د آسیا یو بل پالنه: له جغرافیایي مفهومه تر یوه اقتصادي براعظمه
د تاجکستان په ملي پوهنتون کې وینا – دوشنبه
مهم ټکي:
- سیمه ییزه همپالنه: د سوداګرۍ، انرژۍ او زیربنا له لارې د منځنۍ او سویلي اسیا نښلول.
- اقتصادي اتصال: د کاسا-۱۰۰۰ په څېر پروژو څخه په ګټنې، د سرچینو بدلول په فرصتونو.
- اسیامحوره پراختیا: د سیمه ییزې ودې لپاره د چین، هند او روسیې له ظرفیتونو ګټه اخیستنه.
- د پوهنتونونو رول: د راتلونکو مشرانو، نوښتګرو او مدیرانو روزنه.
- مشرتابه او حکومتولي: د ځواکمن مشرتابه او پر اصولو ولاړ مدیریت ډاډمنول.
- د ځوانانو او ښځو ګډون: په کلیدي مدیریتي رولونو کې د ځوان نسل او ښځو برخمن کول.
- ګډې سرچینې: انرژۍ، ټرانسپورټ او زیربنا ته د سیمه ییزو ګډو پانګو په توګه کتل.
- د پروژو مدیریت: په استراتژیک ډول د پروګرامونو او پروژو پلانول او پلي کول.
- سوله او همکاري: د هوساینې، ثبات او له پولو هاخوا همکاریو ترمنځ د تړاو رامنځته کول.
۲۱ ثور ۱۳۹۵
بسم الله الرحمن الرحیم
محصلین عزیز، استادان گرامی، هیئت رهبری دانشگاه ملی تاجیکستان، وزیر صاحب معارف تاجیکستان و معاون صاحب صدراعظم تاجیکستان، السلام علیکم و رحمة الله و برکاته!
اول جای افتخار است که در دانشگاه ملی تاجیکستان هستم. نسل رهبران آینده تاجیکستان سلام بر شما!
دوم من را بیجا در ریاستجمهوری بردند، من را میماندند باید که در اینجا درس میدادم. همیشه در بین پوهنتونیها یک خوشحالی خاص برایم میآید؛ چون فضای پوهنتون فضای کاوش، احترام و تبادله افکار است. دانشگاه نقش اساسی در ایجاد دیدگاه، فهم و بعد از آن در عملی کردن این دیدگاهها دارد.
نسل جوان خوشبخت هستید، شما در یک مقطع بزرگ تاریخی قرار دارید، از جهت این که موضوع عمده بحثی را که امروز همراه شما مطرح خواهم کرد، این است که انشاءالله تعالی شما شاهد این خواهید بود که آسیا از یک مفکوره به یک براعظم اقتصادی عظیم تبدیل شود.
خوشی دوم من این است که در تاجیکستان من خود را بیگانه حس نمیکنم، فکر میکنم که هنوز هم در حوزه فرهنگی بزرگ خود، آسیای مرکزی قرار دارم. مجبور نیستم که فکر کنم چی میخورم و چی حلال و حرام است. ضرورت این را ندارم که ترجمان را برایش مراجعه کنم؛ چون میفهمم مستقیم پیام را گرفته و درک میتوانیم. مهمتر از همه میفهمم که در تاجیکستان قلب هر افغان برای ثبات و آرامی تاجیکستان میتپد و قلب هر تاجیک برای آرامی و ثبات افغانستان. تشکر میکنم اول از اینکه محصلین افغان دوش به دوش خواهران و برادران تاجیک درس میخوانند و یک سهم عمده در ایجاد نهتنها درک مشترک؛ بلکه در رفاقتها و شبکههایی ایجاد میکنید که هر دو مملکت را انشاءالله تعالی شما تغییر مثبت میدهید. بار بار این مناسبات را زیادتر بسازیم؛ چون هر چی مناسبات ما تحکیم پیدا کند، به همان اندازه آینده روشنتر و درخشانتر میشود تشکر از اینکه بهترین مهماننوازان و استادان برای محصلین افغان هستید. از همه دعوت میکنم که در یک شرایط مناسب، یک گروپتان بیایید و مهمان ما شوید. ۵۰۰ سال اروپا و آسیا در جنگ بودند، یک جنگ دوامدار طولانی در اروپا حاکم بود، بلآخره این جنگ یک قسمت زیادش توسط همکاری اقتصادی به پایان رسید، اما جنگ درازمدت آسیا بدبختانه هنوز ختم نشده. آسیا هنوز هم در درد و رنج است؛ اما در پهلوی این درد و رنج یک قسمت تغییر بنیادی را شاهد هستیم که امید و نوید این را میدهد که این جنگ ۵۰۰ ساله آسیا در نسل شما به پایان برسد و آن چی است؟ بار اول است در تاریخ که تجارت در بین ممالک آسیایی از تجارتشان با اروپا و امریکا کرده زیادتر است؛ این یک تغییر عظیم است. دوم آزادی آسیای مرکزی و ۲۵ سال آزادی تاجیکستان را تحت رهبری برادر محترم جلالتمآب رحمان، به تمام ملت تاجیکستان تبریک میگویم. یک صفحه نو را دوباره ایجاد کرد. آسانترین راه ارتباط آسیا کجا است؟ آسیای مرکزی. نامش را آسیای مرکزی از این خاطر نماندهاند که در نقشه مرکزی است، از نگاه این است که در تاریخ مرکزی بود. دو هزار و پنجصد سال قبل، نیاکان ما در این خطه هم تعلیم یافته بودند و هم نویسنده، هنرمند و مهندس شده بودند. ارتباطات بزرگ شاهراه عظیم ابریشم را مردم ما ایجاد کردند. تمدنهای چین، هند، آسیای مرکزی و شرق میانه همه با هم جمع شدند، بخش اولی این در تحت تمدن بودایی و زردشتی آمد، باز وقتی دین مبین اسلام اولتر از همه در آسیای مرکزی آمد، همهی این در چارچوب یک فرهنگ مشترک شکل گرفت.
خصوصیات این راه ابریشم کهن چی بود؟ اول، یک سیستم بسیار انکشاف یافته مالی داشت. شش صد سال پیش بسیار به آسانی پول و یک سند پولی را از کلکته تا دوشنبه، تاشکند، نیژنی نووگورود(۱) و غیره جاها انتقال داده میتوانستیم. ضرور نبود که پول فیزیکی داشته باشید، باورمندی سر اسناد به اندازه زیاد بود که در هر شهر سند را میتوانستید بدهید و گروههای بسیار منظم وجود داشت.
دوم، یکی از مهمترین سیستمهای رفع منازعات وجود داشت. یک قاضی مسلمان از اندلس و افریقای شمالی تا بنگال و آسیای مرکزی میتوانست منازعات را به اساس عین سیستم واحد فیصله کند. این در دنیا تقریباً بی سابقه است. از این جهت همیشه تاجر یک نقطه رفع عادلانه منازعات را داشت.
سه، شهرهای ما همه با هم مرتبط بودند، اگر ۵۰۰ یا ۴۰۰ سال پیش را ببینید، خانوادههای عمده در آسیای مرکزی تا هندوستان همه با هم سلسله ازدواج و روابط بسیار نزدیک داشتند. از همین خاطر، جزء یک فرهنگ مشترک بود، مگر مخصوصاً شهرهای ما اگر خاطرات بابر را ببینید، وقتی که در ۱۵۰۶ به کابل آمد در ۱۵۲۶ دهلی را گرفت و این را میگوید که شرق و غرب و شمال و جنوب تاجرانش به کابل میآمدند و با صد فیصد و دوصد فیصد منفعت قانع نبودند. یک سیستم بسیار عمده بود.
نکته دیگر این بود که پیداوار در این سیستم با هم ارتباط زنجیری داشت و تخصص موجود بود، در بعضی جاها بر یک چیز تخصص میشد، جاهای دیگر بر چیز دیگر، بنابراین منطق اقتصادی تخصص بسیار به وضاحت درک میشد.
نکته دیگر سیستم ترانسپورتی بود، راه ابریشم سابق بر اساس کاروانها با هم مرتبط بود، کاروان معلومدار قوت خطآهن یا کامیونها را ندارد؛ اما این یک سیستم منظم و اجناس با هم مرتبط بود که تمام اینها از نگاه فرهنگی درک مشترک یکدیگر را داشتند، مثل اینکه در دوش با یکدیگر ریلی (relay) کنید.
بلآخره فهم مارکیت در این منطقه بینظیر بود. این سیستم چی وقت شکست؟ در ۱۸۹۸ میلادی امپراتوری زاری از یک طرف و امپراتوری انگلیس از طرف دیگر این منطقه را به انزوا برد. آسیای مرکزی از مرکزی بودن در قرن نوزده به انزوا رفت، ۱۸۹۸. از این خاطر که در همان سال امپراتوری زاری یک تعرفه را ایجاد کرد که تجارت بین هندوستان و آسیای مرکزی را به صفر برساند و بعد از آن با آمدن اتحاد شوروی یک انزوا به وجود آمد و آسیای مرکزی از این که با آسیای جنوبی و شرق میانه مرتبط شود، متوجه مسکو شد.
امروز فرصت در چیست؟ نخست سر فرصتها صحبت میکنیم و بعد از آن در آخر سر خود نقش دانشگاه و دیدگاه میآییم.
اول، آسیای جنوبی یکی از کمترین نقاط همکاری منطقهیی دنیا را و بالعکس آسیای شمالشرق یکی از نقاط عمده عطف تاریخ معاصر را تشکیل میدهد. فرصت آسیای جنوبی برای همکاری منطقهیی حد و حدود ندارد؛ اما سیاست و عدم دیدگاه موجب این است که آسیای جنوبی هماهنگی اقتصادی نداشته باشد.
دوم هم آسیای جنوبی و هم آسیای شرقی واردکننده انرژی هستند، صادرکننده نیستند؛ اما آسیای مرکزی، مرکز تولید انرژی بینالمللی بوده میتواند. از این جهت یک ارتباط طبیعی وجود دارد که آسیای جنوبی و آسیای مشرقی با آسیای مرکزی مرتبط شود.
سه، چین و هند در ظرف بیست سال آینده امکان نهایت زیاد دارد که دوباره چهل فیصد اقتصاد جهانی را تعیین کنند. ۳۰۰ سال پیش چین و هند، ۴۰ فیصد اقتصاد جهانی را تشکیل میداد. امروز دوباره امکان این است که چین و هند چهل فیصد اقتصاد جهانی را تشکیل بدهد. نوع ارتباط چین و هند بدون منطقه مشکل است؛ اما تاثیر هر دوی آن و نوع ارتباط هر مملکت با انکشافات چین و هند آینده را تشکیل میدهد. نهتنها روسی یاد بگیرید، ضرورت این است که چینایی و هندوستانی هم یاد بگیرید. پهلوی این سه مملکت بزرگ است که هر کدامشان یک اقتصاد براعظمی دارد. چین، هند و روسیه. اینها میتوانند در داخل تمرکز کنند؛ اما شرایط فعلی این است که باید به صورت منطقهیی و جهانی تمرکز کنند. نقطهای که مشکل را ایجاد میکند: اول این است که زیربنای کافی برای ارتباط اقتصاد آسیایی هنوز وجود ندارد. در سی سال آینده بین چهل تا هفتاد تریلیون دالر به کار است تا اقتصاد جهانی به دور نو همکاری جهانی و یک قسمت زیاد این پول در آسیا مصرف و سرمایهگذاری خواهد شد.
دوم آسیا هنوز هم مخصوصاً آسیای جنوبی زیادترین افراد فقیر دنیا را دارد. سوم عدم دیدگاه مشترک سیاسی یکی از مشکلات بزرگ همکاری اقتصادی را فراهم میکند.
از این جهت اگر میخواهیم که تمرکز ما سر همکاری اقتصادی آینده باشد، باید متوجه چی باشیم و مخصوصاً از اینکه در دانشگاه عظیم تاجیکستان قرار دارم، نقش دانشگاهها در این چیست؟ رهبران نو ما به چی ابزار و چی نوع دانش ضرورت دارند؟
نکته اول این است که بفهمیم چی داریم؟ این حرف ساده است؛ اما این به یک نقشه منظم داراییهای عمومی ما تعلق دارد. طور مثال چه مقدار سرک، خطآهن یا تولید برق داریم؟ اگر از دیدگاه یک مملکت این را ببینیم، یک نوع سرمایه است، اگر از نگاه ارتباط منطقهیی این را ببینیم، نوع دیگر سرمایه است. بعضی اوقات بیست کیلومتر یا صد کیلومتر سرک اضافی موجب این میشود که هزارها کیلومتر با هم ارتباط پیدا کند. بنابر این ضرور است تا فکر ما از چارچوب «تنها ملی» به چارچوب منطقهیی و آسیایی برود. این ضرورت مبرم است. چون تا نقشههای منظم نداشته باشیم، پول خودش تنها جوابگو نیست. دوم ارتباط این داراییها با هم است. طور مثال پس فردا افغانستان، قرغزستان و پاکستان شاهد یک قدم بزرگ خواهند بود که کاسا یکهزار از مرحله نظر به مرحله عمل برود. در اینجا من میخواهم جلالتمآب برادر محترم رحمان صاحب و تمام حکومت تاجیکستان را هم تبریکی بدهم و هم از پیششان تشکر کنم. ما چی کردیم؟ نکتهای را که قبلاً برایتان گفتم، همین نکته را برایتان عملی کردم. اول دیدیم که چی داریم، متوجه شدیم که تاجیکستان یک ظرفیت عظیم تولید انرژی برق دارد، در داخل چارچوب تاجیکستان این انرژی از ضروریات تاجیکستان کرده به مراتب بزرگتر است؛ اما این انرژی تا وقتی که با افغانستان و پاکستان و انشاءالله بعداً با هندوستان مرتبط نشود، مبدل به سرمایهگذاری عظیم نمیشود. بنابرین دیدگاه را ایجاد کردیم که این یک دارایی مشترک است. ما باید از دیدگاهی که فکر میکنیم که دارایی ملی همیشه محدود به یک ملت است، به یک دیدگاه وسیعتر منطقهیی و جهانی برویم. از این جهت وقتی که این منطق را داشتیم. گفتیم حالی ارتباط را چطور ایجاد میکنیم؟ وقتی که دیدگاه ارتباط را ایجاد کردیم، نکته دیگر این بود که ارتباط را چگونه تامین میکنیم؟ از راه لینهای انتقالی یا ترانزمیشن. بعد از آن مسئله این بود که این اقتصادی است یا نی؟ منطق اقتصادی را از راه بانک جهانی، بانک اسلامی و کمکهای دیگر فراهم کردیم. نتیجه این چی میشود. یک بار که کاسا عملی شد، زندگی ما و شما با هم بسته (وصل) میشود. تنها از نگاه فرهنگی باهم بسته نمیباشیم، روزانه از نگاه اقتصادی بسته میباشیم. حالی فکر کنید، اگر روزانه سویچ برق در تاجیکستان است همه ما مسوول هستیم که تاجیکستان سالم، مطمین، با ثبات و مرفه باشد یا نی؟ و اگر مصرف در افغانستان یا پاکستان است، بازهم دیدگاه مشترک منفعت ایجاد میشود یا نی؟ این تغییر دیدگاه است و بر این حساب است که قدم اولی را میمانیم، انطباق سرمایههای فعلی برای ضرورتهای نو است. قدم دومی که باز میمانیم این است که تمام سرمایهگذاریهای ما یک چارچوب منطقهیی داشته باشد. منفعت «بُردبُرد» دیدگاه قرن بیست و یک است. هر چه ارتباط اقتصادی بین ممالک مخصوصاً بین اقشار تصمیمگیرنده و متحرک زیادتر شد، به همان اندازه هم تحرک و هم فضای همکاری زیادتر میشود.
از این جهت نقش دانشگاهها و شما چیست؟ مخصوصاً شما جوانان. اول این است که باید شما گذشته را بدانید؛ مگر مخصوصاً یک دیدگاه آینده را ایجاد کنید. فکر کنید بیست سال بعد از امروز در کجا کار خواهید کرد و کدام کارها را انجام خواهید داد؟ امید است که هر کدامتان در تمام منطقه بدرخشید و آسیاشمول فکر کنید و به سطح آسیا نقش رهبری فکری را به عهده بگیرید.
دوم، این کار فردی نیست، تیمی است. در این هم جامعهشناس ضرور است و هم متخصص سیاست، مهندس و سیاستمدار. ایجاد دیدگاه ضرورت این را میکند که اقشار مختلف با هم به یک جهت فکر کنیم و این در کجا ایجاد میشود؟ در دانشگاه. رفاقتهای شما، ارتباطاتتان و طرز فکرتان موجب این میشود که بتوانید وسایل عمده تغییر و تحول باشید. سوم رهبری و مدیریت است. رهبری و مدیریت لازم و ملزوم یکدیگر است؛ مگر دو نوع هنر و علم مشخص است. رهبری راجع به این است که دیدگاه را ایجاد کنید؛ دیدگاهی را ایجاد کنید که قابل عمل باشد. باورمندی و ایجاد آن وظیفه رهبری است، در داخل عظیمترین مشکلات ایجاد رفاه برای اکثریت مطلق مردم و دادن امید و طرد ناامیدی، نقش رهبری است. رهبری هیچ وقت تسلیم ناامیدی شده نمیتواند. هر کس که تسلیم ناامیدی میشود در میدان سیاست جای ندارد. سیاست ایجاد امید و باور است.
اما مدیریت؛ بهترین سیاستمدار دنیا اگر تیم مدیریتی نداشته باشد، ناکام است. مدیریت معنیاش چیست؟ در قسمت اول هر پول باید حساب شود. هر جز یک کار و هر ستونی که برای یک کار ضرور است، باید تهیه شود. مدیریت معنیاش این است که آدم باید بفهمد که از دوشنبه به کابل به چند دقیقه و از کدام راه میرسد. اگر هدف گم باشد و سلسله واضح نباشد، مدیریت بینتیجه میشود. از این جهت مدیریت تنها کار مدیران نیست. در دانشگاه مدیریت حرفه باشد که همه دانشجویان به آن دسترسی داشته باشند. امروز فکر کنید اگر کمپیوتر نفهمید، میتوانید نویسنده و انجنیر خوب باشید؟ مدیریت مثل کمپیوتر و تکنالوژی یکی از ضروریات است. تکنالوژی کار را بسیار آسان ساخته اما تکنالوژی به ذات خود جوابده نیست. تکنالوژی وسیله است، هدف نیست؛ چون هدف تغییر است و از این جهت مدیریت باید به وجود بیاید. مهمترین چیز پس سر کار تیمی میآید و از این جهت نتیجه آن چیست و چی را ضرورت داریم تا ظرفیتی که در آسیا وجود دارد، باید در عمل بیاید؟ اول قواعد بازی است. هر بازی را که انجام میدهید قواعد دارد، اگر فوتبال میکنید یک نوع قواعد بازی است و اگر شطرنج میکنید، نوع دیگر. شطرنج، فکری اما عمیق است. فوتبال هم فیزیکی و هم فکری است. آسیا امروز ضرورت به قواعد بازی دارد؛ چون این قواعد بازی است که آینده را جهت میدهد و امید است که نسل ما یک پل ارتباطی باشد به نسل شما که در آینده بتوانید با قواعد مطمین بازی، آینده آسیا را مدیریت کنید. امروز این قواعد بدبختانه به شکل کامل وجود ندارد. یک دلیلی که من نهایت خوشوقت هستم که در تاجیکستان و در حضور شما هستم، از خاطر این است که میخواهم اطمینان بدهم که رهبری دولت افغانستان وتاجیکستان اجماع کامل سر قواعد بازی دارند و هیچ وقت این دو مملکت خطری را برای یکدیگر ایجاد نخواهند کرد؛ بلکه بالعکس هر کدام ما فرصتهایی را برای مملکت همجوار و همسایه و خواهر و برادر خود ایجاد خواهد کردیم.
دوم تنها قواعد بازی به کار نیست. نوع مدیریت و حکومتداری به کار است. چیزی که در انگلیسی «Governance» میگوید و هنوز هم چنین میگوید - آرزو صاحب شاید کلمات نو داشته باشد، آرزو صاحب سفیر ما و نویسنده بسیار توانا است که از فعالیتهایش در جمهوری تاجیکستان ابراز امتنان میکنم - به این معنی که تا حال بار عمده همکاری منطقهیی را دولتها به عهده داشته، از امروز به بعد هر کدام شما باید سفیر همکاری منطقهیی شوید. شما هستید که باید این دیدگاه را ایجاد کنید و در پهلوی این راه ابریشم کهن را که به یادتان است. حال ثروت به این داریم که نهادهای مالی و تخنیکی را ایجاد کنیم که زیربنای عظیمی را که به کار است فعال کرده بتوانیم.
خواهران و برادران! پول بدبختانه صحبت میکند و بعضی اوقات بسیار با قوت صحبت میکند. ما باید پول را ایجاد کنیم. سرمایه سرحد ندارد. سرمایه به مغز ما بسته است. سرمایه را ما ایجاد کرده میتوانیم، در آسیا سرمایه کافی وجود دارد؛ اما شیوه حکومتداری سرمایه باید جهت بگیرد و این نهایت ضرور است. از این خاطر در قرن بیست و یک تنها کفایت نمیکند که زبان رودکی را بفهمید، باید زبان شومپیتر(۱) را هم بفهمید؛ اما رودکی را هیچ وقت فراموش نکنید؛ چون بدون فرهنگ خود ما، آسیایی، تاجیک و افغان نیستیم. دسپلین دیگری که به کار است، پروگرام و پروژهسازی است. اگر پروژهها را به صورت درست مدیریت کرده نتوانیم، پس مردم ناامید میشوند و اگر یک بار مردم ناامید شدند، ایجاد امید دوم باز بسیار سخت است.
فرق بین پروژه و پروگرام چیست؟
پروگرام یک دیدگاه درازمدت و پروژه یک هدف کوتاهمدت است؛ اما پروژه مثل گودیهای روسی در داخل پروگرام میگنجد. این ضرور است که مدیریت به صورت واضح باشد.
بلآخره زنجیرهای ارزش و ارتباطی در این است که ما باید وسیله این شویم که تمام نسل جوان مخصوصاً زنان و دختران ما نقش رهبری داشته باشند. نسل نو تنها مرد بوده نمیتواند. من به دانشگاهیهای زن دانشگاه تاجیکستان عرض حرمت میکنم و رهبریتان را تبریک میگویم. خواهران افغانتان آماده همکاری هستند و همهی شما میتوانید تصویر زن مسلمان، زن افغان و تاجیک را به صورت اساسی بدل کنید.
استفاده از منابع طبیعی ما اساسی است. خداوند جل جلاله ما را یک طبیعت عظیم داده. نه افغانستان و نه تاجیکستان فقیر است. در گذشته فکر ما غنی نبود. امروز ضرورت به این داریم که فکر مبتکر و دیدگاه وسیع داشته باشیم و انسان و آسیاشمول و به شمولیت منطقه فکر کنیم. من ابراز امتنان میکنم از این فرصت که پیدا شد تا بتوانم این چهرههای متحرک، مغزهای متفکر و قلبهای پر از اطمینان و امید را زیارت کنم.
به شما تبریکی میدهم، رئیس صاحب دانشگاه ملی تاجیکستان که توانستهاید یک نسل نو را برایش زمینه فراهم کنید. از تمام استادان تشکر میکنم که زمینه همهجانبه را و از رهبری تاجیکستان که فضا را مساعد ساختید تا در یک فضای بسیار واضح زمینه تحول بیاید. یازده سال پیش که من به تاجیکستان آمده بودم، تاجیکستان امروز نبود. صلاحالدین خان ربانی رئیسجمهور ما در آینده و - پسر رئیسجمهور فقید ما [برهانالدین ربانی] - وزیر امور خارجه ما در سال ۱۹۹۶ آمده بود و باور نمیکند که تاجیکستان به چه اندازه تغییر کرده؛ اما این ابتدای یک کتاب بزرگ است. موفقیت را تبریک میگویم. کاسا را تبریک میگویم و در امید همکاری همهجانبه هستیم. تا به آسانی از دوشنبه شروع کنید، شام نان را در کابل بخورید، فردایش به اسلامآباد بروید و پس فردایش به دهلی و به همین طریق از اینجا بروید به طرف بیجینگ، آستانه، ترکمنستان، قرغیزستان و همه جاهای دیگر. آینده یک آینده متحرک و مرتبط است، به ما تعلق دارد که این تصویر را چطور عملی میکنیم.
تشکر، روزتان به خیر