امنیت، عدالت و توسعه پایدار | دیدار به محصلین افغان در ایران
نکات مهم:
- نجات گروگانها: ۶ میلیون دالر هزینه شد؛ ۶۹ تروریست کشته شدند. حفظ جان مردم اولویت دارد.
- تغییر جنگ: هدف دشمن ترسافکنی است؛ پایداری افغانستان تروریزم را شکست میدهد.
- اصلاحات امنیتی: بازسازی نیروها جریان دارد؛ شفافیت و مبارزه با فساد در اولویت است.
- وحدت سیاسی: اجماع ملی شرط ثبات است؛ نظام پایدار به توازن نیاز دارد، نه شتاب.
- سیاست خارجی: همکاری با همسایگان و جهان، امنیت و توسعه را تقویت میکند.
- اقتصاد و زیربنا: جغرافیا، آب و منابع، پایهٔ خودکفایی و اتصال منطقهای است.
- فقر و نابرابری: کاهش فقر، سد راه بیثباتی و سوءاستفاده دشمنان است.
- سرمایهگذاری و نیروی انسانی: امنیت سرمایه و نقش جوانان، موتور رشد آینده است.
۳۰ حمل ۱۳۹۶ | تهران
د لوی او بښونکي خدای جلجلاله په نامه!
جناب حاجی صاحب محقق، وزرای محترم کابینه، اعضای محترم هیئت، جناب سفیر صاحب، محصلین عزیز و گرامی، جناب استاد مولایی، همه فرهیختهها و بزرگان ادبی و علمی ما، اولتر از همه، تحفه پیشوای بشریت را خدمتتان تقدیم میکنم: السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
من معلم هستم و بیجای در کرسی رئیسجمهور نشستهام. بعضی دفعهها که اتاق و میز کاریام را میبینم، پیش از اینکه آقای کرزی صاحب به دیدنم بیاید، من کل کاغذهایم را دور میکنم که دفعتاً بگوید، این معلم، بیجای آمده، جای مرا گرفته است. در بین شما، همیشه من خشنود هستم که در فضای مطمئن و آزاد، یک بحث آزادانه را انجام میدهیم و بعد که انشاءالله تعالی از این چوکی برآیم، باز در صف مولایی صاحب و شما شامل میشوم که صفت معلمی را داشته باشم و پنج کتاب من که ناتکمیل مانده، انشاءالله تکمیل خواهد شد.
من اول میآیم سر سوالهایتان. (درباره) نکته اول که خواهر ما و جناب زمان صاحب هم ذکر کردند: در موضوع ۳۱ گروگان، دولت افغانستان چه کرده است؟ دولت افغانستان تا به حال ۶ میلیون دالر در عملیات مصرف کرده است؛ ۶۹ نفر از تروریستان را به قتل رساندهاند؛ در ۱۴ سال گذشته، شدیدترین عملیاتی که انجام شده، از خاطر حفاظت این مردم بوده و قوای خاص ما در بدترین شرایط، بزرگترین عملیاتها را انجام داده است. (استفاده از) این مقدار قوا، برای هیچ مسئله ملی در یک زمان متراکم صورت نگرفته است.
با وجود شرایط بسیار سخت – جناب استاد محقق شاهد است – از روز دوم، من شخصاً این موضوع را رهبری کردم. از (امکانات) قوای بینالمللی، پنج کمره داشتیم؛ در حالی که در تمام جنگ دانگام ما یک کمره داشتیم. در تمام جنگ هلمند که سه قول اردوی ما_ که اینجا پادگان میگوید_شامل بودند، دو کمره داشتیم. گروگان گیری اینها را ما با پنج کمره تعقیب کردیم. از این خاطر، ادعای اینکه دولت بی تفاوت بوده، یک افترای محض است.
این دولت، عزت و حیثیت هر شهروند خود را با نگاه مساوی میبیند. اگر دولت بی تفاوت میبود، ۶۹ نفر دیگر را از خاطر رهایی اینها به قتل میرساند؟ اگر ما خاموش هستیم، از خاطر این است که جان اینها در خطر نیفتد نه از خاطر اینکه عمل نمیکنیم. دیگر امید است، به وضاحت بفهمید که بین اتهام و عمل فرق است. حفظ زندگی اینها برای ما اهمیت حیاتی داشته است. ما عساکر رشید خود را قربانی دادیم تا اینها زنده بماند؛ چون عساکر ما سرباز هستند که با سر، بازی میکنند؛ افراد ملکی ما باید افراد ملکی باشند.
دوم، وضع جنگ فرق کرده. نکته اول، برای ما چه میراث مانده بود؟ میراث فساد، کثافت و برتری روابط بر ضوابط، قبول دارید یا نه؟ شش ماه پیش که امور به ما تسلیم داده شد، شش ولایت افغانستان در معرض سقوط بود. ما از این مرحله، موفقانه به فضل خداوند جلجلاله، برآمدیم؛ اما امسال، سال سخت امنیتی است. از روز اول به ملت افغانستان من گفتم که امسال، سال سخت است. نوع جنگ تغییر کرده، باید بفهمید که نوع جنگ به این است که قلب افغان را بشکنانند.
دولتتان در خطر سقوط نیست؛ ما پنج هزار سال بودیم؛ پنج هزار سال دیگر هم خواهد بودیم. این را مصمم باشید و اطمینان داشته باشید که افغانستان انشاءالله تعالی، قبرستان تروریزم بینالمللی خواهد بود. کسی که طفل را میکُشد، سرباز بی گناه را سر میبرد، در روز روشن کسانی را که میخواهند از بانک، حقوقشان را بگیرند، انفجار میدهند، این خارج از حوزه انسانیت است. هدف اگر این نیست که دولت را سقوط بدهد، بیایند مرا بکشند، هیچ مشکلی ندارم، من رئیسجمهورتان هستم، برای کشتن آماده هستم؛ اما طفل ما را کسی که در خطر میاندازد، انتهای بی همتی، وحشت و بربریت است.
من سر گُلتان صدا میکنم که به وحشت و بربریت تسلیم نشوید. با اراده محکم، مقابل اینها ایستاد شوید و اینها را نشان بدهید که این ملت به این رقم، سر تسلیم نمی کند. اینها جزء ما نیستند. همراه القاعده، تروریست چینی و چیچینی، ما چه جدل داریم؟ راه اینها این است که افغانستان برای اینها یک هدف گشته تا تروریزم بینالمللی را موفق بسازند، در مقابل اینها، ایستادگی به کار است.
قوای امنیتی ما در حال اصلاحات است؛ دیدید، بزرگترین قراردادها زیر ذره بین آمد، افراد دور شدند. تعهد ما به شفافیت است؛ هیچکس نمیتواند که مقابل قانون ایستاد شود و امید است با اصلاحاتی که داریم، شما همه بتوانید، خودتان را مسوول احساس کنید؛ اما اصلاحات در یک روز نمیشود، شما کلتان متخصصین هستید؛ در یک روز از شاگرد صنف دو به دکترا رفته میتوانید؟ فساد به نظام بدل شده بود؛ هر سنگی را که برمیداریم، زیرش یک فساد بزرگ است. من نمیخواهم که خدای ناکرده سوء تعبیر شود، در اداره ما هیچ شک نیست؛ اما اصلاح زمان میخواهد.
نکته بنیادی انتخاب_ جناب مولوی صاحب، استاد تاریخ است_ میخواهید من سومین فرد در سلسه امانالله خان و داوود خان باشم که به سرعت حرکت کنم؛ اما سقوط نظام را بیاورم یا با تعادل و تأمل حرکت کنم و یک نظامی را بیاورم که دوامدار باشد؟ شما تصمیم بگیرید. آینده شما به این تعلق دارد که قشر سیاسی افغانستان به اجماع برسند و خودشان را در خطر احساس نکنند. در دو صد سال گذشته، قشر سیاسی افغانستان، همیشه بی تدبیر رفتار کرده است. همین طور نیست استاد (محقق)؟
حکومت وحدت ملیتان، یک پدیده آنی، اتفاقی و تحمیل شده نیست. روزی که من خود را کاندیدا کردم، گفتم که انشاءالله تعالی انتخابات را خواهد بردیم، مگر برنده همه چیز را گرفته نمیتواند. سلسله فکر انحصاری را ما در افغانستان شکستاندیم و امید است که برای منطقه یک درس باشیم و انشاءالله تعالی میشویم؛ اما اتحاد خودش در اول یک قیمت دارد؛ اول کارها را بطی میسازد از خاطری که سرعت دوامدار بیاورد. پریروز کل کابینه، غیر از وزارت محترم دفاع به تأیید رسید، حالی ما انشاءالله تعالی سرعت را در حرکت میآوریم.
حال میآیم سر سوال دومتان: گفتید که پلانهایتان چیست؟ اول باز برایتان میراث را میگویم. میراثی که به ما گذاشته شد، بودجهای با کسر ۱۳۵ میلیون دالر بود. هر چیزی که شما تقاضا دارید، امکانات میخواهد، درست است یا نی؟ در شش ماه گذشته، فعالترین سیاست خارجی منطقه_مقایسوی خودتان فکر کنید، ما نمیخواهیم، ادعا کنیم_ روی دست گرفته شد یا نی؟ وقتی که مسئولیت و فرصت خدمتگزاری برای شما به دست ما آمد، دنیا در حال فرار از افغانستان بود. پرسان کنید، یک کس پول مصرف نمیکرد. به حدی رسیده بود، تکنالوژییی که کابل را زیر نظر داشت در حال انتقال بود.
امروز با اطمینان برایتان گفته میتوانم که پنج حلقه سیاست خارجی افغانستان، هماهنگ شد. حلقه اول ما، حلقه همسایهها؛ حلقه دوم ما، حلقه اسلام؛ حلقه سوم ما، حلقه غرب؛ حلقه چهارم ما، حلقه آسیا و حلقه پنجم ما حلقه نهادهای بینالمللی و کمککننده است. از سفیر پرسان کنید، وقتی سفرای منطقه در یک ویدیو کنفرانس همراه من نشستند، آیا همه به تصویر یک افغانستان متحرک نیامدند؟ تعهد مالی نو گرفته شد و تعهدات گذشته تجدید شد.
مصرف امنیتی ما ۵ میلیارد دالر است، سهم ما ۵۰۰ میلیون دالر است. اگر کمک بینالمللی نباشد، دو هفته ما تجهیزات نداریم که تیل داشته باشیم؛ این میراث وابستگی است. سه سال آینده به دست آمده و امکانات واضح برای تجهیز، تعلیم و تقویه قوتهای امنیتی ما به وجود آمده است. اردو، پولیس و امنیت ملی ما روزانه قربانی میدهند. سرباز افغانستان بی نظیر است و به حیث سر قومندان اعلای قوای افغانستان، میخواهم هم به همتشان و هم به شخصیت و قربانیشان افتخار کنم و از این کرده، افتخار بزرگتر ندارم. به جای بچه افغان، امروز هر کسی میبود در صد جای میدان را ایلا میداد؛ اما همین بچه افغان در سرتاسر افغانستان، از بیرق و ناموس ملی افغانستان دفاع میکند. دو ولایت که زیادترین قربانی را داده، اول ننگرهار و دوم بدخشان است؛ اما هر ولایت افغانستان در یک کتگوری است.
آیا خانوادهای را در افغانستان سراغ دارید که غم ندیده باشد؟ آیا موجودیت شما در این خاک، نشانه رنج عظیم ما نیست؟ در عین حال، تمام پروژههای نهادهای بینالمللی چه از ممالک و چه از نهادهای بینالمللی، در ظرف شش ماه گذشته بررسی شدند. خبر خوش در این است که زیر هر سنگ را بالا کردیم، پول یافتیم و خبر بد در این است که ماشین دولت، قوت مصرف ندارد؛ ماشین نیست، پُرزههایش شکسته یا کامیونی است که باید مبلایل پرتبن در هر بیست قدم تا چهل قدم دیگر برود. دستگاه دولت، اصلاحات اساسی میخواهد و از این جهت است که شما به حیث سرمایه انسانی افغانستان مطرح میشوید.
یک وزارت افغانستان نبوده که زیادتر از ٦٠ فیصد بودجه خود را در سالهای گذشته بتواند، مصرف کند و بعضی وزارتهایی بوده که بودجه انکشافیشان را از ١٥ فیصد زیادتر مصرف نکرده است. موضوع در ابتدا، عدم موجودیت پول نیست، ایجاد ماشین موثری است که قرارداد بین ملت و دولت را تأمین کند. در این بخش است که فساد اداری، کلانترین دشمن ما است. تا وقتی که روابط بر ضوابط حاکم باشد، تبعیض میآید؛ تبعیض دفاعی است؛ تبعیض از خاطر این نیست که این مردم باور دارند که خدای ناکرده فارغالتحصیل ایران، جاسوس است. این حرفی است که شما را ناامید بسازد که مبارزه نکنید و حق نخواهید.
به این ذهنیت تسلیم نشوید؛ هر کدامتان افغان اصیل هستید؛ هر کسی شما را جاسوس میگوید، خودش و پدرش جاسوس است. وطن به هر کدامتان افتخار میکند. درد تبعید را من کشیدهام. من اتفاقی برای دکترایم رفتم، اگست ۱۹۷۷ بود. در جولای ۱۹۷۸ تمام اعضای فامیل من بدون استثنا که از صنف دوازده بالا بودند، در بندی خانه بودند و دو سال یا در کوتهقفلی یا در بدترین بخش بلاک «ب» پل چرخی بودند و هفتهوار مهمترین مسئله برایم این بود که آیا زنده هستند یا نه؟ من از دل هر کدامتان میآیم. بناءً، هیچ کدامتان از کس دیگر کم نیستید.
نکته بنیادی این است که منابع خود را بدانیم. ما پنج منبع عمده داریم؛ منبع اول، موقعیت ماست. برای ۲۰۰ سال، موقعیت ما، برای ما مشکلساز بود. با ایجاد امپریالیسم اروپایی، ما از چهارراه به حاشیه رانده شدیم. در ۲۰ سال آینده، موقعیت ما به طلا مبدل میشود، تمام راههای آسیا، برای ایجاد آسیایی که یک براعظم اقتصادی باشد به ما ارتباط میگیرد. از این جهت، من برایتان میگویم که همراه همسایه ما، حالی به حیث محتاج صحبت نمیکنیم؛ در حال آمدن موقف مساوات هستیم.
اگر ما به ایران به ترانزیت ضرورت داریم، ایران به ما به ترانزیت چین ضرورت دارد. اگر ما به پاکستان به اقیانوس هند یا رسیدن به هند ضرورت داریم، پاکستان به مراتب از ما کرده شدیدتر به آسیای مرکزی ضرورت دارد. تعادل در وضع دولتداری ما انشاءالله ایجاد میشود. مشکل بنیادی موقعیت ما چیست؟ زیربنا نداریم، زیربنایی ما سلیقهای ایجاد شده است. اولین چیزی را که بعد از آمدن کابینه در سه ماه آینده، ایجاد میکنیم، یک پلان زیربنایی ملی است که در چهار سال آینده، سرتاسر افغانستان خود را در آن ببیند. بودجه یک ساله نتیجه نمیدهد. بودجه را ما میبریم، چهار ساله میسازیم که تا ختم این دوره، مردم افغانستان، اهداف واضح داشته باشند.
حال راجع به تعادل یا توازن صحبت میکنیم. ده ولایت، محرومترین ولایتهای افغانستان و در نقاط کوهستانی است؛ جغرافیه برایشان به زندان مبدل شده است. خوشبختی در چیست؟ خوشبختی در این است که زیادترین معادن طبیعی افغانستان در این ده ولایت فقیر است. کلانترین معدن آهن دنیا در بامیان است، بزرگترین معدن لاجورد جهان و علاوه بر آن، طلا و دهها چیز دیگر در بدخشان است؛ شاید یکی از بزرگترین ذخیرههای گاز دنیا در پکتیکا باشد. از این جهت به فضل خداوند جلجلاله، ایجاد زیربنایی که اقتصاد ایجاد کند با ایجاد عدالت اجتماعی در افغانستان همگام بوده میتواند.
خداوند جلجلاله سر افغانستان، یک رحم عظیم داشته است؛ برخلاف عراق یا ونزویلا یا جای دیگر، منابع طبیعی ما در یک نقطه تمرکز ندارد. ما فکر میکردیم که معدن مس عینک، کلانترین معدن مس جهان است که استفاده نشده است؛ معدن مس که در کندهار است شاید ۵ چند این باشد. ما هنوز ثروت طبیعی خود را درست نمیفهمیم؛ جناب صبا صاحب [وزیر معدن و پترولیم] این ثروت را نقشه و ایجاد میکند. بناءً موقعیت ما، نکته اول بود و نکته دوم؛ پلانگذاری از خاطری که زیربنا به وجود بیاید.
دومین سرمایه ما، آب است. ما همیشه مردم با آب بودیم؛ انشاءالله بی آب نمیشویم. ما تنها ده فیصد آب خود را به اساس تکنالوژی پنجاه سال پیش استفاده میکنیم. میفهمید، ظرفیت تولید برق ما از آب چه قدر است؟ ۲۶۰۰۰ میگاوات، ما تنها ٦٠٠ میگاوات برق تولید میکنیم و در ۱۳ سال گذشته نتوانستیم، برق نو تولید کنیم. هدف ما در انسجام آب، چند چیز عمده است: اول؛ استفاده منطقی از آب، به شما ضرورت خاص داریم. ۴۰ فیصد آبی که بین جوی و مزرعه میرود، ضایع میشود. فرهنگ استفاده آب ما، فرهنگ غلط است.
میفهمید که - از بدبختیهای بزرگ افغانستان است_ ما از نگاه واردات زراعتی در سال، چهار میلیارد دالر واردات داریم، در حالی که باید در سال، چهار تا ده میلیارد دالر صادرات داشته باشیم. این را میگوید «احمق پولی»؛ امید است که از احمق پولی برآییم. بناءً، مدیریت آب، یک نکته بنیادی است، وزیر زراعت نو و (رئیس) اداره اراضی ما در رأس یک گروه واحد قرار خواهند گرفت. بعد از این نمیخواهیم، کارهای کوچک کنیم. در چهار سال آینده، مدیریت آب برای ما به حیث یک پروژه اساسی در هر نقطه افغانستان، حیاتی است. سالانه ما ۸۰۰ میلیون دالر تا یک و نیم میلیارد دالر از خاطر سیلاب از دست میدهیم و بعد در پهلوی آن از خاطر خشکسالی. در شمال افغانستان، شش ماه سیلاب است و شش ماه قحطی. از بین بردن این، نکته بنیادی است.
دوم، اقلیم تغییر کرده است. با ازدیاد هر درجه حرارت در این منطقه، آب ما از پترولیم همسایه کرده، قیمتتر میشود _ استاد نجیب است یا نه؟ بلی استاد نجیب، یکی از متخصصین عمده ما در قسمت آب است. دو کتاب بسیار خوب نوشته کرده است به شمول یک سروی_ مدیریت آب در چارچوب تغییر اقلیم منطقهای و جهانی، نکته بنیادی سیاست ماست. غیر از هلمند، (هیچ) یکی از دریاهای عمده ما بر اساس یک موافقه بینالمللی استوار نیست، نتیجه این چیست؟ ما بندها را به سرعت ساخته نمیتوانیم، بندهای که موافقه بینالمللی داشته باشد، موافقه میخواهیم.
_ استاد آمد، زنده باشید، نامتان را پیشتر گرفتیم، پیشتر بنشینید که برادران شما را بشناسند، کتابی که سر هلمند نوشتهاید، توجهتان را میخواهم_ موسی شفیق در آن وقت، سرش اتهام این آمد که خاین ملی است؛ استاد ثابت کرد که یکی از بزرگترین وطنپرستان افغانستان است. میفهمید چه رقم یک معاهده آورده؟ بعد از آنکه حقآبه ایران واضح شد که ماهانه بر اساس یک جدول مشخص است؛ گفته که هر قسمت باقیمانده آب هلمند، اختیار افغانستان است، افغانستان با این آب هر چه میکند، حق مسلمش است.
فقر در قریههای افغانستان متمرکز است. ۳۶ فیصد خواهران و برادرانتان، زیر خط فقر زندگی میکنند. مقدار سهم زراعت به ۳۵ فیصد پایین آمده است؛ این، از خاطر این نیست که اقتصاد متوازن شده است؛ از خاطر این است که شهرها از برکت صدقه بینالمللی زندگی میکنند. شهر و ده در افغانستان، هیچ وقت به این اندازه از هم جدا نبود. نابرابری برای افغانستان به اندازه مواد مخدر و ترور یک تهدید است. مملکتی که ۳۶ درصدش زیر فقر باشد، یک مملکت ناآرام است. سربازگیری از کجا میکنند؟ از خاطر ٦٠٠ دالر، یک جوان افغان حاضر است، یک پُلی را که ٦ میلیون دالر تمام شده، انفجار بدهد. بنابراین برای محو فقر، ایجاد یک سیستم متوازن که هر شهروند و وطندار (در آن رشد کند، ضرور است).
من همراه کلمه شهروند کمی مشکل دارم. چون من از دِه آمدهام، هر دفعه فکر میکنم، شهروند که میگه، میگه تو شامل نیستی [خنده رئیسجمهور] من سلسله بد دارم، در ٦٠٠ سال در یک قریه زندگی کردهام، هر نسل در هفت نسل گذشته بلا استثنا، ضبط جایداد یا اعدام شدیم، از آن خاطر کمی اعتبار به کار است و ثبات نکته اساسی است. مدیریت زمین، مقداری زمین که امروز در افغانستان تحت کشت است، نیمی دوران داوود خان است، هم للمی و هم آبی. بناءً وقتی که آب و زمین را میبینیم، یک منبع بزرگ است که مدیریت طبیعت باید بهصورت اساسی صورت بگیرد و به این اساس در مرحله اول، ما باید آب را به شکلی مدیریت کنیم تا ازمملکتی که (به صورت) تخمینی در سال چهار میلیارد دالر واردات دارد به یک مملکت خودکفا برسد و در مرحله دوم، یک مملکت صادراتی شود.
نکته دیگر که با ایران و با شما (در میان میگذارم)، مواد مخدر است؛ ۴۰ فیصد هروئین ما از راه ایران صادر میشود. فرق بین یک اونس هروئین در افغانستان و ایران شش «سنت» و فرق بین یک اونس هروئین در افغانستان و هالند ۴۱ یک دالر است، بنابراین، ترانزیت عمده است. بحثی که همراه ایران داشتیم، یک بحث متمرکز است که در این بخش خطرات مشترک داریم و از این خاطر، بازاریابی در ایران، همکاری و مخصوصاً ترانزیت و سرمایهگذاری، نقش عمده افاده میکند و این جاهایی است که هر کدام اینها برای شما کار پیدا میکند.
سوم، ما مملکت پولدار هستیم که مردم ما فقیر است. افغانها، میلیاردها دالر دارند. در دبی و امارات شاید در بین پنج تا خریدار بزرگ جایداد باشند. افغان در ایران تاجیکستان، اوزبیکستان، امارات و در ترکیه سرمایهگذار است، در افغانستان تاجر است. چرا؟ از جهتی که سرمایه محفوظ نیست. هرات مرکز سرمایهگذاری ما بود؛ اختطاف آمد، بهصورت اساسی موجب عدم اطمینان شد. در کابل سرمایهگذاران ما اختطاف شدند؛ در راه میدان هوایی، سر سرمایهگذار ما بریده شد؛ از یک بانک خارجی پنج میلیون دالر را وقتی که وزیر مالیه بودم، به خون جگر آورده بودم در پیش وزارت امور خارجه دزدی کرد. پول وقتی محفوظ و مبدل به یک سرمایه میشود که یک بستر داشته باشد.
ایجاد این بستر، کار بنیادی ما و شما است و در اینجا بازهم چند چیز است؛ نکته اول این است که بدبختانه اکثریت افغانها به این فکر هستند که سرمایه، دزدی است، پونبه، از هر کس پرسان کنید. در مملکتی که ذهنیت این باشد که سرمایه، نتیجه دزدی است، اقتصاد مشروع ما هیچ به وجود نمیآیی. دوم، فکر میکنند که سرمایه محدود است؛ فکر میکنند که سرمایه یک قرص نان است؛ اگر من یک قسمت نان را گرفتم به کسی دیگر نمیرسد. نکته بنیادی برادران و خواهران این است که سرمایه لامحدود است و قسمی که سفیر صاحب گفت، عامل تولید عمدهاش، سرمایه بشری است. اگر میخواهید، موقعیت افغانستان را درک کنید از نگاه مقایسوی...