د افغانستان د کرنیز راتلونکي جوړول: اوبه، حاصلات او کلیوالي پراختیا
کابل کې د بزګر په مېله او پسرلني نندارتون کې وینا
مهم ټکي:
- ځانبساینه: د وارداتو کمولو او د خوړو خوندیتوب پیاوړي کولو لپاره د تولیداتو کچه لوړول.
- د اوبو مدیریت: د اوبو د تولید، لېږد، وېش او اغېزمنې ګټنې ښه کول.
- د خړوبولو زیربناوې: د بندونو، کانالونو او د اوبو لګولو د باوري سیسټمونو جوړول.
- تولید: د حاصلاتو د زیاتوالي لپاره د اصلاح شویو تخمونو او د کرنې د عصري لارو چارو دودول.
- له ځمکې ګټه: د اوسنیو کرنیزو ځمکو څخه اعظمه ګټه اخیستنه او د خړوبېدونکو سیمو پراخول.
- د بزګرانو وړتیا: د بزګرانو د مهارتونو او سازماندهۍ پیاوړتیا او په کرنه کې د ښځو ونډه زیاتول.
- بازار ته لاسرسی: د ثابتو بازارونو او د بزګرانو د کوپراتیفونو رامنځته کول.
- صادرات او ملاتړ: د صادراتو ترویج او د وارداتو پر وړاندې د کورنیو تولیدونکو ملاتړ.
- کرنیز صنعت: د سړو خونو، پروسس مرکزونو او د کرنیزو پارکونو پراختیا.
- د کلیو نښلوونه: د سړکونو، برېښنا او د کلي او ښار ترمنځ د اړیکو ښه کول.
۱ حمل ۱۳۹۵
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب ضمیر صاحب، ۱ وزیر صاحب امور داخله، وزیر صاحب انکشاف دهات، وزیر صاحب سرحدات، وزیر صاحب انرژی و آب، وزیر صاحب تحصیلات عالی، رحیمی صاحب، والی صاحب کابل، جنرال صاحب خالق خان، همه خواهران و برادران، اما از همه کرده زیادتر دهقان های عزیز! اول تر از همه، تحفه پیشوای بشریت را برای تان ارائه می کنم: السلام علیکم و رحمة الله و برکاته!
در قدم اول، من از هر دهقان، باغدار و مالدار تشکر می کنم. هر چیز و سیبی را که شما تولید می کنید، معنی اش این است که افغانستان دستش به دنیا دراز نمی شود. معادله اصلی خواهران و برادران همین است. امروز از جهتی که در سال های گذشته، سر زراعت، مالداری و باغداری سرمایه گذاری نشده، محتاج دنیا هستیم، این را می گوید احمق پولی.
هر شهر ما را ببینید. پیداوار خارجی مصرف روزانه ما است، در حالی که میلیون ها خواهر و برادر ما در اطراف و شهرها بیکار هستند و می گویند راه و چاره بیکاری چیست؟ راه و چاره بیکاری، شما هستید. خواهر ما۲، بابای انگور،۳ بابای زعفران و بابای پیداوارهای دیگر هستند.
اول خواهش من از ضمیر صاحب این است که سال آینده در روز دهقان، ۵۰ زن و مرد دهقان را تقدیر می کنید. امروز از فرهنگی ها تقدیر کردیم. باید امروز یک روزی می بود که پنجاه دهقان درجه اول افغانستان را نشان می داد و از آنها تقدیر می کردید.
نکته دوم، پیغام تان در قسمت آب است. آب چهار بخش دارد: تولید، انتقال، توزیع و مصرف آب. در این چهار بخش، در سال های گذشته کامیاب نبودیم و هنوز هم نیستیم. قدم ها برداشته شده و من از حاجی صاحب قهار تشکر می کنم که مثال ها را گفت، مثال های خوب است.
چی ضرورت است؟ نظام ترتیب آبیاری باید سرتاسری شود. هر دهقان ما باید بداند که در ظرف چند دقیقه، نه چند ساعت یا چند شبانه روز برای شان آب می رسد. استاد سباوون هم تشریف دارد، این کارها را زیاد کرده است، هم عالم دین هست و هم انجینیر، خدا ﷻ همیشه همین ترکیب را بیاورد.
هدف ما چیست؟ امسال ان شاءالله تعالی کار ۲۱ تا ۲۹ بند اساسی را شروع می کنیم. این وزیر صاحبان از دست من به بینی آمده اند. هر روز از آنها پرسان می کنم که مسئله آب چطور است؟ خیال می کردند که کار رئیس جمهور این است که بگوید تولیدات زیاد شود و یک سال بعد از پیش شان پرسان کنم. نی. هر ماه و هفته پرسان می کنم. اگر زراعت نباشد، نه تجارت است و نه صنعت و کار دیگر.
نکته دیگر این است که ما مردم بسیار با آب هستیم؛ اما بی آب زندگی می کنیم. این رقم بی آبی خوش مردم افغانستان نمی آید. مشکل در این است که هنوز سه وزارت ۱ ، سه رول مختلف دارند و به سه رقم می خواهند مردم افغانستان را برقصانند. این رقم رقصاندن قابل قبول نیست؛ یک اتن و یک قرصک باشد، هر چی که می کنید در همین زمانه یک چیز را انجام بدهید.
حال فضل خداوند ﷻ هر سه وزیر در اینجا نشسته اند و در یک انسجام می آیند. در سطح وزیرصاحبان انسجام آمده، اما در سطح وزارت ها انسجام نیامده است. هر وزارت هنوز هم به فکر گذشته خود است. فکر می کند که صاحب اختیار همه چیز است؛ بدون هماهنگی نمی شود.
دوم، انتقال آب است، سیستم انتقال ما برای دهقان بسیار قیمت است. شما کل تان سربند را ببینید، تا از سربند به مزرعه آب می آورید چه قدر سالانه سرش مصرف می کنید. قسمت عمده ای از سربندهای ما، دوامدار نیست. هر سال اینها را سیل می برد یا تخریب می شوند. هر جوی پاک کردن کار دارد. از این جهت وزیر صاحب زراعت حساب کرده بود، پنجاه و پنج فیصد آب – موږ ورته پټي وایوو – مخکې له دې چې پټي ته ورسېږي، ضایع کېدلی، در حالی که دوم و نیم هزار سال پیش، مردم افغانستان بهترین اساس تقسیم آب را ماندند. آب هریرود به اندازه ای دقیق تقسیم شده بود که حد نداشت. این مشکل را وزارت محترم انکشاف دهات، سرش کار بنیادی می کند که سربندهای تان پخته شود.
حال جوی ها را که گفتید، جوی باید در اینجا بیاید و مشکل دیگر در توزیع است، توزیع آب عادلانه نیست. در بعضی ولایت ها که بروید، با لآب و پایین آب، قیمت زمین پنج چند فرق دارد. در با لآب شالی می کارند و در پایین آب گندم نمی شود. گپ در چیست؟ ما یک نظام بسیار عادلانه تقسیم آب داشتیم که بر اساس دین مبین اسلام استوار بود و عرف ما در این خصوص واضح بود. ببخشید در آن وقت می گفتند، زن طلاق باشد کسی که آب دیگر را استعمال کند. انجینیر صاحب همین طور بود یا نبود؟ حالا این رقم چیزها را ماندیم. ضرور این است که حکومت تقسیم عادلانه آب را باید مدیریت کند. کار قاضی و سارنوال تنها این نیست که خدمت مردم را به صورت عام کنند، تقسیم آب یک کار است. از این خاطر مهم ترین راه این است که پیشتر حاجی صاحب قهار هم گفت - که خودشان میرآب بود - میرآب های ما باید زنده شوند. مردم باید به یک تقسیم عادلانه ی آب برسند تا بتوانیم از آب استفاده اعظمی کنیم. اگر آب را عادلانه تقسیم کنید، مقدار تولیدات ما به صورت اساسی تغییر می کند.
مسئله دیگر استفاده است. گفتید تکنالوژی، تکنالوژی در این است که از آب استفاده اعظمی شود. امروز ما آب را ضایع می کنیم. اگر آب به صورت اساسی مدیریت شود، تولید ما زیاد می شود و همه چیز ما ان شاءالله تعالی بهتر می گردد. این چهار چیز هدایت من است که این سه وزارت محترم سرش کار کنند و به صورت بنیادی نتیجه به دست آورند.
در این بخش وزیر صاحب زراعت گفت که هفتاد فیصد بودجه را مصرف کرد، از هفتاد فیصد تبریکی، سی فیصد دیگر را ناکام ماندی برادر! این کار نمی دهد، درست است یا نی؟ سی فیصد معنی اش چیست؟ معنی اش این است که صدها و حداقل ده ها سردخانه درست می شد که درست نشد، ده ها و صدها مزرعه ی دیگر برایش آب می رسید. این فیصدی ها را، مردم آسان قبول نکنید. امسال مقدار کامیابی ۹۰ فیصد است، نه ۷۰ فیصد. در هفتاد فیصد مشروطی است. و برخلاف سیستم نوی که وزیر صاحب آورده که مردم اگر در چانس اول ناکام بمانند، دفعه دوم و سوم از پیش شان امتحان می گیرند، در کابینه باز امتحان دوم و سوم نیست. ان شاءالله تعالی کل ما دست به دست می دهیم، مگر مقصد این است که کار زراعت تنها کار اینها نیست، کل والی صاحب ها مخصوصاً قوای امنیتی و دفاعی و کل ما در این بخش باید فعال شویم.
موضوع دیگر، تخم زراعتی است، تخم اصلاح شده و تخم غیر اصلاح شده از زمین تا آسمان فرق دارد. چهل سال جنگ، سیستم تخم های اصلاح شده ی ما را از بین برده بود. امسال چهل هزار تن تخم اصلاح شده ان شاءالله تعالی توزیع می شود. من ارقام اینها را برای تان نمی گویم، از خاطر اینکه اینها از دست من در هفته پیشتر زحمت بسیار زیاد کشیدند. هر بار که برای من ارقام آوردند من گفتم «گردکی» برای ما بگویید که نتیجه ی این چی می شود و مقصد چیست؟ تمام وزارت های ما باید اول نبض دهقان را درک کنند، و دوم به زبان دهقان صحبت نمایند. زبان های خارجی از خاطر این است که ما همراه دنیا وصل شویم، از خاطر این نیست که مردم خود را به ابهام ببریم که چی می گوییم و صبا از ما پرسان نتوانند.
[خطاب به دهاقین] دیگر به زبان واضح همراه تان صحبت می کنند. چیزهایی را که شما ضرورت دارید، همان چیزهایی است که در صدر برنامه ی دولت قرار می گیرد. و سر مسئله تخم به صورت اساسی کار می شود.
مسئله دیگر زمین است، زمین چند بخش دارد: اول، استفاده ی اعظمی از زمین موجوده است. معادله چیست؟ مقدار تولید از زمین موجوده؛ از زمین کم، تولید زیاد باید صورت بگیرد. پریروز از وزیرصاحب ها پرسان می کردم که نتیجه سرمایه گذاری های تان چه قدر است؟ سه ماه از من وقت خواستند که این جواب سوال را بگویند. همداسې وه که نه؟ خو نه تا ځواب را کاوه، نه وزیر صاحب او نه معین صاحبانو ځواب راکاوه. زه بېچاره هک حیران پاتې یم چې دوی څه وايي، سمه ده که نه؟ زه ډېر شیان نه غواړم، دا یوه صفحه غواړم، په دغه صفحه کې غواړم پوه شم چې تېر کال مو له ځمکې نه تولید څومره و؟ او راتلونکی کال به څومره وي؟
اندازه گرفتن موثریت، بسیار کار ساده است. تولید فعلی چیست و در ختم سال چی می شود؟ کل چیزهای دیگر وسیله است، نتیجه را ما کار داریم، نتیجه چیزی بود که خواهر، برادر، بابای زعفران و همه می گویند. نتیجه باید تغییر کند. این نتیجه، قرارداد ما همراه دهقان ها، باغدارها و مالدارهای ماست. سمه شوه که نه؟ نو، در سه ماه قرارداد تان میاید و پارچه امتحان را اینها میدهند، سمه شوه؟ د امتحان پارچه به تاسې ورکوئ، بیا به یې زه اندازه کوم چې بېرته یې تاسې ته ووایم.
اما جداً یکی از خواهش هایم این است که از همین فرهنگ زورگویی و غرغره برآییم و به فرهنگ احترام و تشویق بیاییم. یکدیگر را قدر کنید و دست اتحاد بدهید. زن افغان ظرفیت عظیم دارد و سرش سرمایه گذاری کنید. مرد افغان ظرفیت عظیم دارد و طفل افغان نیز. هر افغان قهرمان است، د ځمکو په برخه کې اول د موجوده ځمکې نه استفاده ده او دویم د نویو ځمکو تولید دی. وايي ځمکه څنګه تولیدېږي؟ خو اوبه تولید کړئ ځمکه تولیدېږي، نو ان شاءالله څو سوه زره هکتاره نوې ځمکه به خړوبه شي، ستاسې په اختیار کې به درکړل شي، اما په زراعت کې له ټولو نه مهم عنصر څه دی؟
انسان! از انسان کرده عنصر مهم در زراعت نیست. از این خاطر نکته بنیادی را که می خواهیم، تغییر دانش، آمادگی و نوع همکاری با زن و مرد دهقان است. زن و مرد باغدار و سبزی کار اینجا هستند. اول تشکر می کنم که همکاران از اقدامات وزارت محترم زراعت و وزیر صاحب تشکر کردند، خانه تان آباد!
فرهنگ تقدیر بسیار خوب است؛ اما نوع کار ما باید به مراتب زیادتر تغییر کند. وزارت برای من وسیله است، هیچ وزارت هدف من نیست، وزارت وسیله است، وسیله چی؟ وسیله خدمت کردن به یک قشر مشخص. هدف این سه وزارت ۱ خدمت کردن به قشر دهقان، باغدار و مالدار ماست و هر نوع همکاری را که شما (دهاقین) تشخیص می کنید.
در اینجا چند چیز ضرورت است: اول باغدارها و دهقان های پیشقدم را از راه تلویزیون ملی و یک برنامه سرتاسری به تمام ولایات معرفی کنید که هر کدام اینها برای ما میلیون ها دالر صرفه جویی می کنند. به خاطر اینکه یک افغان، یک افغان دیگر را ببیند که چی طور کار می کند، بعد از آن او یاد می گیرد. شوهر اینها [خانم های زراعت پیشه] را همراه شان به تمام ولسوالی ها روان کنید.
دوم، اینها باید در اتحادیه ها گرد هم بیایند؛ تنها کار نمی شود. خواهر ما گفت که از دیگران خریداری می کند؛ باز خودش می فروشد. این ترکیب است که یک ترکیب جمعی بیاید. من سر مسایل دیگر به تفصیل گپ نمی زنم، می آیم سر مسئله ای که برادر و خواهر ما آنها را ذکر کردند.
مسئله بازار. بازار در کجاست؟ اولین بازارتان قوای امنیتی و دفاعی افغانستان هستند. وزرای دافع و داخله که نشسته اند، راه حل بازارتان هستند. در هفته پیشتر وزارت محترم دفاع ملی، قراردادهای خود را که ۲۵۰ قرارداد بود، تقریباً به هشت قرارداد به انواع مختلف آورد. هدایت من این است که این وزارت تنها از پیداوار افغانستان خریداری می کند. حال شما می گویید چطور تثبیت می کنید که از پیداوار داخلی خریداری می کند؟ انجمن های تان را جور کنید، انجمن های تان نظارت کنند که از پیداوار شما خریداری می کند یا نه. در چند هفته، انجمن های شما را همراه قراردادی اینها می نشانیم که با ترتیب اصلی به نتیجه برسیم. هر فرد اردوی ملی، اولاد و برادرتان است. اینها می خواهند که پس، وسیله انداخت پول در جیب تان شوند. در حدود دو تا سه ماه وقت می گیرد، این راهش است. بعد از آن باید وزارت محترم تحصیلات عالی، وزارت محترم معارف و بالاخره تمام بخش ملکی دولت اقدام کنند. خواهران و برادران بازار تیار دارید، کسی تاکنون فکر نکرده بود، این قدم اول است.
نکته دوم تان مطلق بجا است که بازارها عوض اینکه سال یک بار شود، به صورت اساسی شود. شاروال های نو را من شخصاً انتصاب کردم. هر کدام اینها وظیفه دارند که جمعه بازار یا بازارهای هفته وار و ماهانه را برای تان ترتیب کند. هر شاروال را بعد از این مسوول می سازیم.
برای شهر کابل، دو طرح نو بسیار خوب آمده که یک جمعه بازار در قرغه و جمعه بازار دیگر را در سروبی برای تان ترتیب کند. عین پلان را که شما گفتید، هدایت می دهیم که در ۱۴ ولسوالی و نواحی کابل انجام دهند.
راه اساسی دیگرش این است، سوپر مارکیت هایی که برای شان وسط و بزرگ می گوید، ایجاد شود. هدایتم به والی صاحب و شاروالی کابل این است که برای سوپرمارکیت ها زمین بدهید، به شرطی که میوه افغانی خریداری کنند.
بخش دیگر بازار این است که وقتی میوه وافر است، هنوز هم میوه خارجی می آید و همراه شما رقابت می کند. امسال هدایت سریع ام به وزارت محترم مالیه این است که تعرفه را صد فیصد یا یکصد و پنجاه فیصد بالای واردات میوه خارجی وضع نماید.
ما در تمام دنیا میوه صادر می کردیم، حال آنها برای ما میوه درجه دوم را صادر می کنند. ناک غلط را می آورند در سالنگ و راه شمالی پهلوی سرک می مانند و می گویند که این ناک اندراب است. کسی که ناک اندراب را خورده باشد، بالای ناک های خارجی بازی نمی خورد. ناک اندراب را بخورید، همچنین انگور شمالی و هرات، این مملکت محل انگور است.
زعفران ما! باز هم به بابای زعفران تبریکی می دهیم که باز در دنیا درجه اول شدید. پیشنهاداتی را که کرده بودید، اول از تمام زحمات بابای زعفران تشکر می کنیم. دوم پیشنهاد کرده بودید که برای تان وقت نداده بود. پس پارچه امتحان بدهید که پیشنهادتان را عملی کردند. اگر کسی نبود، همراه ما ملاقات بگیرید.
اما کار عمده دیگر، بازاریابی و چند چیز دیگر برای تان است. اول، پروژه باریک آب که اولین پارک زراعتی و صنعتی افغانستان است، را اجازه دادیم که دولت تمویل کند؛ که در چند سال آینده ان شاءالله تعالی، تکمیل و در خدمت تان قرار داده می شود. دوم همراه صادرکننده های میوه تا به حال سه جلسه گرفتیم. صادرکننده های میوه ی کابل با یک طرح بسیار خوب آمدند. طرح بسیار عالی است و آن اینکه چطور روزانه از ماه جوزا، ششصد تن میوه افغانستان را به خلیج برساند.
هر چیزی که اینها کار داشته باشند، اگر دستگاه فعلی را سرچپه هم بسازید، برای تان تعهد است که همین کار را انجام می دهیم. در روزی که ان شاءالله تعالی شش صد تن صادرات داشته باشیم، برای چند ماه، بازارتان به صورت اساسی آماده می شود؛ اما کابل کافی نیست، حداقل این را به پنج ولایت عمده افغانستان باید برسانیم. قدم اول کابل است.
امسال سردخانه ها تکمیل نمی شوند. مگر موافقه کردیم که در میدان هوایی کابل کانتینرهای سردخانه گذاشته شود تا طریقه برای تان جور شود. سکتور خصوصی را ما باز هم می گوییم که بیاید سرمایه گذاری کند. تا به حال زیادتر از بیست هزار جریب زمین را ما برای پارک ها اجازه داده ایم. مشکل زمین تان بدون رشوت و کثافت و به سرعت حل می شود، کسی مانع تان باید نشود.
مسئله دیگر برق است. از وزیر صاحب انرژی و آب ابراز امتنان می کنیم. امسال ان شاءالله تعالی مقدار برقی که در افغانستان تولید خواهد شد، از صد سال گذشته کرده زیادتر خواهد بود. ٢٤٠ میگاوات برق ان شاءالله تعالی امسال تولید خواهد شد. کم است، مگر یک شروع بزرگ است.
مسئله دیگر، ارتباط ده و شهر است. برای وزارت های انکشاف دهات و فواید عامه، هدایت واضح ام این است که راه های تان را اصلاح کنید. هزارها کیلومتر در سال گذشته اعمار شده و بالای ده ها هزار کیلومتر آن کار می کنیم تا راه تان وصل شود.
په آخر کې زه یو ځل بیا د خدای ﷻ شکر کوم چې بارانونه وشول. بارانونه د نعمت لویه وسیله ده، د دغه بارانونو تر کېدو مو له زړه نه خدای ﷻ خبر و. هر شپه مې د تهجدو لمونځ کاوه چې بارانونه وشي. کله یې چې ارقام را وښودل، د وچکالۍ خطر و. اوس په بارانونو سره خدای ﷻ زموږ دعا قبوله کړه، د زړه له کومې شکر کوم چې دغه نوی کال د باران په ورېدو پیلوو.
اما دویمه مننه مې له افغان ولس نه ده. دا واقعاً عظیم ولس دی. زه هره ورځ ستاسې صبر، حوصله او خصوصاً ستاسې نېکې هیلې ګورم، د خدای ﷻ شکر کوم چې افغان یې پیدا کړی یم او دا زمینه یې را کړې چې ستاسې اول خادم اوسم. نو هیله ده چې سږ کال به په بنیادي توګه مخکې لاړ شوو. د مالدارۍ په برخه کې لږ وغږېدم، اما هلته مې هم توجه شته. قلم به قلم از هر چیزی که تولید افغانستان است، بعد از این از وزارت محترم زراعت گزارش می خواهم. گندم را چه کردیم و به چه رقم آوردیم؟ جواری، زعفران و انگور را چه کردیم؟ تا توجه ما به هر قلم تولیدات نباشد و برای اینها بازار پیدا نکنیم، برای زندگی خود توجه نکرده ایم.
اقداماتی که در سال ۱۳۹۴ شده بود، یک تهداب است. امید این است که امسال، سال تحول بنیادی در امور زراعت باشد و در سه سال آینده ببینیم که زارع افغانستان بالای پای خود ایستاد است، چون بدون اینکه شما راحت باشید، افغانستان نه به امن می رسد و نه به ثبات.
میلیاردها دالر استعمال سلاح، جای کوشش شما را نمی گیرد. شما تهداب این مملکت هستید و این تهداب ان شاءالله تعالی قوی می شود. خواهران و برادران با همدیگر کار کنند تا این هدف والای ما عملی شود.
تل دې وي افغانستان!
پاینده باد افغانستان!
یشه سین افغانستان!
۱ اسدالله ضمیر، وزیر زراعت، مالداری و آبیاری
۲ یکی از صحبت کنندگان
۳ محمد اکبر، مشهور به بابای زعفران افغانستان یکی از بنیان گذاران کشت زعفران در کشور است.