← بازگشت
امنیت، توسعه و وحدت ملی: سخنرانی و دیدار با مردم بدخشان
April 19, 2015
⏱ 29:42
📝 متن
۲۹ حمل ۱۳۹۴ | فیضآباد
بسم الله الرحمن الرحیم
علمای کرام، خواهرهای عزیز، برادرهای محترم، اولتر از همه تحفهی پیشوای بشریت را برایتان ارائه میکنم؛ السلام علیکم و رحمة الله و برکاته!
نطق نوشته کرده بودم، بینطق نیامده بودم، اما میخواهم همان طور شما از دل گپ زدید، همراهتان از دل گپ بزنم، صحیح است؟!
نکته اول من امتنان است. به نمایندگی دولت و ملت افغانستان، من میخواهم از هر پدر و مادر بدخشانی ابراز امتنان کنم. امروز در دورترین نقاط افغانستان، اولاد رشید و شجاع این ولایت از حاکمیت ملی، از دین مبین اسلام و ناموس ملی افغانستان دفاع میکنند. تشکر! خانهتان آباد!
ننگرهار و بدخشان، دو ولایتی است که امروز در غم شریک هستند و زیادترین قربانی را دادهاند. تعداد بچههای ما که از ننگرهار شهید شدند، تقریباً دو چند بدخشان هستند و بعد از آن، بدخشان در قربانی و شهادت مقام دوم را دارد.
امروز من میخواهم برای شهدای ما و مخصوصاً شهدایی که چند روز پیش در بدخشان و امروز در ننگرهار به جنت برین رسیدند، از خداوند جلجلاله دعا کنم و این دعا را کنیم که این خونریزی بسته (متوقف) شود.
دوم؛ آمدیم که به شما تسلیت بگویم به (همین) دلیل پیش هر کدامتان آمدم. معذرت میخواهم که بالا نرسیدم؛ خواهرها و برادرهایی که در بالا ایستاد هستند و از ۲۷ ولسوالی تشریف آوردهاید، به سر چشمهای ما آمدید! تشکر از هر کدامتان!
افغان باید چشم به چشم شود؛ در همین مدت کوتاه، شما رنجهایتان را وقتی که من از صفهایتان تیر میشدم، بسیار به وضاحت گفتید، پیش از اینکه سخنگوی آخر ما، سخنهایتان را به لف (زنده) بگوید.
من میخواهم هر کدامتان را تسلیت بدهم و از هر کدامتان تشکر کنم که از راه دور آمدید، و معذرت میخواهم که یک ساعت ناوقت رسیدیم. به من گفتند که باید پس کابل برویم، من گفتم که پس کابل رفته نمیتوانم؛ دور بزنید. میخواهم از پیلوتهای بسیار شجاعمان تشکر کنم؛ چون واقعاً ابر به اندازهای زیاد بود که سی و پنج هزار متر بالا، هنوز هم (مسیر) خوب دیده نمیشد. از برکت آنها آمدیم.
من میخواهم از اردویمان ابراز امتنان کنم، خداوند انشاءالله شما را برای ما داشته باشد. من عمداً برایتان تیلیفون نکردم تا تسلیت بگویم، چون من میخواستم در بینتان باشم. نه بوسه به پیغام میشود و نه تسلیت به تیلیفون. من آمدم که هر کدامتان را تسلیت بگویم و بگویم که سرقوماندان اعلایتان پشت دیوارهای ارگ نیست، در بین شماست.
دیروز پنج بار من را گفتند که خطر است، نروید. من گفتم وقتی که یک بچه و زن بدخشی در خطر باشد، خون من از خون اینها کرده بالاتر نیست.
این حادثه غمناک، ترسناک و تکاندهنده است؛ من همه را تسلی میدهم و دلیل عمدهای که آمدم این است که اوضاع را با ما هم ترازو کنیم. من از رئیس صاحب شورای ولایتی، نماینده جامعه مدنی و مخصوصاً از برادر ما که در آخر صحبت کرد، از صمیم قلب تشکر میکنم. اینها چی را تشریح کردند، اینها میراثی را که (دیگران) برای من ماندهاند، تشریح کردند. همین، میراث درست است یا نی؟
رئیس صاحب شورای ولایتی گله کردی، بهجا گله کردی، اما خوب کردی که گله کردی. گفتی وعده، من اول میخواهم که برایتان تشریح کنم که چی شده و چی میشود تا بتوانیم با هم به موازنه برسیم.
اول، یکصد و سی و پنج میلیون دالر کسر بودجه به من میراث رسیده است. دنیا در حال فرار بود، قبول دارید یا نی؟ مخالفین طرحشان این بود که پنج تا شش ولایت افغانستان را سقوط بدهند، قراردادیها حاکم نبودند، کسانی که کابلبانک را با سقوط مواجه کرده بودند به آزادی میگشتند، درست شد یا نی؟ مردم شک داشتند که افغانها آیا قابلیت این را دارند که یک حکومتی را جور کنند که از وحدت نمایندگی کند؟ در نفاق، این مملکت را اداره کرده میتوانستیم؟ به این خاطر اگر چیزی وقت گرفته، محکم آمدم! در اتفاق و وحدت ما باید شک نباشد. از وحدت همه چیز برمیآید و از نفاق هیچ چیز برنمیآید. دوصد سال اخیر را ببینید تمام بیامنیها، شکست خوردن و عقبماندگی افغانستان محصول بیاتفاقی قشر سیاسی افغانستان نبود؟ امروز این حکومتتان، امید است که برایتان ثابت کرده باشد که رئیسجمهورتان قطعاً آرزوی شخصی ندارد و میخواهد برای جانشین خود، یک میراث بگذارد که آن مملکت ثابت، بارفاه و باامنیت باشد. ما باید فضای پذیرش و تحمل یکدیگر را داشته باشیم. بدون اینکه حوصله سیاسی داشته باشید، بدون اینکه هدفمند باشید، بدون اینکه توجه داشته باشید که مشکلات را به چی شکل حل میکنید، به پیش رفته نمیتوانید.
خواهران و برادران! میخواهید قصهی امانالله خان تکرار شود؟ آیا یکیتان میخواهید به سرعتی حرکت کنید که موجب سقوط شود؟ یک تعادل بین تحول و تداوم به کار است. من تمام زندگیام در خدمت شماست. برای من جوالی، دکاندار، شاگرد مکتب، معلم، پولیس، غیره و غیره رأی داده؛ بر اساس عدالت محمدی و حکم قانون اساسی، رئیسجمهور خادمشان است. من مسوول هستم به هر کدامتان که برای من یا برای داکتر صاحب عبدالله رأی دادهاید و این حکومت را ایجاد کردهاید.
چی به دست آوردیم؟ اول، موقعیت افغانستان در دنیا دوباره تثبیت شد، قبول دارید یا ندارید؟ این استقبالی را که دنیا از افغانستان کرد و میکند، نتیجهی زحمت شبانهروزی ما بود. اگر دنیا را جمع نمیکردیم، این سرکها را کی میگرفت؟ تمام مالیهی بدخشان چند میشود؟ پنج کیلومتر سرک را پوره میکند؟ هر بند برق را که میخواهید، امکاناتش را از کجا میکنید؟ درباره معادن خودتان میگویید که ثروت ضایع میشود. بناءً، من مجبور بودم دنیا را جمع کنم. دنیا جمع شدند، امکانات سهسالهی اردوی ملی، پولیس ملی و امنیت ملی فراهم شد.
از این جنرالصاحبان بپرسید، برای یک هفته تیل دارید؟ بنابراین ضرور بود که پس سر وضعیت افغانستان یک غور شود، این غور به وجود آمده. حالا نکاتی را میگویم. لوا ایجاد شود، مصرف یک لوا و قولاردو را میفهمید؟ ما مردم باید واقعبینانه با همدیگر صحبت کنیم. امروز تمام نیروهای امنیتی، متأسفانه به کمکهای بینالمللی وابستگی دارند. کمکهای بینالمللی مدیریت میخواهد، هر شب شنبه من قراردادها را بررسی میکنم، سه ساعت و چهار ساعت. جناب داکتر صاحب عبدالله هم به همین مشکل میباشد. دلیلش چیست؟ از خاطر اینکه صدها میلیون دالر در این قراردادها غیب شد. شفافیت میخواهید؟ شفافیت، مدیریت میخواهد. حالا از پولی که در این قراردادها صرفهجویی میشود، انشاءالله تعالی لوایتان تمویل میشود.
معاش معلم بسته به این است که دوباره مملکت را مملکت تولیدی بسازیم. من چهارده سال معلمی کردم، از این چوکۍام که برآیم، امیدم این است که دوباره در صف شما خواهران بیایم معلمی کنم. اما بدون اینکه این مملکت را ثروتمند بسازیم، پول از کجا کنیم؟ بناءً ضرور است که اقتصاد مملکت را به حرکت بیندازیم.
قاضی صاحب اینجا نشسته است، بپرسید بار اول است که در ارگ ریاست جمهوری قاضیهای مدافع خواسته شدند. شخصاً خودم همراهشان صحبت کردم. در قضا مشکل جدی داریم. قاضی صاحب برایتان میگوید از او میتوانید بپرسید، اما اصلاحات به این نمیشود که آدم تنها دور [برکنار] کند. اصلاحات این را میخواهد، قسمی که شما میگویید کادرهای اصولی به وجود بیاید، کادرهایی که مثل جوانهای تحصیلیافته بدخشان، وطنپرست و متعهد باشند و اصولی فکر کنند. متأسفانه بعضی جوانهای ما، نسلهای گذشته را از فسادشان برائت دادهاند؛ اگر آنها به افغانی میگرفتند، اینها بدبختانه به دالر و به فیصدی میگرفتند.
از بیکاری نیست؛ این مردم پنج نسل خود را خوردند! از بیکاری نیست، از بیپرسانی بود. پرسان باشد، این چیزها به وجود نمیآید. پرسان، ایجاد بررسی میکند.
حالا میآییم سر بدخشان و باز وضع عمومی امنیتی.
نکته اول این است که ما دو تصویر بدخشان را داریم. یکی آن بدخشانی که شما و من میخواهیم و یکی آن بدخشانی که مغرضین میخواهند. همراه رئیسجمهور چین اولین سخنان من روی کوریدور واخان بود. شاهراه ابریشم زیر کار است، هیئت چینایی در این هفته میآید. انشاءالله تعالی، این یک آرزوی عمومی ملت افغانستان است که برآورده شود و از هرات تا واخان ما بتوانیم خط مستقیم داشته باشیم و باز راه ابریشم را احیا کنیم. من شما را فراموش نکردم؛ اما راه ابریشم در یک روز ایجاد نمیشود. من میخواهم خاصتاً از مردم واخان و شغنان ابراز امتنان کنم. ۳۸ سال پیش دو جوان که هیچ کس آنها را نمیشناخت و هیچ چیز نداشتند، از یک طیاره در شغنان پایین شدند. پنج روز، مردم در سر خانهها و بام خود، برایشان نان و چای دادند و همراهشان گشتند. آن دو جوان، من و خانمم بودیم، امروز آمدم که دوباره از نزد شما تشکر نمایم.
بدخشان باید مرکز ترانزیت بینالمللی و تولید معادن شود؛ و مرکز تولید برق و انرژی باشد. این حرفها را ما و شما قبول داریم و هدف من این است که اینها پیاده شوند.
حال میآییم روی مشکلات. مشکل اول این است که با عرض نهایت معذرت، اداره بدخشان اداره مفید نبود. اداره مفید این را نمیگوید که ۴ نفر همه چیز را انحصاری کنند و باز بگویند که از یک کتله عظیم نمایندگی میکنیم. علماء کرام، جوانها، خانمها و جامعه مدنی است. این کتله، قهرمانپرور است. بیایید که برای تمام بدخشیها در حکومت حق بدهیم. دلیل تأخیر این بود که کابینه باید تشکیل میشد، بدون آن من نمیتوانم ولایت به ولایت همه چیز را اصلاح نمایم. انشاءالله تعالی امروز کابینه از طرف پارلمان رأی داده میشود و به زودی ممکنه، میآییم سر اصلاحات بنیادی حکومتداری. من ضرورت به تحلیل ندارم، در چهرهی شما، آیینه است. پس شما را مینشانیم و تحلیل میکنیم، چیزی که شما میفهمید، صد متخصص نمیفهمند، درست است یا نی؟ چشمهی معلومات، خودتان هستید، پس سر اصلاحات به نتیجه میرسیم.
موضوع دوم، سر ناامنی است. ناامنی در بدخشان چهار عامل دارد. شما پیشتر گفتید، بزرگ ما گفت که امنیت بدخشان را در سالهای گذشته، مردم بدخشان حفظ کردهاند، باز هم من از شما تشکر میکنم. جایی که مردم اتفاق دارند و مردم مغرض داخل نمیشوند، امنیت است. یک عامل بدامنیتی، اقتصاد جرمی است. از ثروت بدخشان، متأسفانه سوءاستفاده و سبب بدامنی میشود.
عامل دوم بدامنی، افراد مسلح غیرمسوول است. تهدید میکنند، سر میبرند، اما با سر بریدن یکدیگر و کشتن یکدیگر، خود، بنای ستون جامعه را ضعیف میسازند. وقتی که ما خود در رقابت باشیم، دیگران سوء استفاده میکنند.
عامل سوم، شورشیها هستند.
عامل چهارم که از همه کرده مهمتر شده است، بدبختانه، تروریستها هستند.
تصویر ما از بدخشان این است که باید آسیای جنوبی، شرقی و غربی را با هم وصل کنیم. تصویر آنها این است که از بدخشان شرقی یک پایگاه تروریزم بینالمللی بسازند. این سر بریدن، آخر موجب سقوط دولت نمیشود.
خواهران و برادران! ایمان مردم افغانستان آن قدر ضعیف نیست که اگر کسی اولاد ما را سر ببرند، فکر میکنند که ما سر خم میکنیم. استاد شهید ربانی به کسی سر خم کرد؟ آیا افغانها در طول تاریخ تابع شدند؟ اسکندر در این خاک شکست خورد.
بنابراین هدفشان چیست؟ هدفشان این است که در روحیهی ما خلل بیاورند. اینها میفهمند که ما را سقوط داده نمیتوانند. شش ماه پیش آن توقع را داشتند اما در اثر اقدامات بسیار شجاعانه اردوی ملی، پولیس ملی و امنیت ملی به عقب رفتند. در هلمند جنرال صاحب خالق خان نشسته و قوای مسلحتان پیشقدم شدند و بیسابقهترین عملیات را انجام دادند؛ جنرال صاحب مراد علی تشریف دارد و جنرال صاحب قلم شاه خان نیز.
اینها (تروریستها) میخواهند روحیه ما را تضعیف کنند، در این حال مخصوصاً به علماء کراممان ضرورت داریم. این مردم همراه ما چه سر و کار دارند، ما همراه القاعده چه کردیم؟ اینها همراه دولت خود مشکل دارند، در افغانستان چه مشکلش است؟ امروز میخواهند بدخشان را مخصوصاً بدخشان شرقی را یک نقطه خطر برای تمام دنیا بکنند.
وزیر صاحب امور خارجه این جا است که آمر تمام دیپلوماتان ما میباشد. دلیل اینکه در این شش ماه، مناسبات خارجی زیاد وقت ما را گرفت، این است که کل اجماع سیاسی منطقه را جور کنیم که این خطر برای کل است؛ اما از این زیادتر، مجموعه داخلی کار داریم.
امروز در حادثه وحشتناک ننگرهار کی ابراز مسئولیت کرده؟ طالب ابراز مسئولیت نکرده، داعش ابراز مسئولیت کرده. در حادثه اسفناک بدخشان، میفهمیم که تروریستان بینالمللی مسوول هستند. از همین خاطر من سر علماء کرام تمام ملت افغانستان صدا میکنم که در یک صف وحدت ملی ایستاده شوید. همهی مردم بیایند تا یک جهاد ملی را شروع کنیم. مردم ما را میخواهند تباه کنند. این مردم، مردم ما نیستند، هر کسی که به همراه ما اختلاف سیاسی دارد، او افغان است، باید در صف افغانستان شود. از این خاطر سر تمام طالبان من صدا میکنم که امروز، روز انتخابتان آمده، اگر افغان هستید و باور به اسلام دارید، بیایید در صف واحد دولتتان ایستاده شوید، اگر عامل نفوذ خارجی هستید، همراهشان ایستاده شوید. از علما فتوا میگیریم و این ملت باز میفهمد که همراه خاینین به این ملت چه رقم رفتار کند، این انتخاب بنیادی ماست.
در بخش قوای مسلح ما، اول، باز هم من میخواهم از شما به حیث پدران و پدرکلانها که اولادتان را به این یونیفورم شریف تقدیم کردید، ابراز امتنان کنم.
نکته دوم، برایتان اطمینان میدهم که در شجاعت سرباز افغان، کسی شک نداشته باشد؛ کاری را انجام میدهد که صد ماشین طیاره از بالا انجام نمیدهد. مشکل در چیست؟ مشکل در این است که روابط (واسطه) در داخل قوای امنیتی ما داخل شد. من میخواهم برایتان بگویم، من قوه امنیتی را میخواهم که مسلکی و ملی باشد و به عقاید اسلامی که مجهز است، مجهزتر باشد. بیایید اردو، پولیس و امنیت ملی را از سیاستهای خُرد و ریزه بکشیم. به صورت اصولی سر اینها اعتبار کنید، ببینید که چه قهرمانیهایی را انجام خواهند داد.
روزی که یک نفر در اردوی ملی، پولیس ملی و امنیت ملی داخل شد، پرسان نکنیم که از کدام قوم است و به کدام زبان افغانی صحبت میکند؟ برایش بگویید بچه رشید افغانستان و دختر باعفت افغان هستی، و تا ریاست جمهوری پیش رفته میتوانی به شرطی که مردم انتخابت کند؛ یک پُست من انتخابی است، [با اشاره به منسوبین دولتی] پُستهای کل اینها انتصابی است.
در این بخش من میخواهم باز هم تکرار کنم که با وجود غمی که ما و شما مشترکاً داریم، به حیث سرقوماندان اعلای قوای مسلح افغانستان، من سر قوای امنیتی ما افتخار میکنم. هر کسی که اشتباه کرده باشد، راههای اصولی تحقیق وجود دارد، قانون اساسی هر نفر را بیگناه میداند تا گناهش ثابت نشده باشد. در منطقه قوماندان کندک و دیگران بودند، من هدایت دادم که از طرف مقامات بررسی شوند. اگر حاکمیت قانون میخواهیم باید پیش از وقت قضاوت نکنیم. حادثه شهید فرخنده یادتان است؟ کسانی که قضاوت غلط کردند، یک دختر را که قاری قرآن بود، به فجیعترین حالت به قتل رساندند. همان طور که رئیس صاحب شورای علما گفت، وقتی که یک مسلمان و انسان کشته میشود، عرش عظیم میلرزد. از این جهت ضرورت است که در قسمت گناه سلسله تحقیقات باشد. حال من میخواهم در قسمت تقدیر صحبت کنم. یک تعداد از سربازان و بریدملان ما، قهرمانی بسیار زیاد کردند. من هدایت دادم که لیست اینها تهیه شود و اینها تقدیر شوند تا هر کسی که از این خاک دفاع میکند به صورت اساسی مورد توجه قرار بگیرند.
مسایل دیگر را گفتیم. مسئله دیگر، مسایل انکشافی و تعلیم و تربیه است. خبر خوش و خبر بد. خبر خوش در این است که امکانات را فراهم کردیم، خبر بد در این است که دستهای دولت به تنهایی در ولایات اصلاحات نمیآورد. وزارتها مشکلات جدی دارند. من مجبور هستم در پروگرامسازی قسمی همراهشان پیش بروم که منابع استفاده شود. اکثریت وزارتهای ما پولی را که در این سیزده سال داشتند، مصرف کرده نتوانستند. اکثریت ولایات ما نتوانستند در حضور بزرگ [گسترده] خارجیها در این جا، شش پروژه حیاتی را به انجام رساند. این ضرورت به پلانگذاری دارد. من این را نمیخواهم، نمیگویم که صبر دراز بکشیم؛ اما با هم کار میکنیم تا خواستههای مشروع مردم بدخشان – که تمامش مشروع است، من خواسته نامشروع نشنیدم – به صورت اساسی، اصولی و تدریجی عملی شود.
باز هم میخواهم که به روح پاک شهدایمان درود بفرستم. میخواهم از شجاعت و وطنپرستیتان ابراز امتنان کنم. از خواهرانمان میخواهم خاصتاً تشکر کنم. بدخشان یکی از ولایات بسیار کمی است که مشکل زن تعلیمیافته دارد. به این معنی که امروز تعداد تعلیمیافتهی زن از مقدار کاری که وجود دارد، زیادتر است. این مسئله باید حل شود و انشاءالله تعالی حلش میکنیم. همچنین از توجه هر کدامتان به تربیه اولاد وطن، تربیه خود و سرمایهگذاریتان ابراز امتنان میکنم. انشاءالله افغانستانی را خواهید دیدید که در آن زن بدخشی درخشش کند و امید است که در آینده بسیار دور نه، یکی از شما پهلوی ربانی صاحب در کابینه افغانستان حضور داشته باشید. من را خوب دیدید، وعده خود را ادا کردم؛ چهار زن را به کابینه آوردم. امید است امروز پارلمان رأی بدهند، زمینه برایتان فراهم میشود.
انشاءالله تعالی در تغییر نقش زنهای افغانستان، قدمهای اساسی و اصولی بگذاریم و باز هم از همه تشکر میکنم.
تل دې وي افغانستان!
زنده باد افغانستان!
بسم الله الرحمن الرحیم
علمای کرام، خواهرهای عزیز، برادرهای محترم، اولتر از همه تحفهی پیشوای بشریت را برایتان ارائه میکنم؛ السلام علیکم و رحمة الله و برکاته!
نطق نوشته کرده بودم، بینطق نیامده بودم، اما میخواهم همان طور شما از دل گپ زدید، همراهتان از دل گپ بزنم، صحیح است؟!
نکته اول من امتنان است. به نمایندگی دولت و ملت افغانستان، من میخواهم از هر پدر و مادر بدخشانی ابراز امتنان کنم. امروز در دورترین نقاط افغانستان، اولاد رشید و شجاع این ولایت از حاکمیت ملی، از دین مبین اسلام و ناموس ملی افغانستان دفاع میکنند. تشکر! خانهتان آباد!
ننگرهار و بدخشان، دو ولایتی است که امروز در غم شریک هستند و زیادترین قربانی را دادهاند. تعداد بچههای ما که از ننگرهار شهید شدند، تقریباً دو چند بدخشان هستند و بعد از آن، بدخشان در قربانی و شهادت مقام دوم را دارد.
امروز من میخواهم برای شهدای ما و مخصوصاً شهدایی که چند روز پیش در بدخشان و امروز در ننگرهار به جنت برین رسیدند، از خداوند جلجلاله دعا کنم و این دعا را کنیم که این خونریزی بسته (متوقف) شود.
دوم؛ آمدیم که به شما تسلیت بگویم به (همین) دلیل پیش هر کدامتان آمدم. معذرت میخواهم که بالا نرسیدم؛ خواهرها و برادرهایی که در بالا ایستاد هستند و از ۲۷ ولسوالی تشریف آوردهاید، به سر چشمهای ما آمدید! تشکر از هر کدامتان!
افغان باید چشم به چشم شود؛ در همین مدت کوتاه، شما رنجهایتان را وقتی که من از صفهایتان تیر میشدم، بسیار به وضاحت گفتید، پیش از اینکه سخنگوی آخر ما، سخنهایتان را به لف (زنده) بگوید.
من میخواهم هر کدامتان را تسلیت بدهم و از هر کدامتان تشکر کنم که از راه دور آمدید، و معذرت میخواهم که یک ساعت ناوقت رسیدیم. به من گفتند که باید پس کابل برویم، من گفتم که پس کابل رفته نمیتوانم؛ دور بزنید. میخواهم از پیلوتهای بسیار شجاعمان تشکر کنم؛ چون واقعاً ابر به اندازهای زیاد بود که سی و پنج هزار متر بالا، هنوز هم (مسیر) خوب دیده نمیشد. از برکت آنها آمدیم.
من میخواهم از اردویمان ابراز امتنان کنم، خداوند انشاءالله شما را برای ما داشته باشد. من عمداً برایتان تیلیفون نکردم تا تسلیت بگویم، چون من میخواستم در بینتان باشم. نه بوسه به پیغام میشود و نه تسلیت به تیلیفون. من آمدم که هر کدامتان را تسلیت بگویم و بگویم که سرقوماندان اعلایتان پشت دیوارهای ارگ نیست، در بین شماست.
دیروز پنج بار من را گفتند که خطر است، نروید. من گفتم وقتی که یک بچه و زن بدخشی در خطر باشد، خون من از خون اینها کرده بالاتر نیست.
این حادثه غمناک، ترسناک و تکاندهنده است؛ من همه را تسلی میدهم و دلیل عمدهای که آمدم این است که اوضاع را با ما هم ترازو کنیم. من از رئیس صاحب شورای ولایتی، نماینده جامعه مدنی و مخصوصاً از برادر ما که در آخر صحبت کرد، از صمیم قلب تشکر میکنم. اینها چی را تشریح کردند، اینها میراثی را که (دیگران) برای من ماندهاند، تشریح کردند. همین، میراث درست است یا نی؟
رئیس صاحب شورای ولایتی گله کردی، بهجا گله کردی، اما خوب کردی که گله کردی. گفتی وعده، من اول میخواهم که برایتان تشریح کنم که چی شده و چی میشود تا بتوانیم با هم به موازنه برسیم.
اول، یکصد و سی و پنج میلیون دالر کسر بودجه به من میراث رسیده است. دنیا در حال فرار بود، قبول دارید یا نی؟ مخالفین طرحشان این بود که پنج تا شش ولایت افغانستان را سقوط بدهند، قراردادیها حاکم نبودند، کسانی که کابلبانک را با سقوط مواجه کرده بودند به آزادی میگشتند، درست شد یا نی؟ مردم شک داشتند که افغانها آیا قابلیت این را دارند که یک حکومتی را جور کنند که از وحدت نمایندگی کند؟ در نفاق، این مملکت را اداره کرده میتوانستیم؟ به این خاطر اگر چیزی وقت گرفته، محکم آمدم! در اتفاق و وحدت ما باید شک نباشد. از وحدت همه چیز برمیآید و از نفاق هیچ چیز برنمیآید. دوصد سال اخیر را ببینید تمام بیامنیها، شکست خوردن و عقبماندگی افغانستان محصول بیاتفاقی قشر سیاسی افغانستان نبود؟ امروز این حکومتتان، امید است که برایتان ثابت کرده باشد که رئیسجمهورتان قطعاً آرزوی شخصی ندارد و میخواهد برای جانشین خود، یک میراث بگذارد که آن مملکت ثابت، بارفاه و باامنیت باشد. ما باید فضای پذیرش و تحمل یکدیگر را داشته باشیم. بدون اینکه حوصله سیاسی داشته باشید، بدون اینکه هدفمند باشید، بدون اینکه توجه داشته باشید که مشکلات را به چی شکل حل میکنید، به پیش رفته نمیتوانید.
خواهران و برادران! میخواهید قصهی امانالله خان تکرار شود؟ آیا یکیتان میخواهید به سرعتی حرکت کنید که موجب سقوط شود؟ یک تعادل بین تحول و تداوم به کار است. من تمام زندگیام در خدمت شماست. برای من جوالی، دکاندار، شاگرد مکتب، معلم، پولیس، غیره و غیره رأی داده؛ بر اساس عدالت محمدی و حکم قانون اساسی، رئیسجمهور خادمشان است. من مسوول هستم به هر کدامتان که برای من یا برای داکتر صاحب عبدالله رأی دادهاید و این حکومت را ایجاد کردهاید.
چی به دست آوردیم؟ اول، موقعیت افغانستان در دنیا دوباره تثبیت شد، قبول دارید یا ندارید؟ این استقبالی را که دنیا از افغانستان کرد و میکند، نتیجهی زحمت شبانهروزی ما بود. اگر دنیا را جمع نمیکردیم، این سرکها را کی میگرفت؟ تمام مالیهی بدخشان چند میشود؟ پنج کیلومتر سرک را پوره میکند؟ هر بند برق را که میخواهید، امکاناتش را از کجا میکنید؟ درباره معادن خودتان میگویید که ثروت ضایع میشود. بناءً، من مجبور بودم دنیا را جمع کنم. دنیا جمع شدند، امکانات سهسالهی اردوی ملی، پولیس ملی و امنیت ملی فراهم شد.
از این جنرالصاحبان بپرسید، برای یک هفته تیل دارید؟ بنابراین ضرور بود که پس سر وضعیت افغانستان یک غور شود، این غور به وجود آمده. حالا نکاتی را میگویم. لوا ایجاد شود، مصرف یک لوا و قولاردو را میفهمید؟ ما مردم باید واقعبینانه با همدیگر صحبت کنیم. امروز تمام نیروهای امنیتی، متأسفانه به کمکهای بینالمللی وابستگی دارند. کمکهای بینالمللی مدیریت میخواهد، هر شب شنبه من قراردادها را بررسی میکنم، سه ساعت و چهار ساعت. جناب داکتر صاحب عبدالله هم به همین مشکل میباشد. دلیلش چیست؟ از خاطر اینکه صدها میلیون دالر در این قراردادها غیب شد. شفافیت میخواهید؟ شفافیت، مدیریت میخواهد. حالا از پولی که در این قراردادها صرفهجویی میشود، انشاءالله تعالی لوایتان تمویل میشود.
معاش معلم بسته به این است که دوباره مملکت را مملکت تولیدی بسازیم. من چهارده سال معلمی کردم، از این چوکۍام که برآیم، امیدم این است که دوباره در صف شما خواهران بیایم معلمی کنم. اما بدون اینکه این مملکت را ثروتمند بسازیم، پول از کجا کنیم؟ بناءً ضرور است که اقتصاد مملکت را به حرکت بیندازیم.
قاضی صاحب اینجا نشسته است، بپرسید بار اول است که در ارگ ریاست جمهوری قاضیهای مدافع خواسته شدند. شخصاً خودم همراهشان صحبت کردم. در قضا مشکل جدی داریم. قاضی صاحب برایتان میگوید از او میتوانید بپرسید، اما اصلاحات به این نمیشود که آدم تنها دور [برکنار] کند. اصلاحات این را میخواهد، قسمی که شما میگویید کادرهای اصولی به وجود بیاید، کادرهایی که مثل جوانهای تحصیلیافته بدخشان، وطنپرست و متعهد باشند و اصولی فکر کنند. متأسفانه بعضی جوانهای ما، نسلهای گذشته را از فسادشان برائت دادهاند؛ اگر آنها به افغانی میگرفتند، اینها بدبختانه به دالر و به فیصدی میگرفتند.
از بیکاری نیست؛ این مردم پنج نسل خود را خوردند! از بیکاری نیست، از بیپرسانی بود. پرسان باشد، این چیزها به وجود نمیآید. پرسان، ایجاد بررسی میکند.
حالا میآییم سر بدخشان و باز وضع عمومی امنیتی.
نکته اول این است که ما دو تصویر بدخشان را داریم. یکی آن بدخشانی که شما و من میخواهیم و یکی آن بدخشانی که مغرضین میخواهند. همراه رئیسجمهور چین اولین سخنان من روی کوریدور واخان بود. شاهراه ابریشم زیر کار است، هیئت چینایی در این هفته میآید. انشاءالله تعالی، این یک آرزوی عمومی ملت افغانستان است که برآورده شود و از هرات تا واخان ما بتوانیم خط مستقیم داشته باشیم و باز راه ابریشم را احیا کنیم. من شما را فراموش نکردم؛ اما راه ابریشم در یک روز ایجاد نمیشود. من میخواهم خاصتاً از مردم واخان و شغنان ابراز امتنان کنم. ۳۸ سال پیش دو جوان که هیچ کس آنها را نمیشناخت و هیچ چیز نداشتند، از یک طیاره در شغنان پایین شدند. پنج روز، مردم در سر خانهها و بام خود، برایشان نان و چای دادند و همراهشان گشتند. آن دو جوان، من و خانمم بودیم، امروز آمدم که دوباره از نزد شما تشکر نمایم.
بدخشان باید مرکز ترانزیت بینالمللی و تولید معادن شود؛ و مرکز تولید برق و انرژی باشد. این حرفها را ما و شما قبول داریم و هدف من این است که اینها پیاده شوند.
حال میآییم روی مشکلات. مشکل اول این است که با عرض نهایت معذرت، اداره بدخشان اداره مفید نبود. اداره مفید این را نمیگوید که ۴ نفر همه چیز را انحصاری کنند و باز بگویند که از یک کتله عظیم نمایندگی میکنیم. علماء کرام، جوانها، خانمها و جامعه مدنی است. این کتله، قهرمانپرور است. بیایید که برای تمام بدخشیها در حکومت حق بدهیم. دلیل تأخیر این بود که کابینه باید تشکیل میشد، بدون آن من نمیتوانم ولایت به ولایت همه چیز را اصلاح نمایم. انشاءالله تعالی امروز کابینه از طرف پارلمان رأی داده میشود و به زودی ممکنه، میآییم سر اصلاحات بنیادی حکومتداری. من ضرورت به تحلیل ندارم، در چهرهی شما، آیینه است. پس شما را مینشانیم و تحلیل میکنیم، چیزی که شما میفهمید، صد متخصص نمیفهمند، درست است یا نی؟ چشمهی معلومات، خودتان هستید، پس سر اصلاحات به نتیجه میرسیم.
موضوع دوم، سر ناامنی است. ناامنی در بدخشان چهار عامل دارد. شما پیشتر گفتید، بزرگ ما گفت که امنیت بدخشان را در سالهای گذشته، مردم بدخشان حفظ کردهاند، باز هم من از شما تشکر میکنم. جایی که مردم اتفاق دارند و مردم مغرض داخل نمیشوند، امنیت است. یک عامل بدامنیتی، اقتصاد جرمی است. از ثروت بدخشان، متأسفانه سوءاستفاده و سبب بدامنی میشود.
عامل دوم بدامنی، افراد مسلح غیرمسوول است. تهدید میکنند، سر میبرند، اما با سر بریدن یکدیگر و کشتن یکدیگر، خود، بنای ستون جامعه را ضعیف میسازند. وقتی که ما خود در رقابت باشیم، دیگران سوء استفاده میکنند.
عامل سوم، شورشیها هستند.
عامل چهارم که از همه کرده مهمتر شده است، بدبختانه، تروریستها هستند.
تصویر ما از بدخشان این است که باید آسیای جنوبی، شرقی و غربی را با هم وصل کنیم. تصویر آنها این است که از بدخشان شرقی یک پایگاه تروریزم بینالمللی بسازند. این سر بریدن، آخر موجب سقوط دولت نمیشود.
خواهران و برادران! ایمان مردم افغانستان آن قدر ضعیف نیست که اگر کسی اولاد ما را سر ببرند، فکر میکنند که ما سر خم میکنیم. استاد شهید ربانی به کسی سر خم کرد؟ آیا افغانها در طول تاریخ تابع شدند؟ اسکندر در این خاک شکست خورد.
بنابراین هدفشان چیست؟ هدفشان این است که در روحیهی ما خلل بیاورند. اینها میفهمند که ما را سقوط داده نمیتوانند. شش ماه پیش آن توقع را داشتند اما در اثر اقدامات بسیار شجاعانه اردوی ملی، پولیس ملی و امنیت ملی به عقب رفتند. در هلمند جنرال صاحب خالق خان نشسته و قوای مسلحتان پیشقدم شدند و بیسابقهترین عملیات را انجام دادند؛ جنرال صاحب مراد علی تشریف دارد و جنرال صاحب قلم شاه خان نیز.
اینها (تروریستها) میخواهند روحیه ما را تضعیف کنند، در این حال مخصوصاً به علماء کراممان ضرورت داریم. این مردم همراه ما چه سر و کار دارند، ما همراه القاعده چه کردیم؟ اینها همراه دولت خود مشکل دارند، در افغانستان چه مشکلش است؟ امروز میخواهند بدخشان را مخصوصاً بدخشان شرقی را یک نقطه خطر برای تمام دنیا بکنند.
وزیر صاحب امور خارجه این جا است که آمر تمام دیپلوماتان ما میباشد. دلیل اینکه در این شش ماه، مناسبات خارجی زیاد وقت ما را گرفت، این است که کل اجماع سیاسی منطقه را جور کنیم که این خطر برای کل است؛ اما از این زیادتر، مجموعه داخلی کار داریم.
امروز در حادثه وحشتناک ننگرهار کی ابراز مسئولیت کرده؟ طالب ابراز مسئولیت نکرده، داعش ابراز مسئولیت کرده. در حادثه اسفناک بدخشان، میفهمیم که تروریستان بینالمللی مسوول هستند. از همین خاطر من سر علماء کرام تمام ملت افغانستان صدا میکنم که در یک صف وحدت ملی ایستاده شوید. همهی مردم بیایند تا یک جهاد ملی را شروع کنیم. مردم ما را میخواهند تباه کنند. این مردم، مردم ما نیستند، هر کسی که به همراه ما اختلاف سیاسی دارد، او افغان است، باید در صف افغانستان شود. از این خاطر سر تمام طالبان من صدا میکنم که امروز، روز انتخابتان آمده، اگر افغان هستید و باور به اسلام دارید، بیایید در صف واحد دولتتان ایستاده شوید، اگر عامل نفوذ خارجی هستید، همراهشان ایستاده شوید. از علما فتوا میگیریم و این ملت باز میفهمد که همراه خاینین به این ملت چه رقم رفتار کند، این انتخاب بنیادی ماست.
در بخش قوای مسلح ما، اول، باز هم من میخواهم از شما به حیث پدران و پدرکلانها که اولادتان را به این یونیفورم شریف تقدیم کردید، ابراز امتنان کنم.
نکته دوم، برایتان اطمینان میدهم که در شجاعت سرباز افغان، کسی شک نداشته باشد؛ کاری را انجام میدهد که صد ماشین طیاره از بالا انجام نمیدهد. مشکل در چیست؟ مشکل در این است که روابط (واسطه) در داخل قوای امنیتی ما داخل شد. من میخواهم برایتان بگویم، من قوه امنیتی را میخواهم که مسلکی و ملی باشد و به عقاید اسلامی که مجهز است، مجهزتر باشد. بیایید اردو، پولیس و امنیت ملی را از سیاستهای خُرد و ریزه بکشیم. به صورت اصولی سر اینها اعتبار کنید، ببینید که چه قهرمانیهایی را انجام خواهند داد.
روزی که یک نفر در اردوی ملی، پولیس ملی و امنیت ملی داخل شد، پرسان نکنیم که از کدام قوم است و به کدام زبان افغانی صحبت میکند؟ برایش بگویید بچه رشید افغانستان و دختر باعفت افغان هستی، و تا ریاست جمهوری پیش رفته میتوانی به شرطی که مردم انتخابت کند؛ یک پُست من انتخابی است، [با اشاره به منسوبین دولتی] پُستهای کل اینها انتصابی است.
در این بخش من میخواهم باز هم تکرار کنم که با وجود غمی که ما و شما مشترکاً داریم، به حیث سرقوماندان اعلای قوای مسلح افغانستان، من سر قوای امنیتی ما افتخار میکنم. هر کسی که اشتباه کرده باشد، راههای اصولی تحقیق وجود دارد، قانون اساسی هر نفر را بیگناه میداند تا گناهش ثابت نشده باشد. در منطقه قوماندان کندک و دیگران بودند، من هدایت دادم که از طرف مقامات بررسی شوند. اگر حاکمیت قانون میخواهیم باید پیش از وقت قضاوت نکنیم. حادثه شهید فرخنده یادتان است؟ کسانی که قضاوت غلط کردند، یک دختر را که قاری قرآن بود، به فجیعترین حالت به قتل رساندند. همان طور که رئیس صاحب شورای علما گفت، وقتی که یک مسلمان و انسان کشته میشود، عرش عظیم میلرزد. از این جهت ضرورت است که در قسمت گناه سلسله تحقیقات باشد. حال من میخواهم در قسمت تقدیر صحبت کنم. یک تعداد از سربازان و بریدملان ما، قهرمانی بسیار زیاد کردند. من هدایت دادم که لیست اینها تهیه شود و اینها تقدیر شوند تا هر کسی که از این خاک دفاع میکند به صورت اساسی مورد توجه قرار بگیرند.
مسایل دیگر را گفتیم. مسئله دیگر، مسایل انکشافی و تعلیم و تربیه است. خبر خوش و خبر بد. خبر خوش در این است که امکانات را فراهم کردیم، خبر بد در این است که دستهای دولت به تنهایی در ولایات اصلاحات نمیآورد. وزارتها مشکلات جدی دارند. من مجبور هستم در پروگرامسازی قسمی همراهشان پیش بروم که منابع استفاده شود. اکثریت وزارتهای ما پولی را که در این سیزده سال داشتند، مصرف کرده نتوانستند. اکثریت ولایات ما نتوانستند در حضور بزرگ [گسترده] خارجیها در این جا، شش پروژه حیاتی را به انجام رساند. این ضرورت به پلانگذاری دارد. من این را نمیخواهم، نمیگویم که صبر دراز بکشیم؛ اما با هم کار میکنیم تا خواستههای مشروع مردم بدخشان – که تمامش مشروع است، من خواسته نامشروع نشنیدم – به صورت اساسی، اصولی و تدریجی عملی شود.
باز هم میخواهم که به روح پاک شهدایمان درود بفرستم. میخواهم از شجاعت و وطنپرستیتان ابراز امتنان کنم. از خواهرانمان میخواهم خاصتاً تشکر کنم. بدخشان یکی از ولایات بسیار کمی است که مشکل زن تعلیمیافته دارد. به این معنی که امروز تعداد تعلیمیافتهی زن از مقدار کاری که وجود دارد، زیادتر است. این مسئله باید حل شود و انشاءالله تعالی حلش میکنیم. همچنین از توجه هر کدامتان به تربیه اولاد وطن، تربیه خود و سرمایهگذاریتان ابراز امتنان میکنم. انشاءالله افغانستانی را خواهید دیدید که در آن زن بدخشی درخشش کند و امید است که در آینده بسیار دور نه، یکی از شما پهلوی ربانی صاحب در کابینه افغانستان حضور داشته باشید. من را خوب دیدید، وعده خود را ادا کردم؛ چهار زن را به کابینه آوردم. امید است امروز پارلمان رأی بدهند، زمینه برایتان فراهم میشود.
انشاءالله تعالی در تغییر نقش زنهای افغانستان، قدمهای اساسی و اصولی بگذاریم و باز هم از همه تشکر میکنم.
تل دې وي افغانستان!
زنده باد افغانستان!