داکتر اشرف غنی
داکتر اشرف غنی

افغانستان در چهارراه تمدن‌ها: ثبات، همکاری و اتصال منطقه‌ای در قرن ۲۱

افغانستان در چهارراه تمدن‌ها: ثبات، همکاری و اتصال منطقه‌ای در قرن ۲۱

سخنرانی در ۱۶مین نشست سازمان همکاری‌های شانگهای (تاشکند، ازبکستان)

نکات اساسی: 

  • تغییر مثبت: افغانستان و اعضای شانگهای، اقتصاد یورو-آسیا را شکل می‌دهند.
  • روحیه‌ی شانگهای: رهبری آسیای مرکزی ثبات و همکاری را تضمین می‌کند.
  • احیای جاده‌های ابریشم: افغانستان چهارراه آسیای مرکزی، جنوبی و میانه است.
  • خشونت سیاسی: موج پنجم تروریسم امنیت منطقه و جهان را تهدید می‌کند.
  • تعریف جنگ: جنگ افغانستان مقابله با تروریسم سازمان‌یافته است.
  • مسئولیت دولت‌ها: همه دولت‌ها از تفکیک تروریسم «خوب» و «بد» خودداری کنند.
  • اقدام چهارگانه: راه حل‌ها نیازمند هماهنگی ملی، منطقه‌ای، اسلامی و جهانی است.
  • همکاری منطقه‌ای: مشارکت با همسایگان ثبات و شکوفایی را افزایش می‌دهد.

بسم الله الرحمن الرحیم

رئیس‌جمهور کریموف، سران کشورها و دولت‌ها، مسئولین سازمان‌های بین‌المللی، عالی‌جنابان، خانم‌ها و آقایان؛

بستر کنونی ما، بسترِ تغییرات مداوم و چندبعدی است؛ تغییراتی که هم ثبات را تهدید می‌کنند و هم پتانسیل تقویت ثبات و همکاری را دارند. من می‌خواهم به صورت مختصر میان «تغییر رغنده» (سازنده) که ما را قادر به همکاری می‌سازد، و «تغییر ویرانگر» که تهدیدی برای سبک زندگی، ارزش‌ها و توانایی ما برای همکاری است، تفکیک قائل شوم.

تغییر رغنده: اقتصاد قاره‌ای یورو-ایشیا

به عنوان بخشی از تغییرات رغنده، یکی از بزرگترین تحولات تاریخ بشر، ظهور اقتصاد قاره‌ای یورو-ایشیا است و سازمان همکاری‌های شانگهای نماینده این آینده است که بازگشت‌ناپذیر خواهد بود. دور این میز، رهبرانی نشسته‌اند که قرن بیست و یکم و تأثیرات آن را شکل می‌دهند. تأثیر اقدامات شما بر تک‌تک شهروندان جهان ملموس خواهد بود.

روحیه شانگهای و ثبات در آسیای مرکزی

نکته دوم در بحث تغییرات رغنده، «روحیه شانگهای» است. من می‌خواهم به اعضای مؤسس سازمان همکاری‌های شانگهای بابت رهبری و مدیریت تغییرات تدریجی اما سیستماتیک تبریک بگویم؛ تغییری که همواره نتایج ملموس داشته و از حل مشکلات پانزده سال پیش به سوی مقابله با چالش‌های امروز حرکت کرده است. با این دوره از درک متقابل و ثباتی که رهبری کشورهای آسیای مرکزی به ارمغان آورده است، آن‌ها با وجود تغییرات دشوار، چارچوبی پایدار برای مردم خود ایجاد کرده‌اند. ما به آن‌ها بابت غلبه بر این تهدیدات تبریک می‌گوییم، زیرا ثباتِ ایجاد شده توسط آن‌ها، هم به ما امید می‌دهد و هم امکان همکاری را فراهم می‌سازد.

احیای جاده‌های ابریشم: افغانستان به مثابه یک چهارراه

بزرگترین پروژه مشترک ما، احیای جاده‌های ابریشم یا «یک کمربند، یک جاده» است؛ اما جاده ابریشم تنها یک جاده نبود، بلکه مجموعه‌ای از جاده‌های مختلف بود که تحت یک نام واحد دسته‌بندی می‌شدند. ما در افغانستان، خود را به عنوان مکان و «چهارراهی» (Roundabout) می‌بینیم که آسیای مرکزی، آسیای جنوبی و خاورمیانه را به هم وصل می‌کند. بنابراین، ما از هر قدمی که برای تحقق جاده‌های ابریشم برداشته می‌شود، استقبال می‌کنیم.

 

تغییر ویرانگر: موج پنجم خشونت‌های سیاسی

بخش دوم تغییر، تغییر ویرانگر است. من استدلال می‌کنم که ما با موج پنجم خشونت‌های سیاسی روبرو هستیم. افراط‌گرایی و تروریسم تظاهراتِ یک پدیده بسیار وسیع‌تر هستند. چهار موج قبلی با آنارشیسم آغاز شد؛ اکنون ما نیاز داریم این موج ویرانگر را درک کنیم، موجی که ثبات در روابط، ارزش‌های همکاری و دیالوگ میان فرهنگ‌ها و تمدن‌ها را تهدید کرده و آن‌ها را زیر سوال می‌برد. اگر ما این پدیده را با تمام پیچیدگی‌هایش درک نکنیم، راه‌حل‌های ما ناقص بوده و با شکست یا موفقیت‌های جزئی روبرو خواهد شد.

ابعاد تهدید و اقتصاد جرمی

به همین ترتیب، درک مقیاس، محدوده و شدت این موج پنجم بسیار مهم است. متأسفانه این موج هیچ‌کدام از ما را تنها نخواهد گذاشت. پیوند خورده با این موج، نفوذ آن در یک اقتصاد عمیق جرمی است. اقتصاد مواد مخدر تنها یک جزء از آن است؛ اما یک اقتصاد جرمیِ عمیق وجود دارد که صلح و ثبات مشترک ما را تهدید می‌کند.

پتانسیل افغانستان: مرکز همکاری‌های منطقه‌ای

با این پس‌زمینه، بگذارید روی افغانستان تمرکز کنم؛ ابتدا از توجه و نظرات ارزشمند همه شما تشکر می‌کنم. افغانستان دارای دو جنبه است: یکی پتانسیل و دیگری تهدید.

از نظر پتانسیل، ما به سرعت در حال تبدیل شدن به یک مرکز همکاری منطقه‌ای هستیم. من می‌خواهم از ترکمنستان، ازبکستان، تاجیکستان، چین، هند و ایران تشکر کنم که شرکای فوق‌العاده‌ای در این روند تحولی بوده‌اند. از زمان نشست «اوفا» به این سو، همکاری‌های منطقه‌ای پیشرفت کرده و تشدید این همکاری‌ها، امید و اعتماد به آینده را در میان مردم ما زنده کرده است. همچنین از روسیه و سایر همسایگان خود بابت تعامل بسیار سازنده سپاسگزاریم. تمام ملت‌ها و سازمان‌های دور این میز، شرکای ما در شکوفایی و ثبات هستند.

بازتعریف تضاد: فراتر از برچسب «جنگ داخلی»

در مورد تهدید: نخست، آنچه نیاز داریم، تعریف درستِ مسئله است. جنگ در افغانستان، یک جنگ داخلی نیست. نیروهای تروریستی که در کشور ما متمرکز شده‌اند، باید به درستی تعریف شوند. در تاریخ هیچ چارچوب سیاسی وجود ندارد که یک دولتِ منتخب ملی را مجبور به معامله با افراد و سازمان‌های ویرانگری کند که برنامه‌شان واژگونیِ همکاری‌های منطقه‌ای و جهانی است.

مسئولیت دولت‌ها: پایان دادن به تفکیک تروریسم «خوب» و «بد»

ثانیاً، این سازمان‌ها از حمایت یا تساهل برخوردار هستند. مسئولیت همه دولت‌ها است که به تعهدات خود عمل کرده و هیچ تفاوتی میان تروریسم «خوب» و «بد» قائل نشوند. دولت‌هایی که بین تروریسم خوب و بد تفاوت قائل می‌شوند، بهای آن را خواهند پرداخت و رنج خواهند برد. بنابراین، فکر می‌کنم مهم است که به جای درگیر شدن در فضای مباحثات ویرانگر، روی یک چارچوب مشترک به توافق برسیم.

استراتژی چهارگانه برای اقدام

ما از تمامی اعضای سازمان همکاری‌های شانگهای دعوت می‌کنیم تا در تعریف مسئله و ایجاد اجماع در جوامع استخباراتی، امنیتی و سیاسی در مورد ابعاد این تهدید، با ما همسو شوند.

سطوح اقدام چهارگانه است: ملی، جهانی، اسلامی و منطقه‌ای. در سطح منطقه‌ای، آنچه بسیار حیاتی است، توافق بر سر مکانیسم‌های مشترک همکاری، مکانیسم‌های مشترک راستی‌آزمایی و مقابله با بازیگرانی است که از این جریان‌ها حمایت می‌کنند.

نتیجه‌گیری و قدردانی

در پایان، مراتب سپاس عمیق خود را از مردم ازبکستان، مردم تاشکند و شخص شما، رئیس‌جمهور کریموف، بابت میزبانی عالی و ترتیب و ریاست فوق‌العاده این نشست ابراز می‌دارم.