داکتر اشرف غنی
داکتر اشرف غنی

ساختن یک افغانستان امن، مرفه و متحد: امنیت، حکومتداری و صلح برای آینده

ساختن یک افغانستان امن، مرفه و متحد: امنیت، حکومتداری و صلح برای آینده

بیانیه در بیستمین نشست بورډ مشترک نظارت و انسجام (JCMB) - کابل

نکات اساسي: 

  • امنیت: تقویت اردو، پلیس و استخبارات. مبارزه با تروریزم و محافظت از شهروندان.
  • حکومتداری: مبارزه با فساد، بهبود پاسخگویی و توانمندسازی حکومت‌های محلی.
  • خدمات ملکی: استخدام شفاف و مسلکی‌سازی محاکم و اداره لوی سارنوالی.
  • اقتصاد: ترویج رشد، سرمایه‌گذاری، معادن، آب، مخابرات و پروژه‌هایی چون کاسا-۱۰۰۰ و تاپی.
  • ملت‌سازی: ترویج وحدت، مدارا، گفتگو و رسیدگی به شکایات مربوط به هویت.
  • صلح: مصالحه با شورشیان و اطمینان از بی‌طرفی منطقه‌یی افغانستان.
  • مشارکت شهروندان: سهم‌گیری جوامع، زنان، جوانان و بزرگان در حکومتداری.
  • انتخابات: برگزاری انتخابات عادلانه، فراگیر و تحت نظارتِ پارلمانی و ریاست‌جمهوری.

 

قصر چهارچنار – کابل

به نام خداوند بخشنده و مهربان

وزیر صاحب حکیمی، سفیر یاماموتو، لوی سارنوال حمیدی، اعضای کابینه، سفیران عالی‌قدر، نمایندگان ممتاز، والیان، اعضای جامعه مدنی، فعالان زن، دوستان و هموطنان عزیز.

خوشحالم که به شما در این نشست «بورد مشترک نظارت و انسجام» (JCMB) خوش‌آمد می‌گویم و از همدلی و تعهد شما سپاسگزاری می‌کنم. شما به شهری آمده‌اید که در سوگ نشسته است. کابل هنوز در غم از دست دادن هموطنان ما عزادار است. حمله وحشیانه ۳۱ می تنها حمله به شهروندان صلح‌جوی کابل نبود؛ بلکه حمله‌ای به هنجارها، کنوانسیون‌ها، معاهدات و فرهنگ‌های پذیرفته‌شده دیپلماسی جهانی بود. اگر شجاعت هفت تن از نیروهای پولیس افغان نبود — که یادشان را با افتخار گرامی می‌داریم — جان‌های بیشتری از دست می‌رفت، از جمله جان همکاران بین‌المللی ما.

اما چه نوع انسانی دست به چنین رفتار جنایتکارانه، وحشیانه و غیرقانونی می‌زند؟ چه کسی حامی چنین اقدامات تروریستی است؟ چگونه به آن‌ها پناهگاه و حمایت داده می‌شود؟ و چه نوع بدبینی و بی‌تفاوتی نسبت به جامعه جهانیِ کشورهای قانون‌مند وجود دارد که بر ابزارهای سیاستی تکیه می‌کند که به سازمان‌های جنایتکار اجازه می‌دهد تا غیرنظامیان را هدف قرار داده و قصابی کنند؛ قربانیان بی‌گناهی که تنها جرمشان افغان‌های عادی بودن بود که برای نان‌آوری به خانواده و بزرگ کردن فرزندانشان به سر کار می‌رفتند؟

شما در جامعه جهانی و ما در اینجا در افغانستان، همگی با درد بسیار آموخته‌ایم که وقتی به تروریسم اجازه رشد داده شود و حتی تشویق شود، تروریست‌ها به زودی از حامیان خود سرکشی کرده و ویرانی خود را به مراتب فراتر از مرزهای یک کشور یا یک ملت گسترش خواهند داد. واژه «محاکمه» برای اعتمادسازی حیاتی است. برای داشتن تأثیر واقعی، تلاش‌ها در سطوح ملی و بین‌المللی باید با اقداماتی در سطح منطقه‌ای تکمیل شود. بنابراین، ما پیشنهاد یک گفتمان منطقه‌ای سیستماتیک را می‌دهیم تا به رویکردی هماهنگ در طبقه‌بندی سازمان‌های تروریستی، تعریف معیارها و مکانیزم‌های حمایت دولتی از تروریسم و توافق بر سر اقدامات جمعی برای پیشگیری و مقابله پیش‌دستانه با تروریسم فراملی دست یابیم.

کابل، پایتخت ما، در سوگ است و از انفجاری در منطقه دیپلماتیک زخم خورده است. خوشبختانه به مهمانان ما آسیبی نرسید، اما فرزندان ما چنین نبودند. مردم ما خواهان عدالت هستند. ما امیدواریم که اقدام منسجم و سیستماتیک بتواند به آن‌ها و همه قربانیان تروریسم اطمینان دهد که ما می‌توانیم غلبه کنیم.

اما روحیه افغان‌ها به طور عام و روحیه شهروندان کابل به طور خاص، روحیه ایستادگی و اراده است. ما در حال بهبود هستیم. هفته گذشته از دو مکتب — یکی پسرانه و یکی دخترانه — در نزدیکی محل حمله بازدید کردم. نشانه‌های فزیکی ویرانی در همه جا بود، اما همه کودکان به من اطمینان دادند که کابوس‌هایشان متوقف شده است. وقتی پرسیدم چند نفر می‌خواهند روزی رئیس‌جمهور شوند، بیش از نیمی از آن‌ها دست‌هایشان را بلند کردند. کودکان غلبه کرده‌اند؛ بزرگسالان هنوز با کابوس زندگی می‌کنند و ما باید کارهای زیادی انجام دهیم تا به کابوس بزرگسالان و جوانان پایان دهیم.

روحیه اراده ما با نوع مشارکتی که شما، همکاران بین‌المللی ما در این اتاق به نمایش گذاشته‌اید، تقویت می‌شود.

اول، شما برای برگزاری کنفرانس کابل و تجدید «پروسه کابل» با ما متحد ماندید. ما در جستجوی صلح متحد هستیم، زیرا صلح اولویت نخست تمامی شهروندان افغانستان است.

دوم، شما در مطالبه پایبندی به هنجارهای بین‌المللی رفتاری که جوامع متمدن را به هم پیوند می‌دهد، یکصدا و قاطع بوده‌اید.

سوم، شما پایداری خود را نشان دادید. می‌خواهم از هر یک از اعضای جامعه بین‌المللی، دیپلمات‌ها، متخصصان توسعه و فعالان جامعه مدنی به خاطر همدلی، غم شریکی و تاب‌آوری‌تان تشکر کنم. شما حق کامل دارید که شهروند کابل محسوب شوید و من به عنوان یک کابلی، شما را به جامعه کابل خوش‌آمد می‌گویم.

شما نگرانی‌های مشروعی درباره امنیت خود دارید. من از زبان تمام شهروندان کابل می‌گویم که امنیت شما اولویت اصلی ماست. ما پیش از این تدابیر امنیتی جدیدی را روی دست گرفته‌ایم. در هفته‌های آینده، امنیت شهر را از طریق بازرسی‌های دقیق‌تر، کنترل بهتر ترافیک برای نظارت و جلوگیری از نفوذ، و افزایش آموزش نیروهای امنیتی و استخباراتی در کابل تقویت خواهیم کرد. از آنجایی که ماه‌های اولیه دشوار خواهد بود، از شهروندان کابل می‌خواهم که به دولت وحدت ملی شش ماه فرصت دهند تا امنیت این شهر را تضمین کند.

اما ما همچنین به استخبارات بهتر و مقاومت بیشتر از سوی شهروندانی نیاز داریم که برای جلوگیری از ورود تروریست‌ها به شهر بسیج شده‌اند. مشورت‌های من با بیش از ۷,۰۰۰ شهروند کابل، نارضایتی عمیق از بی‌نظمی و اجماع بر سر نیاز به اصلاحات کلیدی در امنیت و توسعه را نشان می‌دهد. مردم به شغل نیاز دارند. بدون شغل، منبع بی‌پایانی از همکاران و بمب‌گذاران انتحاری وجود خواهد داشت که آماده پیوستن به این گروه‌های دارای تمویل مالی خوب هستند. بر اساس این بازخوردها، علاوه بر اجرای اصلاحات جدی در وزارت‌های امور داخله و دفاع، ما در حال اجرای یک بسته اضطراری ایجاد اشتغال در کابل هستیم که در هفته‌های آینده آغاز خواهد شد.

در سراسر کشور، مردم ما تشنه ثبات هستند. تحقق این خواسته مستلزم آن است که ما در پروسه‌های تقویت‌کننده دولت‌سازی، بازارسازی، ملت‌سازی و صلح‌سازی مشارکت کنیم.

دولت‌سازی

اکثریت شهروندان افغان بارها گفته‌اند که خواهان دولتی هستند که بتواند از حقوق قانون اساسی آن‌ها محافظت کرده و عدالت را برای هر افغان تأمین کند. با این حال، فساد، حکومتداری بد، معافیت از مجازات و سیاست‌های واکنشی، موانع اساسی در راه دستیابی به دولتی است که شهروندان آرزوی آن را دارند.

اصلاحات یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت مبرم است. بدون اصلاحات جامع، ما هم صبر شهروندان خود و هم حمایت شرکای بین‌المللی‌مان را از دست خواهیم داد — شما در نثار خون و ثروت بسیار سخاوتمند بوده‌اید. وقت آن است که سرنوشت خود را به دست بگیریم و مسئولیت کامل خود را بپذیریم. برای اینکه اصلاحات معنادار باشد، نمی‌تواند توسط یک فرد یا یک دفتر هدایت شود. باید مالکیت ملی داشته باشد. تعهد به اصلاحات باید از کل دولت ناشی شود و اصلاحات باید در تمام سطوح دولت، از رهبران ملی گرفته تا پولیس و معلمان، دیده شود.

می‌خواهم از بقیه سخنانم برای تمرکز بر برخی از این اصلاحات مهم پیش‌رو استفاده کنم. تلاش‌های دولت‌سازی ما معطوف به ساختن یک دولت دموکراتیک است که اقتدار آن از حاکمیت قانون نشأت بگیرد. اولین وظیفه اصلی دولت، تأمین امنیت شهروندانش است.

از سال ۲۰۱۴، ارتش افغانستان علیه تروریست‌ها جنگیده و شجاعانه برای یک افغانستان دموکراتیک و آزاد مبارزه کرده است. تنها در هفته‌های گذشته، پولیس ما کار قهرمانانه‌ای در عرصه مبارزه با تروریسم انجام داده است؛ همان‌طور که قهرمانی آن‌ها در ۳۱ می و خنثی‌سازی بعدی حمله انتحاری که مسجدی در غرب کابل را هدف قرار داده بود، گواه این مدعاست. با این حال، ساختارهای مرکزی نهادهای امنیتی گاهی در ارائه حمایت سیستماتیک از سربازان و پولیس شجاع ما ناکام مانده‌اند و نیاز به اصلاح دارند.

پلان امنیتی چهارساله ما تضمین خواهد کرد که ما به طور سیستماتیک نیروهای امنیتی را به مدافعان کارآمد و فسادناپذیر ملت تبدیل کنیم. اجازه دهید از تمام مردان و زنانی که در «ماموریت حمایت قاطع» (Resolute Support) حضور دارند، به ویژه جنرال نیکلسون و همکارانشان برای مشارکت و تعهد همیشگی‌شان سپاسگزاری کنم. در ۲.۵ سال گذشته، وزارت دفاع به طور قابل توجهی اصلاح شده است و با کمک شرکایمان در زمینه‌های آموزشی، تکنالوژی و هماهنگی بهتر، اطمینان داریم که نیروهای امنیتی و دفاعی ملی افغانستان (ANDSF) به زودی با تمام استانداردهای بین‌المللی نیروهای مسلح حرفه‌ای مطابقت خواهند داشت. قضاوت وزیر صاحب بهرامی که کار فوق‌العاده‌ای در رهبری وزارت دفاع انجام می‌دهند، و شرکای ما در ماموریت حمایت قاطع این است که اصلاحات باقی‌مانده در رهبری، مدیریت، سیستم‌ها و پروسه‌ها می‌تواند ظرف سه سال آینده تکمیل شود.

با توجه به اینکه اصلاحات در وزارت دفاع به خوبی جریان دارد، اولویت اصلی ما در بخش امنیت، اصلاح وزارت امور داخله است. سیزده مقام ارشد از زمان آخرین دیدار ما تغییر کرده‌اند و روند اصلاحات تسریع خواهد شد. شهروندان کابل و سراسر کشور مکرراً بر نیاز به نیروی پولیسی تأکید کرده‌اند که آموزش‌دیده، بی‌طرف و درگیر با کل جامعه باشد، به دور از منافع خصوصی که تلاش می‌کنند آن‌ها را از درون برای اهداف خود منحرف کنند.

این اصلاحات دشوار خواهد بود و واکنش‌های منفی به دنبال خواهد داشت. چه زمانی اصلاحات آسان بوده است؟ همیشه دشوار است، اما دشواری باید ما را بر یافتن راه‌حل متمرکز کند، نه یافتن بهانه. اصلاح وزارت داخله کلید ثبات و بقیه اجندای مبارزه با فساد ماست. در کوتاه‌مدت، برای اطمینان از فرماندهی و کنترل واحد، قطعات «نظم عامه» (ANCOP) و «پولیس سرحدی» که مشکل‌سازترین بخش‌ها در داخل وزارت داخله هستند، از ماه اکتبر پیش‌رو به وزارت دفاع منتقل خواهند شد. این تغییر با بازبینی کامل توسط وزارت دفاع همراه خواهد بود تا اطمینان حاصل شود که رهبران با بالاترین استانداردهای حرفه‌ای و اخلاقی مطابقت دارند.

حمایت از رهبری جدید مستلزم آن است که سیستم‌های اصلی مدیریت منابع را غیرنظامی سازیم. یک هزار غیرنظامی آموزش‌دیده در بخش‌های مدیریت مالی، تدارکات و مدیریت منابع بشری ظرف شش ماه آینده در وزارت‌های دفاع و داخله گماشته خواهند شد تا در سیستم‌های امانتداری، نظارت و تفتیش بیشتر آموزش ببینند. سربازان و پولیس ما مستحق این هستند. نباید در جیره، لباس، لوجستیک و حمایت از آن‌ها خیانت صورت گیرد.

نیاز به مفهوم‌سازی نظم و قانون به صورت سیستماتیک، پیوند نزدیکی با اصلاحات سکتور امنیتی دارد. در کمتر از یک سال، ستره محکمه — که از حضور داکتر کمالوی استقبال می‌کنم — و لوی سارنوالی پیشرفت‌های قابل توجهی داشته‌اند. استخدام کادرهای جدید آموزش‌دیده در حقوق که مورد آزمایش و ارزیابی قرار می‌گیرند، ردیابی و نظارت بهتر بر دوسیه‌ها، تلاش‌های مجدد برای پایان دادن به معافیت از مجازات در جرایم علیه زنان و تعامل بیشتر عمومی با بخش عدالت، همگی بخشی از این برنامه هستند. هم محکمه و هم لوی سارنوالی اجندای کامل اصلاحات خود را برای سال ۱۴۰۰ هجری شمسی — مصادف با ۱۵۰۰مین سالگرد دین مقدس اسلام — تدوین کرده‌اند. ما بسیار مشتاق همکاری با جامعه بین‌المللی هستیم تا اطمینان حاصل کنیم که شتاب اصلاحات تحکیم و پایدار می‌ماند.

کمیسیون اصلاحات اداری و خدمات ملکیِ احیا شده، صلاحیت یافته است تا تقرری‌ها را از طریق یک پروسه کاملاً شفاف انجام دهد. به آقای نادری تبریک می‌گویم؛ تجربه اخیر انتصاب بیش از ۴۰۰ نفر — دقیقاً ۴۹۲ نفر — در اداره تذکره الکترونیکی، نویدبخش آینده است. ۲۵,۰۰۰ نفر برای این بست‌ها درخواست دادند. افرادی از ۳۳ ولایت در امتحان کامیاب شدند. ۵,۰۰۰ بست دیگر نیز از طریق همین پروسه در ماه‌های آینده استخدام خواهند شد. علاوه بر این، ۸,۰۰۰ معلم نیز از همین طریق استخدام می‌شوند. تمام بست‌های معینیت‌های مالی و اداری در سراسر دولت و همچنین بست‌های بلندپایه در ریاست جمهوری، وزارت امور خارجه، ستره محکمه و لوی سارنوالی مشمول همین سیستم شفاف استخدام خواهند بود. استخدام شفاف باید به یک «نورم» تبدیل شود، نه یک استثنا. من کاملاً آماده‌ام اجازه دهم تمام بست‌های بلندپایه که نیاز به امضای من دارند، از طریق یک پروسه رقابتی منصوب شوند و امیدوارم همه بتوانند در این زمینه به اجماع برسند.

تصمیم‌گیری بیش از حد در کابل متمرکز شده است. برای ارائه بهتر امنیت و خدمات و به رسمیت شناختن نیاز به دانش و درک محلی، ما در حال تغییر ساختار حکومتداری خود هستیم و تمرکز بسیار قوی‌تری بر سطح محلی داریم. از «میثاق شهروندی» گرفته تا اصلاح پالیسی حکومتداری محلی، ما اطمینان حاصل خواهیم کرد که شهروندان در مرکز پروسه انکشافی قرار بگیرند و نقش کلیدی در تضمین پاسخگویی دولت ایفا کنند. بحث من با همکارانی که در بخش حکومتداری محلی کار می‌کنند، همیشه روی کلمه «فرعی» (Sub) بوده است. ما باید مرکز را طوری بازسازی کنیم که به قریه خدمت کند، نه اینکه قریه را تابع هوس‌های مرکز سازیم. این یک کشور دموکراتیک است که ذاتا مشارکت‌جو می‌باشد و الزامی است که سطح درستی از حقوق تصمیم‌گیری تفویض شود تا ضعیف‌ترین سطح حکومتداری ما حمایت شود؛ و کلید امنیت ما، اداره در سطح ولسوالی است. نقاط ضعف ما و نبود نهادهای نظم و قانون در سطح ولسوالی باید محور اصلی تمرکز و اصلاح ما باشد.

بازارسازی

همزمان با تقویت بنیادهای یک ساختار حکومتداری بهتر، باید بازارسازی و توسعه را نیز تضمین کنیم. ما باید از مدل «تثبیت» به مدلی متمرکز بر «رشد» حرکت کنیم. من از وزیر صاحب حکیمی و همکارانشان برای تضمین جمع‌آوری عواید در زمان ریاضت اقتصادی فوق‌العاده سپاسگزارم، اما اکنون رشد — رشد پایدار — باید اولویت ما باشد. عواید همه چیز نیست؛ رشد پایداری که عواید مستمر را تضمین کند، همه چیز است.

همکارم اجمل احمدی درباره یک مدل سرمایه‌گذاری برای اطمینان از حرکت ما به جلو صحبت خواهد کرد. دولت اقدامات فوری برای کاهش بار مقررات اداری انجام خواهد داد و در چارچوب قانون اساسی و مقررات، سرمایه‌گذاری بخش خصوصی را تشویق خواهد کرد. ما در حال تشکیل یک بورد عالی ترویج سرمایه‌گذاری خارجی هستیم که صلاحیت خواهد داشت از سرمایه‌گذاران بین‌المللی که به افغانستان می‌آیند حمایت کند، بوروکراسی (کاغذپرانی) را کاهش دهد و حقوق مالکیت را تثبیت کند. در مورد حقوق مالکیت، همکارم آقای پیکار صحبت خواهد کرد. برنامه فوق‌العاده‌ای اکنون در جریان است تا اطمینان حاصل شود که شهروندان افغان از حقوق مالکیت محکم برخوردار می‌شوند.

افغانستان دارای ذخایر بزرگی از مواد معدنی، زغال‌سنگ و فلزات استراتژیک مانند لیتیم، مس و طلا است. با وزیر جدید و پویا در بخش معادن، خانم نرگس نهان، ما انتظار گسترش عمده‌ای در پیشنهادات معدنی تحت یک رژیم سرمایه‌گذاری شفاف و مطلوب را داریم که عواید را برای اهداف عامه به دولت بیاورد و در عین حال سرمایه‌گذاری در تکنالوژی‌های استخراجی پیشرفته، اکتشاف قانونی و پایان دادن به قاچاق و سوءاستفاده از معادن را تشویق کند.

آب یکی دیگر از منابع اصلی افغانستان است. دولت یک بستر قانونی برای بهره‌برداری بهتر از این منبع ایجاد خواهد کرد. ما در حال حاضر در حال سرمایه‌گذاری روی بندها و زیربناهای آبیاری هستیم تا بهره‌وری زراعتی را بالا ببریم، و با تکمیل دیزاین‌های تخنیکی، سرمایه‌گذاری در این سکتور را که کلید رشد و کاهش فقر است، تسریع خواهیم کرد. هدف ما مهار ۱۸ میلیارد متر مکعب آب است و ما این کار را خواهیم کرد و باید انجام دهیم.

یکی از افتخارآمیزترین دستاوردهای من از زمانی که وزیر مالیه بودم، باز کردن سکتور مخابرات به روی ارائه‌دهندگان خصوصی بود. نتیجه آن، افزایش چشمگیر استفاده از گوشی‌های هوشمند، اتصال به انترنت و توانایی افغان‌ها برای گفتگو در سراسر کشور و خارج از مرزها بوده است. اکنون باید به مرحله بعدی برویم. سال گذشته ما «پالیسی دسترسی باز» (Open Access Policy) را تصویب کردیم. تا پایان این هفته، من فرمانی را امضا خواهم کرد که این پالیسی را به مرحله اجرا در می‌آورد. اگر این موضوع شبیه یک بروکراسی مبهم به نظر می‌رسد، باید بگویم برخی افراد هوشمند تخمین می‌زنند که همین فرمان ساده، بیش از ۲۰۰ میلیون دالر سرمایه‌گذاری خصوصی اضافه خواهد کرد و هزینه‌ها را کاهش داده و کیفیت را برای مصرف‌کنندگان افغان در سه سال اول بهبود می‌بخشد.

ما به سرمایه‌گذاری در دارایی‌هایی که همکاری‌های منطقه‌ای را تسهیل می‌کنند، از جمله دهلیزهای ترانزیتی، خطوط انتقال برق، پایپ‌لاین‌ها، خطوط آهن و سرک‌ها ادامه خواهیم داد. پروژه‌های تاپی (TAPI) و کاسا-۱۰۰۰ (CASA-1000) پروژه‌های بسیار بزرگی هستند که به خوبی پیش می‌روند و ستون فقرات استراتژی رشد بلندمدت ما خواهند بود. آن‌ها باید موفق شوند. ما آن‌ها را به داستان‌های زنده‌ای تبدیل خواهیم کرد که نشان می‌دهد چگونه یک افغانستان باثبات، وضعیت همه ما را در آسیای مرکزی بهبود می‌بخشد، به گونه‌ای که یک افغانستان بی‌ثبات هرگز نمی‌توانست. می‌خواهم به همکارانم، به ویژه داکتر قیومی تبریک بگویم که اطمینان حاصل کردند افغانستان پس از یک وقفه ۱۳۰ ساله، دوباره به طور محکم به آسیای مرکزی پیوست. اقتصادهای ما اکنون به هم پیوند خورده‌اند؛ آن‌ها در حال تبدیل شدن به بزرگترین شرکای تجاری ما هستند و اعتماد آن‌ها به ما، چه در کاسا، چه در تاپی و چه در خطوط آهن، نشان‌دهنده یک تغییر چشمگیر در جهت‌گیری است. کلید اتصال آسیای مرکزی و آسیای جنوبی، پایبندی کامل کل منطقه به قوانین سازمان تجارت جهانی (WTO) است. تجارت باید به طور آزاد جریان داشته باشد و بر اساس محدودیت‌ها نباشد. همه ما در سیستمی که تجارت و ترانزیت را به هم پیوند می‌دهد، برنده خواهیم بود. ما روی چشم‌انداز انتقال ۵,۰۰۰ تا ۵۰,۰۰۰ میگاوات برق از آسیای مرکزی به آسیای جنوبی کار می‌کنیم. عواید حاصل از انتقال حتی ۲,۰۰۰ میگاوات برق با عواید ما در گمرکات برابری خواهد کرد. ما باید به شیوه‌های جدید فکر کنیم و به آن متعهد هستیم، اما در آن صورت رژیم سرمایه‌گذاری باید اولویت‌بندی شود.

در حال حاضر، صندوق بین‌المللی پول (IMF) نرخ رشد ۳ درصدی را برای افغانستان بر اساس سرمایه‌گذاری‌های دولتی و خصوصی پیش‌بینی می‌کند. با حرکت به جلو، بهره‌برداری از فرصت‌های پیش‌رو، سرعت بخشیدن به اصلاحات و بهبود نرخ‌های اجرای بودجه، پتانسیل افزایش رشد ما را به میزان ۳ تا ۶ درصد دیگر دارد. مدلی از سرمایه‌گذاری برای اطمینان از تخصیص کارآمد منابع و اجرای موثر توسط آقای اجمل احمدی توسعه یافته است که ایشان در سخنان خود آن را با شما در میان خواهند گذاشت.

ملت‌سازی

پس از بنای بازارهایمان، ما باید ملتی واحد نیز خلق کنیم. یک ملت، در واقع یک «جامعه اخلاقی» است. ملت‌سازی مستلزم پرورش حس عمیقی از مدارا برای گفتگو و مباحثه آزاد است. جامعه‌ای مانند جامعه ما که نزدیک به ۴۰ سال درگیری مداوم را تجربه کرده، نیاز دارد ظرفیت شنیدن و درک دردها و زخم‌های گذشته را که آینده ما را تسخیر کرده‌اند، در خود پرورش دهد. اگر ما بر گذشته خود غلبه نکنیم، گذشته آینده را از ما خواهد ربود. همه ما، و من و داکتر صاحب عبدالله به طور ویژه، مصمم هستیم تا اطمینان حاصل کنیم که ما مالک آینده هستیم، نه قربانی گذشته.

افغانستان جامعه‌ای متعلق به همه ذینفعان است. مشورت در این کشور یک «فرض» و ضرورت است. من هم به عنوان یک شهروند و هم به عنوان رئیس‌جمهور آموخته‌ام که خرد جمعی، بزرگ و بسیار سازنده است. از این رو، خود را به یک استراتژی سراسری برای برقراری ارتباط با مردم متعهد می‌سازم – به ویژه تعامل با علما، بزرگان، جوانان، زنان، فقرا و جامعه بازرگانان ما.

این حس نارضایتی در قالب‌های زبانی، مکانی و هویتی تبارز می‌یابد. ما نباید پتانسیل ویرانگر قطبی‌شدنِ هویتی را دست‌کم بگیریم. مانند همیشه، یک جامعه قطبی‌شده می‌تواند توسط افراد بی‌انصاف و معامله‌گرانی که منافع ملی را فدای سود شخصی می‌کنند، مورد سوءاستفاده قرار گیرد. ما نمی‌توانیم اجازه چنین کاری را بدهیم.

اما باید بپذیریم که نارضایتی‌های مبتنی بر هویت، پیچیده و عمیق هستند و اغلب بر پایه بی‌حرمتی‌ها و تبعیض‌های واقعی در گذشته بنا شده‌اند. دولت وحدت ملی نمی‌تواند اجازه دهد این زهر پخش شود. به عنوان بخشی از مشورت و ارتباط من با مردم، من یک گفتمان ملی را رهبری خواهم کرد تا نگرانی‌های مردم را به روشنایی بیاورم تا بتوانیم آزادانه درباره آن‌ها بحث کنیم و به طور جمعی مانع قطبی‌شدن کشورمان شویم. در بخش‌هایی که تحت کنترل مستقیم ماست – یعنی پالیسی‌های دولت، سرمایه‌گذاری‌ها و استخدام‌ها – ما نظارت دقیقی خواهیم داشت تا اطمینان حاصل کنیم که با همه گروه‌ها منصفانه رفتار می‌شود و همه به عنوان شهروندان برابر – که حق ولادتی هر افغان و ضمانت قانون اساسی ماست – نمایندگی می‌شوند.

در یک دموکراسی، مکانیزم اصلی برای پاسخگو نگه داشتن دولت، انتخابات آزاد و عادلانه است. کمیسیون مستقل انتخابات تصمیم خود را برای برگزاری انتخابات پارلمانی در سرطان ۱۳۹۷ (جولای ۲۰۱۸) اعلام کرده است. این کمیسیون از حمایت کامل من و دولت وحدت ملی برای برگزاری انتخاباتی منصفانه، فراگیر و با بی‌طرفی و استقلال کامل برخوردار است. برای تحقق این هدف، باید مشورت‌های فشرده‌ای میان کمیسیون انتخابات، نهادهای جامعه مدنی، سازمان‌های زنان و جوانان، احزاب سیاسی، علما و سایر ذینفعان جامعه و جامعه جهانی صورت گیرد. من از رسانه‌ها و احزاب سیاسی‌مان می‌خواهم که از انتخابات پارلمانی پیش‌رو برای راه‌اندازی یک گفتگوی جامع ملی درباره مشکلات و راه‌حل‌های احتمالی استفاده کنند.

آمادگی برای انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۱۹ نیز باید به زودی آغاز شود. ما اطمینان حاصل خواهیم کرد که جدول زمانی و معیارهای تعیین‌شده توسط کمیسیون تطبیق شوند. یک پلان عملیاتی ظرف سه هفته با مردم و جامعه جهانی شریک خواهد شد. این پلان شامل قوانینی در مورد دسترسی منصفانه به رسانه‌ها خواهد بود. انتخابات فرصتی است برای نسلی که به بلوغ رسیده تا وارد عرصه سیاسی شود. بنابراین، ایجاد یک فضای گفتمان عمومی که در آن فرصت‌های برابر برای همه وجود داشته باشد، باید یک اولویت باشد.

نظارت نیز برای اعتبار انتخابات حیاتی خواهد بود. ما از همه گروه‌های جامعه، به ویژه جامعه مدنی، می‌خواهیم که در بحث نظارت بر انتخابات مشارکت کرده و پروسه‌ها و سیستم‌های منصفانه ایجاد کنند. ما به همان اندازه از جامعه جهانی می‌خواهیم که به ما کمک کرده و در یک مکانیزم نظارتی قوی و معتبر مشارکت نماید.

صلح‌سازی

دولت وحدت ملی از بدو تأسیس خود به چشم‌انداز صلح متعهد بوده است. ما سرمایه سیاسی و جان خود را برای جستجوی صلح به خطر انداخته‌ایم، اما دست دراز شده ما هنوز فشرده نشده است. همچنین درخواست ما برای تضمین بی‌طرفی در روابط دولت با دولت با پاکستان هنوز محقق نشده است. ما مصمم به جستجوی صلح هستیم، اما جامعه جهانی باید درک کند که صبر مردم ما در برابر این ویرانی‌های بی‌معنا رو به پایان است.

گروه‌های طالبان باید بدانند که زمان به نفع آن‌ها نیست. آن‌ها یا باید صلح و آشتی واقعی را بپذیرند، یا آماده باشند که توسط جامعه جهانی به عنوان یک سازمان تروریستی طبقه‌بندی شوند. جامعه جهانی نیز باید به این باور برسد که وقتی تمام هنجارهای پذیرفته‌شده نقض می‌شوند و دیپلمات‌ها و سفارتخانه‌ها عمداً مورد حمله قرار می‌گیرند، سکوت نمی‌تواند پاسخ درستی باشد.

ما خط مقدم و اولین سنگر دفاع از آزادی خود و امنیت جهانی هستیم. چالش‌ها روشن هستند و اگر با قاطعیت، انسجام و جهت‌گیری درست عمل نکنیم، بدتر خواهند شد.

ملت قاطعیت خود را به ما نشان داده است. اکنون نوبت ماست، خدمتگزاران مردم، تا این دولت را به ابزاری برای تبدیل کشور به آن چیزی تبدیل کنیم که شهروندان ما آرزوی آن را دارند.

ما باید به فساد پایان دهیم. ما باید عدالت را برقرار کنیم. ما باید فرزندانمان را آموزش دهیم و ما «باید» صلح داشته باشیم.

این همان چیزی است که جامعه جهانی از ما می‌خواهد و همان چیزی است که مردم ما می‌خواهند. جامعه جهانی اجندای خارجی ندارد؛ شرایطی که ما پیشنهاد می‌دهیم، شرایط خود ماست، بنابراین عزم ما بر این است که به همان شرایطی که خودمان پیشنهاد کرده‌ایم، جامه عمل بپوشانیم. بیایید متحد شویم تا آینده نسل‌های آینده را تأمین کنیم. یک افغانستان باثبات به نفع همه است و لنگرگاه امنیت جهانی و مکانی خواهد بود که شرق و غرب، شمال و جنوب دوباره با هم ملاقات کنند، همان‌گونه که برای هزاره‌ها با هم روبرو شده‌اند.

تشکر.