بازسازی اعتماد و عدالت: احیای باور شهروندان و پیشرفت شهری در کابل
بیانیه در محفل استرداد پول اضافهستانی از مشتریان مکروریان چهارم
نکات اساسی:
- بازسازی اعتماد: مسترد کردن اضافهستانیها باعث ایجاد باور و اطمینان میان شهروندان میگردد.
- عدالت و پاسخگویی: دولت با انصاف، شفافیت و صداقت عمل میکند.
- حقوق شهروندی: حفاظت از ملکیت، امنیت و رفاه باشندگان وظیفه اصلی است.
- انکشاف شهری: ایجاد محلات مصون و قابل زندگی در شهر کابل.
- همکاری مشترک: شهروندان، سکتور خصوصی و دولت در کنار هم کار میکنند.
- زیربنا و خدمات: بهبود پارکها، سیستم آب و حفظ ساحات تاریخی.
- پلانگذاری بلندمدت: تطبیق استراتژیهای کوتاهمدت، میانمدت و درازمدت.
- افتخار ملی: تشویق شهروندان برای سهمگیری در شکوفایی کابل و افغانستان.
۲ جدی ۱۳۹۵ | قصر سلامخانه
بسم الله الرحمن الرحیم.
جناب اتمر صاحب، جناب قیومی صاحب، جناب نادری صاحب، رئیس صاحب محترم پوهنتون کابل، شاروال صاحب، تمام حضار محترم، خواهران و برادران، خاصتاً شهروندان مکروریان چهارم، بنه راغلاست، خوش کیلدیـنگ!، خوش آمدید!
امروز، روز اعاده ۱۰۷ میلیون افغانی نیست؛ امروز، روز اعاده حیثیت، و قرارداد بین دولت و ملت است. دولتی که مورد اعتبار ملت نباشد، نمیتواند دوام کند و دولتی که اعتماد ملت را جذب کند، هر کار بزرگی را میتواند انجام دهد. بدین جهت امید است که مردم افغانستان و خاصتاً شهروندان کابل درک کنند که اعاده این اضافهستانی، سرمایهگذاری سر ایجاد اعتماد بین مردم، سکتور خصوصی و دولت افغانستان است.
خواهران و برادران! بیش از یک میلیون هموطنان ما، دوباره به وطن برگشتند و ضرورت عاجل اینها مسکن است. نن چې د محترم وزیر صاحب او د دوی د همکارانو او ستاسو د اعتماد له برکته دا فضا ایجاد شوې، راشئ چې بیا تجدید عهد وکړو چې سل هاو زره کورونه به جوړوو او دا ټول په پر ځای کېږي. من اول میخواهم از قدردانی شما، از وزیر صاحب و همکارانشان ابراز امتنان کنم. از قدردانی شما و بررسی بیطرفانه و همهجانبه شما کرده قدردانی زیاتدر وجود ندارد. تشکر از این که فرزندهای صدیقتان را قدر کردید!
همان طور که یلدا جان گفت، مدال جای قدردانی مردم را نمیگیرد، مگر وزیر صاحب و همکارانشان را مدال هم میدهیم که حداقل کس نگوید که تشکری دولت، کمتر از تشکری ملت نیست؛ اما همیشه بهتر است که اول ملت قدر کند تا دولت تعقیب نماید، تا بالعکس باشد.
هدف اساسی ما که امروز یک نمونهاش از احکام دین مبین اسلام است، «تأمین عدالت» میباشد. در همه امور اساس دین مبین اسلام بر اساس تأمین عدالت گذاشته شده است او هر چېرې چې عدالت وي، له مشکلاتو نه وتلی شوو، نو یو عادل نظام جوړول زموږ او ستاسو اساسي هدف دی.
زندگی در بحران دوامدار که چهل سال گذشته ما در آن بودیم، مورد قبول ملت و ما نیست. ما باید بحرانهای این مملکت را به ختم برسانیم، نه این که بحرانها را دوامدار بسازیم.
مردم باعظمت افغانستان ضرورت دارند که سر آینده مطمئن شوند. از داکتر صاحب عیان و امین صاحب تشکر میکنیم که این فضای تجدید اعتماد را شما ذکر کردید. اول کال کې یعنې ۱۳۹۴ کال کې، زموږ مسئله د بقا وه او اکثریت بدبینان په دې فکر وو چې دا وطن به خدای ناکرده دوام ونه کړي، نه یې دا ولس پېژنده، نه یې زه پېژندلم، او نه یې زموږ ټیم پېژنده! اتمر صاحب، قیومي صاحب، نادري صاحب او ټول همکاران، موږ یو متعهد ټیم یوو چې له دې ولس نه پرته، بل بادار نه پېژنو! بادار مو ولس دی او عقیده مو په خدای ج ده او دا ولس به جوړېږي، ځکه چې دا ولس د پېړیو نه، د زرهاوو کلونو افتخار لري. موږ پرون نه یوو پیدا شوي چې سبا ونه اوسو، هزارها سال تاریخ داریم، بنابراین سر آینده خود اعتماد داریم و اعتماد همیشگی میباشد انشاءالله تعالی.
مسئله اصلی در تأمین عدالت، «حقوق شهروندی» است. امروز شهروندان مکروریان چهار یک الگو برای شهروندان باقی شهرهای افغانستان و نقاط مختلف شهر کابل هستند، امروز من تقریباً تمام روز را اختصاص به موضوعات کابل دادم و هدف اساسی ما این است که چه طور هر شهروند کابل با جایداد مصون، حفظ جایداد مصون، حفظ جان مصون و اطفال مصون زندگی کند و سر آینده امیدوار باشد. انشاءالله تعالی با رهبری که در سکتور شهری به وجود آمده، این آرزوها قابل عملی شدن است. در عین حال خواهش من و همه همکارهای ما از رهبری سکتور شهری این است که همه اعمال کوتاهمدت، وسطمدت و درازمدت را در یک برنامه بیاورند؛ تا اول، فضای اعتماد، مثل آن اقداماتی که در مکروریان چهار یا خواجهرواش صورت گرفت به دست بیاید تا سرمایه وسیعتر شود، و انشاءالله تعالی این در حال آماده شدن است.
نکته چهارم، درباره یک قسمت پیشنهادات که شد، اول از دختر عزیزم یلدا لطیفی ابراز امتنان. در کنفرانسهای آینده اطفال را دعوت میکنیم اما با عرض بینهایت احترام، یلدا جان! من بانوی اول را دستور داده نمیتوانم، تنها میتوانم از او خواهش کنم! [با مزاح:] مردی که زن افغان را دستور میدهد، دست خود را بالا کند. [خنده حاضرین] بانوی اول از پیشنهادتان تشکر میکند.
دوم، ترتیبات پارک گرفته شده است. در مورد پیشنهادی که عیان صاحب کرد، نهتنها این پارک مدنظر گرفته میشود؛ بلکه امروز بحثی در قسمت شهر کابل داریم که پارکها در تمام نقاط شهر کابل باید زیاد شود. تپهها، کوهها و دریای کابل، به تمام اهالی آن تعلق دارد، هیچ زورگویی اینها را نمیتواند بگیرد.
همچنین حفظ ساحات تاریخی ما! کابل تاریخ دارد. هدف ما کابلی است که در دوران بابر تا شاهزمان و اینها، هر شاعر دریزبان و پشتوزبان در وصفش اشعار میگفت. امروز وقتی که سر کابل شعر میگویند، تنها شکایت و شکوه است، اما انشاءالله بدل میشود.
در مورد تغییر مسئولیت مکروریان چهارم، دو اداره دخیل به نتیجه برسند.
موضوع مرکزگرمی و آب، هر دویش حیاتی است که توجه جناب وزیر صاحب را میخواهم.
در خاتمه تأکیدم سر تعیین هدف واضح، و همکاری و هماهنگی در تطبیق آن است. جامعه ما خواستار پایتختی است که قابل زندگی و افتخار باشد. کلید این در نتیجه همکاری بین مردم – به حیث شهروندانی که حقوق و وجایب دارند – سکتور خصوصی و سکتور دولتی است. دوی د یو بل لازم او ملزوم دي او زه باور لرم چې کابل یو لوی ګنج [خزانه] دی چې تراوسه یې څوک په قدر نه پوهېږي. کابل، معلوم است که در یک قسمت ضرورت به همکاریهای تخنیکی دارد؛ اما کلید ثروت کابل در دست خود کابلیها است. کلید ثروت هر شهر و افغانستان در دست خود افغانها است. باورمند باشیم، هماهنگی و طرحهایی ایجاد کنیم که بتواند مورد اعتماد و عملی باشد.
باز من تمام شهروندها را تبریک میگویم که امروز اعتبارتان دوباره حاصل شد. امید است که با این باورمندی، ما و شما بتوانیم شهر و مملکت و ملتی را دوباره بر پا ایستاد کنیم که موجب افتخار تمام ما و امید آسیا باشد.
تل دې وي افغانستان!
زنده باد افغانستان!
یشه سین افغانستان!