داکتر اشرف غنی
داکتر اشرف غنی

زنان افغان: نقش فعال در صلح، آگاهی‌دهی و میانجی‌گری

زنان افغان: نقش فعال در صلح، آگاهی‌دهی و میانجی‌گری

سخنرانی در روز سوم سمپوزیم زنان افغان

نکات اساسی: 

  • صلح: زنان برای صلح پایدار فعال هستند.
  • آگاهی و ذهنیت‌سازی: فرهنگ صلح را در همه سطوح جامعه ترویج کنند.
  • میانجی‌گری: یافتن راه حل در خانواده، جامعه و سطح ملی.
  • شبکه‌ها و همکاری: هماهنگی و کار مشترک زنان در ولایت‌ها، ولسوالی‌ها و سطح ملی.
  • میراث و تاریخ: شناخت نقش تاریخی و فرهنگی زنان در میانجی‌گری و رهبری.
  • نهادها و مکانیزم‌ها: ایجاد چارچوب روشن و پایدار برای فعالیت‌ها.
  • حمایت و منابع: تقویت نقش فعال زنان با حمایت خانواده، جامعه و دولت.
  • انسجام و تطبیق: یکپارچه‌سازی ایده‌ها و تطبیق آن‌ها با قانون اساسی و برنامه‌های ملی.

 

٢٧ ثور ١٣٩٦

بسم الله الرحمن الرحیم

به اجازه خانم اول و تمام خواهران!

تشکر از این فرصت، که به شما گوش بگیرم. من هشت مورد مختلف را در سخنان‌تان یافتم؛ اما اول شروع می‌کنیم از تبریکی و تشکر.

تبریکی برای یک سمپوزیم به‌نهایت موفق و تشکر از سهم فعال همه‌ی شما. وقتی دلیلی صاحب١ می‌گوید که سهم فعال گرفته‌اید، معنی‌اش این است که واقعاً سهم فعال گرفته‌اید؛ چون دلیلی صاحب فرهنگ دروغ را یاد ندارد. از ایشان برای فراهم سهولت ابراز امتنان می‌کنم.

سوم؛ پیشنهادهای بسیار عملی ارائه کردید. این پیشنهادها محدود به این سمپوزیم نمی‌مانند؛ بلکه به یک گفتمان و برنامه ملی بدل می‌شود. درخواست‌های پیگیری و حمایت دارید؛ رئیس‌جمهور افغانستان هم تعهد پیگیری دارد و هم تعهد حمایت.

موضوع دیگرتان، طبقه‌بندی و تمرکز است. صلح چند بُعدی است؛ اما من تشکر می‌کنم که سر مهم‌ترین بُعد صلح که صلح اجتماعی است، شما تمرکز کردید.

موږ څلوېښت کاله جنګ لیدلی. وینه راته طبیعي شوې ده. اوښکې راته معمولي شوې دي. ګور راته معمول شوی دی. ژوند راته بې معنی شوی دی او دا د منلو وړ نه ده! موږ سوله غواړو! موږ آرامي غواړو! موږ حق د تنفس ایستلو غواړو!

از این جهت، هدف این سمپوزیم و هدف دولت و ملت یکی است: پایان دادن و نقطه انجام گذاشتن به بحران چهل ساله.

څلوېښت کاله کېږي چې بحران کې یوو او فکر کوو چې بحران طبیعي دی. او دا چې بحران کې یوو، همېشه آني (دستي) فکر کوو، همېشه لنډ مهاله فکر کوو. اوس د دې ضرورت دی چې منځ‌مهالې او اوږدمهالې فکر وکړو او لنډ مهاله اقدامات منځ‌مهاله او اوږدمهالو اقداماتو سره یو ځای کړو.

افغانستان کې په دې ثبات نه شي راتلی چې یوازې د نن درد ته وګورو. درد باید ختم شي او د دې لپاره د ښځو، د خوېندو ونډه خورا مهمه ده.

نکته چهارم من، سر «نقش» است. زن‌ها، عامل جنگ نبوده‌اند. پیام شما امروز این است که زنان، دیگر در قسمت جنگ، بی‌طرف نیستند؛ طرف هستند، طرف صلح! زن افغان دیگر در قسمت خشونت بی‌طرف نمی‌ماند؛ آواز رسای خود را برای ختم تمام انواع خشونت با وضاحت به ملت و دنیا می‌گوید: بس است. از خانواده گرفته تا پسر، پدر، برادر و تمام جامعه، دیگر به مرد اجازه نمی‌دهد که مرگ را طبیعی تلقی کند و خود را انفجار بدهد. بنابراین نقش شما، یک نقش پایدار است. یک نقشی است که از هر سنگ، کوه و نقطه افغانستان، از پامیر تا نیمروز، از هرات تا خوست و از بامیان تا پکتیکا، عین آواز است. مردم درک کنید. این ملت سر نقش زن در ایجاد صلح، اجماع دارد. شما در این سمپوزیم عامل این اجماع بودید. من از شما از خاطر ایجاد این اجماع تشکر می‌کنم.

سه نقش مشخص را گفتید: آگاهی‌دهی، ذهنیت‌سازی و میانجی‌گری. درخواست من این است که در جمع‌بندی و اقدامات بعدی‌تان، تمام پیشنهادات در هر سه بخش طبقه‌بندی شود.

نقش آگاهی‌دهی را از خانواده و روابط فردی گرفته تا سطح ملی، شما تمثیل کردید و تصویر دادید. دا باید ټول په یوه چوکات کې راشي.

در قسمت آگاهی‌دهی، شما به رسانه‌های افغانستان یک پیغام دارید. رسانه‌های افغانستان بعد از این باید مردم‌محور نباشند. توده بحثونه په سړو بحثونو بدل کړئ، د ښځو آواز واورئ. د دوی آواز د منطق او تدبیر آواز دی. د دوی آواز ته غوږ ونیسئ. د دوی آواز د نازو انا، د زرغونې انا او د ملالۍ آواز دی.

دوم ذهنیت‌سازی است. مسئله ذهنیت‌سازی را شما بسیار واضح مطرح کردید؛ چون فرهنگ زن، خوش‌بختانه هنوز هم فرهنگ صلح است. فرهنگ مرد، بدبختانه در این چهل سال به فرهنگ خشونت بدل شده است. زنان باید وسیله این شوید که دوامدار، مردها را گوشزد کنید که برخورد خشونت‌آمیز، طبیعی نیست و دوم از سنت رسول اکرم (ص) و از اوامر خداوند (ج) انکار کردن است. دلته آگاهی‌دهي باید زموږ سوچه اسلامي او ملي حقونو سره يو ځای شي.

آگاهی‌دهی معنایش این نیست که تنها به تعلیم و ظرفیت مکتبی رجوع کنیم. بزرگ‌ترین وسیله، فکر روزانه ما است؛ به این معنی که بین انواع مختلف آگاهی و دانش، ما باید فرق قایل شویم. فرهنگ ما تنها فرهنگ تحریری درباری نبود؛ فرهنگ تقریری بسیار غنی بود. تمام لندی یا چهاربیتی را که ببینید، فرهنگ صلح، عشق و علاقه است. دا باید بېرته ژوندي شي.

معنای آگاهی‌دهی و ذهنیت‌سازی این نباشد که تنها خواهرهای تعلیم‌یافته، خواهرهای بی‌تعلیم را ذهنیت می‌دهد؛ خواهرهایی که تعلیمات رسمی ندارند، به همه می‌توانند ذهنیت صلح را بدهند.

من از خواهرم پلوشه کاکړ ابراز امتنان می‌کنم. دیروز که همراهش یک ملاقات داشتم، یک خبر به‌نهایت خوش برای من داد. زن‌های عالم دین در افغانستان، عربستان سعودی و الازهر (مصر) را متعجب ساختند که چه اندازه سر قرآن مجید و احادیث احاطه دارند. مننه! کور مو ودان. وقتی زنانی به این سطح عالم داشته باشیم، آواز اینها در جامعه، باید عام شود. وقتی که «علما» می‌گوییم، تنها علما، مرد مطرح نیستند. څه چې پلوشې خور راته وویل ، دا ډارېدله پس له دې نه چې زموږ عالمانې غږېدلي دي هغوی به انتقادات ولري، بالعکس هغوی راغلې ویل یې کوم ځای نه دوی عربي زده کړې؟ کوم ځای نه دوی منطق زده کړې؟ زموږ له کوره! زموږ له ولس نه!

موضوع سوم، میانجی‌گری است. در تمام سطوح، زن افغان نقش میانجی دارد. روزانه، کاری که زن افغان می‌کند، نه قاضی می‌کند و نه مفتی؛ رئیس‌جمهور را خُب بگذارید [خنده]. کار شما به حیث مادر و همسر، صد چند از کار روزانه من دشوار است. به این خاطر میانجی‌گری به صورت طبیعی و تاریخی، جزء صفت‌ها و ظرفیت‌های‌تان است. این نقش میانجی‌گری را نادیده نگیرید. ضرور است که سمپوزیم‌ها و کنفرانس‌های مختلف برگزار شوند؛ اما نقش میانجی‌گری در فرهنگ ما جای دارد. یک فرهنگ ملی میانجی‌گری در افغانستان وجود دارد که ریشه‌یابی آن و تأکید بر نقش زن در میانجی‌گری، نکته بسیار مهم است.

تاریخ گذشته را مردم می‌فهمند؛ اما فراموش نکنید که آخرین مذاکرات همراه شاه حسین هوتکی١ را خواهرش زینب برایش انجام داد؛ امیر عبدالرحمن خان از راه مذاکرات مادرش به سلطنت رسید؛ و انتقام امیر دوست محمد خان را خواهرش گرفت. زن افغان، همیشه نقش میانجی و رهبری داشته است. تاریخ زن افغان، باید دوباره نوشته شود تا ما نقش میانجی‌گری زن افغان را به صورت واضح درک کنیم. اما حالا، تنها اتکا به تاریخ نمی‌کنیم؛ شما آینده‌ساز هستید؛ ان‌شاءالله از برکت شما صلح پایدار در این مملکت خواهد آمد و نام‌های شما به خط زرین در تاریخ افغانستان نوشته خواهد شد.

نکته پنجم من، که تأکیدتان سر میکانیزم‌ها است. حرف‌های‌تان بسیار زیاد بود؛ اما حداقل من پنج چیز شنیدم:

١- ایجاد شبکه‌ها و همکاری نهادها به سطح قریه، ولسوالی، شاروالی، ولایت و ملی. ضرورت واضح است که این میکانیزم‌ها ایجاد شود. خوش‌خبری من برای‌تان این است که «میثاق شهروندی١»، میکانیزمی است که شما می‌خواهید. در میثاق شهروندی، سهم زنان باید ٥٠ فیصد باشد و برای شما همین میکانیزم، این را فراهم می‌کند که یک وسیله واضح داشته باشید؛ چون هر روز ایجاد یک میکانیزم نو، موجب تشتت انرژی‌تان می‌شود.

٢- از «همبستگی ملی» نام گرفتید. – ضیا صاحب حضور دارد، از پیش‌شان تشکر می‌کنیم برای نقش فعالی که ایفا کرده بود – فصل همبستگی ملی٢ به ختم رسیده است. نکته دیگری که امروز ضرورت است، زن شهری و دهاتی افغان باید یک آواز پیدا کنند. زن افغان در دولت، نهادهای غیردولتی و نهادهای اجتماعی باید یک آواز پیدا کند. امید است که این، میکانیزم دوم‌تان باشد.

٣- میکانیزم سومی را که پیشنهاد کردید، ایجاد سفیرهای صلح و گروپ‌های مشورتی برای شورای عالی صلح که خصوصاً جوان‌های ما پیشنهاد کردند، بود. سر این، جناب سرابی صاحب٣ و دیگر همکارها فکر کنند.

٤- میکانیزم چهارم را که پیشنهاد کردید - از گروپ مبارزین صلح بود؛ مننه ظاهر خان - استفاده از سپورت است. یکی از پیغام‌های عمده وزیر محترم امور زنان اندونیزیا این بود که از سپورت چه طور استفاده کنیم؟ ضرورت این است که نهادهایی را، خصوصاً کرکت و فوتبال که به سطح ملی حضور دارند، برای پیغام‌های صلح آماده کنند. و دیگر تقاضای‌تان به شورای صلح انتقال داده شد.

٥- اما موضوع پنجم که بسیار مهم بود و عمومی‌تر می‌شود، نقش مکاتب و پوهنتون‌ها از یک طرف و نقش ادارات دولتی از طرف دیگر است. نکته‌ای را که شما به اشاره گفتید، ضرورت به تأکید دارد. داکتر صاحب عالمه٤ در این بخش، نقش اساسی داشته که از پیش‌شان تشکر می‌کنیم و همچنین از دیگر همکاران، زهره یوسف صاحب و همه همکاران بانوی اول. فرهنگ دولتی، باید از خشونت و زورمحوری به فرهنگ صلح بدل شود. این یکی از کلان‌ترین وظایف ما است. حبیبی صاحب، همیشه در این زمینه پیش قدم بوده‌اند؛ و از دیگر همکاران ما از شبکه زنان، ابراز امتنان می‌کنم؛ اما ضرورت این است که فرهنگ صلح را در دوایر دولتی رایج کنیم. از آن جهت، یکی از پیشنهادهای من برای‌تان این است، در صورتی که شما حاضر باشید یک ویدیوکنفرانس همراه تمام ولایات، من برای‌تان گرفته می‌توانم، تا پیغام‌هایی را که امروز دادید، به تمام والی‌صاحب‌ها برسد و یک وضاحت واضح داشته باشیم. هر وقتی که شورای عالی صلح حاضر باشد، من حاضر هستم جناب سرابی صاحب. هدایت من در آن روز این خواهد بود که تمام والی صاحب‌ها، همین رقم مجالس را در سطح ولایات دایر کنند؛ اما ضرورتش این است که شما نوع تسهیل‌کنندگی آن را به صورت واضح ترتیب کنید. چون اگر مجالس بدون ترتیبات واضح دایر شود، باز فرمایشی می‌شود، مجالس باید فرمایشی نباشد. ضرورت واضح است، از خاطر اینکه گفتمان ملی شود، در سطح اول به ولایات و دوم به شاروالی‌ها برگزار شود. در تمام ولسوالی‌ها این را گرفته نمی‌توانیم؛ اما حداقل در هشتاد فیصد ولسوالی‌ها می‌توانیم دایر شود که باید زمینه را فراهم کنیم.

٦- موضوع ششم‌تان، حمایت است. من نهایت ممنون هستم که شش بخش مختلف حمایت را از هم تفکیک کردید. بار اول است که من یک گروپ را می‌بینم که بار حمایت را سر دولت و خصوصاً سر شانه های این خدمتگارتان به تنهایی نمی‌اندازد؛ تشکر!

الف) اول حمایت شما از خانواده است. بحث خانواده افغان باید به یک بحث اساسی این جامعه بدل شود. ضرورت واضح داریم که بحث خانواده را به صورت اساسی تعریف کنیم. فرهنگ خانواده افغان باید چه طور عیار شود؟ از من پرسان می‌کنند که احترام زن را از کجا یاد گرفتی؟ اینها فکر می‌کنند؛ چون من بیست و چهار سال در غرب بودم؛ سی سال بودم ببخشید – دوران تعلیمی اولم از یادم رفته، بیست و چهار سال دیگر تبعید بودم، از آن خاطر همیشه این به یادم می‌آید – در جواب من همیشه می گویم: از مادر و مادرکلانم و از احترام سرتاسری که پدرکلان من به مادرکلانم داشت. باید این فرهنگ دوباره زنده شود. نکته بنیادی خواهران این نیست که مرد افغان همیشه با خشونت با زن افغان رفتار کرده؛ در چهل سال گذشته این فرهنگ (خشونت) به وجود آمده است. این فرهنگ، فرهنگ ما نیست. این یک فرهنگ تبعید و مهاجرت بود. این جامعه ختمش را می‌خواهد. ضرورت واضح است که بحث خانواده ما به یک بحث جدی بدل شود.

در اینجا می‌خواهم از نقش ولسوالی خاک افغان در زابل باافتخار یاد کنم. دا هغه ولسوالي وه چې لس کاله نه ډېره د بین المللي دهشتګرانو مرکز و. هغه بل پرون د دې ولسوالۍ مشران راغلل، دوی هغه کار کړی چې زور او زر، نه دی کړی. دوی ټول بین‌المللي تروریستان له خاک افغان نه وویستل او نن دوی د ولسوالۍ په سطح باندې د سولې چوکات راوړی، نو ډېره ضرور ده چې دغسې اقداماتو هرکلی وکړو. سر صلح سیاسی صحبت نکردید؛ اما صلح سیاسی تنها در یک چوکات وسیع و بزرگ مذاکرات نیست. صلح سیاسی، روزانه و در هر قریه، ولسوالی و ناحیه افغانستان است. اینجا ضرور است که این فرهنگ بیاید. هره ولسوالي کې چې تاسې خلک قانع کړئ، هغه ولسوالي انکشاف او تعلیماتو ته آماده کېږي. زه یو مثال در کوم، د ننګرهارې خوېندو او ورونو به په یاد وي، څو طالبان راغلي وو یو کلي ته، هغه کلي کې ملي پیوستون او او دوی ته يې یو دفتر جوړ کړی و. دوی راغلل، ويل يې موږ مکتب سوځوو. څو ځوانان راغلي وو. دې ښځو چې ورته وکتل ویې ویل چې ته د فلاني زوی یې، ته د فلاني وراره یې. جاروګانې یې واخیستې ویل یې زر به ځئ. [خندا] هغه کار چې تاسې په جارو کولای شئ، په ټوپک نه کېږي. د خپلې جارو، خپل څادر او خپل دستار عزت وساتئ! تاسې یې ساتلی شئ. باز نهادهای مردمی، پارلمان و شورای ملی افغانستان است، باید در این بحث نماینده‌های مردم در سطح ولایات و غیره همه شامل شوند. پیام آخرتان متوجه ریاست‌جمهوری است. من در خدمت‌تان هستم.

٧- موضوع هفتم ما، انسجام و هماهنگی است. پیام اول‌تان این است که منابع موجود است؛ اما از منابع بهترین استفاده برای ایجاد نقش زن نشده. پیشنهادات‌تان واقعاً معقول است؛ اگر باغ زنانه یا چند جای مجلس می‌خواهید، از این کرده پیشنهاد معقول‌تر شده نمی‌تواند؛ نو تورپيکۍ خورې، یو څو وړاندیزونو سره راشه، ته خو ټول افغانستان لکه د لاس د تلي غوندې پېژنې او مننه کوم چې ټول افغانستان پېژنې، نو ضررو ده چې په دې برخو کې اقدام وکړو. در جزء برنامه توانمندی زنان و برنامه میثاق شهروندی تقاضای‌تان باید نکات عملی پیدا کند که مشخصاً در کجا چه می‌خواهید. انسجام بهتر منابع، پس تعلق به ایجاد میکانیزم‌های نظارتی شما دارد.

٨- هشتم؛ خواهش من از شورای عالی صلح و تمام نهادهای ملی است که نظریات شما را در استراتیژی خود انعکاس واضح بدهد و در برنامه‌های مشخص خود زمینه را فراهم کند.

٩- نهم؛ هدایت من به نهادهای دولتی است. فرق را خُب دیده‌اید؟ در آنجا با وضاحت بسیار خواهش می‌کنم، در اینجا هدایت می‌دهم. زما هدایت ټولو بنسټیزو ادارو ته دا دی چې ښځې جدي ونیسئ. دا یوازې اخلاق نه دی، دا قانون دی او له ټولو نه اوچت دا اساسي قانون دی. دا مه هېروئ چې د افغانستان د جمهور رئیس لومړۍ دنده سرقومانداني اعلی نه، بلکې د اساسي قانون تطبیق دی. ځکه نن هم او د قیامت په ورځ هم زه مسوول یم چې د اساسي قانون ځواب به وایم. زما هدایت دا دی چې ټول بنسټونه دې دا برنامه جدي ونیسي. یو وار چې تدوین شوله، دا افکار چې ټول منسجم شول، ځکه ما فوري یادداشتونه نیول. هیله ده چې تاسې یې په مراتبو منسجم کړئ، بیا به یو حکم راشي چې دا برنامه ټول دولتي بنسټونه جدي ونیسي او هر دولتي بنسټ به خپل خاص وړاندیزونه د دې وړاندیزونو د تطبیق لپاره، عملي کوي.

از تمام گروپ‌ها ابراز امتنان. من نام‌های‌تان را گرفتم، مگر متأسفانه در آنجا از یادم رفت. ٩ گروپ را حساب کردم، نام‌های بسیار مسمی داشتید، از خاطری که یادداشتم در آنجا ماند، نام‌ها را تکرار نمی‌کنم. مگر از صمیم قلب از پیش‌تان ابراز امتنان می‌کنم.

یشهسین افغانستان!
تل دې وي افغانستان!
زنده باد افغانستان!
پاینده باد نقش فعال زن افغان!