داکتر اشرف غنی
داکتر اشرف غنی

پیشرفت در توسعه زراعتی و تضمین صلح از طریق وحدت ملی

پیشرفت در توسعه زراعتی و تضمین صلح از طریق وحدت ملی

سخنرانی در چهارمین کنفرانس ملی ترویج و انکشاف زراعتی - کابل

نکات اساسی: 

  • رفاه زراعتی: تقویت بخش‌های زراعت، باغداری و مالداری جهت تأمین ثبات.
  • حمایت از دهقانان: مشارکت دولت و بخش خصوصی برای خدمت به تولیدکنندگان.
  • مدیریت آب: آبیاری موثر و توزیع عادلانه آب در سراسر کشور.
  • امنیت زمین: حفاظت از مالکیت دهقانان و جلوگیری از غصب زمین‌ها.
  • زراعت علمی: پیوند میان تحقیق، آموزش و روش‌های عملی زراعت.
  • نقش بخش خصوصی: تشویق حمایت‌های تجارتی در توسعه زراعتی.
  • صلح و امنیت: تضمین ثبات برای جوامع روستایی و رشد ملی.
  • وحدت ملی: ترویج همکاری میان تمام گروه‌های قومی و اجتماعی.
  • توسعه پایدار: برنامه‌ریزی درازمدت برای تولید، صادرات و معیشت.
  • تعهد به پیشرفت: استفاده خردمندانه از منابع برای یک افغانستان مرفه و صلح‌آمیز.

 

حوت ١٣٩٤

بسم الله الرحمن الرحیم

عزیز وطندارلو خوش کلیپ سلی. افغانستان دی بزله وی سزله ساسکلک.

وطنداران عزیز خوش آمدید. ما و شما باید افغانستان را بسازیم.

ګرانو وطنووالو ښه راغلاست. موږ او تاسې باید دا وطن جوړ کړو.

ډېرو محترمو دهقانانو، باغدارانو، مالدارانو، ډېرو محترمو خوېندو، ډېرو محترمو وروڼو، د کرنې وزارت ټولو منسوبینو، خارجي مېلمنو، جناب د کابل والي صاحب، جناب وزیر صاحب د زراعت، السلام علیکم و رحمت‌الله وبرکاته!

به خانه خود (ارگ) خوش آمدید و از اینکه چند روز این خانه را برای من داده‌اید، از صمیم قلب ابراز تشکر. اول من می‌خواهم مراتب احترامم را بگویم. لومړی تر ټولو زه دهقانانو نه، باغدارانو نه، خوېندو او وروڼو نه چې په دې ډېر شریف کسب کې مصروف دي د زړه له کومې مننه کوم. تاسې یئ چې دې وطن ته ډوډۍ ورکوئ، بې له تاسې نه به دا وطن د ډوډۍ خاوند نه وي، نو ستاسې ارزښت هره ورځ له حد نه ډېر دی.

هر روزی که شما با عرق جبین تولید می‌کنید - چی گندم، چی انار و چی زعفران است و تمام تولیدهای ما - در حقیقت شما از فقر جلوگیری می‌کنید. اساس اکثریت مردم افغانستان را شما تشکیل می‌دهید. هیچ کس باید این را فراموش نکند که اکثریت مردم افغانستان امروز در سکتور زراعت مصروف هستند، در سکتور زراعت، باغداری و مالداری بدون یک زراعت موثر و همه کاره در افغانستان ثبات آمده نمی‌تواند. رفاه از معادن خواهد آمد؛ اما بدون زراعت در افغانستان ثبات آمده نمی‌تواند. بنابراین مسئله زراعت، مسئله وزارت زراعت نیست؛ بلکه از اهم‌ترین موضوعات حکومتداری و تعهد ملی ما است. یک زراعت مرفه هدف ماست، از خاطری که ثبات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی افغانستان به زراعت بسته است.

دوم من از سکتور خصوصی ابراز امتنان می‌کنم، چیزی که جناب اسدالله خان به نمایندگی از شرکت تبسم گفت و جناب الکوزی صاحب [معاون اتاق‌های تجارت و صنایع افغانستان] اعتراف کنیم که سکتور خصوصی ما در بخش ترویج و کمک به دهاقین از وزارت زراعت کرده به مراتب موثرتر بوده است.

همداسې ده که نه؟ این انتقاد نیست، این حقیقت است. از این جهت نظریات اینها بسیار بنیادی است. دهاقین، سکتور خصوصی و دولت شرکا هستند. فلسفه قدیمی که وزارت زراعت خود را آمر و بادار دهقان می‌دانست، لغو و مردود است، مورد قبول ما نیست.

این یک شراکت است و اصل این است که دهقان و سکتور خصوصی مشتری است، و وزارت زراعت خادم و ارائه‌کننده خدمات است. من خادم اول‌تان هستم، امید است که وزارت محترم زراعت (و مالداری) خادم دوم‌تان باشد.

در عین حال از وزارت محترم زراعت مخصوصاً وزیر صاحب ابراز امتنان می‌کنیم که در یک و نیم سال به صورت اساسی سر زراعت تمرکز کرده است، اینها خدمت‌تان خواهند گفت که تنها سر گندم من حداقل شانزده جلسه خودم گرفتم. هدایت و خواسته‌ام از وزارت چیست؟ هر قلم تولیداتی افغانستان باید مورد توجه قرار بگیرد و سر هر قلم تولیداتی، وزارت محترم زراعت باید طرح داشته باشد. زعفران را ببینید، زعفران ما امروز می‌رود به نام همسایه‌ها و اروپایی‌ها صادر می‌شود.

کدام قلم صادراتی ما است که امروز مشکلش را حل کرده باشیم، چیزی که میراث گرفتیم این است که ما سر صادرات خود توجه بنیادی نکرده‌ایم او دا ستونزه باید حل کړو. په بنیادي توګه به یې حل کړو او ان‌شاءالله تعالی او حل کوو یې. او اوس په عین حال زه غواړم چې زموږ له بین‌المللي همکارانو نه مننه وکړم، له مختلفو پوهنتونونو نه دي، له پودو پوهنتون، نورو پوهنتونونو نه دي، USAID مرسته کړې ده، جاپان مرسته کړې ده، نړيوال بانک او نورو ټولو مرسته کړې ده، ډاکتر صاحب سکاټ اوګان‌های مې هېر شو، زما ډېر قدیمي دوست دی او زما لوی مشاور دی. له دې ټولو نه مننه کوو، ځکه زراعت اوس یوازې په قدیمي توګه نشي کېدای، د ټولو همکاري په کار ده او ځکه باید ټول وزارتونه سره یوځای ووسئ.

امروز چیزی که من تاسف دارم، این است که وزرای دیگر کابینه امروز اینجا نیستند، این قابل قبول نیست. زراعت چطور بدون فواید عامه، بدون آب و برق، بدون تجارت و اینها (بوده می‌تواند)، معلوم می‌شود که هنوز کابینه افغانستان اهمیت زراعت را به صورت اساسی ذکر نکرده، در جلسه آینده برای‌شان بگویید که این اولویت است، باید حضور داشته باشند. ما چند روز در اینجا هستیم، صاحبان اصلی خانه امروز به خانه آمده‌اند، از آن خاطر پس باید نتایج کنفرانس‌تان در کابینه مورد غور قرار بگیرد و در شورای عالی اقتصاد مورد تصامیم عملی قرار بگیرد.

نکته دومی را که من خدمت‌تان می‌خواهم عرض کنم، فرهنگ زراعت و ترویج ما است. آنهایی که زراعت افغانستان را از نگاه تاریخ دیده‌اند و من حداقل ده سال عمر خود را سر این مصرف کردم که تاریخ چند هزار ساله زراعت ما را بفهمم، پنج عنصر همیشه در دیدگاه دهقان ما بوده است: آب، زمین، تخم، وسایل و خود کشتگر، همین پنج عنصر اساس مناسبات اجتماعی ما را تشکیل داده. سمه ده نه؟ زه خو ستاسې په ژبه پوهېږم نه؟ [خندا] نو راشئ چې پخپلې ژبې وغږېږو.

در اینجا جناب وزیر صاحب و جناب وزیر صاحب تحصیلات عالی، حالی ما یک مشکل بنیادی داریم، بحث علمی با ضروریات دهقانان ما هنوز عیار نشده، در فاکولته یک چیز درس می‌دهند؛ اما اینها ضرورت به چیز دیگر دارند. اگر می‌خواهیم که ترویج اساسی شود باید فاکولته به دهقان، باغدار و مالدار گوش کند. من یک مثال عملی برای‌تان می‌دهم: در پاکستان یک فاکولته بسیار خوب زراعت است، فیصل‌آباد، اما کسی که برای مالداری کمک می‌کند، یک شرکت است به نام نستلی که کلان‌ترین شرکت تولیدکننده شیر در دنیا است، اینها می‌فهمید درس چی می‌دهند، می‌گویند گاو را روزانه باید مجازش را بفهمی که مجاز گاو چطور است، گاو در حقیقت برایت پیغام می‌دهد، اگر مجاز گاو را درک کردی، شیر صحیح می‌شود. دیگر بیایید که علم را جدا از عمل نسازیم، علم را با عمل عملی دهقان، باغدار و مالدار ارتباط بدهیم در آن حالت کار ما درست می‌شود.

نکته دوم این است که سکتور خصوصی ارتباطش با دهقان ضعیف است، از خاطری که دولت نقش خود را ادا نمی‌کند، نقش دولت در تقویه دهقان و سکتور خصوصی باید مشخص شود. چند مثال کوچک که پس به این عناصر بیاییم.

اول موضوع آب است، اگر احمق پولی است، خود افغانستان است که آب‌های خود را مفت برای قرن‌ها در اختیار دیگران قرار داده، آب ما باید مهار شود و در اختیار ما قرار بگیرد. امسال ان‌شاءالله تعالی شروع ٢١ بند آب را می‌کنیم که خواهش‌های‌تان است. ما به متخصصین بین‌المللی ضرورت نداریم که بگوییم اولویت‌های ما چی باشد. نعیم خان اولویت را برای ما داد، آب را مهار کنید، آب را ان‌شاءالله تعالی مهار می‌کنیم.

چند روز خواهد گرفت، مگر نکته اساسی خدمت‌تان می‌گویم، توجه و تعهد من سر مهار کردن آب‌های ما است. انسجام آب‌های ما موجب این می‌شود که دو چیز شود: اول ما باید از آب استفاده اعظمی کنیم، امروز استفاده نمی‌کنیم. دوم سیلاب ما را تباه کرده، هر سال حداقل یک میلیارد دالر از دست سیلاب‌ها از دست می‌دهیم. سواحل دریاهای ما عوض اینکه موجب ایجاد کار شود، موجب خرابی است. هزارها هکتار زمین را از دست می‌دهیم، آب باید به تمام شکلش عیار شود و در خدمت دهقان قرار گیرد و این برنامه اول ماست.

موضوع دوم؛ موضوع زمین است. زمین فعلی مشکلات بنیادی دارد، مسئله اول غصب زمین است، تمام والی‌ها را هدایت داده‌ام که از غصب در آینده جلوگیری می‌کنند و زمین‌های غصب‌شده را پس در اختیار ملت قرار می‌دهند. زمیندار ما باید بفهمد که جایدادش مصون است. هیچکس از نگاه زر، زور و مقام زمین مشروع زمیندار ما را به خطر انداخته نمی‌تواند. ان‌شاءالله تعالی تمام مقامات امنیتی ما در خدمت‌تان قرار بگیرد که اول زمین مصون باشد. امروز مشکلات داریم برادران، آن را نگفتید اما من که از دل‌تان می‌آیم. من مجبور شدم زمین‌هایی را که ششصد سال در خانواده ما بود، دیوار کنم که برای ششصد سال به دیوار ضرورت نبود. امروز اگر دیوار نباشد کس چورش می‌کند. دیگر از چور جلوگیری می‌کنیم ان‌شاءالله تعالی. صحیح است نی؟

مسئله دیگر را ببینیم، مقدار زمینی که امروز تحت زرع است به مقایسه سال آخر داوود خان هنوز تنها دو بر سه‌اش را تحت زرع آورده‌ایم. یعنی یک بر سه زمین ما، ٣٣ فیصد زمین را که در دوران داوود خان کشت می‌کردیم، امروز کشت نمی‌کنیم. این برای این مملکت یک فاجعه است. این زمین‌ها را به صورت منظم زیر قلبه آوردن، زیر کشت و آب گرفتن، اساسی می‌باشد، امروز آب، وسیله عدم عدالت است، بالاجوی و پایین جوی مساوی است؟ یک نظام بسیار خوب آبیاری داشتیم، بدبختانه نظام آبیاری ما زیر سوال رفته است. از این جهت وزیر صاحب زراعت و وزیر صاحب انرژی و برق، دهقان به تقسیم عادلانه آب ضرورت دارد و آب باید به صورت عادلانه تقسیم شود. تا آب عادلانه تقسیم نشود - امروز قریه‌هایی را سراغ ندارید که در بالاجوی برنج می‌کارند و در پایین جوی گندم - به نتیجه نمی‌رسد. این وظیفه دولت است که عدالت را در توزیع آب مراعات کند و نکته دیگر این است که ان‌شاءالله تعالی چند صد هزار هکتار زمین نو زیر آبیاری آمده می‌تواند و این وسیله یک تغییر بزرگ می‌شود.

دا یووېشت بندونه چې جوړو په عین حال کې یوازې د اوبو بندونه نه دي، ځمکه خړوبوي او دا ده چې باید زموږ دهقانان اعتماد پیدا کړي چې سبا ورسره کار کېږي.

افغان را می‌گویید غیرتی است، رقابت مشروع می‌کند. در بخش زمیندرای رقابت ما درست نیست، تولید ما را مقایسه کنید، اگر می‌خواهید خود را مقایسه کنیم، جناب وزیر صاحب برای تمام همکاران‌تان تنها یک معیار به کار است، یک هکتار زمین به مقایسه همسایه‌های ما چقدر تولید دارد؟

نور شیان پرېږدئ، ساده کېږي، څنګه الکوزی صاحب؟ تاسې دوه ډېرې مهمې خبرې وکړې او زه یې تکراروم؛ اول له یو هکتار ځمکې نه څومره حاصل اخلئ؟ دویم، کرنه باید دوه لس میاشتې شي.

پروان را ببینید، در پروان امروز پیشرفت‌ها بسیار است. از چهار بسوه زمین سه لک افغانی عاید می‌کنند از خاطری که سیستم را گرفته‌اند که عیار شود. زراعت سبز را رواج داده‌اند. بناءً استفاده اعظمی زمین (مهم است که) ما کمترین استفاده را از زمین موجوده خود می‌کنیم. والی صاحب کابل هم در این قسمت پیشقدم شد، ارتباط بسیار خوب با فرانسوی‌ها دارد که چطور زراعت دوامدار بیاید. ترتیب این را، دهقان ما در سابق می‌فهمید که چی کند، کدام زمین را در چند سال تولید کند و به چی شکل. این پس به کود کیمیاوی و اینها ارتباط می‌گیرد، من سر اینها نمی‌آیم.

مسئله تخم ما هنوز مشکل بنیادی است، تخم اصلاح‌شده به دسترس خواهران و برادران ما نیست و همچنین موضوع وسایل، مگر مهم‌ترین موضوع که من سرش می‌آیم و پس تأکید می‌کنم که خود دهقان ما است. امروز دهقان ما سر آینده خود مطمئن نیست، بچه دهقان نمی‌خواهد، دهقان شود، نواسه‌اش که به هیچ صورت نمی‌خواهد. این حالت را باید بگردانید و این حالت قابل برگرداندن است. تجربه کوریا را در سال‌های ١٩٧٠ ببینید، مقدار عاید دهقان از عاید شهری کرده بالاتر شده می‌تواند.

هدف ما باید این باشد که توازن عایدات به وجود بیاید. این زمین طلا است اگر به صورت اساسی ان‌شاءالله تعالی دولت، سکتور خصوصی، دهاقین و مالداران ما باهم کار کنیم، این را به وجود می‌آوریم.

من چند کلمه سر ترویج گپ می‌زنم: اول، در قسمت آب، افغانستان از مخترعین نظام آبیاری در دنیا بود، ما حداقل سه و نیم هزار سال تجربه آبیاری داریم و کاریزهای ما در دنیا نمونه بود. وقتی که بلخ بامی یکی از مراکز عمده دنیا بود، آب‌های زیر زمینی را عیار کرده بود، سیستم توزیع آب ما در دنیا نظیر نداشت.

اگر می‌خواهید مثالش را ببینید، شش صد سال است که در هرات تقسیم آب هریرود بر اساس یک کتاب تقسیم آب قبلاً شده بود. از کوچک‌ترین نقطه توزیع آب که مقدار زمینش ١٦٠ جریب زمین بود تا کل هریرود تمامش عیار است.

در آن وقت، هزاران سال قبل انجمن‌های آبیاری داشتیم. علماء کرام در توزیع و تقسیم آب نقش بنیادی داشتند. جناب وزیر صاحب عرض من این است که فرهنگ ترویج تنها به وزارت زراعت نمی‌شود. سر علما، بزرگان قوم و کل مردم به صورت عمومی صدا کنید که در ترویج سهیم شوند.

دوم فرهنگ ترویج است. شش صد سال پیش یک کتاب در هرات به نام ارشادالزراعت نوشته شده، چند صد قلم تولیدات زراعتی را با نوع خاک، مقدار آب و نوع کاری که دهقان بالایش کند، تشریح داده است. امروز یک کتاب ترویج داریم که موازی با ارشادالزراعت باشد؟ دیگر پیشنهاد من بسیار ساده علاوتاً شورای عالی صلح نه‌تنها فعالیت‌های بسیار زیاد داشته؛ بلکه قربانی‌های بسیار زیادی هم داده است. چهل نفر از اعضای کمیته صلح در سطح ولایات هدف دشمن قرار گرفتند؛ شهادت اینها مبارک و یادشان همیشه گرامی باد. همچنین ١٨٥ نفر که به پروسه صلح یکجا شده بودند، هدف قرار گرفته و شهید شده‌اند. همچنین از شهدای راه آزادی افغانستان مخصوصاً اراکین امنیتی و دفاعی افغانستان که روزانه برای دفاع وطن قربانی می‌دهند؛ اما هدف‌شان صلح باعزت و دوامدار است، می‌خواهم باز یاد کنم و برای مجروحین شفا به‌زودی می‌خواهم.

زه خاصتاً غواړم له جناب پیر صاحب او له جناب استاد خلیلي او ټولو معاون صاحبانو نه مننه وکړم. جناب پیر صاحب تاسې ما ته اجازه راکړې او محترم کاکا، لکه چې د حضرت صاحب په څنګ کې دی، د استاد خلیلي په څنګ او نورو مشرانو په څنګ کې، د جهاد رهبري هم په غاړه درلوده ټول کوښښونه یې همدې لپاره وکړل چې افغانستان ته یو منسجم دولت راشي، نن جهاد اکبر کې قدم ږدي او مننه کوم دا چې جناب حضرت صاحب شته او لا موږ ته رهنمایي کوي.

جناب حضرت صاحب! من گفته بودم که اگر کدام اشتباه کردم، زبانِ چون شمشیر حضرت صاحب همیشه موجود خواهد بود که ما را به راه راست رهنمایی کند. خصوصی مرا می‌گویید، اگر عام هم بگویید به سر چشم. تا حال کسی نیست که کندی شمشیر را دیده باشد.

از جناب استاد خلیلی، رهبر جهاد افغانستان و معاون سابق ریاست جمهوری افغانستان، خاصتاً ابراز امتنان می‌کنم. در بیانیه‌هایی که همیشه و مخصوصاً در سال گذشته ارائه داشته‌اید، تأکیدتان بر اهمیت صلح بوده است. تأکید اساسی شما این بود که هر جنگ بالاخره یک راه حل سیاسی دارد و باید یک چارچوب سیاسی وجود داشته باشد، که صلح، سلام و رفاه دایمی را تأمین کند. به خاطر این فکر منسجم در پهلوی جناب پیر صاحب (انتخاب شده‌اید). همچنین از تمام شما اعضای محترمی که معاونیت و عضویت شورای اجرائیه را قبول کرده‌اید، و از جناب رفیقی صاحب که دارالانشا را برعهده گرفت، و از تمام خواهران، خاصتاً از دو عضو نو جناب داکتر صاحب سرابی و خواهر ما حسینه صافی ابراز امتنان می‌کنم.

باز هم تأکید می‌کنم که منافع بزرگ ملی ما همیشه به وحدت ملی، باورمندی، اراده و نیت ما ارتباط دارد. در نیت حکومت وحدت ملی در قسمت صلح، کسی شک نداشته باشد. تمام مناسبات ما همراه دنیا بر اساس این بوده که منافع علیای افغانستان تأمین شود و مردم ما در صلح و صلاح زندگی کنند. در عین حال جنگ ابعاد مختلفی دارد و باید واضح باشد که ما در یک جنگ داخلی نیستیم. جنگی که صورت می‌گیرد، جنگ حق و باطل است. جنگی که سر ما تحمیل شده به (میل و) خوشی ما نبوده و هر کس می‌داند که افغان به زور، سر خم نمی‌کند. حال که یک فضای (کاری) به وجود آمده، ضرورت این است که از این فضا استفاده اعظمی شود.

تأکید من سر چیزی است که در کنفرانس قلب آسیا داشتم. زمان نمی‌تواند ساکن باشد، حرکت نیاز است، حرکت متداوم، فکر منسجم و تدبیر همه‌جانبه نیاز است. در عین حال آمادگی کامل قوای امنیتی و دفاعی ما برای دفاع از مقدسات این خاک، عقاید اسلامی ما و ارزش‌های قانون اساسی وجود دارد. منتظر این هستیم که بعد از جلسات اول، خود شورای محترم صلح اقدامات و اولویت‌های خود را تعیین کنند تا بر اساس این اقدامات ما به زودی ممکنه قدم‌های عملی را برداریم.

باز هم تکرار می‌کنم، شورای عالی صلح قدم‌های بزرگی را در گذشته برداشته و قربانی‌هایی بر جای گذاشته است و امروز با اعتماد و صلاحیت کامل و با همکاری همه‌جانبه تمام اراکین حکومت وحدت ملی، ان‌شاءالله می‌توانیم یک روز نو را برای مردم افغانستان بیاوریم.

تل دې وي افغانستان!
پاینده باد افغانستان!