دیدگاه استراتژیک برای وحدت ملی، حکومتداری مردمسالار، عدالت اجتماعی و آینده صلحآمیز
سخنرانی در بیست و سومین سالگرد بزرگداشت استاد عبدالعلی مزاری
نکات اساسی:
- وحدت بر تفرقه (وصل نه فصل): حکومت به عنوان نقطه وصل عمل کند، نه عامل جدایی.
- پایان دادن به انزوای جغرافیایی: انکشاف ظرفیتهای بالقوه افغانستان مرکزی.
- عزت متقابل: احترام به همگان، ضامن عزت تک تک شهروندان است.
- گفتمان مردمسالار: انتخابات به عنوان یک گفتمان ملی و تعیین مسیر آینده.
- سرمایهگذاری روی جوانان: اولویت دادن به آموزش و تحصیل به جای تجلیلهای نمادین.
- درد مشترک: فقر به عنوان یک مسئولیت جمعی و همگانی.
۲۳ حوت ۱۳۹۶
بسم الله الرحمن الرحیم
جلالتمآبان گرامی و برادران عزیز، استاد دانش، داکتر صاحب عبدالله، جناب حضرت صاحب، استاد خلیلی، رئیس محترم ولسیجرگه، رئیس محترم مشرانو جرگه، جناب فضیلتمآب قاضیالقضات افغانستان، جناب لوی څارنوال صاحب، مجاهدین بزرگ کشور، رهبران سیاسی، اعضای محترم کابینه، اعضای محترم ولسیجرگه و مشرانو جرگه، هیئت سفرای کوردیپلماتیک، علماء کرام، جوانان، خواهران و برادران؛ السلام علیکم! درود بر محمد و آل محمد و اصحابه اجمعین!
اولتر از همه، تسلیت میگویم، سالگرد شهید مزاری را به تمام حاضرین مجلس و ملت افغانستان. دوم، تسلیتم به شهدای ۲۴ حوت هرات، قهرمانان جهاد افغانستان و شهدای قوای امنیتی و دفاعی ما است. در عین حال که حادثه ۱۸ حوت غمانگیز بود، قوای امنیتی ما که خودشان را قربانی کردند، از پیششان تشکری میکنم و همچنین امروز جا دارد که از شهدای مشروطیت افغانستان یادآوری کنم. اگر استبداد یک طرف تاریخ کشور ماست، آزادیخواهی دوامدار مردم ما در طول ۱۴۰ سال، طرف دیگر قضیه است و مردمی بودند - امروز قانون اساسییی را که ما میخواهیم نتیجه جان نثاری آنهاست - در آخر قرن ۱۹ و در ابتدای قرن ۲۰ از توپ پرانده شدند، یاد اینها جاویدان باد.
حرفهای من در چهار قسمت است. اول خوش آمدید میگویمتان، به ارگ خوش آمدید، به خانه تمام اقوام برابر و برادر افغانستان.
ارگ خانه مردم است و هر افغان با هر افغان برابر است، به مقر تطبیق قانون اساسی که اولین وظیفه دولت و حکومت وحدت ملیتان است و ضامن وحدت ملی و تأمین عدالت اجتماعی ماست خوش آمدید. هر کس که قانون اساسی را میخواند، انعکاس شهید مزاری را در آن میبیند.
سوم؛ محل وصل مردم، حکومت وحدت ملیتان از این خاطر ایجاد شده است که نقطه وصل باشد نه فصل. فصل تفرقه و فصلها تمام است؛ فصل، کتاب وحدت ملی و همگرایی و اراده محکم ما برای تطبیق قانون اساسی ماست و در این بخش خصوصاً که مذاکرات صلح را روی دست داریم، وظیفه حکومت وحدت ملی محافظت از حقوق تمام مردم افغانستان و خاصتاً زنان با شهامت هستند که من از تمام زنان و از حضور فعالشان تشکر میکنم.
دوم میخواهم تشکری کنم، تشکری اول من از نسلی است که در این تالار و در تمام افغانستان حضور دارند. نسلی که مفکورههای وحدت ملی و عدالت اجتماعی را با سرمایههای بشری، سیاسی و اقتصادی مبدل کردند. امروز هیچکس گفته نمیتواند که از نگاه قوه بشری هزارهجات به گذشته رجعت داده شده میتواند؛ آن روزها ختم شد و یا بخشهای دیگر افغانستان. امروز مردم افغانستان سرمایه عظیم این کشور است و هیچکس نمیخواهد به گذشته رجعت کند. راه ما راه پیشروی است و امروز به فضل خداوند ﷻ سرمایه همهجانبه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و بشری وجود دارد که ما قانون را تطبیق کنیم.
دوم میخواهم که خاص از استاد دانش ابراز امتنان کنم، از خاطر اینکه تجلیل را به تحلیل بدل کرد، تجلیلی که مبنایش تحلیل باشد، یک تجلیل دوامدار است. استاد محترم! امروز شما استاد مزاری شهید را دوباره به نسلهای نو و فعلی افغانستان از یک زاویه خاص که آنها را درک کرده میتوانید، معرفی کردید و از زحمات شبانهروزیتان در پهلوی جناب داکتر صاحب عبدالله و من، تشکری میکنم. فراموش نکنید که استاد دانش در ظرف سه و نیم سال گذشته با کمک قاضیالقضات صاحب، لوی څارنوال صاحب و وزیر عدلیه و دیگر بزرگان ما، زیادتر از ۳۰۰ قانون را آماده کردند، از شورای ملی و از جناب ابراهیمی صاحب و مسلمیار صاحب ابراز امتنان میکنم که زمینه یک تهداب بسیار محکم را برای تحول قانون اساسی با قوانین مشخص که حقوق و وجایب مردم افغانستان از راه آن تأمین شود، آماده ساختید؛ استاد دانش از صمیم قلب از شما تشکری میکنم.
من میخواهم از جناب استاد خلیلی، ممثل وحدت ملی، پیرو شهید مزاری و ممثل صلح افغانستان ابراز تشکر کنم. جناب استاد! من چون دوستتان هستم، تعریف خاصتان را نمیکنم؛ اما همین قدر باور دارم به حیث یک شاگرد تاریخ افغانستان که نقش شما را مورخین آینده با عدالت بررسی خواهند کرد و شما از امتحان تاریخ بسیار کامیاب بر خواهد آمدید و خصوصاً ابتکاری را که امروز گرفتید که این مجالس بزرگ تجلیل به اسکالرشیپها به نسل نو ما بدل شود، امید است، مثالی شود که تمام اقشار دیگر افغانستان، احزاب سیاسی و شخصیتهای ما این را پیروی کنند. بهترین راه برای تجلیلی که به تحلیل گذاشته شده این است که سرمایهگذاری سر نسلهای آینده ما شود.
من میخواهم از شریک و برادرم جناب داکتر صاحب عبدالله خاصتاً ابراز امتنان کنم، حکومت وحدت ملی کار آسان نبود، کار آسان نیست؛ اما خواست و ضرورت زمان است و امید است ملت افغانستان بفهمند که حکومت وحدت ملی، اساس صلح، رفاه و ثبات افغانستان را بگذارد.
آغوش سیاسی ما باید بزرگ باشد نه محدود، هرچه خود را محدودتر بسازیم به همان اندازه امکانات افغانستان را محدودتر میسازیم. ما با مفکوره بزرگ شروع کردیم که چطور آلام و بحرانهای میراثی چهل ساله افغانستان را حل کنیم نه اینکه زیادتر بسازیم. تشکر جناب داکتر صاحب!
همچنین از بنیانگذاران جهاد افغانستان، مشعل طریقت و معرفت جناب حضرت صاحب مجددی و تمام بزرگان جهادی و سیاسی ابراز امتنان میکنم.
حضرت صاحب زود از خانه نمیآید و خصوصاً که امروز به یک مجلس دو ساعته تشریف آورده است، نشاندهنده علاقهمندی خاصشان به استاد شهید مزاری میباشد و خاطره استاد مزاری در ذهن و قلب جناب حضرت صاحب است.
فراموش نکنید که استاد شهید مزاری در قسمت حضرت صاحب چه گفت؟ گفت که حضرت صاحب همیشه شخصیت عادل است و به درد مردم رسیدگی میکند، تشکر از تشریفآوریتان جناب حضرت صاحب و همچنین تمام همکاران.
نکته سوم، دیدگاه است؛ اولین حرفم این است که یک نظام مردم سالاری که با اراده مردم و به اساس انتخابات شفاف و آزاد دوامدار به وجود میآید، هم ضامن تعیین وحدت ملی و هم عدالت اجتماعی است؛ چون هر انتخابات به یک گفتمان ملی تبدیل میشود و امید است که انتخابات سال ۱۳۹۷ ولسیجرگه و شورای ولسوالیها و انتخابات ۱۳۹۸ ریاستجمهوری وسیله یک گفتمان ملی و تعیین راه آینده ما به اساس قانون اساسی و خواستههای مردم باشد.
قسمی که جناب داکتر صاحب عبدالله گفت، تعهد حکومت وحدت ملی این است که پشتیبانی کامل و بی طرفانه از کمیسیون مستقل انتخابات را انجام میدهیم تا مردم افغانستان قلم بزنند؛ هر کدام ما که در اینجا هستیم و خاصتاً من، به اساس اراده مردم اینجا هستیم؛ خانه از ملت است و به ما چند روز داده شده است؛ اما صاحب این جایگاه ملت افغانستان است، ارگ ریاست جمهوری نه مقر استبداد است و نه اینکه این خانه به کدام شخص تعلق دارد، این خانه تنها و تنها به مردم آزاد افغانستان تعلق دارد.
دوم، دیدگاه ما این است که محدودیتها و میراثهای بد، مشکلات و دردهایی را که گرفتیم، ختم کنیم، تغییر بدهیم و چیزی به میراث بگذاریم که به اساس آن مردم ما آرزوهای قانون اساسی، وحدت ملی و عدالت اجتماعی ما را بیاورد، از این جهت به وضاحت میگویم که زندان جغرافیایی افغانستان مرکزی در حال شکستن است و هیچ قدرتی بعد از این نخواهد توانست که افغانستان مرکزی را دوباره به زندان بدل کند.
یک اقتصاد متحول ضرور است تا ما بتوانیم عدالت اجتماعی را به صورت اساسی فراهم کنیم - باتور جان۱ از حضور گرمتان تشکر میکنم - حاجیگک تنها دو صد میلیارد تن آهن دارد، پس چطور افغانستان مرکزی و افغانستان آباد نشود. حرف این است که ما باید سرمایه فیزیکی خود را که خداوند ﷻ به ما داده به سرمایه مالی و اقتصادی مبدل کنیم.
نکته چهارم سر ملتسازی
است، پروسههای دولتسازی و اقتصادی را جناب استاد دانش یک تحلیل اساسی و تجزیه کرد. راه تعیین شده است، اما قسمی که داکتر صاحب عبدالله گفت، راه دراز است؛ باید متمرکز باشیم و اهدافی که وضعیت را به صورت اساسی بدل میکند، دنبال شود.
در این بخش از زحمات جناب قاضیالقضات صاحب و لوی څارنوال صاحب در قسمت حاکمیت قانون و تمام همکاران دیگر ابراز تشکر میکنم. امید است برایتان معلوم شده باشد که روزی در یک قضیه قضایی از من چیزی نه شنیدید. استقلال قوه قضاییه ما معنیاش این است که حاکمیت قانون فراهم میشود و مردم مجبور نیستند به جنگ و جدال بروند، به محاکم و به لوی څارنوالی انشاءاللهتعالی مراجعه خواهند کرد تا مشکلات به صورت عادلانه حل شود.
در قسمت ملتسازی چند نکته خدمتتان دارم. اول این است که ما ضرورت به درک تحلیلی گذشته داریم، اما تکرار گذشته را ما اجازه داده نمیتوانیم. دردهای ما راجع به گذشته باید سد راه ما برای استفاده از حال و آینده نشود. جناب استاد خلیلی این فرمایشتان حیاتی است. اگر درک تاریخی نداشته باشیم، از درد یک بخش مردم یا کل مردم افغانستان ناآگاه خواهد بودیم؛ اما اگر به درد تسلیم شویم و دیدگاه ما محدود شده برود به این که گذشته چه بوده، آینده را قربانی خواهد کردیم و بعد از چهل سال قربانی و شهادت، ما ضرورت داریم که معطوف به آینده باشیم.
دوم؛ استفاده از حال است. حال از ماست، حال تنها از نسل جوان نیست که بگوییم رهبران فردا. شما رهبران امروز افغانستان هستید، درباره استفاده از حال همهی ما مسئولیت داریم و استفاده از حال چیست؟ یکی آن همین مجلس است. اگر فرصت گوش کردن باهم نداشته باشیم، اگر اراده این را نداشته باشیم که دردهای گذشته را به صورت واضح و تحلیلی بیاوریم، چطور به طرف آینده متوجه خواهد بودیم؟ تاریخ گذشته ما هم افتخارات دارد و هم دردهای زیاد. واضح و ضرور است که هم بر اساس افتخارات، آینده را رقم بزنیم و هم آینده را قسمی رقم بزنیم که تکرار نباشد، بنابراین استفاده از حال ضرورت یک گفتمان عظیم اجتماع را میکند. یک گفتمان ملی در افغانستان باید رو به راه شود و جناب استاد خلیلی موضوع صلح موضوع حیاتی ماست، فرصت همین گفتمان را پیدا میکند و اجماع برای آینده چطور پیدا میشود؟ نکته اول این است که اجماع دردهای مشترک ما را درک کند. ۱۰ ولایت محروم به اساس قوم محروم نیستند، محرومیت مشترک داریم. معلولین به تمام مردم افغانستان تعلق دارد، بیجاشدهها و مهاجرین از تمام افغانستان هستند، درد مشترک را باید درک کنیم که نقاط مشترک و ممیزهای دردهای مشخص ما چیست؟ از این جهت هر بخش ما باید بخش دیگر خود را درک کند و این ضربالمثل پشتو نکته اساسی است:
«که تا ویل چې زه یم او ما ویل چې زه یم، نه به ته یې، نه به زه یم - که ما ویل چې ته یې او تا ویل چې ته یې، هم به زه یم، هم به ته یې»
همگرایی معنیاش این است که ما آینده مشترک داریم. برادران و خواهران محترم! خارج از افغانستان یک جز اجتماع این کشور، عزت زیادتر داشته میتواند؟ درد مهاجرت را دیدید یا نی؟ به کدام کلمات وقتی که مهاجر بودیم ما را یاد کردند؟ ما پدر سوخته نیستیم. پدران و نیکههای ما افتخار آفریدند، پنج هزار سال تاریخ داریم؛ اما ضرورت این است که دیدگاهی را داشته باشیم که آینده این خاک مقدس که به خون و جهاد کمایی شده، به تمام مردم افغانستان به صورت مساوی تعلق دارد و این باور برای آینده ما را حوصله میدهد. چیزی که ما افغانها ضرورت داریم، حوصله بزرگ سیاسی است که واقعاً یکدیگر را گوش کنیم و به نتیجه برسیم و به پیش برویم.
نکته سوم این است که با درک دردهای گذشته باور کامل برای یک آینده متحد و واحد، نقشه راه را برای رفع دردها و رسیدن به اهداف وحدت ملی و عدالت اجتماعی تهیه و تطبیق کنیم. این ضرورت، یک جهاد اکبر را برای سازندگی، صلح، صفا، همدلی و تحرک میخواهد. ملتی که یک بر سه آن در شب گرسنه به خواب میروند، ملتی است که توجه میخواهد، ملتی است که همه درباره این ۳۳ فیصد که شب گرسنه به خواب میروند، مسئولیت داریم. بنابراین بزرگترین مسئولیت ما این است
که فقر و فاقه و بی عدالتی را به صورت اساسی پایان بدهیم. در تمام اینها، شخصیت استاد مزاری یک شخصیت روشن است که نقشه راه را با قربانیهای بزرگ دیگر جهاد و مشروطهطلبان افغانستان، کسانی که همیشه حاکمیت قانون را تقاضا کردند، انشاءالله فراهم خواهد کرد.
به حیث خادم، همشهری و رئیسجمهورتان باورمند هستم که ما و شما سر مشکلات موفق شده میتوانیم. وقتی که افغانها با اراده واحد تصمیم بگیرد، هیچ چیز برای ما غیر ممکن نیست. به امید یک افغانستان مرفه، متحد، باثبات و مردمسالار!
تل دې وي افغانستان!
زندهباد افغانستان!
یشهسین افغانستان!
تازه باد یاد شهدا و خصوصاً شهید ملت، استاد مزاری شهید!