ناکام بوده‌ایم، نمایان بسازیم که در نتیجه بتوانیم به صورت منظم، منسجم و همه‌جانبه به آنها رسیدگی کنیم. اگر می‌خواهیم که دیدگاه ما مبنی بر مبدل شدن به مرکز تجارت انرژی، دادوستد گاز و نفت و توسعه (منابع) معدنی ممکن گردد، ما باید به این معضلات رسیدگی کنیم.

اجازه بدهید به نکاتی که آقای اگروال (Agarwal) مطرح نمود، بپردازم. از لحاظ موانع در زمینه رژیم ویزه، من به سفارت‌مان هدایت داده‌ام تا این مسئله را تسهیل نماید. ویزه مولتیپل در اختیار هر تاجری که خواهان تجارت در افغانستان می‌باشد، قرار خواهد گرفت. روش‌های قرن نوزدهم در مورد ویزه باید از بین برود، ما در قرن بیست و یکم قرار داریم. اگر افراد می‌خواهند افغانستان را بی‌ثبات بسازند، نیازی به ویزه نیست؛ آن دسته از افراد که درصدد باثبات ساختن افغانستان هستند و ضرورت به ویزا دارند، ما از آن‌ها استقبال می‌کنیم [تشویق حاضرین]. خدمات دیپلماتیک ما تحت رهبری آقای ربانی [وزیر امور خارجه] در حال سازماندهی دوباره می‌باشند تا به ابزاری برای ارائه خدمات در راستای رفاه اقتصادی مبدل گردند.

مشکلی که به صراحت باید به آن اعتراف کنم، این است که ما در افغانستان، با وجود وابستگی هزارساله به تجارت برای بقا، اقدامی در راستای یافتن شرکای تجاری، نکرده‌ایم. تغییر فرهنگی که ما ایجاد خواهیم کرد، تنها مشارکت دولت با بخش خصوصی نه، بلکه یک قرارداد دولت با بخش خصوصی می‌باشد. بخش خصوصی براساس یک قرارداد، شرکای ما هستند و به همین ترتیب آنها حقوق و مکلفیت‌هایی دارند که دولت نیز به صورت مساویانه در قبال آن متعهد است. سکتور بانکداری به شمول بانک مرکزی فرآورده بخش خصوصی می‌باشند. تمام صنایع در یک مودل کلاستری توسعه یافتند. ما نابغه‌ای به نام «زابلی» داشتیم و ما می‌خواهیم همان روحیه را بازیابیم. بنابراین، این مفکوره نه‌تنها محیط را توانمند می‌سازد؛ بلکه به صورت بنیادی نهادهای کارآی بازار را با حمایت دولت ایجاد می‌کند که امیدوارم اطمینان شما را حاصل کرده باشد.

نکته دوم که شما متذکر شدید، ثروت معدنی ماست. ارقام بیانگر آن است که ۳۳ فیصد ثروت معدنی ما سروی شده‌اند. من وزیر مالیه بودم و از تمام شرکای بین‌المللی خواستم تا به ما جهت انجام یک سروی جیولوجیکی کمک کنند. تک تک آنها درخواست مرا رد کردند. آنها می‌گفتند که (در افغانستان) غیر از صخره هیچ چیز دیگری وجود ندارد، اشرف غنی کاملاً دیوانه است [این لقبی است که اکثراً به من اطلاق شده است و من آن را با افتخار می‌پذیرم] بعد از مدتی، آن‌ها بودند که به خاطر عدم همکاری‌شان معذرت خواستند. من از بودجه پول انتقال دادم (دزدی کردم) تا شرکت زمین شناسی ایالات متحده (The US Geological Survey) را در بدل ۲۵ میلیون دالر به همکاری فراخواندم. من می‌توانم به این نوع دزدی اعتراف کنم [خنده]. بعد از آن بود که همه جهت حمایت از سروی جیولوجیکی اعلام آمادگی کرده بودند.

اکنون، خبرهای به مراتب بهتری نیز وجود دارد. نخست اینکه ۳۳ فیصد آن نقشه‌برداری شده و ما باید مابقی آن را تکمیل کنیم. به محض تکمیل شدن این پروسه، ثروت طبیعی ما به آسانی می‌تواند به ۶ الی ۱۰ تریلیون دالر برسد. دوم، ۶۰ مایل در امتداد سرحدات ما به خاطر (رعایت) قوانین بین‌المللی هنوز سروی نشده است. این بدین معنی است که این ۶۰ مایل که احتمالاً بزرگ‌ترین منبع نفت و گاز می‌باشد، هنوز به طور کامل سروی نشده است. اوضاع و شرایط در ارتباط با گاز با گذشت هرروز بهتر به نظر می‌رسد و امید به اکتشاف نفت نیز در حال افزایش است.

اما آنچه شما مطرح کردید، نکته کلیدی است. طی ده سال آینده، افغانستان دارای این ظرفیت خواهد بود که به بزرگ‌ترین تولیدکننده آهن و مس در جهان مبدل گردد و نقش کلیدی را در بازار طلا و مواد ساختمانی ایفا نماید. شایان ذکر است که سنگ مرمر ما به تنهایی برای ۴۰۰ سال برای منطقه کفایت می‌کند. ما دارای ۱۴ الی ۱۷ نوع از مواد کمیاب زمین با درنظرداشت کیفیت هستیم. ما منحیث عربستان لیتیم توصیف می‌شویم. اینجا به موضوع مرکزی می‌پردازیم؛ خرسندم که وزیر معادن ما آقای صبا فارغ‌التحصیل پوهنتون ممبئی هست. بنابراین اولین منفعت ما در نتیجه سرمایه‌گذاری ما روی تحصیلات در هندوستان منجر به اشغال شدن یکی از مهم‌ترین پورتفولیوهای (پورتفولیو معدن) ما گردیده، اما ما توجه خویش را بر بهترین نهادهای هندی در این عرصه نیز متمرکز می‌کنیم تا مجموعه‌ای از افراد که دید وسیع و همه‌جانبه دارند، انکشاف یابد.

امسال، ما می‌خواهیم هدفمندانه به جلو حرکت کنیم؛ زیرا ما نمی‌خواهیم ده قرارداد را برای ده معدن با سرعت پیش ببریم. به عبارت دیگر، ما خودکفایی بودجوی افغانستان را تضمین خواهیم کرد؛ بنابراین، این مسئله برای انکشاف یک چارچوب دوامدار از اهمیت بالایی برخوردار می‌باشد. ما بار دیگر شما را دعوت می‌کنیم تا در این سکتور با ما کار کنید؛ اما ما تمایل داریم تا یک مشارکت ارزشی را به صورت مساویانه ایجاد کنیم. این بسیار مهم است که ما زمین‌های مشترک همکاری را توسعه بدهیم.

اجازه بدهید با اظهار سپاس از رهبری شما، هر کدام شما، همکارانم از بخش خصوصی و هم تجار و صنعت‌کاران افغانستان صحبت‌های خویش را نتیجه‌گیری نمایم. ما در لحظه حساس و سرنوشت‌سازی از تاریخ قرار داریم. ده سال آینده – به طور مشخص چهار سال آینده که ما مسئولیت آن را برعهده داریم – می‌تواند زمینه را برای سیستمی فراهم کند که برای صدها سال دوام داشته باشد. معیار قضاوت من و همکارانم شیرشاه سوری است. طی پنج سال، او تهداب سیستمی را گذاشت که بعد از آن رونق پیدا کرد. تصویری که شیرشاه در ذهن خود داشت، اتصال کابل به بنگال بود. ما و رویکرد کلاستری و همکاری ما باید آن تصویر را راهنمایی کند.

معیاری که ما براساس آن در مورد خودمان قضاوت می‌کنیم، نمره قبولی نه، بلکه میراثی است که برای جانشینان خود به جا می‌گذاریم. ما در این بخش از جهان، به استثنای هند و بعضی کشورهای انکشاف‌یافته، با مانع بنیادی مواجه هستیم. ما همیشه فکر کرده‌ایم که ما زندگی خواهیم کرد و به همین خاطر فقط دست به کارهای کوچک زده‌ایم؛ اما روشی که من اتخاذ می‌کنم این است که من شاید فردا بروم؛ اما فعالیت‌ها و اقدامات امروز من باید زمینه را برای نسل‌های آینده فراهم کند. این یک دیدگاه بزرگ و در عین حال یک مسئولیت خطیر است، اما با مشارکت شرکایی مثل شما امکان‌پذیر است. مطمئن هستم که ما بر گذشته‌مان غالب خواهیم شد؛ اما مهم‌تر از آن، ما علاوه بر غلبه برمشکلات تأسف‌برانگیز گذشته، بر ساختن آینده نیز تمرکز خواهیم کرد. آینده برای ماست تا آن را شکل بدهیم، تا آن را به دست گیریم و خدمت ارائه کنیم. به امید روابط عمیق با شما. تشکر.