اصلاح نهادهای شهری، تقویت حقوق مالکیت، و متحرکسازی شهرها به عنوان موتورهای رشد اقتصادی
بیانیه در پنجمین کنفرانس ملی شهری - کابل
نکات اساسی:
- حکومتداری شهروند-محور: قراردادن شهروندان در محور خدمات شهری و پاسخگویی.
- اصلاح برنامهریزی شهری: بهروزرسانی ماسترپلانها و زونبندی برای رشد ساختارمند شهر.
- رشد اقتصادی شهری: تبدیل کردن شهرها به موتورهای سرمایهگذاری و بهرهوری.
- رسمیسازی حقوق زمین: مصونسازی مالکیت دارایی جهت کاهش منازعات و افزایش سرمایهگذاری.
- اصلاحات نهادی: بهبود کارایی، شفافیت و عرضه خدمات در شهرداریها.
- توسعه زیربناها: گسترش سیستمهای آب، برق، ترانسپورت و مسکن.
- نقش بخش خصوصی: تشویق مشارکتهای سرمایهگذاری در توسعه شهری.
- شمولیت جنسیتی: اطمینان از دسترسی زنان به خدمات و حقوق مالکیت.
- حاکمیت قانون: رسیدگی به غصب زمین و تقویت نظم حقوقی شهری.
- خودکفایی مالی: افزایش عواید شاروالیها و کاهش وابستگی به کمکهای خارجی.
۳ جدی ۱۳۹۷ | قصر سلامخانه
بسم الله الرحمن الرحیم
خواهران و برادران عزیز، شهروندان محترم کابل، مهمانان محترم از قندهار، هرات، ننگرهار، بلخ؛ جناب استاد دانش، مسلمیار صاحب، لوی ثارنوال صاحب، اعضای محترم کابینه، اعضای محترم ولسیجرگه و مشرانو جرگه، خواهران و برادران، باز هم اولتر از همه تحفه پیشوای بشریت را خدمتتان تقدیم میکنم، السلام علیکم و رحمةالله و برکاته!
ښه راغلاست، خپل کور ته ښه راغلاست! امید است که فرق یک حکومت مردمسالار و یک حکومت میراثی را ببینید، مشکلات مردم، مشکلات ارگ است؛ وظیفه و وجیبه ما این است که مشکلات مردم را حل کنیم. از من پرسان میکنند که چرا هر شهروند افغانستان که اینجا (ارگ) میآید، خودت خوش آمدید میگویی؟ از خاطری که شما باداران من هستید. بدون رأی شما کسی که نه زور و نه زر داشت، اینجا آمده میتوانست؟ انشاءالله بعد از اینکه آمدیم، کسانی را که زور داشتند؛ اما عقل نداشتند، میشکنانیم.
شروع کار ما از مردم است و در قسمت سکتور شهری، شروع کار از شهروند افغان میباشد. دلیلش این است که یک قسمت زیاد مشکلات را برای شهروند اداره ایجاد کرده، نه اینکه شهروند برای اداره مشکل ایجاد کرده باشد. یک دلیل عمده که قسمت زیاد شهرهای بزرگ افغانستان غیر قانونی شده، به خاطر این است که در گذشته نه شاروالیها، نه وزارت شهرسازی و نه حکومت و دولت به صورت کل شهروندمحور بود.
غصب به این خاطر آمد که کدام طرح نبود که مردم را از غصب نجات بدهد و در این بخش نکته اول و بنیادی این کنفرانس این است که امروز یک قسمتش ایفا شده و از جناب پیکار صاحب، تمام همکاران، شاروالی محترم کابل، پوپل صاحب، اداره ارگانهای محلی و همه سخنرانان ابراز امتنان میکنیم، و از جناب استاد دانش که کنفرانس را شروع کرد.
نکته اول این است که مشکلات را از دیدگاه شهروند ببینیم. جناب پیکار صاحب، امروز یک لیست ده تا دوازده فقرهای مردم افغانستان را شاروالیهای هرات، قندهار، مزار شریف و ننگرهار به شما منحیث مسؤول سکتور شهری و شاروالی کابل ارائه کردند. در چند روز آینده باید مشکلات، پیشنهادات و آرزوها را بفهمیم تا به این اساس بتوانیم به یک بحث سازنده و مدیریت توقعات برسیم. پروگرامهایی را که تنها همشهریهای ما از قندهار، کابل، جلالآباد، بلخ و هرات مطرح کردند، حداقل حساب اولی را که من کردم، بیست میلیارد دالر تمام میشود. خواهران و برادران! ما بیست میلیارد دالر نداریم، از این جهت دیدگاه شهروند، شاروال و حکومت تغییر کند. قدرتی در دنیا وجود ندارد که شما را بیست میلیارد دالر بدهد. طرف خود ببینید، این مشکلات تمامش قابل حل است، انشاءالله تعالی؛ اما نه به صورتی که شما میخواهید که شهرهای مصرفی باشید. چیزی که نشنیدم جز سکتور خصوصی، پیشنهاداتتان این بود که چطور شهرها را به حیث چرخ تحرک بدل کنیم. چطور زمینه سرمایهگذاری را برابر کنید. ۹۵ فیصد پیشنهادات که از این شهرها شد، مصرفی بود. خواهران و برادران! من در عمرم برایتان دروغ نگفتم، حال هم برایتان دروغ نمیگویم. کافی سر من گدایی کردید، لطفاً همین فرهنگ گدایی را متوقف کنید، سر پای خود ایستاد شوید.
از این جهت مسئله اول که مطرح است؛ اداره هم موجب ایجاد مشکل شده و هم راه حل است. مردم افغانستان که امروز توقعاتشان در این مجلس عظیم برای شما شرح شد، در قرن ۲۱ زندگی میکنند. ادارههای ما بدبختانه یک قسمتش هنوز هم در قرن ۱۹ و یا شروع قرن ۲۰ زندگی میکنند. بعضی وقت کسهایی که افغانستان را نمیشناسند، سرچپه صحبت میکنند.
هغوی وايي چې د افغانستان ولس ۱۶مه پېړۍ کې دی او دوی په ۲۱مه پېړۍ کې. زه وایم چې د افغانستان ولس په ۲۱مه پېړۍ کې دی، اداره شاته پاتې ده! اداره باید اصلاح شي او اداره اصلاح کېږي! اصلاح شروع شوې ده، اما اداره نن د ټولو توقعاتو ځواب نه شي ورکولای. پوپل صاحب دا تاسې واضح کړه او دا کار باید چټک شي. د کابل والي نه هم مننه کوم چې په دې برخه کې یې ډېر کارونه کړي دي.
قسمت دوم، من یک سوال را مطرح میکنم و بیا خواب وایم. چرا شهر به حیث چرخ تحرک دیده شود؟ چهار سال پیش ما شهرهایی را به شمول این پایتخت عظیم کشور میراث گرفتیم که تحرک در میانش نبود. امروز تحرک محسوس است؛ اما تحرک به اساس قضاوتهایی که خواهران و برادران ما کردند، کافی نیست. از این جهت چی شده و چی باید شود و راه حل مشکلات در کجا است؟
اول باید یک دیدگاه واضح برای هر شهر افغانستان داشته باشیم که از خواستههای همهگی است و خوشبختانه یک دیدگاه واضح در شش جلد برای شهر کابل تهیه و امکانات فراهم شده است. هدایت من این است که جناب پیکار و پوپل صاحب و همکارانشان برای قندهار، ننگرهار، بلخ، هرات و دیگر شهرهای ما که زیر کار هستند، یک دیدگاه واضح وجود داشته باشد. چیزی که پیکار صاحب گفت این ماستر پلانها مانع است، نه وسیلهی رشد. به خاطری که تمام مردم را از سرمایهگذاری مانع شده است.
در قدم اول باید یک دیدگاه واضح وجود داشته باشد. سوالات بسیار ساده است، رشد شهر باید به کدام طرف باشد؟ تا دو سال و تقریباً هر چند هفته بعد من شخصاً در تماس بودم. جهت حرکت کابل طور مثال به طرف شرق و جنوب است و این باید زمینه واضح آینده و اطمینان را فراهم کند. سر غرب کابل سرمایه گذاری بسیار اساسی گذاشتیم. با انتقال ادارات به دارالامان که عکس هایش را در بیرون می بینید، هر شهر افغانستان باید یک جهت واضح داشته باشد.
ننګرهار، جلال آباد ښار، زه غواړم چې د نوي ښار کارونه په څو میاشتو کې شروع شي او جلال آباد دوه چنده شي! کندهار، هرات، مزار او ټولو لویو ښارونو ته باید پاملرنه وشي، ځکه دلته خلک وړاندیزونه لري، نو باید واضح شي چې زموږ لید څه دی؟
نکته دوم که وجود نداشت، قانون بود. تقریباً صد سال بود که قانون شاروالی تغییر نکرده بود، یعنی امان الله خان بیچاره تا چی وقت جواب ضروریات شما را بگوید، بالاخره از استاد دانش و تمام همکاران تشکر می کنیم. قانون شاروالی که ایجاد شده است، از بهترین قانون های شاروالی دنیا است؛ اما چی ایجاد نشده است؟ پیکار صاحب و تمام شاروالان، زون بندی را به زودترین فرصت آماده کنید که سکتور خصوصی و دولت بیایند و سرمایه گذاری خود را به صورت واضح کنند. با همین یک اقدام، من برای تان یقین می دهم که سه تا شش میلیارد دالر را در شهرهای افغانستان شما فعال ساخته می توانید. سکتور خصوصی دشمن و رقیب دولت نیست، همکار دولت است و من از همین جا باز هم اعلان می کنم، چون بارها اعلان کردیم، اما دستگاه در دولت مثلی که یک کمی پیچیدگی دارد، بعضی کارها به صورت اساسی جذب نمی شود، نو هیله مې ده چې د جذب قوت لږ ډېر شي؛ اما مهم ترین مسئله ما ملکیت ثابت است. امروز این شهروندان که سند ملکیت خدمت شان اعطا شد، مسلمیار صاحب به من گفت که این از خوش ترین لحظات زندگی یک آدم می باشد.
پیکار صاحب سرعت کافی نیست، جایداد قانونی حق شرعی هر افغان است، هر زن و مرد افغان باید جایداد قانونی داشته باشد. سرعت بدهید، تمام تجربه بین المللی نشان داده، وقتی که جایداد از عرفی به شرعی بدل می شود، سرمایه گذاری چهار چند می شود. امروز از پولیس، څارنوال کوچک، قاضی ابتدایی و شاروالی در هراس هستند. به لحاظ خدا همین هراس و این چیزها را دور کنید که بتوانند به صورت اساسی بگویند که همین جایداد من است و بالایش سرمایه گذاری می کنم. این ضروری است که مشکل اینها رفع شود. یعنی فکر کنید که در نیم شب یک کس در خانه اش کسی می آید که ده الی بیست سال در آن زندگی کرده و او می گوید نه قانونی نیست، داسې خو نه کېږي. سړی مجبورېږي چې نور کارونه وکړي، و بارها وقتی که جایداد عرفی خرید و فروش می شود، صدها هزار دعوا می کنند، تنها نتیجه این است که فشار را بالای څارنوالی و محاکم می آورد. راه حل واضح وجود دارد که باید به وجود بیاید.
موضوع سوم اداره بود، پوپل صاحب گفت که تنها نام شاروالی، مامور تنظیفات بود، بل نوم یې چوروالي و. اوس ښاروالي چوروالي نه ده، ښاروالي ده ان شاء الله تعالی او زه ښاروالانو باندې واقعاً ویاړم!
من حداقل ۱۲۰ طرح را خواندم و پوپل صاحب شاهد است، اما یو شی مې قرضدار یې، په یاد دې دي؟ لکه چې هغه پور نه راکوي. له پوپل صاحب نه مې وغوښتل چې دا ټولې طرحې توحید کړه، دا درې کاله کېږي چې خپل پور نه راکوي او زه پوهېږم چې دا پور نه راکوي، ځکه چې بېک صاحب له ده لږ تېز دی، هغه ورته وویل چې ته یې پخپله ولیکه او زه مجبور شوم، انتظار وباسم. اما اساسي خبره دا ده چې ښاروالي باید په بنیادې توګه اصلاح شي. تر کومې چې موږ تمه لرو، هغه اندازه اصلاح شوې نه دي، ځکه چې لا قانون موجود نه و. اوس به ان شاء الله تعالی اصلاح کېږي. و چیزهایی را که رحیم صاحب گزارش داد. امید است، کارهایی را که ولسمل صاحب و شاروال های دیگر کردند، حرکت پیدا کند.
به نهایت احترام برای شما می گویم که اداره شاروالی هنوز به اندازه کافی مردمی نیست. من معلم بودم، خواهران و برادران امید است بالای تان بد نخورد. از همین معلمی کمی بیرون شوید، از دیدگاه تفوق جویی بیرون شوید و دیدگاه را در داخل مردم ایجاد کنید.
عقل افغان در دنیا بی نظیر است، من افغان احمق تا به حال ندیده ام، خارجی های احمق دیدیم، چون متخصص هستند؛ اما افغان احمق ندیدیم، آنها در یک شق [رشته] تخصص بسیار دارند، بسیار به سادگی آنها را کس بازی داده می تواند، در کارهایی که تخصص شان نیست؛ چون اتکا می کنند، افغان به عقل خود استوار است، خواهش من این است، مشکلاتی را که مردم امروز گفتند، اول حل کنیم، باز چارچوب های دیگر را. فضای اعتماد از این می آید که چند مشکل مردم را حل کرده می توانیم. شیوه تصمیم گیری تغییر کرده، شورای عالی شهری زمینه این را برای هر شاروال افغانستان برابر کرده که پیشنهادات خود را بیاورد.
اما در ختم این جلسه تان جناب پیکار صاحب، چند جلسه اختصاصی شورای عالی گرفته شود که سر نظریات به شمول این که، له جلال آباد نه زموږ ورور حنفي صاحب وویل چې آیا پخواني پورونه موږ ښنډلی شو، تقلیل ورکولای شو، څه کولای شو؟ په دې اړه له واضح وړاندیز سره راشئ چې نتایج یې وګورو چې څه کولای شو؟
موضوع آخر امکانات است. امکانات دو رقم است، قسمت عمده امکانات پس در دست خود شاروالی ها است. هر باری که عوایدتان را زیاد می کنید، به همان اندازه صلاحیت های تان زیادتر می شود، اما همراه شهروندان هر شهر باید بنشینید که سر یک هدف واضح عواید که مشکلات شان را حل می کند. هر بخش شهر طلاست؛ اما اگر فکر می کنید که این از بیرون حل شده می تواند، کارهای بزرگ زیربنایی آن چیز دیگر است.
بخش دوم امکانات دولتی است. امکانات دولتی رقابتی است، هر شاروال که حرکت و خدمت کند، همراهش استاد می شویم، هر شاروال که تحرک نداشته باشد، نه تنها امکانات برایش نمی دهیم، بلکه دورش می کنیم. سمه ده کنه؟
مشکلات میراثی ما، من چند چیز را به طور خلص ذکر می کنم، جناب پیکار صاحب شما باز به تفصیل آن را بیان کنید. اول، کلان ترین جفایی که همراه شهرهای افغانستان شده بود، تا ایجاد حکومت وحدت ملی این بود که برای آب صحی یک شهر هم توجه جدی نشده بود. عرض من خدمت تان این است، مخصوصاً از داکتر صاحب قیومی از صمیم قلب تشکر می کنم که پلان های اساسی برای حل مشکل آب یا در سطح عملی شدن است یا در سطح طرح.
د کندهار د دهلې بند لپاره ټول پلانونه برابر شوي دي. جناب ډاکتر صاحب عزیزه! تاسو کندهاریانو یعنې زما مامایانو ته قناعت ورکړئ چې که د دهلې بند ۷ متره لوړ شي، ۲۵ کاله به اوبه ولرئ او که ۱۲ متره لوړ شي، ۵۰ کاله به اوبه ولرئ. اوس په تاسو پورې اړه لري چې د کندهار محترمو وګړو ته څنګه قناعت ورکوئ چې یوه محدوده برخه ځمکه دې په عادلانه توګه استملاک شي، خو دغه کار وشي او ورته خواب پیدا شي.
برای کابل بند شاه توت در مرحله آخر است، مشکلات بنیادی شهر کابل ان شاء الله تعالی حل می شود. جلال آباد تنها شهری است که مشکل آب را در آینده نخواهد داشت، چون کانال شهر نو جلال آباد یک دقیقه اش، توسعه جلال آباد است؛ اما تصفیه کار دارد، کُل شهرهای دیگر افغانستان باید از اصفهان و مشهد درس بگیرد، اصفهان در حال اُفت است و مشهد خود را آب داده نمی تواند، نو یوه بنيادي مسئله دا ده چې ښارونه په داسې ځایونو کې مه جوړوئ چې اوبه په کې نشته. اوبه یوه حياتي او اساسي مسئله ده. جناب قیومی صاحب، جناب خُلمي صاحب، تکل صاحب، موږ ټولو په دې په اساسي توګه کار کړئ، اما هغه شی چې راغی، ۶ میلیونه افغانان ښارونو ته راغلل او ۴ میلیونه نور به هم راځي، نو ضروري ده چې په اوبو کار وکړو.
مشکل دوم ما برق بود و هنوز هم است، باز هم از اقدامات زیاد قیومی صاحب، غالب صاحب و خُلمی صاحب تشکر می کنم.
کله چې موږ راغلو، افغانستان ۹ شبکې وې. په تېرو ۴ کلونو کې د ۱۰۰ تېرو کلونو په پرتله ولایتونو ته ډېر برق ورکړل شوی. ۲ کاله وروسته به ان شاء الله تعالی د برق ملي شبکه ټول افغانستان په یوه واحد نظام وتړي.
بندهای عمده زیر کار است، سلما چهل سال تکمیل نشده بود؛ اما تکمیل شد. مسئله اساسی ما حالا بالای ایجاد برق هم از آفتاب است و هم از باد.
زیادترین موقعیت را داریم، بالای این کارهای بزرگ روی دست است، مگر سکتور خصوصی باید با ما دست بدهد. برق وارداتی از این خاطر نیست که دوامدار وابسته باشیم، برق وارداتی از این خاطر است که از انتقال برق، ما از گمرک کرده زیادتر پول بگیریم.
هدف عمده ما از برق وارداتی وابستگی نیست. تنها از لین تاپ از ترکمنستان به پاکستان ان شاء الله تعالی در سال سیصد میلیون دالر و از شبکه کاسا در سال پنجاه میلیون دالر عاید خواهد داشتیم، در چهار سال یا پنج سال این مصرف را می کشد. نکته بنیادی این است که باید برق را به حیث زیربنای زیربنا قبول و سرش به صورت اساسی کار کنیم، مگر خواهش من از همشهریان ما این است که صرفه جویی کنند.
یک اداره دولتی صرفه جویی برق را نمی کند. دو اعشاریه شش میلیارد دالر قرضی که از سال های گذشته - از بیست سال - مانده بود، امسال تادیه کردیم؛ اما مصرف باید به صورت اساسی تنظیم شود. اگر چراغ را بدل کنید، به چراغ هایی که دوامدار است، برق کابل صد میگاوات زیادتر شده می تواند. دیگر ضرورت این است که یک میثاق واضح شهروندی در این بخش وجود داشته باشد.
بله موضوع غیر پلاني ساحې دي. په دې برخه کې مې غوښتنه واضح ده چې سحر صاحبه په ښاروالۍ کې لومړنۍ انتخاب دی، په همدې برخه کې یې په جاپان کې تحصیل کړئ دی. جاپان د همدې څه لویه تجربه لري. دا باید خپل کار په بهرني ډول پیل کړي، څو دغه تجربې عملي شي. پیکار صاحب که دا کار ګړندی نه شي تاسو به دې خوا ته نوي ښارونه جوړوئ، هاخوا ته به غیر پلاني ساحې ډېرېږي.
یک ضرب الاجل باید داشته باشیم و در هر شاروالی عمده چیزی را که در کابل کردیم، این را هم به آنجا ببریم. امید است که طبق پیشنهاد وافق صاحب تعداد زن ها را در این بخش واقعاً زیاد کنیم، حمایت من را دارند، امید است که حمایت وزیر صاحبان را داشته باشند.
مشکل خواهران همراه من نیست، مشکل شان همراه شما است. پیغام شان را به صورت واضح ببینید، اجازه است یک کمی آزار بدهم تان؟ در این کنفرانس خواهران را حصه کافی داده بودید؛ مگر مشکلات خواهران را حساب کافی نکرده بودید. در جلسات بعدی تان مشکلات شهری را از دیدگاه زن افغان هم بررسی کنید. از ترانسپورت گرفته تا مسایل بنیادی دیگر، بین کابل و مزار چند جای ایستاد شدن است که زن ها دست و روی شسته می توانند؟ در داخل شهر چند تا دارید؟ که ندارید و حلش کنید. از این خاطر خواهش من این است که مشکلات شهری را تنها به صورت عمومی نبینید، از دیدگاه زن افغان این را هم به صورت خاص ببینید.
جای افتخار بود که امروز در سند اعطای ملکیت، چندین خواهر و برادر، مشترک سند را گرفتند. شرط من این است که خانواده، زن و مرد باید سند ملکیت را مشترک داشته باشند. این ضروری است، علاقه، عشق و تمام این چیزها به جای، ملکیت اگر نباشد، زن ها موقعیت خود را از دست می دهند. ضرورت این است که اینها را حفاظت کنید.
من چیزی را می خواهم که مادرکلانم داشت، این کدام چیزی نیست که من از بیرون یاد گرفته باشم، تمام املاک بابه کلانم اختیارش در دست مادر کلانم بود، او خودش هم جایداد کافی داشت، این مسئله از هزارها سال پیش است، تمام وقف ملکه گوهرشاد، از طرف خودش بود. دیگر ضرورت واضح است که دیدگاه زنان را ببینید.
مسئله دیگر غصب است و غصب باید ختم شود، از جناب لوی څارنوال صاحب تشکر می کنم، این مردم تمام خونی را که شهدای قوای امنیتی و دفاعی ما قربانی بقای این مملکت کردند، زیر پا گذاشتند. غاصب در فرهنگ شهری ما باید جای نداشته باشد، باید مردم دست به هم بدهند و با حکومت اینها را از بین جامعه، حکومت و ملت طرد کنند.
په څه زور راغلي دي، د کانال ځمکې اخلي؟ ټپې [غونډۍ] خپلوي، یا بل او بل ځای. ۲۰ کاله مخکې دوی څه درلودل؟ د چا په زور باندې نازېږي؟ اخطار مې درته دا دی، هر څوک چې یې، هر څه چې یې، محکمه درباندې کېږي، ۲۰ کاله به بندي خانې کې تېروئ! چې یو بل سره واضح پوه شوو. ماته ووایئ، که یو غاصب د ملت مقابل کې ودرېږي او ادعا ولري چې زه غصب کوم. څوک به رایه ورکړي؟ څوک به یې ومني؟
برای من یک دوست نیپالی ام که از میلیاردها بود، یک چیز عجیب گفت که من ترجیح می دهم میلیاردر نباشم، در یک مملکتی که اکثریت مطلق آن فقیر است، از طبقه متوسط باشم، اما کل مردم هم در طبقه متوسط باشند.
او بله مسئله امنیت دی. امنیت شهری در صدر کار وزیر صاحب داخله نو ما جناب امرالله صالح قرار دارد، از امنیت شهری مردم ما ناراض است، مخصوصاً از عدم همکاری نهادهای امنیتی با شاروالی ها، با شهرسازی و ارگان های محلی، در اینجا همکاری اساسی به وجود می آید، هدایت واضح به هر سه ارگان این است که یک تغییر بنیادی در وضعیت امنیتی شهرهای ما بیاید.
نکته آخری:
اول آمادگی ها است. چې کارونه شروع شي. همدارنګه په ډېرو ولایتونو کې به اداري کمپلکسونه شروع کېږي، شفاخانو ته انتظارخونې جوړېږي. په یوه عمومي پروګرام کې چې تقریباً ۸ میلیارده افغانۍ، په کې لګېږي. په ټولو ولایتونو کې به دې ته ورته کارونه شروع کېږي. د دې ترڅنګ په حد اقل په ۱۶ ولایتونو کې یو یو دغه رقم تالار جوړ شي. یک تالار مردمی، از این خاطر که نسل جوان هم بتواند از آن استفاده کند. در عین حال این، جمنازیوم های منظم هم خواهد بود. تهداب گذاری شروع شده، افتتاح آن را با تمام امکاناتش در ولایات مختلف شما شاهد خواهید بود، از خاطری که این به سرعت انجام شود، از طرف واحد عملیاتی ارگ اجرا می شود.
تالار مولانا را در هرات دیدید که به زودترین فرصت عملی شد، به عین ترتیب ان شاء الله تعالی ۲۷۰۰ مکتب زیر ساختمان است و جناب کریمی صاحب مسئولیت آن را دارد، کُل آنها در محل و از امکانات محلی برای ساخت شان استفاده می شود.
جناب پیکار صاحب و همکاران باز هم در آخر از زحمات تان تشکر می کنم. نکته اول این است که مشکلات را بشنوید و طبقه بندی کنید، پس برای تصمیم گیری بیاورید، هر قدر جلسه عاجل شورای عالی شهری را کار داشته باشید، در خدمت تان هستم.
دوم، برای ایجاد سرمایه گذاری، پیشنهادهای مشخص بیاورید، قسمت شهرهایی که در اینجا وجود دارد و شهرهایی که نیستند، جناب پوپل ورسره وغږېږئ چې د پانګونې واضح چوکاټ دوی څنګه برابروي؟خصوصي سکتور سره په ښاري برخه کې په یوه واضح چوکاټ وغږېږئ، لکه څنګه چې وافق صاحب وویل چې پایلې ته ورسېږو.
سوم، زمینه سرمایه گذاری را در مسکن قابل استطاعت برای سکتور خصوصی و مشارکت برابر کنید.
چهارم، بهترین نوع استفاده از زمین دولتی را برای رشد شهری فراهم بسازید تا بتوانیم به صورت واضح پیش برویم.
مشکلات ترافیک مسئله دیگری است که تمام شهروندان را تکلیف می دهد، حالا که وزارت ترانسپورت جدیدالتشکیل این وظایف را به عهده می گیرد، از جناب طهماسبی صاحب تشکر می کنم، کارهایی را که انجام داد، باید به صورت اساسی ما به یک دیدگاه واضح بیاییم.
از شما در آخر چی می خواهم، یک تعهد متقابل بین شهروندهای هر شهر و اداره؛ اداره برای شهروند، و شهروند برای خود و ملت چی می کند؟ تا در یک چنین تعهد متقابل وجود نداشته باشد، به هدف نمی رسیم. ما هم سکتور خصوصی را کار داریم و هم شهروندان و اداره را کار داریم. به اتفاق هر چیز آمده می تواند. که دې ستونزو ته غور ونیسئ، خیال کوئ چې حل یې امکان نه لري. اما په آخر کې یو شی غواړم درته ووایم. هیله ده درته معلومه شوې وي چې دا جمهور رئیس مو سختې ورځې ته پیدا شوی دی. په سختو ورځو کې که نور ژاړي، زه خاندم، ولې خاندم؟ ځکه چې په دې وطن ته خدای ﷻ دا ملت ورکړی دی. موږ به یې ساتوو! دا ملت په موږ پورې تعلق لري، دا خاوره زموږ ده او موږ به یې ساتوو، موږ به یې پالو او موږ به یې آرامۍ ته رسوو! او دا سکتور به ان شاء الله تعالی نتیجې ته رسېږي.
یشه سین افغانستان!
زنده باد افغانستان!
تل دې وي افغانستان!