داکتر اشرف غنی
داکتر اشرف غنی

ایجاد امید و پایداری: مسیر افغانستان به سوی امنیت، اصلاحات و مشارکت جهانی

ایجاد امید و پایداری: مسیر افغانستان به سوی امنیت، اصلاحات و مشارکت جهانی

سخنرانی در در نشست ویژه بورد مشترک نظارت و انسجام (JCMB) - ارگ 

نکات اساسی:‌

  • وحدت ملی و افتخار: استفاده از ورزش به حیث نماد کار تیمی، نظم و خوش‌بینی ملی.
  • امنیت و دفاع: تقویت نیروهای امنیتی و ترویج روحیه داوطلبانه برای حفاظت از کشور.
  • توسعه و ثبات اقتصادی: پوره کردن شاخص‌های اقتصادی و سهم‌گیری سکتور خصوصی برای رشد پایدار.
  • حکومت‌داری و مبارزه با فساد: اصلاح نهادها و سیستم تدارکات جهت تأمین شفافیت و پاسخگویی.
  • حاکمیت قانون و عدالت: تطبیق اصلاحات عدلی با تمرکز ویژه بر حقوق زنان و کودکان.
  • مشارکت و دیپلماسی: ایجاد همکاری‌های راهبردی و پایدار در سطوح منطقه‌ای و جهانی.
  • اراده سیاسی و رهبری: اولویت دادن به برنامه‌ریزی‌های واقع‌بینانه و میان‌مدت به جای پوپولیسم.
  • مشارکت عامه: اطمینان از سهم‌گیری شهروندان برای داشتن یک حکومت‌داری پاسخگو.
  •  

احساس درد و شادی، خصلتی انسانی است. همانطور که ما به سوی کنفرانس بروکسل چشم دوخته‌ایم، با تمام قربانیان تروریزم ابراز همدری می‌کنیم. اجازه دهید به احترام قربانیان تروریزم در افغانستان و جهان، لحظه‌ای سکوت اختیار کنیم.

به نام خداوند بخشنده و مهربان، من جکت پرافتخار تیم ملی کرکت کشورمان را به تن دارم، پس اجازه دهید با یک نماد آغاز کنم؛ تیم‌های کرکت و فوتبال ما که به سطح جهانی رسیده‌اند. با عرض پوزش از سفیر محترم هند، ما وست‌اندیز را شکست دادیم، اما آن‌ها شما را شکست دادند [رئیس‌جمهور با سفیر هند شوخی می‌کند]، پس همزمان تبریک می‌گویم.

این‌ها مدل‌های اصلاحات هستند؛ آن‌ها صرفاً منبع شادی نیستند. چه چیزی آن‌ها را به مدل اصلاحات تبدیل می‌کند؟ اول، کار تیمی و انضباط؛ این‌ها دو نهاد منضبط در این کشور هستند. دوم، رهبری و مدیریت؛ آن‌ها رهبری فوق‌العاده و مدیریت بسیار سالمی دارند. سوم، الگوبرداری (Benchmarking) و یادگیری است. ۱۵ سال پیش، بازیکنان کرکت ما در تلویزیون‌های کرایی در پس‌کوچه‌ها رویای موفقیت دیگران را می‌دیدند، اما آن‌ها هدف خود را قرار گرفتن در جمع ده تیم بد جهان تعیین نکردند؛ بلکه هدف‌شان رقابت با ده تیم برتر بود. این یک رویا بدون ابزار نبود، زیرا در بخش‌های دیگر، متأسفانه رویاهای ما بسیار بلند اما تلاش‌هایمان بسیار کوچک بوده است.

در اینجا، آن‌ها میان مطلوبیت، امکان‌پذیری و اعتبار توازن ایجاد کرده‌اند. هر گام به مثابه یک تهداب و نردبانی برای گام‌های بعدی بوده است؛ و در این فرآیند، آن‌ها یاد گرفتند. آن‌ها از اشتباهات خود آموختند. آن‌ها انضباط لازم را داشتند تا با اشتباهات خود صادق باشند و به جای دفاع از آن، به رفع نواقص بپردازند.

آن‌ها همچنین چیزی را ایجاد کردند که در هیچ حوزه دیگری ایجاد نشده است؛ مشارکت‌های منطقه‌ای. یکی از مربیان ما هندی و دیگری پاکستانی است. امیدوارم این به یک نماد تبدیل شود. ما منطقه را دور هم جمع کرده‌ایم. همچنین مشارکت‌های جهانی؛ آن‌ها حمایت‌های فوق‌العاده‌ای از نهادهای بین‌المللی دریافت کردند، اما مهم‌ترین فعالیت‌شان این است که به مردم افغانستان امید دادند. آن‌ها ملت ما را در شادی متحد می‌کنند و همه در این کشور برای تیم‌های فوتبال و کرکت دعا می‌کنند.

آن‌ها حمایت بخش خصوصی را نیز جلب کردند. هفته گذشته با یکی از کارآفرینان بزرگ تماس گرفتم و او درجا یک میلیون دالر به تیم کرکت اهدا کرد. این مظهر فوق‌العاده‌ای از کارهای بزرگی است که می‌توانیم با هم انجام دهیم. وقتی دستاوردها واقعی باشند، همه بسیج می‌شوند. بورد کرکت افغانستان یک بورد استثنایی است. من به وزیر حکیمی، وزیر نادری و سایر اعضای بورد تبریک می‌گویم.

اکنون اجازه دهید بر زمینه‌ای تمرکز کنم که در آن تلاش داریم تحول پایدار را به این کشور بیاوریم. اول، ما با موج پنجم خشونت جهانی روبرو هستیم. موج اول با مانیفست نیچایف آغاز شد، اما اکنون ما در میان موج پنجم هستیم. هر یک از چهار موج قبلی ۲۰ تا ۳۰ سال طول کشیده است. ما باید با این پیام دشوار کنار بیاییم که با یک مشکل میان‌مدت روبرو هستیم. هیچ جا امن نیست و ما در دفاع از ارزش‌های مشترک متحد هستیم. ما هدف القاعده، داعش، گروه‌های تروریستی منطقه‌ای، تحریک طالبان پاکستان و سایر نهادهایی هستیم که منطقه و جهان را تهدید می‌کنند. مشکل ما «سندروم کاساندرا» است؛ وقتی یکی از ما هشدار می‌دهد، بقیه موافقت نمی‌کنند. ما باید یک چارچوب مشترک و واضح ایجاد کنیم زیرا دشمن هیچ دوستی نمی‌شناسد. آن‌ها برعکس ما، از تمام موج‌های قبلی درس گرفته‌اند و تکنیک‌های زیادی انباشته کرده‌اند.

دوم، ما با تلاش برای به گروگان گرفتن یک تمدن روبرو هستیم. اقلیتی بسیار کوچک امروز جرأت می‌کند به نام ۱.۶ میلیارد مسلمان جهان سخن بگوید. با این حال، بسیاری از ما سکوت را اختیار کرده‌ایم به جای اینکه از تمدنی دفاع کنیم که از ارقام ریاضی تا طب و فلسفه را به جهان داده است. ما تمدنی بودیم که در ترجمه آثار یونانی یا متون چینی شک نکردیم. ما باید از این تمدن کاملاً دفاع کنیم.

سوم، ما با تغییرات اقلیمی روبرو هستیم. در ابتدای زمستان، نهادهای سازمان ملل به من گفتند فصل خوبی خواهیم داشت، اما این محدودیت دانش ماست. دو ماه پیش می‌گفتند خشک‌سالی در پیش است و من پول سپری می‌کردم تا برای آن آماده شوم، اما در هفته‌های اخیر ۲۵ درصد بارندگی بیشتر داشتیم. ما در سطح تهدیدات جهانی و محیط زیست با عدم قطعیت روبرو هستیم. در دنیایی که اطلاعات همه جا هست اما دانش و حکمت کمیاب است، قضاوت دشوار می‌شود.

چهارم، ما در همسایگی‌ بدون قواعد بازی زندگی می‌کنیم. تراژدی ما این است که دولت‌های منطقه هنوز یاد نگرفته‌اند که تروریست خوب وجود ندارد. بازیگران غیردولتی به عنوان ابزار سیاست توسط دولت‌ها حمایت می‌شوند.

و در نهایت، چارچوب‌های کوتاه‌مدت. ما بر اساس ملاحظات کوتاه‌مدت حرکت می‌کنیم و متأسفانه این چارچوب‌ها دفاعی هستند. ما ترجیح می‌دهیم به جای حل مشکلات، به بازی ملامت کردن یکدیگر بپردازیم.

در این زمینه چه کرده‌ایم؟ ابتدا امنیت؛ ما یک نیروی کاملاً داوطلب داریم. حتی یک نفر در دستگاه امنیتی ما سرباز اجباری نیست. ماه گذشته ۵۴۹ فارغ‌التحصیل آکادمی نظامی را که ۱۳ تن آنان زن بودند، سوگند دادم. آن‌ها بلافاصله به سخت‌ترین مأموریت‌ها در ارزگان رفتند. اراده برای دفاع از کشور کامل است. لطفاً قبل از سخن گفتن در تریبون‌های بین‌المللی، با سربازان ما صحبت کنید. پیش‌بینی‌های منفی شما بر روحیه مردم اثر می‌گذارد.

ما در عرصه امنیت با چه چیزی روبرو شدیم؟ یک جنگ تمام‌عیار برای سقوط نظام. اما دولت افغانستان همچنان پابرجاست. بله، ما سربازان و غیرنظامیان شجاعی را از دست دادیم، اما آیا شما انگلستان را در سال ۱۹۴۱ بر اساس تعداد تلفات قضاوت می‌کردید یا بر اساس اراده‌شان؟ امروز نیروهای مسلح ما ابتکار عمل را در دست دارند و نیروهای ویژه ما هر شب ۵ تا ۷ عملیات انجام می‌دهند. این‌ها همان افرادی هستند که برای نجات جان مردم، مهاجمان انتحاری را در آغوش می‌گیرند. بخش خصوصی دیگر نگران بقای نظام نیست و در حال سرمایه‌گذاری است.

دوم، توسعه؛ فقر از ۴۶ درصد در سال ۲۰۱۳ به ۴۹ درصد در سال ۲۰۱۴ افزایش یافت. خروج ناتو به اقتصاد ما ضربه زد. با این حال، ما تمام شاخص‌های IMF را با موفقیت پشت سر گذاشتیم و عواید را ۲۲ درصد افزایش دادیم. وزیر حکیمی باید جایزه وزیر مالیه سال را بگیرد. ما بودجه را به ابزار اصلی سیاست تبدیل کردیم و برای اولین بار بودجه در زمان معین توسط پارلمان تصویب شد.

در مورد حکومتداری خوب؛ مشکل ما فساد به مثابه «تسخیر نهادها» است. دولت ضعیف، کلید فساد است. ما سکتور بانکی را اصلاح کردیم. بانک ملی پشتنی که ورشکسته بود، اکنون دوباره فعالیت می‌کند.

در بخش تدارکات؛ من شخصاً ۵۴ جلسه را مدیریت کردم. ما بیش از ۱۰۰۰ قرارداد را بازنگری کردیم. دریافتیم که ۹۰ درصد شرکت‌های داوطلب اصلاً وجود خارجی نداشتند. تنها در قرارداد گوشت وزارت دفاع، ۱.۲ میلیارد افغانی صرفه‌جویی کردیم.

در سیستم قضایی؛ ۱۲۰ قاضی تغییر کردند. سرعت صدور احکام ۷۵ درصد افزایش یافته است. ما به وضعیت زنان در زندان‌ها رسیدگی کردیم؛ در یک مورد، زنی به دلیل اشتباه کامپیوتری ۱۰ سال بیشتر در زندان مانده بود که به آن رسیدگی شد.

من از سازمان ملل می‌خواهم که بازنگری پروژه‌های خود را انجام دهد و گزارش‌های تفتیش خود را منتشر کند تا مشخص شود آیا آن‌ها هم مانند ما به شفافیت متعهد هستند یا خیر. ما در حال تهیه فهرست ملی دارایی‌های دولتی هستیم. تنها در کابل، تصدی‌های دولتی ۳۵ هزار هکتار زمین مرغوب دارند که اکنون می‌توانیم برای آن برنامه‌ریزی کنیم.

در نهایت، مشارکت؛ از تمام سفرا و شرکای بین‌المللی برای حمایت‌هایشان تشکر می‌کنم. مشارکت ما باید یک گفتگوی سازنده و صادقانه باشد. مردم افغانستان باهوش و خواستار اصلاحات هستند. اهداف ما باید واقع‌بینانه باشد. جنگ افغانستان یک جنگ داخلی نیست، بلکه یک منازعه تحمیل‌شده منطقه‌ای و جهانی است. این امر مستلزم مشارکت عمیق است. بیایید قبل از اینکه القاعده و داعش ما را غافلگیر کنند، به آن‌ها توجه کنیم. منطقه امن نیست زیرا از نقاط ضعف استفاده می‌شود.

موضوع دوم در مورد اراده سیاسی، حساب‌دهی است. حساب‌دهی در اینجا مستلزم یک قضاوت است. شاه امان‌الله، شخصی که همیشه به عنوان یک مصلح تجلیل می‌شود، کسی بود که در قضاوت خود بیشترین اشتباه را کرد؛ در نتیجه آن، ما با فصلی ناتمام در تاریخ خود روبرو هستیم. قصر دارالامان به عنوان بنای یادبود تلاش‌های شکست‌خورده پابرجاست. این شکستِ تخیل نبود؛ بلکه شکستِ تلاش بود. پس از آن، سه بار دیگر ما در تنظیم اجندای اصلاحات به خطا رفتیم، زیرا تعادل درستی میان تداوم و تغییر ایجاد نشد. ما باید هم تمایل به اصلاحات و هم موانع پیش روی آن را درک کنیم تا بتوانیم به آن مکانیسم‌های واقع‌بینانه‌ای برسیم که تضمین کند گذشته را تکرار نمی‌کنیم، بلکه بر آن غلبه می‌کنیم؛ و کلید اراده سیاسی، غلبه بر گذشته است.

اراده سیاسی در اینجا پیش از هر چیز به معنای پرهیز از عوام‌گرایی (پوپولیزم) است. مردم با شعارهای خالی نان نمی‌خورند. احساسات مردم را نمی‌توان برای نیت‌های بد و اهداف دروغین به کار گرفت. مردم افغانستان قضاوت‌کنندگان فوق‌العاده خوبی هستند؛ ما باید به آن‌ها احترام بگذاریم و با صداقت برایشان کار کنیم. هر گروه از افغان‌ها و هر ذینفعی که به اینجا می‌آید – و تعدادشان هم بسیار زیاد است و من این افتخار را دارم که به سراسر کشور سفر کنم – خواستار چیزهایی هستند که منطقی است. اما ابزارهای ارائه آن‌ها چیزی است که ما باید شکل دهیم.

به همین دلیل، اجازه دهید با این جمله به پایان برسانم که ما نشست‌های وارسا و بروکسل را ذاتاً با هم مرتبط می‌بینیم. رویکرد اصلی ما – و من از همه همکارانی که در این مسیر همراه شده‌اند تشکر می‌کنم – شامل چند نکته است: اول؛ ما امروز تعداد محدودی از همکاران خود را آورده‌ایم تا با شما صحبت کنند، اما این پایان گفتگو نیست. ما می‌خواهیم این گفتگو را به صورت عمیق با سایر وزرا و سایر سازمان‌ها ادامه دهیم. همه آن‌ها می‌توانند در این گفتگو سهیم باشند، زیرا هر کس سهمی برای ایفا کردن دارد.

دوم؛ ما می‌خواهیم با اصلاحاتی که انجام داده‌ایم به وارسا و بروکسل برویم، نه اینکه فقط در مورد اصلاحات حرف بزنیم. بنابراین، ما باید بر سر اینکه کدام اصلاحات را باید به اتمام برسانیم و کدام گفتگوها را درباره مسائل مورد علاقه دوجانبه برای حرکت به رو به جلو داشته باشیم، به توافق برسیم.

سوم؛ جهان پرمشغله است، ما این را درک می‌کنیم، اما شما سرمایه‌گذاری قابل توجهی در افغانستان انجام داده‌اید. این سرمایه‌گذاری روی امنیت مشترک ماست، بنابراین ما می‌خواهیم بر اساس شایستگی پرونده و تعهد خود مورد ارزیابی قرار گیریم. این بدان معناست که این گفتگو به یک گفتگوی ملی تبدیل خواهد شد. ما همچنین، البته، مجموعه عظیمی از گفتگوهای منطقه‌ای خواهیم داشت، زیرا برای مقابله با موج پنجم، نیاز به اقدام در سطوح جهانی، اسلامی، منطقه‌ای، ملی و محلی داریم. هر یک از این‌ها به روش‌های مختلف در حال پیشرفت است. ما از گفتگو با همسایگان دور و نزدیک خود، از هند و آذربایجان گرفته تا روسیه و چین، خرسندیم. پاکستان و افغانستان با وظیفه‌ای مشترک روبرو هستند. حادثه لاهور دوباره یک یادآوری است؛ این امر مستلزم تمرکز است؛ مستلزم اراده سیاسی است. و امیدوارم که این اراده بسیج شود.

و نشست بروکسل به اصول بنیادین زیربنایی مربوط می‌شود. یک افغانستان باثبات، افغانستانی است که در آن، آن ۴۹ درصدی که با کمتر از ۱.۳۰ دالر زندگی می‌کنند، احساس مالکیت کنند. بنابراین محو فقر واقعاً در مرکز اجندای امنیتی ما قرار دارد و حیاتی است. اکنون، فقر و امنیت را نمی‌توان از یکدیگر تفکیک کرد. تمام شواهد نشان می‌دهد کسانی که رهبری گروگان‌گیری (تروریزم) را بر عهده دارند از فقیرترین قشر نیستند، اما فقر منبع بی‌ثباتی است. چون یک منبع ساختاری بی‌ثباتی است؛ اگر ما به دنبال توانمندسازی و شهروندانی توانمند هستیم، باید به فقر آن‌ها رسیدگی کنیم و مطمئن هستم که وارسا و بروکسل این فرصت را به ما خواهند داد.

بار دیگر از شما تشکر می‌کنم، از رؤسای مشترک، وزیر حکیمی، وزیر هیسون و همه همکاران‌مان برای تعهدشان سپاسگزارم و بسیار مشتاقانه منتظر نتایج این گفتگوی خلاقانه و سازنده هستم که شما در مورد آمادگی برای وارسا و بروکسل و مشارکت‌های مداوم ما خواهید داشت.