یک مسیر ستراتیژیک: اجندای افغانستان برای صلح، انکشاف و همکاریهای جهانی
بیانیه در دومین کنفرانس پروسه کابل - ارگ
نکات اساسيی:
- صلح و مصالحه: پیشبرد گفتگوهای همهشمول و جامع با طالبان.
- وحدت ملی: تقویت برابری و عدالت برای تمامی اقوام و گروهها.
- همگرایی منطقوی: استفاده از موقعیت جغرافیایی جهت همکاریهای منطقوی.
- توسعه اقتصادی: گسترش تولیدات، تجارت و زیربناهای اقتصادی.
- حاکمیت قانون: تطبیق اصلاحات و مبارزه جدی علیه فساد اداری.
- حقوق بشر: حفاظت از آزادیها، به ویژه صیانت از حقوق زنان.
- توانمندسازی جوانان: بسیج ساختن نیروی جوان برای رشد و نوآوری.
- دیدگاه ستراتیژیک: همسو سازی اولویتهای ملی با اهداف منطقوی و جهانی.
۹ حوت ۱۳۹۶
ترجمه
بسمالله الرحمن الرحیم.
[ترجمه از انگلیسی:]
به نام خداوند بخشاینده و مهربان.
محترم یوسف کالا، معاون رئیسجمهور اندونیزیا؛ تشکر که با حضورتان به ما افتخار بخشیدید. استاد خلیلی، جناب حلیم قاضیالقضات؛ جناب مسلمیار، خانم اول، مهمانان عالیقدر، همکاران، هموطنان، به کابل خوش آمدید!
افتخار دارم که به نمایندگی از مردم و حکومت افغانستان از شما به خاطر ابراز همدلی، دوستی و همدردی برای خسارات و رنجهایمان و همچنین از همبستگی و همکاریتان، همزمان با این که ما به عنوان یک ملت ایستادهایم تا خود را بازیافته و مسیری برای آیندهمان ترسیم کنیم، ابراز امتنان کنم.
حضور شما در این جا به روشنی یادآور این است که ما یک جامعه بینالمللی یکپارچه، تنها تهدیدهای مشترک نه، بلکه منافع و فرصتهای مشترک داریم. ما مصمم هستیم که بر این تهدیدات غالب شده، منافع مشترکمان را گسترش داده و فرصتها را به چنگ آوریم.
خطری که عصر حاضرمان را تهدید میکند، موج پنجم خشونت سیاسی و تروریزم است. دشمنانی که با آنان مواجه هستیم، شبکههای تروریستی فراملی و سازمانهای جرمی فراملی هستند. این تهدید نهتنها واضح و روشن است، بلکه رو به افزایش و فرارفتن از مرزهاست.
ما، جامعه بینالمللی، محدوده و اندازه این تهدید را تجزیه و تحلیل کردهایم و پیشنویس قطعنامهها و موافقتنامههای متعددی را به منظور رسیدگی به این تهدید تهیه کردهایم. با این حال، ما باید اجماع همهجانبهای را بین کشورها به منظور اتخاذ اقدامات منسجم برای مبارزه با این تهدید ایجاد کنیم. ما باید روی چگونگی تطبیق استراتیژی سازمان ملل متحد برای مبارزه با تروریزم جهانی اجماع داشته باشیم. ما باید سیستمی را برای دستهبندی سازمانها و شبکههای تروریستی بینالمللی انکشاف دهیم. ما باید معیاراتی را برای اقدام در مقابل کشورهایی که بر شبکههای تروریستی به مثابه ابزار سیاست خارجی تکیه میکنند، تهیه کنیم.
من بحث در مورد مبارزه با تروریزم را به مشاور امنیت ملی توانای ما آقای اتمر واگذار میکنم، به خاطر که ایشان، سال گذشته، با موضوع تهدیدها سر و کار داشتهاند.
امروز صحبتهایم را به بیان دورنما، برای مالکیت آینده و غالب شدن بر گذشتهی نزدیک ما، از طریق یک اجندای امید، صلح و همکاری اختصاص خواهم داد. اما نخست میخواهم به کسانی که امروز در این سالون حضور ندارند، ادای احترام کنم؛ به کسانی که برای مبارزه علیه تروریزم جانهایشان را بخشیدند. آنان اطفال معصوم، زنان و مردان افغان هستند که در حملات تروریستی به قتل رسیدند؛ آنان قوای امنیتی و دفاعی شجاع افغانستان هستند که جانهایشان را برای آینده هموطنانشان قربانی نمودند؛ آنان همکاران بینالمللی ما هستند که با مبارزه شانه به شانه همراه با ما، جان خود را از دست دادند. آنان تنها اعداد نبودند بلکه اعضای ارزشمند جامعه ما و جوامع ما که دور این میز حضور دارند، عزیزان، اعضای خانواده، برادران، خواهران و دوستانمان بودند. روحشان شاد باد و آرزو دارم که آنها در طول کنفرانس در صدر توجه ما قرار داشته باشند تا شاید تلاشهایمان در این جا تأمینکننده عدالت برای قربانیهایشان باشد. لطفاً با من همراه شوید تا برای ادای احترام و گرامیداشت خاطره این قربانیان، لحظهای سکوت کنیم. [یک دقیقه سکوت به احترام قربانیان]
تشکر از شما!
در این عصر ارتباطات مجازی، فراموش کردن مرکزیت موقعیت افغانستان در شکلدهی تاریخ جهانی کار آسانی است. داکتر فردریک استار، یکی از بهترین دانشمندان آسیای میانه، یکی از افراد بیشماری است که در این باره [مرکزیت موقعیت افغانستان] نوشته است. تمایل دارم بعضی حقایق را که نمایانگر این موضوع است، با شما شریک سازم؛ نه به خاطر این که ما حسرت گذشته را میخوریم، بلکه به خاطر این که درک امکانات آینده را برای ما ممکن میسازد:
یک، افغانستان و آسیای میانه از یک برجستگی بینظیر برخوردارند که «از آسیای میانه میتوان به تمام تمدنهای بزرگ در سرزمین یوراسیا دسترسی یافت؛ و یگانه راه زمینی برای همان تمدنها برای رفت و آمد به یکدیگر نیز، آسیای میانه است.»
دو، افغانستان که با موانع طبیعی از طرف شمال و شمالشرقی، از آن آسیای میانه جدا شده است، همواره به عنوان دروازه خشکه به سوی شبهقاره هند محسوب گردیده که عبور و مرور هنرمندان، تاجران، زایران، دانشمندان و سربازان اجیر را از طرف شمال و غرب به طرف شرق، میسر میساخت.
سه، بیش از ۲۵۰۰ سال تاریخ و باستانشناسی نمایانگر این است که ما نهتنها به عنوان یک نقطه وصل برای تمدنها عمل کردهایم، بلکه در حقیقت یک تمدن برای نقطه وصل بودهایم. چهارراه آسیایی که در آن مفکورهها، اشخاص و کالاها آزادانه جریان یافته و در تعامل هستند، طریقه دیگری برای توصیف جایگاه ما در تاریخ و همچنین ظرفیت بالقوه آینده محسوب میگردد.
برخلاف کاریکاتوری که از ما به عنوان سرزمین «منازعات بیپایان» وجود دارد، تاریخ ما مملو از دورههای طولانی صلح و رفاه است، که بر اثر تجاوزهای خارجی و بازسازی بعد از آن از هم گسیخت. هم در قرن ۱۹ و هم در قرن ۲۰، زندگیهای ما با تهاجمهای بیجا و ناگهانی از سوی امپراطوری از هم گسست. ما حق خود را به عنوان یک ملت با سپری کردن امتحان سخت تاریخ به واسطه قربانی گزاف به دست آوردهایم.
ما مردمی متحد با پیوندهای ناگسستنی هستیم. از قریه و گذر گرفته تا سطح ملی، هویتهای ما موقعیتی است. اتحاد ما برخاسته از درک قوی ما از برابری و باور همیشگی و عمیق ما به عدالت و انصاف است. هر افغان، صرف نظر از گروهی که به آن تعلق دارد، خود را با دیگری برابر میداند. ما برای ساعتها با حوصله در یک صف میایستیم؛ اما به محض این که کسی به جلو صف میرود، صدای ما را بلند نموده توضیح میخواهیم. این احساس برابری، ریشه در گذشته ما دارد، طوری که هر شهر یا گروه، به عنوان پایتخت یک امپراتوری و رهبران امپراتوریها و کشورها در گذشته خدمت کرده است. درک ما از عدالت، تمدن، فرهنگ و اعتقاد اسلامی ما نشأت گرفته است. به عنوان کشوری با ۹۹.۹ درصد مسلمان، ما را در مقابل بدبختیها اعتقادمان متحد ساخته و ما را قادر به غالب شدن بر امور ظاهراً غیرممکن ساخته است.
من دوران کودکی و جوانیام را در محیطی پر از صلح و امنیت پشت سر گذاشتم. در آن زمان، یک پولیس غیرمسلح صلاحیت احضار نمودن تمامی بزرگان یک قریه به قوماندانی ولسوالی را داشت؛ زمینها و دارایی شاه برای مردم عام باز بود و او تنها با یک محافظ مسلح گشت و گذار میکرد؛ رئیسجمهور داود، خودش رانندگی میکرد و یک واسطه با فاصله دو کیلومتر وی را دنبال میکرد.
خانم اول و من – که در سال ۱۹۷۵ ازدواج کردیم – روزها در بدخشان قدم زدیم، برای یک هفته از اندراب تا پنجشیر اسبسواری کردیم؛ و در اوقات مختلف از راه غزنی، پکتیکا، پکتیا، خوست، لوگر، لغمان، ننگرهار، کنر، نورستان، بامیان، بلخ، بغلان، کندز و دیگر شهرها و قریهها در تمامی ساعات روز و شب با موتر سفر کردیم. صدها هزار توریست با مصونیت کامل از راه زمین از ایران- در یک جاده عالی توریستی – به پاکستان، هند و نپال سفر میکردند. در جریان جنگهای پاکستان در سالهای ۱۹۶۵ و ۱۹۷۱، پادشاه افغانستان به جای منازعه، صلح را برگزید. ما نه همسایگان ما را تهدید کردهایم و نه به دیگران اجازه دادهایم تا از کشور ما برای تهدید ثبات دیگران استفاده کنند.
[رئیسجمهور غنی کتابچهای را به حاضرین نشان میدهد] با توجه به این کتابچهای که میبینید و مربوط سالهای ۱۹۶۰ میلادی است؛ شما میبینید که زنان و دختران یک نقش حیاتی را در بههم تنیدن تاروپود یک جامعه و یک نقش مهم فزاینده را در قشر عامه ایفا کردهاند؛ آنها سخت تلاش کردهاند که این نقش را طی ۱۷ سال گذشته اعاده کنند و در این امر موفق شدند.
این تصاویر عادی از زندگی صلحآمیز شاید برای شما در کشورهایتان امری تثبیتشده باشد؛ اما برشمردن هر یک از این مثالهای مهم در این جا، حاکی از آن است که اینها همان اموری هستند که واقعاً برای دست یافتن به آنها تلاش میکنیم. وضعیت عادی از ما فرار کرده است، اما همانی است که ما سخت در تلاش آن هستیم.
صلح دوره کودکی و جوانیام، با کودتای سال ۱۹۷۸ و تهاجم در سال ۱۹۷۹، از هم گسیخت.
هرچند که خاطرات ما از صلح، دیدگاه کنونی ما برای صلح و امنیت را به جلو حرکت میدهد؛ ما اطمینان داریم که ما بار دیگر میتوانیم جایگاهمان را به عنوان چهارراه آسیا به دست آوریم. موفقیتهای بزرگ منطقهای، مانند پروژه خط لوله گاز تاپی که هفته گذشته در ولایت هرات افتتاح گردید، بر نقشی که رهبری افغانستان در رفاه و ثبات جهانی و منطقهای ایفا میکند، صحه میگذارد.
اگر ما به این که آینده باثبات و صلحآمیز در چنگ ماست، باور و اعتماد نمیداشتیم، شاید ارادهمان را برای ترسیم یک مسیر پیش رو، در مقابل این بربریتی که علیه مردم ما صورت میگیرد، از دست میدادیم.
ما چگونه پیش میرویم؟
اجازه بدهید که به دری و پشتو صحبت کنم. [پایان بخش انگلیسی]
دوستان گرامی!
همان طوری که یادآور شدم، یکی از خواص دیرینه جامعه افغانستان توانایی تجدید، خوداحیا کردن و دوباره برپاخاستن است. افغانستان از صدمههای جنگهای آفتبار چهار دهه گذشته رو به رهایی است. و لله الحمد حس اعتماد، یگانگی و همدردی در بین افغانها روز به روز قوت مییابد.
من طی چهار روزی که در هرات سپری کردم، علاوه بر افتتاح تاپی، با هزارها تن از نمایندگان اقشار مختلف مردم پنج ولایت افغانستان، ملاقات کردم. تصویری را که من از وضعیت این پنج ولایت برداشتم، از تمام افغانستان نمایندگی کرده میتواند و این تصویر، یکرنگی و همانند بودن جامعه افغانستان را حتی در نوع مشکلات، چالشها، نیازمندیها و خواستهها به نمایش میگذارد.
اینکه افتتاح پروژه تاپی در غرب افغانستان صورت گرفت و بزرگترین جشن مردمی برای تجلیل این پروژه در شرق افغانستان راهاندازی شد، نشاندهنده وحدت، حس هموطنی و تعهد مشترک مردم افغانستان نسبت به دیدگاه رفاه ملی و منطقهای میباشد.
خوشبختانه موقعیت افغانستان نیز طوری است که هم اهمیت افغانستان را منحیث کلید رفاه منطقه مطرح میسازد و هم با ایجاد فرصتهای سرتاسری برای همه مردم، بافت جامعه افغانستان را تقویت خواهد کرد.
در گذشته، بعضیها به این باور بودند که گویا افغانستان یک کشور منزوی و محاط به خشکه است که برای ابد در احتیاج به دیگران به سر خواهد برد، ولی خوشبختانه پروژههای جدید منطقهای، همان موقعیت افغانستان را که به حیث یک چالش مطرح بود، به یک فرصت طلایی مبدل ساخته است.
من در این عرصه از دولت ترکمنستان و دولتهای دوست آسیای میانه تشکر میکنم که این تحول تاریخی را بر دوام وضع انزوا ترجیح دادند و با ما دست همکاری دادند. از کشور دوست و همسایه اوزبیکستان به خاطر همکاری همهجانبهشان در زمینه پروژههای مهم خطآهن و انتقال برق تشکر مینمایم.
از کشورهای دوست آذربایجان، قزاقستان، روسیه، جورجیا و ترکیه در قسمت همکاری در عرصه ترانزیت ابراز سپاس مینمایم.
همچنین از کشورهای تاجیکستان، قرغیزستان و پاکستان در قسمت همکاری در پروژه کاسا ۱۰۰۰ ابراز تشکر میکنم. مناسبات اقتصادی ما با چین و روسیه در حال توسعه است و وسیعتر خواهد شد.
از کشورهای دوست، هند و ایران، در قسمت اجرای پروژه حیاتی بندر چابهار تشکر میکنم.
همچنین از کشورهای هند و پاکستان برای سهمگیری در برنامه بزرگ اقتصادی تاپی سپاس و تشکر میکنم.
امید است که تاپی نمونه همکاری بین همسایگان جنوبی، شرقی، شمالی و غربی ما شود. ما افتخار داریم که همسایههای شمالی ما به جنوب نگاه میکنند و همسایههای شرقی و غربی ما به شمال و شرق.
چهره افغانستان از لحاظ جمعیتشناسی و دیموگرافیک تغییر کرده است. اکثریت مطلق جامعه ما را اکنون جوانان تشکیل میدهند و واضح است جوانان از نیروی کار برخوردارند و قوت نیروی کار و تولید یک کشور، بزرگترین ضامن رفاه اجتماعی است. طرحهایی را که جوانان در عرصههای مختلف اجتماعی و فرهنگی تهیه و تقدیم نمودهاند، قابل قدر است.
زن افغان امروز با آواز رسا از خود نمایندگی میکند و حرفهای مهم برای دولت مردم منطقه و جهان دارد.
نمونه دیگری از تغییرات مثبت در جامعه اقتصادی ما، روی آوردن تاجران از واردات به تولید، پروسس و صادرات است، که البته افزایش تولید داخلی یکی از شاخصها و ضامن رفاه اقتصادی و اجتماعی برای یک کشور است.
خوشبختانه علیرغم تحمل مشکلات زیاد، حس اعتماد و اتکا به نفس در میان اکثریت مردم افغانستان در سطح بسیار عالی قرار دارد.
ما در طی سه سال گذشته شاهد بودیم، وقتی از افزایش چندین میلیون دالر کمک بیرونی به افغانستان خبر پخش شده، با امتنان روبهرو شده است، ولی وقتی یک پروژه اقتصادی به ارزش چند میلیون دالر در یک کنج افغانستان افتتاح گردیده است، مردم در همه اکناف افغانستان از آن با جشنها تجلیل کردهاند.
یکی از موضوعاتی را که مردم پنج ولایت غرب و جنوب افغانستان به تکرار مطرح نمودند، جدیت در مورد حاکمیت قانون، اصلاحات و حمایت از اصلاحات است. مردم در سرتاسر افغانستان یکسان و با صدای واحد خواهان تطبیق اصلاحات همهجانبه از طرف حکومت وحدت ملیشان هستند و ما جز تسلیمی به این خواست مکرر و برحق مردم هیچ راه و چاره دیگری نداریم.
افغانستان یک جامعه دموکراتیک است، و تعهد نسبت به برگزاری شفاف انتخابات پارلمانی و انتخابات ریاست جمهوری یکی از خواستههای جدی دیگر مردم است، که حکومت افغانستان به این تعهد پابند خواهد ماند و هر دو انتخابات در وقت معین صورت خواهند گرفت.
سوله یوه دیني او ملي فریضه ده، ځکه د بې ګناه انسانانو د وینې توېدو مخنیوی یوه دیني او ملي فریضه ده. وړمه ورځ زموږ یوه نخبه عالم په هرات کې په خپله وینا کې هم اشاره وکړه چې سوله همداسې فرض ده، لکه لمونځ او روژه چې فرض ده.
له نېکه مرغه، د دې فریضې د قیام او تطبیق لپاره د افغانانو ټول اړخونه، حکومت او د سولې شورا یوې ګډې اجماع ته رسېدلي دي. دغه اجماع، د اساسي قانون مطابق د هېواد د ټولو اتباعو د حقونو په ساتنه او د ښځو په شمول د ټولو اقشارو، سیاسي او جهادي مشرانو او د اقوامو په ګډون ولاړه ده. زه نن د افغانستان د مطلقې اجماع په اساس خبرې کوم.
د سولې په اړه زموږ نظر د قرآن کریم د ۴۱ سورت د ۳۴ آیت د مفهوم پر بنسټ دی چې فرمايي: "نېکي او بدي نه سره برابرېږي. د بدۍ ځواب په ښه سلوک ورکوه، ستا د ښه سلوک پایله به دا وي چې ستا دښمن به ستا د ښه سلوک له امله ستا په دوست بدل شي."۱
موږ په دې باور لرو چې د سولې تحقق، زغم او زړورتیا ته اړتیا لري. موږ باید د شکایتونو اورېدلو او د جګړې د لاملونو موندلو لپاره د بېلابېلو وړاندیزونو د اورېدلو زغم او زړورتیا ولرو. له نېکه مرغه، نن د سولې امکانات تر بل هر وخت زیات غنیمتي دي.
لومړی، د سولې لپاره د هیلواري تر ټولو مهم ټکی دا دی چې افغانان سولې ته ننګره راوتلي او نور هېڅوک دلته د جنګ پلویان نه دي. له حزب اسلامي سره سوله یوه بریالۍ تجربه وه چې لږ تر لږه د سولې په برخه کې زموږ اراده او ژمنتیا یې ثابته کړه او زه مننه کوم.
دویم، په نړیواله کچه د سولې پر بهیر ټینګار په بالآخره د جنګ د پلویانو پر اراده او چلند اغېز وکړي.
درېیم، په سیمه ییزه کچه د سیمه ییز، په تېره اقتصادي ثبات لپاره د افغانستان د سولې او ثبات پر اهمیت د سیمې د هېوادونو او ولسونو اجماع رامنځته شوې.
څلورم، او تر ټولو مهم یې په نړیواله کچه د افراطیت پر ضد د دیني علماوو ترمنځ نوی تحرک دی چې د جګړو او خشونت دیني مشروعیت یې نفي کړی دی.
په دغسې یوه حساس وخت کې چې افغانان د سولې پر اهمیت متفق دي، سیمه او نړۍ د سولې ملاتړ کوي، دیني علماء سوله فریضه ګڼي، د سیمې ولسونه د خشونت پر خلاف غږ پورته کوي او د حزب اسلامي د سولې کامیابه تجربه یې یوه عملي موفقه نمونه وړاندې کړې ده، مهم سوال دا دی چې راتلونکی ګام څه دی؟
طالبانو ته د سولې وړاندیزونه:
تر هرڅه وړاندې موږ د ملي حکومت په استازیتوب طالبانو ته د یوې داسې سولې وړاندیز کوو چې د هېواد لوړې ګټې او د هېواد د ټولو اتباعو، په تېره د ښځو حقوق او مشارکت په کې تأمین او مصئون وي او د هېواد پر خاوره د ټولو نړیوالو ترهګریزو او جرمي ډلو مخنیوی تضمین کړي.
ملي وحدت حکومت پخلا کېدونکو طالبانو سره د یوې رېښتینې او پایدارې سولې په لټه کې دی. موږ د ټولو افغانانو لپاره د سوله ییز او عزتمند ژوند په برابرۍ، د هغو طالبانو په شمول چې له تاوتریخوالي لاس اخلي باور لرو. موږ دا وړاندیز له کوم مخکیني قید او شرط پرته د سولې موافقتنامې ته د رسېدو په خاطر چې لاندې موارد رانغاړي، وړاندې کوو:
۱. له اساسي قانون سره سم د ټولو اتباعو (په ځانګړې ډول ښځو) د حقوقو او مکلفیتونو تأمینول؛
۲. د اساسي قانون منل یا د اساسي قانون له احکامو سره سم د هغې تعدیل؛
۳. له قانون سره سم د ملکي خدمتونو، امنیتي او دفاعي ځواکونو د فعالیتونو پر مخ وړل؛
۴. هېڅ یوې وسله والې ډلې ته چې له بهرنیو تروریستي شبکو، بهرنیو تخریبي سازمانونو، دولتي یا غیر دولتي بنسټونو سره چې په افغانستان کې د نفوذ په لټه وي اجازه نه ورکول.
د ملي وحدت حکومت طالبانو ته د سولې دغه وړاندیز له کوم قید او شرط نه وړاندې کوي.
د سولې پروسه به د مذاکراتو، تصویب او تطبیق په دریو مرحلو کې ترسره کېږي، په ټولو مرحلو کې به یې د ښځو استازي ګډون کوي او له هغوی سره به سلا مشوره کېږي.
د دغسې یوې سولې لپاره موږ لاندې لارې چارې وړاندیز کوو:
۱) د سولې لپاره سیاسي چوکاټ وضع شي: اوربند رامنځته شي، طالبان د یوه سیاسي ګوند په توګه په رسمیت وپېژندل شي، د باور جوړونې ترتیبات ونیول شي او عادلانه او ازادو ټاکنو ته لاره هواره شي؛
۲) د سولې لپاره حقوقي چوکاټ وضع شي او د غوښتنې په صورت کې په اساسي قانون کې د پیشبیني شوې قانوني پروسې له لارې د اساسي قانون بیا کتنه وشي او د بندیانو د آزادولو او د بندیزونو له لستونو نه د ایستلو لپاره قانوني لارې چارې تعقیب شي؛
۳) د افغانستان دولت په رسمیت وپېژندل شي، د قانون حاکمیت ته درناوی وشي، اصلاحاتو ته لاره هواره شي او د متوازن پرمختګ او کډوالو را ستنېدلو لپاره انتظامات وشي؛
۴) د ټولو اتباعو، په تېره د پخلا کېدونکيو طالبانو د امنیت لپاره تدابیر ونیول شي؛
۵) د اقتصاد او ټولنیز پرمختګ لپاره پروګرامونه پلي شي او په ملي پروګرامونو کې کډوالو او پخوانیو جنګیالیو ته ځای ورکړل شي؛
۶) د سولې لپاره نړیوال ملاتړ او همکاري ترلاسه شي، په تېره دا چې د ډیپلوماتیک مالي ملاتړ ترلاسه کولو، د بهرنیو جنګیالیو د برخلیک معلومولو او له لېستونو نه له سولې سره د یو ځای کېدونکو افغانانو د نومونو د ایستلو په برخه کې همکاري ترلاسه شي؛
۷) او د یوه جامع تطبیقي چوکاټ له لارې بېړني، لنډ مهاله او اوږدمهاله شرایط او اهدافو ټاکل او په دې ټولو برخو کې د پرمختګ د څارنې او ارزونې یو مؤثر میکانیزم رامنځته شي.
د طالبانو نظریات او د دوی وړاندیزونه به معلومدار په نظر کې ونیول شي او د مذاکراتو په یوې منلې شوې اجندا باندې به انشاءالله موافقې ته ورسېږو او پس له هغه به یې تصویب او عملي کړو.
د نړیوالې ملاتړ لپاره وړاندیزونه:
افغانستان له ۲۰۰۱ کال را پدېخوا د بینالمللي سخاوتمندانه مرستو له ملاتړ سره مخ دی او موږ د هغوی قدرداني کوو. خاصتاً د بروکسل او د وارسا د کنفرانس له ډېرو عظیمو مرستو نه موږ مننه کوو. د امریکا متحده ایالاتو، اروپا، ټول مملکتونه، جاپان، کاناډا، استرالیا، کوریا او نورو ټولو سخاوتمندانه مرستو نه خصوصاً زموږ غښتلي امنیتي او دفاعي قواو د مرستې لپاره د زړه له کومې نه مننه کوم.
دا چې موجوده زمینې په ښه توګه د تعریف شویو میکانیزمونو له لارې تنظیمېږي، د سولې او ثبات په اړه بینالمللي ملاتړ په لاندې ساحو کې وړاندیزوو:
۱. طالبانو سره د سولې وړاندیز لپاره بینالمللي ډیپلوماتیک همغږی شوی ملاتړ؛
۲. یو سیمهییز نوبت چې له کابل پروسې سره د سیمهییزو سازمانونو او بېلابېلو هېوادونو هڅې همغږې کړي او له طالبانو سره د سولې له وړاندیز نه ملاتړ وکړي؛
۳. د ناتعریف شویو جګړو د توجیه لپاره د دیني متنونو نه د تفسیرونو او انګېرنو له استفادې سره د مقابلې لپاره د اسلامي نړۍ په کچه یو جدي خبرې اترې؛
۴. د یو باثباته افغانستان د امتیازاتو او ګټو په اړه پاکستان ته د قناعت ورکولو په خاطر د دولت په دولت خبرو اترو پیل او طالبانو سره د سولې وړاندیز نه د ملاتړ لپاره ګډې عمومي او همغږې هڅې؛
۵. د سولې موافقتنامې له تطبیق نه ملاتړ په ځانګړي ډول د کډوالو او پخوانیو جنګیالیو بیا ادغام؛
۶. په افغانستان کې د سولې د ټینګښت په خاطر د هر ډول نوبت ملاتړ، د ترانزیټ، پانګونې، سوداګرۍ، اصلاحاتو، فساد سره د مبارزې سټراټیژۍ د ملاتړ له لارې، همدارنګه د ۲۰۱۸ کال پارلماني او په ۲۰۱۹ کال کې د جمهوري ریاست ټاکنو نه ملاتړ.
د ملي یووالي حکومت د طالبانو د دفتر له پرانیستلو، هغوی ته د پاسپورټونو له صادولو او په آزاد ډول سفر کولو، د بندیزونو لرې کولو په برخه کې له مرستې، رسنیو ته د لاسرسي د ترتیباتو او د طالبانو د کورنیو له بېرته مېشتېدلو سره موافق دی.
د سولې عالي شورا به چې د مسلکي دولتي ټیم له ملاتړه برخمنه ده، د مذاکراتو په اړه یو هیئت معرفي کړي چې د ښځو او مدني ټولنو غړي به هم په کې شامل وي.
د مذاکراتو ترسره کولو لپاره تر ټولو غوره ځای کابل دی، خو په دغه جنګ کې نانښکېل اسلامي هېوادونه، د ملګرو ملتونو دفتر، یا کوم بل درېیمګړي هېواد کې هم کېدای شي مذاکرات ترسره شي.
موږ بیا هم، د پاکستان له دولت سره د هر اړخیزې سولې مذاکراتو ته چمتو او حاضر یو چې تېرې ترخې تجربې هېرې او نوی فصل پرانیزو.
موږ حاضر یو چې له پاکستان حکومت سره د ټولو کډوالو د بېرته راتګ لپاره په یو منظم پلان کې چې له ۱۸ نه تر ۲۴ میاشتو کې به عملي شي موافقې ته ورسېږو. موږ د خپلو کډوالو راتګ د افغانستان غېږ ته غواړو او دې ته ژمن یوو چې ټول دولتي او ملي امکانات به دوباره عیار کړو چې کډوال د خپلو ورونو او خوېندو په غېږ کې راشي.
موږ د خپلو خلکو د مشقتونو په اړه د مسؤلیت ژور احساس او د خپل هېواد لپاره یو روښانه لیدلور لرلو او سولې ته زموږ ژمنیا پر همدې لید او همدې احساس بناء ده.
د افغانستان د ملي وحدت د حکومت دغه دریځ باید هېڅکله په کمزورتیا او زاریو تعبیر نشي. لله الحمد، زموږ امنیتی ځواکونه او پر راتلونکې باندې زموږ د ملت باور او اعتماد تر بل هر وخت په ښه کچه دی.
زه یو ځل بیا له خپلو امنیتي ځواکونو، سرتېرو، علماء کرامو او ولسونو نه مننه کوم چې نن د دوی په مټ او برکت موږ له یوه غښتلي دریځ نه د افغانستان لپاره د سولې غوښتنه کوو.
د طالبانو مشرتابه او هر طالب! نن فیصله ستاسو په لاس کې ده. سوله ومنئ، بېرته په عزت یې ومنئ او راشئ چې په ګډه دا خاوره چې زموږ د قربانیانو، زموږ د جهاد او زموږ د هر اړخیزو وینو نتیجه ده، بیا خوندي او هوسا کړو.
تل دې وي افغانستان!
د سولې په امید!