داکتر اشرف غنی
داکتر اشرف غنی

تحول نظام آموزشی افغانستان از طریق اصلاحات، تمرکززدایی و ارتقای کیفیت

تحول نظام آموزشی افغانستان از طریق اصلاحات، تمرکززدایی و ارتقای کیفیت

سخنرانی در مراسم اختتامیه نخستین سمپوزیم ملی معارف

نکات اساسی: 

  • اصلاحات آموزشی: بهبود کیفیت، مرتبط بودن و آمادگی نظام آموزشی.
  • آموزش غیرسیاسی: دور نگه داشتن مکاتب از مداخلات سیاسی.
  • عزت و وقار معلم: تقویت جایگاه، حقوق و احترام معلمان.
  • مدرن‌سازی نصاب تعلیمی: به‌روزرسانی نصاب مطابق با نیازهای ملی و بازار کار.
  • مدیریت غیرمتمرکز: انتقال صلاحیت‌ها و منابع به ولایات (تمرکززدایی).
  • گسترش دسترسی: اطمینان از دسترسی به آموزش در مناطق روستایی و دوردست.
  • آموزش زنان: افزایش مشارکت زنان در مکاتب و سطوح رهبری.
  • آموزش‌های فنی و حرفه‌ای: گسترش تعلیمات تخنیکی جهت هماهنگی با فرصت‌های شغلی.
  • مشارکت عامه: سهیم ساختن والدین، جوامع و بخش خصوصی.
  • شفافیت و شایسته‌سالاری: تضمین عدالت در امتحانات، استخدام و ارزیابی‌ها.
  • توسعه زیرساخت‌ها: بهبود وضعیت مکاتب، منابع و کتب درسی.
  • انسجام ملی: پیوند دادن آموزش با وحدت و همبستگی اجتماعی.

 

۶ جدی ۱۳۹۷

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب داکتر صاحب قیومی، جناب بلخی صاحب، وزیران محترم کابینه، جناب شینواری صاحب، همه همکاران دیگر، مگر خاصتاً هم‌مسلکان عزیزم معلمین گرامی، رؤسای معارف، تمام منسوبین معارف، خواهران گرامی، تمام حاضرین مجلس؛ اول‌تر از همه تحفه پیشوای بشریت را خدمت‌تان تقدیم می‌کنم؛ السلام علیکم و رحمة‌الله و برکاته!

از تشریف‌آوری و ابتکارتان از صمیم قلب تشکر می‌کنم. این که بار اول است یک سمپوزیم ملی گرفته شده، معنی‌اش این است که هفده سال را ضایع کرده بودید که سمپوزیم را نگرفته بودید، به همه این ابتکار را تبریک می‌گویم.

نکات بحث نهایت مهم، کلیدی و حیاتی است. نکته اول، نتیجه‌گیری خودتان جناب بلخی صاحب بود که معارف امروز پاسخگوی فردای افغانستان نیست. از این جهت پیشنهاد‌تان که دهه آینده به نام دهه معارف یادآوری شود و یک پروگرام سرتاسری ده ساله با امکانات مالی مناسب فراهم شود، مطلق مورد قبول است.

از جناب داکتر صاحب قیومی درخواست می‌کنم که بررسی‌های اولیه را همراه‌تان انجام بدهند و یک دیدگاه واضح و مشخص در این بخش به وجود بیاید تا پیشرفت‌ها صورت بگیرد.

اما نکته دوم که ضرور است به همه تبریکی بدهیم، این است که امسال سال عطف معارف بود. وزارت معارفی را که شما به میراث گرفتید، از جناب شینواری صاحب، معین صاحبان دیگر و همه رؤسای محترم معارف که از راه رقابت انتخاب شده‌اند، واقعاً برای‌تان تبریک می‌گویم. رؤسای معارف که در ۳۴ ولایت بدل شده‌اند، نکته واضح و مشخص را داشته باشند که حمایت کامل من را برای غیر سیاسی شدن معارف در تمام ولایات دارند. هیچ زورمند، قدرتمند و شخص سیاسی در معارف مداخله کرده نمی‌تواند و پیشنهادی را که رئیس صاحب محترم معارف کابل کرد، جناب بلخی صاحب هدایت من برای‌تان این است که در دو ماه آینده هر پست غیر رقابتی مخصوصاً فارغ‌التحصیل صنف دوازده که در ریاست‌های دیگر نه ریاست‌های خود وزارت، وجود دارد به صورت رقابتی تبدیل شود.

نکته دیگر ما این است که در انتخابات معارف را دخیل کرده نمی‌توانید. اگر یک مدیر مکتب را دیدم که برای یک کاندیدا یا کاندیدای دیگر به شمول من کار کرده، فردا جواب داده می‌شود. اولادهای ما را به این چیزها مصروف نکنید.

انتخابات بعضی اوقات موجب تقسیم می‌شود، معارف باید موجب وصل باشد نه موجب فصل. اگر کسی گفت که رئیس‌جمهور‌تان درخواست می‌کند که در انتخابات به نفعش کار کنید، دروغ می‌گویند و برای‌شان جواب رد بدهید.

ځکه دلته انتخابات دي، مشران په کې ښکته پورته کېږي. دا ټول د اساسي قانون په اساس دي، خو تر دې وروسته به ان‌شاءالله تعالی لسیزې او پېړۍ، زموږ اولادونه زموږ معنوي سرمایه ده، دا هغه پانګه ده چې باید غلطو خواو ته کش نه شي، ځکه چې یو وار معارف سیاسي شو بیا یې غیر سیاسي کول مشکل دي او نتایج مو لیدلي دي. نن د جدي ۶مه ده، هغه توره ورځ چې د شوروي قواوې افغانستان ته داخلې شوې. دوی چا داخل کړل؟ یو عمده دلیل یې دا و چې د کابل پوهنتون لیلیې او د کابل په مکتبونو کې لیلیو ته توجه ونه شوه چې دا وطن سره یو ځای کړي. تقسیمات یې راوړل، لېسه وه، حربي پوهنتون و، کابل پوهنتون... همدا سیاسي کېدل د دې تباهۍ موجب نه شوو؟

اشعار کلان‌ترین نویسنده‌های ما را ببینید، آیا کل‌شان ملامتی افکار افراطی خود را به عهده نمی‌گیرند؟ امروز باید معارف ملی، مسلکی و غیرسیاسی باشد. همدغه زما پیغام دی. دلته واقعاً معلمین لرو. زه چې هر وار په استقلال او حبیبي مکتب تېرېږم، خپلو معلمینو ته دعا کوم.

معلم عشق وطن، فداکاری به این خاک و تعهد به وحدت ملی را در ما تزریق کردند. معلمین باید نماینده این نوع عشق و تعهد باشند و مدیران معارف ما به صورت خاص. سه زبان ملی موجب افتخار ما است. هر سه زبان باهم پیوند ناگسستنی دارد. به کدام نام ما را تقسیم می‌کنند؟ اکثریت مردم افغانستان به دو یا سه زبان صحبت نمی‌کنند؟

هر چیزی که در افغانستان نوشته شده، افتخار هر افغان و نقطه وصل ما است. ما در قلب آسیا قرار داریم، زیادترین سرمایه ما این است که با زبان هر کشور همسایه و رسم و رواجش آشنا هستیم. این قدر که افغانستان کشورهای همسایه خود را درک می‌کند، کشورهای همسایه ما را درک کرده می‌توانند؟

چون میلیون‌ها مهاجر در آن‌جاها داشته‌ایم، هر کدام ما تجارب داریم و نقطه وصل هستیم. نصاب ما از نگاه کیفی باید تغییر بنیادی کند. بدون تغییر نصاب، ما پیشرفت نمی‌توانیم. در این بخش می‌خواهم به ولسمل صاحب که بچه یک معلم است، یک معلمی که تا ۹۶ سالگی در مکتب درس داد و با وجودی که بچه‌اش شاروال و سرپرست وزارت و معین بود، هر روز در بایسکل به مکتب می‌رفت و آن روز سرمایه معنوی را می‌فهمید که هزارها شهروند قندهار آمدند، در مراسم جنازه و فاتحه‌اش اشتراک کردند. این قدرِ معلم ما است و احیای این قدر را می‌خواهیم.

پیشنهادهای‌تان در چند بخش است: در نکته اول، من از جناب حاجی صاحب عبدالظاهر شروع می‌کنم. اول از صمیم قلب تشکر جناب حاجی صاحب که مخصوصاً سر محروم‌ترین قشر یعنی اطفال که یتیم‌های ما هستند، توجه کردید، پیشنهادتان به سر دل قبول، دولت در قسمت زمین اقدام عاجل می‌کند و در قسمت‌های دیگر جناب قیومی صاحب همراه‌تان کار می‌کند که نهادها به نتیجه واضح برسند؛ اما اطمینان بدهید و باز هم از شما و اولادهای‌تان که این را تمویل کردید و از هر تمویل‌کننده سکتور خصوصی که در این بخش قدم رنجه کرده، از صمیم قلب ابراز تشکر می‌کنیم. به خیر باشد جناب حاجی صاحب!

پیشنهادهای‌تان به صورت عمومی در چند بخش است:

یک، موضوعات پالیسی است. مهم‌ترین پیشنهادتان در بخش پالیسی در چند بخش بود. از جناب مدیره صاحب تشکر می‌کنیم که با کمال اختصار؛ اما با محتوای بسیار قوی این‌ها را بیان کرد. اول ضرورت یک پالیسی واضح برای تعیین نقش، موقف و عزت معلم مشابه به عزت علماء ما ضرور است. این را به زودترین فرصت تدوین کنید و از معلمین محترم، نماینده‌های‌شان حضور داشته باشند. هر وقت که این مسوده را ترتیب کردید، یک جلسه خاص شورای عالی قوای بشری به مدیریت شخص من در خدمت‌تان حضور دارد، پیش از آن جناب داکتر صاحب قیومی این کار را انجام می‌دهد.

دوم هماهنگی بین وزارت‌های محترم معارف و تحصیلات عالی ضروری و حتمی است. هدایت من برای هر دو وزارت این است که به حیث یک گل کار کنند.

نکته‌ای که مانده بود؛ چون قبلاً در تشکیل وزارت بود اما حال اداره جداگانه است، تعلیمات مسلکی است. هدف ما این است، سال آینده باید در هر ولسوالی یک لیسه، به لیسه مسلکی مبدل شود. با نهایت تاسف باید بگویم که نه فارغ‌التحصیل صنف شش ما، نه صنف نُه و نه صنف دوازده ما برای بازار کار آماده است. صدها هزار کارگر، کار داریم، همین حال از کشورهای همسایه صدها هزار نفر نیمه مسلکی را می‌آوریم. ضرورت واضح است که دو وزارت و اداره بازهم در این بخش باید زود اقدام کنند و اقدام واضح باشد. تعهداتی را که بین دو وزارت امضا شده، من پلان عملی‌اش را از شما در دو هفته می‌خواهم. جلسه شورای عالی قوای بشری در دو هفته در تطبیق تعهداتی که برای معلمین از طرف وزارت محترم تحصیلات عالی شده به یک پروگرام واضح و مشخص عملی بیاید.

مهم‌ترین نکته ولسوالی‌ها است. من همراه ۳۵۰ ولسوال صحبت داشتم، یکی از سوال‌هایم این بود که چند تا رئیس سکتوری از ولسوالی‌های‌تان دیدن کرده‌اند؟ اکثریت مطلق ولسوالی‌ها از طرف رئیس صاحبان معارف دیدن صورت نگرفته. اکثریت مطلق مردم ما در ولسوالی‌ها زندگی می‌کنند و توجه واضح سر ولسوالی‌ها می‌خواهند. پلان انکشافی ولسوالی‌ها تهیه می‌شود که مخصوصاً مراکز، تأسیسات دولتی و کمپلکس اداری در تمام ولسوالی‌ها زیر نظر گرفته شود، تا ما بتوانیم ضروریات را به وجود بیاوریم؛ اما ولسوالی کلیدی است، زیرا بدون تغییر نقش ولسوالی، معارف افغانستان به پای ایستاد نمی‌شود. بخشی که شما ذکر نکردید، از خاطر که بزرگی کردید، نقش زنان در رهبری وزارت معارف هنوز کم جلوه است، تغییر بنیادی می‌خواهیم.

ما و شما موافقه کردیم، ان‌شاءالله تعالی تغییرات را می‌آورید، بلخی صاحب اگر خودت نیاوری با روحیه مثبتی که در برابر نقش زنان افغانستان داری از دیگران چه توقع کنیم؛ اما ضرور است که یک تغییر متوازن به تعداد زنان در معارف بیاید. در وزارت هم یک توازن واضح وجود داشته باشد که ان‌شاءالله تعالی به زودی می‌آید.

مسایل دیگر را که ذکر کردید، دو بخش دارد: یکی آن پروگرام‌هایی که موجود است. در این بخش ۲۷۰۰ مکتب شروع شده و ضرورت واضح است که این مکاتب از امکانات محلی فراهم می‌شود، ساختن این و قیمت این از شش چند تا ده چند پایین آمده؛ اما کیفیتش بالا است؛ اما نکته دیگری که ضرورت است - یک دختر جوان از آقچه آمده بود، دختر نهایت عاقل بود و گفت برای ساختن مکتب‌های نو، مکاتب گذشته فراموش‌تان نشود - حفظ و مراقبت مکاتب و تکمیل کردن این‌ها، نکته کلیدی است که این هم باید به صورت اساسی صورت بگیرد. نکته دیگر که همراه قیومی صاحب به صورت واضح صحبت کردیم، بعد از این قیومی صاحب در کوتاه‌ترین مدت امکانات ولایات را رأساً به ولایات انتقال می‌دهند، دیگر از راه وزارت معارف و بوروکراسی کهنه وزارت معارف صورت نخواهد گرفت.

بودجه برای ریاست‌های وزارت معارف هم با شفافیت و به وقت خواهد آمد و هم شما صلاحیت‌های واضح در این بخش خواهید داشت و در قدم دوم باید بودجه مکاتب واضح شود و صلاحیت‌های مدیر صاحبان و این‌ها؛ اما کل این‌ها معلومات می‌خواهد. از نگاه زدودن تمرکز من مطلق همراه‌تان همگام هستم. من یادم است که به یکی از پوهنځی‌ها رفتم، وقتی که رئیس پوهنتون بودم، یک آدمی که دوکتورا از آمریکا داشت، این قدر پول و صلاحیت نداشت که قفل دروازه خود را برای چهار سال ترمیم کند. این رقم مرکزیت منفی به درد کس نمی‌خورد. ما باید پول را با نتایج ارتباط بدهیم و در این بخش ضرورت واضح است، جناب بلخی صاحب که یک امتحان سویه از فارغ‌التحصیلان مکاتب خصوصی و دولتی گرفته شود، بر اساس سویه که می‌برآید، ما مدیر و معلم صاحبان را تقدیر کنیم و امکانات را به این اساس ارتباط بدهیم که یک ترتیب بسیار شفاف وجود داشته باشد. انتقادی که از بطی بودن استخدام در کمیسیون اصلاحات اداری دارید، رفع شد.

دا خبره حل شوې ده. زرهاو نورمونه برابر شوي. اوس امتحانات ډېر ژر اخیستل کېږي. دا د کار ابتداء وه. مه هېروئ چې کمیسیون ۱۸ میاشتې کېږي چې اصلاحات پیل کړي. نن زه کمیسیون کې وم، د امتحاناتو بهترین نوع امکانات فراهم شوي دي. که دا هر څه مو نادیده ونیول، شاتګ دی. همدا اوس چې زرهاوو کسان امتحان ورکوي، لېست یې موجود دی. تاسې شرایط واضح کړئ، د کابل د معارف هغه برخه کې جناب رئیس صاحب ستونزې نشته. زه اطمینان درکوم، ما دا خبره لیدلې ده. پس له دې نه به په ډېر سرعت امتحان اخیستل کېږي، اما ابتدا کې کېدای شي یو څه سخت و، اما اوس امکانات برابر شوي دي او ان‌شاءالله تعالی دا به موږ په اختیار کې وي.

من سر بحث هر پیشنهادتان نمی‌آیم، پیشنهاد من این است که تمام پیشنهادهایی را که بلخی صاحب و همکاران محترم کردند، شما و همکاران‌تان برای تصامیم در شورای عالی قوای بشری سلسله‌وار بیاورید.

بخش دوم پیشنهاد‌تان، پیشنهاداتی است که امکانات مالی می‌خواهد. من نمی‌خواهم که در این تالار برای‌تان وعده‌های واهی کنم. تعهد من برای‌تان این است که یک بخش نتایج مالی و هر پیشنهادی را که خواهران و برادران کردند، به صورت واضح ببینیم؛ اما پلان ده ساله ما باید جواب مشخص برای این‌ها داشته داشته باشند، مخصوصاً چند مشکل اساسی را که جناب پیکار صاحب مطرح کرد. ولسیمل صاحب تشریف لري. موږ باید د استطاعت ور مسکن مسئله حل کړو. دلته زه غواړم دوی سره ژمنه وکړم چې په دوو میاشتو کې به موږ دوی ته ځواب ولرو.

در دو ماه در قسمت مسکن قابل استطاعت یک جواب مشخص، واضح و پلان‌شده برای‌تان خواهیم داشت. خوبی در این است که دو و نیم میلیون جریب زمین دولتی در داخل یک بانک معلوماتی آمده؛ ولی پیش از این ما اطلاعات نداشتیم. مشکل اساسی ما این بود که نمی‌فهمیدیم، زمین دولتی چی است. ولسیمل صاحب یک مشکل جدی داشت، هر بار که اطلاعات از ولایات آمد که زمین را در اختیار وزارت معارف بدهید، اطلاع درست و دقیق نبود، ما نمی‌فهمیدیم که کدام زمین است. وقتی که می‌رفتیم سر زمین کار را شروع کنیم، دو و سه اداره دیگر سر آن کار داشتند.

دیگر حال بانک معلوماتی که تهیه شده این امکان را برای ما فراهم می‌کند و نکات دیگری را که در قسمت معاشات گفتید، کلش جنبه مالی دارد، ما باید امکانات خود را به صورت اساسی بسنجیم؛ اما در این شک و شبهه نداشته باشید که به حیث یک همکارتان چیزی که در امکان دولت است، مورد نظر گرفته خواهد شد. بخش دیگر که ضروری است، نقش سکتور خصوصی در معارف می‌باشد. این بخش دو جنبه دارد: یک جنبه‌اش واقعاً جنبه نهایت ابتکار است. مکتب معرفت را اگر ببینید، چیزی که دوست عزیز ما آقای رویش ایجاد کرده، یک نمونه ابتکار است. فارغ‌التحصیلانش در هر نقطه دنیا می‌توانند، داخل شوند و فعالیت کنند؛ اما یک اعتماد به نفس است و این نیست که از مکاتب دولتی کرده معاش زیادتر می‌دهند؛ اما یک پروگرام و نصاب بسیار واضح و متحد وجود دارد؛ اما بخش دیگرش قسمی که جناب رئیسه صاحب از خطر یاد کرده، یک تجارت خالی است، اینجا ضرورت واضح است که معیارها به صورت اساسی باشد و باز هم خواهش من این است، جناب بلخی صاحب که یک امتحان واضح سویه از شاگردان و معلمین گرفته شود که بر اساس شفافیت بعد از آن پالیسی تقویت واضح داشته باشیم.

د وړاندیزونو بلې برخې مو څو نورې برخې لرلې. د معارف له رئیس صاحب نه مننه کوم. جناب قیومي صاحب! لومړی دوی د دې امکانات نه لري چې له خلکو سره خبرې وکړي یا د دې صلاحیت ولري چې عاجلو کارونو ته ورسېږي، نو په همدې اساس، لکه څنګه چې تاسې فیصله کړې، د دوی غوښتنې باید دویمي واحدونو ته ورسېږي، نو د معارف د رئیسانو په اړه مـور ولسوالانو او والیانو ته ځینې صلاحیتونه ورکوو چې د معارف له بودجې نه باید یو مقدار معین امکانات د میاشتنیو مصارفو لپاره برابر شي او ان‌شاءالله تعالی درته برابرېږي. دا معقوله خبره ده.

دویمه موضوع، د معارف د رئیسانو امنیت نیول دي. بلخي صاحب او قیومي صاحب! لطفاً امرالله خان صالح سره په دې باب وغږېږئ چې ټولو امنیه قومندانانو ته په واضح توګه هدایت ورکړي چې د معارف د رئیسانو امنیت ونیسي او دوی ته شرایط برابر کړي. درېیم د زورګویانو د مداخلې مخنیوی دی. که ستاسې په کارونو کې یې مداخله وکړه، تر دې وروسته ماته احوال راکړئ.

یک پیام برای‌شان بدهید. نه کاندیدای زور بودم نه کاندیدای زر. به زور مردم رئیس‌جمهور افغانستان شدم، به یکی‌تان مدیون نیستم، قانون را سرتان تطبیق می‌کنم.

دا څه حال دی چې معارف کې مداخله کوي. پیش از آن شورای ولایتی را انتخاباتش را به وقت نمی‌کردند. در یک روز سرشان دایر نکردم؟ می‌آمدند در کانکور مداخله می‌کردند، پاهای‌شان را بسته نکردیم؟

په واضح توګه باید پوه شي چې زموږ اولاد د معاملې وړ نه دی. او د دوی یې څه چې کوم معلم صاحب چاته نمرې ورکوي او چاته یې نه ورکوي؟ که دوی [اشاره ښوونکو ته ده] دا کار وکړ، سبا ترې امتحان اخلم او دوی به ناکامه شي! چې دریځ واضح وي، څو موږ پوه شوو چې موضوع څنګه ده.

عرض آخرم شورایی شدن معارف است. ما باید والدین را به صورت جدی در معارف داخل کنیم. فرهنگ گذشته ما این است که سر والدین ما اعتماد نداشتیم؛ چون وقتی معارف اصلی به وجود آمد، قشر حاکمه سیاسی افغانستان به معارف علاقه‌مند نبود، رشوت می‌دادند که اولادشان به مکتب نرود و به خارج روان نشود. این فرهنگ باید بشکند.

دو نکته بنیادی است. معارف پس باید با مسجد وصل شود. بدون وصل مکتب و مسجد در این مملکت ثبات نمی‌آید. تفکیک غلط شده. نصاب اسلامی ما از نظامیه که مانده بود، یک نصاب بسیار جامع بود. آن نصاب ابن سینا، ابوریحان بیرونی و خیام را تولید کرده می‌توانست که ساعت را به صورت دقیق ببیند، ابوریحان قطر زمین را به صورت دقیق ببیند، اینجا یک پایگاه وجود داشته، مسجد و مدرسه را مقابل مکتب قرار ندهید. این مملکت مسلمان بود، هست و تا ابد خواهد بود. معارف ما باید ارزش‌های اسلامی ما را انعکاس بدهد. ضرورت واضح است که در این بخش والدین و شوراها داخل شوند.

من در نپال به چشم سر دیدم، مادرانی که سواد ندارند، زیادترین نقش را در تربیه اطفال خود و در جمع‌آوری امکانات برای مکاتب فراهم کرده‌اند. شاگردان حال باید یاد بگیرند که زمینه اعانه را فراهم کنند. همراه قشر خصوصی که جناب حاجی صاحب از آن نمایندگی می‌کند، شما باید در تماس شوید و آنها را باید جذب کنیم. نکته اساسی معارف در این است که ده میلیون خانواده است و من به افتخار خود را عضو این خانواده می‌دانم. این خانواده باید از طرف تمام خانواده‌های افغانستان تقویت شود. از این خاطر زمینه‌ای که کیفیت معارف بالا برود، باید به یک حشر ملی مبدل شود و در آن بخش برای مدیره صاحب اول اطلاع می‌دهیم که امسال قرارداد واضح در بخش چاپ همراه سکتور خصوصی شده است. یک فاجعه بود که کتاب‌ها را در بیرون چاپ می‌کردند، تصحیح آن امکان نداشت. امکانات این نبود؛ اما پروگرام اساسی برای چاپ کتاب‌های معارف بعد از این در افغانستان گرفته شده، همکاران بین‌المللی را هم قناعت داده‌ایم و اگر نمی‌کنند باید از منابع خود بگیرند. ضرورت واضح است، مشکلی را که شش ماه کتاب به دست نمی‌رسد، حل کنیم؛ اما راه بدیل این هم سرش فکر شود که باید نصاب به صورت الکترونیکی از راه تلیفون و این چیزها برود، ضرورت واضح است که آینده تنها در نصاب کاغذی نیست.

امروز ما افتخار این را داشتیم که در کمیسیون اصلاحات اداری از معلمین افغانستان، از جمله هشت نفری که تقدیر شد، دو نفر به خانواده معارف تعلق داشت و خواهر ما از خوست یک قصه کرد. دوه خویندې وې، د دوی پلار د دین عالم و. د دوی ورور د طب ډاکتر و او خپلو خویندو ته یې اجازه نه ورکوله چې مکتب ته لاړې شي. دا محترمه خور لاړه د مکتب مدیرې ته او هغې د دې کورنۍ ته قناعت ورکړ. سږ کال دواړه نجونې دولسم صنف ته رسېدلې دي. تاسې فکر وکړئ چې له دې دوو خویندو نه به د افغانستان پنځه نسله څه ډول مثبت تاثیر لاندې راشي. نو ځکه لازمه ده چې ټول خلک په پوهنه کې داخل وي. د پوهنې دا ۱۰ کلن پلان به په عین حال کې چې دولتي وي، یو ملي حشر به هم وي او په دې ترتیب به ان‌شاءالله تعالی ټول سره راټولېږو.

اینجا باید فراموش نکنیم که یک میلیون اولاد ما از مکتب محروم است. پیشنهادهای زیادی رئیس محترم معارف کابل سر مناطق ناامن بود. در اینجا دو مسئله است: یکی ناامنی واقعی است و دیگر بدبختانه تصویر ناامنی می‌باشد. تصویر ناامنی از دیدگاه من از واقعیت ناامنی کرده زیادتر عامل این بوده و مسئله اصلی جناب بلخی صاحب که شما خودتان سرش ذکر کردید، کابل محوری بود.

در منگل یا جاجی قطعاً مشکل امنیتی وجود ندارد، شما و دوایر دولتی حضور ندارید. عرض من این است که دیدگاه واضح برای حل مشکل مناطق ناامن پیدا شود. انکشاف متوازن و وحدت ملی افغانستان به این صورت گرفته نمی‌تواند که در بین نسلی که نسل تحول است، دو تجربه نهایت متفاوت باشد. ولایاتی که تا به حال برای‌شان در این هفده سال از نگاه بودجه و امکانات توجه نشده، باید در صدر کار باشد. با پیشنهادهای مشخص بیایید که چطور سویه را در اینجا زیاد کنیم و در بخش‌هایی که پیشرفت زیاد وجود دارد، سکتور خصوصی در آنجا توجه کند. امکانات دولتی باید هدفش توازن باشد. چون هر دختر و پسری که تعلیم می‌گیرند - بچه‌ها بدبختانه تنها یک نسل و دختران پنج نسل را تغییر می‌دهند - یک توجه واضح کار دارد؛ اما یک نسل، چیزی است که ما از دست داده نمی‌توانیم.

په پای کې زه له ټولو نه مننه کوم. از سهم فعال همه‌تان تشکر می‌کنم. امید است که بحث‌های‌تان دوام کند و یک میکانیزم واضح حسابدهی به تمام ۱۱۰۰ نفری که آمد، در ظرف هفته‌های آینده وجود داشته باشد که هر پیشنهاد‌شان چی رقم مورد غور قرار گرفته، فیصله‌ها به چی رقم شده و پلان تطبیقی عملی این به چی رقم است تا اعتماد ما محکم‌تر شود.

یشه سین افغانستان!

تل دې وي افغانستان!

زنده باد افغانستان!

پاینده باد خانواده معارف ما!