پایان خشونت علیه زنان: ایجاد برابری و عدالت در افغانستان
بیانیه در مراسم روز بینالمللی محو خشونت علیه زنان
نکات اساسی:
- برابری زنان: زنان شهروندان مساوی و دارای حقوق و کرامت کامل انسانی هستند.
- تقبیح خشونت: تمامی انواع خشونت علیه زنان باید متوقف گردد.
- مبنای دینی و قانونی: اسلام و قانون حامی و محافظ حقوق زنان هستند.
- توانمندسازی و تعلیم: زنان برای رهبری به آموزش و فرصتهای برابر نیاز دارند.
- جامعه مدنی و رسانهها: نهادهای غیردولتی و رسانهها باید آگاهی عامه را علیه خشونت افزایش دهند.
- پاسخگویی حکومت: نهادهای دولتی مکلف به تطبیق قوانین و تأمین برابری هستند.
- تغییر فرهنگی: پایان دادن به تبعیض جنسیتی و ترویج فرهنگ احترام به زنان.
- مسئولیت جمعی: همه باید برای داشتن جامعهای عاری از خشونت متحد شوند.
۳ قوس ۱۳۹۵
بسمالله الرحمن الرحیم.
جناب داکتر صاحب عبدالله، بانوی اول کشور، جناب وزیر صاحب زنان، اعضای محترم کابینه، داکتر صاحب سیما سمر، همه خواهران و برادران و اعضای محترم کوردیپلوماتیک و مهمانان گرامی!
السلام علیکم و رحمةالله و برکاته!
خوش کیلدیگ! خوش آمدید! ښه راغلاست!
امروز روز تجلیل، تشخیص و تصمیم است. تجلیل از مقام زن به حیث زن و شخصیت مساوی با مرد، نه به حیث فرد دوم و شهروند درجه دوم.
اجماع جهانی، منطقهای، اسلامی و ملی — که بر اساس فرمایش قانون اساسی صورت میگیرد — این است که زن شخصیت درجه اول است و به حیث زن مورد احترام همه میباشد و سر نقشاش به حیث زن و شهروند، این دولت و حکومت وحدت ملی، کاملاً مصمم است.
تشخیص. امروز هدفی را که تجلیل میکنیم، از واقعیتی که زندگی مینماییم بهنهایت فاصله دارد. تشخیص این است که امروز خشونت علیه زن، هم یک پدیده بینالمللی است و هم بدبختانه یک مشکل جدی ملی میباشد. خواهر ما [فاطمه از ولایت بغلان] که صحبت کرد، حکایت از این میکند که امروز ما جرئت بیان درد خود را داریم، از جرئت، شجاعت و عزم راسخ اینها تشکر میکنم. این واقعاً جرئت میخواهد که پیش روی تمام مردم افغانستان، یک دختر افغان ایستاد شود و زجری را که کشیده و ظلمی را که دیده، بیان کند. این شروع یک گفتمان ملی است. تقاضای من از تمام مردم ما این است که این درد را درد خود بدانند، درد یک دختر ندانند و درد تمام دختران افغانستان بدانند. تصمیم این است که ما بعد از تشخیص، اقداماتی را که کردیم — قسمی که داکتر صاحب عبدالله پیشتر ذکر کرد — ده چند و بیست چند زیادتر بسازیم.
ارتباط زن و مرد شاید مشکلترین، پیچیدهترین و بنیادیترین مناسبات همهجانبه باشد، چون در مناسبات مختلفی هستیم. امید است که احترام رئیس جمهور به بانوی اول، و احترام طارق پسرم به مریم دخترم، یک نمونه شود که هر مرد افغان زن خود را به همین سویه احترام کند و هر پسر افغان، خواهر خود را به همین اندازه دارای اهمیت بداند. من و خانم اول دو اولاد فزیکی داریم، اما پانزده میلیون اولاد معنوی داریم. از هر کدام اینها، تقاضای ما این است که به صورت اساسی احترام به زن و شخصیتش را یک هدف والای زندگی خود تعیین کنند. بدون این، دردهای جامعه ما رفع نمیشود.
استناد ما، معلومدار مانند همیشه بالای کلام الهی و سنت نبوی میباشد. اگر قرآن مجید انسانها را خلیفه خدا جل جلاله در روی زمین نامیده و آنان را به کرامت ذاتی مفتخر ساخته است، این منزلت اختصاصی به مردان ندارد و زن و مرد به صورت یکسان از آن برخوردار هستند. فراموش نکنیم، اولین شخصی که ایمان آورد بیبی خدیجه بود. خشونت و بدرفتاری با زنان، در تضاد کامل با مقام خلافت و کرامتی است که خداوند جل جلاله به نوع آدمی بخشیده است. پیامبر اکرم ﷺ نیز چنان که در کتاب سنن نسائی و برخی دیگر از کتابهای حدیث آمده است، با تأسی به رهنمودهای الهی اعلام داشت که باید با زنان به نیکی رفتار شود و گفت «مردانی که با زنان خود بدرفتاری میکنند از نیکان شما نخواهند بود». مردی که بدرفتاری میکند نیکان شمرده نمیتواند و جامعه باید او را رد کند؛ چون هدایت پیامبر اسلام ﷺ است.
بیحرمتی به مقام زن و اقدام به خشونت در برابر وی، هم تخطی از تعالیم اسلام است و هم در تعارض با قوانین و عرفهای بینالمللی قرار دارد.
د اسلامي تمدن د اوج په زمانه کې د مسلمانانو تجربه ښيي چې له ښځو سره د ظلم او ستم مخه ونیول شي او برابر فرصتونه ورته برابر شي، نو هغوی کولای شي په ټولنه کې په سیاسي، اجتماعي، فرهنګي او علمي ژوند کې اغېزناک نقش ولري. د اسلام په صدر کې د پاکو بېبېیانو په ستر نقش باندې هېڅوک سترګې نه شي پټولای. د حضرت بي بي خدیجې او حضرت بي بي عایشې (رض) په خبر مېرمنو د ټولنې په علمي، سیاسي او اقتصادي ژوند کې لوی نقش درلود. په ورپسې پېړیو کې هم په اسلامي ټولنو کې د رابعه عدویه، رابعه بلخي، ګوهر شاد بیګم، زرغونې انا، نازو انا او عایشه دراني غوندې سترو مېرمنو په شعر او ادب او عرفان او سیاست کې ځلانده کارنامې لرلې دي. دوی ځکه مهم کارونه وکړل چې د تعلیم او پرمختګ فرصت ورته برابر شو او د خشونت او تبعیض په اور کې ونه سوځېدې. که د امیر دوست محمد خان خور نه وی، انګریزان به شاید پ دې توانېدلي وي چې زموږ ملي قیام مات کړي. هم یې پیسې ولورلې مجاهدینو ته او هم یې څادر. ویل یې چې پیسې غواړئ دا زماګانه او که جرئت نه لرئ زما څادر په سر کړئ او زه په ویاړ دا څادر په اوږه اچوم، ځکه د افغانستان د ښځو څادر د عزت څادر دی. په کومو کورونو کې چې خشونت او ناوړه چلند کېږي، هلته د دغسې پرمختګونو امکان ډېر کم وي.
د ښځو په مقابل کې خشونت په ساده معنی کې د هغوی وهل او ټکول دي چې د اسلام د مبین دین له تعلیماتو ناخبره او له سمې تربیې محروم کسان یې مرتکب کېږي، خو له ښځو سره خشونت یوازې په فزیکي تشدد کې نه خلاصه کېږي. د خبرو او عمل له لارې خشونت مختلف شکلونه لري. د یو څو پیسو په مقابل کې د خور او لور خرڅول د خشونت یو ډېر ناوړه شکل دی چې متاسفانه په خپله ټولنه کې یې تر اوسه پورې لیدلی شوو. ښځو ته د میراث نه ورکول، د هغوی د مالي حقونو سلبول، نجونې له زدهکړو محرومې ساتل، د زور ودونه، د کم عمره نجونو ودول د خشونت نور مختلف شکلونه دي چې موږ باید د خپل دین او انساني حقونو په اساس مبارزه ورسره وکړو او له منځه یې یوسوو. دغه راز ښځې د رایې له حقه یا نورو مدني حقونو محرومې ساتل او یا د هغوی په باره کې منفي تبصرې او قضاوتونه کول، د خشونت نور ډولونه دي چې مبارزه ورسره پکار ده.
مقابله با خشونت علیه زنان هم مسئولیت اخلاقی و هم وظیفه قانونی، وجیبه دینی و ضرورت انسانی است؛ تا دختران ما در کنار پسران ما زندگی توأم با خوشبختی داشته باشند؛ تا همه بدون تبعیض بتوانند به آرزوها و رؤیاهایشان دست یابند؛ تا مرد و زن جامعه ما به رفاه و آسایشی که حقشان است، دست پیدا کنند. برای این هدف، لازم است، میان نهادهای عنعنوی و مدنی جامعه ما، در کنار تلاش هدفمندانه سیستمهای تعلیمی و تحصیلی ما و همزمان با تلاشهای آگاهانه و مسؤولانه رسانههای ما، همکاری و هماهنگی وجود داشته باشد.
من افتخار میکنم که زنان ما امروز صاحب صدای بلند جمعیاند و در مطابقت با اصول دینی و ملی ما بهمنظور جلوگیری از خشونت علیهشان تلاش میکنند. امروز از همه فعالین مدنی زن و مرد که در راه حقوق زنان مبارزه کردهاند، من از صمیم قلب تشکر میکنم و خاصتاً از داکترصاحب سیما سمر که یک الگو برای زنان افغان شده و زندگی صدها و هزارها زن افغان را تغییر داده، از صمیم قلب تشکر میکنم. تنها یک بار به جاغوری بروید و ببینید که زندگی چقدر از اطفال و زنان تغییر کرده و زنهایی که از داکترصاحب الهام گرفتهاند و دختران جوان ما، با چه شجاعت و فصاحت صحبت میکنند. امید است که هر کدام ما مثال داکترصاحب سیما سمر را جدی بگیریم و اگر هر کدام نمیتوانیم صدها دختر را توانمند بسازیم، حداقل یک تا ده تن را میتوانیم توانمند بسازیم، که این مبدل به یک موج عظیم خواهد شد.
همچنین از تمام فعالین دیگر من ابراز امتنان میکنم. زیرا بدون وجود شما (مراسم) امروز غیرممکن بود و تنها به یک مجلس تشریفاتی مبدل میشد. موجودیت شما حکومت وحدت ملی را مسؤول نگهمیدارد و ما در این فریضه ملی، شریک و همکارتان هستیم. بیشتر این تلاشها در چوکات نهادهای حمایت از حقوق زنان صورت گرفته است و بدین لحاظ مکلفیت ماست که در تقویت این نهادها تلاش نماییم. دخترم! عزیزم! تقاضایی را که در قسمت خانهی امن کردی و ضرورت یک بررسی سرتاسری را از حکومت وحدت ملی خواستی، ما به جان و دل قبول میکنیم و اراده ما این است که تمویل واضح در آینده از راه بودجه ملی برای تقویت افراد محروم جامعه صورت خواهد گرفت.
علماء کرام نقش بسیار اساسی و عمده داشتهاند و فعالیتهای اینها از طریق مساجد و منابر برای آشنا ساختن مردم به تعالیم دینی ما دارای اهمیت خاص است. توصیههای اکید دین مبین اسلام را برای خودداری از خشونت و بدرفتاری با زنان، وقتی که اینها توضیح میدهند، نقش بسیار اساسی دارد. نهادهای عدلی و قضایی طوری که قبلاً ذکر شد، توجهشان جذب شده است. تعداد زنانی که در بندیخانهها هستند از ۹۰۰ تن کمتر شده است. هنوز هر قضیه ضرورت به تحقیق دارد و تحقیق میشود. نه تنها در هشت مارچ یک تخفیف خاص تعیین شده؛ بلکه در هر فرمان عفو، ما درخواست کردهایم که برای زنان توجه خاص شود. اجماعی که در دستگاه عدلی و قضایی ماست به این نتیجه رسیده که برای یک زن، یک سال حبس مساوی به دو سال حبس برای مرد تلقی شود.
متأسفانه امروز نیز یک بخش عمده خشونتها علیه زنان بر اساس فرهنگ زنستیز در ادارات حکومتی صورت میگیرد که شامل تهدید و جلوگیری از حضور زنان در ادارات میشود. تبعیض منفی هنوز هم دوام دارد، شکایتهایتان از پروسه سیبیآر به من رسیده و تعهد من این است که رفع میشود. این برخورد، قابل تحمل نیست و مکلفیت تمام ما است که در رفع و تغییر این فرهنگ زنستیز تلاش نماییم. دولت وسیلهی ایجاد فرصت و مساوات و تطبیق قانون اساسی است و فرهنگ زنستیزی، تخلف و تمرد از قانون اساسی و روحیه ملی ما است. بنابراین همه باید بدانند که این روحیه باید تغییر کند و این فرهنگ قابل تغییر است.
نهادهای مدنی تلاش کنند تا سطح آگاهی عمومی را نه تنها در سطح شهرها، بلکه در قریهها و ولسوالیها نیز بالا ببرند و مردم را به عواقب سوئی که از اعمال خشونت بر زنان ناشی میشود باخبر کنند.
هفته محو خشونت علیه زنان یک فرصت مناسبی است تا مردم ما بتوانند در یک گفتمان ملی هم منحیث فرد و هم منحیث جامعه به ابعاد مختلف پدیده شوم خشونت و عوامل آن بپردازند. من از وزیر صاحب امور زنان که به نمایندگی از شما نظریات و پیشنهادادت را ابراز کردند، تشکر میکنم. یک جلسه خاص کابینه بالای پیشنهاداتتان غور خواهد کرد و تصمیم عملی خواهد گرفت.
دولت و ملت باید یکجا به این هدف متعهد باشند که جامعهای عاری از خشونت علیه زنان داشته باشد، و این باور در آگاهی عمومی جامعه شکل بگیرد که نمیتوان جامعهای سعادتمند و خوشبخت داشت، مگر زمانی که ریشههای شجره خبیثه خیانت را بخشکانیم و به هر نوع تبعیض و بیعدالتی، از جمله بیعدالتی جنسیتی پایان ببخشیم.
یشه سین افغانستان!
زنده باد افغانستان!
تل دې وي افغانستان!