داکتر اشرف غنی
داکتر اشرف غنی

مدیریت تغییرات جهانی: به‌سوی ثبات، رفاه و اقدام جمعی

مدیریت تغییرات جهانی: به‌سوی ثبات، رفاه و اقدام جمعی

سخنرانی در شانزدهمین مجمع دوحه - قطر 

نکات اساسی:

  • تغییر مخرب: افزایش تروریزم نیازمند پاسخ‌های هماهنگ جهانی است.
  • تغییر اخلال‌گر: انقلاب چهارم صنعتی در حال بازسازی اقتصادهاست.
  • تغییر فاجعه‌بار: تغییرات اقلیمی خطرات جهانی و عدم اطمینان ایجاد می‌کند.
  • تغییر خلاق: رهبری و همکاری می‌تواند تغییرات مثبتی شکل دهد.
  • اصلاحات بین‌المللی: نهادهای جهانی باید با چالش‌های مدرن سازگار شوند.
  • قواعد جدید: برای ثبات، به نورم‌های مشترک جهانی نیاز است.
  • دولت‌های کارا: دولت‌های مقتدر ثبات و رفاه را تضمین می‌کنند.
  • ادغام اقتصادی: بازارهای کارا به کاهش فقر جهانی کمک می‌کنند.
  • جامعه مدنی: شهروندان فعال سیستم‌های اجتماعی و جهانی را تقویت می‌کنند.

 

به نام خداوند بخشاینده و مهربان. 

اعلی‌حضرت امیر قطر، جلالتمآبان، خانم‌ها و آقایان؛

بحث روی رفاه و ثبات، در حقیقت پرداختن به پرسش اصلی زمان ماست؛ چرا که ثبات و رفاه هر دو در معرض خطر قرار دارند. اگر میزان رشد جهانی در سطح ۲ درصد باقی بماند، ۳۵ سال طول خواهد کشید تا تولید ناخالص داخلی (GDP) جهان دو برابر شود؛ اما از سوی دیگر، اگر این رشد ۴ درصد باشد، تولید ناخالص داخلی جهان طی ۱۶ سال دو برابر خواهد شد. تفاوت این دو رقم، فاصله میان ۲ تا ۴ میلیارد انسانی است که با فقر روبرو شده یا به سوی آن سقوط می‌کنند.

ابعاد چهارگانه تغییرات جهانی

بستر کنونی چیست؟ بستر کار ما در قدم اول این است که با مجموعه‌ای از تغییرات روبرو هستیم. این تغییرات کدامند؟

۱. تغییر مخرب: موج پنجم خشونت‌های سیاسی و تروریزم فرا رسیده است. اگر چهار موج قبلی معیار قرار داده شوند، متأسفانه این یک چالش میان‌مدت خواهد بود، نه یک چالش کوتاه‌مدت. پاسخ در سطح ملی کافی نیست؛ بلکه نیازمند واکنش در سطوح منطقه‌ای، اسلامی و جهانی است.

۲. تغییر اخلال‌گر: انقلاب چهارم صنعتی فرا رسیده است و این تغییر اخلال‌گر است؛ زیرا عادت‌های ما در مدیریت اقتصاد، چه در سطح ملی، منطقه‌ای یا جهانی، همگی در حال دگرگونی هستند. این تغییر اخلال‌گر نیازمند نوع متفاوتی از درک است، زیرا نیروهای سه موج قبلی بار دیگر ما را با تغییرات عظیمی روبرو کرده‌اند.

۳. تغییر فاجعه‌بار: این تغییر مربوط به تغییرات اقلیمی و مسائل مرتبط با آن است، زیرا میزان ابهام و غیرقابل پیش‌بینی بودن در سطح فوق‌العاده بالایی قرار دارد.

۴. تغییر خلاق: این انتخاب ماست؛ تغییری که در آن نیروها را با هم منسجم می‌سازیم تا درک کنیم که ثبات نیازمند رهبری، دیدگاه و توانایی مدیریتی است تا بتوانیم تغییرات را حس کرده و به آن‌ها پاسخ دهیم.

بازنگری در سازمان‌های بین‌المللی

در اینجا نقش سازمان‌های بین‌المللی که به ارث برده‌ایم برجسته می‌شود. با خرسندی از حضور منشی عمومی سازمان ملل متحد، از تلاش‌های بی‌وقفه ایشان در راه صلح و امنیت جهانی سپاسگزاری می‌کنم. اگر سازمان ملل متحد وجود نمی‌داشت، باید در این زمان آن را دوباره اختراع می‌کردیم؛ اما ماهیت درک جهانی، که شما جناب منشی عمومی باید در آن پیشگام باشید، نیازمند سازماندهی و تفکر بنیادی است. سازمان‌های اواسط قرن بیستم دیگر قادر به پاسخگویی به چالش‌های نیمه دوم قرن بیست و یکم نیستند. ما به مجموعه‌ای متفاوت از تفاهم‌ها و قراردادهای جهانی نیاز داریم تا قادر به مبارزه با تغییرات همزمان شویم.

قواعد جدید بازی

ثبات در این سطح نیازمند قواعد جدید بازی است. بدون قواعد جدید، ثبات به کُندی به دست خواهد آمد. نکته کلیدی که باید بر آن تأکید کرد این است که ما به یک دیدگاه مشترک نیاز داریم؛ دیدگاهی که در آن ثبات همه ما به یکدیگر وابسته باشد و ثبات ما نتیجه داشتن دیدگاه مشترک و توانایی‌های رهبری برای درک تغییرات و انسجام نیروها باشد.

مرکزیت دولت‌های کارا

فرضیه بنیادی من این است که دولت‌های کارا کلید ثبات و رفاه هستند. اما برای رسیدن به یک درک مشترک، باید قواعد بین‌المللی داشته باشیم که در آن دولت‌ها هم حقوق و هم مکلفیت‌های دولت‌بودن را بپذیرند. در دنیای معاصر، واکنش دولت‌ها اغلب کوتاه‌مدت است، در حالی که مشکلات ثبات و رفاه، میان‌مدت و درازمدت هستند. این امر مستلزم آن است که دولت‌ها مانند بازیگران مخرب غیردولتی رفتار نکنند و از آن‌ها حمایت ننمایند.

ادغام اقتصادی و جامعه مدنی

اکثریت فقرای جهان به رفاه نخواهند رسید مگر اینکه بازار کارا شود. توانایی داشتن بازارهای کارا به اندازه نیاز ما به دولت‌های کارا ضروری است؛ زیرا دولت‌های کارا محیط مناسب را برای فعالیت بازارها فراهم می‌کنند. در نهایت، این امر مستلزم بازنگری در مفهوم شهروندی و جامعه مدنی در سطوح ملی، منطقه‌ای و جهانی است. ما باید فرهنگ سازمان‌ها را بازنگری کرده و به جای کار در محیط‌های منزوی، به فکر تعاملات مشترک و پاسخگویی به موقع باشیم.

نتیجه‌گیری: فراخوان برای اقدام جمعی

من به عنوان یک واقع‌گرای خوش‌بین و یک ایده‌آل‌گرای عمل‌گرا، باور دارم که چالش‌های پیش‌رو در توان جمعی ما برای حل شدن قرار دارند. اقدام جمعی بیش از هر زمان دیگری نیاز است. اطمینان دارم که گفتگوهای ما به اقدامات ملموس منجر خواهد شد تا جهانی با ثبات و مرفه داشته باشیم.

تشکر