د آسیا اقتصادي بیاژوندي کېدو کې د افغانستان ونډه | د هند نړیوالو اړیکو شورا کې وینا
مهم ټکي:
- غمرازي: د نپال او بدخشان د زلزلې له قربانیانو سره د خواخوږۍ څرګندونه.
- ایکالوژي: د طبیعي پېښو د کابو کولو لپاره قارهيي همکارۍ ته اړتیا ده.
- د اسیا بدلون: اسیا په راتلونکو ۲۰ کلونو کې په یو ستر قارهيي اقتصاد بدلېږي.
- د ترهګرۍ ننګونه: د ترهګرۍ نوې شبکه له جرمیني اقتصاد سره تړلې او ګډې مبارزې ته اړتیا لري.
- ستراتیژیک رول: افغانستان د تاریخ په اوږدو کې د سوداګرۍ او افکارو د نښلولو مرکز پاتې شوی.
- اقتصادي سرچینې: د کانونو او اوبو په څېر شتمنۍ باید په تولیدي پانګې بدلې شي.
- سوداګریزې شبکې: د افغانانو تاریخي وړتیا او شبکې کولای شي سیمهییزه پراختیا چټکه کړي.
- سیمهییز لیدلوری: افغانستان باید له جګړې څخه د سیمې د اتصال او سوداګرۍ په ډګر بدل شي.
ترجمه ۹ ثور ۱۳۹۴ - ۲۹ اپریل ۲۰۱۵ | دهلی جدید
به نام خداوند بخشاینده و مهربان. معاون رئیسجمهور انصاری، جناب سفیر باتیا، حضار گرامی، خانمها و آقایان جای خرسندی است که امشب در خدمت شما قرار دارم. پیشاپیش از شما به خاطر این که باید کوتاهتر صحبت کنم، معذرت میخواهم چرا که رئیسجمهور هند نیز منتظر هستند تا صحبتهایشان را تقدیم حضورتان نمایند.
اولتر از همه، مراتب تأثر و همدردی عمیق خویش را به مردم نپال ابراز میدارم. برایم احساس خوشی دست میدهد که مکرراً در کوههای نپال قدم زدهام و در کنار این کشور به عنوان ناظر، در جریان روند دموکراسی نپال حضور داشتهام. هیمالیا به هم پیوسته است؛ متأسفانه زلزله تنها منحصر به نپال نشده است، من اطلاع یافتم که ما بیش از پنجاه تن از هموطنانمان را بر اثر زلزله اخیر، در ولایت بدخشان از دست دادهایم.
من صحبتم را با موضوع ایکالوژی شروع میکنم؛ زیرا تغییرات اقلیمی، ما را وادار میسازد که از نقطه نظر قارهای بیندیشیم. آفات طبیعی به مرزهای سیاسی احترام نمیگذارند، حال آن که دولتهای منطقه در درک لزوم مقابله با این پدیدهها، همواره با ناکامی مواجه اند. همچنین اطمینان و دلگرمی نخستوزیر مودی مبنی بر این که ما برای مبارزه با این مسئلهی مهم آماده خواهیم شد، به من جرئت میبخشد.
تمایل دارم تا مستقیماً در مورد موضوع اصلی صحبت کنم. در بیست سال آینده، قاره آسیا به احتمال زیاد از یک محدوده جغرافیایی به یک اقتصاد قارهیی مبدل خواهد گردید. این امر به صورت ژرف بر چگونگی ایجاد و شکلگیری قرنهای آینده اشاره میکند. در اینجا رقابت بین دو مقوله یعنی چالشها و فرصتها محسوس میباشد که در این راستا جناب سفیر (باتیا) از من درخواست نمود تا در مورد هر دو مقوله توضیحاتی ارائه کنم.
نخست به «چالش» میپردازم. چالشی که اکنون فراراه ما قرار دارد این است که ما در حال مقابله با ایکالوژی جدید ترور هستیم. ترور در حال مبدل گردیدن به یک سیستم است که از نقطه نظر اخلاقی سزاوار سرزنش و از نقطه نظر جامعهشناسی باید به مثابه یک سیستم درک گردد.
مشخصه کلیدی آن این است که این ایکالوژی به سرعت در حال تغییر شکل است. با احترام به مایکروسافت؛ اگر القاعده ویندوز ۱ است، داعش ویندوز ۵ است. در وهله دوم، ایکالوژی مذکور در حال مدغم شدن با اقتصاد جرمی است و پول بیپیشینهای جهت تمویل مالی این ایکالوژی جدید فراهم میگردد. سوم، این ایکالوژی در حال وحشی و بیرحم شدن است که در آن بر وحشیگری و بیرحمی غرض ایجاد ترس در دل افراد تمرکز میگردد. چهارم، این ایکالوژی به سرعت در حال مبدل گردیدن به شبکه است. پنجم، این ایکالوژی به خاطر کشتن و اضمحلال دست به کشتار میزند.
در محدوده ایکالوژی ترور، افغانستان هم از نقطه نظر روایی و هم از لحاظ عملیاتی به حیث تنها عرصه این پنداشته میشود. امروز به سبب این پدیدهی همگرا، گروههای مختلفی که آسیا را با تهدید مواجه ساختهاند، در قلمرو ما گردهم آمدهاند. آنها به خاک ما فرستاده شدهاند؛ زیرا تصور آنها بر این بود که این جا (سرزمین ما) یک نقطه شکننده است. ما در خط مقدم نبرد قرار داریم. امروز، ما در افغانستان به نیابت از هر کدام از همسایگانمان – از هندوستان گرفته تا روسیه – مبارزه میکنیم.
این چالش بنیادی از «نظام دولتی» میخواهد که به صورت منسجم و به صورت اساسی در مقابل آن عکسالعمل نشان دهد؛ اما آنچه در مورد بروکراسی روشن است، حکایت از آن دارد که آنها به کُندی درک مینمایند و کندتر عمل میکنند و کندتر هماهنگ میگردند. از این رو، تهدید اصلی، پدیده ایکالوژی ترور نه، بلکه عدم هماهنگی توسط و بین دولتها میباشد که در آن ضعفهای درونی نظام به این ایکالوژی فرصت میدهند تا به موفقیت دست یابد. این مسئله بیشتر یک پدیده را واضح میسازد که وقتی پای ایکالوژی ترور در میان باشد، هیچ مزیتی در رقابت میان دولتها وجود ندارد.
«فرصت» بُعد دیگر موضوع را تشکیل میدهد. اجازه بدهید تا بعضی فرصتهای کلیدی را در مورد افغانستان خاطرنشان بسازم. از آنجایی که «تهدید» اذهان عامه را به خود مشغول میسازد، باید به مقوله فرصت صریحاً میپرداختم.
-
«موقعیت (جغرافیایی) ما»، اولین مزیت ما در بیست و پنج سال آینده میباشد. تا قرن هجدهم، موقعیت ما به حیث یک مزیت کلیدی به شمار میرفت؛ ما به مثابه یک چهارراه بودیم. موقعیت جغرافیایی ما در بیست و پنج سال آینده به یک نقطه اتصال کلیدی مبدل خواهد شد. تمامی جادههایی که آسیای مرکزی و آسیای جنوبی را با هم متصل میسازد باید از طریق افغانستان عبور کند.
-
«منابع معدنی»: طی ۱۵ سال آینده، ما بزرگترین تولیدکننده مس و آهن در سرتاسر دنیا خواهیم بود. شایان ذکر است که ما دارای ۱۴ الی ۱۷ نوع مواد معدنی نادر هستیم. منابع سنگ مرمر و مواد ساختمانی ما برای مدت ۴۰۰ سال پاسخگوی نیاز منطقه خواهد بود.
-
«آب و زمین»: ما عملاً برای هر کدام از همسایههایمان سرچشمه آبی فراهم نمودهایم. ما تنها ۱۰ درصد از آبهای کشور را مورد استفاده قرار میدهیم. آب و موافقتنامههای همکاری در مورد آن، کلیدی برای پاسخ به تغییرات جهانی خواهد بود.
-
«پول و سرمایه»: ما پول داریم، اما سرمایه نداریم. پول برای تحول باید به سرمایه تبدیل شود و اینجاست که تجربهی بزرگ منطقه و خلاقیت هند مطرح میشود.
-
«متشبث بودن»: ما افغانها مردمان سرسخت و متشبث هستیم. ما بر روی شبکهها تمرکز میکنیم و به موفقیت دست پیدا میکنیم.
چالش بنیادی ما به سوی عقلانی شدن تغییر جهت میدهد. چرا؟ به خاطر این که اکنون الگوی بنا نهادن اقتصاد بر خطوط سرحدی ملی استوار است. اگر ما ظرفیت کلان افغانستان را درک کنیم و آن را تحقق بخشیم، باید از نقطهنظر منطقهیی بیندیشیم. با فکر کردن روی یک چارچوب همکاری مقایسوی، میتوانیم به سرعت در زمینه استفاده از زمان، مهارت پیدا کنیم و به هدف خویش نایل آییم.
در نتیجه، ما خود را نه به حیث میدانی برای جنگهای نیابتی، بلکه به حیث یک الگوی همکاری پیشکش میکنیم. شما میتوانید با خوردن صبحانه در دهلی آغاز کنید، نان چاشت را در پیشاور میل کنید و برای صرف نان شب به کابل بیایید. امیدوارم این مسئله به حقیقت مبدل گردد. من حاضرم زندگیام را در راستای ایجاد زمینه چنین همکاری، وقف نمایم. تشکر!