داکتر اشرف غنی
داکتر اشرف غنی

میراث باچا خان: صلح، آموزش و ریفورم اجتماعی

میراث باچا خان: صلح، آموزش و ریفورم اجتماعی

پیام به مناسبت بیست‌وهشتمین سالروز درگذشت خان عبدالغفار خان (باچا خان)

نکات اساسی:

  • عدم تشدد: رد انتقام‌جویی و انتخاب صلح من‌حیث مسیر رسیدن به عدالت.
  • تعلیم و تربیه: گسترش دانش برای شکست جهل و دستیابی به ترقی.
  • خدمت اجتماعی: خدمت به جامعه از طریق کار عملی و بهبود امور عامه.
  • وحدت و یکپارچگی: ایستادگی در کنار هم، فراتر از تقسیمات قومی و منطقوی.
  • تعلیم زنان: حمایت از آموزش دختران و سهم‌گیری آنان در حیات اجتماعی.
  • آگاهی و اصلاحات: بیدار ساختن جامعه به سوی تغییرات مثبت.
  • رهبری اخلاقی: رهبری بر اساس فروتنی، شکیبایی و ایثار.
  • ملت‌سازی صلح‌آمیز: بنا نهادن یک جامعه مقتدر از طریق هماهنگی و همکاری.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

عزیزان و بزرگوارانی که به مناسبت سالروز وفات فخرِ افغان، باچا خان، در شهر جلال‌آباد گرد هم آمده‌اید! السلام علیکم و رحمت الله!

قبل از هر چیز، مراتب تسلیت و غم‌شریکی عمیق خود را به مناسبت سالگرد وفات باچا خان و همچنین به دلیل فاجعه‌ی انسانی و قتل‌عام اخیر در «پوهنتون باچا خان» ابراز می‌دارم. باچا خان در نخستین گام‌های مبارزاتی‌اش، دست به اقدامی بنیادین زد و تهداب «مکتب آزاد اتمانزی» را در اشنغر بنا نهاد. او حتی صد سال پیش به این حقیقتِ محض دست یافته بود که در عصر حاضر، کامیابی و تعالی بدون تعمیم علم و معارف میسر نیست.

کسانی که در سالروز وفات وی، خونِ محصلین را در پوهنتون باچا خان جاری کردند، دشمنان بیداری و ترقی بودند؛ آنان از گسترش آگاهی هراس داشتند. اما جای مسرت است که جهان تغییر کرده است. امروز، خواه ناخواه، خورشید علم در حال طلوع و امواج جهل در حال شکستن است. در افغانستان، ما پانزده سال قبل تنها نه‌صد هزار متعلم داشتیم، اما امروز این رقم بیش از ده برابر افزایش یافته است. زمانی تعلیمِ دختران جرم پنداشته می‌شد، اما امروز میلیون‌ها دختر در جستجوی دانش به مکتب می‌روند.

باچا خان نه تنها پیش‌آهنگ ترویج دانش مدرن در تاریخ این منطقه بود، بلکه مساعی وی در راستای اصلاحات اجتماعی در تمامی ابعاد حیاتی، فراموش‌ناشدنی است. متأسفانه هنوز در جامعه‌ی ما کسانی هستند که از کار بدنی و مزدوری عار دارند؛ جاروب زدن کوچه یا آبیاری زمین را کسرِ شأن می‌دانند. باچا خان دهه‌ها قبل این بیماریِ اجتماعی را تشخیص داد؛ او شخصاً با یارانش کوچه‌ها را جاروب می‌کرد، پل و سرک می‌ساخت و در کندن چاه‌ها سهم می‌گرفت تا مردم به آب پاک دسترسی داشته باشند.

رسم ناپسند «بدل» و انتقام‌جویی، نقطه‌ضعف بزرگ دیگری در جامعه‌ی ماست. باچا خان بیش از هر کسی به این نقیصه متوجه بود و در آثار و سخنانش تبیین کرد که پاسخ دادن به ظلم با ظلمی دیگر، راهِ خدا نیست. او معتقد بود که اگر تاریخ حقوق زن و مشارکت اجتماعی آنان در جامعه‌ی پشتون نوشته شود، بدون ذکر نام و نقش باچا خان، آن تاریخ ناقص خواهد بود.

نقش تاریخی باچا خان در آزادی شبه‌قاره بر کسی پوشیده نیست. او انسانی تاریخ‌ساز بود که نه تنها پشتون‌ها، بلکه تمامی ملل جنوب آسیا مدیون ایثار و مبارزات او هستند. همان‌گونه که مبارزه‌ی او عظیم بود، «شیوه‌ی مبارزاتی» او نیز عظمت داشت. او راه «عدم تشدد» را برگزید؛ راهی که همان «صراط مستقیم» است و با گذشت زمان، حقانیت و درستی آن بیش از پیش به اثبات رسیده است.

در تاریخ معاصر ما، باچا خان نخستین رهبری بود که در دوره‌ی دموکراسیِ ظاهرشاه بابا، شهر به شهر و قریه به قریه سفر کرد تا پیام عدم تشدد، وحدت ملی و برادری را ابلاغ کند. او در هر گوشه‌ی افغانستان به مردم می‌گفت: «در بندِ قوم و قبیله نمانید؛ متحد شوید و به حیث یک افغان، وطن خود را آباد کنید.»

از بارگاه ایزد متعال برای ایشان فردوس برین استدعا دارم و امیدوارم به ملت ما توفیق دهد تا آرمان‌های باچا خان را در راستای صلح، عدم تشدد، اتفاق، دموکراسی و ترقیِ پایدار، جامه‌ی عمل بپوشانیم.

آمین یا رب العالمین