د آسیا څلورلاری: د افغانستان د سیمهییزو اقتصادي همکاریو د بیارغونې لیدلوری
مهم ټکي:
- سټراټېژیک لیدلوری: له استعماري بندې کوڅې څخه سیمهییز څلورلارې ته.
- تاریخي هویت: د ورېښمو لارې د مالیې، قانون او ښارونو په توګه بیا راژوندي کول.
- سیمهییز ادغام: افغانستان د اسیا د زړه په توګه ځایول.
- د سرچینو مدیریت: له ۳ ټریلیون ډالرو معدني شتمنۍ او انرژۍ ګټه اخیستل.
- سیسماتیک چلند: زیربناوې د تړلو حلقو په توګه تنظیمول.
- د حکومتولۍ اصلاحات: د ولسمشر تر مستقیمې څارنې لاندې شفافیت یقیني کول.
۱۳ سنبله ۱۳۹۴ | ۴ سپتمبر ۲۰۱۵
ترجمه
نحمده و نصلی علی رسوله الکریم أما بعد، فأعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم
جلالتمآبان، وزرای محترم، رؤسای سازمانهای منطقهیی و بینالمللی، جناب سفیرهای محترم، متخصصین محترم، همکاران محترم افغانی، خانمها و آقایان، بسیار زیاد تشکر! اول، از حضور، تعهد، علاقهمندی، حمایت و سرمایهگذاری شما تشکر، و از همه مهمتر، از اینکه شما نظریات خود را با ما شریک ساختید، تشکر.
حضور شما یک علامت قوی امید برای ما است. حضور شما در حقیقت برای ما امیدی را نشان میدهد که ما در مقابل این محیط مأیوسکننده و ناامیدیها میایستیم. به نمایندگی از ملت، دولت و خودم، شما را خوشآمدید میگویم و بسیار زیاد تشکر از شریک ساختن نظریات خودتان و از حضوری که شما به عمل آوردید.
مسئله تجارت، خیلی ساده است. آیا ما میخواهیم یک نقطه تقاطع برای کشورها باشیم یا نه؟ اگر ما در حقیقت به تاریخ بپردازیم، کسانی که سفر میکردند یک جایی که در اینجا نظریات خوب، افراد و اموال انتقال پیدا میکردند و در کل منطقه در حقیقت انتقال پیدا میکردند. «کالدوسک²» جایی که اموال، نظریات و افراد نمیتوانند با هم مرتبط وصل شوند و در مجموعه جای فراتر باشد، جایی مثلاً عدم زمینههای تجارتی باشد. افغانستان برای قرنها یک نقطه تقاطع بود، در ختم قرن نوزدهم و بالاخره با بروز قدرتها به یک نقطهای مبدل شدند که همه این چیزها امکانپذیر نبودند. قرن نوزدهم و دوران استعمار برای بیرونها در حقیقت به شکلی میگویند که هدف ما این است که همان وصلمان را تأمین بکنیم که یک مرکز برای تماس، وصل و روابط باشیم. همه ما راجع به راه ابریشم صحبت میکنیم؛ ولی راه ابریشم چی بود؟ فقط یک راه بود یا یک سیستم؟ اول بسیار به شکل عاجل میخواهم به خصوصیات راه ابریشم سابقه بپردازم که یکی از پیچیدهترین سیستمهای مالی جهان بود. اصطلاح چک و معاملات از همین جا اختراع شدند، سیستم معاملات بودند که نیاز نبود که باید پول حمل شود و یا اینکه زندگی شما را به خطر مواجه بسازد.
دوم یک سیستم حل منازعات بوده که یکی از پیچیدهترین سیستمهای همهای منازعات سکتور خصوصی بوده که با قوانین اسلامی و قبل از آن با سیستمهای «بودست» و زردشتها صحبت میکنیم. همچنان یک سیستم شهرهای خوب بوده و همچنان هر شهر در حقیقت مرکز تماس، و در ضمن با وصف اینکه نفوذهای پیچیدهای داشتند از شانزدهم تا ختم قرن نوزدهم همه ملیتها و مذاهب را شما میتوانید ببینید که در حقیقت وجود داشتند و مزایای مقایسوی در این جا مطرح بودند. همه چیز در حقیقت در این جا جریان داشتند، شبکه جامعه ترانسپورت وجود داشت و همچنان در آن زمان متمرکز به آن بود که سیستم را بهتر بسازند و هنوز هم صدای قافلهها شنیده میشود و از همه مهمتر فعلاً همان میراث و ترکه به ما ماندند. همان فرهنگ تشبثاتی در حقیقت در اینجا به ما گذاشتهاند. در عدم موجودیت راه ابریشم نمیتوان حتی تصور بکنیم، هند شمالی و هند جنوبی از طریق سیستمهای تجارتی آسیای میانه، افغانها و ایرانیها با همدیگر تماس داشته باشند و همدیگر را درک بکنند. این میراثی که برای ما گذاشته شده، یک میراث بسیار مهمی است و روی این باید کار بکنیم و همه چیز در حقیقت بازهم ارتباط به این میگیرد. خوب چه راههایی است و از چه دیدگاه ما به این نگاه میکنیم؟ با توجه به اینکه در حقیقت اگر شما افغان هستید و شما میبینید که چرا ما میبینیم؟ ما میبینیم که اقتصاد قاره آسیا رو به ظهور است. از پنجصد سال بیشتر است که آسیا وجود داشته و اروپا از پنجصد سال وجود داشته بود. حقیقت قرن بیستم همین است. ما متأسفانه در قرن بیست و یکم مرکز منازعات بودیم؛ ولی در پنجاه سال آینده توقع ما این است که ختم این جنگ طویل آسیا را ببینیم و ببینیم که آسیا به شکل اقتصاد قاره ظهور بکند و همچنان اگر از بیرون میبینیم. مردم چه را میبینند؟ یک توازن. فرصتها و مشکلات را مردم میبینند. خوب مردم از دهشتافگنی و تروریزم ترس دارند؛ ولی به امید اینکه علامتی که ما امروز برایشان نشان میدهیم، یک علامت خوبی باشد.
شما همکاران و مهمانان ما نشان دادید که در حقیقت تعهد قوی داریم. ما باید همین توازن موانعمان را بفهمیم و در ضمن فرصتها را نیز ببینیم؛ ولی مهمتر از همه این است که ما باید به آینده نگاهی داشته باشیم که چه چیزی میتوان ما را اجازه بدهد که به آینده نگاهی داشته باشیم. از سابق میراثی که در حقیقت برای ما گذاشته شده است، ما نقطه تقاطع برای ربط کشورها بودیم و ما میتوانیم که یک آینده مشترک را ایجاد بکنیم. ما دیگر هیچ گزینهای نداریم، مگر اینکه باید آینده و منطقهای را بسازیم.
خانمها و آقایان، مهمانان و همکاران محترم!
ببینید، این جغرافیای فعال برای یک منطقه وجود ندارد. عمل از اقتصاد سیاسی و درک فرهنگی است و عملی از این است که ما باید بالای موانع جغرافیای و تاریخی فایق آییم. عملی است که ما باید تصور بکنیم که سابق و ماضی را به طرف آینده ببریم، و از حال به صفت یک بستر استفاده بکنیم، برای اینکه یک آینده بهتر را بسازیم، چارچوب پیشنهادی در زمینه چه میتواند باشد؟ اول این است که ما باید مشترکین عمدهمان را در زمینه شناسایی بکنیم. شما در گرد میز که نشستهاید، مشترکین عمده ما هستید. ما باید یک درک مشترک را ایجاد کنیم، به خاطری که درک مشترک با مشترکین خیلی مهم است. برای اینکه اگر ما خواسته باشیم به طرف آینده پیش برویم.
خانمها و آقایان! بلی این همه به اساس منافع مشترک میباشد، اگر به هر دو طرف بُردبُرد نباشد، ما فرصتهایی را به دست خواهم آورد. اگر هر دو طرف بُردبُرد باشد ما میتوانیم که یک آینده مشترکی را ایجاد کنیم. خانمها، افراد فقیر، جوانان، ولی از همه مهمتر شهروندان ما در این پروسه سهم دارند، رهبران سیاسی ما مکلفیت و مسئولیت دارند که این بار را کمک کنند، فقیرترین گروهی از زمین اگر وجود داشته باشد، آنها را کمک بکنند؛ چیزی که برای افغانستان و همسایگان ما که نزدیک و دور است. مهمتر این است که ما کشورهای غنی هستیم که افراد فقیر متاسفانه در منطقه داریم که باید این را تغییر بدهیم و مشترکینی باشیم که مطابقت با سیستمهای ما داشته باشد و نقشهکشی از داراییهای ما، ما داراییهای عمدهای داریم، ما باید موانعمان را شناسایی کنیم، آن چه چیزهایی هستند که مانع ما هستند. در بخش حکومتداری و دانش که مانع پیشرفت ما میشود و در ضمن موانعی پالیسی و همچنان زیربنا را باید شناسایی و مهار کنیم. همین چارچوب کار ما میتواند باشند. منابع افغانستان چهها هستند؟ به امید اینکه هیچکس در این (مسئله) با ما مخالف نباشد که ما بهترین آب و هوا داریم، همکارهای ما از قطر و دوستان دیگر ما، اگر صلح بیاید همکارهای چینایی ما یادآور شدند که ما میتوانیم میلیونها توریست و سیاحین را از کشور چین داشته باشیم. بیجینگ جای مقبول است، ولی اگر من شما را به بدخشان یا پکتیا و بامیان ببرم، شما یک آب و هوایی را خواهید دیدید که بسیار عالی است، و دیگر اینکه موقعیت ما از موضوعات عمده دیگر است، یک کتاب بسیار عالی نوشته شده و بهترین راههای وصل و اتصال میان نقاط مختلف کشورهای آسیای میانه، قلب آسیا از طریق افغانستان میگذرد، برای دوصد سال، در حقیقت این موقعیت یک مشکل بوده؛ ولی به امید اینکه در سالهای آینده یکی فواید عمده ما همین موقعیت ما باشد، دوم زراعت مالداری و ظرفیت علفچر که به افغانستان وجود دارد. ما یکی از جایهایی بودیم که در اینجا آبیاریهای سیستم کاریز وجود داشت، ۲۵۰۰ سال پیش خیلی سیستمهای پیچیده آبیاری ایجاد شده بودند که به اساس سیستمهای همکاری به پیش میرفت. سوم ظرفیت تولید برق که به افغانستان وجود دارد، آبی که به افغانستان وجود دارد، از طریق آب ۲۵ هزار، ولی در مجموع - جناب قیومی صاحب همکار و دوست محترم ما افتخار دارم که اخیراً به صفت رئیس پوهنتون استعفا داد و به محل تولد خود آمد - ۳۶۰ هزار میگاوت از باد و آفتاب و منابع دیگر میتوان انرژی تولید شود، منابع طبیعی ما ۳۳ فیصد از ثروت ما است، بین یک الی ۳ تریلیون دالر منابع طبیعی ما دیده شده است. اگر صد فیصد این را ما و جناب وزیر صاحب معادن ما صبا صاحب که در زمینه کار را پیش میبرد. خواهیم دید که تا چه اندازه ما ثروت منابع طبیعی داریم. ما ظرفیت این را داریم که بزرگترین تولیدکننده مس و همچنان سایر موارد باشیم و ما میتوانیم که یکی از بازیکنان خوبی مارکیت طلا باشیم، از میان هفده مواد نادر، ۱۴ دانه آن در افغانستان پیدا میشود.
پنج: منابع آبی که در افغانستان وجود دارد، سیستمهای حوزههای دریایی که ما داریم. ما آب را به همسایگانمان ارائه میکنیم به استثنای چین، موږ ټولو همسایهګانو ته اوبه ورکوو او همدا راز د خپلو داخلي اوبو نه استفاده کوو. که موږ خپل کلني تاوان ته پام وکړو، د سېلاب له وجې ډېرو مشکلاتو سره مخ یوو. زموږ د کرنې او مالدارۍ وزیر ښاغلی ضمیر په دې برخه کې کار کوي. ما فرهنگ تشبثاتی داریم، خود میراثی که از راه ابریشم برای ما مانده است، میلیونها افغان به اروپا، امریکای شمالی و استرالیا از این طریق با هم مرتبط هستند و این برای ما دارایی عمده است. شهروندان ما که در ایران و پاکستان پنج میلیون زندگی میکنند.
د دواړو هیوادونو نه مننه کوو چې په دې مورد کې یې زموږ ملاتړ کړی دی، خو دا زموږ لپاره یوه خاصه سرمایه ده، ما نمیتوانیم که به صفت یک کشور تجریدشده به ارتباط افغانستان فکر کنیم که موانعی در سد راه این کشور وجود دارد یا به په دې هیواد کې خنډونه او موانع وجود لري. او په آخر کې حکومت وحدت ملی هر دو در حقیقت تعهد سیاسی و در ضمن توانایی دارد. ما بسیار زیاد افتخار میکنیم بالای کابینه و تیم امنیت ملی ما که جناب اتمر صاحب آن را رهبری میکند. بلی این کشوری است که در بردارنده افراد متعهد است، افراد ما حب وطن دارد که باور بالای خدمت به کشور دارند. پس میبینیم که از نکتهنظر زیربنا چه داریم؟ چون موضع کلیدی همانا زیربنای افغانستان است، من این را زودتر به خدمت شما ارائه میکنیم. بالاتر از ده میلیون بالای میادین هوایی افغانستان سرمایهگذاری شده است که از طریق همکاریهای نظامی صورت گرفت. (خدمات) شش میدان هوایی ما در دو ماه آینده قرار است که برای سکتورهای خصوصی و دولتی ارائه شوند. اینها داراییهای عمده ما است که از ۱۴ سال به اینسو ایجاد شده است. ما توانایی میادین هوایی را داریم، حتی در دورترین نقاط افغانستان و همچنان فرصتهای عمدهای را، بیزهای نظامی که در خدمت افراد ملکی داده شود همچنان بندها و کانالها: همانطور که گفتم آب ما یک منبع عمده افغانستان است و ما نوعی از همکاریهای ملی و منطقهای را میتوانیم که در زمینه داشته باشیم و آن را سیستماتیکتر بسازیم. حال دقیقتر میدانیم که چه باید کرد و خوشبختانه بالاتر از ٢٠٠ پروژه باز هم در بخشهای آبیاری کوچک و متوسط داریم و مطالعات امکانپذیری یا تخنیکیشان تکمیل شده است. ما در پروسه تکمیل راه ابریشم فایبر آپتیک هستیم و برای وصل و استحصال یکی از اولویتها هستیم. همچنان نیز ما بالای ادغام منطقهای پایپلاین متمرکز هستیم و آقای وزیر صاحب در این مورد به جدیت کار میکند، نیازی نیست که ما منتظر باشیم. برای اتصال منطقهای در مجموع که بالاخره کار را آغاز بکنیم ما میتوانیم چیز عمدهای را آغاز بکنیم و خیلی خوش هستیم که وزیر خارجه قطر اینجا هست و تجربهای در زمینه دارند و همچنان همکارهای از کشور هند، پاکستان و تاجیکستان در اینجا هستند.
خطوط آهن: ما نخستین مرجع خطوط آهن خود را در سال ١٩٢٧ ایجاد کردیم. تشکری میکنم از کمکهای آلمان در این زمینه و همچنان از سفیر کشور آلمان تشکری میکنیم که اخیراً صد سال از همکاریمان را تجلیل کردیم؛ ولی متاسفانه به شکل خوب آن تجلیل نکردیم. چیزی که بسیار مهم است، همان راه است که تیم آلمانی در همان زمان در حقیقت آماده ساخته بودند، حال که ما بالای خطوط آهن کار میکنیم، سر انجام خواهیم توانست که کار را انجام بدهیم که مطالعات آسیبپذیری و تخنیکی آن به شکل بسیار سریع و جدی انجام صورت میگیرد و بالاخره اینکه اوزبیکستان آن را ایجاد کرد و همچنان ما به ترکمنستان و تاجیکستان وصل شویم، خیلی زود آن را انجام دهیم و رابطه ما را در مجموع به کشورهای منطقه که ایران نخستین کشور بود که در زمینه ما را در بخش خطوط آهن کمک کرد و همچنان ما علاقهمند هستیم که این پروژه زودتر تکمیل شود.
سرکها، ما سرمایهگذاری میلیاردها دالر را بالای سیستمهای سرک خود به مصرف رساندیم. افغانستان امروز افغانستان چهارده سال پیش نیست، جناب وزیر صاحب در حقیقت در این زمینه کار را پیش میبرد و همچنان موضوع کلیدی همین است که ما به طرف حفظ و نگهداشت سرکهای خود کار بکنیم. سیستم و خطوط انتقالاتى ما بخش اول ما است که به سطح منطقه روى آن کار مىکنیم. په دې هیله چې بالآخره د منځنۍ آسیا او جنوبي آسیا ترمنځ اړیکه تأمین شي او خپل توکي له یوه ځای نه بل ځای ته انتقال کړي شو. همدا راز له تاجیکستان، ترکمنستان، اوزبیکستان او ایران سره زموږ اړیکې جوړې شوي دي. زموږ موخه همدا ده چې بالآخره یو ترانزیتي مرکز شوو او په دې هیله چې دا به ډېر ژر په عمل کې ولیدل شي. ولې مې دغه ټول موضوعات درته وویل؟ دلیل یې دا دی، زه غواړم تاسې ته وایم چې موږ له صفره پیل نه کوو، موږ زېربنا لرو او د هغې پر اساس کار کوو. موږ ډېره سرمایه او ثروت لرو چې په هغې کار کولای شوو.
تصمیمی که از طرف همسایه ما گرفته شده بود، مثلاً شصت میل یا صد میل را میخواستیم جور بکنیم کمک بکند که خیلی مهم است که ببینیم کجاها خلاها وجود دارند و باید بر همین خلاها کار شود و روش مبنی بر سیستم را اتخاذ کردیم. موضوعات عمده چهها است؟ زیربنا در حقیقت به شکل یک حلقه دیده خواهد شد، به شکل تجرید یا جدایی به آن نخواهیم پرداخت. موضوعاتی را که برایتان گفتم همزمان بالای آن کار میکنیم، البته ساختمان به اساس پروژه که متاسفانه کیفیت آن را پایین نگاه میدارد که قیمت بالا میبرد. اگر به شکل یک روش مبنی بر سیستم پیش برویم میتواند هزینهها را پایین بیاورد و کار همزمان صورت بگیرد. ما اطمینان میدهیم که سیستم تدارکاتی کار آمد و شفاف داریم. من خودم ریاست کمیسیون تدارکات را پیش میبرم. ډاکټر صاحب عبدالله عبدالله، ښاغلی سرور دانش او زه له اقتصاد او مالیې وزارتونو سره د شنبې په ورځ له دوو نه تر پنځو ساعتونو پورې په موضوع بحثونه کوو، ترڅو زموږ نړيوال او سیمهايز همکاران او همداراز خپل متشبثین پر دې ډاډه کړو چې بلې! اداري فساد به نور نه کېږي. اداري فساد چې بالاخره د خنډ سبب کېږي، نور باید لرې شي. موږ همدارنګه د وزارتونو عمده دندې مشخصې کړې دي. ټول وزارتونه پروژې مخ ته نه وړي، یعنې زموږ ډېر تمرکز ځانګړو وزارتونو مانند وزارت فواید عامه بیشتر متمرکز خواهد بود تا بالاخره تقسیم کار به وجه احسن صورت بگیرد و مسئولیت هر وزارت مشخص باشد.
ما در حقیقت در بخش ساختمان نیز سرمایهگذاری میکنیم. ما از کشوری خبر نداریم که پول را به شکل موثر مصرف کرده باشد تا وقتی که در بخش صنعتی ساختمان سرمایهگذاری نکرده باشد و همچنان در اینجا ما از همکاری جهانی و منطقهیی دعوت به عمل میآوریم. شراکت بین سکتور خصوصی و دولتی برای منطقه کلیدی است و ما میخواهیم که به شکل خلاقانه به این عمل بکنیم. تاریخ شراکت بین سکتور خصوصی و دولتی وجود دارد. باوجود اینکه یک تجربه منفی بوده، بریتانیا در این زمینه تجربه عالی دارد و در سطح منطقه همچنان میتوان مثالهای مختلف را پیدا بکنیم. بالاخره پروژههای منطقهیی اندازه پسپرداخت امکانپذیری تخنیکی در حقیقت میتوان متفاوتتر معلوم شود. اگر ما پروژهها را از دیدگاه ملی ببینیم؛ ولی ترانزیت وقتی که اتصال منطقهیی به آن اضافه شود، میتوان اقتصاد آن بیشتر تغییر کند و مفاد بیشتر از آن به دست بیاید. پس به خاطر همین نیاز است که از نقطهنظر منطقهیی به آن تمرکز کرد. ما از سرمایهگذاری منطقهیی در حقیقت استقبال به عمل میآوریم. ما همکاران کلیدی در زمینه هستیم و ما خوش هستیم که با شما همکار باشیم.
در نتیجهگیری میخواهم پیام از امید برای شما بدهم. شبکههای خشونت و تروریست جهان اسلامی را به همان کلدوسک که بالاخره همه چیز متوقف باشد، تبدیل بکند، پیام آنها پیام مایوسی است. شکل خشونت آنها متوجه این امر است که آنها اطمینان خود را حاصل بکنند که افراد بی گناه و میراث فرهنگی ما را تخریب بکنند و افراد بی گناه را بکشند. مثلاً چه خطر از بتهای بودای بامیان علیه آنها متوجه بود؟ میراثی که برای ما مانده است و یا هم شهرهای دیگر تاریخی ما و میراثهایی که در آن جا باقی مانده است، ما باید جرئت این را داشته باشیم که به نمایندگی از اکثریت مطلق کشورهای اسلامی صحبت بکنیم که کشورهای مطلق اسلامی پیام نفرت و تحمل را رد میکنند.
شما تهذیب ابو سعید و فاطمی را ببینید، اینها مراکز جهانی اتصال بودند. به تاریخ اسلام ببینید، تهذیب اسلامی به اساس تحمل و درک استوار بود. کدام تهذیب دیگر در حقیقت صد سال که به شکل مداوم در زمینه عمل کرد و از کارهای یونان و رمان شما ببینید، همین تهذیب است که ما میراثشان بودیم. این پشنهاد (کلدوسک) که میخواهد هر چیز را متوقف بسازد، ما این را رد میکنیم. شکل و ایکولوژیشان متفاوت است و تهدید برای جهان و منطقه است. مردم ما همراه ما هستند و مردم ما به این امید میایستند. تعهد و اشتراک شما امید میبخشد و امید به یک آینده خوب را بیشتر میسازد. نیروهای شجاع امنیتی و دفاعی ما افراد صلحدوست، نجیب و شریف هستند. به خاطر این نی که ما افغان هستیم، بلکه به خاطری که ما چهل سال رنج کشیدیم؛ ولی هنوز هم در مقابلشان ایستاد هستیم. پیام ما به همه کسانی که دهشتافکنی و خشونت را حمایت میکنند، این است که یک متل تاریخی افغانستان که ما نمیخواهیم به دوزخ برویم؛ ولی میتوانیم که باهم یک آینده خوبی را ایجاد نمایم.
تشکر!
¹ REECA 6.
² Culdesac