ډاکټر اشرف غني
ډاکټر اشرف غني
د وینا متن مارکېټ جوړونه

د افغانستان سوداګرۍ، د ارزښت ځنځیرونه او صادراتو پراختیا

د افغانستان سوداګرۍ، د ارزښت ځنځیرونه او صادراتو پراختیا

د هوایي دهلیزونو له لارې صادرات کوونکو سوداګرو سره کتنه او وینا 

اساسي ټکي: 

  • د صادراتو وده: د افغانستان د صادراتو د کچې پراخول.
  • هوايي دهلیزونه: د سوداګرۍ لپاره د هوايي لارو کارول.
  • خصوصي سکتور: د صادرونکو او سوداګرو پیاوړتیا.
  • ارزښت زیاتول: د پروسس او د محصولاتو د کیفیت لوړول.
  • پر ځان بسیاینه: له مرستو د انحصار کمول.
  • کرنه: د صادراتو پر محور کرنې پیاوړتیا.
  • لوژستیک: د ترانسپورت او د اکمالاتي ځنځیرونو ښه کول.
  • بازار ته لاسرسی: د تولیدوونکو نښلول له نړیوالو پېرودونکو سره.

 

۱۴ دلو ۱۳۹۷
بسم الله الرحمن الرحیم
وزرای محترم، سفیران گرامی، تاجران عزیز، خواهران و برادران محترم، هموطنان گرامی و جناب احمدی صاحب، اول‌تر از همه تحفه پیشوای بشریت را خدمت‌تان تقدیم می‌کنم؛ السلام علیکم و رحمة‌الله و برکاته!
ښه راغلاست!
خوش کیلدیز!
به خیر آمدید!
در قدم اول، من به اتاق‌های تجارت، صنایع و زنان افغانستان تبریکی می‌دهم. امروز، روزی را تجلیل می‌کنیم که یکی از خواهش‌های عمده نهادهای سکتور خصوصی، ترانسپورت قابل اعتبار برای صادرات افغانستان بود، حل شده است.
حال توپ در میدان شما است. څنګه، څومره او په کوم قوت یې وهئ؟ څومره لرې یې وهئ؟ دا نو په تاسې پورې تړلي ده. ان‌شاءالله تعالی تاسې کې زه دا قوت ګورم، متې مو کافي قوي دي چې توپ لرې ووهئ او ان‌شاءالله تعالی په قوت یې ووهئ او دوامداره یې ووهئ.
از سفرای محترم ابراز امتنان می‌کنم که شریکان بی‌نهایت خوب بودند و استقبال اساسی ما در این است که تجارت یک تغییر بنیادی مناسبات بین کشوری که رنج زیاد دیده و شرکای بین‌المللی ما است. نکته کلیدی ما این است که نمی‌خواهیم افغانستان به کمک‌های بین‌المللی در درازمدت اتکا داشته باشد.
این کوریدور هوایی نمونه حرکت از وابستگی به خودکفایی است. وقتی که اجناس، ما را با هم وصل کند، نوع ارتباط ما با هم به صورت بنیادی فرق می‌کند.
هفده سال است که کمک‌های جامعه بین‌المللی به صورت سخاوتمندانه به افغانستان داده شده و ما از همه شرکای خود مخصوصاً اتحادیه اروپا که از شرکای عمده ما بوده و سفرای محترم تمام کشورها قدردانی می‌کنیم؛ اما تاثیر آن کمک‌ها را ولسوالی‌های عمده که تولید جلغوزه، هنگ یا میوه‌جات را دارد، حس نکرد. امروز جلغوزه در پاکستان از صد روپیه به هزار روپیه رسیده، هنوز کجا است؟ مقصد در این است که نوع ارتباط و مناسباتی را که ما می‌خواهیم در این باشد، که تقویه و بررسی بازار به پیداوار افغانی، نکته کلیدی مذاکرات سال آینده باشد. از دولت و سکتور خصوصی افغانستان اول تشکر می‌کنم؛ چون این کوریدور نشان داد که وقتی سکتور خصوصی، دولت و تولیدکننده‌ها در یک صف باشیم، چیزی را که مردم فکر می‌کردند، غیر ممکن است، ممکن می‌شود.
هدف ما باید چی باشد؟ هدف دو تا چهار میلیارد دالر صادرات از میوه‌جات خشک، نباتات طبی و میوه تازه را ما باید برای خود تعیین کنیم. این نشان‌دهنده این می‌شود که ما می‌توانیم به صورت بنیادی مناسبات مردم خود را با دنیا و سکتور خصوصی تبدیل کنیم. در این حالت، عوض اینکه به طرف پول و سرمایه به صورت دزدی خدای ناکرده یا غیر مشروع ببینند، هر کس آن را وسیله می‌داند.
دوم نکته کلیدی، هنوز هم بدبختانه این است که تمام چیزهایی را که صادر می‌کنید، ارزش اضافی‌اش نهایت کم است. زنجیر ارزش که همکاران ما مخصوصاً سعید صاحب و مهمند صاحب و دیگران سرش تأکید زیاد داشتند، هنوز به وجود نیامده، تنها فرقی که آمده، این است که هنگ یا جلغوزه را که پیش از راه زمین صادر می‌کردید، حال از راه هوا به اطمینان صادر می‌کنید. سکتور خصوصی مشکل بنیادی‌اش این است که سر پروسس کردن سرمایه‌گذاری نکرده. تر څو چې په پروسس باندې پاګونه ونه شي پیسې به نورو ته ځي. که په پروسس باندې تاسې بنیادی پانګونه وکړئ پیسې پاتې کېږي او دې برخه کې زه واقعاً مننه کوم او مبارکي وایم چې د جلغوزو یوه لویه فابریکه په په راتلونکو دوو اونیو کې په کابل کې افتتاح شي او زه به مو خدمت ته درشم چې خپله درسره کړم. اما که غواړئ چې قیمت کم شي، نو قیمت له کیفیت سره تړلی دی او تر هغو چې په کیفیت کار ونه شي، قیمت په دې رقم نه کېږي.
بناءً تقاضای من از سکتور خصوصی این است که زنجیره ارزش را به صورت کلیدی مورد توجه قرار بدهیم. تولیدکننده ما مثل تولیدکننده انگور در هرات که برای جناب درانی صاحب در روز افتتاح نمایشگاه گفت: من می‌خواهم مشتری خود را بشناسم. خواهش من این است که سکتور خصوصی ما وسیله این شود که مشتری را به تولیدکنندگان توضیح بدهد. در این حالت نوع کاری که ما همراه دهقان و باغدار کرده‌ایم را باید به صورت بنیادی تغییر بدهیم. نقش زن افغان به حیث تولیدکننده، صادرکننده و پروسس‌کننده، باید یک نکته کلیدی باشد و از این خاطر چی به کار است؛ چون نکته چلنج بنیادی که مانده، هنوز موضوع عطالت بانک‌ها است. بانک‌های ما وسیله تولید نیستند، وسیله جمع‌آوری پول هستند. بانک‌های ما نهایت محافظه‌کار هستند؛ از این جهت اگر مشکل بانکداری و پیش‌پرداخت را می‌خواهیم حل کنیم، ضرورت این است که اتحادیه‌های مشخص ایجاد شود. اتحادیه‌هایی که بتواند برای دهقان و باغدار پیش‌پرداخت و قیمت‌های مطمئن را به یک صورت واضح توضیح داده بتواند. از همکاران بین‌المللی توقع ما این است، ضمن تعهداتی که جناب قیومی صاحب امضا می‌کند، نوع پروگرامی که حرکت خودکفایی و ایستادگی به خود را تقویه می‌کند، در صدر برنامه‌های ما قرار بگیرد.
بخش دیگر این کوریدور هوایی ان‌شاءالله توسعه می‌کند؛ اما نکته کلیدی این است که باید کوریدور زمینی ما هم مورد توجه واقع شود. من از تمام همکاران بین‌المللی ما مخصوصاً از همکاران منطقه و همچنین همکار عزیز ما جلالت‌مآب میرضیایوف برای باز کردن راه چین واقعاً ابراز امتنان می‌کنم.
ما در کوریدور هوایی نشان دادیم که جلغوزه را به چین و از راه هوا به استانبول رسانده می‌توانیم. کوریدور زمینی ما باید یک نقطه کلیدی شود تا بتوانیم نوع تمرکز را در کوریدور هوایی سر اقلامی کنیم که قیمت‌ش نهایت بالا و وزنش پایین است. در این بخش حال اگر تجربه موفق جرمنی، آمریکا و انگلستان را در ختم قرن نوزده ببینید، کل این سرمایه‌گذاری را ایجاد کرده است. در این جهت امید است، بحثی را که جناب احمدی صاحب شروع کردید، با سکتور خصوصی امشب و به صورت دوامدار به این باشد که عوض اینکه با هم رقابت کنند، چطور اتحادیه‌های مساعدت بین خودشان ایجاد شود، و نقش دولت را لطفاً واضح کنید.
من چند سال پیش در چین بودم، در سال ۲۰۱۴، این قصه را برای‌تان قبلاً هم کرده‌ام، بار بار سر زعفران آمدم، در آن وقت جلغوزه را به تفصیل نمی‌دیدم، سر مرمر آمدیم، آخر یکی از همکاران ما گفت که فروشنده صادرات افغانستان هستی یا رئیس‌جمهور؟ من گفتم وظیفه رئیس‌جمهور این است که نماینده تجار و تولیدکنندگان افغانستان باشد.
زه په دې ویاړم چې ستاسې استازی ووسم، اما دا ضروري ده چې موږ یو بل ته لاس ورکړو او ان‌شاءالله‌تعالی دا به کېږي او له بین‌المللي همکارانو هم ډېره زیاته مننه کوم. ستاسې په اجازه به زه یو څو کلیمې انګریزي ووایم.

ترجمه 

«می‌خواهم از این فرصت استفاده کرده و از تمامی شرکای‌مان در مرکز [تجارتی و بین‌المللی] تشکر کنم. مسئله اساسی این است که دهلیزهای هوایی ثابت کرده است که با سرمایه‌گذاری اندک، می‌توانیم تأثیر حداکثری داشته باشیم. مهارت، مقیاس و زمان‌بندی، موضوعات حیاتی هستند. ما اکنون از مرحله آزمایشی به مرحله عملیاتی و نمایشی عبور کرده‌ایم. اثرات این اقدامات نمایان شده و پرسش اصلی اکنون "مهارت" است؛ مهارتی که بتواند نه ۶ هزار، بلکه ۶۰ هزار تن را جابجا کند. این یعنی دهلیزهای هوایی و زمینی باید با هم ادغام شوند و ما باید وارد مشارکتی شویم که مهارت صادرات افغانستان را ارتقا بخشد.

نکته دوم "مقیاس" است. مقیاس صادرات ما هنوز بسیار محدود است. مایه افتخار ماست که همان اقلامی را صادر می‌کنیم که دویست سال پیش صادر می‌شد؛ چه هینگ باشد، چه جلغوزه یا شیرین‌بویه. این‌ها همه در شکل ابتدایی صادر می‌شوند و ارزش افزوده کمی دارند. بنابراین، نکته کلیدی که در مرحله بعدی همکاری‌های‌مان با سکتور خصوصی دنبال می‌کنیم، کار روی مقیاس است. ما اکنون تنها روی حدود ده محصول تمرکز کرده‌ایم، در حالی که مقیاس اصلی فراتر از این‌هاست. ما هنوز به سراغ سبزیجات و گل‌های تزئینی نرفته‌ایم.

طیف گسترده‌ای از اقلام وجود دارد که باید در مورد آن‌ها فکر کنیم. ما با محصولات تثبیت‌شده شروع کردیم تا به همه ثابت کنیم که این کار ممکن است. اما کشاورزی مدرنی که ما به دنبال آن هستیم، نیازمند همکاری‌های علمی است. مدیریت آب در این میان حیاتی است. برای اطلاع‌تان بگویم که ما به شدت در حال سرمایه‌گذاری روی سیستم‌های بند (پایپ‌لاین) هستیم. حکومت افغانستان ۱۸ میلیون دالر از بودجه خود را برای این کار اختصاص داده است.

ما یک متخصص جهانی داریم؛ داکتر سرگند، که ۴۰ مقاله در مورد سیستم‌های بند نوشته است و به لطف داکتر قیومی و همکاران، ایشان اکنون ۴ تا ۶ ماه در سال در اینجا حضور دارند. ما این سیستم را در پنجشیر امتحان کردیم؛ هزینه استفاده از بند برای آبیاری، چهار برابر ارزان‌تر از کانال‌هاست و از اتلاف آب در مسیر جلوگیری می‌کند. ما می‌خواهیم اهداف مشخصی تعیین کنیم و نکته حیاتی برای شرکای ما، موضوع "استانداردها" است. تعریف این استانداردها هم برای ما و هم برای شما مهم است تا سکتور خصوصی افغانستان بتواند آن‌ها را جذب کرده و تولیدکنندگان بر آن تمرکز کنند. شما با ما بسیار سخاوتمند بوده‌اید و از کمک‌های‌تان سپاسگزارم.

تجارت به شکلی عمیق زندگی مردم را لمس می‌کند. نمونه بارز آن ۱۸ ولسوالی محروم در پکتیا، پکتیکا و خوست است که مراکز اصلی تولید هستند؛ و همچنین کاپیسا، لغمان، ننگرهار و کنر. این مردم قبلاً ارتباطی [با بازارهای جهانی] نمی‌دیدند، اما با ایجاد این دهلیز، همه آن‌ها این پیوند را حس می‌کنند. تجارت زبانی است که ما هزاران سال به آن پرداخته‌ایم و افغان‌ها واقعاً در آن مهارت دارند. بر همین اساس، بار دیگر بر این مشارکت تأکید می‌کنم و داکتر قیومی و همکارانم روی آن تمرکز خواهند کرد.

نکته آخرم خطاب به همکاران وزراست: روشی که آن‌ها در تجارت پیش گرفته‌اند برای ایجاد یک رشد پایدار کافی نیست. از همه همکارانم، به‌ویژه آقای احمدی، داکتر قیومی، آقای یاری، دُرانی و کریمی برای تفکر عمیق روی این موضوع تشکر می‌کنم. درخواست آخر من این است: اکثر این‌ها محصولات سبز هستند؛ از جلغوزه و پسته گرفته تا بادام و شیرین‌بویه و هینگ. بنابراین، کمک‌های زیست‌محیطی (کربن) می‌تواند راهگشا باشد. با باز شدن همین دهلیز، همان‌طور که وزیر کریمی که خود از خوست است و ریاست دانشگاه خوست را بر عهده داشت می‌داند، مردم از قطع درختان دست می‌کشند. این یک موقعیت برد-برد است.

بار دیگر از حضور و مشارکت‌تان تشکر می‌کنم. اکنون شما تصویر متفاوتی از افغانستان در ذهن دارید که می‌توانید آن را به مردم خود منتقل کنید. امیدوارم این یک تبلیغ بزرگ برای افغانستان باشد، چرا که من به آن افتخار می‌کنم. تشکر.»